تاریخ امروز :
تالار های نیک صالحی - Powered by vBulletin
تبلیغات
تولبار جدید و آپدیت شده مخصوص نیک صالحی آماده دانلود است ، برای دانلود کلیک کنید.
نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4
  1. #1
    amir_2000 آواتار ها
    amir_2000 آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Mar 2006
    محل سکونت
    n82
    نوشته ها
    1,659
    تشکر
    162
    تشکر شده 957 بار در 498 ارسال

    پیش فرض

    هر يک از جوامع ايرانی؛ از جاذبه های اجتماعی خاص خود برخوردار هستند. شيوه هاي معيشت، جشن ها و آيين های سنتی و باستانی، غذاهای محلی، شيرينی های خانگی و آداب و رسوم حاكم بر مراسم های مختلف از جمله جاذبه های اجتماعی مناطق مختلف ايران هستندكه همگی برآيند شيوه‌ي زندگی اجتماعی مردمان هر ناحيه است. زيست بوم های كويري و شيوه‌ي معيشت مردم كوير از فضاهای جالب توجه استان يزد است كه می تواند در خدمت توسعه گردشگری قرار بگيرد. در استان يزد همانند دیگر مناطق ایران جشن ها و آیین ها به سه دسته ی ملی، محلی و مذهبی تقسیم می شوند که در میان جشن های ملی؛ نوروز باستانی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. به علت اسكان تعداد زيادي از زرتشتيان در اين استان، جاذبه هاي اجتماعي و جشن ها و آيين هاي آن ها نيز از اهميت و جاذبه‌ي زيادي برخوردار است. شيريني‌پزي يزد در سراسر ايران شهرت فراوان دارد. شيريني‌پزان يزد از هفتاد سال پيش با دقت و مهارت، اين سوغات معروف يزد را به ساير نقاط ايران و حتي كشورهاي جهان عرضه مي‌كنند. استان يزد در لايه های مختلف اجتماعی خود از جاذبه های كم نظير و زيبايی برخوردار است كه آشنايی با آن ها از مهم ترين ويژگی های گردشگری اجتماعی اين ناحيه است.




    ----------------------------------------------------------------------------------------------

    عشاير
    استان يزد از مدنيت و شهر نشيني ديرينه اي برخوردار بوده و به دليل موقعيت خاص جغرافيايي خود از عشاير منسجم با ويژگي هاي خاص عشاير برخوردار نيست ولي خانه هاي خشتي و گلي استان يزد كه در محورهاي بياباني و كويري گسترده شده اند يكي از زيباترين شيوه هاي همزيستي با طبيعت را به نمايش گذاشته اند كه براي گردشگران بسيار جذاب وديدني است.
    دوستان عزیزم خدا نگهدار ...
    :p

  2. #2
    amir_2000 آواتار ها
    amir_2000 آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Mar 2006
    محل سکونت
    n82
    نوشته ها
    1,659
    تشکر
    162
    تشکر شده 957 بار در 498 ارسال

    پیش فرض جشن ها و آیین های استان یزد

    جشن ها و آیین های استان يزد که یکی از مهم ترین جاذبه های اجتماعی مردم استان به شمار می آیند به جشن های ملی، خصوصی و مذهبی تقسیم می شوند. در بيش‌تر نقاط استان؛ مراسم اعياد ملی و مذهبی برگزار می‌شوند. اين نوع مراسم مانند: جشن‌های ملی چهارشنبه سوری، عيدنوروز، سيزده به در و عيدهای مذهبی قربان، فطر، غدير خم، نيمه شعبان، روز مبعث پيغمبر(ص)، روز تولد ائمه اطهار و ... با شور و شوق از طرف مردم برگزار می‌شوند. عيد نوروز و مراسم مربوط به آن نيز مانند ساير نقاط ايران جشن گرفته می ‌شود. جشن های خصوصی نیز شامل مراسم های مخصوص عروسی و آیین های محلی می شوند که در این استان رایج هستند.
    نوروز: تدارك رسيدن نوروز از اوايل اسفندماه با خاته تكاني آغاز مي‌شود. تميز كردن خانه و شستن تمام وسايل از اعتقادات مردم اين سرزمين و نشان از تغييري اساسي در زندگي است. چيدن سفره هفت‌سين يكي ديگر از اركان اصلي اين جشن است. در اين سفره، نمادهاي سبزي، آب و هم چنين نمادهاي مذهبي ديده مي‌شود. هنگام تحويل سال، افراد خانواده دور سفره هفت‌سين مي‌نشينند و بزرگ خانواده دعاي تحويل سال را مي‌خواند.
    غذاي سنتي اين روز، سبزي‌پلو با گوشت است. بعد از تحويل سال، كوچك‌ترها به ديدن بزرگ‌ترها مي‌روند و با تبريك سال نو، از آن‌ها عيدي مي‌گيرند. در اين ديد و بازديدها، با شيريني و شكلات از مهمانان پذيرايي مي‌كنند. ديد و بازديدهاي عيد تا روز سيزدهم فروردين به طول مي‌انجامد.
    سيزده ‌به در: مردم استان يزد در روز سيزدهم فروردين به سوي باغ‌ها، مراتع و سبزه‌زارها مي‌روند و به پخت و پز غذا و شادي و تفريح مي‌پردازند. دخترها در اين روز سبزه گره مي‌زنند و در دل آرزوي ازدواج مي‌كنند.روز سيزده به در براي عروس‌ها و دختران طلبيده(شيريني‌خورده) نيز روز بسيار خوشي است؛ زيرا، در اين روز مادرشوهر، خواهران شوهر و ساير اقوام داماد با دايره زنگي به خانه عروس رفته و او را براي گردش و در كردن نحسي روز سيزده، به باغ و سبزه مي‌برند.
    اعياد مذهبي: مردم استان يزد اعياد و جشن‌هاي مذهبي مانند عيد فطر، عيد قربان، عيد غدير خم، ميلاد حضرت محمد(ص)، ‌نيمه شعبان و ... را گرامي داشته و آن‌ها را به طرز باشكوهي برگزار مي‌كنند. برخي از مردم در روزهاي عيد فطر و قربان پس از خواندن نماز مخصوص اين روزها، به ديد و بازديد پرداخته و برخي ديگر به گورستان رفته و براي درگذشتگان فاتحه مي‌خوانند. مردم يزد عيد غدير را عيد «سادات» مي‌نامند و به ديدار خانواده‌هاي سيد مي‌روند و اين روز را به آنان تبريك مي‌گويند. معمولاً بزرگان سادات در اين روز پول يا چيز ديگري را به عنوان عيدي به مهمانان مي‌دهند.
    در نيمه شعبان، جشن‌هاي باشكوهي در سطح شهر برگزار مي‌شود. جوانان با آذين‌بندي و چراغاني كوچه‌ها و خيابان‌ها و تشكيل گروه‌هاي نمياش خياباني، ساخت آب‌نما و شربت‌خانه‌هاي موقت، مقدمات برگزاري روز جشن را آماده مي‌كنند. در روز نيمه شعبان، هزاران نفر از مردم يزد در خيابان حضرت مهدي(عج) تجمع مي‌كنند و به اين ترتيب انتظار خود را نسبت به ظهور حضرت مهدي(ع) نشان مي‌دهند. هنگام غروب آفتاب نيز با پخش شربت، شيريني و شير از يك ديگر پذيرايي مي‌كنند.
    هم چنين بازاري «غلامعلي سياه» در نزديكي ميدان «اميرچقماق»، چهارراه «مهديه» و خيابان «مسجد جامع» نيز از جمله مكان‌هاي تجمع مردم در اين روزها هستند. البته ساير خيابان‌هاي شهر نيز در اين روزها مالامال از جمعيت مي‌شود.
    مراسم عروسي: مراسم ازدواج و جشن عروسي در شهرها و روستاهاي مختلف استان يزد با اندكي تفاوت به يك ديگر شبيه‌اند. نخست خواهر و مادر پسر براي ديدن دختر به خانه آن‌ها مي‌روند؛ اگر دختر را پسنديدند و دختر نيز موافقت كرد، هفته بعد با يك حلقه انگشتر، يك جفت كفش و يك جعبه شيرين دوباره به خانه آن‌ها رفته و دختر را خواستگاري مي‌كنند. چند روز پس از خواستگاري، اقوام داماد همراه با روحاني (عاقد) به خانه عروس رفته و عروس را بر سر سفره مي‌نشانند. در سفره عقد، بادام، گردو، فندق، فلفل سياه، زنجبيل، دارچين، نقل، نبات، عسل، روغن، نان، پنير و سبزي خوردن، ماست و ميوه مي‌گذارند.
    در روز عقدكنان، عاقد از عروس «بله» را مي‌گيرد. سپس سفره سفيدي به نشانه سپيدبختي روي سر عروس مي‌گيرند و دو كله يا دو تكه قند را به هم مي‌سايند و مي‌خوانند:
    شخصي كه قند مي‌سايد مي‌خواند: مسابم، مسابم
    دخترها و زنان دسته جمعي مي‌پرسند: چي‌چي مسابي؟
    ـ مهر محبت مسابم
    ـ دخترها و زنان مي‌پرسند: براي كي؟
    ـ برا عروس و دوماد. بعد از عروس و داماد از زن و شوهران جوان ديگر نيز اسم مي‌برد.
    بعد با نخ و سوزن پارچه سفيدي را مي‌دوزند (البته انتهاي اين نخ گره ندارن و اين عمل نشانه‌اي از دوختن است نه دوختن واقعي) و مي‌خوانند:
    ـ چي‌چي مي‌دوزي؟
    ـ مهر و محبت مي‌دوزم.
    ـ برا كي مي‌دوزي؟
    ـ برا عروس و دوماد.
    به اين مراسم پيش از آمدن داماد نزد عروس «روس كردن» مي‌گويند. آن گاه داماد را كنار عروس، رو به روي آيينه مي‌نشانند. داماد براي ديدن عروس رونما مي‌دهد و خويشاوندان عروس و داماد به آن دو رونما مي‌دهند. مادرزن حلقه انگشتر را به دست داماد مي‌كند و داماد هم به دست عروس حلقه مي‌گذارد. سپس يكي از نزديكان عروس، ظرف آبي آورده و انگشت شست پاي عروس و داماد را درون تشت با آن آب مي‌شويد و داماد مشتي پول درون آب مي‌ريزد. آب را درون راهرو ريخته و پول را به عنوان شگون برمي‌دارند. رقص، آواز، شادي و عربونه زدن ساعت‌ها ادامه مي‌يابد. حال اگر داماد بخواهد عروس را به خانه خود ببرد، همه با ساز و آواز به راه مي‌افتند و مي‌خوانند:
    عاروس قشنگه بله
    اين كوچه تنگه بله
    دست به زلفش نكنيد مرواري بنده بله
    سر عاروس گل بريزيد
    سر دوماد اشرفي
    هنگام بردن عروس، سر هر كوچه يكي از نزديكان دامان پيش مي‌آيد و با گفتن جمله‌هايي نظير «عروس‌خانم خوش آمدي»، «كوچه و محله ما را روشن كردي»، پا اندازي نظير يك قطعه طلا يا سفرهاي تفريحي و يا سراندازي مانند سفرهاي زيارتي مثل حج يا سفر به مشهد مقدس را به عروس تقديم مي‌كند.
    معمولاً در همان شب يا شب پيش از عقد، سيني مي‌برند. بدين ترتيب كه برنج، روغن،‌قند، پارچه و ديگر لوازم را داخل سيني‌هاي بزرگ گذاشته، روي آن‌ها را با پارچه‌هاي رنگي زيبا پوشانده و سيني‌ها را روي سر گذاشته و به خانه عروس مي‌برند. (اين رسم امروزه بيش تر در روستاها برگزار مي‌شود).
    دو روز بعد، ساير اقوام عروش و داماد، لوازمي مثل ظرف و وسايل خانه را به رسم پيش كش به حجله داماد مي‌برند. به اين پيش كش‌ها «جاخالي» مي‌گويند. در مرحله بعد خانواده عروس و داماد هر يك به نوبت عروس و داماد را به خانه خود دعوت كرده و مهماني مي‌دهند. به اين مهماني‌ها «پاگشا» مي‌گويند.
    جشن‌هاي زرتشتيان: جشن‌هايي كه امروزه زرتشتيان يزد برگزار مي‌كنند، همان جشن‌هاي ايران باستان است. زرتشتيان در هر ماه، هنگامي كه نام روز و ماه با هم يكي مي‌شد، جشن برگزار مي‌كردند و آن ‌جشن را به نام همان ماه مي‌ناميدند. اين جشن‌ها عبارت اند از: فروردين‌گاه،ارديبهشت‌گاه ، خوردادگان،‌تيرگان،مردادگ ن، شهريورگان، آبان‌گان، آذرگان، دي‌گان، بهمن‌گان و اسفندگان. از اين ميان جشن نوروزگان (فروردين‌گاه) و جشن‌هاي مهرگان و سده از همه مهم‌تر است.
    جشن نوروز زرتشتيان: زرتشتيان در شب قبل از نوروز، زماني كه تاريكي آخرين شب سال رنگ مي‌بازد، بر بام خانه‌هاي خود آتش مي‌افروزند و فرداي آن روز با گستردن سفره‌ هفت‌سين و چيدن خواركي‌هايي كه از قبل آماده كرده‌اند، جشن نوروز را آغاز مي‌كنند. يكي از اين خوردني‌ها، پالوده مرواريد است كه از اوايل زمستان براي تهيه گندم و نشاسته آن دست به كار مي‌شوند. ششه يا سبزه از ضروري‌ترين لوازم سفره هفت‌سين است. از پنجه كوچك (20 تا 24 اسفند) زنان با همكاري هم، به تهيه خوراكي‌هاي سنتي مانند نان، شير، كماج شيرين، نان پيه‌پياز،‌حلواي سن، حلواي شكر مي‌پردازند. هم چنين آش هفت‌دونار يا ججه (gaga) را از هفت نوع غلات و حبوبات تهيه مي‌كنند و درمراسم مذهبي خاص خود مصرف مي‌كنند.
    جشن مهرگان: جشن مهرگان به مناسبت پيروزي ايرانيان بر «ضحاك» ستمگر به رهبري «كاوه آهنگر» بر پا شد. ايرانيان به شكرانه اين پيروزي كه در روز «مهر» (دهم) ماه مهر روي داد، جشني بزرگ برپا كردند. اين جشن شش روز به طول مي‌انجامد. در برخي از روستاها جشن مهرگان با ساز و شادماني نيز همراه است و در روز پنجم جشن، گروهي از جوانان در محل آدريان يا سرچشمه قنات جمع شده و به شادماني مي‌پردازند.
    جشن سده: جشن سده همان جشن پيدايش آتش است كه از عهد باستان تاكنون رواج داشته است. چون اين جشن را در صدمين روز زمستان برگزار مي‌كنند، آن را جشن «سده» مي‌نامند. ايرانيان باستان، سال را به دو فصل تابستان بزرگ هفت ماهه و زمستان بزرگ پنج ماهه تقسيم مي‌كردند. چون از روز اول آبان كه زمستان بزرگ آغاز مي‌شود تا دهم بهمن كه روز برگزاري اين جشن است صد روز مي‌گذرد، اين جشن را سده ناميده‌اند.
    جشن گاهان‌بار: در آيين زرتشت اعتقاد بر اين است كه «اهورامزدا» جهان مادي را در شش مرتبه آفريد و آن را «شش گاهان‌بار» مي‌گويند و با زمزمه سرودي آن را جشن مي‌گيرند و خدا را ستايش مي‌كنند. مراسم هر «گاهان‌بار» به مدت پنج روز ادامه مي‌يابد. گاهان‌بارها را جشن‌هاي فصلي نيز مي‌نامند، زيرا به طبيعت و كشاورزي مربوط است و نشان دهنده‌ي شش مرحله آفرينش آسمان، آب، زمين، گياهان، جانوران و انسان است. جشن‌هاي گاهان‌بار جزو جشن‌هاي مذهبي زرتشتيان محسوب مي‌شود. در بامداد روز اول هر گاهان‌بار، در آدريان يا آتش ورهرام هر شهر، موبدان و مردم گرد هم مي‌آيند و سرودهاي اوستا را مي‌خوانند. پس از آن، «لرك» ـ مخلوطي از هفت ميوه خشك ـ پخش مي‌كنند. «لرك» را روي چادري پهن آن را با دانه انار و چند شاخه درخت مورد تزيين مي‌كنند.
    گاهان‌بارها عبارت اند از:
    گاهان‌بار يوزرم (از دهم تا چهاردهم ارديبهشت‌ماه، آفرينش آسمان)
    گاهان‌بار ميديوشهم‌گاه (Medio shahem)(از هشتم تا دوازدهم تيرماه، آفرينش آب)
    گاهان‌بار پيته شهم‌گاه(paete shahem) (از بيست‌ويكم تا بيست‌و‌پنجم شهريورماه،‌آفرينش زمين)
    گاهان‌بار اياثرم‌گاه (Yathrwm) (از بيستم تا بيست‌و‌پنجم مهرماه، آفرينش گياهان)
    گاهان‌بار ميدياريم‌گاه (Maeiarem) از دهم تا چهاردهم دي‌ماه، آفرينش جانوران)
    گاهان‌بار همس‌پت ميديم‌گاه (Hamas Path Meadem) از بيستم تا بيست‌وچهارم اسفندماه، آفرينش انسان)
    جشن هيرومبا: هيرومبا جشني است شبيه آتش‌افروزي جشن سده كه هر سال در روستاي «شريف‌آباد» اردكان برگزار مي‌شود. تاريخ برگزاري اين جشن با گاه‌شماري بدون كبيسه، هفته آخر ماه فروردين است. زرتشتيان شريف‌آباد براي تهيه هيزم آتش هيرومبا به نيايشگاه «پير هريشت» مي‌روند. آن‌ها زماني حركت مي‌كنند كه پيش از غروب آفتاب به پير هريشت برسند. آن‌ها اسباب و اثاثيه خود را با وانت يا الاغ مي‌برند و شب در همان جا اقامت مي‌كنند. سپيده‌دم روز بعد، مردان و جوانان پس از نيايش به صحرا مي‌روند و بوته‌هاي خار را براي آتش هيرومبا جمع‌آوري مي‌كنند. بانواني كه در پير هريشت مانده‌اند، ناشتايي تهيه كرده و آن را به صحرا مي‌فرستند. پس از آن كه هيزم آماده شد، مردان به پير هريشت بر‌مي‌گردند و مراسم چوب‌زني انجام مي‌شود. مراسم چوب‌زني اين گونه برگزار مي‌شود:
    كساني را كه براي اولين‌بار در مراسم جمع‌آوري هيزم شركت كرده‌اند يا در آن سال صاحب فرزند شده‌اند، بر سر دست بلند مي‌كنند و با شادي و سرور به او چوب مي‌زنند. بستگان اين شخص بايد كله قندي تقديم كنند تا او رها شود. با اين كله قند شربت درست مي‌كنند و آن را مي‌نوشند.
    به هنگام عصر، هيزم‌ها را با وانت يا الاغ به شريف‌آباد مي‌برند و در ميدان كنار آدريان انباشته مي‌سازند. سپس آتش مي‌افروزند و مراسم مذهبي را گرداگرد آتش برگزار مي‌كنند.
    بامداد روز بعد، زنان شريف‌آبادي به محل آتش هيرومبا مي‌آيند. خاكسترها را كنار مي‌زنند. گلوله‌هاي سرخ آتش را در آتشدان گذاشته، به خانه خود مي‌برند. در خانه با چوب سندل، كندر دود كرده و آن را دور خانه مي‌چرخانند، آن گاه خارج مي‌شوند و به سوي آدريان شريف‌‌آباد باز‌مي‌گردند و آتش را به آتش‌بند (مسيول نگهباني از آتش) مي‌سپارند. جشن هيرومبا در گذشته در روستاي «مزرعه گلانتر» برگزار مي‌شد.
    اين مراسم با اندك تفاوت در روستاهاي «الله‌آباد» و «نرسي‌آباد» به نام «هيبدوگ» و در روستاي «خرمشاه» به نام «شاخ‌شاخ دربن» برگزار مي‌شود.
    مراسم سدره‌پوشي: هنگامي كه دختر يا پسر به سن سدره‌پوشي مي‌رسد (سن تكليف، هفت تا ده سالگي) مراسم جشني از طرف والدين او برپا مي‌شود. در اين مراسم كه بيش تر افرادفاميل در آن حضور دارند، سفره رنگيني پهن مي‌كنند و آن را با انواع نقل و شيريني، خشكبار و يك مجمر آتش مي‌آرايند. سپس دختر يا پسر كه قبلاً حمام كرده، سدره مي‌پوشد و بر سر سفره حاضر مي‌شود. در اين موقع، ‌موبد در حين خواندن دعاي «اورمزد» بند بلند و باريكي را كه به «گشتي» معروف است، به پشت كمر سدره‌پوش مي‌بندد و در پايان مراسم نقل و شيريني تعارف مي‌كنند.
    مراسم عروسي در ميان زرتشتيان: مادر، خواهر و چند تن از بستگان داماد، براي طلبيدن عروس به خانه آن‌ها مي‌روند. آن‌ها با خود شاخه‌هايي از سرو، دولگ (كيسه ابريشمي) پر از نقل و شيريني، يك كله قند و دستمال سبزي كه داخل آن يك عدد انار شيرين و مقداري آويشن و سنجد ريخته‌اند، مي‌برند. پس از جلب رضايت خانواده عروس، مادر داماد چند شاخه سرو را به دست پدر و مادر عروس مي‌دهد، دستمال سبز را باز مي‌كند، انار شيرين و شاخه‌هاي سرو را به دست عروس مي‌دهد،‌قند را در دامنش مي‌گذارد و مقداري برگ آويشن را بر سر و رويش مي‌ريزد. روي او را مي‌بوسد و برايش آرزوي سبزبختي مي‌كند. بستگان عروس و داماد با آواي كشيده مي‌گويند: ها برو شاباش (به معني‌هاي برو شاد باش).
    در روز نامزدي، خانواده پسر يك حلقه، يك سيني پر از نقل، چند كله قند، چند متر پارچه، آيينه و گلاب و برگ آويشن را به خانه عروس مي‌برند و نامزدي علني مي‌شود. در باور برخي از زرتشتيان نامزدي تا سي‌وسه روز و حداكثر سه‌ماه ادامه دارد تا خانواده‌ها با يك ديگر آشنا شوند.
    گواه‌گيري همان عقدكنان است كه در اين روز، عروس لباس سبز مي‌پوشد، تور يا پارچه‌اي سبزرنگ روي سر مي‌اندازد و داماد در كنار او مي‌نشيند. داماد نيز كلاه سبزي بر سر دارد و بر روي شانه راست او دستمال سبزي مي‌اندازند كه به آن «كشتي» مي‌گويند. جلوي داماد و عروس سفره‌اي پهن مي‌كنند و با گلدان‌هاي گل و سرو، نقل و شيريني و ... آن را مي‌آرايند. برادر داماد يا يكي از نوجوانان اقوام او، ‌در پشت سر دادماد مي‌ايستد. اين نوجوان نيز دستمال سبزرنگي بر سر دارد و سيني كوچكي را بالاي سر داماد نگه مي‌دارد كه درون آن كتاب اوستا، دستمال سبزرنگ، يك عدد انار شيرين، يك عدد تخم‌مرغ، قيچي، مقداري شيريني، برگ‌هاي آويشن و دانه‌هاي سنجد قرار دارد.
    در مراسم گواه‌گيري بايد حداقل هفت‌نفر شاهد پيوند عروس و داماد باشند. سپس موبد در حالي كه لباس سفيد پوشيده به جمع گواه‌گيران مي‌آيد. او در كنار داماد مي‌ايستد و با خواندن قسمتي از اوستا، عروس و داماد را به عقد هم درمي‌آورد. آن‌ها را نصيحت مي‌كند و بر سر و دوش آن‌ها دانه‌هاي برنج، جو و آويشن مي‌ريزد و برايشان آرزوي خوشبختي مي‌كند.
    زرتشتيان به جشن عروسي «سور» نيز مي‌گويند. در اين مراسم با گلاب، نقل و شيريني از مهمانان پذيرايي مي‌كنند. بوي عود و سندل فضاي عروسي را عطرآگين مي‌كند و مردم به پاي كوبي مشغول مي‌شوند. هنگام بردن عروس، سر او را با پارچه سبزي مي‌پوشانند و يك مرد ميان سال به نمايندگي از سوي خانواده داماد و يك نفر نيز به نمايندگي از طرف خانواده عروس در حالي كه تعدادي سكه، برگ آويشن و دانه سنجد را در چادرشب دور كمر خودگذاشته‌اند، ‌پيشاپيش عروس حركت مي‌كنند. خويشان عروس با نواختن عربانه (دايره) شعر مي‌خوانند و پي‌درپي نماينده عروس همه را از حركت باز مي‌دارد و تقاضاي پاانداز مي‌كند. نماينده داماد مقداري از هداياي داخل دستمال را به نماينده عروس مي‌دهد و همه با هم «ها برو شاباش» مي‌گويند. وقتي به خانه داماد رسيدند، داماد دستمال سبز را از روي چهره عروس برمي‌دارد و جشن به پايان مي‌رسد.
    بعد از ظهر روز بعد از عروسي، مراسم پاتختي انجام مي‌شود. در اين روز، داماد به همراه موبد و چند نفر ديگر بر سر آب‌روان مي‌روند و ظرفي با خود مي‌برند كه در آن شير و مقداري برگ آويشن خشك شده ريخته‌اند. آن گاه به سوي روشنايي مي‌ايستند،‌داماد كلاه سبز خود را از سر بر‌مي‌دارد و موبد «اوستا» مي‌خواند، به هنگام بازگشت، عروس به همراه چند نفر به پشت‌بام مي‌رود و دولگي را كه در آن برگ‌هاي آويشن و دانه‌هاي سنجد ريخته‌اند، در دست مي‌گيرد و هنگامي كه داماد خواست رد شود، برگ‌هاي آويشن و دانه‌هاي سنجد را بر سر و روي او مي‌ريزد، سپس از بام پايين مي‌آيد و هديه‌اي از مادر داماد مي‌گيرد.
    خانواده داماد هنگام آمدن به پاتختي با خود ظرف شير، گياه سبز و گلاب مي‌آورند و يكي از خويشاوندان با شير و گياه مورد پاي عروس و داماد را مي‌شويد و آن را با گلاب خوش‌بو مي‌كند. آن‌ها معتقدند كه با اين كار يك رنگي عروس و داماد افزون و مهر و دوستي آن‌ها بيش تر مي‌شود. سپس خويشان عروس و داماد هداياي خود را پيش كش مي‌كنند و مي‌روند.
    دوستان عزیزم خدا نگهدار ...
    :p

  3. #3
    amir_2000 آواتار ها
    amir_2000 آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Mar 2006
    محل سکونت
    n82
    نوشته ها
    1,659
    تشکر
    162
    تشکر شده 957 بار در 498 ارسال

    پیش فرض غذاهای محلی استان یزد

    مردم استان يزد به غذاهای با طبيعت گرم علاقه زيادي دارند. خوراكي‌هايی نظير نبات و شيرينی جزيی از برنامه روزانه آن‌ها است. ولي تمام غذاهاي رسمي و رايج در كشور كه در غذاهاي ايران به آن اشاره شده در اين استان نيز تهيه و در اختيار گردشگران قرار مي گيرد. شولي يكي از انواع غذاهاي محلي استان يزد است كه نوعي آش است كه در بين مردم يزد محبوبيت بسيار دارد و با حبوبات سبزي و سركه پخته مي‌شود. انواع آش‏، آبگوشت، پلوها و خورش ها در اين استان تهيه مي شوند. ‏
    شيريني‌پزي يزد در سراسر ايران شهرت فراوان دارد. شيريني‌پزان يزد را در اصطلاح «خليفه» يا «حاج‌خليفه» مي‌نامند. اين خليفه‌هاي هنرمند از هفتاد سال پيش ـ كه كار شيريني سازي و شيريني‌پزي با دست انجام مي‌شد تا به امروز كه قسمت زيادي از آن توسط ماشين‌آلات انجام مي‌شودـ با دقت و مهارت، اين سوغات معروف يزد را به ساير نقاط ايران و حتي كشورهاي جهان عرضه مي‌كنند.
    شيريني‌هاي معروف و خوش مزه يزدي عبارت اند از: باقلوا، لوز بيدمشك، لوز پسته، لوز نارگيل، قطاب، پشمك، نان برنجي و حاجي بادام. هم چنين زولبيا و گوش‌فيل از شيريني‌هاي خاص اين استان در ماه رمضان هستند. علاوه بر اين، قند و نبات يزدي نيز در مقايسه با نمونه‌هاي مشابه از كيفيت بهتري برخوردار است. نبات يزدي بيش تر در دو نوع «كاسه‌نبات» و «نبات پرده» عرضه و قند يزدي تنها به صورت «كله‌قند» ارايه مي‌شود. انواع شيريني هاي يزدي يكي از مهم ترين سوغاتي هاي مسافران اين استان به ساير نقاط است.
    دوستان عزیزم خدا نگهدار ...
    :p

  4. #4
    amir_2000 آواتار ها
    amir_2000 آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Mar 2006
    محل سکونت
    n82
    نوشته ها
    1,659
    تشکر
    162
    تشکر شده 957 بار در 498 ارسال

    پیش فرض ویژگی های مردم نگاری استان یزد

    مردم استان يزد از نژاد آريايي و ايراني هستند و به علت موقعيت جغرافيايي ويژه اين استان،‌از آميختن با نژادهاي غير ايراني تا اندازه‌اي مصون مانده‌اند. در روزگار باستان و آغاز مدنيت و آبادي در اين سامان، نژادهاي ديگري در اين ناحيه مي‌زيستند و با نژادهاي اصلي آن درآميختند. اين آميزش بي گمان بعدها در سرگذشت اجتماعي، فرهنگي و حتي تركيب نژادي مهاجران تازه رسيده آريايي نيز تأثير بسيار داشته است.
    در نيمه هزاره دوم پيش از ميلاد، آريايي‌ها به فلات مركزي ايران از جمله منطقه يزد كه در دل اين فلات قرار دارد، روي آوردند. در دوره‌هاي بعد نيز، گروه‌هاي عرب، ترك، ‌مسيحي و كليمي به اين منطقه آمدند. در سده اخير نيز اعراب مهاجر به اين استان آمده و در آن ساكن شدند.
    پيش از ورود مسلمانان به ايران، مردم استان يزد نيز مانند مردم ساير نقاط ايران زرتشتي بودند. با انقراض حكومت ساسانيان در نيمه نخست سده اول هـ.ق، مردم بيش تر نقاط ايران از جمله استان يزد نيز به دين اسلام گرويدند؛ ولي برخي از آنان با پرداخت جزيه، آيين خود را حفظ كردند و زرتشتي باقي ماندند. قريب به اتفاق مردم استان يزد، مسلمان و پيرو مذهب شيعه جعفري هستند.
    از اقليت‌هاي مذهبي كه در اين استان زندگي مي‌كنند، مي‌توان از زرتشتيان، يهوديان و مسيحيان نام برد. در سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1375 هجري شمسي استان يزد، تعداد 3879 نفر زرتشتي، 78 نفر مسيحي، 100 نفر كليمي و 704 نفر نيز از ساير اديان وجود داشته‌اند.
    آيين‌هاي سوگواري در استان يزد به دو دسته آيين هاي سوگواري خصوصي و عمومي تقسيم مي شوند. در آيين هاي سوگواري خصوصي پس از به خاك سپردن متوفا و خواندن نماز،‌به خانه صاحب‌عزا مي‌روند و آش يا شعله‌زرد مي‌خورند. اين آش كه زردرنگ است و از ماش، برنج و روغن تهيه مي‌شود، آش «پشت‌تابوت» نام دارد.
    روز سوم در مسجد پرسه مي‌گذارند و براي شادي روح متوفا قرآن مي‌خوانند و از مهمانان با قهوه پذيرايي مي‌كنند. بعد از ظهر به مزار رفته و فاتحه مي‌خوانند.
    روز هفتم به گورستان رفته وسر خاك كندر و نبات دود كرده و روضه مي‌خوانند. سپس به خانه صاحب‌عزا برگشته و در اتاق متوفا، شمع روشن كرده، پارچه سياهي پهن و روضه‌خواني مي‌كنند. روز چلهم نيز اصبح زود شروع به پختن «سوروك» (كه نوعي نان روغني زردرنگ است و از آرد و روغن ارده تهيه مي‌شود) مي‌كنند. اين نان را بر سر مزار مي‌برند، با نقل و شيرين به مردم مي‌دهند و روضه‌خواني مي‌كنند.
    آيين هاي سوگواري هاي عمومي و مذهبي بر بزرگان ديني انجام مي شود كه باشكوه ترين آن ها بر سيد و سالار شهيدان حضرت امام حسين(ع) و يارانشان برگزار مي شود. يكي از آيين‌ها و مراسم ويژه ماه محرم كه در تمام نقاط يزد برگزار مي‌شود، آيين نخل‌بندي و نخل‌گرداني است. نخل از جنس چوب است و آن را به شكل برگ درخت و يا سرو مي‌سازند. معمولاً وزن نخل زياد است و جابه‌جا كردن آن نياز به كمك ده‌ها نفر دارد. نخل را به عنوان تابوت «سيدالشهداء» يا نمادي ازتابوت شهداي كربلا مي‌شناسند و ريشه سنتي كهن دارد. مردم يزد در گويش محاوره‌اي به آن «نقل» مي‌گويند و معتقدند كه «نخل» يا «نقل» نشاني از اقامت برافراشته شهدا است.
    دكتر «اسلامي ندوشن» مي‌نويسد: با آن كه نخل هيچ شباهتي به درخت خرما ندارد، آن را به نام اين درخت مي‌نامند. شايد به علت آن كه اصلش از جنوب‌غربي و بين‌النهرين است. نخل شباهت بسياري به درخت سرو دارد و سرو در فرهنگ عامه يعني جاودانگي و رشادت و زندگي اخروي و آزادگي كه يادآور روحيات و خصايل امام حسين(ع) است. هم چنين اين مراسم بازتابي است از «نقل» حكايت كربلا.
    مراسم نخل‌بندي و نخل‌گرداني در يزد بدين صورت است كه چند روز پيش از شروع ماه محرم، «باباهاي» (خادمان) ميدان شروع به تزيين و آذين بستن نخل مي‌كنند. آذين‌بندي نخل حداقل يك هفته طول مي‌كشد. در طول اين مدت، باباهاي ميدان، زيورآلات و وسايل مربوط به تزيين نخل را ـ كه قدمت آن‌ها به دوره صفويه مي‌رسد ـ از انبار بيرون آورده و تمام روز را با پاهاي برهنه به اين امر مي‌پردازند. بستن نخل نياز به مهارت و سليقه خاص دارد و خادمان ميدان، شيوه‌هاي آن را از پدر و اجداد خود آموخته‌اند. آن‌ها ابتدا بدنه نخل را با پارچه سياه مي‌پوشانند، آن گاه روي پارچه سياه را شمشيربندان مي‌كنند. براي اين كار، صدها شمشير، قمه و خنجر برهنه ـ بعضي از آن‌ها جنس بسيار عالي دارد و نام سازنده آن‌ها بر روي آن‌ها نقر شده ـ را در دو رديف بر دو بدنه نخل مي‌بندند. به طوري كه هر دو طرف نخل، شمشيربندان مي‌شود و هيچ جاي خالي در آن باقي نمي‌ماند.
    سپس تزيينات ديگري از قبيل آيينه‌هاي بزرگ قاب‌دار، منگله‌ها و دستمال‌هاي ابريشمي رنگي و زري را در دو سوي نخل مي‌بندند و بر تارك آن جقه‌هاي فلزي از جنس فولاد و برنج و هم‌رنگ آن‌ها پرهاي طاووس يا ميوه انار مي‌گذارند و نخل را مانند يك حجله، زيبا و خوش‌بو مي‌كنند. در داخل آن نيز زنگ‌هاي بزرگي را با طناب مي‌آويزند و بچه‌ها هنگام حركت، آن‌ها را به صدا در مي‌آورند.
    در روز بلند كردن نخل، ده‌ها تن از مردان محله، زير پايه‌هاي نخل رفته، آن را با عظمت تمام به حركت درمي‌آورند و چون جنازه‌اي با شكوه، آن را از ميان موج جمعيت عبور مي‌دهند. نخل گردانان نخل را تا مسيري مي‌برند و يا آن را چند بار دور حسينيه محل مي‌چرخانند.
    در اطراف يزد رسم بر اين است كه درختان را وقف مي‌كنند تا پس از كهن سال شدن، ساقه‌هاي آن‌ها را ببرند و نخل را مرمت كنند. نخل‌سازي صنعت ظريفي است كه همگان از عهده آن بر نمي‌آيند. استادان اين رشته شيوه‌هاي ساخت آن را به ديگران مي‌آموزند. به دليل اهميت نخل و نخل‌گرداني در يزد، هم‌اكنون خانواده‌هايي در اين منطقه وجود دارند كه شهرت آن‌ها «نخل‌بند» و «نخل‌ساز» است.
    دسته سقا: در مراسم عزاداري امام حسين(ع)، گروهي از نوجوانان لباس سياه مي‌پوشند و لنگ قرمزي دور كمر خود مي‌بندند. آن‌ها مشك روي دوش گذاشته و بازوبندي از قرآن‌مجيد را كه با پولك‌هاي رنگارنگ و برگ‌هاي فلزي نقره‌اي رنگ تزيين شده، بر كتف خود مي‌بندند و در صفي منظم با ذاكر و سردسته خود هم خواني مي‌كنند. اگر فصل گرما باشد يكي دو نفر هم در پشت صف با مشك پر از آب و يا شرب گلاب به اهل مجلس و عزاداران آب مي‌دهند. آن‌ها آب را در جام ابوالفضل(ع) ريخته و به مردم تعارف مي‌كنند. دسته سقاي يك علم چهارگوش دوپايه و يا يك علم سه‌گوش با تمثال حضرت ابوالفضل(ع) را با خود حمل مي‌كنند.
    كتل بستن: در يزد به اسب زين كرده‌اي كه به طرز خاص آراسته شده و پيشاپيش دسته عزاداري حركت مي‌كند، «كتل» مي‌گويند. گاهي به گردن اين اسب چند شال،‌ترمه يا ابريشمي به رنگ‌هاي سبز و سرخ آويزان كرده و سر و صورت حيوان را با چند قطعه آيينه كوچك، نگين، قرآن و ... آذين مي‌نمايند و گاه بنا بر سليقه شخصي و به تعبيري ديگر، پارچه سفيد خون‌آلودي را بر پشت حيوان مي‌كشند و چند قطعه چوب رنگ شده قرمز به نشانه تير و پيكان در پارچه فرو مي‌كنند. هم چنين كبوتر زنده‌اي را كه با رنگ قرمز آغشته شده نيز بر پشت اسب مي‌گذارند. افسار اين اسب يا كتل همواره در دست محافظ آن است و جلو دسته سينه‌زني حركت مي‌كند و محافظ آن مرتب سر و صورت حيوان را نوازش مي‌كند. اين حركت نمادين را «اسب و كتل» مي‌نامند.
    دوستان عزیزم خدا نگهدار ...
    :p

موضوعات مشابه

  1. دوستان شبكه‌هاي اجتماعي دوستان واقعي نيستند
    توسط iman game در انجمن اخبار IT فن آوری اطلاعات
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: January 26th, 2010, 08:47 PM
  2. دوستان شبكه‌هاي اجتماعي دوستان واقعي نيستند
    توسط iman game در انجمن اخبار IT فن آوری اطلاعات
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: January 26th, 2010, 06:41 PM
  3. هشدار!!! مزارعي که بيماري و مرض مي‌کارند!؟
    توسط mahtabi در انجمن اخبار اجتماعی و حوادث
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: August 1st, 2009, 09:40 AM
  4. اسم واقعي رپرها!!
    توسط Totti forever در انجمن اخبار متفرقه
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: June 1st, 2009, 01:04 PM
  5. شبکه اجتماعي ibm براي شرکت‌هاي تجاري
    توسط rtech در انجمن اخبار IT فن آوری اطلاعات
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: October 8th, 2008, 12:38 AM

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 05:05 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به  شرکت فرهنگ سازان  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت پيگرد قانوني دارد
سئو و بهينه سازي : سئو
Powered by vBulletin® Version 4.2.2 Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved