تاریخ امروز :
تالار های تخصصی نیک صالحی - Powered by vBulletin
تبلیغات
تولبار جدید و آپدیت شده مخصوص نیک صالحی آماده دانلود است ، برای دانلود کلیک کنید.
نمایش نتایج: از 1 به 20 از 20
  1. #1
    rezamediatak آواتار ها
    rezamediatak آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Jul 2006
    محل سکونت
    sony w810 i
    نوشته ها
    5,558
    تشکر
    741
    تشکر شده 17,907 بار در 7,013 ارسال

    پیش فرض افسانه بوزقورد

    افسانه "بوزقورد"یا "گرگ خاکستری" از افسانه‌های کهن ترکان است و ریشه هزار و پانصد سالهدارد این افسانه در حدود یکصدو نود و یک سال بعنوان ایدئولوژی رسمیامپراطوری "گؤک ترک" یا "ترکان آسمانی" بود و از دریای چین تا دریای سیاهبه شکل‌های گوناگون سینه به سینه نقل می‌شد و توسط پیکرتراشان بصورتتندیس‌های مختلف‌ تراشیده و در شهرهای مختلف نصب می‌گردید .
    بر اساس این
    افسانه روزی دشمنان به سرزمین ترکان حمله کرده و ترکان در مقام دفاع تاآخرین نفر شجاعانه جنگیده و کشته می‌شوند .آخرین بازمانده زخمی این جنگمهیب پسرکی بود که توسط گرگی از مهلکه نجات داده می‌شود . طبق افسانه برروی زمین غیر از آن پسرک ترکی نمانده بود . پس از چندی “نسل جدید ترک” ازوصلت پسرک ترک با گرگ پا به عرصه وجود می‌نهد و در نسل‌های بعدی آنهاعاقبت امپراطوری عظیم "گؤک ترک" یا “ترکان آسمانی” (تركهاي آبي) را از دریای چین تا دریای سیاه بنا می‌نهند .نظریات "تونگ تین" دائره‌المعارف و سالنامه ‌نویس مشهور چین را که در سال 801 یعنی حدود یک قرن پیش از اسلام می‌زیست در این باره : "تونگ تین" در بین دائره‌المعارف 199 جلدی خود، جلد 197 را به تاریخ ومنشاء اقوام ترک اختصاص داده و بطور مفصل از آداب و رسوم ترکان آسمانی بحثمی‌کند . بر طبق نوشته تونگتین سرزمین آنان (قبایل ترکان آسمانی)توسط همسایه بالای ( hsi -hai)دریاچهایستی گؤل در آسیای میانه نابود شد . زن و مرد و کوچک و بزرگ همگی قتل عامشدند و تنها فرزند ده ساله از آنان باقی ماند . بخاطر خردسالی نخواستنداو را بکشند ولی دست و پاهایش را قطع کرده و به مرداب بزرگی انداختند .ماده گرگی در آنجا برای پسرک گوشت می‌آورد و مانع مرگ او می‌شود . بعد از مدتیپسرک با گرگ وصلت کرده و گرگ حامله می‌گردد . گرگ تا دریای مغرب می‌رود .در آنجا کوهی بود . بر فراز کوه می‌ایستد . این کوه در شمال غربی سرزمین کائو چونیک (تورفان کوچو در ترکستان فعلی چین) بود . در آنجا غاری بود .در آنطرف غار (در بین کوههای محصور)سرزمینی سرسبز وجود داشت، مساحت این سرزمین بیش از 200 لی حدود 200 میل بود . گرگ در اینجا ده فرزند پسرزائید، آنها بعد از بزرگ شدن در خارج منطقه سکونت خود ازدواج کرده وزنانشان حامله می‌شدند . این فرزندان قبایلی را بوجود آوردند که بزودیازدیاد نسل کرده زیاد شدند . بعد از اینکه چند صد عائله شدند در حالیکه چندنسلی از آنها گذشته بود از درون غار بیرون آمدند و به ژوان- ژوان ها پیوستند .در منابع دیگر از "غار" به منطقه محصور در بین کوههای سربه فلک کشیده با نام "ارکنکن" نامبرده می‌شود که ترکان بعد از چندین نسل ازدیاد چون نمی‌توانستند از منطقهمحصور سر به فلک کشیده خارج شوند به راهنمایی آهنگری که گفته بود اینکوهها دارای سنگ آهن است از مقادیر متنابهی پوست حیوانات دم و کوره آهنگریساخته و با زدن تونلی از میان کوهها خارج گردیده و آنروز را "عید ارکنکن" نامیدند که برای اولینبار دوباره ترکان به صحنه جهانی پای نهاده و به راهنمایی "بوز قورد" اینبار از بین کوههای سر به فلک کشیده‌ی خارج از ارکنکن که گم شده ومی‌رفتند که دوباره نابود شوند با صدای زوزه گرگ به سوی او جلب شده و باراهنمایی گرگ از مهلکه دوباره نجات می‌یابند . بعدها این "بوزقورد" در شکل "گؤک بؤری" (گرگ آسمانی) نیز در زمانی که اوغوزخان می‌خواست به فتح جهاناقدام کند با ستون نور آبی رنگ بر چادر او وارد شده می‌گوید اگر می‌خواهیدر جنگ پیروز شوی هر وقت من پیش رفتم پیشروی کن و هرجا من ایستادم بایست .از آنروز "بوزقورد" پیشاهنگ جنگ ترکان می‌شود و با حمله او به دشمنان فتح و ظفر نصیب ترکان می‌شود .آنچه از افسانه‌هایفوق‌الذکر استنباط می‌شود این است که در طی قرون و اعصار گذشته "بوزقورد" (گرگ خاکستری) بعنوان سمبل الهی نگه‌دار ترکان و راهنمای آنان تلقی گردیدهو در مواردی که می‌خواستند از یک ترک اصیل و با غیرت و خالص تمثیلی ارایهنمایند او را به بوزقورد تشبیه می‌کردند . در نظرترکان بوزقوردفرشته‌ای از فرشتگان الهی بود که جهت پایندگی نسل ترکان بشکل بوزقورد بر ترکان ظاهر شده بود . به نظر می‌رسد بعدها بوزقورد یک درجه ارتشی گردیده و به کسانیکه در راه بنای ملت ترک فداکاریهای شایان می‌کردند عطا می‌شد .البته غیر از درجهبوزقورد یا مخفف آن "قورد" یک درجه بزرگتری نیز در میان درجات نظامی واداری ترکان باستان دیده می‌شود که از همین واژه قورد گرفته شده و آن "آلپاگوت" است . این واژه بشکل های مختلف از قبیل آلپاغوت و آلپاقوت نیزبکار رفته و در ترکی جغتایی معنی " انسان اصیل " را می‌دهد .احتمال دارد اینواژه مرکب از دو جزء "آلپ" به معنی بزرگ و سترگ و قهرمان و پهلوان و "قورد " به معنی گرگ باشد . این لقب تنها مختص کسانی بود که دوره‌های مختلفبه اصطلاح کماندویی و رنجری وچریکی و دگریلا یی امروزه را باموفقیت گذرانیده و در شکل‌ عملی به رزمندگانی اطلاق می‌گردید که بهتنهایی به لشکریان دشمن حمله کرده، بدون اینکه دستگیر شوند از میان آنان خارج می‌شدند.واژه قورد بعنوانصفت جانشین موصوف از زبان ترکی وارد زبان فارسی گردیده و در ادبیات فارسیبصورت" گرد" و جمع آن "گردان" بکار رفته است . فردوسی در شاهنامه می‌گوید:
    گردان دو صد با درفشی چو باد

    همیدون به گرگین میلاد داد
    در ادبیات فارسی بهکسانیکه می‌توانستند در جنگ گردی(قوردی) را دستگیر نمایند لقب "گردگیر" (قوردگیر) می‌دادند . فردوسی در مورد پهلوانان گردگیر در بعضی از اشعارش سروده :
    چنین گفت کاین مرد جنگی به تیر

    سوار کمند افکن و گردگیر

    ***
    دلیر است و اسب افکن و گردگیر

    عقاب اندر آرد ز گردون به تیر

    ***
    دریغ آن هژبر افکن گردگیر
    دلیر و جوان و سوار و هژیرامروزه نیز در واحدهای ارتش ایران به جمع چهار یا پنج گروهان، یک "گردان"اطلاق می‌شود که از حدود 500 -400 نفر سرباز تشکیل می‌شود و نیز بهدرجه‌ای از درجات نظامی امروزی ایران "سرگرد" اطلاق می‌شود که بالاتر ازدرجه سروانی و پائین‌ از درجه سرهنگی است و در حقیقت همان "باشقرد" (باشقورد = قورد باشی) زبان ترکی است .افسانه مان قوردهااین افسانه بشکلوسیع در میان ترکان قیرقیز از قدیم‌الایام بصورت سینه به سینه نقل گردیدهتا اینکه در عصر حاضر توسط "چنگیز آیتماتف" نویسنده بزرگ قرقیزی در رمانی به نام "گون وار عصره بدل" (روزی به درازی قرن) انعکاس خود را یافته است .
    "مان قورد" در
    حقیقت بعنوان صفت جانشین موصوف به کسانی که فاقد "شعور ملی" بوده و بطورکامل از خود بیگانه گردیده‌اند اطلاق می‌شود . مان قورد کسی است که نسبتبه ایل و تبار و قوم و خویش خود بیگانه شده و هیچ وابستگی فرهنگی به قومخود احساس نمی‌کند . او به راحتی زبان مادری و حتی مام میهن و مادر حقیقی خود را در جای جای گفتارش به تحقیر و تمسخر می‌گیرد و فرهنگ خودی را نفیو به فرهنگ بیگانه بهدیده احترام فوق‌العاده می‌نگرد و در این کار آنقدرپیش می‌رود که حتی حاضر می‌شود طبق افسانه به دستور ارباب، قلب مادر خودرا نیز نشانه‌ی تیر کند و او را از پای درآورد بدون اینکه خم به ابروبیاورد یا متاثر گردد . بدین جهت مان قورد یک بی اصل و نسب کامل است که بیشتر به کوبیدن مظاهر و منافع ملی خود می‌پردازد .واژه "مان" در ترکیغیر از معنی مثل و مانند در ترکیب ترکمان (ترک مانند) و ائلمان (ائلمانند) معنی عیب و نقص را نیز در خود دارد و مان قورد در حقیقت مفهوم "گرگ ناقص" یا به بیان واضحتر "انسان ناقص" را در قاموس ترکان افادهمی‌کند . با توجه با اینکه در این قاموس بوز قورد بعنوان انسان کامل واصیل است لذا مان قورد بعنوان انسان ناقص تلقی می‌گردد . به عبارتدیگر مان قورد به معنی "گرگ ننگین" یا "انسان ننگین" است. این ننگ بیشترگریبان گیر همان بوزقوردهاست که اسیر دشمن شده و بعد از شستشوی مغزی بهننگ ایل و تبار و جامعه و ایدئولوژی خود بدل می‌شوند .افسانه مان قورددر مورد منشا و چگونگی مان قورد شدن بوز قوردها سیر مسخ آنان از گرگ کامل (انسان کامل) به گرگ ناقص (انسان ناقص) را به تفصیل چنین بیان می‌کند .روز و روزگاری درصحرای "ساری اؤزیه" آسیای مرکزی اقوام مختلف زندگی می‌کردند . یکی از این اقوام قوم ترک نایمان بود . نایمان‌ها دشمنانی به نام " ژوانژوان"ها داشتند . ژوان ژوان‌ها مبتکر مان قورد گردانیدن اسرای خود بودند . آنهااسیران جوان قبیله نایمان را گرفته و طی شکنجه‌های سخت و طاقت‌فرسا حافظتاریخی آنان را مختل کرده و از آنها فردی بی بند و بار نسبت به قوم و قبیله خود می‌ساختند .مان قوردها طوریتربیت می‌شدند که تنها دستورات ارباب خود را مثل روبوت، و آدم آهنی‌هابکار می‌بستند اگر ارباب مان قورد می‌گفت پدر و مادرت را بکش در چشم بهمزنی بدون هیچگونه ترحمی آنان را به قتل می‌رساندند .افسانه می‌گوید :در منطقه ساری اؤزیه چاههای زیادی وجود داشت و همه جا سرسبز و خرم بودولی ناگهان قحطی بزرگی اتفاق افتاد و اقوام ساکن در آن صحرا به جاهای دیگر کوچ کردند . قوم ژوان ژوان‌ها نیز که مبتکر شستشوی مغزی جوانان بودندمجبور به کوچ گردیده بسوی رود ادیل (اتیل)- که همان ولگا باشد- رفتند. آنها چون به لعنت و نفرین الهی به جزای مان قورد کردن جوانان دچار شدهبودند موقع گذر از روی آبهای یخ بسته ولگا همگی از کوچک و بزرگ و انسان و حیوان با شکسته شدن یخها به عمق آبها مثل فرعون- فرورفته و از روی زمین محو و نابود شده به جزای خود می‌رسند .افسانه در مورد چگونگی مان قورد سازی ژوان ژ وان‌ها می‌گوید : ژوان ژوان‌ها وقتیکسانی را اسیر می‌گرفتند آنها را به صحرا برده موهای سرشان را از ته می تراشیدند، بعد شتری را سر بریده و از پوست گردن شتر که از سفت‌‌ترین قسمت پوست شتر است قطعاتی را جدا کرده و بلافاصله به سر اسیر ‌چسبانیده ، آنرامحکم می‌بستند . بعد از این کار دستبند و پای‌بند اسیران را محکم کرده آنها را در زیر آفتاب سوزان رها می‌کردند .بعد از مدتی موی سرآنها رشد کرده و چون جایی برای رشد خود نمی‌یافتند برگشته بتدریج داخل مغزاسیر می‌شدند . در این موقع بیشتر جوانان تاب تحمل این عذاب را نیاورده فوتمی‌کردند ولی آنهایی که می‌ماندند در اثر برخورد موها با سلولهای حافظهتمام خاطرات گذشته خود را از دست داده و تنها مهارت‌های آنان درتیراندازی می‌ماند . آنها به دستور ارباب خود هر کس را که دستور می‌دادبلافاصله تیرباران می‌کردند . چون از بین ده اسیر یک اسیر مان قورد شده وبقیه می‌مردند لذا ارزش یک مان قورد ده برابر یک غلام بود و اگر کسی مان قورد کسی را می‌کشت مجبور به پرداخت جریمه سنگین می‌شد .افسانه می‌گوید:روزی پسر جوانی بنام "ژول آمان" (یول آمان) فرزند پیرزنی بنام "نایمان آنا" برای گرفتن انتقام خون پدر خود از ژوان ژوان‌ها که در جنگ با آنان کشته شده بود به اتفاق سایر جوانان قبیله نایمان به ژوان ژوان‌ها حمله کرده و بعد از جنگی قهرمانانه اسیر می‌شود . ژوانژوان‌ها او رامانقورد کرده و به چوپانی گله‌های خود می‌گمارند ."نایمان آنا" برای نجات پسرش به منطقه ژوان ژوان‌ها رفته و پسر خود را می‌بیند که چوپان گله شدهاست . مادر به فرزند نزدیک شده و اسمش را می‌پرسد . پسر جواب می‌دهد که نامشمان قورد است. مادر در میان حسرت و ناامیدی از پدر و مادر و ایل و تبارشمی‌پرسد . پسر جوان تنها یک جواب دارد آنهم : من مان قورد هستم . مادر سعیمی‌کند حافظه‌ی پسر جوانش را به کار بیاندازد . "چنگیز ایتماتف" - نویسندهمعروف قرقیزی - در همان رمان "روزی به درازی قرن" بقیه ماجرا را چنین بهرشته قلم می‌کشد که مادر خطاب به پسرش می‌گوید : " اسم تو ژول آمان استمی‌شنوی؟ تو ژول آمان هستی . اسم پدرت هم دونن بای (Donan bay)است پدرت یادت نیست؟ آخر او در زمان کودکیت به تو تیراندازی یاد می‌داد . من هم مادرتو هستم، تو پسر من هستی، تو از قبیله نایمان هستی متوجه شدی؟ تو نایمانهستی .
    او (مان قورد) با بی‌اعتنایی کامل به سخنان مادرش گوش می‌داد . گویی اصلا این حرفها ربطی به او ندارد .

    نایمان آنا باز دوباره تلاش کرد که حافظه پسرش را بکار بیاندازد لذا با التماس گفت:
    اسمت را بیادبیاور . . .ببین اسمت چیست مگر نمی‌دانی که پدرت دونن بای است؟ اسم تو مانقورد نیست ژول آمان است . برای این اسمت را ژول آمان گذاشته‌ایم که تو درزمان کوچ بزرگ نایمان‌ها بدنیا آمدی . وقتی تو بدنیا آمدی ما سه روز تمام کوچ خود را متوقف کردیم".
    “نایمان آنا” برای
    اینکه احساسات پسرش را تحریک کند و او را به یاد کودکی خود بیاندازد برایشترانه و لالایی و بایاتی می‌خواند ولی هیچ تاثیری در پسر جوان نمی‌کند . دراین موقع ارباب ژول آمان پیدا شده و نایمان آنا از ترس او پنهان می‌شود.ارباب ژول آمان از او می‌پرسد آن پیرزن به تو چی می‌گفت؟ ژول آمانمی‌گوید او به من گفت که من مادرت هستم . ارباب ژل آمان می‌گوید تو مادرنداری تو اصلا هیچ کس را نداری فهمیدی، وقتی آن پیرزن دوباره پیشت آمد اورا با تیر بزن و بکش . او بعد از دادن "حکم تیر" به دنبال کار خود می‌رود .نایمان آنا وقتی می‌بیند او رفت از مخفیگاه خویش خارج شده می‌خواهد کهدوباره حافظه تاریخی و قومی و خانوادگی پسر جوان را بکار بیاندازد لذا بهاو نزدیک می‌شود . اما ژول امان با دیدن نایمان آنا بدون هیچ ترحمی دراطاعت کورکورانه از دستورات اربابش قلب مادرش را نشانه گرفته و او را ازپشت شتری که سوارش شده بود سرنگون می‌سازد . قبل از اینکه پیکر بی‌جاننایمان آنا به زمین بیفتد روسری او به شکل پرنده‌ای بنام دونن بای درآمدهو پرواز می‌کند . گویی این پرنده روح نایمان آنا را در جسم خود دارد. از آنزمان پرنده‌ای در صحرای ساری اؤ‍زیه پیدا شده و به مسافرین نزدیک گردیدهو دایماً تکرار می کند:
    "به یاد آر از چه قبیله‌ای هستی، اسمت چیست؟ اسم پدرت دونن بای است، دونن بای، دونن بای . . ."
    پیکر بی‌جاننایمان آنا در محلی که بعدها بنام او به قبرستان "آنا بیت" معروف گردیده به خاک سپرده می‌شود . پسر مان قورد او حتی برای گرامی‌داشتخاطره مادر بر سر قبر او نیز حاضر نمی‌شود چراکه او خود را بی ‌پدر و مادر و بی‌اصل و نسب می‌دانست .
    من از پستي و از زاري هم از خواري گريزانم
    منم دلبسته اين خاک ، من فرزند ايرانم


  2. 10 کاربر مقابل از rezamediatak عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  3. #2
    turboratur آواتار ها
    turboratur آفلاين است کاربر معمولي
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    سن کاربر
    30-25
    محل سکونت
    k 810 i
    نوشته ها
    126
    تشکر
    35
    تشکر شده 129 بار در 78 ارسال

    پیش فرض

    ببخشید حالا این داستانهای عجیب و خنده دار در مورد حیوانات چه ربطی به استان آذربایجان شرقی دارد ؟
    فکر نمی کنم یک نفر در این استان تا حالا چنین چیز مسخره ای شنیده باشد . احتمالاً منظور شما از مانقورد مردم آذری می باشد که اصل و نسب و تاریخ و زبان خود را گم کرده و ترک شده اند !!!!!!!!!!!!!!!!!
    هدف شما از نوشتن چنین مزخرفاتی چیست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  4. #3
    soheil dj آواتار ها
    soheil dj آفلاين است کاربر متوسط
    تاریخ عضویت
    Feb 2007
    سن کاربر
    18
    محل سکونت
    N95 8GB
    نوشته ها
    235
    تشکر
    937
    تشکر شده 351 بار در 164 ارسال

    پیش فرض

    این داستان های در نظر شما خنده دار افسانه ها ی ترک هاست و نه تنها به استان اذربایجان شرقی که به همه ی ترکها ربط داره
    در این استان هم خیلی ها افسانه ها ی زیادی در مورد گرگ ها شنیده اند که اگه شما نخواستی بشنوی دلیل نمی شه که هیچکی نشنیده باشه
    منظورشون هم از مانقورد خیلی واضحه که همین الان هم نمونه های زیادی ازشون می بینیم کسانی که اصل و نسب و فرهنگ خودشون رو فراموش می کنن و به افسانه ها شون می گن داستانها ی مسخره و خنده دار
    هدفشون هم اشنا کردن ما با افسانه هاي خودمون هستش چطور مي شه که وقتي جومونگ رو مي ده هممون کار و زندگيمون رو ول مي کنيم تا اونو ببينيم ولي افسانه هاي خودمون مي شن خنده دار و مسخره!
    ویرایش توسط soheil dj : August 22nd, 2009 در ساعت 07:49 PM
    از دم صبح ازل تا آخر شام ابد... دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود

    سایه ی معشوق گر افتاد بر عاشق چه شد... ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود



  5. 6 کاربر مقابل از soheil dj عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  6. #4
    turboratur آواتار ها
    turboratur آفلاين است کاربر معمولي
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    سن کاربر
    30-25
    محل سکونت
    k 810 i
    نوشته ها
    126
    تشکر
    35
    تشکر شده 129 بار در 78 ارسال

    پیش فرض

    این افسانه ها هیچ ربطی به آذربایجان نداره . شاید تعداد معدودی قبایل ترکمن مثل آق قویونلو ها و یا قره قویونلوها و یا آغاجاری ها ( قاجار : آجار ) و ... که به همراه مغولها وارد ایران شدند این چیزا رو بدونند . سکنه بومی و اصلی آذربایجان هیچ اطلاعی از این داستانهای خیالی ندارند .
    کجا انسان با گرگ آمیزش میکنه بعد گرگ انسان به دنیا میاره ؟! اونام میشن اجداد ترکها !!!!!!!!!!!
    محال مطلق است که انسان با غیر انسان آمیزش کنه و بچه دار بشن . گرفتی ما رو ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    تو قسمت مانقورد گفتن سر یارو رو می تراشیدن بعد پوست گردن شتر می گذاشتن سرش و میبستن ، وقتی موهاش رشد میکرد می رفت تو مغزش می شد مانقورد !!! ( مگه موی آدم از پوستش رشد نمیکنه بین مغز و پوست سر هم یک چیز خیلی محکمی وجود داره بنام جمجمه ، چطوری از اون رد میشده ؟؟؟!!!)
    شما مثل اینکه آدم متعصبی هستین ، بدت نیاد اینو می گم ، تعصب نتیجه جهل است . هر گاه کسی جاهل تر باشد قطعاً متعصب تر است ( می تونین به افراد مختلف نگاه کنید )
    به نظر من شما هیچ اطلاع از علم تاریخ ، علم باستانشناسی , علم آنتروپولوژِی و علم ژنتیک ندارین . یک چیزایی رو یک عده بهتون گفتن و شما هم بدون تحقیق و مطالعه پذیرفتین .
    لطفاً از این به بعد هم از طرف مردم آذربایجان و یا حتی ترک ها صحبت نکنین ، فقط نظر شخصی خودتون رو اونهم با دلیل و مدرک بگین .

  7. #5
    soheil dj آواتار ها
    soheil dj آفلاين است کاربر متوسط
    تاریخ عضویت
    Feb 2007
    سن کاربر
    18
    محل سکونت
    N95 8GB
    نوشته ها
    235
    تشکر
    937
    تشکر شده 351 بار در 164 ارسال

    پیش فرض

    این که گفتین تهصب البته تعصب کورکورانه و بدون منطق از جهل ناشی می شه رو کاملا باهاتون موافقم منم از روی تعصب حرف نزدم شما گفتین افسانه های مربوط به گرگ ها رو هیچکی نشنیده منم گفتم شنیدم و خیلی ها رو هم دیدم که شنیده اند و از قضا خیلی هم افراد با سوادی هستن و اگه قراره من از طرف خودم حرف بزنم پس شما هم لطف کنید و از طرف خودتون حرف بزنید
    اما در مورد قسمت دوم حرفاتون باید بگم اصولا افسانه قرار نیست که با منطق عینی جور در بیاد که در اون صورت افسانه نیست یعنی شما میگید شاهنامه و رستم و اکوان دیو و دیو سفید و سیمرغ و پرورش زال تو کوه و اینجور افسانه ها با عقل جور در میاد و واقعی هستند؟
    از دم صبح ازل تا آخر شام ابد... دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق بود

    سایه ی معشوق گر افتاد بر عاشق چه شد... ما به او محتاج بودیم او به ما مشتاق بود



  8. 2 کاربر مقابل از soheil dj عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  9. #6
    turboratur آواتار ها
    turboratur آفلاين است کاربر معمولي
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    سن کاربر
    30-25
    محل سکونت
    k 810 i
    نوشته ها
    126
    تشکر
    35
    تشکر شده 129 بار در 78 ارسال

    پیش فرض

    به نظر من شما این افسانه ها رو از پدر و مادر و پدربزرگ ها و کلاً نیاکانتون نشنیدید . یعنی این داستانها مربوط به ادبیات شفاهی مردم تبریز و آذربایجان ( فکر کنم تعریف من از آذربایجان با تعریف شما تفاوت داشته باشه )
    نیست ( البته این نظر شخصی منه ) ، این افسانه ها و داستانها مثل داستان کوراوغلی و ده ده قورقود و ... شاید 50 سال هم نمیشه که وارد ادبیات و تاریخ آذربایجان شدند ( فکر کنم ده ده قورخود 15 سال هم نشه )
    منشاء اونها هم یک عده پانترکیسته که از بعضی کشور ها برای این کار دستور و خط و نشان میگیرند و هدفشان تجزیه ایران و تشکیل یک کشور بزرگ از مغولستان تا بالکان هست ! . و برای این کار حاضرند هر گونه تاریخسازی ( مانند : ترک بودن سومری ها ، هوری ها ، اورارتو ها ، کاسپین ها ، مانایی ها ، عیلامی ها ! ، حتی مادها و سکاها و آلان ها !!!!!!!!؟؟؟؟؟؟ ) ، تحریف و جعل و وارد کردن کتابها و داستانهای اینچنینی را انجام بدهند .
    اهداف آنها فقط سیاسی است و به دنبال منافع خودشان و اربابانشان هستند .

  10. #7
    mehran73 آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    سن کاربر
    16
    نوشته ها
    20
    تشکر
    18
    تشکر شده 19 بار در 10 ارسال

    پیش فرض

    انگارشمابحثوبجای دیگه ای میکشونید........
    امادررابطه افسانه ی بوزقورد:دوست عزیزخب اسم میگه دیگه:افسانه.مثل همین داستانهای شاهنامه اگه شمامیگیدمدرک بیاریدکه اگه پوست شترتوسرببندندموبه داخل رشدمیکنه منم میگم مدرک بیاریدکه سیمرغ وجودداره،اگه سروش پیک خدابرفارسهابود،گؤک قورد(گرگ آسمانی)هم راهنمای خدابرترکان جهان بود.این فقط مثال بود چیزهای زیادی ازاین داستانهادرشاهنامه نیزوجودداره.
    میفرمایید:آذریها اصل ونسب خودراگم کرده اند!!!آذربایجانیها؟؟؟همان آذربایجانیهایی که هنوزایران با ورود آریایی هابه وجودنیامده بوداما اجداداین آذریهای بی اصل ونصب(اورال آتائیان)دراین مکان ساکن بودندکه زبانشان وفرهنگشان ترکی بود.آیاکتاب دده قورقود15ساله پیداشده درحالی که بیش از1400سال سابقه ی تاریخی دارد؟چه نسنجیده گفتیدآذریها اصل ونصب خودراگم کرده ومتعصبند.
    این هاهمان آذریهایی هستندکه درمقابل مغول وعثمانی باکمترین وسایل دفاعی ماندندودفاع کردند.این هاهمان آذربایجانیهایی هستندکه دراشغال 1325توسط رژیم پهلوی که نه میگذاشتند چیزی واردشهرشودونه چیزی خارج گردد،ماندند وسرفرودنیاوردنددرحالی که غذایشان علف های بدمزه وحشی بودودربدترین وضعیت زندگی میکردند.اینان همان آذریهای بی اصل ونصبندکه تا عراق ازپایتخت مأیوس میشد،موشک هایش رابرسراین مردمان میریخت امااین مردمان چه کردند؟وطن خود،ایران عزیزشان رانفروختندوفرزندانی که باخون دل واشک چشم بزرگ کرده بودنددرراه ایران واسلام قربانی دادندوحتی گلایه هم نکردند.حال شمامتعصبان اینچنین براین آذربایجانیها خرده میگیریدوجوکی خنده دارنیست مگرنام ترک یاتبریزی درآن بیاید.چه میکنید؟؟؟ به جای اینکه ازملت واحدایران حمایت کنیدسنگ نژادپرستانه به دل میزنیدوخون ایرج میخواهید؟؟؟
    ماایرانی هستیم.ماترکیم. ازکهن ترین زمان ترک بودیم ترک هستیم وترک خواهیم بود.

  11. 5 کاربر مقابل از mehran73 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  12. #8
    connect آفلاين است کاربر ویژه بخش بحث و گفتگوی آزاد
    تاریخ عضویت
    Jul 2008
    محل سکونت
    W810 i
    نوشته ها
    1,457
    تشکر
    3,479
    تشکر شده 4,409 بار در 1,925 ارسال

    پیش فرض

    اتفاقاً تركها افسانه هاي قشنگي دارند كه سينه به سينه نقل شده اما متأسفانه بخاطر همين تعصبات كوركورانه و اختلافاتي كه دارند، اين چيزها رشد پيدا نكرده. هر ترك هر عقيده اي كه به فكرش رسيده آن را علم كرده. وقتي كه اسم از افسانه مياد بايد تعريفي از افسانه داشته باشيم بعد به نقد آن داستان بپردازيم، در افسانه ها ممكنه مثلاً ماهي ها شعر بخونند، كلاغها موسيقي بنوازند، سر انسان مثل اژدها رشد كنه... خب همه چي ممكنه. تو رو خدا اين اشكالتراشي هاي بچه گانه را دور بريزيد از شما كه ظاهراً چيزهايي از تاريخ در كلاس مدرسه يا مجلات خونده ايد واقعاً بعيده!! توي قديم كه اينقدر سياسي كاري نبوده، مردم هرچند امكانات كنوني را نداشتند اما با همان سادگي و كانون گرم خانواده به قدري در رفاه و آزادي بودند كه فارغ از مشكلات كنوني دور هم جمع ميشدند و شبهاي زمستان زير كرسي و در زير نور قنديل (چراغ) با ذوق و سليقه جك ميگفتند، داستان پردازي ميكردند.اشعار و داستانهاي سياسي را كه توسط نخبگاني مثل پروين اعتصامي سروده شده با داستانهاي افسانه اي و تخيلي كه توسط مردم ده و روستا نسل به نسل بيان شده، مقايسه نكنيد.
    امام جعفر صادق عليه الصلوات و السلام فرمود:
    هرکس نیت وانگیزه اش پاک باشد خداوند روزی اورا زیاد گرداند.
    وهرکس زبانش راستگو باشد عملش پاک وپاکیزه است .
    حضرت محمد مصطفی (ص) فرمودند :

    لا تَسُبُّوا الدَّهرَ فَانَّ اللهَ هُوَ الدَّهرُ

    روزگار را دشنام مدهید که خدا همان روزگار است
    خداحافظ خانواده محترم نيكصالحي، خداحافظ اينترنت:((:((:((:-<
    دوستتون دارم. اگر بدي از من ديديد حلال كنيد. معذرت ميخوام
    اللهم كن لوليك الفرج

  13. 3 کاربر مقابل از connect عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  14. #9
    mehran73 آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    سن کاربر
    16
    نوشته ها
    20
    تشکر
    18
    تشکر شده 19 بار در 10 ارسال

    پیش فرض

    خب برادرم جواب منم همین بود.چیزی که منوعصبانی کرد،حرف نسنجیده شان بودکه باغث شدچیزهایی بگم که آرزوداشتم نگم امااین جملات منووادارکردکه آخه چی ازاین آذریهادیدیدکه اینچنین جک های مزخرف برایشان میسازیدچه دیدیدکه آنهاراکوچکترین وناچیزترین عضواین وطن میدانید.من قصدم همه نیست،ابدا،من قصدم تعدادافرادناچیزی است که فکرمیکنندفقط خودشانندوبس.

  15. 4 کاربر مقابل از mehran73 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  16. #10
    amirazeri آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Jul 2009
    نوشته ها
    11
    تشکر
    8
    تشکر شده 6 بار در 3 ارسال

    پیش فرض

    این تربوراتور معلومه که خیلی ادم بیسوادی حتی نخواسته راجع به کتابی مثل دهده قورقود یه دو خط بخونه . همینطوری یه چیزهای بیخود سر هم کرده نوشته.
    یا راجع به سومری ها و .. نخواسته لااقل یه دو خط راجع به ریشه زبان ها بخونه.
    معلوم نیست یه روز تو تبریز از خونه بیرون رفته با نه!
    لافل یه روز پیش خودش فکر نکرده که اخه اگه ترکا با مغولها اومدن این سرزمین چطوری شده که از شرقی ترین نقاط اومدن درست غربی ترین نقاط واگه اصلا اگه همچین کوچ بزرگی در این هزاره اخیر رخ داده باشه که ....
    بقیش هم که من هر چقدر هم بگم این چشم نداره که بخونه!
    اخه مگه قسمت اعظم تاریخ رو تو همین دوران پهلوی ها جعلن کردن ( به مستند تختگاه هیچکس و نوشته های پورپیرا مراجعه کنید) که با هدف ترویج پان فارسیم انجام شد!

  17. 4 کاربر مقابل از amirazeri عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  18. #11
    turboratur آواتار ها
    turboratur آفلاين است کاربر معمولي
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    سن کاربر
    30-25
    محل سکونت
    k 810 i
    نوشته ها
    126
    تشکر
    35
    تشکر شده 129 بار در 78 ارسال

    پیش فرض

    چرا من آن قسمت از کتاب ده ده قورقود را که در مورد توپهای جنگی عثمانی ها نوشته و آنها را ستایش کرده خوانده ام ( که با آنها آذری ها و سایر دشمنانشان را می کشتند ) . تا آنجا که من می دانم 1400 سال پیش توپ جنگی نبود .
    زبان سومری جزء گروهی از زبانهاست که ترکی هم جزء آنهاست ولی ترکی نیست . ضمناً تا امروز از نژاد مردم سومر سر در نیاورده اند ولی سومری ها نژادشان با نژاد مردم شهر سوخته و تمدن های شمال هند یکی بوده که همگی در یک زمان و بطور ناگهانی ناپدید شده و یا از بین رفته اند . بیشتر باستانشناسان نژاد آنها را از نوع انسان نمی دانند . ( به این قسمت خیلی دقت کنید و می توانید خودتان تحقیق کنید )
    زبان هیچ ارتباطی به نژاد و قومیت ندارد و امری اکتسابی و وابسته به مذهب و حکومت و سیاست دارد . هر حکومتی که به ایران آمده زبان و دین و مذهب خودش را به مردم تحمیل کرده و تنها مردمی که در مناطق دور دست و صعب العبور بوده اند نسبت به دیگران سختتر و دیرتر متاثر شده اند . هیچ کدام از زبانهای حال حاضر در ایران بخصوص دری و ترکی ربطی به سکنه ایران ندارد و بعدها وارد ایران شده اند و به دلایل مذهبی و حکومتی و سیاسی و آموزشی رایج شده اند . تقسیم بندی زبانها به گروه های اورال و آلتایی و هند و اروپایی و سامی و حامی و غیره کاملاً غلط و اشتباه و با اهداف سیاسی و استعماری بوده است .
    اولیای چلبی سیاح و جهانگرد ترک عثمانی در کتاب "سیاحت نامه" اش آورده که مردم تبریز و آذربایجان زبانهای دری و ترکی را نمی فهمند ! (قابل توجه دو گروه پانترکیست و پانفارسیست ) زیرا زبان دری هم توسط ترکان غزنوی و سلجوقی و خوارزمشاهی و اتابکان و قاجار و ... در ایران رایج شده است و ترکان خود بهتر از همه به این زبان صحبت می کردند و می کنند . نمونه هایش در ترکیه و استانبول و افغانستان فراوان است .
    مردمی را که شما فارس می نامید ارتباطی با قوم باستانی پارس ندارند و عمدتاً قومی مختلط از نژادهای بومی فلات ایران و اعراب مهاجر و خوزی ها و سایر اقوام همسایه ایران هستند که به زبان دری که توسط ترکان از دره های دور دست افغانستان و تاجیکستان به ایران آورده شده و بر آنها حکومت کرده اند تکلم می کنند . چه این مردمان کمترین خصوصیت ژنتیکی و آنتروپولوژیکی پارسیان ( انگونه که در نوشته های مورخان باستان آمده ) را نشان نمی دهند !
    برخی اقوام ترک زبان مانند قاجار به همراه مغول ها به ایران آمده اند ( به گفته خودشان ) ( گروهی از قاجارها هنوز در قفقاز زندگی می کنند و دارای پوشش و آداب و رسوم خاصی هستند ولی نکته جالب اینجاست که زبانشان دری می باشد که شما می گویید فارسی ! و نه ترکی ) . این اقوام ربطی به مردم آذربایجان ندارند زیرا مردم آذربایجان تاریخ و تمدن چند هزار ساله دارند ( حداقل حدود 10 هزار سال ).
    داستانهای ده ده قورقود و بوزقورد و کوراوغلی همگی طی حداکثر 500 سال اخیر توسط ترکان عثمانی( گروهی از سلجوقیان که به گفته خودشان از خراسان به روم شرقی مهاجرت کرده اند و آنجا شده ترکیه ) و برخی ترکمنهای قفقاز ساخته شده و متعلق به آنان می باشد و ربطی به مردم آذربایجان ندارد .
    هیچ تحقیق جامع و سالمی درباره تاریخ ، فرهنگ ، زبان و نژاد و خصوصیات ژنتیکی مردم آذربایجان ( و سایر نقاط ایران ) صورت نگرفته و همه مدعیان فقط از روی حدس و گمان و احساسات شخصی و یا اهداف سیاسی حرف می زنند .
    من در جایی از شاهنامه حرف نزده ام ولی مطئن باشید داستانهای شاهنامه خیلی بیشتر به واقعیت نزدیکتر هستند تا نوشته های چند اروپایی و یهودی .







  19. #12
    morteza06336m آفلاين است تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Nov 2009
    نوشته ها
    1
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض بوزقورد

    این آقایی که نه میدونه بوزقورد چیه و نه ده ده قورقود . مطمئن باشید که او ترک نیست
    مگر اینکه مانقورد باشد. یاشاسین آذربایجان
    yaşasın türk milləti
    yaşasın tıraxtur

  20. #13
    turboratur آواتار ها
    turboratur آفلاين است کاربر معمولي
    تاریخ عضویت
    Aug 2009
    سن کاربر
    30-25
    محل سکونت
    k 810 i
    نوشته ها
    126
    تشکر
    35
    تشکر شده 129 بار در 78 ارسال

    پیش فرض

    بوزقورد یا گرگ خاکستری اسم یک جن می باشد که خودش رو به شکل گرگ در میاورد که راهنمای قومی جن پرست بوده !

  21. #14
    mohammad_007 آواتار ها
    mohammad_007 آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    سن کاربر
    19
    محل سکونت
    tabriz
    نوشته ها
    813
    تشکر
    565
    تشکر شده 631 بار در 376 ارسال

    پیش فرض

    آقای turboratu لطفآ فضا رو متشنج نکنید و چاخان پاخان از خودتون نگید:shame:
    شما همه را به بیراهه می کشید این یک افسانه میفهمید افسانه است که از نیاکان ما به ارث رسیده حالا شما قبول نداری که نداشته باش ولی خواهشن موضوع رو عوض نکن.
    ما همه ایرانی هستیم آدمهایی مثل شما همه چیز را به حاشیه می کشند.
    ویرایش توسط mohammad_007 : September 5th, 2010 در ساعت 03:24 AM

  22. کاربر مقابل از mohammad_007 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:

    swa

  23. #15
    Tahereh zh آفلاين است تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    سن کاربر
    24
    نوشته ها
    2
    تشکر
    1
    تشکر شده 2 بار در 2 ارسال

    پیش فرض

    بالاخره بعد از مدت ها که از دوستان ترکم ماجرای بوزقورد رو پرسیدم تونستم اینجا پیداش کنم
    واقعا جالب و جذاب بود، مهم تر این که هم آوردن این افسانه ترک ها در کنارش شعر قشنگی که آخر مطلب گذاشته بودی واقعا جذبم کرد.
    در ضمن هر چند که افسانه ها برگرفته از واقعیاتی هستن که بودن ولی با اغراق ها و داستان های تخیلی صاحبان افسانه ها مخلوط شدن پس انتظار این که همه اش بخواد با عقل و علم جور در بیاد یک تصور باطل هست:)
    همیشه دوست من موفق باشی، تا میتونی از این جور افسانه ها بزار تا هم وطنانت هم استفاده ببرن

  24. کاربر مقابل از Tahereh zh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  25. #16
    Tahereh zh آفلاين است تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    سن کاربر
    24
    نوشته ها
    2
    تشکر
    1
    تشکر شده 2 بار در 2 ارسال

    پیش فرض

    آقای توربوریتور اصلا باهات موافق نیستم که سومری ها انسان نبوده باشن( منظور انسان هوشمند)، بنده رشته ام ژنتیکه و اتفاقا راجع به قضیه تکامل انسان ها مطالعات نسبی خوبی هم داشتم، انسان های غیر هوشمند حتی توانایی تکلم نداشتن دیگه چه برسه بخوان در حد هوشی که سومری ها داشتن و توانایی های سومری ها بوده باشن، آن ها راه های ارتباطیشون از طریق نقاشی های درون غارها بوده در حالی که سومری خط داشتن و کتابخانه های بزرگی داشتن
    ضمنا عرض کنم که بنده ترک نیستم و فارس هستم که فکر نکنید این ها رو بخاطر حالا ترک بودن گفتم
    بله سومری ها نژادشون و گروه زبانیشون به طور دقیقی مشخص نیست چون معانی حقیقی کلمات بکار رفته در زبان سومری هنوز درست معلوم نیست، براش ادعاهای مختلفی هست که برخی گروه های زبانی اون ها رو جز جد زبانی خودشون دونستن، یکی از این ها هم زبان های آلتایی است که ممکن باشه ممکن نباشه، چون صرف شباهت ظاهری نمیشه دونست مثلا ممکن کلمه ای مشترک در زبان ترکی و سومری باشه ولی در ترکی به یه معنایی باشه ولی در سومری به یه معنای کاملا متفاوت بکار میرفته

  26. کاربر مقابل از Tahereh zh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  27. #17
    mohammad_007 آواتار ها
    mohammad_007 آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Jun 2008
    سن کاربر
    19
    محل سکونت
    tabriz
    نوشته ها
    813
    تشکر
    565
    تشکر شده 631 بار در 376 ارسال

    پیش فرض

    سلام دوست عزیز tahereh zh .
    خیلی ممنون از اطلاعات مفیدتون بحثاتون جالب و شنیدنی چند تا کتاب معرفی می کنین ما هم بریم مطالعه کنیم.
    ممنون.

  28. #18
    baydil آفلاين است تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    نوشته ها
    1
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض

    سلام
    مطالب رو خوندم نظرها رو هم خوندم 3 تا حرفو باید به 3 گروه از افراد بگم اول از خودمون شروع میکنم
    1- به نظر من نوشته های بالا اصلا خوب نیست از این جهت که به تورکمان های عزیزمون توهین شده آقایی که معنی مان رو دقیق نمیدونه چرا باید الکی معنی کنه و تورکمانها رو مانقورد جلوه بده
    مان اگر به تنهایی یک کلمه باشد به معنی عیب و نقص است ولی اگر به عنوان پسوند -که در ترکی "شکیل چی" نامیده میشود- استفاده شود دارا بودن مشخصات قبل رو با حداکثر شدت بیان مینماید یعنی وقتی تورکمان (تورک + مان) میگیم یعنی تورک کامل نه "ناقص" و نه "مانند تورک"
    2- عزیزان پارسی زبان که فقط تمسخر را پیشه قرار داده اید باید بگم در هیچ کجای جهان آریایی را قبول ندارند و کسی که آریایی را زمان شاه به مردم نسبت داد راضی به این خیانت در تاریخ نبود بلکه هدفش سواستفاده سیاسی از ملت ایران بود و آن توطئه ای آلمانی بود که هدفش فشار آوردن بر شوروی از طریق خاک ایران بود.
    3- در آخر نسبت به دشمنان تعصب:اگر تعصب نبود ما تورک ها هم باید وقتی اسم عرب میومد سرمونو پایین میانداختیم ولی تعصب بابک ما رو سر بلندمون کرده اینو توضیح نمیدم چون دیگه اینو حتما میدونین. اونیکه بده تعصب کورکورانه است که متاسفانه این جا شاهد بودیم که چگونه به باد تمسخر گرفته بودند صاحب فروم رو و تعصب کورکورانه نذاشته بود که یک لحظه به این فکر کنند که آقا این یه افسانه است اسمش هم روشه و واقعیت تاریخی نیست.
    از صاحب فروم تشکر میکنم که تعصب پاکش باعث ایجاد چنین فرومی شده است.

  29. #19
    mahdi 71 آفلاين است تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    سن کاربر
    19
    نوشته ها
    1
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض

    من هم مثل شما همه روخوندم وازشما متشكرم كه بادرايت ترازهمه نظرداديد
    امامن هم بااينكه يك ترك هستم( وروي پياهنم عكس بزقوردچاپ كردم)وتعصب خاصي روي زبانم دارم بااين حال تعصب بيش ازحدراقبول ندارم چون گاهي اوقات باعث تقليدبي پايه واساس ميشه
    ویرایش توسط mahdi 71 : December 18th, 2011 در ساعت 02:14 PM

  30. #20
    mamad_g40 آواتار ها
    mamad_g40 آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Dec 2009
    سن کاربر
    21
    نوشته ها
    34
    تشکر
    18
    تشکر شده 44 بار در 14 ارسال

    پیش فرض

    برای پایان دادن به این بحث ها فقط یه چیز میگم ما ترکا گرگ رو سمبل و نشانه خود میدانیم مثلا فرانسوی ها خروس رو سمبل کشور خود میداندند خب بگذریم چون گرگ چندین خصلت خوب و جالب داره که هیچ حیوان دیگه نداره واسه همین ما ترکا گرگ را سمبل خود کردیم و شما فارس ها یه حیوانی رو سمبل خود میدونین که واقعی نیست که اون حیوان یا بهتره بگم پرنده سیمرغه که خود افسانه است دوباره بگذریم این افسانه بوز قورد از اسمش معلومه یعنی افسانست و تو افسانه نویسنده سعی می کنه به داستان تخیل بده مثلا اینکه تو این داستان پسرک با گرگ ازدواج میکنه میدونین دوستان چون شیر زنان ترک از قدیم زبانزد خاص و عام بودند واسه همین به این زنی که مثل گرگ و مردهای دیگه تو جنگ ها می جنگید لقب گرگ رو بهش دادن و تو داستان هم برای اینکه شنونده احساس کنه داستان تخیلیه به جای زن گفتند گرگ...
    خدا هم منو دوست داره:(:->

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 07:35 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به  شرکت فرهنگ سازان  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت پيگرد قانوني دارد
سئو و بهينه سازي : سئو
Powered by vBulletin® Version 4.2.2 Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved