تاریخ امروز :
تالار های نیک صالحی - Powered by vBulletin
تبلیغات
تولبار جدید و آپدیت شده مخصوص نیک صالحی آماده دانلود است ، برای دانلود کلیک کنید.
نمایش نتایج: از 1 به 20 از 20

شهر اردبيل

  1. #1
    patris آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia6600
    نوشته ها
    915
    تشکر
    3,400
    تشکر شده 3,741 بار در 1,583 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض شهر اردبيل


  2. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما patris برای ارسال این پست سودمند:


  3. #2
    patris آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia6600
    نوشته ها
    915
    تشکر
    3,400
    تشکر شده 3,741 بار در 1,583 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    Smile

    اطلاعاتي در مورد استان اردبيل

    استان اردبيل در شمال غربي فلات ايران ، با بيش از 18 هزار و 50 كيلومتر مربع، يك درصد مساحت كل كشور را تشكيل مي‌دهد. اين استان از شمال به رود ارس، دشت مغان و بالهارود در جمهوري آذربايجان ، از شرق به رشته كوه‌هاي طالش و بغرو در استان گيلان، از جنوب به رشته كوه‌ها، دره‌ها و جلگه‌هاي به هم پيوسته استان زنجان و از غرب به استان آذربايجان شرقي محدود است.

  4. تشکرها از این نوشته :


  5. #3
    patris آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia6600
    نوشته ها
    915
    تشکر
    3,400
    تشکر شده 3,741 بار در 1,583 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    Smile

    جغرافياي تاريخي استان

    گو اين كه براساس آخرين تقسيمات كشوري، اردبيل به استاني مستقل و جديد تبديل شده است، اما تاريخ آن با تاريخ سرزمين آذربايجان در آميخته است، چندان كه، بدون توجه به موقعيت تارخي آذربايجان نمي‌توان سخن از موقعيت تاريخي اردبيل به ميان آورد از آن جا كه موقعيت جغرافياي تاريخي آذربايجان، در جلد اول اين مجموعه كتاب‌ها (كتاب آذربايجان شرقي) بررسي شده است، در اين قسمت، تنها به بررسي جغرافياي تاريخي شهرستان‌هاي استان اكتفا مي‌شود. اين بررسي مي‌تواند تا حدودي سيماي تاريخي استان را ترسيم كند:
    اردبيل
    مورخان قديمي، مانند نويسنده «حدودالعالم» ، اردبيل را واژه‌اي اوستايي دانسته‌اند كه از دو كلمه «ارتا» (مقدس) و «ويل» (شهر) به معني شهر مقدس تركيب شده است. بسياري از مورخان اسلامي، همچون ياقوت حموي و فردوسي شاعر نامدار ايران، بناي اين شهر را به فيروز پادشاه ساساني (۴۸۹-۴۵۷ م) نسبت مي‌دهند و آن را «بادان پيروز» ناميده‌اند.
    فردوسي در شاهنامه آورده است:
    دگر كرد بادان پيروز نام همه جاي شادي و آرام و كام
    كه اكنون خواني همي اردبيل كه قيصر بدو دارد از داد ميل
    صاحب كتاب «روضه الصفا» مي‌نويسد: «اردبيل از بناهاي كيومرث، پادشاه كيانيان بود، از آن جا كه نام اردبيل در داستان «ويس و رامين» از آثار ادبي دوره اشكانيان آمده، چنين مي‌نمايد كه اين شهر بيش از ۱۵۰۰ سال قدمت تاريخي دارد.
    در زمان سلطنت هخامنشيان، در اطراف رود «بادي مريز» كه رود كوراي امروز در قفقاز است، براي حفظ و نگهداري مرز ايران اردويي مهم وجود داشت كه مركز آن اردبيل بود. اين موضوع ، اهميت سياسي و نظامي اردبيل را ثابت مي‌كند.
    به روايت اوستا، زردشت پيامبر ايراني در كنار رود «دائي يتا» كه امروزه ارس ناميده مي‌شود، به دنيا آمد و كتاب خود را در سبلان نوشت و براي ترويج دين خود، روي به شهر «باذان پيروز» آورد. عده‌اي به او گرويدند و در اين ناحيه جنگي ميان زردشتيان و بت‌پرستان روي داد كه در اين جنگ بت پرستان بر همه روستاها و قصبه‌هاي اطراف اردبيل دست يافتند. به افتخار اين پيروزي، آتشكده‌‌اي در اردبيل بنا كردند كه امروزه آثار آن در سه فرسنگي اين شهر در دهكده‌اي به نام آتشگاه باقي مانده است.
    در زمان انوشيروان كه پيروان مزدك از ترس مجازات به گوشه و كنار ايران مي‌گريختند، اردبيل نيز جزو شهرهاي پناهندگان و فراريان مزدكي بود. اين گروه، از مخالفان حكومت ساساني و خلافت امويان در اردبيل بودند كه پيوسته عمال حكومت ساساني و خلفاي بني‌اميه دستور پيگرد توقيف‌ آنان را صادر مي‌كردند. اهميت مسأله مزدكيان، خلفاي بني‌اميه را بر آن داشت مركز حكومت آذربايجان را از مراغه به اردبيل انتقال دهند.
    در زمان حمله اعراب به ايران و به ويژه هنگام فتح آذربايجان ، بيشترين تلاش آنان متوجه مركز آن يعني اردبيل بود. هنگام فتح ايران به دست اعراب- سال ۲۲ هجري- اردبيل بزرگ ترين شهر آذربايجان بود كه به دست سپاهيان اسلام افتاد. اين شهر در زمان خلفاي بني‌اميه (۴۱-۳۳ ه-ق) مركز ايالت آذربايجان بود. در زمان هشام از خلفاي بني‌اميه، طوايف بارين خزر به آذربايجان حمله كردند. در اين حمله، اردبيل نيز غارت شد. اردبيل در زمان عباسيان كرسي نشين ايالت وسيع آذربايجان بود. در اين زمان، شهر داراي پادگان و برج و بارويي بود كه طول آن از هر طرف به چهار كيلومتر مي رسيد.
    بين سال‌هاي ۳۱۷-۲۶۷ هجري، اين شهر مركز حكمراني طايفه بني ساج بود كه حكومت را از مراغه به اردبيل انتقال داده بودند. اردبيل تا حمله مغول ، مركز حكومت آذربايجان بود. در سال ۶۱۷ هجري، مغولان پس از حمله به ايران، اردبيل را غارت كردند. در زمان هلاكوخان، مركز فرمانروايي از اردبيل به مراغه منتقل شد و در زمان آباقاخان، تبريز پايتخت حكومت ايلخانان شد.
    در دوره تيموريان ، امير تيمور در اردبيل به خدمت شيخ صفي الدين رسيد و به درخواست شيخ، هزار نفر از اسيران را به او بخشيد. پس از فوت شيخ صفي‌الدين اردبيلي، اين شهر كعبه آمال و قبله صوفيان شد و انبوهي از پيروان طريقت روي به اين شهر نهادند.
    شاه اسماعيل براي تشكيل حكومت واحد ايراني، از اردبيل قيام كرد و همه ولايات را مطيع ساخت؛ شورش‌ها را خواباند و ملوك الطوايفي را از بين برد. وي سپس بر اوضاع آشفته ايران مسلط شد و تبريز را در سال ۹۰۶ هجري پايتخت رسمي ايران كرد. از آنجا كه حكمران اردبيل از خاندان صفوي انتخاب شده بود و اين شهر مدفن اجاد صفوي هم بود، ديگر باره آن را مقدس خواندند. به علاوه در زمان صفويان ، هر كسي گناهي مي‌كرد از ترس مجازات به اردبيل پناهنده مي‌شد و از هر گونه آسيبي در امام مي‌ماند. از اين رو، به دارالامان نيز معروف بود. در برخي از كتاب‌هاي تاريخي، اين شهر را دارالارشاد هم ناميده‌اند.
    اردبيل در دوره صفوي از لحاظ سياسي و اقتصادي سرآمد شهرهاي ايران بود. اين شهر در مسير شاهراه تجارتي ايران و اروپا قرار داشت و ابريشم وارده از گيلان، از طريق اردبيل به اروپا صادر مي‌شد. اين امر، در پيشرفت اقتصادي و افزايش درآمد مردم تأثيري مهم داشت.
    در آغاز قرن ۱۹ ميلادي، عباس ميرزا نايب السلطنه قاجار، مركز ستاد سپاهيان خود را در اردبيل قرار داد و به كمك افسران فرانسوي قلعه‌اي در برابر قواي مهاجم روس بنا كرد كه بعدها تبديل به زندان شد و آن را «نارين قلعه» ناميده‌اند.
    در جنگ ايران و روس در ۱۲۱۸ هجري قمري، قواي روسيه به اردبيل حمله كردند. تا تنظيم عهدنامه تركمانچاي ، اين شهر در اشغال قواي بيگانه بود. در اين زمان (۱۲۴۵ هـ.ق) همه اشياي قيمتي و بي همتاي مقبره شيخ صفي‌الدين و زينت آلات ديگر مقبره‌ها و كتاب‌هاي مهم كتابخانه اردبيل كه شاه عباس وقف كرده بود و از كتاب‌هاي خطي نفيس و بي نظير و بي همتا بود غارت شد. اين اشياء و كتاب‌هاي نفيس هم اكنون در موزه‌هاي مسكو و لنينگراد نگهداري مي‌شود.
    پس از انتقال قدرت و امور وليعهد نشين قاجار به تبريز، اردبيل كه تا اين موقع داراي اهميت و اعتبار ويژه بود، از رونق افتاد و راه‌هاي تجارتي روسيه از اردبيل به تبريز تغيير مسير داد. با احداث راه آهن تبريز- جلفا، ارتباط اقتصادي اين شهر قطع شد و از آن همه تجارت و صادرات و واردات مهم، جز كاروان سراهاي متروك چيزي باقي نماند. از رونق افتادن تجارت اين شهر سبب مهاجرت انبوهي از مردم آن به تهران و تبريز شد.
    در زمان ضعف سلسله قاجار، به ويژه پس از جنگ جهاني اول، برخي از افراد ايلات و شاهسون‌ها شهر اردبيل را بارها غارت كردند و خسارت فراوان به مردم شهر وارد آوردند. رويدادهايي مانند زمين لرزه‌هاي پياپي، هجوم قبايل و اقوام گوناگون ، و تاخت و تاز بيگانگان رفته رفته سبب شد اردبيل از پيشرفت و ترقي باز ماند.
    در سال‌هاي گذشته، اين شهر توسعه يافته و بر اهميت و وسعت آن افزوده شده است، به گونه‌اي كه امروزه، يكي از شهرهاي آباد و پرجمعيت و فعال اقتصادي استان است. همچنين اين شهر به خاطر وجود آثار تاريخي و به ويژه مقبرهاي خاندان شيخ صفي و همجواري‌اش با آب‌هاي گرم سرعين يكي از كانون‌هاي جلب جهانگرد است كه هر ساله هزاران نفر را از استان آذربايجان شرقي و ديگر استان‌هاي همجوار و تهران به خود جلب كند.
    بيله‌سوار
    نام قديمي بيله‌سوار ، آران (به معني دشت آفتابگير) بوده است كه بعدها آن را بيله‌سوار ناميده‌اند. حمدالله مستوفي در «نزهه القلوب» درباره بيله‌سوار مي‌نويسد:
    «از اقليم پنج است. اميري پيله‌سوار نام يعني سردار بزرگ از امراي آل بويه ساخت و اكنون به قدر ديهي مانده است. آبش از رود باجروان است و حاصلش غله باشد»
    به باور مردم منطقه، «بيله» به معني سرزمين بين دو رود است و بيله‌سوار يعني مردمي كه ساكن «بيله» هستند. بيله سوار بين دو رود «بالهارود» و «آب بيگلر» گسترده است. اين بخش با نام پيله‌سوار هم شناخته مي‌شود. برخي‌ها معتقدند نادرشاه افشار هنگامي كه براي تاجگذاري به اصلاندوز ميرفت (سال ۱۱۴۸ ه) ارتشي مجهز به انبوه فيل‌ها او را همراهي مي‌كردند و براي مدتي در اين منطقه ماندند.
    اين سرزمين‌ در تاريخ ديرپاي خود حوادث بسياري را از سرگذرانده است كه مي‌توان از هجوم و حمله قوم «اوغوز» و تغيير زبان و دين مردم، تشكيل قشون قزلباش از عشاير شاهسون توسط شاهان صفوي، حملات روس‌ها در زمان عباس ميرزاي قاجار و هجوم و اشغال آذربايجان توسط سربازان روسيه در جنگ اول و دوم جهاني، نام برد.
    پار‌س‌آباد
    دشت مغان – براساس داده‌هاي كتاب‌هاي جغرافياي قديم- روزگاري آباد بود و رونق داشت. اما بعدها بر اثر حوادثي نامعلوم از ميان رفت. نمونه بارز روستاهاي كهن و تاريخي دشت مغان، روستاي پرجمعيت «اولتان» است كه داراي سابقه تاريخي مهم است. گفته مي‌شود در قديم، اين روستا داراي آبادي‌هايي بود كه آن ها را به اسامي دوازده گانه ، ماه‌هاي سال مي‌ناميده‌اند.
    در مورد نام «پارس آباد» گفته مي‌شود كه شخصي به نام مهندس پارسا براي نخستين بار در اين قسمت از دشت مغان به كارهاي كشاورزي و عمراني پرداخت و پارس‌آباد بر گرفته از نام اوست. پس از تشكيل شركت كشت و صنعت و دامپروري مغان و احداث سد ارس در منطقه ميل مغان، پارس‌آباد رونق يافت و رو به توسعه و گسترش نهاد.
    خلخال
    خلخال از شهرهاي قديمي و تاريخي آذربايجان است. در كتاب‌هاي جغرافيايي و تاريخي سده‌هاي دوم و سوم هجري، مورخان و جغرافي‌دانان از جمله در كتاب «حدود العالم من المشرق الي المغرب» درباره خلخال چنين نوشته‌اند:
    «خلخال از شهرهاي كوچك و از توابع آذربايجان بوده، محصول عمده آن گندم و جو بوده است و پلاس و گليم و لباس پشمي و كركي در آن بافند … »
    در معجم البلدان كه در اواخر سده ششم هجري نوشته‌ شده، آمده است:
    «خلخال شهري است در مشرق آذربايجان و نزديك گيلان و مزارع و آبادي آن بيشتر در وسط كوه‌هاي بلند قرار دارد و از آنجا تا شهر قزوين هفت روز و تا اردبيل دو روز راه است و در اين ولايت قلاعي بلند قرار دارد كه مردمان آن هنگام حمله مغول به آن پناه ميبردند»

  6. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما patris برای ارسال این پست سودمند:


  7. #4
    patris آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia6600
    نوشته ها
    915
    تشکر
    3,400
    تشکر شده 3,741 بار در 1,583 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    جاذبه هاي تاريخي و باستاني

    بناها و يادمان‌هاي تاريخي
    قلعه‌ها و دژها
    قلعه كهنه
    در ارتفاع شرقي دره باغ نوروز مشگين شهر قلعه‌اي است كه با شيبي تند به رودخانه خياوچاي منتهي مي‌شود. در مقابل ارتفاع سنگ نبشته پهلوي ساساني قرار گرفته است. اين قلعه محوطه‌اي بسيار بزرگ است با چهار ديوار خشتي ، گلي و آجري كه بر پايه‌هاي سنگي استوار شده است. اين بنا سه برج دارد و سه ديوار قلعه به شكل مستطيل به اندازه ۲۳۰× ۱۱۰ متر است كه در سه قسمت آن تأسيساتي حجره مانند، طويله و آخورهاي متعدد ساخته شده است. هر حجره براي مردي و اسبي بوده است. در دو قسمت انتهايي قلعه كه به دره خياوچاي مشرف است، نشانه‌هايي از دو برج كهنه با ديوارهاي گلي گلداري كه يادگار زينت‌هاي گم شده است، وجود دارد.
    از بالاي ديوار، همه دره در تيررس نگهبانان بوده است. با همه پوسيدگي ديوارها و برج‌ و باروها، هنوز ته‌مانده‌اي از امنيت يك پناهگاه را مي‌توان در آن احساس كرد.
    ارتفاع حصار در داخل بيش از چهار متر ، ولي از خارج بيش از هشت متر است. در اين قلعه چون از ديرباز در تملك ارتش و سربازخانه دولتي بوده ، اجازه هيچ گونه كند و كاو و حفاري داده نشده است. ولي احتمال مي‌رود قلعه كهنه در محل همان قلعه باستاني ساساني بنا شده باشد كه در كتيبه خطي داخل دره، از قول نارسه هرمزد به آن اشاره شده است.
    قلعه اولتان
    اولتان روستاي بزرگي در سه كيلومتري جنوب پارس آباد است و قلعه اولتان در ۵۰۰ متري اين روستا در كنار رود ارس قرار دارد وضع ظاهري قلعه، ساختمان يك قلعه نظامي را القا مي‌كند. باني اين قلعه اشكانياني بودند، ولي به واسطه استحكام و موقعيت مناسب تا قرن دوازدهم هجري مورد استفاده قرار مي‌گرفت. در كاوش‌هاي باستان‌شناختي، سفال‌هاي بي‌مانند و متنوع اسلامي از قلعه اولتان به دست آمده است. در حال حاضر اين قلعه رو به نابودي كامل است. اين تخريب از دو طريق صورت مي‌گيرد. يكي به دليل فرسايش سواحل رود ارس كه به تدريج در اثر بارندگي ديواره‌هاي ساحلي قلعه تخريب مي‌گردد و ديگري به دليل كارخانه شن و ماسه‌اي كه درست بر روي بناي قلعه احداث شده است. اين كارخانه با گود برداري اين خود جهت به دست آوردن شن و ماسه به تدريج كل محوطه قلعه را از بين مي‌برد و از طرف ديگر پوشش براي كند و كاوهاي احتمالي نيز هست. به طوري كه اگر وضع به همين منوال ادامه يابد، به زودي هيچ نشانه‌اي از اين ميراث تاريخي كه چندين هزار سال قدمت دارد بر جاي نخواهد ماند.
    آغجه قلعه
    اين قلعه كه از مصالح سنگ، خشت ، ملاط گچ و آهك ساخته شده است، در سينه‌كش كوه سنگي، حوالي چتين دره و قريه قره قيه مشگين شهر قرار دارد. طول قلعه از فصل مشترك برج‌ها با حصار ۵۰ متر و قطر برج‌ها ۵/۸ متر است، ارتفاع آن از راه سنگي ۵/۳ متر و از ديوار خشتي حداكثر دو متر است. در داخل قلعه و در سطح كوه و محل‌هايي كه حفاري شده، سفالينه‌هاي منسوب به هزاره اول قبل از ميلاد پيدا شده است.
    علاوه بر قلعه‌هاي ياد شده، مي‌توان به قلعه هير در جنوب شرقي اردبيل ، قيز قلعه‌سي گرمي، ديو قلعه‌سي روستاي كويج مشگين شهر نيز اشاره كرد.
    پل‌هاي تاريخي
    پل خدا آفرين
    روي رودخانه ارس، دو پل تاريخي به فاصله‌اي اندك (۱۰۰ متر) از يكديگر بنا شده‌اند كه به نام خداآفرين مشهورند. اولي منسوب به سده ششم هجري (دوره سلجوقيان) است. طول آن ۱۶۰ متر است (۱۲۰ متر آن متعلق به ايران و ۴۰ متر آن متعلق به جمهوري آذربايجان است) و داراي ۱۵ تاق جناقي و هلالي با ابعاد نابرابر و غير مشابه است. علت نابرابري تاق‌ها، استقرار پايه‌ تاق‌ها به صخره‌هاي طبيعي رودخانه ارس بوده است. مصالح ساختماني اين پل، سنگ‌هاي قلوه و لاشه در پايه‌ها و آجر در ساختمان تاق‌ها و ملاط آن آهك و گچ است.
    پل خداآفرين در حدود ۱۲۰ متر طول دارد و داراي ده تاق است. اين پل منسوب به دوره صفوي است. مصالح ساختماني آن سنگ تراشيده با ملاط گچ و آهك است.
    پل ساميان
    اين پل قديمي روي رودخانه قره‌سو در ۱۵ كيلومتري اردبيل در مسير راه شوسه اردبيل – گرمي قرار دارد. داراي شش چشمه است و به دوره صفويه منسوب است. مصالح ساختماني آن، سنگ در پايه‌ها و آجر در تاق‌ها و مناره‌ها است.
    اين پل، نام خود را از روستاي ساميان كه در كنار آن قرار دارد، گرفته است. چهار ميل يا مناره در چهارگوشه آن قرار دارد كه براي راهنمايي مسافران در شب و در هواي نامساعد ساخته شده است.
    پل كلخوران
    اين پل ، روي رودخانه‌اي كه از مركز كلخوران مي‌گذرد واقع شده و داراي سه دهانه با پايه‌هاي سنگي و تاق و ديواره آجري است. در بعضي قسمت‌هاي آن از سنگ قبرهاي قديمي استفاده شده است كه با توجه به نوشته‌هاي روي آن‌ها، بناي اين پل مربوط به دوره صفويه است.
    پل سيدآباد (پيرمادر)
    اين پل روي رودخانه باليقلي در اردبيل قرار دارد و به دوره صفويه منسوب است مصالح ساختماني آن، سنگ ، آجر ، ملاط گچ و آهك است.
    پل يعقوبيه
    اين پل روي رودخانه باليقلي در اردبيل ساخته شده است، پنج دهانه دارد و به دوره صفويه منسوب است. مصالح ساختماني آن سنگ در پايه‌ها و آجر در تاق‌ها است.
    پل ابراهيم آباد
    اين پل روي رودخانه باليقلي در اردبيل بنا شده است، پنج دهانه دارد و يادگار دوره صفوي است. مصالح ساختماني آن سنگ در پايه‌ها و آجر در تاق‌ها با ملاط گچ و آهك است.
    پل ججين (داش كسن)
    اين پل نيز با هفت دهانه روي رودخانه باليقلي اردبيل بنا شده و به دوره صفويه مربوط است. پايه‌هاي آن سنگي ، تاق هايش ضربي جناقي است و با آجر ساخته شده است. ملاط ساختمان پل، گچ و آهك است.
    پل قره سو (زاغالان)
    اين پل نيز روي رودخانه باليقلي در اردبيل بنا شده است، هفت دهانه دارد و همچون ديگر پل‌هاي اين رودخانه، به دوره صفويه منسوب است. «پل قره سو» را مير حمزه اردبيلي ننه كراني متوفي به سال ۱۳۳۰ هجري قمري تعمير و بازسازي كرده است.
    پل نير
    اين پل روي رودخانه نير ساخته شده، منسوب به دوره صفويه است و چهار تاق دارد. اين پل در كنار يك پل پهن و تازه‌ساز كه رفت و آمد مسافران تبريز- اردبيل از روي آن صورت مي‌گيرد. واقع شده است.
    علاوه بر پل‌هاي ياد شده. در شهرستان اردبيل پل‌هاي قديمي ديگيري نيز مانند پل‌هاي الماس، سرخ و پل شهرچاي وجود دارد.
    حمام‌هاي قديمي
    مهم‌ترين حمام‌هاي قديمي استان اردبيل كه بيشترشان در شهر اردبيل واقع شده‌اند عبارتند از:
    حمام پير زرگر اردبيل
    اين حمام در ورودي و راهروئي ساده دارد، اما رختكن آن شكل قديمي خود را حفظ كرده است؛ با سكوهاي قديمي ، شاه نشين‌ها، كف سنفگرش و حوض سنگي هشت ضلعي با چهار بازوي سنگي كه با يك پله كوچك به سكوي رختكن منتهي مي‌شود.
    سقف رختكن با نواري كه با گل‌هاي تكراري نقاشي شده، قاب گرفته شده است و اين نوار از پايين به آويزها و از بالا به عرقچين گنبد محدود م‌شود رويه گنبد با عدد بته ترمه بزرگ به چهار قسمت تقسيم شده است، بين آن‌ها، تصاويري از ملائك و گل و بوته‌هاي اسليمي نقاشي شده است. اما در زير عرقچين، كنگره‌اي مركب از ۱۶ آويز به صورت گردنبندي قرار گرفته كه در متن آن‌ها گل و بوته‌هاي اسليمي نقاشي شده است. يك رديف پايين‌تر در رويه دوازده آويز، صحنه‌هاي مجلسي نقاشي شده است.
    بقيه آويزها و چهار فيل گوش ميان آن‌ها، سفيدكاري شده و آثار نقاشي آن از بين رفته است. نقاشي‌هاي ديوار شاه نشين‌ها هم در نتيجه سفيدكاري از بين رفته است ولي نمونه نقاشي‌هاي شاه نشين ها را مي‌توان در شاه نشين سمت راست در ورودي حمام ديد. اين شاه نشين با يك ديوار جديد از رختكن جدا شده و به صورت انبار خرده ريز درآمده است. در يكايك ديوارهاي آن، نقاشي‌هاي قديمي ديده مي‌شود.
    داخل حمام، به صورت چهار تاقي بلند با آويزهاي متعدد و يك گنبد كوچك نسبت به وسعت حمام است و ابعاد آن ۵×۴ متر است. ديوار خزينه آب گرم و در ورودي، با تاق نماي كم عمق ساخته شده است.
    حمام پير عبدالملك (ميرزا حبيب)
    اين حمام در محله پيرعبدالملك اردبيل واقع شده است. در ورودي و هشتي جالب توجهي ندارد، ولي رختكن آن شكل و سبكي ديگر دارد و به صورت چهارتاقي است. بالاي تاق نماها، تاق نمايي تزئيني ساخته شده و پايه آن‌ها با يك فيل گوش ساده و آويزهاي باريك گسترده تزئين شده است.
    رختكن حمام، گنبدي كروي و سفيدكاري شده است و بين رختكن و داخل حمام، محوطه كوچك سكوداري وجود دارد كه براي حفظ تعادل هوا، بين اين دو نقطه ساخته شده است. يكي از ديوارهاي اين محوطه ساده و معمولي است و سه ديوار ديگر آن داراي تاق نما و آويزبندي است كه در سقف به يك ستاره منتظم هشت پر منتهي مي‌شود.
    در داخل حمام، يك صحن بزرگ به ابعاد ۵×۵ متر قرار دارد كه دو ديوار آن (ورودي و خزينه آب گرم)، تاق نما و آويزبندي شده است. ديوارهاي طرفين آن به دو شاه نشين بزرگ و عميق اختصاص يافته است. ديوارهاي شاه نشين‌ها با سه تاق نما، گوشواره‌هاي حدفاصل تاق‌ها و آويزهاي متعدد كه به رواق‌هاي بسيار زيبا و بزرگ منتهي مي‌شوند، تزئين يافته‌اند.
    حمام اوچ دكان
    اين حمام در محله اوچ دكان اردبيل واقع است و نسبت به ديگر حمام‌هاي قديمي شهر ، از اصالت بيشتري برخوردار است. بر مبناي ماده تاريخي كه در سنگ نبشته بالاي تاقنماي سر در ساخته شده، بناي حمام يك سال به درازا انجاميده است. (سال‌هاي ۱۲۸۵ ، ۱۲۵۹ هجري قمري)
    دهليز حمام ، محوطه‌اي است شش ضلعي با شش تاقچه ، كه بين تاقنماهاي هر تاقچه گوشواره‌اي كوچك ساخته شده است. روي گنبد كروي كنگره‌داري قرار داده شده است.
    رختكن حمام چهار تاق عريض و كم عمق دارد. تمام سطوح داخلي آن به جز قسمتي از نبش ديوارها با نقاشي‌هاي روغني پوشيده شده است.
    تقسيم بندي شاه نشين‌هاي اين حمام، منطقي و چشمگير است و در هر جاي از آن ، نسبت به وسعتش نقاشي‌هايي شده است. ديگر قسمت‌هاي حمام، سطح ديوارها، آويزها و سطح رختكن نيز متناسب با فضا و وسعت موجود يا اسليمي‌هاي گل و برگ ساده يا اسليمي‌ توريقي ساده، صحنه‌هاي تشريفاتي تزيين شده است.

  8. تشکرها از این نوشته :


  9. #5
    patris آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia6600
    نوشته ها
    915
    تشکر
    3,400
    تشکر شده 3,741 بار در 1,583 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    بازارهاي قديمي

    بازار اردبيل
    شهر تاريخي اردبيل با تاريخ طولاني و موقعيت ويژه سياسي و اجتماعي ، داراي پيشينه طولاني در فعاليت‌هاي اقتصادي است و بازار به عنوان مركز جريان‌هاي داد و ستد ، در شكوفايي اقتصادي شهر سهم به سزا دارد.
    بازار اردبيل مجموعه است مركب از همه عناصر تشكيل دهنده وابسته به آن؛ تشكيلاتي چون تيمچه ، سرا، حمام و مسجد اين بازار در مركز شهر و در طرفين خيابان امام خميني قرار گرفته است. اين مجموعه از سابقه‌اي طولاني برخوردار است. قديمي‌ترين سياحاني كه از بازار اردبيل نام برده‌اند عبارتند از: مقدسي و اصطخري در سده چهارم هجري كه آن را به صورت صليب در چهار راسته توصيف كرده‌اند.
    بازار اردبيل در قرن هفتم و هشتم رونق فراوان داشت. در سده‌هاي بعد، قسمتي از بازار بزرگ و تيمچه‌ها و سراها از موقوفات بقعه شيخ صفي‌الدين به شمار مي‌رفت و درآمد و عوايد حاصله به مصرف مخارج اين بقعه مي‌رسيد. بناي كنوني بازار و عناصر وابسته به آن از آثار دوره صفويه و زنديه است كه بر بنيان اوليه بازار ساخته شده است. گر چه مجموعه بازار اردبيل از نظر ابعاد و تناسب در خور شهري قديمي و تاريخي چون اردبيل نيست، ولي هم اكنون نيز به عنوان مركز اقتصاد و تجارت اردبيل نقش عمده ايفا مي‌كند.
    قسمت عمده بازار اردبيل در خيابان كشي‌هاي نيم قرن گذشته تخريب شده و ارتباط بعضي از بخش‌هاي آن با هسته مركزي بازار از بين رفته است.
    بازار اردبيل با تاق‌هاي جناغي ، تاق و تويزه و گنبدهاي ساده شامل راسته بازار اصلي، بازار زرگران ، بازار قيصريه ، راسته پيرعبدالملك ، بازار خراطان و بازار كفاشان و علافان است. بيشتر قسمت‌هاي بازار در دوره صفويه بناء يا مرمت شده است.
    مجموعه بازار اردبيل داراي بازارچه‌ها ، سراها و تيمچه‌هاي فراوان است كه مهم‌ترين آن‌ها عبارت‌اند از: بازارچه خشكبارها و سراج حاج احمد، سراي وكيل، تيمچه زنجيرلي، سراي گلشن، سراي قيصريه ، سراي حاج شكر ، سراي جهودها ، سراي حاج شيخ‌الاسلام و سراي حاج صادق.

  10. تشکرها از این نوشته :


  11. #6
    patris آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia6600
    نوشته ها
    915
    تشکر
    3,400
    تشکر شده 3,741 بار در 1,583 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    تپه هاي باستاني

    تپه خرمن
    اين تپه در روستاي شيخ‌لر از توابع شهرستان گرمي مغان واقع شده است. از اين تپه بر اثر گمانه‌زني آزمايشي توسط هيأت حفاري استان، پيش از پيروزي انقلاب ، آثاري به دست آمده كه به دوره پارت‌ها منسوب است. مصالح ساختماني در اين نقاط، قلوه سنگ‌ها و سنگ‌هاي تخته‌اي هستند كه با ملاط گل استوار شده‌اند. اگر حفاري‌هاي اصلي روي تپه ساختماني و گورهايي موجود صورت پذيرد، ممكن است نژاد و موطن اصي قوم پارت كه تاكنون در پرده ابهام مانده است روشن شود.
    در گمانه زني‌هايي كه هيأت به انجام رسانده ، گورهايي از نوع خمره‌اي و سنگي كشف شده است. در كنار مرده‌ها ، اشيايي همچون: مسجمه‌هاي سفالين به شكل حيوانات به ابعاد ۲۵ تا ۲۰ سانتي‌متر ، سنگ‌هاي عقيق ، گوشواره آويز، دستبند نقره، سنگ اپسيدين، سري كامل سنگ‌هاي وزنه تراش خورده، قمقمه ، دوك ، ظروف سفالين متنوع و نگين انگشتري از شيشه و … كشف شده است.
    تپه قره شيروان
    اين تپه در روستاي كوراييم اردبيل واقع شده است و در جريان حفاري‌هاي غيراصولي، گورهايي در آن كشف شده كه متعلق به سده‌هاي هشت و نه بيش از ميلاد است. به نظر كارشناساني كه اين قبرها را كشف كرده‌اند، گورهاي مكشوفه به سه نوع متمايز تقسيم مي‌شوند كه عبارت‌اند از گورهاي اغنياء عامه و حيوانات تعدادي از اين گورها به سده‌هاي هفت و هشت پيش از ميلاد تعلق دارد و قابل مقايسه با اشياي مكشوفه در تپه مارليك است.
    تپه نادر
    اين تپه در جنوب غربي اصلاندوز مغان واقع شده و محل تاجگذاري نادرشاه افشار در سال ۱۱۴۶ هجري قمري بوده است. ارتفاع تپه در حدود ۳۰ متر و محيط آن ۱۵۰۰ متر است. بررسي‌هاي باستان شناسان استان ، در سال‌هاي پيش از انقلاب نشان مي‌دهد كه اين محل در سده‌هاي متمادي- از هزاره اول قبل از ميلاد تا اواخر قرن يازدهم هجري- مسكوني بوده است.
    تپه قنبر (سلاخ تپه)
    اين تپه در شمال قريه «انار» مشگين شهر و در يك كيلومتري جاده مشگين شهر – اردبيل واقع شده است و به هزاره اول پيش از ميلاد مربوط مي‌شود. اين تپه به ثبت تاريخي رسيده و شماره ثبتي آن ۶۳۵ است.
    ديگر تپه‌هاي قديمي
    صدها تپه باستاني و قديمي ديگر نيز در اين استان وجود دارد كه فهرست وار به شماري از آنها اشاره مي‌شود:
    - تاريخ تپه در نزديكي ساميان از دهستان كلخوران اردبيل
    - نادر تپه سي در كنار رودخانه باليقلي و پل قديمي دروازه اردبيل كنار جاده اردبيل – تبريز
    - تپه سرقين در روستاي سرقين اردبيل (۲۰ كيلومتري غرب اردبيل)
    - تپه آق امام در روستاي آتشگاه اردبيل (۸ كيلومتري غرب اردبيل)
    - گوور تپه سي در روستاي باروق اردبيل
    - گوور تپه سي در روستاي شهر ور اردبيل
    - اؤلو تپه سي در روستاي جبه‌دار كلخوران اردبيل
    - كركق تپه در روستاي كركق از توابع كلخوران اردبيل
    - تپه سايين در روستاي سايين اردبيل و مربوط به هزاره اول پيش از ميلاد
    - تپه شمس آباد در روستاي شمس

  12. تشکرها از این نوشته :


  13. #7
    patris آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia6600
    نوشته ها
    915
    تشکر
    3,400
    تشکر شده 3,741 بار در 1,583 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    مساجد قديمي

    مسجد جامع اردبيل «جمعه مسجد»
    اين مسجد باقي مانده يك بناي بزرگ از دوره سلجوقيان است كه در محله پيرشمس‌الدين ، ميان گورستاني قرار گرفته و از سه قسمت تشكيل شده است.
    اولين قسمت بنا پايه‌ مناره‌اي است كه در فاصله اندكي از مسجد به چشم مي‌خورد. اين مناره شيوه سلجوقي را دارد و از دو قسمت پايه هشت ضلعي (هر ضلع ۱۰/۲ متر) و بدنه استوانه‌اي به قطر ۵ متر تشكيل شده است. در بدنه مناره، دو سنگ نبشته باقي مانده كه عبارت است از فرمان اوزون حسن آق قويونلو و كتيبه‌اي كه تاريخ ۸۷۸ هجري را دارد و در اداره فرهنگ و هنر سابق حفاظت مي‌شود.
    دومين قسمت اصلي بنا، مسجد تير پوش است به ابعاد ۸۰/۹ × ۵۰/۱۲ متر كه روي نه ستون چوبي قررا گرفته است و ستون‌ها هم بر پايه‌هاي سنگي غيرمنتظم استوار شده‌اند. در ورودي چوبي تكه كوب شده، ميخ‌هاي آهني برجسته‌اي دارد و بالاي يك لنگه آن نوشته‌اي، كنده‌كاري شده است.
    سومين قسمت بنا، مسجد قديم است كه بنايي مركب از چهار تاق و گنبد است. تمام بنا آجري و به مقدار خيلي كم در تزئينات آن كاشي به كار رفته است. بسياري از نماي تقريباً از بين رفته و تنها مقداري از آن باقي مانده است.
    در سال‌هاي گذشته سازمان ميراث فرهنگي كشور كاوش‌هايي در محل جمعه مسجد اردبيل به انجام رسانده كه به نتيجه‌هاي بسيار درخشان نيز رسيده است.
    حفاري‌هاي انجام شده، هيأت باستان‌شناختي را با شبكه گسترده مسجدي عظيم و ويران شده روبرو ساخت كه تاكنون كسي گمان وجود آن را نداشت و بيشتر نوشته‌ها و مطالعات تنها به بناي سرپاي مكعب مستطيلي شكل محدود مي‌شد. در حالي كه حجم موجود و سراپاي ايوان و گنبدخانه، مجموعه‌اي بزرگ بود كه با گذشت زمان، دست حوادث روزگار ، اجزا و بخش‌هاي مختلف آن را به تل خاك بدل ساخت و عظمتي را در حجمي ناهماهنگ ، به اندازه تقريبي ۳۰×۲۰ متر محدود ساخت كه از آخرين كف متعلق به سده نهم هجري، در حدود ۱۰ متر ارتفاع دارد. امروزه تنها بخش‌هايي از ساقه ترك‌دار منشوري گنبد باقي مانده و گنبد رفيع تك پوش آن فرو ريخته است. ايوان شمالي گنبدخانه كه يادآور سنت ايوان سازي دوره ساساني است. در دوره قاجاريه به بقعه و شبستاني ساده با سقف مسطح تيرپوش تغيير شكل يافت.
    از مسجد بزرگ سلجوقي نيز جز منار آجري استوانه‌اي شكل چيزي برجا نيست و مسجد عصر ايلخاني نيز با تغييراتي در پلان و فضاهاي آن ، در دوره قره قويونلوها ، دستخوش تخريب و دگرگوني شد.
    سفال‌ها و آثار مكشوفه در جريان كاوش‌هاي هيأت باستان شناختي، بيشتر به سده‌هاي سوم و چهارم نيز در زير ديوار سنگي سراسري كه شبستان قرن نهم را محصور مي‌كرد، به دست آمده است.
    بناي جمع مسجد اردبيل تحت شماره ۲۴۸ به ثبت تاريخي رسيده است.
    مسجد ميرزا علي‌اكبر مجتهد
    مسجد مجهز و مجلل ميرزا علي اكبر در مركز اردبيل نزديك بازار واقع شده و داراي دو در است. مسجد بنایی است به ابعاد ۲۴×۳۰ متر و سقف آن روی ۳۰ ستون (شش ستون در پنج ردیف) با قطر متوسط ۸۸ سانتی متر بنا شده است. سقف آن دارای گنبدهایی است که روی تاق میان ستون ها ساخته شده و مصالح ساختمانی آن آجر است.
    در پشت در دوم مسجد که به کوچه شهید گاه مشرف است، زنجیری وجود دارد که یک طرف آن پاره شده و روی لوله اتصالی آن بسم الله الرحمن الرحیم- وادخلوا الباب مسجداً- و قولوا حطه نغفرلکم- خطایاکم و سنزید المحسنین- عمل مرتضی نقر شده است. زنجیر به سقف و طرفین در، آویخته است.
    حیاط خلوت مسجد به شکل مستطیل ۷۰/۵*۱۲ متر است. دیوارها و تاقنماهای آن آجری و ازاره آن به ارتفاع ۸۲ سانتی متر از سنگ تراشیده شده است. در ضلع جنوبی حیاط خلوت، پنجره مشبک گره چینی بالنسبه پرکاری باقی مانده که عرض آن ۳۵/۳ سانتی متر است.
    گوشه جنوب شرقی حیاط خلوت با کف شکن دراز به شبستان مسجد مرتبط است که در آن اتاقی مستطیل شکل با تزئینات چوبی به نام طاق یا حجله حضرت ابوالفضل العباس ساخته شده است.
    طول صحن مسجد ۳۶ متر و عرض ۹/۳۲ متر است. در ضلع شرقی صحن، حجره های طلاب علوم دینی در دو طبقه واقع شده است.
    دروازه دراز سنگ و آجر است و پایه های دروازه به عرض ۱۰/۱ متر و ارتفاع ۶۰/۱ متر از سنگ ساخته شده است.
    وسط صحن کنار حوض بزرگ سنگی، یک سنگاب شیاردار با قطر دهانه ۱۶/۱ متر و ارتفاع ۷۶/۰ متر و ۳۲ عدد شیار عمودی، از سنگ خارا قرار دارد.
    از دیگر جاذبه های این بنا، دو منبر است که یکی مشبک چوبی و دیگری به صورت صندلی بازودار و چرخدار است. بر حاشیه مسند منبر اول، کلام نصرمن الله و فتح قریب و بشر المومنین ۱۲۴۹ مشبک کاری شده است.
    در انتهای بالای پایه های منبر چرخدار نیز چهار لوحه نقاشی شده وجود دارد که بر آنها حضرت امیر علیه السلام ۱۲۹۳ نوشته شده است.
    مسجد اعظم اردبیل
    این مسجد تا اندازه ای نوساز، با سبک نو و در ابعاد قابل توجه که از گنبد الله الله شیخ صفی تقلید شده ، ساخته شده است.
    منبر مسجد متناسب با شبستان بزرگ آن از چوب بادوام و به صورت زیبا با اشکال هندسی ملهم از تصاویر خاتم کاری، ساخته شده است.
    موذنه مسجد در گوشه شمال غربی خارج شبستان واقع شده و ارتفاع آن از کف صحن مسجد ۱۱ متر و قطرش ۷۸/۲ متر است. تزئینات آن از پایین به بالا، آجر با کاشی فیروزه ای است که چهار خانه هایی در متن آجرها به وجود آورده است. بالای آن، مقرنس آجری و یک ردیف الله است که هفت بار تکرار شده و هفت پنجره کنگره دار دارد.
    موذنه مسجد در زمان قاجاریه و به سبک آن دوره ساخته شد، ولی مسجد در سال های اخیر باز آفرینی شده است.

  14. تشکرها از این نوشته :


  15. #8
    patris آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia6600
    نوشته ها
    915
    تشکر
    3,400
    تشکر شده 3,741 بار در 1,583 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی

    پیش از پرداختن به ویژگی های معماری و جاذبه های جهانگردی این مجموعه تاریخی، اندکی به شیخ صفی و خاندانش می پردازیم:
    شیخ صفی الدین فرزند شیخ امین الدین جبرئیل، پیرو، مرید و داماد شیخ زاهد گیلانی ، عارف معروف بود. وی پس از وفات شیخ زاهد تا سال ۷۳۵ هجری قمری به ارشاد و هدایت پیروان و مریدان خود پرداخت و در این سال دعوت حق را لبیک گفت و در خانقاه خود به خاک سپرده شد. فرزندش شیخ صدرالدین موسی که جانشین وی و مورد توجه امرای وقت بود به بنای بقعه اقدام کرد و در تزئین و کاشیکاری اولیه آن کوشید.
    استقرار ایلخانان مغول در مراغه و سپس در تبریز ، به مرکزیت سیاسی اردبیل در سده های هفتم تا نهم هجری قمری لطمه زد. اما وجود شیخ صفی الدین در اردبیل (در حیات و ممات) موجب توجه عقیدتی و مذهبی و حتی سیاسی مردم ایران و ترکیه به آن شهر شد و دیگر باره آن را به صورت شهری مورد احترام و ستایش و زیارتگاه صوفیان در آورد.
    بقعه شیخ صفی شامل تعدادی از بناهای دوره های مختلف است که نخستین بار شاه تهماسب آن ها را به صورت مجموعه واحدی در آورد. بعدها شاه عباس بناهای مهم دیگری به این مجموعه افزود و باعث اصلاحاتی در آن شد.
    اهمیت این مجموعه تاریخی، در ارتباطی که با سلسله خاندان سلاطین صفویه دارد جلوه گر می شود. اسلاف شاهان صفوی و همچنین شاه اسماعیل اول (سرسلسله این خاندان) در این مجموعه تاریخی به خاک سپرده شده اند.
    طی دوران صفویه هزینه فراوانی صرف این بقعه شد و امروز نیز با وجود گذشت چندین قرن ، ویژگی های زیبا و جالبی دارد که هر بازدید کننده ای را تحت تأثیر قرار می دهد. بناهای متعلق به بقعه شیخ صفی عبارت اند از:
    یکم- در ورودی و حیاط بزرگ
    دوم- حیاط کوچک یا دالان روباز صحن بقعه
    سوم- مسجد جنت سرا
    چهارم- حیاط مقابر
    پنجم- شهیدگاه
    ششم- چله خانه
    بخش های اصلی بقعه عبارت اند از: رواق یا قندیلخانه، مقبره شیخ صفی، مقبره شاه اسماعیل صفوی، حرمخانه، چینی خانه.
    یکم- در ورودی و حیاط بزرگ
    از ضلع شرقی میدان عالی قاپوی اردبیل که امروزه اثری از آن نیست، از دری بزرگ وارد حیاطی گسترده به ابعاد ۹۲ × ۵/۲۶ متر (مستطیل شکل) می شویم که دارای دو حوض و باغچه های مخصوص گلکاری است و دیوارهای آجری تاقنمادار آن روی ازاره سنگی بنا شده است.
    این حیاط دارای سردر کاشیکاری شده و با شکوه بود که به مرور زمان فرو ریخت و بقیه آن نیز در سال ۱۳۲۱ شمسی به دستور اداره کل باستان شناختی وقت برداشته شد. کاشی های معرق این سردر بلند معروف به عالی قاپو ، زمان شاه عباس دوم زیرنظر علیخان ، متولی آستانه و به کوشش یوسف شاه بن ملک صفیا کار گذاشته شده است و کتیبه های آن در سال ۱۰۵۷ هجری قمری به دست اسمعیل اردبیلی نوشته شده است.
    حیاط بزرگ شمال صحنی است که با سنگ فرش شده و در وسط دارای چشمه آبی است و بیشتر اطراف آن یا بناهایی که از کاشی های رنگارنگ معرق پوشیده شده، احاطه شده است. بسیاری از سنگ فرش های آن مربوط به دوره اخیر است.
    ردیف جنوبی حیاط شمال، ایوانی بزرگ است که دو طرف آن دو تاقنمای کوتاه تر قرار گرفته است. تاقنماها هر یک دارای یک جفت سه کنج کاذب است که دارای مقرنس است و روی آن نیز با کاشی مقرنس پوشیده است. ایوان دارای تاق دراز چهار مرکزی است. دیوارهای داخلی آن، با حاشیه های کاشیکاری تزئین شده است و یک مجلس گچبری رنگ آمیزی شده که در قابی از طرح های هندسی قرار گرفته، زینت بخش سطوح داخلی ایوان است. این مجلس که همه قسمت های آن با گچ پوشیده شده است، ترک خورده و گوشه و پایین طرف راست آن پیداست.
    قسمت غربی حیاط مشتمل بر نه دهنه تاقنماست که دارای درها و دریچه های باریک در سطح همکف و پنجره هایی با شبکه هایی از کاشی معرق در سطح طبقه اول است. دهانه مرکزی شامل راهرویی است که از آنجا وارد حیاط بزرگ می شود. بالای این تاقنما مقرنس کاری های بزرگی است که با کاشی های رنگارنگ معرق سیاه و سفید، زرد افرایی، آبی فیروزه ای ، سبز و آبی سیر پوشیده است.
    جبهه شمالی ، حیاط ایوان بزرگی است که با یک شبکه چوبی مزین به نقش های هندسی ، بسته شده است. در این نرده مشبک دری برای ورود به ایوان، ساخته شده است و از آن جا به بنای هشت گوش راه دارد. این بنا امروزه به مسجد مشهور است. طرف غرب ایوان تاقنمایی قرار دارد که بر فراز آن نیم گنبدی است که روی دو سه کنج که با مقرنس کاری تزئین یافته، تکیه دارد. این تاقنما دارای دری است که به راهرویی باز می شود و از آنجا به مطبخ و مسجد هشت گوش و به پلکانی که به طبقه فوقانی منتهی می شود، راه می یابد. سمت شرق ایوان تاقنمای کوتاه تر و عمیق تر از تاقنمای غربی قرار دارد. بر فراز این تاقنما قسمتی از گنبدی قرار گرفته که بر سه کنج مزین به مقرنس کاری تکیه دارد.
    در ضلع شرقی حیاط بزرگ دری به حیاط کوچک یا به عبارت دیگر، دالان غیر مسقفی به ابعاد ۵/۱۴ × ۷/۵ متر باز می شود که بین صحن اصلی بقعه و حیاط بزرگ، واقع شده است. در ضلع شمالی این دالان دری است رو به شهیدگاه ، و از ضلع جنوبی نیز دری به محوطه ای معروف به چله خانه یا قربانگاه باز می شود. دیوارهای این راهرو نیم تاقی با کاشیکاری معرق است ولی در حال حاضر، قسمت های اندکی از آن باقی مانده است.
    دوم- حیاط کوچک و صحن اصلی
    صحن اصلی بقعه محوطه ای مستطیل شکل است به ابعاد ۴۰/۳۰ × ۱۰/۱۶ متر مفروش با تخته سنگ های صاف و حوضی در کف و حلقه چاهی در میان آن که با دیوارهای تاقنما مزین به کاشی آراسته شده است.
    مدخل صحن در تاق میانی ضلع غربی و کتیبه آن به نام شاه عباس موسوی صفوی حسینی بهادرخان است که با خط ثلث و کاشی قهوه ای نوشته و تزئین یافته است. در نمای پایه های طرفین و بالای همان تاق، آیات ۸۹ ، ۹۰، ۹۱، ۹۲، ۱۲۵، ۱۲۶، ۱۲۷ و ۱۲۸ سوره آل عمران و آیه ۳۰ سوره القصص قرآن مجید نوشته شده است.
    در ضلع جنوبی صحن، یک اتاق و یک راهرو با سقف ضربی آجری ساخته شده که به اتاق متولی معروف است. رأس جناق تاقنمای پنجره در لوحه ای با متن سبز و خط طلایی، معرق کاری شده است. همچنین بالای تاقنماها عبارت های مختلف از حضرت محمد (ص) کاشیکاری شده که در نوع خود چشمگیر است. در اتاق متولی سنگ قبر مرمرینی وجود دارد که متعلق به خان احمد بیک صفوی است.
    سوم- مسجد جنت سرا
    این مسجد ، سمت شمالی صحن بقعه واقع شده است. درون این بنا به شکل هشت ضلعی منتظمی است به قطر ۵/۲۰ متر که در گذشته گنبد داشته و دهانه آن به ۵/۱۶ متر می رسید. در زمان های گذشته این گنبد فرو ریخت و به جای آن سقفی مسطح از تیرهای چوبی و گل و آجر روی ۱۶ ستون چوبی ساخته اند که دارای پایه های سنگی حجاری شده است. این بام مسطح نیز در وضع مخروبه ای باقی مانده و سوراخ هایی در سقف آن به وجود آمده است.
    نمای خارجی مسجد جنت سرا و اتاق متولی عبارت از یک تاقنمای بزرگ با پنجره چوبی مشبک بسیار بزرگ است که دو طرف آن زیر تاق های کوچک تر دری به راهروهای مسجد و اتاق متولی باز می شود. پایه ها، تاق پنجره و اتاق متولی پوشیده است از کاشی و بر بالای هر سه، آیات قرآنی، معرق کاری شده است.
    چهارم- حیاط مقابر
    در سمت جنوبی بقعه شیخ صفی، محوطه ای وجود دارد به ابعاد ۱۵×۱۱ متر ، معروف به حیاط مقبره ها یا حرمخانه ، که در آن مقبره ای کوچک و متصل به دیوار گنبد الله الله قرار گرفته است. در آن ، رو به صحن اصلی یا قندیل خانه و پنجره آن به حیاط مقبره ها باز می شود و منسوب است به حلیمه خاتون ملقب به تاج خاتون دختر اوزون حسن آق قویونلو و مادر شاه اسماعیل صفوی.
    بر سنگ گور این مقبره که دو متر طول، ۴۵ سانتی متر عرض و ۳۵ سانتی متر ارتفاع دارد، تاریخ ۷۶۷ هجری قمری حک شده است در اطراف این سنگ قبر سوره الشمس و بر دیواره بالای سر آن تاریخ مرگ متوفی شده است.
    سنگ نبشته ای مرکب از چندین قطعه سنگ رسوبی جزو مصالح ساختمانی دیوار حائل بین صحن اصلی و قندیلخانه است که در اصل بر سر در عالی قاپو نصب بود. بالای این کتیبه سنگی یک ردیف منقور مقرنس کاری نصب شده است که حکم سایبان و قاب دارد.
    سمت چپ در مقبره، سنگ محرابی بر دیوار نصب شده است. بالای نقش محراب آن در کتیبه ای مستطیل عبارات لا اله الا الله محمد رسول الله ، علی ولی الله منقور است و لچک های محراب با گل و بوته اسلیمی مزین شده است.
    در کوچک مقبره و کتیبه بالای آن با تزئینات مربوط و سایر مصالح منطقی، به علاوه یک سنگ محراب و سه سنگ مرمر، مجموعه ای از آثار دوره های مختلف تاریخی است.
    پنجم- شهیدگاه
    در محوطه جنوبی بقعه، گورستانی وجود دارد که محل دفن سردارانی است که در التزام شیخ حیدر (پدر شاه اسماعیل) در شیروان به قتل رسیدند. و سپس در سال ۹۰۵ ه.ق پس از غلبه شاه اسماعیل بر فرخ یسار شیروانشاه ، اجساد آنان به اردبیل منتقل شد و در این مکان به خاک سپرده شد. این محل به شهیدگاه معروف است.
    ششم- چله خانه
    در ضلع جنوبی حیاط کوچک، دالان روباز یا راهرو صحن قندیل خانه، چله خانه یا قربانگاه واقع شده است. این بنا بیشتر از دیگر جاهای بقعه آسیب دیده و آنچه امروزه بر جای مانده عبارت است از دیواری با سه تاق ضربی آجری و سه راهرو و دیوارها و جرزهایی که از تعمیرگاه و ترمیم های گوناگون در زمان های مختلف حکایت دارد. چله خانه محلی است که گویا شیخ صفی الدین به مدت چهل روز در طول سال عزلت اختیار می کرد و به اصطلاح چله می نشست و به ریاضت و عبادت می پرداخت.
    قسمت های اصلی و دیدنی داخل مجموعه بقعه عبارت اند از:
    الف- رواق یا قندیل خانه
    رواق بنایی بلند است با ایوان های مضاعف دو طبقه و یک شاه نشین مجلل که با دو پله مرمرین و یک نرده فلزی نقره کوب از رواق جدا شده است. این قسمت، محل نگهداری ثروت منقول بقعه از قبیل کتاب های قدیمی، اشیای قیمتی، فلزات و جواهرات ، هدیه های گوناگون شاهان صفوی و … بوده است.
    ب- مقبره شیخ صفی
    بنای اصلی مقبره شیخ صفی برج استوانه ای شکل است که بر فراز آن گنبدی ساخته شده است. این برج که محیط آن ۲۲ متر است، روی ازاره سنگی هشت پهلویی به ارتفاع ۵/۱ متر قرار گرفته است و بلندی برج آن در حدود ۵/۱۷ متر است. سطح داخلی آن با آیات فراوان و نقاشی روی پوشش چرمی و مقرنس کاری سقف، تزئین یافته است. سطح خارجی برج، با چند نوع تزئینات مختلف پوشیده شده که عبارت اند از:
    -سطوح جانبی با تکرار کلمه الله با کاشی فیروزه ای در متن آجری تزئین یافته و به این دلیل به گنبد الله الله معروف است. یک مهر مدور از کاشی معرق ، میان دو سطر اول و دوم با کتیبه ای که عبارات عمل العبد الفقیر الراجی الی عضو اصمد عوض بن محمد المراغی در آن نوشته تزئین یافته است.
    کتیبه ای نواری بالای سطح جانبی با کاشی سفید و خط نسخ در متن آبی معرق کاری شده است و حاوی آیه ۱۶ و ۱۷ از سوره آل عمران، آیه ۶۷ از سوره المومن و آیه ۱۰۳ از سوره انعام است.
    درون برج مقبره شیخ صفی الدین و روی قبر، یک صندوق منب کاری گرانبها وجود دارد که ترصیعی زیبا از عاج دارد. در حاشیه بالای سطوح جانبی صندوق، در یک کتیبه مفصل از شیخ صفی نام برده شده است. بر ضلع شمالی بدنه همین صندوق، در لوحه ای از نقره با عبارت های زیر به بانی مرقد اشاره شده است:
    بانی هذا المرقد العلیه و المشهد القدسیه الولی الله صفی الحق و الدین قدس سره العبد موسوی الصفوی
    در کنار قبر شیخ صفی، گور فرزندش صدرالدین موسی بانی بقعه و شیخ ابراهیم معروف به شیخ شاه فرزند شیخ خواجه علی – سلطان حیدر (پدر شاه اسماعیل) قرار گرفته است.
    بقعه از سمت شمال به قندیل خانه یا رواق پیوسته است و در ورودی آن در گوشه شمال غربی صحن قندیل خانه واقع شده است. تاقنمای در ورودی علاوه بر اینکه با کاشی های خوش رنگ و زیبا و معرق پوشیده شده است، چندین لوحه معرق کاری دارد.
    ج- مقبره شاه اسماعیل صفوی
    مقبره شاه اسماعیل اول صفوی ، بنای کوچک مربع شکل با گنبد روپوش آجری است، سقف این گنبد با نقاشی های طلایی تزئین شده است. یک صندوق خاتم کاری مرصع نفیس بر روی مرقد نهاده شده که از شاهکارهای هنری بسیار ارزشمند دوران صفوی است.
    کف و ازاره مقبره شاه اسماعیل با کاشی گلدار و بالای آن با کاشی آبی زرنگار پوشیده شده است. بالای آن ها یک ردیف حاشیه اسلیمی ماری و گل های ظریف شاه عباسی شده و بالاتر از آن ، کتیبه ای سرتاسری با خط ثلث زیبا در متن مشکی گچبری شده است. بالای آن دو ردیف ، حاشیه ای دیگر با اسلیمی خرطوم فیلی و توریقی نقاشی شده است و بالاتر از این حاشیه نیز ،فیل گوشها و آویزهای سقف آغاز می شود که به گونه ای بسیار زیبا در متن مشکی نقاشی و طلا کاری شده است.
    روی مقبره شاه اسماعیل، گنبدی ساخته شده که کاشی های سفید، آبی و فیروزه ای در متن اسلیمی و آجری با خط ثلث نام ائمه اطهار تزئین شده است. بالای این گنبد، پنج شمشیر نصب شده است که نماینده اسلحه خانواده هایی بوده که به شاه اسماعیل در رسیدن به سلطنت کمک کردند.
    د- حرمخانه
    در قسمت شرقی، مقبره شاه اسماعیل قرار دارد و اتاقی مربع شکل به طول پنج متر است و بین این اتاق و قندیل خانه، اتاقی دیگر موسوم به راهرو یا کف شکن قرار گرفته است که تعدادی مقبره را در خود جای داده است. این مقابر عبارتست از:
    - قبر دختر شیخ صفی که صندوق منب کاری دارد.
    - قبر دختر شیخ زاهد گیلانی (زن شیخ صفی الدین) به نام فاطمه که ۱۸ روز پس از مرگ شوهرش به سال ۷۳۵ در گذشته است.
    - قبر سیدموسی بن سید حیدر متوفی به سال ۷۹۲ ه.ق
    - قبر سلطان بایزید خواجه حسین صفوی متوی به سال ۹۰۸ ه.ق
    - قبر سلام الله بن خلیل الله صفوی متوفی به سال ۹۰۹ ه.ق
    - قبر مرشد قلی آقا بن الله قلی ایشیک آغاسی از نزدیکان دربار صفوی
    ه- چینی خانه
    در قسمت شرقی قندیل خانه، اتاق هشت گوش گنبد داری به نام چینی خانه واقع شده است. این اتاق اختصاص داشت به نگهداری ظروف چینی نفیس که شاهان صفوی به مقبره و بقعه جدشان اهدا کردند و در زمان اشغال اردبیل توسط روسها به تاراج رفت. چینی خانه دارای چهار شاه نشین است که تاق نمای مقرنس گچی دارد و همه مقرنس ها و آویزهای آن با رنگ های قهوه ای ، قرمز و طلایی نقاشی شده است. نقش های آن علاوه بر تناسب با سطوح مقرنس کاری از اسلیمی های مختلف و گل های متناسب تشکیل یافته است. ظروف چینی و سایر ظرف های آشپزخانه (بلوری، مسی و …) در این اتاق به طرزی مطمئن و زیبا نگهداری می شد.
    در یکی دو سده اخیر تعمیرات گوناگون روی مجموعه بناهای شیخ صفی الدین انجام گرفته است که مهم ترین آن ها چنین اند: زمان ناصر الدین شاه قاجار (۱۳۰۷ ه.ق) تعمیرات گسترده در بناهای متعلق به بقیه به عمل آمد. تغییر وضع اصلی چهارتاق اولی ، جلو مسجد جنت سرای و کاشی کاری آن از آثار این دوره بود که بر اثر شکستگی و پیش آمدگی نمای تاق مزبور و نشست پی و پایه ها، کاشی های آن برچیده شده بود.
    از سال ۱۳۱۲ شمسی که بنای بقعه تحت نظر اداره فرهنگ سابق قرار گرفت، اداره کل باستان شناسی وزارت فرهنگ پیشین نسبت به ترمیم خرابی های حاصله، به تدریج اقدامات لازم را به عمل آورد، و تغییرات و کاشیکاری ها تا پایان همان سال انجام شد.
    در سال ۱۳۲۸ با اعزام ۱۴ تن از استادان کاشی تراش اصفهانی به سرپرستی حسین کاشی تراش از استادان درجه اول اصفهانی به مدت دو ماه تعمیرات و کاشیکاری بنا با مراقبت و نظارت آقای اسماعیل دیباج ادامه یافت.
    در سال ۱۳۲۹ ضمن انجام تعمیرات ضروری، ضمن انجام تعمیرات ضروری، کاشیکاران اصفهانی نیز به کاشیکاری در قسمت های مختلف ادامه دادند.
    در سال ۱۳۳۲ تعمیرات ضروری و کاشیکاری بقیه نمای جرزها و سپر تاق ها و نصب کتیبه های معرق قسمت بالای دیوار مزبور و سر در شاه عباسی انجام شد؛ و قسمت های دیگر با مراقبت اداره اوقاف محل ترمیم شد.
    پس از پیروزی انقلاب اسلامی در حفظ، نگهداری مجموعه بناهای بقعه شیخ صفی الدین اقدام های جدی و اساسی به عمل آمده است. این مکان به عنوان یکی از کانون های مهم جذب جهانگرد، نه تنها در محدوده استان که در مقیاس کشور، تبدیل شد و در حال حاضر مورد توجه انبوه جهانگردان است.

  16. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما patris برای ارسال این پست سودمند:


  17. #9
    patris آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia6600
    نوشته ها
    915
    تشکر
    3,400
    تشکر شده 3,741 بار در 1,583 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    مقبره امین الدین جبرائیل

    این مقبره که متعلق به امین الدین جبرائیل پدر شیخ صفی الدین اسحق جد سلاطین صفوی است، در روستای کلخوران اردبیل واقع شده است. تاریخ بنای اولیه بنا به نیمه اول قرن دهم هجری قمری مربوط است و در محوطه ای که بناهای متعدد دارد، محصور است. این بناها عبارتند از:
    یک- دیوار گلی بلند
    این دیوار باغ بزرگ مقبره را به اضلاع تقریبی ۱۵۰ در ۲۰۰ متر محصور می کند و دو دروازه در اضلاع شمالی و جنوبی محوطه دارد. ضلع شمالی دارای اتاق های متعدد و وسیع در دو طبقه برای مسافران و زوار و خدمه و متولی است. دیوار و سقف دروازه ها، آجری و ازاره کوتاه آن ها سنگی است. مقدار محدودی تزئینات کاشی دارد و بیشتر پنجره های آن مشبک چوبی (گره چینی) است.
    دو- مقبره امین الدین جبرائیل
    طرح بنا به شکل مستطیل است که یک ذوزنقه برابر ساق به ضلع شمالی از آن چسبیده و آن را به صورت شش ضلعی درآورده است. ابعاد بنا ۸/۱۴ × ۲۴ متر از شمال به جنوب است. ساق ها و قاعده کوچک ذوزنقه ، پهنای سه تاق ایوان مدخل رواق را تشکیل می دهد. دروازه مدخل ورودی کاشیکاری شده و بالای آن بیت زیر نوشته شده است:
    هرکسی کو به ادب دست برین در ننهد
    بی شک از پای درآید به یقین سربنهد
    بالای در ورودی ، تصویر یک شیر و یک پلنگ در دو سوی پنجره نقاشی شده و هر یک با یک زنجیر به پنجره بسته شده اند، و نشان از سبک و سیاق منسوب به دوره صفوی و اوایل سده یازدهم هجری دارند. تاق ایوان ساده است، ولی تاق های دو سوی آن دارای گچبری و مقرنس کاری است.
    رواق ، بنایی است مستطیل شکل که با تاق ضربی آجری پوشیده شده است و دو سوی شرقی و غربی آن نیز، دو خواجه نشین منظم ساخته شده که تاق ضربی آجری دارد. سقف رواق و خواجه نشین ها گچبری است، و با رنگ های آبی و طلایی، و با اسلیمی های ساده و توریقی و گل های شاه عباسی نقاشی شده است. ازاره رواق، با کاشی معرق و در برخی قسمت ها، با کاشی های هشت ضلعی منظم فرش شده است. حدفاصل چهارکاشی ، با مربع های کوچک پوشیده شده است.
    رواق مقبره از نظر تزئینات و رنگ، ملایم و هماهنگ است. ازاره کاشیکاری ، مجموعه گچبری و نقاشی سقف و دیوارها را که در عین سادگی از تنوع شگفت از جهت طرح های مختلف برخوردار است در بر گرفته و فضایی مناسب را برای زائران فراهم آورده است. در این میان، در چوبی مقبره که خود یکی از آثار بسیار ارزنده و جالب هنری است، بر جای مانده است. روی این در، منبت کاری های چشمگیر براساس تقسیم بندی هندسی کار شده و اشعار گوناگون در قسمت های مختلف آن برجسته کاری شده است.
    پس از آنکه از این در چوبی ، وارد مقبره می شویم، اتاقی به شکل مربع با چهار رواق قرار دارد که همه آنها مانند راهرو، ضربی آجری است و از داخل ، گچبری و مقرنس کاری شده است، همه سطوح آن در بدنه دیوار و سقف، با اسلیمی های مختلف و ترنج ها و شاه عباسی ها نقاشی شده است. آخرین تعمیرات و مرمت کاری در این قسمت مقبره به سال ۱۰۳۰ هجری قمری مربوط است و طاهرین سلطان محمد نقاش، آن را انجام داده است.
    در میان بقعه مقبره، صندوق ساده شیخ جبرائیل قرار گرفته که ابعاد آن ۵۰/۱× ۲×۳ متر است. در بدنه دیوارهای بقعه، لوحه ای کمربندی از کلام خداگچبری شده است.
    در دو سوی شاه نشین جنوبی مقبره ، دو اتاق شش ضلعی به قطر ۳۰/۳ متر و اضلاع ۲۵/۱ متر ساخته شده است که از ویژگی های معماری مانند تاقچه های دیوارها، مقرنس کاری سقف، گچبری و نقاشی های سطوح گوناگون اتاق ها برخوردار است. این اتاق ها مجموعه ای است از انواع اسلیمی ها و ترکیبی از رنگهای سبز، آبی خاکستری، قهوه ای ، قرمز، فیروزه ای در متن ها؛ و صورتی، سفید و طلایی بر گلها و اسلیمی ها.
    سه – مقبره عوض الخواص بن فیروزشه زرین کلاه
    این مقبره در جوار مقبره شیخ جبرائیل در روستای کلخوران اردبیل واقع شده و به روایتی ، منسوب به جد چهارم آن شیخ ، یعنی عوض الخواص بن فیروزشاه زرین کلاه است.
    چهار- مقبره سید محمد الاعرابی
    در محوطه شمال غربی، بقعه شیخ جبرائیل واقع شده و بنای آن به شکل مربع با ازاره کوتاه سنگی در دیوار ورودی، و پی سنگی در سه دیوار دیگر است. بنای این مقبره آجری و گنبد آن ساده و کروی شکل است. داخل بنا یک هشت ضلعی منتظم با اندازه های متناوب وجود دارد که در آن، مقبره ای است که یک سنگ قبر مرمرین به ابعاد ۲×۵/۰ متر دارد و روی آن، عبارت هذا مرقد سید محمد اعرابی نقر شده است. سیدمحمد الاعرابی جد پانزدهم شیخ صفی الدین است.
    پنج – بقعه سید حمزه
    این مقبره نیز که به ساری گلی آقاسی معروف است در محوطه بقعه شیخ جبرائیل، در قسمت جنوبی آن واقع شده است. بنای بقعه آجری و ساده با گنبد مدور آجری است. شکل آن مستطیل است و ابعادش ۴۵/۲ × ۹۲/۳× ۱۰/۴ متر است.
    این بقعه نزد سالخوردگان به امام زاده گل زرد یا ساری گلی آقاسی معروف است و وجه تسمیه اش این است که گویا در زمان های قدیم زنی برای حفظ ناموس خود به یک درخت با گل زرد که در پای دیوار این مقبره بود، پناه برد و نجات یافت.
    در مورد هویت سید حمزه، در کتاب بحرالانساب ابن عتبه بن علی بن الحسن آمده است که وی از فرزندان امام موسی کاظم (ع) است که از بغداد برای ارشاد و راهنمایی مردم به اردبیل آمد و در آن جا نیز در گذشت.
    شش- مقابر داخل محوطه بقعه
    در محوطه داخلی بقعه شیخ امین الدین جبرائیل، مقبره های متعدد با سنگ گورهای صندوقی و مکعبی وجود دارد که همگی دارای نقش و نگارهای چشمگیر و نوشته هایی است که نام ائمه اطهار و امامان بر آن ها نقر شده است. علاوه بر این ها، اشکال مانند سرو، شیر، خورشید، طاووس و نمادهای مشابه روی این صندوق های سنگی حجاری شده است که از مهارت و استادی حجاران آن حکایت دارد. متأسفانه بیشتر از این سنگ قبرها فاقد نام و هویت صاحبان آن ها است.
    هفت- مقابر خارج از محوطه بقعه
    هفت قطعه سنگ قبر بسیار زیبا و پرنقش و نگار، اما بدون نام و نشان در جنوب شرقی بقعه شیخ جبرائیل وجود دارد. این سنگ ها به موازات و مجاورت هم در حاشیه یک گورستان بزرگ قرار دارند و به نام هفت تنان کلخوران معروف اند. ابعاد سنگ ها برابر همدیگر و در اندازه های ۵۰/۰ × ۵۵/۰ × ۰۸/۲ متر است. نقش های سطح جانبی سنگ ها شبیه هم اند که بر اثر مرور زمان برخی از آنها عاری از نقش و نگار شده اند.

  18. تشکرها از این نوشته :


  19. #10
    patris آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia6600
    نوشته ها
    915
    تشکر
    3,400
    تشکر شده 3,741 بار در 1,583 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    مقبره شیخ حیدر

    مقبره منسوب به شیخ حیدر در مشگین شهر واقع شده و به شکل استوانه و به ارتفاع تقریبی ۱۸ متر است. خارج بنا استوانه ای است ولی داخل آن، دوازده ضلعی منتظم دارد. سرداب آن زیر برج قرار دارد و دارای یک در ورودی در شمال برج است. در قرن اخیر اتاق و راهروئی بزرگ برای بیتوته متولی بنا و زائران ساخته بودند که با راه پله و راهرو به سرداب متصل می شد، امروزه که این اتاق ها را برچیده اند. در ورودی اصلی نمایان شده و تزئینات آن به خوبی دیده می شود.
    درباره تاریخ بنای آن نظرات متعدد وجود دارد. فهرست آثار تاریخی، سال بنای آن را اواخر سده نهم هجری و برخی دیگر، بنای آن را متعلق به سده های هفت و هشت هجری می پندارند، گفته می شود کاشیکاری این بنا کامل تر از کاشیکاری مقبره اولجایتو در سلطانیه است و به ۷۰۹ تا ۷۱۱ هجری قمری مربوط می شود.
    در ورودی و سه پنجره آن با مقرنس کاری گچی و کاشی تزئین شده است و قاب محرابی شکل بر همه جای بنا دیده می شود در دو سوی در ورودی، دو گل ببر و دو قطعه سنگ رسوبی کرم رنگ به ابعاد ۸۰×۷۰ سانتی متر کنده کاری شده است که به دوره پیش از صفویه منسوب است.

    سطح داخلي بنا نيز بسيار زيباست. مقطع بنا در سطح داخلي ، ۱۲ ضلعي منتظم و هر ضلع آن ۲/۲ متر است . قسمت بالا با باريكه‌هاي گوشه و كمي بالاتر با تاقچه‌هاي نميه مدور كه بالاي آن مقرنس كاري آجري است، بلندرت جلوه مي‌كند. نقشه آن معمولي است، ولي زير سازي ضخيمي دارد كه با آجر و روكاري پوشش داده شده است. قاب و نماي محراب مانند سردر و پنجره‌هاي مسدود به رنگ‌هاي سياه، آبي سير و سفيد در قرنيس ، كاشي لعاب ، شكاف رو كار آجري با كاشي‌هاي مربع آبي روشن كه طرح سراسري و اسامي مقدسي تشكيل مي‌دهند، هم چنني سفالي بدون لعاب قرمز در كتيبه‌هاي خراب شده در دور سر در مجموعه، زييايي‌هاي معماري آن را تشكيل مي‌دهد.

  20. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما patris برای ارسال این پست سودمند:


  21. #11
    patris آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia6600
    نوشته ها
    915
    تشکر
    3,400
    تشکر شده 3,741 بار در 1,583 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    بقعه كوراييم

    اين بنا در وسط قبرستاني در روستاي كوراييم در ۳۰ كيلومتري شهر اردبيل واقع و شامل بناي چهار گوش است كه هر ضلع آن ۵ متر طول دارد. بر فراز بنا، گنبد آجري كوچكي قرار دارد كه از وضعيت مناسبي برخوردار نيست، در قسمت شمالي بنا، سر در كوچكي با طاق فرو ريخته قرار دارد كه ورودي آن به عرض ۸۰ و ارتفاع ۱۵۰ سانتي متر است. سبك معماري و مصالح به كار رفته در بنا چنين مي‌نمايد كه بقعه احتمالاً متعلق به قرن هفتم هجري قمري باشد. ظاهراً نشان قبري در داخل بقعه مشهور نيست. اين بنا در فهرست آثار تاريخي نيز به ثبت رسيده است.

  22. تشکرها از این نوشته :


  23. #12
    patris آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia6600
    نوشته ها
    915
    تشکر
    3,400
    تشکر شده 3,741 بار در 1,583 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    امام زاده ها

    امام زاده صالح
    در محله ملا مؤمن و پشت بقعه شيخ صفي‌الدين ، مسجد و مقبره‌اي قرار دارد كه امام زاده صالح يا اوغلان امامزاده‌سي نام دارد.
    مجموعه بنا شامل رواق، حرم ، صحن و مسجد است و نماي جنوبي آن مركب از ايواني با تاق نيم گنبد و تزئينات كاشيكاري است. براساس اشعاري كه روي كاشي‌هاي ايوان ورودي نوشته شده ، بنا در زمان شاه عباس اول به سال ۱۱۳۰ هجري ساخته شده است. بقعه داراي رواق مستطيل با تاق و تويزه است.
    دو سوي ورودي بنا و ورودي حرم كه روبروي هم قرار دارند، هشت تاقنما ساخته شده و پنجره‌هايي كه در تاقنماهاي جنوبي ساخته شده است، نور داخل رواق را تأمين مي‌كند.
    ايوان ورودي حرم، داراي تزئينات مقرنس كاري و آئينه كاري محدود است. حرم بقعه، در شمال رواق قرار دارد و داراي طرح هشت ضلعي با هفت تاقنما در هفت ضلع است. در سه تاقنماي جنوبي و شرقي و غربي ، پنجره‌هايي براي نور گيري نصب شده‌ است. ضريح آهني بقعه در وسط حرم قرار دارد و در جوار حرم اتاقي به چشم مي‌خورد كه مدفن دو تن از علما و مراجع عاليقدر گذشته است.
    امامزاده سيد سليمان
    اين آرامگاه در روستاي فخر آباد مشگين شهر واقع است. بناي امامزاده، چسبيده به بناي مسجدي از بيرون داراي نقشه مدور است كه براي جلوگيري از رانش آن تا ارتفاع سه متري به وسيله ديوارهاي پيشتيبان در برگرفته شده است كه در نتيجه آن نقشه بنا در قسمت پايين به صورت مربع در آمده است. داخل مقبره به شكل هشت ضلعي نزديك به دايره است و صندوق قبر در وسط آن قرار دارد. اين بنا بر روي ازارة سنگي سياه رنگي بنا گرديده و تمام آن با آجرهايي به صورت رگ‌جين بنا شده است. قطر خارجي بنا ۵ متر و قطر داخلي آن ۹۰/۳ است . از ناحيه شرقي و نور گيري در ديواره بنا تعبيه شده است. بر نماي بيروني با آجرهاي سياه رنگ اسم جلاله «الله» و در بالا تاريخ ۱۲۴۴ هـ . ق نگاشته شده است. گنبد بنا كه به صورت شبدري تند است با كاشيكاري فيروزه‌ رنگ پوشيده شده است كه بر بالاي آن نقش شيري به حالت خوابيده تصوير شده است. در نماي داخلي در هر ضلع طاقچه‌اي با طاقي جناغي تعبيه شده است و در حاشيه زير گنبد كتيبه‌‌اي بر روي گچ به تاريه ۱۲۸۲ هـ .ق نوشته شده كه حاكي از گچكاري بقعه است. نماي داخلي تماماً از گچ پوشيده و برروي آن نقوش اسليمي نقاشي شده است.
    علاوه بر موارد ياد شده آثار مذهبي ديگري نيز در سطح استان وجود دارد كه اهم آنها عبارتند از:
    امام‌زاده دختر در محله اوچ دكان اردبيل
    امام زاده خلخال در شهر خلخال
    امام‌زاده مير زمان و سيد ابراهيم در روستاي خمس خلخال
    آرامگاه پير اشرف در شهر اردبيل
    بقعه سيد دانيال در روستاي خانقاه خلخال
    مسجد حاج فخر در اردبيل
    مسجد جامع و مسجد نو در روستاي خمس خلخال
    مسجد جنت سرا در مشگين شهر
    مزار حسن داش در محله حسن داش مشگين شهر

  24. تشکرها از این نوشته :


  25. #13
    patris آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia6600
    نوشته ها
    915
    تشکر
    3,400
    تشکر شده 3,741 بار در 1,583 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    كليساها

    در كوچه‌اي به نام ارمنستان گازران يا اونچو ميدان ، كليساي متروكه وجود دارد كه كم‌تر از دو قرن قدمت دارد. از تاريخ دقيق بنا اطلاعي در دست نيست و تاريخ ۱۸۷۶ ميلادي كه روي در ورودي آن ديده مي‌شود به سال اهداء در به كليسا و نصب آن مربوط مي‌شود.
    شكل كلي بنا به صورت مستطيل و شكل داخي آن فضايي مربع شكل با چهار درگاه بلند است. بنا داراي يك تاق جناقي است كه روي آن گنبدي آجري به شكل چتر قرار گرفته است. پنجره‌هايي كه در پايين گنبد و در بدنه ديوار ساخته شده‌اند، نور داخل كليسا را تأمين مي‌كنند.
    محراب كليسا در قسمت شرق بنا واقع شده و مزين به تزئينات نقاشي ، به صورت ترنج با گل‌هايي به رنگ سبز روشن و نارنجي در زمينه لاجوردي است. اندك تزئيناتي نيز در ازاره كليسا به چشم مي‌خودر در چوبي كليسا با تزئينات هندسي زيبا، يادگار ميرزائيان از ارامنه اردبيل بود كه به ياد بود گالوست ميرزائيان پد رخانواده ساخت و به كليسا اهداء كرد.
    روي اين در، عبارت ذير به خط ارمني نوشته شده است:
    « اين درب خانه حقيقي خداست كه به رسم يادبود از طرف اگالوس مليك ميرزايانس به كليساي مريم مقدس هديه مي‌شود. ۱۸۷۶»

  26. تشکرها از این نوشته :


  27. #14
    patris آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia6600
    نوشته ها
    915
    تشکر
    3,400
    تشکر شده 3,741 بار در 1,583 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    ويژگيهاي فرهنگي و هنري

    زبان تركي آذري زبان مادري عامه مردم اين منطقه است. البته ساكنان برخي از روستاهاي نمين و شهرستان خلخال به لهجه‌ي طالش و تات نيز سخن مي‌گويند. دين رسمي مردم استان اردبيل اسلام و مذهب آنان شيعه جعفري است. شهر اردبيل خاستگاه تشيع است كه به عنوان مذهب رسمي ايرانيان به شمار مي‌رود. منطقه‌ داراي بافت فرهنگي سنتي است كه مذهب عمده‌ترين و قوي‌ترين عنصر آن است. مردم استان اردبيل علاقه‌مندي شديد به مباني اسلام و تشيع دارند.
    فولكلور يا ادبيات شفاهي مردم منطقه نيز مانند تاريخ و زبان آن از سابقه‌اي كهن برخوردار است.
    اشكال مختلف ادبيات فولكوريك اين خطه محصول پيكار و تلاش مردمي است كه غم‌ها، شادي‌ها، آرزو ها ، نفرت و محبت خود را در قالب‌هاي آن منعكس كرده‌اند. نمونه‌هاي گوناگون اين نوع آثار، عادت‌ها ، روش‌ها، آداب ، رسوم ، اعتقادات، باورهاي ديني ، دلبستگي‌ها و ارزش‌ها و نهادهاي اجتماعي عصرهاي مختلف را به خوبي نشان مي‌دهند.
    مردم آذربايجان كه استان اردبيل نيز جزوي از آن است، خالق يكي از غني‌ترين گنجينه‌هاي ادبيات شفاهي ملل خاورميانه و ايران‌اند. چنانكه هر جهانگردي كه از اين خطه ديدن كرده ، شيفته فولكلور آن شده است. بيشتر آنان، اين ديار را سرزمين شعر و هنر نام نهاده‌ اند.
    اهالي آذربايجان، مردماني شاعر مسلك‌اند كه هر بار با پديده‌هاي طبيعي ، رخدادهاي اجتماعي و پيشامدهاي ناگوار يا خوشايندي كه روبرو شده‌اند، احساسات خود را با زبان شعر بيان كرده و براي هر مناسبت « باياتي» سروده‌اند: از عادي ترين كارهاي روزانه تا عالي‌ترين احساسات و عواطف بشري ، شعر و باياتي هميشه در زندگي مردم حضور داشته است:
    مادر با «لالايي» سحرانگيز و شيرين نونهال خود را در گلبرگ‌هاي باياتي مي‌پيچد و او را به خواب شيرين و رويايي دلپذير فرو مي‌برد. عروسي با شعر آغاز و با آن نيز پايان مي‌يابد. عزا و سوگواري با «آغي» شروع مي‌شود و خاتمه مي‌يابد. كشتگر آذري ، آفتاب را و باران را با شعر فرا مي‌خواند، باد وبوران را با شعر نفرين مي‌كند، مزرعه طلايي‌اش را ، گاو گوسفندانش را با شعر توصيف مي‌كند. سواركارانش، رزمندگانش همه و همه با شعر توأمان زاده مي‌شوند، مي‌بالند و مي‌ميرند.
    به هر گوشه‌اي از زندگي مردم اين سرزمين كه نظر بيفكني، شعري سرك مي‌كشد. زلالي چشمه سارانش ، رقص خاموش گلبوته‌هاي قالي‌هايش ، ساز عاشيق‌هايش و … جملگي در هماهنگي بي‌مانند خود با اميال و آرزوها، ترس و اضطراب و عشق و نفرت مردم اين ديار به طرزي شگفتي‌انگيز بيان مي‌كردند.
    برجسته‌ترين نوع سخن شعري آذربايجان « باياتي» است. در فرهنگ شفاهي مردم آذربايجان باياتي‌ها به خاطر گستردگي و مضمون‌هاي رنگارنگ، ايجاز در كلام و قالب‌هاي زيبا و دلنشين، مقام اول را دارند. در واقع تاريخ پر تلاطم و سرشار از حوادث آذربايجان در لابه لاي هزاران باياتي گنجانده شده است. اگر همه باياتي‌ها در يك جا گرد آوري شوند و از ديد جامعه شناختي ومردم شناختي مورد بررسي قرار گيرند، تاريخي مدون مي‌شود كه طرز زندگي ، هستي‌شان و باورهاي فلسفي ، اخلاقي، اجتماعي و ديني قومي را منعكس خواهد كرد.
    باياتي‌هاي از زندگي و راز و نيازهاي مردم ساده و پاكدل مايه مي‌گيرند و در قالب الفاظي روان و بي‌تكلف جاري مي شوند. اين نغمه‌ةاي نغز و دلكش از چنان لطف و خلوص و صفا و صراحتي برخورداراند كه وقتي با آهنگ ويژه خود ادا شوند، دل از كف مي‌رود و سرشك بر چهره جاري مي‌شوند.
    ارادت و اعتقاد مردم ساده شهر و روستا به اين آثار موزون و دلفريب تا بدان پايه است كه باياتي‌ها را بر حسب حال، آئينه سرنوشت نماي خويش مي‌پندارند وبه هنگام ملال و سرگشتگي و حرمان به آن متوسل مي‌شوند و به عنوان تفأل از آن مدد و مراد مي‌جويند.
    باياتي‌ها به همه مردم تعلق دارند. زيرا مردم در طول نسل‌هاي آن‌ها را سينه به سينه بازگو كرده‌اند، آنچه را كه با زبان وسليقه خود بيگانه ديده‌اند به يك سو نهاده‌ و به اقتضاي احساس و نيازهاي عاطفي تغييراتي در آن داده‌اند و به اين ترتيب ، نام فرد را از روي آن‌ها زدوده و به تملك گنجينه فرهنگ عامه در آورده‌اند.
    محتوي و مضمون باياتي‌ها، از يك سو مظهر عشق و آرزو و اميد و رنج و شادي است و از سوي ديگر، كتاب ناگشوده معتقدات و آداب و رسوم خصائل و خلق و خوي قومي انسان‌هاي ساده و پاكدل در طول نسل‌ها است.
    براي پي‌بردن به عمق ديد فلسفي ، اميال و آرزوها ، حسرت و حرمان و شكوه‌ها و سرايندگان باياتي‌ها ، ترجمه چند باياتي آورده مي‌شود. اين باياتي‌ها كه از ميان هزاران باياتي به طور نمونه انتخاب شده است، بيانگر عظمت آفرينش‌ مردمي است كه زيبايي‌هاي هستي دغدغه خاطر هميشگي آنها بوده است:
    آذري فارسي
    بوداغلار اولو داغلارر، كنار كوهها ، اين سربلندان ،
    چشمه‌لي ، سو لو داغلار، پر از چشمه‌، پر زا آب غزلخوان .
    بوردا بير آتلي اؤلوب سواري مرده ودرماتمش ابر
    گؤي كيشنر، بولودآغلار زند شيهه ميان برق و باران

    بوردان بير آتلي گئچدي سحر آمد سواري از بر دشت
    آتين اويناتدي گئچدي دمي جولان گرفت و تند بگذشت .
    آي كيمي شفق ساچدي، چو مهتاب سحرگاهان شفق ريخت
    كون كيمي باتيد ، كئچدي ، چو خورشيد شبانگاهان بدر رفت.

    داغلارا قار دو شوبدو ، نشسته برف سنگين روي كوهسار،
    گؤر نه هامار دو شوبدو لطيف و نرم همچون خواب جويبار.
    قبريمي ياد لار قازيب مرا نااهل ، گوري كنده دلتنگ
    اهلتيم دار دوشوبدو برش ديوار خنجر ، بسترش خار.
    عزيزي يم غمده گول ، ميان غم بزن لبخند هر دم،
    غمده دانيش ، غمده گول. بزن حرف و بزن لبخند در دم.
    آغ گونده گولن گؤنول. دلا، خندي چو روز آفتابي
    مرد ايگيدسن غمده گول. اگر مردي بزن خنده به ماتم

    آشديم ، اشديم گول اولدوم، شكفتم نرم – نرمك، گل شدم من ،
    بوي آتديم سونبول اولدوم، جوانه بستم و سنبل شدم من .
    بير ديل بيلمز قوشودوم به گلشن بي‌زبان بودم، زهر گل
    اوخودوم بلبول اولدوم ورق‌ها خواندم و بلبل شدم من.

  28. تشکرها از این نوشته :


  29. #15
    patris آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia6600
    نوشته ها
    915
    تشکر
    3,400
    تشکر شده 3,741 بار در 1,583 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    سرودها و ترانه‌هاي فولكوريك

    از قديمي‌ترين نمونه‌هاي ادبيات فولكلوريك آذربايجان، سرودها و ترانه‌هايي است كه در ارتباط با كار روزانه خوانده و اجرا مي‌شده است. هدف اين سرودها، موزون كردن فعاليت‌هاي حرفه‌اي بوده است. در اين نوع سرودها، كار و وسايل كار، نعريف و توصيف شده است. هنوز هم « هووالار» ( هوواها) كه بسياري از ويژگي‌هاي ادبيات فولكلوريك را در خود انباشته است، بين مردم آذربايجان و به ويژه در ميان دهقانان رواج دارد. براي نمونه برخي از اين نغمه‌هاي رايج آورده مي‌شود:
    آذري فارسي
    قاراكليم ناز ائيلر، گاو نر دارم كه مي‌نازد به خود
    قويروق بولار، توزائيلر. دمي همي جنباد و خاكي كند.
    آي قارانليق گئجه ده در شب تيره كه مه پنهان شود
    كوتاني پرواز ائيلر. خيش، گردن بسته پروازي كند

    قارا كليم گونده من ، گاو نر، هر روز وقت خستگي
    كولگه ده سن ، گونده من. سايه صخره از آن تو شود
    سن يات قايا ديبينده اندرين سايه بياساي و بخواب
    قوي قارا اليم گونده من. تا بسوزم من به زير آفتاب.
    يكي ديگر از قديم‌ترين نمونه‌هاي ادبيات شفاهي مردم آذربايجان، نغمه‌ةاي و سرودهاي مخصوص مراسم زندگي روزانه است. اين نغمه‌ةا در مراسمي كه مردم قديم آذربايجان به مناسبت‌هايي تشكيل مي‌دادند، خوانده و اجرا مي‌شد. براي نمونه ، مراسم خاص دعوت از خورشيد در زماني كه نزولات جوي ، زندگي و كار مردم را مختل مي‌كرد به طور جمعي اجرا مي‌شد:
    آذري فارسي
    گون چيخ ، گون چيخ! آفتاب درآي، آفتاب درآي،
    كوهولدن، آتين مين چيخ! با اسبت از غار درآي!
    در اين نغمه‌ها، مردم لوحه‌‌هايي بسيار زيبا خلق مي‌كنند. باد باران، ابر و آفتاب را جان مي‌دهند و با ويژگي‌هاي انساني مورد خطاب قرار مي‌دهند:
    آذري فارسي
    چيخدي گونش قيرميزي آفتاب سرخ در آمد
    جان گولووم،جان – جان جان گل من ، جان جان
    توپلادي اوغلان ، قيزي جمع شده دختر ، پسر
    جان گولوم، جان – جان جان گل من ، جان جان
    هر بيريميز بير گونش هر يك ما يك خورشيد
    جان گولوم، جان – جان جان گل من ، جان جان
    بير باغچانين اولدوزي ستاره يك باغچه
    جان گولوم، جان – جان جان گل من ، جان جان
    در گذشته وقتي خشكسالي يا برعكس بارندگي زياد مي‌شد، مردم به تدابيري معنوي ويژه دست مي‌زدند. در هر دو حال، ريش سفيدان هر محل حبوب و دانه‌هاي گوناگون جمع مي‌كردند، در يكي از خانه‌ها مي‌پختند و بين مردم تقسيم مي‌كردند.
    علاوه بر اين، در بين مردم آذربايجان، مراسمي ديگر نيز براي دعوت از خورشيد يا باران وجود داشت. يكي از اين مراسم ، مراسم خاص « خيدير- خيدير» و ديگري « قودو – قودو» بود اين دو مورد نيز با اعتقادات مردم ارتباط داشت. در هر دو مراسم نغمه‌هاي و سرودهايي خوانده مي‌شد:
    آذري فارسي
    خيدير الياس ، خيدير الياس خيدير الياس ، خيدير الياس
    بيتدي چيچك ، گلدي ياز. غنچه وا شد، بهار آمد.
    خانوم آياغا دورسانام، خانم اگر زجا خيزد
    يوك ديبينه وارسانام سري به پستو بزند
    بشقابي دولدورسانام بشقاب خالي پر كند
    خيديري يولاسالسانام « خدير» را راهي كند
    امروزه نيز در بين مردم آذربايجان، ضرب المثلي به اين مضمون وجود دارد كه : « انگار خدير بز كشته است.» و اين را در مواقعي گويند كه كسي با دست و دلبازي خاصي خرج بكند يا وفور نعمت باشد.
    گاهي نيز بارندگيها ادامه مي‌يافت. اين نيز براي محصول زيان‌هاي جبران ناپذيز داشت. در چنين مواقعي مراسم « قودو – قودو» اجرا شد. جوانان روستا در بعد از ظهر يك روز ، عروسي راكه سمبل خورشيد بود مي‌آراستند و در ده مي‌گشتند و شادي مي‌كردند ، مي‌زدند و مي‌رقصيدند، خوردني جمع مي‌كردن و سرودهاي مربوط به « قودو» را مي‌خواندند:
    آذري فارسي
    قودو قودونو گؤردونمي؟ «قودو قودو » را توديد؟
    قودويا سلام وئردينمي ؟ به قودو سلام كردي؟
    قودو بوردان كئچنده وقتي از اينجاگذشت
    قيرميز گونو گؤردونمي؟ آفتاب سرخ را ديدي؟
    قودويا قايماق گره ك، به قوو سرشير دهيد،
    قابلارايايماق گره‌ك، در ظرف‌ها بريزيد
    قودو گون چيخارماسا اگر آفتاب نيارد
    گؤزلرين اويماق گره‌ك. چشم هاشو در آريد.
    يكي ديگر از مراسمي كه در آستانه فرا رسيدن عيد نوروز ادر روستاهاي آذربايجان صورت مي‌گرفت و هنوز هم در بعضي دهات اجرا مي‌شود، مراسم « ساياچي‌ها» است كه به صورت نمايش ، سرودهايي به نام « سايا را مي‌خوانند.
    « ساياچي‌ها» در نقش هنرمندان دوره گردي هستند كه خانه به خانه مي‌گردند و باسرودهاي خود براي حيوانات اظهار محبت مي‌شود و خصوصيات هر يك از آنها نشان داده مي‌شود وآرزوي محصول زياد و فراواني به مي‌كنند:
    آذري فارسي
    سلام عليك ساي بيگ‌لر سلام عليكم ساي بيگ
    بيربيريندن يئي بيگ‌لر يكي از يكي بهتر
    سايا گلدي گؤردونوز سايا كه آمد ، ديديد؟
    سلا وئردي آلدينيز؟ سلامش را شنيديد؟
    آلني تپل قوچ قوزو بره چاق و چله
    ساياچي يا وئردينيز؟ به اين ساياچي داديد؟
    صفا اولسون يوردونوز خانه‌تان مصفا
    اولاماسين قوردونوز لا شود گرگتان
    آج گئتسين دوشماني دشمنتان گرسنه
    توخ گلسين چوباني نيز سير باد چوپانتان
    يكي از قديمي‌ترين مراسم مربوط به زندگي و زيست « وسف الحال» يا ( مينجيق سالما) است. در وصف حال‌ها، اعتقادات و عادات مردم آذربايجان تصوير مي‌شود. مردم براي پيش‌بيني آينده خود در سال جديد دست به اين كار مي‌زنند. وصف حال را بيشتر ، زنان وبه ويژه نوعروسان و دختران اجرا مي‌كنند.
    زنان و دختران در محلي جمع مي‌شوند. يك باديه آب در وسط مي‌گذاراند و از هر كس چيزي مي‌گيرند و در باديه مي‌اندازند. دختري كه كنار باديه نشسته است، يك يك آن اشياء را از ياد به در مي‌آورد و وصف الحالي مي‌گويد و بدينسان، يك نوع طالع بيني انجام مي‌گيرد. البته هر كس كه شييء در باديه مي‌اندازد، نيتي نيز مي‌كند اينك چند نمونه از وصف الحال‌ها ذكر مي‌شدند:
    آذري فارسي
    آغلاما، ناچار آغلاما. از ناچاري گريه نكن،
    الينده هاچار آغلاما. گريه نكن دست به كليد
    قاپيني باغلايان الله درهاي بسته را خدا
    بيرگون ده آچار ، آغلاما، يك روزي هم خواهد گشود

    اوتورموشدوم سكي ده نشسته بودم رو سكو
    اوره‌گيم سكسكي ده دلم در انتظار بود
    اوچ قيزيل آلماگلدي در يك نعلبكي طلا
    بير قيزيل نعلبكي ده سه تا سيب سرخ در آمد


  30. تشکرها از این نوشته :


  31. #16
    patris آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia6600
    نوشته ها
    915
    تشکر
    3,400
    تشکر شده 3,741 بار در 1,583 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    جشن‌ها و سرورها

    يكي از مراسم بسار جذاب، مربوط به عروسي‌ها است. اين مراسم از زمان‌هاي بسيار قديم رواج دارد و با شادي و گرمي ويژه‌اي اجرا مي‌شود.
    مراسم عروسي معمولاً در فصل پاييز انجام مي‌‌گيرد و از روز نشان كردن و نامزدي دختر آغاز مي شود: ابتدا در خانه دختر نامزد شده ، بازي‌ها و صحنه‌پردازي‌هاي فراوان به راه مي‌افتد. بيشتر اجرا كنندگان اين مراسم غالباً دختران هستند. آن‌ها حتي نقش‌ مردها را نيز ايفا مي‌كنند. به علاوه، در نقش كساني كه در عروسي دخالت دارند نيز در مي‌آيند. مثلا در نقش مادر زن و پدر شوهر و عاقد و مانند آن‌ها.
    عروسي معمولا با خواندن سرودها و تصنيف‌ها همراه است. اين تصنيف‌هاي زيبا و تغزلي و حتي طنز آلود، در واقع زينت بخش مجالس عروسي‌اند و هميشه به همراه موسيقي و رقص اجرا مي‌شوند.
    مراسمي عروسي در چند مرحله اجرا مي‌شود: خواستگار ي، هقد ، نامزد كردن و نشان بردن، شب حنا بندان ، بردن جهيزيه و، « پاينده تخت» از جملة اين مراحل است هر مرحله سرودها و آوازهاي خاصي دارد كه ويژگي‌هاي همان مرحله را نشان مي‌دهد. سرودهاي زير مربوط به مراحل نامزد كردن و خواستگاري است:
    آذري فارسي
    قيزا گلميشيك بيزسيزه براي دختر آمده‌‌ايم
    حؤرمت ائدينيز بيزه به ما حرمت كنيد
    بوگئجه قيز سيزيندي امشب دختر مال شماست
    صاباح آپارريق بيزه فردا در خانه ماست
    قيرميزي ياسديق اوزو رويه بالش سرخ است
    سيز نه تانيرديز بيزي شما ما را از كي شناختيد
    سوداسيز اتورموشدوق آسوده خاطر نشسته بوديم
    سودايا سالديز بيزي گرفتار عشقمان كرديد

    آل آلماغا گلميشم براي گرفتن حرير سرخ آمده‌ام
    شال آلماغا گلميشم براي گرفتن شال آمده‌ام
    اوغلانين باجي سي يام خواهر داماد هستم
    آدخلاماغا گلميشم براي نامزد كردن آمده‌ام
    پس از رفت‌و آمدهاي بسيار سرانجام رضايت خانواده دختر جلب مي‌شود و دختر را به خانه داماد مي برند. اين مرحله نيز سرودهاي خاص خود را دارد:
    وئرديم بيردانا يك گوساله دادم
    آلديم بيرصونا يك قو گرفتم
    آي قيز آناسي مادر دختر
    قال يانا يانا بسوز و بساز
    در حين آوردن عروسي به خانه داماد نيز سرودهايي خوانده مي‌شود:
    آنام – باجيم قيز گلين خواهرمي ، مادرمي عروس
    ال – اياغي دوز گلين دست و پايت بي‌عيب و ايراد
    يئدي اوغول ايسته‌رم هفت پسر از تو مي‌خواهم
    بيرجه دنه قيز گلين و يك دختر ، عروس خانم.

    اته گي چين – چين گلين دامن عروس چين – چين است
    چيني گؤورچين گلين و هر چين‌اش كبوتري را ماند
    گلين‌لر آراسيندا در بين همه عروس‌ها
    هامي دان گؤيچك گلين زيباترين عروس است
    خواندن سرودهاي مادر شوهر از جالب‌ترين قسمت مراسم است. بين عروسان و مادر شوهران هميشه كشاكش بوده است و اين كشاكش از زبان مادر شوهر چنين بيان مي شود:
    گلين گلير، خان گلير عروس مي‌‌آيد، خان مي‌آيد
    ائولري بيخان گلير خانه خراب كن مي‌آيد
    الينده الگوج ، تييه دست به تيغ است
    باشلاري قيرخان گلير براي تراشيدن سرها مي‌آيد

  32. تشکرها از این نوشته :


  33. #17
    patris آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia6600
    نوشته ها
    915
    تشکر
    3,400
    تشکر شده 3,741 بار در 1,583 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    صنايع دستي و سوغاتيها

    صنايع دستي در استان اردبيل با همه نارسايي‌ها و بي‌توجهي‌هايي كه در طول ساليان گذشته شاهد آن بوده ، هنوز هم به صورت ناشناخته ولي زيبا زينت بخش كانون‌هاي فرهنگي و مسكوني بسياري از كشورهاي جهان است.
    انواع فرش ، مسند ، شال ، ورني ، گليم ، جاجيم، اشياء سفالي ، چوبي و فلزي و… هنرمندانه همراه با نقش و نگارهاي زيبا در استان اردبيل جان مي‌گيرند و هنر دوستي و ارزشمند اين منطقه را به نمايش مي‌گذارند.
    □ فرش
    فرش اردبيل در مجموعه فرش‌هاي نفيس آذربايجان مهم‌ترين صنعتي است كه تعداد بسياري از هنرمندان استان اردبيل به آن مي‌پردازند.
    آمارهاي رسمي حاكي است بيش از ده هزار نفر از اهالي استان اردبيل در صنعت فرشبافي اشتغال دارند. اما صداي دفي كه از بيشتر خانه‌‌هاي روستايي و شهري به گوش مي‌رسد، درستي اين رقم را مورد ترديد قرار مي‌دهد.
    كارشناسان معتقدند،تعداد فرشبافان در استان اردبيل چندين برابر اين است و در بيشتر خانه‌ها، به ويژه در روستا‌ها در هر خانه‌اي دار فرشي برپاست.
    صنعت فرشباقي در استان اردبيل از آن رو پر رونق است كه يكي از مهم‌ترين منابع درآمد خانوارها است و مردان و زنان اين استان را براي رهايي از بي‌كاري يا به عنوان منبع درآمد به اين صنعت روي آورده‌اند.
    نقشه شكسته و اسليمي ، زمينه فرش‌هاي توليدي فرشبافان اردبيلي را تشكيل مي‌دهد. از مهمترين طرح‌هاي اين نقشه‌ها مي‌توان به طرح قيچي، تك گل ، ستاره ، ريز ماهي ، وان ، هريس، زيرخاكي ، كله قوچ ، زرين قلم، طرح قره باغ ، لچك ترنج و مانند اين‌ها اشارهكرد.
    بيشتر فرشبافان اردبيلي ، فرش‌هايي ارزان قيمت توليد مي‌كنند و اين باعث شده است فرش اردبيلي مشتريان مناسبي در كشور و جهان داشته باشد.
    به گفته كارشناسان ، ۸۰ درصد فرش توليدي در استان اردبيل ، به خارج از كشور و بيشتر به كشورهاي آلمان ، ايتاليا ، فرانسه و ژاپن صادر مي‌شود.
    □ مسند
    مسند درخشان‌ترين توليد دستي در استان اردبيل است كه در سطح جهاني نيز از معروفيت ويژه برخوردار است.
    كانون اصلي بافت مسند در استان اردبيل دهستان عنبران در بخش نمين شهرستان اردبيل است. ۹۰ درصد جمعيت سه‌هزار خانواري اين دهستان به بافت مسند مي‌پردازند.
    كوهستاني بودن منطقه و نبود اراضي مستعد كشاورزي در اين دهستان بيشتر زنان، مردان و حتي كودكان روستايي را به بافت مسند در كارگاه‌هاي خانگي وا داشته است.
    هنرمندان اين منطقه از كودكي خلق نقش‌هاي زيبا و ارزشمند را روي مسند‌هاي توليدي عنبراندر نقشه‌هاي زيبا بافته مي‌شود كه از مهم ‌ترين آن‌ها مي‌‌توان به قزل گوز، بوته ، شعله ، نقشه گلداني ، نازنازي ، قره باغي، قاپاق و گانگال سه پايه اشاره كرد.
    استفاده از رنگ‌هاي گياهي در بافت مسند اين منطقه بر مرغوبيت و زيبايي مسند عنبران افزوده است. علاوه بر منطقه نمين ، در شهرستان‌ خلخال نيز مسند بافي رونق دارد.
    در اين منطقه ، گاه مسند‌هاي بسيار نفيس ديده مي‌شود كه هنرمندان خلخالي آن را به صورت برجسته مي‌بافند.
    كشورهاي اروپايي به ويژه آلمان مشتاق خريد مسندهاي توليدي اين منطقه‌اند و استان اردبيل مي‌تواند نيازهاي خريداران خارجي را تأمين كند.
    □ ورني بافي
    عشاير و روستائيان منطقه مغان در استان اردبيل ورني‌هاي نفيس توليد مي‌كنند، و ثبت نقش و نگارهاي زيبا روي ورني ‌ها ، بيشتر از طبيعت منطقه و شيوه زندگي عشيره‌اي الهام گرفته شده است.
    در سال‌هاي نه چندان دور در اين منطقه ، ورني در سطحي گسترده توليد مي‌شد اما گراني آن رفته رفته از شمار مشتريان داخلي ورني كاست.
    پس از پيروزي انقلاب اسلايم ، صدور اين فرآورده به خارج نيز به دليل مشكلات ايجاد شده ، كاهش يافت و هم اكنون ورني بافان مغان بر اساس نياز بازارهاي داخلي يا خارجي به توليد آن مي‌پردازند.
    مشكل بازاريابي و محدوديت صادرات ورني به خارج از كشور، از دلايل افت اين صنعت در استان اردبيل ، در سال‌هاي گذشته است.
    □ جاجيم و گليم
    درگوشه كنار استان اردبيل بسياري از زنان عشاير و روستايي به بافت جاجيم مي‌پردازند.
    نقش‌ و نگارهاي ساده و زيباي جاجيم و ارزاني نسبي آن كاربرد اين فرآورده‌ها را به عنوان روكش‌هاي پشتي ، رو مبلي ، تزئين كيف، تو دوزي اتومبيل و … در ميان مردم رواج داده است.
    روستا‌هاي « نمهيل» و « برندق» شهرستان‌ خلخال ، كانون اصلي توليد جاجيم در استان اردبيل است و محصول توليدي اين مناطق در منطقه معروف است.
    بافت گليم نيز در بيشتر مناطق روستايي به ويژه شهرستانهاي اردبيل ، خلخال و بخش‌هاي نير و نمين اردبيل رواج دارد. گليم ‌هاي توليدي استان به صورت ساده ، تخته‌اي و نقشه‌هاي متفاوت بافته مي‌شوند.
    توليد گليم در استان اردبيل چندان گسترده نيست و بيشتر اوقات به صورت محدود براي عرضه در بازارهاي مصرف بافته مي‌شود.
    □ ديگر صنايع دستي
    شال بافي ، بافت جوراب‌هاي پشمي، پشتي، قلاب دوزي، خورجين بافي ، صنايع فلزي و چوب، فرآورده‌هاي مسي، برنجي، نقره كاري، قلمكاري ، خاتمكاري، سفال گري از ديگر صنايعي است كه در استان اردبيل رواج دارد.
    حسن ختام كتاب اردبيل دو غزل زيباي آذري از شاه اسماعيل صفوي متخلص به ختايي است:
    حسن رخسارين، كيم اولدو جان و دل حيران اونا،
    وعده دور قمرني تاپشيرير دوران اونا
    چون سنين حسنين مثال يوسف كنعان دير،
    يوزيني هر كيم كي گورمز يوخ دورور ايمان اونا
    آتش عشقينده اي خونخواره گوزلو دلبريم ،
    اويله يانميشدير بوباغريم، يوخ دورور درمان اونا
    گول ياناغين دلبرا، بس تازه تردير هر زمان
    قانلي ياشيمدان توكر هردم گؤزوم باران اونا
    ظلمت ذلفونده كؤنلو بو ختايي خسته‌نين
    خضره بنزر كيم، گورونمز چشمه حيوان اونا

    اي پري، حسنين سنين ماه منور گورموشم،
    اول يوز اوسته ابرتك ذلفون معنبر گورموشم
    گرچي محشر بير اولور اهل جهاندا ، اي صنم
    فرقتينين هر گونون من راز محشر گورموشم
    بسكي بولبول تك جهاندا عشق ايلن فريد ائده‌م،
    عارضين باغ گولون چون ورد احمر گورموشم،
    بس منيم ملك جهاندا طالعيم فيروز اولا،
    تا سنين يوزون كيمي بير سعد اكبر گؤرموشم.
    بو ختايي نين مقامي آستانيندير مدام
    چون سني شاه كرم اوزومني قنبر گؤرموشم.


  34. تشکرها از این نوشته :


  35. #18
    patris آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia6600
    نوشته ها
    915
    تشکر
    3,400
    تشکر شده 3,741 بار در 1,583 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    مكانهاي تاريخي و ديدني استان اردبيل

    درياچه نئور  ۴۸ كيلومتري جنوب شرقي اردبيل
    درياچه شورابيل  دو كيلومتري جنوب شهر اردبيل
    تالاب گنجگاه  ۸۰ كيلومتري جنوب شرقي اردبيل
    تالاب ملامحمد ۱۵ كيلومتري جنوب شرقي اردبيل
    تالاب نوشار  ۳۵ كيلومتري جنوب شرقي اردبيل
    تالاب شورگل  سه كيلومتري جنوب شرقي اردبيل
    آبشار گورگور در ارتفاعات سبلان
    چشمه هاي معدني سرعين  شهر سرعين
    چشمه‌هاي بيله دره  سه كيلومتري شمال اردبيل
    چشمه هاي بوشلي  ۴۵ كيلومتري غرب اردبيل
    زيستگاه نئور  ۳۰ كيلومتري جنوب شرق اردبيل
    پل ساميان  راه شوسه اردبيل – گرمي
    پل كلخوران  روستاي كلخوران اردبيل
    پل سيد آباد روي رودخانه باليخلو اردبيل
    پل يعقوبيه  روي رودخانه باليخلو اردبيل
    پل ابراهيم آباد  شهر اردبيل
    پل داش كسن شهر اردبيل
    پل قره سو روي رودخانه باليخول اردبيل
    پل نير  روي رودخانه نير اردبيل
    پل حمام پرزرگر شهر اردبيل
    پل پيرعبدالملك  شهر اردبيل
    پل اوچ دكان  شهر اردبيل
    حمام حاج شيخ كوي عالي قاپوي اردبيل
    حمام ملاهادي  كوچه ملاهادي اردبيل
    حمام حاج ابراهيم (پير)  محله سرچشمه اردبيل
    حمام صفويه  شهر اردبيل
    خانه سيد هاشم ابراهيمي  كوچه شهيد گاه اردبيل
    خانه وكيل الرعايا محله طوي اردبيل
    خانه حاج يوسف آقا صادقي كوچه راسته امام اردبيل
    خانه حاج ميرزا ابراهيم صادقي  محله اوچ دكان اردبيل
    بازار اردبيل  شهر اردبيل
    تپه قره شيروان  روستاي كوراييم اردبيل
    گورستان قديمي شام اسبي  روستاي شام اسبي اردبيل
    گورستان قديمي كرجان  كلخوران اردبيل
    منازل سنگي  روستاي ويند كلخوران اردبيل
    دخمه سنگي ويند ۵/۸ كيلومتري اردبيل- روستاي صومعه
    برج شاطر گنبدي شهر اردبيل
    جمعه مسجد  شهر اردبيل
    مسجد ميرزا علي اكبر مجتهد  شهر اردبيل
    بقعه امين‌الدين جبرائيل  روستاي كلخوران اردبيل
    امام زاده صالح  پشت بقعه شيخ صفي الدين اردبيلي
    كليساي مريم مقدس  اونچو ميدان اردبيل

    ديدني هاي شهرستان مشگين شهر
    چشمه قوتورسو  ۱۶۰ كيلومتري مشگين شهر در روستاي لاهرود
    چشمه قينرجه  ۲۲ كيلومتري جنوب غربي مشگين شهر
    چشمه ايلاوند  ۱۵ كيلومتري جنوب مشگين شهر
    زيستگاه شيروان دره‌سي  ۲۰ كيلومتري جنوب شرق مشگين شهر
    زيستگاه موويل  جنوب مشگين شهر
    زيستگاه هوشنگ ميداني و قره گول  دامنه شمال غربي سبلان
    زيستگاه حاجيلو  ۲۲ كيلومتري شمال مشگين شهر
    زيستگاه تنبق  ۱۸ كيلومتري شمال غرب مشگين شهر
    زيستگاه سروان دره سي  ۲۵ كيلومتري جنوب شرقي مشگين شهر
    زيستگاه ارباب كندي  ۴۲ كيلومتري شمال شرق مشگين شهر
    قلعه كهند  دره باغ نوروز مشگين شهر
    آغچه قلعه  روستاي قره قيه مشگين شهر
    تپه قنبر  شمال روستاي انار مشگين شهر
    سنگ نبشته شاپور ساساني  ميدان اصلي مشگين شهر
    گورستان قديمي انار  روستاي انار مشگين شهر
    مقبره شيخ حيدر  شهر مشگين شهر

    دشت مغان
    زيستگاه خروسلو  كوه هاي خروسلو مغان
    زيستگاه آقابابا  كوه‌هاي آقا بابا
    زيستگاه حسن دره سي كوه‌هاي زيوه
    قلعه اولتان  روستاي اولتان پارس آباد
    پل خدا آفرين  اصلاندوز پارس آباد
    تپه خرمن  روستاي شيخ لر گرمي
    تپه نادر  جنوب غربي اصلاندوز
    گورستان قديمي اصلاندوز  اصلاندوز
    برج قارلوجا  قشلاق قارلوجاي اصلاندوز

    شهرستان خلخال
    چشمه آب معدني خلخال  ۲۲ كيلومتري شمال غرب هرآباد
    گورستان قديمي هير  جاده اردبيل – هرو آباد

  36. تشکرها از این نوشته :


  37. #19
    patris آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia6600
    نوشته ها
    915
    تشکر
    3,400
    تشکر شده 3,741 بار در 1,583 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    اردبيل، فرهنگي، گردشگري.

    استان اردبيل با جاذبه‌هاي منحصر بفرد طبيعي ، تاريخي و آبهاي معدني گرم آماده پذيرايي از مسافران و گردشگران تابستاني است.

    نقاط مختلف گردنه " حيران " با چشم اندازهاي بديع و سحرآميز در مسير ‪۴۰‬ كيلومتري خود مسافران را از مناظر همسطح دريا به ارتفاع بالاي يكهزار و ‪ ۲۰۰‬متري هدايت مي‌كند و نخستين جاذبه طبيعي در برابر ديدگان مسافراني است كه از مسير استان گيلان وارد استان اردبيل مي‌شوند.

    در طي اين مسير مسافراني كه قصد استفاده از مناظر جنگلها و تفرجگاههاي حاشيه جنگلي را دارند مي‌توانند در نزديكي سه راهي نمين با ‪ ۱۵‬كيلومتر طي مسير به جنگل فندقلو جذاب‌ترين منطقه جنگلي استان اردبيل وارد شده و در سايه ساير درختان فندق منطقه و بر روي چمنزارها اتراق كنند و از ارتفاع بلند محل كه اشرافيت كامل به شهر و دشت اردبيل و كوه سبلان دارد استفاده مناسب ببرند.

    هر چند كه استان اردبيل با زمستانهاي سرد شناخته شده است ولي تابستان خنك آن را در كمتر نقطه‌اي از ايران بزرگ مي‌توان يافت و لطافت آب و هواي مناطق مختلف اين استان بخصوص در صبحگاهان و شامگاه مداواگر جسم و روح هر انسان خسته از زندگي روزمره است.

    دامنه‌هاي كوه " سبلان " پر از برف، آبگرمهاي معدني، درياچه‌ها و تالابهاي طبيعي ، آب و هواي مطبوع و دهها بناي ارزشمند تاريخي از جمله جاذبه‌هاي سياحتي ديگر استان اردبيل بشمار مي‌روند.

    شهر گردشگري " سرعين " در ‪ ۳۰‬كيلومتري غرب شهر اردبيل در دامنه كوه " سبلان " واقع است و علاوه بر خنكي و طراوت آب و هوا با داشتن هشت چشمه آبگرم معدني يكي از مراكز مهم آبگرم طبيعي كشور محسوب مي‌شود.

    آبهاي گرم " گاوميش گلي " ، " ساري سو " ، " قره‌سو " ، " پهنلي‌سو " ، " قهوه‌سويي " ، " ژنرال " ، " بش باجيلار " و " گوزسويي " هر كدام با خواص شيميايي ، درماني و درجه حرارت متفاوت در اين شهر قرار دارند.

    منطقه سياحتي " سردابه " در ‪ ۳۵‬كيلومتري شمال غرب اردبيل در منطقه‌اي ييلاقي در دامنه " سبلان " نيز با آبگرم سردابه ، با دبي ‪ ۲۵‬ليتر در ثانيه و ‪ ۳۵‬درجه سانتيگراد دما داراي تركيبات درماني و شيميايي كلسيم ، سولفات كلسيم ، سولفات منيزيم ، سولفات سديم و نمك پذيراي مسافران تابستاني است.

    مردم منطقه بر اين باورند كه اين آبگرم در درمان بيماري زردي ( يرقان ) موثر بوده به طوري كه از ديرباز آبگرم " سردابه " پذيراي افراد مبتلا به اين بيماري بوده است.

    علاوه براين آبهاي گرم " قوتورسويي " ، " شابيل " و " قينرجه " در مشگين شهر ، " برجلو " در شهرستان نير و " گيوي " در شهرستان كوثر از جمله ‪۲۲‬ واحد آب گرم استان محسوب مي‌شوند.

    كوه " سبلان " كه برف قله ‪ ۴۸۱۱‬متري آن درگرمترين روز تابستان هم به چشم مي‌خورد با ييلاقات و دره‌هاي سرسبز خود تصوير سحرانگيز ديگري از طبيعت را در اين خطه به نمايش گذاشته و همه ساله در فصل تابستان بخصوص در مردادماه پذيراي كوهنورداني از سراسر ايران است.

    درياچه " نئور" در ‪ ۳۵‬كيلومتري جنوب شرقي شهر اردبيل با ارتفاع دو هزار و ‪ ۵۰۰‬متر از سطح دريا به عنوان مهمترين درياچه طبيعي استان در ارتفاعات كوه " باغرو " واقع شده و با مناظر و چشم‌اندازهاي زيبا قابليت صيد با قلاب ماهي " قزل‌آلاي رنگين كمان " را دارد.

    از سوي ديگر وجود دهها اثر ارزشمند باستاني و تاريخي ثبت شده در فهرست آثار تاريخي و ملي در استان اردبيل ، جاذبه‌هاي سياحتي اين استان را دو چندان كرده است.

    بقعه شيخ صفي‌الدين‌اردبيلي ، مسجد تاريخي جمعه ، بقعه شيخ جبرئيل ، مجموعه بازار تاريخي اردبيل ، بقعه كوراييم ، كاروانسراي سنگي شاه عباسي در شهرستان اردبيل ، قلاع قهقهه و كهنه و بقعه سلطان حيدر در مشگين شهر و چندين بناي تاريخي ديگر يادگارهايي از فرهنگ اصيل اسلامي و معماري سنتي دراين ديار مي‌باشند.

    براساس آمار سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري استان همه ساله نزديك به سه ميليون نفر گردشگر داخلي و خارجي براي استفاده از اين جاذبه‌ها به استان اردبيل مسافرت مي‌كنند.


  38. تشکرها از این نوشته :


  39. #20
    patris آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia6600
    نوشته ها
    915
    تشکر
    3,400
    تشکر شده 3,741 بار در 1,583 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    خلاصه اي درباره شهرستان اردبيل

    واژه اردبيل واژه‌ای اوستايی است كه از دو كلمه آرتا ( مقدس ) و ويل ( شهر ) به معنی شهر مقدس تركيب شده است. وسعت اين شهرستان 3810 كيلومتر مربع است و چهره عمومی شهرستان اردبيل متاثر از ارتفاعات كوهستان های سبلان، طالش و بزغوش است كه اين عوامل طبيعی سبب محصور شدن آن شده اند. شهرستان اردبيل از شهرستان های با اهميت ايران به شمار مي آيد که دارای آثار تاريخی و جاذبه های طبيعی بسيار زيادی است. عشایر استان اردبیل که در دامنه های سبلان پراکنده اند، جشن های متعدد مذهبی و سنتی ايرانيان كه با آداب و رسوم مختلف در مناطق گوناگون اين استان اجرا می شوند، انواع غذاها و خوراکی هایی كه يكی از شهرت های اساسی منطقه به شمار می آيند و هم چنين آداب حاكم بر مراسم های مختلف مذهبی و خصوصی از جمله مهم ترين جاذبه های اجتماعی اردبیل به شمار می آیند که در کنار دیگر جاذبه های این منطقه تصویر زیبایی در ذهن گردشگران به جای می گذاردند.


    برخی از خوراکی ها و غذاهای تهیه شده در این استان‎‎؛ فقط خاص منطقه است که بسیار خوشمزه بوده و از جمله جاذبه های گردشگری این خطه به شمار می آیند. آش دوغ معروف ترین غذای محلی اردبیل است که با ماست، سبزی، سیر، کوفته ریزه و برنج تهیه می شود و طعم بسیار خوبی دارد. در بلندی های اردبیل که سرمای زیادی وجود دارد خوردن آش داغ محلی اردبیل خوشمزه ترین قسمت خاطرات گردشگران را تشکیل می دهد. عسل سبلان شهرت ملی دارد و در تمام ایران معروف است و لذا صبحانه های منطقه اردبیل با عسل، نان تازه و کره محلی نيز از جذابیت های خاص خود برخوردار است. صنايع دستی اردبيل یکی از جاذبه های فرهنگی این منطقه است که زينت بخش كانون های فرهنگی و مسكونی بسياری از كشورهای جهان است. بیش ترین و معروف‌ترين صنايع دستی اردبیل را زيراندازها و بافته‌های رنگارنگی تشکیل می دهند که از ویژگی های منحصر به فردی برخوردار بوده و مخصوص خود منطقه است.

  40. تشکرها از این نوشته :


مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 06:18 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به  شرکت فرهنگ سازان  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت پيگرد قانوني دارد
سئو و بهينه سازي : سئو
Powered by vBulletin® Version 4.2.2 Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved