تمام زیر مجموعه های گرافیک هر کدام درجای خود اهمیت خاص خود را دارند و درجه بندی میزان اهمیت آن ها، کاملاً بی مورد است. اگر تاریخ مصرف دیدن یک پوستر چندین روز است، در عوض تابلوها و گرافیک محیطی برای سالیان زیادی در جای خود باقی خواهند ماند و ما را مجبور می سازند که هر روز برای سال ها آن ها را نظاره گر باشیم. و این که تا چه اندازه از دیدن آن ها لذت می بریم، یا آن ها را با بی رغبتی تحمل می کنیم را به داوری می گذارم.

متأسفانه همان بی مهری ای که جامعه ی گرافیک نسبت به « طراحی تابلو » دارد، درجامعه ی معماران نیز دیده می شود. از دید یک معمار، پایان کار یک ساختمان هنگامی است که ساخت و سازها تمام شده است. در جوامع پیش رفته تر، اصولاً طراحی تابلو یا مجموعه تابلوها بر روی نمای یک ساختمان، آخرین وظیفه رسمی یک معمار است که باید با همکاری یک گرافیست آن را به انجام برساند و جای خاصی را در نمای ساخمان برای تابلوها و ابعاد آن در نظر بگیرد.

در این جا کم تر معماری را سراغ دارید که در این مرحله یعنی طراحی تابلو، نظارت مستقیم داشته باشد و این کار را به اتمام برساند.

اگر می پذیرید که معماری هم مانند گرافیک زیر مجموعه ای دارد که همه ی آن ها هم دارای اهمیت هستند، یکی از آن زیر مجموعه ها طراحی تابلواست که بر بدنه ی ساختمان یا قسمت های داخلی خود نمایی می کند و اهمیت آن از ساخت اسکلت فلزی یا تأسیسات هیچ کمتر نیست. یک معمار و گرافیست قابل با همکاری هم و با در نظرگرفتن کارکرد ساختمان ( یک بیمارستان یا یک مدرسه ) ، جنسیت مصالح به کار رفته در ساختمان، تابلو یا تابلوهایی را طراحی می کنند که هم معرف شخصیت ساختمان و هم سازندگان آن است.


متأسفانه در نبود همکاری گرافیست و معمار در طراحی تابلو و
استند فروشگاهی، کار به دست تابلوساز افتاده است. اگر بتوانیم به این توافق برسیم که طراحی تابلو از ساخت تابلو جدات است، آن وقت به این نتیجه خواهیم


رسید که کار یک گرافیست با یک تابلوساز تفاوت دارد. در اینجا حرفه ی تابلوسازی و طراحی تابلو در هم ادغام شده و تابلوسازها هر دو کار را انجام می دهند، در صورتی که هیچ دانشی در مورد طراحی گرافیک تابلو ندارند. تابلوسازی نوعی حرفه و مهارت فنی است که با ساخت و ساز و ماتریال سر و کار دارد و از طراحی کاملاً جدا است.

اما هنگامی که تابلوساز هر دو وظیفه ( طراحی و ساخت ) را به عهده می گیرد، متأسفانه نتیجه بسیار اسف بار است، که نمونه های آن را بر در و دیوار شهر مشاهده می کنیم. به جرأت می توان گفت به جز درصد کمی، بقیه ی موارد ساخت و طراحی تابلوهای شهری دارای مشکل است و همین معضلات نهایتاً باعث می شود که آن تابلو زیبا نباشد و کاربرد ( Function ) آن هم دچار اشکال باشد.


وقتی چیزی زیبا نباشد، حتماً زشت است و مجموع این زشتی ها، شهری پر از معابر و ساختمان های ناهنجار را به وجود می آورند و ما به عنوان نظاره گر و مصرف کننده، از بهداشت روانی سالمی برخوردار نخواهیم بود.


همان طور که حرفه ی یک آرشیتکت با یک برق کار و لوله کش ساختمانی تفاوت دارد، بر همین قیاس نیز باید بپذیریم که کار طراح گرافیست نیز از تابلوساز جدا است.



ساختمان ها و تابلوها

مشخصه های طراحی تابلو
1. اندازه ی تابلو
2. عوامل نوشتاری تابلو
3. عوامل تصویری تابلو
4 . ماتریال یا مواد به کار رفته در تابلو
5. ساخت و ساز تابلو
6. محل نصب و استقرار تابلو در ساختمان
7. نورپردازی تابلو
8. رنگ در تابلو


اندازه ی تابلو: قطع تابلو نسبت به هر سازه ی معماری بسیار متفاوت است و نمی توان استانداردی برای آن قائل شد . اگر برای سردر فروشگاهی
استند فروشگاهی و تابلو طراحی می کنیم، معمولاً اندازه ی باریک و کشیده مناسب است.


هنگامی که برای مراکز تفریحی مثل شهربازی یا سینما است، باید بزرگ و چشم گیر باشد.


اگر برای مؤسسات، ادارات و شرکت هاست، اندازه ی پلاک های فلزی مناسب است.

اگر برای پشت بام ساختمان های مرتفع ساخته می شود، باید از نوع فونت ساده و بزرگ باشد.

اندازه های بسیار بزرگ برای تابلوهایی که ضروری به نظر نمی رسد صرفاً دیدگاهی سودجویانه است که از طرف تابلوسازها اعمال می شود، چون هر چه اندازه بیش تر باشد، از نظر محاسبه ی مالی گران تر تمام می شود و این فقط به نفع تابلوساز است و البته به ضرر منظر زیباسازی شهری .