تاریخ امروز :
تالار های نیک صالحی - صفحه اصلی
تبلیغات
تولبار جدید و آپدیت شده مخصوص نیک صالحی آماده دانلود است ، برای دانلود کلیک کنید.
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 4 , از مجموع 4

تاباجالار (چیستانها )

  1. #1
    hg1332 آواتار ها
    hg1332 آفلاين است کاربر معمولي
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    سن کاربر
    53
    محل سکونت
    نوکیا
    نوشته ها
    115
    تشکر
    6
    تشکر شده 77 بار در 50 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض تاباجالار (چیستانها )

    تابباجالار ( چیستانها )
    قدیمها ، آن زمانها که ما کودک بودیم تفریحات ما هم با امروز یک دنیا تفاوت داشت . زمان کودکی ما که نه از تلوزیون خبری بود نه از کامپیوتر و ......تمام سرگرمی های ما در حضور خانواده بود . پدر ، پدر بزرگ ، مادر ، مادر بزرگ خواهر ، برادر ، هرکدام شبها یک جورایی مارا سرگرم میکردند ، این را هم بگویم حالا که خوب فکر میکنم این سرگرمی ها خودشان یک کلاس درس بودند و آنها غیر مستقیم مارا آموزش میدادند . به این داستان چیستان مانند که پدر تعریف میکرد توجه کنید :
    زمانهای قدیم که خانها بمناسبتهای مختلف افراد و بزرگان را به مهمانی دعوت میکردند ، برای سرگرمی مهمانها هم مراسم مختلفی تدارک میدیدند . یکی از این سرگرمی ها بسیار با ارزش و همیشگی این مراسم که به هیچ وجه فراموش نمیشد " عاشیق " ها بودند . عاشیق در حقیقت گرداننده مجلس بود . شعر میگفت ،دکلمه میکرد ، آواز میخواند و ساز میزد . اوخودش هم شاعر بود و هم از اشعار بزرگان در مجلس تعریف میکرد و هم داستانهای منظوم (که همه این چیز هارا داشت) ، اجرا میکرد .
    یک شب در یکی از این مهمانی های بزرگ خان ، بعد از شام ، عاشیق متوجه می شود که غذا روی ریش خان بزرگ ریخته و خان متوجه نیست . میخواهد یک جورایی خان را از این موضوع آگاه بکند که مهمانها متوجه نشوند ، ساز را بر میدارد و میرود مقابل خان بزرگ و شروع میکند به خواندن :
    آقا لار آقاسی ، بیگ لرین بیگی / ای آقای آقاها و خان خانها
    آقا بیر سُوز دسم اُلدورمه منی / آقا اگه یک حرفی هست بزنم مرا نکش
    جلو شان داغوندا بیر آتلی گوردوم / در کوه (جلو شان) (منظورش ریش ) یک سواره دیدم
    بِش پیاده گوندر اَندیرسین اُونی / پنج تا پیاده بفرست اورا پایین بیاورند .
    معنی ساده اش این است که دستی به ریشت بکش .
    این داستانها را ما در حالی میشنیدیم که جمع خانواده جمع بود و ما سرمان روی زانوی یکی و دستمان در دستهای دیگری بود و اغلب نیز در همان حال بخواب میرفتیم ، صبح خود را در رختخواب میدیدیم .
    از چیستانها ، که امروزه نیز گاهگاهی بکار می آیند خواهم نوشت

  2. تشکرها از این نوشته :


  3. #2
    hg1332 آواتار ها
    hg1332 آفلاين است کاربر معمولي
    تاریخ عضویت
    Mar 2007
    سن کاربر
    53
    محل سکونت
    نوکیا
    نوشته ها
    115
    تشکر
    6
    تشکر شده 77 بار در 50 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض تاباجالار (چیستانها )

    تاباجالار ( چیستانها )



    چیستان ها بخشی از ادبیات آذربایجان را تشکیل میدهند و گاه چنان ماهرانه تنظیم شده اند که شونده ، که اغلب در زمانهای قدیم کودکان بودند جنبه های مختلفی از زندگی را غیر مستقیم آموزش میدیدند . امیدوارم دوستان عزیز یاری فرمایند این یادگارهای پدران و مادران خود را جمع آوری کنیم و در دنیای بیکران اینترنت برای نسلهای آینده بیادگار بگذاریم :


    1 – عالمی بَزَر ، اُزی لوت کَزَر // دنیارا بزک ( لباس میدوزد ) ولی خودش همیشه لخت است . ( جواب : سوزن خیاطی )


    2 – ایکی قُنسودولار آما بیربیرلرین گورَنمزلر // دوتا همسایه هستند ولی نمیتوانند همدیگر را ببینند . ( جواب : دوتا چشم )


    3 – هر گون نچه دفعه بالالارون ییغار باشونا سیزیلدار . // هروز چند بار بچه هایش را جمع میکند کنارش و زار میزند . ( البته در زمانی نه چندان دور این تاباجا مفهوم بیشتری و روشنتری میتوانست داشته باشد . ) جواب : چای دستگاهی ( سماور و با استکان و نعلبکی و قوری و زیر نعلبکی و قندان و … )


    4 – چاتی سو ایچر دانا شیشَر // طناب آب میخورد و گوساله شکمش باد میکند . ( جواب : بوته خربزه یا هندوانه و میوه آن است . )


    5 – دُورد باجی ، هامیسی بیر بویدا // چهارتا خواهر همه اش هم قد هم . ( جواب : چهر گوشه داخل اتاق )


    اگه میشه شما هم کمکم کنید . ممنون

  4. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما hg1332 برای ارسال این پست سودمند:


  5. #3
    ilgar آواتار ها
    ilgar آفلاين است کاربر متوسط
    تاریخ عضویت
    May 2006
    سن کاربر
    5 /4/..13
    محل سکونت
    تبریز
    نوشته ها
    349
    تشکر
    241
    تشکر شده 602 بار در 327 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    اللر وار داها دا وار
    برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال ......
    بنگر چگونه می افتی؟!

  6. تشکرها از این نوشته :


  7. #4
    ben2 آواتار ها
    ben2 آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    May 2009
    سن کاربر
    17
    محل سکونت
    NOKIA 6300
    نوشته ها
    21
    تشکر
    630
    تشکر شده 31 بار در 18 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    اللرین اریماسن یاشا

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 03:23 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به  شرکت فرهنگ سازان  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت پيگرد قانوني دارد
سئو و بهينه سازي : سئو
Powered by vBulletin® Version 4.2.2 Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved