تاریخ امروز :
تالار های نیک صالحی - Powered by vBulletin
تبلیغات
تولبار جدید و آپدیت شده مخصوص نیک صالحی آماده دانلود است ، برای دانلود کلیک کنید.

نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: با ساز کدام استاد مانوس تر هستيد ؟

رأی دهندگان
12. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • فرامرزپایور(سنتور)

    4 33.33%
  • ابوالحسن خان صبا (ویولن)

    2 16.67%
  • لیلی افشار(گیتار)

    5 41.67%
  • جلال ذوالفنون(سه تار)

    5 41.67%
نظرسنجی با انتخاب چندگانه
صفحه 1 از 15 1234511 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 20 از 283
  1. #1
    وحید68 آواتار ها
    وحید68 آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    N73
    نوشته ها
    1,629
    تشکر
    1,788
    تشکر شده 1,315 بار در 795 ارسال

    پیش فرض معرفی چهره های معروف موسیقی ایران وجهان

    سلام دوستای گلم ،تو این تاپیک همون طور که ازاسمش پیداست می تونیم چهره های معروف موسیقی ایران وجهان رو به منظور آشنایی بیشتر معرفی کنیم.
    بگذار شیطنت عشق چشمان تو را بر روی عریانی خویشتن بگشاید هر چند مفهوم آن جز رنج و پریشانی نباشد اما هرگز کور بودن را بخاطر آرامش تحمل مکن . . .

  2. کاربر مقابل از وحید68 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  3. #2
    وحید68 آواتار ها
    وحید68 آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    N73
    نوشته ها
    1,629
    تشکر
    1,788
    تشکر شده 1,315 بار در 795 ارسال

    پیش فرض


    استادفرامرز پایور

    [IMG]http://i27.*******.com/ta3128.jpg[/IMG]

    فرامرز پایور در ۲۱ بهمن سال ۱۳۱۱ در تهران متولد شد و تحصیلات عمومی خود را در مدرسه دارالفنون و دبیرستان دارائی به پایان رساند. پدرش علی پایور هنرمند نقاش و استاد زبان فرانسه و دانشگاههای تهران بوده و جدش مصورالدوله نقاش چیره دست و وزیر پست و تلگراف، در زمان صدارت مستوفی الممالک بوده است و در عین حال با موسیقی آشنایی کامل داشته و ویولن، سنتور و سه تار را خوب می نواخته و در این زمینه از دوستان مرحوم رکن الدین خان مختاری بوده است.
    خود استاد هم اشاره کرده اند که در سنین کودکی و نوجوانی هر گاه که در منزلشان مهمانی بوده و پدرشان از موسیقی دانان زمان دعوت به عمل می آورده است، همواره تا دیر وقت پای ساز این بزرگان می نشسته و به صدای ساز این بزرگان گوش می کرده است.
    فرامرز پایور تحصیلات موسیقی خود را از سال ۱۳۲۸ شروع نموده و نزد ابوالحسن صبا ، استاد موسیقی ایرانی به فرا گرفتن سنتور اشتغال ورزیده و پس از ده سال تحصیل مداوم یک دوره کامل از ردیف موسیقی ایرانی را که توسط استاد صبا برای سنتور تنظیم شده بود فراگرفت و موفق به دریافت تقدیر نامه یی از طرف استاد شد. مهارت او در این ساز به جایی رسید که استاد صبا از او خواست که به اتفاق قطعاتی نواخته و روی نوار ضبط نمایند که اکنون چند نمونه از آنها در آرشیو رادیو موجود می باشد. پایور فعالیت هنری خود را از سال ۱۳۳۳ در وزارت فرهنگ و هنر که در آن موقع اداره کل هنرهای زیبا نامیده می شد شروع نمود و از همان زمان برنامه هایی از موسیقی اصیل ایرانی تهیه و در کنسرتها و همچنین در رادیو و تلویزیون اجرا می نمود.
    همچنین پایور علاوه بر دوره هایی که نزد استاد صبا آموخت، یک دوره از ردیف قدیم و همچنین کلیه تصانیف قدیم را که متعلق به شیدا ، عارف ، سماع حضور (پدر زنده یاد حبیب سماعی) و ظهیرالدوله و سایر اساتید قدیمی بودند، نزد آقای عبدالله دوامی استاد آواز فرا گرفت و به خط نت درآورد و آقای دوامی طی تقدیرنامه یی که برای او نوشته ، صحّت و اصالت نوشته او را نیز تایید نمود. علاوه بر آن پایور یک دوره ردیف آقامیرزا عبدالله را که به نام کتاب موسیقی ایران نامیده می شود نزد استاد صبا فراگرفت و ضمناً کلیه آثار رکن الدین مختاری و آثار درویش خان را جمع آوری و به خط نت درآورده است.
    سالهاى ۱۳۵۸ ،۱۳۳۸ براى او سالهاى كار خستگى ناپذير روى صحنه بود. او اولين سنتورنوازى بود كه روى سنتور نواسازى مى كرد و تنها در پى بديهه نوازى نبود. به بيان روشن تر، تنها آهنگسازى بود که ساز تخصصی او سنتور بود.
    دهه هاى ۱۳۳۰ و ،۱۳۴۰ عصر ويلن بود و تقريباً تمام نواسازان و قطعه نويسان و تنظيم كنندگان موسيقی ايرانى (به جز استاد جواد معروفى)، با ساز تخصصى ويلن شناخته مى شدند. جالب اينكه ساز دوم استاد پايور، سه تار بود و مشقهاى اوليه آن را از صبا فراگرفته است ولى جز در خلوت خود، در جاى ديگر دست بر سه تار نبرد و اين برخلاف رسم هميشگى نوازندگان است كه اگر ساز اولشان كششى باشد، ساز دومشان مضرابى است.
    او در اين سالهاى پركار، هارمونى و كمپوزيسيون را در كلاس استاد بزرگ عصر، امانوئل مليك اصلانيان آموخت و ترجيح داد براى ادامه تحصيلات كلاسيك خود كه سالها پيش، عشق موسيقى آن را كنار زده بود، به انگلستان برود.
    در سال ۱۳۴۱ از طرف وزارت فرهنگ و هنر برای مدت سه سال به انگلستان اعزام شد ، در آنجا زبان انگلیسی خود را تکمیل نموده و موفق به دریافت دیپلم در رشته تخصصی زبان از دانشگاه کمبریج گردید. ضمناً در رشته موسیقی نیز از آکادمی سلطنتی موسیقی لندن مدارک قابل توجهی کسب نمود و در عین حال برای شناساندن موسیقی ایرانی از طرف دانشگاه لندن و دانشگاه کمبریج از او دعوت شد که کنفرانس هایی در این زمینه و نیز اجراهایی همراه با ساز خود ترتیب دهد که کلیه آنها با موفقیت انجام شد و از طرف دانشگاههای مزبور به دریافت جوایزی نایل گردید. برنامه هاى دلپذيرى از آن سالها در آرشيو راديو بى بى سى وجود دارد. علاوه بر آن فرامرز پایور در طی دوران فعالیت هنری خود ، به اغلب کشورهای جهان برای اجرای کنسرت و شناساندن موسیقی ملی ایران و تهیه صفحه مسافرت نموده است. به طور کلی در هر کجا که فعالیتی در زمینه موسیقی ایرانی انجام می گرفت، پایور همیشه پیش قدم بوده و وجود او برای نشان دادن موسیقی اصیل ایرانی برای موسسات پخش غیر قابل اجتناب و انکار بوده است. وی در سال ۱۳۵۳ همکاری مداوم خود را با سازمان رادیو تلویزیون شروع کرده و آثار خود و متقدمین را به معرض اجرا و پخش درآورد.
    سعی و کوشش پایور همیشه بر این استوار بوده که آثار موسیقی دانان متقدم ایران را که به دست فراموشی سپرده شده بود ، به شنوندگان معرفی کند. وی با کمک اساتید دیگر موسیقی سازی و آوازی و همچنین با گروه کوچکی که از نوازندگان سازهای ملی ، آنچه که قبلاً از اساتید خود فراگرفته به اجرا گذارد.
    ذوق سرشار و استعداد ذاتی او در تنظیم و ارائه موسیقی اصیل ایرانی و همچنین تکنیک و تبحر او در نواختن ساز سنتور موجب شده است که روز به روز به علاقه مندان موسیقی اصیل ایرانی اضافه شود و با جرأت می توان پایور را یکی از بزرگان موسیقی اصیل و ملی ایران دانست و به واسطه همین دانش و آگاهی و زحماتی که او برای حفظ و اشاعه آن متحمل گشته از طرف استاد صبا موفق به دریافت تقدیرنامه گشت.
    از ویژگی های استاد پایور باید به نظم و انضباط ایشان و نیز تاکید بسیارشان بر تمرین در اجراهی گروهی اشاره کرد. در تمام اجراهای استاد، ایشان همیشه رأس ساعت مقرر در جلسه حاضر می شدند و هیچ گاه زودتر یا دیرتر از زمان تعیین شده روی سن نمی رفتند. در مورد نظم و دقت در گروه استاد هم همانقدر باید اشاره کرد که در بین اهالی موسیقی، گروه استاد پایور معروف به داشتن نظم و کوک بسیار دقیق سازهاست. خانم پروین صالح، همسر استاد هوشنگ ظریف و نیز از اعضای گروه استاد پایور در مورد اهمیت تمرین در گروه می گویند:
    شاید بتوان فهرست فعالیت های بسیار استاد را به صورت زیر خلاصه کرد:
    بيش از هزار و ششصد ساعت اجراى گروهى و فردى روى صحنه هاى داخل و خارج از كشور (با همه مشكلات توانفرساى ويژه اين كار)، آهنگسازى و تنظيم قطعات متعدد، تدريس صدها شاگرد از چهار نسل متوالى، نت نويسى قطعات قدما، حضور در هنرستان و هنركده موسيقى ملى، اداره هنرهاى زيبا و واحد موسيقى راديو تلويزيون ملى ايران، نگارش كتب آموزشى، نظارت بر كار گروههاى ديگر و تصحيح آنها و كار با خوانندگان بسيارى كه از عبدالوهاب شهيدى و شجريان، تا شهرام ناظرى و حميد رضا نوربخش و على رستميان (يار وفادار او در سالهاى اخير) جزو اين فهرست هستند و كمتر كسى است كه نداند استاد پايور چه حس مسئوليت و دقتى روى جوانان خواننده داشته و براى رشد آنها از سرمايه هنرى و حيثيت خود هزينه كرده است و اين نيز از اخلاق استادش صباى بزرگ به يادگار است. هر خواننده اى كه با او و اركسترش كار كرد، به نوعى از آبروى هنرى رسيد. كار كردن با او و «گروه اساتيد»، اسباب كسب اعتبار و افتخار بوده است. با وجود تنوع معاشران هنرمند او از قدما تا نوازندگان امروز، او همنوازان دلخواه خود را هميشه از بين نخبگان برگزيده است : جليل شهباز و هوشنگ ظريف (تار) رحمت الله بديعى و اصغر بهارى (كمانچه) ، حسن ناهيد و محمد موسوى (نى)، حسين تهرانى و محمد اسماعيلى(تنبک). استاد به نواختن تنبك هم آشنا و تأثير گرفته از استاد حسين تهرانى است و گاه در لحظات خصوصى وخلوت كلاس درس، براى شاگردان چند ميزان نواخته و شعرى را به لحن خوش با آنها همراه كرده است.
    نظام آموزشى او، بيشتر نوازنده دقيق و منظم «اركسترى» را تربيت مى كند، نه بداهه نواز شوريده و شاعر. بدون ترديد، راه رسيدن به هر شهود و خلسه اى در هنر، ابتدا از تربيت منظم و آگاهانه شروع می شود. و بعد، اين مرحله را پشت سر مى گذارد تا به حد ظرفيت و استعدادش، به خلاقيت برسد. بسيارى از نوازندگانى كه بعدها به داشتن شيوه و روش ابتكارى خود شهرت پيدا كردند، با آموزشهاى پله به پله و سنجيده مكتب استاد فرامرز پايور ـ كه خود برجسته ترين نمونه اين مكتب و تكنيك درخشان آن است ـ آغاز كرده و سپس راه و روش دلخواه خود را يافته اند. همه آنها معترفند كه مكتب و دستور استاد پايور مطمئن ترين منزل براى آغاز راه آموزش سنتور است.
    تأليفات:
    1- دستور سنتور 2- سي قطعه چهار مضراب برای سنتور 3- هشت آهنگ براي سنتور 4- رديف چپ كوك براي سنتور 5- قطعات موسيقی مجلسی 6- مجموعه ي پيش درآمد و رنگ 7- تئوري موسيقي 8- رنگ شهر آشوب 9- پرنيان(دو نوازي براي تار و سه تار) 10- گفتگو(دو نوازي براي ويولن و سنتور) 11- فانوس(دو نوازي براي دو سنتور).
    آثار ساخته شده:
    سه صفحه گرامافون از دستگاه شور و متعلقات آن همراه با ضرب استاد حسين تهراني.يك صفحه شامل چهارگاه و ماهور سنتور تنها.يك صفحه دستگاه نوا سنتور تنها ضبط شده در فرانسه.يك صفحه قسمتي از دستگاه سه گاه و آواز دشتي همراه با ضرب استاد حسين تهراني ضبط شده در آلمان.يك صفحه سه گاه و ماهور همراه با گروه اساتيد و آواز عبدالوهاب شهيدي ضبط شده در ايران و فرانسه.يك كاست شور و چهارگاه سنتور تنها رديف حبيب سماعي.يك كاست دستگاه همايون همراه با تار هوشنگ ظريف و ضرب محمد اسماعيلي يك كاست شور و ماهور همراه با گروه نوازندگان وزارت فرهنگ و هنر،(چهار كاست فوق از طريق كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان منتشر شده).و يك سري كاست همراه با صداي شجريان در مايه ي دشتي،سه گاه،افشاري،ترك و ابوعطا و تعدادي صفحه و كاستهاي ديگر.
    بگذار شیطنت عشق چشمان تو را بر روی عریانی خویشتن بگشاید هر چند مفهوم آن جز رنج و پریشانی نباشد اما هرگز کور بودن را بخاطر آرامش تحمل مکن . . .

  4. #3
    وحید68 آواتار ها
    وحید68 آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    N73
    نوشته ها
    1,629
    تشکر
    1,788
    تشکر شده 1,315 بار در 795 ارسال

    پیش فرض


    SaeedHabibi(1344-Tehran)

    سعيد حبيبي يكي از مجرب ترين و دلسوزترين مدرسان گيتار در سطح كشور است ،او يكي از پيشرويان اجراي دستگاههاي موسيقي سنتي ايراني بر روي گيتار است ، بي هيچ سخن زندگينامه او را از زبان خودش ارائه ميدهيم
    منم سعيد حبيبي متولد شب يلداي 1344 و تا سال 1361 عاشق فرامرز اصلاني و ملوديهايش و هنوز هم
    يادمه بهار 1361 بود كه بر اثر يك اتفاق در محفلي پاي ساز گيتار بطور زنده نشستم و پنجه هاي جادوئي استاد عزيزم جناب آقاي مهيار رزمخواه بر روي سيمهاي گيتار كه عاشقانه بيان احساس ميكرد مرا در جاي خود ميخكوب كرد ، عاشق شدم ، تصميم گرفتم ، انتخاب هدف كردم و ممنونم از مهيار گرامي
    موسيقي را به سبك كلاسيك و در كنارش موسيقي پاپ را آموختم . تا بهار 1365 كه راهي خدمت مقدس سربازي شدم ، مدت 28 ماه خدمت سربازي و حضور در جبهه هاي جنگ مرا از سازم دور ساخت اما هيجان و اشتياقم را بيش از پيش ، عاشق تر شدم ، در سال 73 - 74 پس از بدست آوردن تجربيات فراوان در موسيقي وارد دانشكده رسام هنر وابسطه به جهاد دانشگاهي دانشگاه تهران شدم و زير نظر استاد عشق جناب آقاي وارطان ساهاكيان در زمينه رشته آهنگسازي ، دروس تئوري موسيقي ، سلفژ ، هارموني و ... را با جديت پشت سر گذاشتم و مشغول تدريس گيتار شدم و هنوز هم
    ساختن و خلق كردن را بسيار دوست ميدارم و تدريس و آهنگسازي و تنظيم اين موضوع را در بر دارد وبه همين دليل تا آخر عمر از اين دو گزينه دست بر نخواهم داشت و عاشقانه ادامه خواهم داد .
    بگذار شیطنت عشق چشمان تو را بر روی عریانی خویشتن بگشاید هر چند مفهوم آن جز رنج و پریشانی نباشد اما هرگز کور بودن را بخاطر آرامش تحمل مکن . . .

  5. #4
    وحید68 آواتار ها
    وحید68 آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    N73
    نوشته ها
    1,629
    تشکر
    1,788
    تشکر شده 1,315 بار در 795 ارسال

    پیش فرض

    فرانسیسکو تارگا

    بی شک فرانسیسکو تارگا یکی از بزرگترین آهنگسازان و نوازندگان ساز گیتار میباشد
    او در ویارئال اسپانیا متولد شد ، در جوانی از روی ناچاری به کارهای متعدد کارگری طاقت فرسائی رو آورد و او بر اثر یکی از این مشاغل تا نزدیکی کور شدن پیش رفت که حرکت کردند و فرانسیسکو را در کلاس های Costellon در نتیجه این حادثه خانواده او به
    موسیقی ثبت نام کردند
    کور بودند Eugeni Ruiz and Manuel Gonzalez هر دو معلم ابتدائی تارگا یعنی
    در سال 1862 جولیان آرکاس متوجه فرانسیسکو گردید که در گوشه و کنار به عنوان اعجوبه ای جوان در نوازندگی گیتار شناخته شده بود ، او فرانسیسکو را به یک مرکز برای موسیقی دانان در بارسلونا هدایت و بدانجا فرستاد ولیکن پدر تارگا او را باز گرداند

    فرنسیسکو تارگا در سال 1874 وارد هنرستان موسیقی مادرید شدکه بر اثر استعداد و آهنگسازی را Antonio Canesa تلاش بی وقفه اش به ضمانت یک تاجر ثروتمند به نام
    تحصیل کرد Emilio Arrieta زیر نظر
    در پایان سال1870 به تدریس گیتار پرداخت که امیلیو پائول و میگوئل لوبت از شاگردان او بودند و در گوشه و کنار کنسرتهایی برگزار میکرد . در آنجا او و گیتارش همانند یک سمبل بین مردم جا افتاده بود . فرانسیسکو بعدها در بارسلونا سکونت کرد و در همانجا دار فانی را وداع گفت
    و Recuerdos de la Alhambra , Danza moraاز آثار با ارزش او برای گیتار میتوا به
    اشاره کرد . او تنظیم هائی از آثار با ارزش لودوینگ ون بتهوون Capricho Arab و
    فردریک چاپین و فیلیکس مندلسون برای گیتار خلق کرد
    او همچنین با چندیدن آهنگساز اسپانیائی هم عصرش همانند آیزاک آلبنیز همکاری و آثار آنان را برای گیتار تنظیم کرد . او علاقه زیادی در آمیختن سبک رومانتیک با موسیقی مورد علاقه مردم اسپانیا داشت و چندین قطعه از آثار پیانو آلبنیس مثل آستاریاس را برای گیتار تنظیم نمود
    آنجلو جیلاردینو در مورد 9 پرلود تارگا نوشته است که تارگا برترین تفکر و اندشه هایش را در آثارش متمرکز کرده است
    برای این مورد توجه همگان در قرن بیستم است که بنیان گذار Francesco Tarrega
    رسیتال گیتار و افزودن جذابیت در نواختن این ساز منحصر به فرد میباشد
    آندرس سگوویای بزرگ در بسیاری از تورهای اروپا در کنسرتهایش از فن و مهارت تارگا و آثار گرانقرش سود برده است
    فرانسیسکو تارگا خالق و آهنگساز بزرگترین نوای شنیده شده در جهان یعنی صدای زنگ تلفنهای نوکیا که در بعضی از آگهی های شرکت نوکیا از عبارت بزرگترین والس تارگا استفاده میشود Gran Vals
    نواخت و با تحولی عظیم The Killing Fields موسیقی او روحی نو در اثر مایک اولدفیلد
    در این اثر آنرا به قطعه به یاد ماندنی الحمبرا بدل ساخت . یاد و نامش گرامی باد
    بگذار شیطنت عشق چشمان تو را بر روی عریانی خویشتن بگشاید هر چند مفهوم آن جز رنج و پریشانی نباشد اما هرگز کور بودن را بخاطر آرامش تحمل مکن . . .

  6. #5
    وحید68 آواتار ها
    وحید68 آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    N73
    نوشته ها
    1,629
    تشکر
    1,788
    تشکر شده 1,315 بار در 795 ارسال

    پیش فرض

    حبیب الله بدیعی

    [IMG]file:///G:/New%20Folder/زندگی%20نامه%20هنرمندان/زندگینامه%20هنرمندان%20بدیعی_fi les/2e2i8gw.jpg[/IMG]

    حبیب اله بدیعی در سرزمین همیشه بهار،هنرپرور و مردخیز مازندران در شهر ((سواد کوه)) در کانونی گرم و با محبت و در آغوش پدر و مادری که برای هنر و هنرمند احترامی خاص قائل بودند تولد و پرورش یافت.دو ساله بود که پدرش سواد کوه را ترک و در شهر ساری اقامت گزید و به کار فلاحت و تجارت پرداخت.هنوز هشت بهار از سن حبیب نگذشته بود که همراه خانواده ی خود به تهران آمد و مقیم این شهر شد.در ساری برادر بزرگ حبیب برای خود ویولنی تهیه کرده و نزدیک نوازنده ی ارمنی به فرا گرفتن ویولن مشغول می شود ولی بعد از دو سال از ادامه ی کار خسته شده و نواختن ویولن را ترک می کند.در این زمان حبیب گهگاهی بدون اجازه و دور ازچشم برادر،مشتاقانه دستی به آرشه ی ویولن برده و نغمات دلنشینی به گوش می رساند.این عمل از دید برادر مکتوم نماند و وقتی که علاقه ی شدید او را نسبت به موسیقی می بیند ویولن را به او هدیه می کند.پدر مادرش که به تعلیم و تربیت وی مانند سایر اولادان خود،بی نهایت علاقه بودند بر تحصیلات او نظارت دقیق داشتند او تا اخذ لیسانس از دانشکده ی علوم،تمام مراحل تحصیلی را با موفقیت به پایان رسانید.
    سال 1326 بود که حبیب نوجوان پس از مدتی تمرین نزد خود به کلاس آقای ((مفخم پایان)) می رود و از ایشان کسب فیض می کند.دکتر لطف اله مفخم پایان یکی از شاگردان خوب و باوفای استاد ابوالحسن خان صبا بود چنانکه اغلب ردیف های استاد،به خط و اهتمام این هنرمند نوشته و چاپ شده است.وی مدت سه سال حبیب اله بدیعی را در فراگیری ردیف های صبا تعلیم می دهد.بدیعی رفته رفته چنان پیشرفتی در کار موسیقی حاصل می کند که در سال 1329 یعنی پس از چهار سال نوازندگی،به عنوان سولیست در برنامه ی رادیو ارتش به نواختن ویولن مشغول می شود.بعد از دو سال،در واقع در سال 1331 به کلاس استاد ابوالحسن صبا می رود و مدت دو سال از محضر وی کسب فیض کرده و دوره ی تکمیلی آوازها را نزد او به پایان می رساند.در همین زمان که نزد استاد صبا به فراگیری مشغول بود،مدت دو سال نیز،نزدیکی از اساتید موسیقی کلاسیک خارجی به نام ((جینگوزیان)) که از ارامنه ی قفقاز بود،دوره می بیند.بدیعی علاقه ی وافری به موسیقی اصیل و سنتی ایران دارد اعتقاد او بر این است که موسیقی ملی هر کشور نماینده ی اعتلاء روح آن کشور است و اگر بخواهند استقلال و همبستگی ملتی را از او بگیرند اول موسیقی و فرهنگ و ادبیات آن کشور را تسخر می کنند بعد به سراغ سایر نشانه های ملی آن کشور می روند.اما فرهنگ و ادبیات و موسیقی ملی ایران،همانگونه که ناملایمات تاریخی و حملات وحشیانه ی مغول و بعضی از اقوام دیگر را پشت سر گذاشته،در برابر این تهاجمات،مردانه ایستادگی کرده،و از این پس نیز به اتکاء فرهنگ پر بار خود راه آینده را در نوردیده و میراث های فرهنگی خویش را پشتوانه ی همت خود قرار می دهد. «»
    حبیب اله بدیعی در نواختن دستگاهها و گوشه های آواز،قدرت و توانایی قابل ملاحظه ای دارد.در آهنگسازی ونوازندگی دارای سبک خاصی است که هر یک از آثار او از شیوایی و لطافت کم نظیری برخوردار است.او همین که می بیند تکرار نغمات و گوشه ها ممکن است برای شنونده کسالت آور باشد به قطعه ای ضربی روی می آورد که موجب تنوع و قدرت نوازندگی اش می گردد به طوری که بسیاری از اهل فن معتقدند سلوی مشهور او که در دستگاه شور نواخته شده به ملامت و عظمت تمامی دریای مازندران،زادگاهش،میباشد و شنونده در الهام و رؤیاهای دور و دراز فرو می برد.حبیب اله بدیعی ابتدا در سال 1333 ارکستر کوچکی را رهبری می کرد که بعدها بنا به تجدید نظر تشکیلات ارکستر های رادیو،ارکستر شماره ی 6 نامگذاری گردید.وی در سال 1337 بنا به دعوت داود پیرنیا،سرپرست برنامه ی گلها،کار خود را در این برنامه با خوانندگانی چون:غلامحسین بنان،حسین قوامی،اکبر گلپایگانی،محمود خوانساری،محمد رضا شجریان و غیره آغاز کرد.وی در سال 1343 عضو شورای موسیقی رادیو،در سال 1345 معاون اداره ی رادیو تهران و سپس معاون اداره ی موسیقی،سال 1346 تا سال 1351 رئیس اداره ی موسیقی رادیو و از سال 1351 تا سال 1358 عضو شورای واحد موسیقی که اعضای آن متشکل از آقایان:مرتضی حنانه،علی تجویدی و حسین علی ملاح بود منتصب گردید و ضمن رهبری ارکسترهای شماره ی 2، 4 ، 6.سپس مدت 6سال رهبری ارکستر ((باربد)) را به عهده داشت.«»
    فریدون ناصری آهنگساز خوب و هنرمند در یکی از برنامه های رادیویی میگوید:((حبیب اله بدیعی،یکی از آهنگسازان و نوازندگانی است که در این رده می شناسیم.او یکی از زبردست ترین بداهه نوازان یا بداهه سرایانی است که ما طی سالهای اخیر در سرزمینمان دیده ایم.حبیب اله بدیعی نه فقط استعدادی باور نکردنی در بداهه سرایی و ردیف شناسی دارد،بلکه اگر لازم باشد بالاترین درجه ی قدرت تقلید را هم از هنرمندان گذشته دارد.او این کار را زمانی انجام می دهد که از هر جهت لزوم این عمل ثابت شده باشد کما اینکه بعد از فوت استاد بزرگ ابوالحسن خان صبا،نواری از قطعه ی معروف((زنگ شتر)) او در دست نبود ویا حداقل رادیو چنین نواری نداشت.حال اینکه لازم بود به خاطر بزرگداشت استاد از رفته این شاهکار همیشه جاودان او پخش می شد از سوی دیگر استاد فقید شاگردان زیادی داشت منجمله حبیب اله بدیعی هم شاگرد او بود.باری بنا به صلاحدید مدیر آن روز رادیو،چند نفر از شاگردان مرحوم استاد،این قطعه((زنگ شتر))را نواختند و قطعه هایی که بنا به نظر بسیاری پذیرفته شد و حتی به نام مرحوم استاد پخش شد قطعه ای بود که حبیب اله بدیعی نواخته بود.یکبار دیگر باید بگویم که در همان زمان،صریحآ،به تصدیق همگان،آنچه که حبیب اله بدیعی نواخته بود صد در صد با نحوه ی نوازندگی استاد ابوالحسن خان صبا برابری می کرد.این همه فقط بدان دلیل بود که حبیب اله بدیعی درست همان راهی را پیمود که استادش پیموده بود.یعنی او هم مثل مرحوم صبا،برای فراگرفتن فن درست آرشه کشی و شناخت ویولن نزد بهترین استادان ویولن کار کرد و نتیجه آن شد که مسئله ی آرشه ی چپ و راست حبیب اله بدیعی،درست همانی است که نزد دیگر استادان بزرگ غربی مطرح است،یعنی کمتر میتوان فهمید کدام آرشه ی او چپ است و کدام راست،و این بالاترین حد قدرت آرشه است.اما حبیب اله بدیعی،همه ی قدرت های نوازندگی و بداهه سرایی را یکجا دارد،ولی این بدان معنا نیست که احیانآ تا بوده چنین بوده چراکه در گذشته یا در روزگاری که بعضی از تکنوازان امروزی دوران نوجوانی را می گذراندند،تکنوازان دیگری بودند که برنامه هایشان زنده پخش می شد و به همین جهت مدرک زیاد و زنده ای مثل:صفحه و نوار از این هنرمندان عزیز که بعضی هاشان خوشبختانه هنوز میان ما هستند و بعضی دیگرشان متعصفانه رخت به سرای باقی کشیده اند نداریم،ولی اگر در همین مختصر مدرک باقی مانده جستجو کنیم در می یابیم که پایه و اساس بسیاری از خصوصات تکنوازی هخای امروز بخصوص ویولن،بستگی به اینها داشت،یعنی ابوالحسن خان صبا که خود صاحب شیوه و مکتبی خاص بود،شاگردانی تربیت کرد مثل:مهدی خالدی،علی تجویدیوهمایون خرم. «»
    حبیب اله بدیعی از جمله تکنوازانی است که بسیاری از خصوصیاتی را که گفتیم یکجا دارد.وی شاگرد ابوالحسن خان صبا بوده و علاوه بر این با اکثریت قریب به اتفاق تکنوازان خوبمان هم حشر و نشر مداوم داشته و دارد،به این ترتیب حبیب اله بدیعی،به یک طریق تجربی با تحول تکنیک ویولن در موسیقی ایرانی و بعد با شیوه های گوناگون نوازندگی آشنا شده گذشته از همه ی این ها:حبیب اله بدیعی مثل جمعی دیگر از تکنوازان برجسته ها در مایه ها و گوشه های گوناگون موسیقی ملی دست به یک نوع بسط و گسترش زده چراکه میدانیم ردیف های موسیقی ایرا با همه ی عظمتش و با همه ی وسعتی که دارد معذالک الگویی است برای آنهایی که واقعآ روحیه یا حس بداهه سرایی دارند.گفتیم برای آنها که دارند چه تجربه ثابت کرده بداهه سرایی کار هر کسی نیست ب این معنا که یک تکنواز بداهه سرا علاوه بر تکنیکی بزرگ،احتیاج دانشی وسیع و محفوظاتی بسیار دارد وگرنه بداهه سرایی به نوعی به تکرار مکررات می رسد که خود به خود قابل شنیدن نیست.حبیب اله بدیعی جهت شناساندن موسیقی سنتی و اصیل ایران،مسافرت های متعددی به کشورهای:افغانستان،آلمان،آم ریکا،بلژیک،انگلستان نموده که هنرمندانی نظیر:جهانگیر ملک،فرهنگ شریف،مجید نجاهی،محمودی خوانساری،جمال وفایی و کورس سرهنگ زاده با وی همکاری داشته اند.حبیب اله بدیعی،برای کمک به مؤسسات خیریه مانند بیمارستان های مسلولین،معلولینواماکن فرهنگی کنسرت های فراوانی برپا نمود.وی علاوه بر تکنوازی،آهنگهای بسیاری ساخت که اکثر آنها از آثار با ارزش موسیقی اصیل ایران می باشد و با اقبال روبرو شدند و حدود یکصد و پنجاه آهنگ ساخت که خودش میان آنها :((کعبه ی دلها))،((فریاد از این دل))،((افسانه ی عشق))،دل بی گناه))،الهی بمونی))،((افسانه ی زندگی))،((جاودانه))،((رفته بودم))،((افسانه کمتر))،((شعله ی سرکش))،((در آتشم))،((مهربان شو))،((سنگ صبور))،((زندگی من)) را بیشتر از همه می پسندد.
    بگذار شیطنت عشق چشمان تو را بر روی عریانی خویشتن بگشاید هر چند مفهوم آن جز رنج و پریشانی نباشد اما هرگز کور بودن را بخاطر آرامش تحمل مکن . . .

  7. #6
    وحید68 آواتار ها
    وحید68 آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    N73
    نوشته ها
    1,629
    تشکر
    1,788
    تشکر شده 1,315 بار در 795 ارسال

    پیش فرض

    علی تجویدی

    [IMG]file:///G:/New%20Folder/زندگی%20نامه%20هنرمندان/زندگینامه%20هنرمندان%20تجویدی_ files/2lca3xu.jpg[/IMG]

    استاد علی تجویدی به سال 1298 هجری شمسی در تهران خیابان ری متولد شد واز همان اوان کودکی زیر نظر مستقیم پدرش هادی خان تجویدی که خود هنرمندی بزرگ واز شاگردان ممتاز کمال الملک و اولین استاد مینیاتور در ایران بود قرار داشت وچون پدر علاوه بر نقاشی و مینیاتور با موسیقی هم آشنایی داشت وتار را نزد درویش فراگرفته بود و آن را شیرین می نواخت.کم کم علی را با این ساز آشنا ساخت و پس از چندی که وی به مرحله ی نوجوانی رسید و وارد پیشاهنگی شد نواختن فلوت و ((نت)) موسیقی را نزد آقای ظهیرالدینی آموخت واز شانزده سالگی ویلن را ابتدا نزد آقای سپهری آموخت و سپس مدت دو سال نزد استاد حسین یاحقی به فراگرفتن ردیف های موسیقی ایرانی مشغول گردید.علی تجویدی پس از چندی به کلاس استاد ابوالحسن خان صبا رفت و مدتهشت سال نزد ایشان به آموختن ویلن و سه تار همت گمارد و بنا به توصیه ی صبا برای تکمیل تکنیک نواختن ویلن و آشنایی با موسیقی غرب چند سالی را نزد ملیک آبراهیمیان و بابگن تامبرازیان رفت.چراکه استاد معتقد بود هنرجو یا دوستدار نوازندگی ویلن برای استحکام انگشتان و آرشه باید چند سالی نزدیک معلم اروپایی متد گام های خارجی و برخی از قطعات ساده ی موسیقی غربی را بنوازد.تجویدی پس از آن برای تکمیل هنر موسیقی چندین سال به مطالعه در زمینه ی ((هارمونی)) و ارکستراسیون نزد هوشنگ استوار پرداخت به طوری که بسیاری از آهنگهایی که قبلا" ساخته بود مانند:آزاده ام,صبر عطا کن,پشیمانم را شخصا" برای ارکستر بزرگ تنظیم و اجرا نمود.
    از آنجایی که موسیقی ایرانی با ادبیات فارسی و فلسفه و عرفان شرق بستگی کامل دارد و رشته ی تحصیلی او هم در زمینه ی ادبیات فارسی بود لذا در کنار کار موسیقی ایرانی از مطالعه ی کتب در این زمینه غفلت نورزید و ضمن آموزش در خدمت استاد ابوالحسن صبا در کنار ایشان به تعلیم شاگردان پرداخت و در کلاس آزاد موسیقی آن زمان در حقیقت سمت استاد یار را بر عهده داشت.پس از فوت آن شادروان نیز در هنرستان عالی موسیقی ملی کار تعلیم ویلن شاگردان را بر عهده داشت.علی تجویدی به حق یکی از بزرگترین آهنگسازان معاصر این سرزمین است که شاهکارهای بیشماری در پهنه ی موسیقی از خود به یادگار بر جای نهاده ترانه های پر آوازه و دلنشین او که در آرشیو برنامه های ((گلها)) ضبط و نگهداری شده یکی از میراث های گرانبهای هنر این مرز و بوم است.ترانه هایی چون ((مرا عاشقی شیدا))،((شیرین بر))،((آزاده ام))،((آتش کاروان))،((نه همزبانی))،((دیدی که رسوا شد دلم))،((صبرم عطا کن))،((پشیمانم)) وصدها ترانه ی پر آوازه وپر بار دیگر که هر یک یاد آور خاطره یی از گذشته های این استاد ارجمند است.آثاری که نمایانگر استعداد شگرف و متعالی او در هنر آهنگسازی است که یاد آن هیچگاه از خاطر هنر دوستان و شیفتگان عالم موسیقی اصیل ایرانی بیرون نخواهد شد.آهنگ جالب و جاودان وی که در مایه ی سه گاه با شعر خانم منیره طاها با صدای الهام بخش زنده یاد غلامحسین بنان در گلهای رنگارنگ شماره 190 به نام ((مرا عاشقی شیدا,فارغ از دنیا,تو کردی,تو کردی,مرا عاقبت رسوا,مست و بی پروا,تو کردی,تو کردی)).اجرا شده یکی دیگر یکی دیگر از گنجینه های موسیقی ایران است.استاد تجویدی در سوگ صبا استادش آهنگی ساخت که در گلهای رنگارنگ شماره ی 173 با صدای خانم مرضیه و شعر معینی کرمانشاهی در سه گاه ساخت و پخش شد که مضمون آن چنین است:
    چه صبایی چه صبایی صفای این گلها بودی چه صبایی چه صبایی چراغ بزم ما بودی تو که صاحب نظری ز وفا با خبری از یاران پا چرا کشیدی بازآ
    تجویدی اقدام به نوشتن یکی از دستگاههای موسیقی ایرانی بر اساس بدیهه نوازی که خود مبتکر آن بوده , کرده است که اثری بسیار نفیس و ارزشمند و خدمتی بزرگ به موسیقی ملی و اصیل ایران می باشد
    بگذار شیطنت عشق چشمان تو را بر روی عریانی خویشتن بگشاید هر چند مفهوم آن جز رنج و پریشانی نباشد اما هرگز کور بودن را بخاطر آرامش تحمل مکن . . .

  8. #7
    وحید68 آواتار ها
    وحید68 آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    N73
    نوشته ها
    1,629
    تشکر
    1,788
    تشکر شده 1,315 بار در 795 ارسال

    پیش فرض




    لیلی افشار .....

    لیلی افشار ، متولد تهران ، از ده سالگی فراگیری گیتار را آغاز کرد . وی با درجه لیسانس و فوق لیسانس موسیقی در رشته نوازندگی گیتار از "کنسرواتوآر بوستون" و
    "کنسرواتوآر موسیقی نیوانگلند" فارق التحصیل شد و نخستین زنی در جهان بوده که موفق به اخذ درجه دکترا در نوازندگی گیتار شده است
    لیلی افشار دکترای موسیقی خود را از دانشکده فلوریدا اخذ کرده است .(Florida State University)

    خانم افشار مدتی نیز در "مرکز هنرهای تجسمی بنف" و "فستیوال موسیقی اسپن" تحصیل کرده و دیپلم شایستگی "آکادمی موسیقی کیجانا درسی ینا" ایتالیا نیز به وی اعطاء شده است

    لیلی افشار یکی از دوازده نوازنده بین المللی گیتار بود که برای نواختن حضور "آندریاس سگویا" در کلاسهای پیشرفته وی ، در "دانشگاه کالیفرنیای جنوبی" انتخاب شد . آن موقع بود که
    افشار پس از این کلاس {She will be a beautiful celebrity}
    ماتسرو سگویا پیش بینی کرد :
    در مصاحبه ای در اخبار شامگاهی "ان بی سی" حضور یافت

    علاقه او به موسیقی معاصر منجر شد که از نخستین اجرا کنندگان آثار "رضا والی" ، " گری آیستر" ، "گرارد روژد" ، "لوریس چوبانیان" ، "آرن ملنس" ، "کامران اینجه" ، "باربارا کولب" ، "مرلین زیفرین" و " سالوادور بروتونس" از میان دیگران باشد

    وی کنسرتهای متعددی در کشورهای ایران ، آمریکا ، انگلستان ، ایرلند ، کانادا ، فرانسه ، دانمارک ، ایتالیا ، آفریقا ، نیوزیلند ، استرالیا و آمریکای جنوبی برگزار کرده ، همچنین در " ویگمور هال لندن" ، "مرکز هنرهای اجرایی کندی" ، "فستیوال موسیقی گرند تیتن" ، "فستیوال موسیقی اسپن" ، " مدرسه هنرهای تجسمی بنف" ، "فستیوال موسیقی منتون" و "آکادمی آمریکیایی در رم" نواخته است
    واشنگتن پست لیلی افشار را "فوق العاده معصوم" توصیف کرده است . او همچنین بعنوان بهترین گیتاریست کلاسیک زن برنده جایزه "ارویل ایچ. گیبسن" شده است

    ضبط های لیلی افشار از "24 کاپریچوی گویا" اثر "کاستل نوئوو-تدسکو" ، "ساغر (تنگی می لعل)" ، "مسخ" و آخرین آنها "گذر در نوا" که توسط نشر کارگاه موسیقی منتشر شده اند

    همچنین کتابی با عنوان "پنج آواز محلی ایرانی" منتشر و مقاله های لیلی افشار درباره کاستل نوئوو-تدسکو و فرانسثیسکو گویا به چند زبان در نشریات
    چاپ و منتشر شده اند "Gitarre & Laute" , "I1 Fronimo" , " Guitar Review"

    لیلی افشار کرسی پروفسوری خود را برای "دانشگاه ممفیس" در سال 1989 بدست آورد و هجده سال است برنامه لیسانس و فوق لیسانس و دکترای نوازندگی گیتار در دانشگاه ممفیس را اداره میکند ، که در انجا نیز جایزه استاد برجسته دانشگاه در سال 2000 به وی تعلق گرفته است . دیگر جوایز او عبارتند از:

    Tennessee Arts Commission Individual Artist Fellowship Award in Music
    The National Endowment for the Arts Recording Award
    Top Prize in the Guitar Foundation of America Competition
    Grand Prize in the Aspen Music Festival , Guitar Competition
    First Prize in the Music Teachers' National Association
    First Prize in the American String Teachers' Association, Guitar Competition

    مستر کلاسهای ایشان هر از گاهی با ورود ایشان در ایران برگزار میشود . سخنانی که لیلی افشار خطاب به هنر جویانش میگوید: " از هنر جویانم میخواهم که شعر بگویند . این سبب میشود که ذهن آنها باز شود . بی هدف نباید پای تمرین نشست و سعی نکنید قطعات را از اجرای دیگران کپی کنید بلکه آنرا با حس خود اجرا کنید" . در اینده نزدیک متدهای آموزشی تالیف ایشان به بازار خواهد آمد.
    ویرایش توسط وحید68 : November 2nd, 2008 در ساعت 12:33 PM
    بگذار شیطنت عشق چشمان تو را بر روی عریانی خویشتن بگشاید هر چند مفهوم آن جز رنج و پریشانی نباشد اما هرگز کور بودن را بخاطر آرامش تحمل مکن . . .

  9. #8
    وحید68 آواتار ها
    وحید68 آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    N73
    نوشته ها
    1,629
    تشکر
    1,788
    تشکر شده 1,315 بار در 795 ارسال

    پیش فرض

    Joe Satriani



    به اعتقاد بسیاری از منتقدان،جو ساتریانی یکی از تکنیکال ترین و مؤثرترین گیتاریست ها در عرصه موسیقی راک در دو دهه اخیر بوده است و نه تنها به عنوان یک ابر گیتاریست،بلکه به عنوان یک شخصیت فروتن و اخلاقمند در بین اهل هنر از احترام خاصی برخوردار میباشد. او با انتشار هر آلبوم جدید جوایز بیشماری را به نام خود کرده است و با تربیت شاگردانی چون
    «استیو وای»،«کرک همت»(متالیکا)،«لری لالند»(پریموس)،«جف تاسین»(تی راید)،
    «الکس اسکلنیک»(تستامنت) نام خود را به عنوان یکی از فرهیخته ترین معلمین گیتار به ثبت رسانده است.
    او در پانزدهم جولای 1956 میلادی به عنوان کوچکترین فرزند از یک خانواده پرجمعیت چشم به جهان گشود.پدر و مادرش هر دو نوازندگان قابلی بودند و گوش او با موسیقی کلاسیک،جاز،
    آر . اند . بی،راک اندرول و همچنین موسیقی اعتراض انگلیسی آشنایی کامل داشت و لحظه ای از کلکسیون نوار برادر و خواهران بزرگترش غافل می شد.
    در 9 سالگی فراگیری درامز را آغاز نمود و با نت خوانی و تمرین منظم موسیقی آشنا شد. به طور خلاصه عوامل بسیاری دست به دست هم دادند تا او به موسیقی راک علاقه مند شود ولی به گفته خودش این«جیمی هندریکس» بود که انگیزه گیتاریست شدن را در او زنده نمود.
    جو ساتریانی در سن 14 سالگی و در حین تمرین فوتبال با شنیدن خبر فوت «جیمی هندریکس» بی درنگ به سراغ مربی تیم رفت و ضمن عرض خداحافظی ابلاغ کرد که می خواهد گیتاریست شود.
    در دبیرستان تئوری موسیقی را فراگرفت و با عضویت در گروهای موسیقی دبیرستان به اجرای آثاری از «جیمی هندریکس»،«لدزپلین»،«بلک سابات»و... پرداخت . ولی به گفته خودش با یافتن کتابی از «جو پس» با موضوع آکوردهای جز،نوازندگی اش برای همیشه دگرگون گردید و متعاقب آن مدتی را به فراگیری موسیقی جز نزد معلم مشهور «لنی تریستانو»اختصاص داد.
    یک سال و نیم پس از شروع نوازندگی گیتار،تدریس گیتار را آغاز نمود. او خطاب به یک گفت و گوگر در جواب علت روی آوردن به تدریس گیتار می گوید:
    «خب،یه جورایی به خاطر نیاز مالی به تدریس گیتار روی آوردم.قبل از این به شغل هایی چون باغبانی،بنایی، حتی کار در فروشگاه لباس پرداخته بودم.ولی آرزوی به جز ورود به دنیای موسیقی نداشتم.»
    و در گفت و گویی دیگر می گوید:
    «من در دوره دبیرستان تدریس گیتار را شروع کردم خوب، مادر من معلم مدرسه بود و برای همین فکر می کردم باید کار راحتی باشه و از طرفی به خاطر نوازندگی در گروه موسیقی دبیرستان و همچنین اجراهای که در نمایشگاه پارک داشتم به شهرت نسبتا خوبی دست پیدا کرده بودم.»
    و در جایی دیگر می گوید:
    «استیو وای از اولین شاگردان من بود و یک روز وقتی خیلی کوچک بود در حالی که یک گیتار دست دوم بدون سیم در یک دستش بود و یک بسته سیم هم هم در دست دیگرش،اومد در خونمون و می خواست گیتار یاد بگیره و شکر خدا امروز با اون قد بلندش یکی از قابل ترین گیتاریست های دنیا محسوب می شه.»
    «استیو وای» نیز در تایید این خاطره می گوید:
    «اون روز حتی بلد نبودم سیم های گیتار رو بندازم و وقتی وارد اتاق جو شدم از دیدن پوستر های روی دیوار و امپ بامزه و کابل فنری گیتارش حسابی ذوق کرده بودم.»
    جو ساتریانی در سال 1967 عازم برکلی شد و در پرداخت اجاره یک آپارتمان کوچک با دو خواهر بزرگترش شریک شد و شب ها با نوازندگی در یک گروه راک به نام«اسکوئرز» و روزها با تدریس در یک فروشگاه گیتار،رفته رفته اسم و رسمی پیدا کرد و در همین فروشگاه شاگردان گمنامی چون«کرک همت» و«لری لالند»را به اوج شهرت رساند.
    «اسکوئرز» یک کاور بند بود و از خودش هیچ قطعه ای نداشت و جو دریافت که ادامه فعالیت در این گروه آینده ای به دنبال نخواهد داشت،پس به خلق آثاری برای گیتار مشغول شد. به همین منظور در تعطیلات کریسمس با یک استودیوی محلی تماس گرفت و با هزینه ای ناچیز پنج قطعه ضبط نمود.در این قطعات کلیه اصوات توسط گیتار تولید می شد . مثلا برای ارائه صدای گیتار باس سیم ششم گیتار را شل نمود و برای ارائه صدایی شبیه به درامز با اچار آلن به روی پیکاپ کوبید.
    مدتی بعد ضبط چهار قطعه دیگر را نیز در برنامه کار خود قرار داد که متاسفانه به علت عدم استطاعت مالی،پروژه متوقف گردید تا این که با افتتاح دسته چک و گرفتن یک کارت اعتباری با اعتبار پنج هزار دولار دوباره کار به جریان افتاد و این اعتبار برای اتمام اولین آلبوم وی
    «Not of this earth» کفایت نمود.
    جو ساتریانی نسخه ای از آلبومش را برای دوست قدیمی اش «استیو وای» که در آن زمان با نوازندگی در گروه«فرانک زاپا»به شهرت قابل توجهی دست یافته بود فرستاد و او نیز در تمامی مصاحبه ها از جو ساتریانی به عنوان بهترین گیتاریست دنیا یاد نمود و جنجالی مطبوعاتی به راه انداخت.
    هر چند این آلبوم مورد توجه مجلات معتبر موسیقی واقع شد و تا حدی نام او را مطرح نمود، ولی در واقع انتشار آلبوم دوم او یعنی «Surfing with the alien»در سال 1987 او را نه تنها در حیطه گیتار بلکه در دنیای موسیقی به شهرتی غیر قابل تصور رساند.او برای ظبط این آلبوم با این ایده وارد استودیو شد تا آلبومی با تمرکز کامل بر روی تکنیک های گیتار خلق نماید و شگفت آن که در واقع هر یک از آثار خلق شده در این آلبوم به تنهایی برای جاودانه شدن نام
    جو ساتریانی کافی بود.
    بعضی از شاهکارهای این آلبوم عبارتند از:
    Surfing with the alien
    Snatch boogie
    Crashing day
    Always with you always with me
    و همین آلبوم بود که نوازندگی سولو در تور جهانی«مایک جاگر»را برای او به ارمغان آورد.
    آثار منتشر شده از «جو ساتریانی» به ترتیب تا به امروز عبارتند از:
    Not of this earth (1986)
    Surfing with the alien (1987)
    Dreaming # 11 (1988)
    Flying in a blue dream (1989)
    The extremist (1992)
    The beautiful guitar (European compilation album (1993)
    Time machine (1993)
    Joe satriani (1995)
    GThree : Live in concert (1997)
    Crystal planet (1998)
    Engines of creation (2000)
    Additional creations (Bonus CD with limited “Engines of creation”) (2000)
    Live in san Francisco (previously recorded material) (2001)
    Strange beautiful music (2002)
    The electric Joe Satriani : An anthology (2003)
    GThree : Rockin’ in the free world (2004)
    Is there love in space? (2004)
    GThree : Live in tokyo (2005)
    Super colossal (2006)
    جو ساتریانی گذشته از خلق آثار شخصی از معاشرتی ترین نوازندگان گیتار نیز محسوب می گردد. از همکاری های دوستانه او می توان از همنوازی به همراه «مایک جاگر» و«آلیس کوپر» و عضویت در گروه «دیپ پارپل» در سال 1994 و اجراهای پی در پی G3 به همراه «اریک جانسون» ، «اینگوی مالم استین» ، «جان پتروچی» ، «روبرت فریپ» ، «کنی وان شفرد» ، «مایکل شینکلر» و... نام برد. که البته علاوه بر یک معاشرت دوستانه شاید بتوان از G3 به عنوان یک زورآزمایی هنری نیز نام برد که در آن
    جو ساتریانی و استیو وای یعنی شاگرد ارشد او پای ثابت می باشند.
    یک گفت و گوگر از بدترین خراب کاری سر صحنه سئوال می کند؟!
    «خدای من ، خیلی پیش آمده ولی بدترینش وقتی بود که آلیس کوپر با یک معرفی جانانه در حضور ده هزار نفر من را به صحنه دعوت کرد و من به داخل صحنه دویدم و اون قبل از اینکه وسائلم را چک کنم شروع به خواندن کرد. قطعه چند دقیقه طول کشید و البته امپ من کار
    نمی کرد و من مثل احمق ها در صحنه ایستاده بودم و حتی یک نت هم ننواختم و در انتها باید تعظیم می کردم.»
    شخصیت ظاهری ساتریانی
    جو ساتریانی بسیار افتاده و فروتن می باشد و اغلب یک تیشرت استرچ بر تن دارد و یک عینک آفتابی بر چشم می زند و سرش را از ته می تراشد . بدون گیتار و عینکش یک فرد مهربان،ظریف ، کمی رنگ پریده با لبخندی ملایم و چشمانی هوشمند می باشد.»
    نام همسر او Rubina می باشد . نام پسرش ZZ می باشد که البته برگرفته از نام پدرش یعنی Zachariah Zane می باشد.
    اتاق شخصی جو یک استودیوی کوچک با دیوارهای کوتاه و بدون پنجره در طبقه همکف می باشد . دیوارهای اتاق او پوشیده از پوسترهای قهرمانان راک همچون جیمی هندریکس و لدزپلین و همچنین جوایز طلایی مربوط به ساخته های خودش می باشد.
    یک درامز کوچک در گوشه اتاق به چشم می خورد و به عنوان یک ابر گیتاریست تعداد کمی گیتار در اتاقش وجود دارد. جو بر روی یک صندلی بدون دسته و در مقابل یک کامپیوتر با صدایی در حد یک رادیوی اتومبیل روزانه بین 8 تا 10 ساعت به نوازندگی و خلق آثارش مشغول می باشد.
    ضمنا او امسال کاندیدای گرفتن جایزه Grammy شد ، هر چند موفق به دریافت آن نگردید و داوران «مادونا» را موزیسین قابل تری دانستند!!!!
    تحت تاثیر چه گیتاریست یا گروه هایی بوده است:
    جیمی هندریکس ، جیمی پیج ، ون هلن ، آلوین لی ، جانی وینتر ، زی زی تاپ ، بیتلز،
    اریک کلاپتون ، جان مک لافلین ، سانتانا ، کوئین و...
    گیتار:
    گیتارهای Ibanez JS با سلیقه جو ساتریانی طراحی شده اند :
    JS 100 - JS 900 - JS 1000 - JS 1200 - JS 2000
    در کلیه این گیتارها به غیر از JS 100 از پیکاپ Dimarzio استفاده شده این سری از گیتار ها دو پیکاپ جلو و دو پیکاپ در عقب دارند و هیچ کدام در وسط پیکاپ ندارند هر چند قابل ذکر است که در موقع ضبط آلبوم «Surfing with the alien» اصلا مدل JS وجود نداشته و خودش هم با مدل های پائین تر Ibanez که حتی پیکاپ وسط داشته قطعه «Satch boogie» را اجرا کرده (ولی به هر حال پیکاپ وسط مزاحم مظراب نوازی است و اغلب گیتاریست های تکنیکال عطایش را به لقایش می بخشند.)
    دسته گیتار او اساسا Rosewood و 22 فرت می باشد.
    سیستم مکانیکی Tremolo bar در کلیه این گیتارها (Floyd Rose) Edge Pro Bridge
    می باشد و در سر دسته حتما Lock وجود دارد.
    جو از سیم 009 جهت سیم یک و 042 جهت سیم شش استفاده می نماید و گیتارش را استاندارد یعنی E کوک می کند.


    در خاتمه اگر قصد دارید روزی یکی از بهترین گیتاریستهای دنیا شوید، این نصیحت را از
    Joe Satriani داشته باشید:
    «خب باید قبل از هر چیز ساعت کار و تمرین گیتارت را جدا کنی چون به هر حال تو احتیاج به تمرین زیاد داری.چیزهایی مثل نت ها، گام ها و آکوردها و دیگه اینکه تلاش کنی منحصر به فرد باشی و این چیزی است که شنوندگان می خواهند.
    باید حضوری غیر منتظره داشته باشی و به هر حال تا چیزی منحصر به فرد ابداع نکردی یک حرفه ای محسوب نمی شوی»

  10. #9
    وحید68 آواتار ها
    وحید68 آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    N73
    نوشته ها
    1,629
    تشکر
    1,788
    تشکر شده 1,315 بار در 795 ارسال

    پیش فرض

    فرزاد دانشمند


    بیوگرافی و خلاصه فعالیتهای فرزاد دانشمند عضو هیات مدیره کانون نوازندگان سازهای غربی:
    فرزاد دانشمند نوازنده مطرح گیتار کلاسیک به عنوان نوازنده و موٌلف اولین کسی است که در جهت آکادمیک نمودن آموزش گیتار در ایران تلاش پیگیرانه ای را آغاز کرده است. او در سال 1341 در شهرستان رشت به دنیا آمد و از چهارده سالگی به طور جدی نوازندگی گیتار را شروع کرد وسیر نوازندگی او بسیار استثنایی است. وی به طور خودآموز نوازندگی گیتار کلاسیک را آغاز نمود و بعدها از طریق نوارهای ویدئویی و کتب آموزشی به اصلاح نوازندگی اش پرداخت. او اگر چه معتقد است دیدن و شنیدن اجراها بهترین معلم است لذا به این باور دارد که حضور معلمین مطلع و بودن کتابها و منابع مربوط از نظر تاریخی، بیوگرافی، زیبایی شناسی و ... گامی است ضروری که همیت جمعی می خواهد و این مسئولیت را بردوش خانواده نوازندگان گیتار می بیند.
    دانشمند از سال 1365 با وجود شرایط نامساعد اجتماعی فعالانه مقدمات اجرای کنسرت هایی را به شکل فردی و گروهی در شهرستانهای رشت، تهران، مشهد، اهواز و ... فراهم آورد. اولین کنسرت گیتار کلاسیک بعد از انقلاب فرهنگی در سال 1369 توسط دانشمند و گروهش در شهرستان رشت اجرا شد و درآمد حاصل از این کنسرت به زلزله زدگان شهرستان رودبار اعطاء گردید بعدها به طور منظم هر سال اجرایی در شهرستان های مختلف توسط او و گروهش روی صحنه رفت. در سال 1377 به همراه کاوه یغمایی نوارنده زبردست گیتار راک اجرایی در تالار اندیشه تهران به روی صحنه بردند و همیشه از آن اجرا و دوستی های بعد از آن با خاطره خوش یاد می کند. کنسرت سال 1378 او که توسط گروه گیتار کلاسیک تهران ( چکاد سابق ) به سرپرستی اش یه روی صحنه رفت یکی از موفق ترین اجراهایش بود. دانشمند همزمان با اجرای کنسرت هایش به فکر تدوین، ترجمه و تآٌلیف کتاب هایی در زمینه آموزش گیتار افتاد. او می گوید : « زمانی که شرع به فراگیری گیتار کردم متوجه شدم منابع آموزشی اندکی در دسترس است و بعدها در یافتم که اصولاً هیچ گونه روش منظم و آکادمیکی برای یادگیری این ساز در کشور ما وجود ندارد و این تازه اول راه نگارش بود که فکر می کنم باید همچنان ادامه داشته باشد » حاصل سالها تجربه و تدریس وی منجر به تاٌلیف، ترجمه و گردآوری کتب هارمونی گیتار، تکنیک های بنیادین گیتار کلاسیک، دید خوانی و درک موسیقائی، تئوری و آموزش تکنیک، متد آموزش گیتار کلاسیک و جزوات آموزشی تا سطح پیشرفته در 9 جلد شده است. در حال حاضر نیز کارهای جدیدی را در دست نوشتن دارد. دانشمند به دلیل علاقه اش به سینما و تاتر فعالیت هایی را در زمینه آهنگسازی فیلم و تاتر داشته است. با توجه به تجاری بودن بسیار از فیلم های وی بیشتر فعالیت خود را در زمینه آهنگسازی به فیلم های داستانی و مستند معطوف ساخت. وی با کارگردانانی نظیر فرهاد مهرانفر، مجلسی و ... فعالیت خود را در زمینه آهنگسازی فیلم آغاز کرد و سپس به تاتر روی آورد. وی می گوید : « از زیباترین دوستی هایم آشنا شدن با علی رفیعی بود که این دوستی منجر به ساخت موسیقی تاتر عروسی خون اثر لورکا شد» تاتر عروسی خون بیش از هشتاد شب بر روی صحنه بود و دانشمند و گروهش موسیقی آن را به صورت زنده هر شب اجرا کردند. این تاتر موفقیت چشمگیری را به دست آورد. پس از آن ساخت موسیقی تاتر رومئو و ژولیت اثر شکسپیر به کارگردانی علی رفیعی را به عهده گرفت.
    کار ساخت تمام شد اما به دلیل مسائل مربوطه به بودجه و دستمزد بالای نوازندگان حرفه ای موسیقی این کار اجرا نشد و کارگردان مجبور به انتخاب موسیقی گشت. خلاصه ای از کارنامه او در زمینه ساخت موسیقی فیلم و تاتر:

    در بخش آماتور:

    « قبل از شروع » اثر میگوئل اورتگاآلوارز به کارگردانی محمد راد
    « دو صراف » اثر سروانتس به کارگردانی پورسیفی
    « وقت خواب ماهی ها » به کارگردانی یاراحمدی

    در بخش حرفه ای :

    « عروسی خون » اثر لورکا به کارگردانی علی رفیعی
    « پابلو نرودا » اثر آنتونیواسکارمتا به کارگردانی کوشک جلالی
    « رومئو و ژولیت » اثر شکسپیر به کارگردانی علی رفیعی
    در بخش فیلم داستانی و مستند:
    « زیران » به کارگردانی فرهاد مهرانفر
    « بی بی تاب » ، « توکا » ، « از سرزمین سبز » و ... به کارگردانی مجلسی

    وی جوایزی را به عنوان بهترین آهنگساز در برخی فیلم ها و تاترهای ذکر شده از آن خود کرد. او همچنین تحقیقی در مورد موسیقی محلی گیلان دارد که فیلم نامه ای با عنوان « زمزمه های بی نام و نشان » بر اساس آن نوشته شد. این تحقیق نیز در جشنواره سینمایی کیش دیپلم افتخار را به دست آورد. دیگر فعالیت های او در حال حاضر شامل موارد زیر می شود:

    ـ تدریس در دانشگاه آزاد اسلامی
    ـ تدریس در دانشگاه علمی ـ کاربردی
    ـ عضو هیئت علمی انجمن موسیقی درمانی
    ـ عضو خانه موسیقی و رئیس هیئت مدیره نوازندگان کلاسیک
    ـ ممتحن نوازندگی گیتار در خانه موسیقی


    دانشجویان و هنرجویان زیادی تحت نظر او پرورش یافته اند که هم اکنون سمت های استادی را در دانشگاه و آموزشگاههای تهران و شهرستان های مختلف عهده دار هستند.
    او خود می گوید : « گیتار کلاسیک شهرهای رشت و اهواز با من شروع شد و هم اکنون تعداد بسیاری در این زمینه مشغول به فعالیت جدی اند»
    فرزاد دانشمند همچنین سرپرستی گروه های موسیقی زیر را به عهده داشته است:
    ـ تشکیل و سرپرستی گروه کلاسیک رشت در سال 1369
    ـ تشکیل و سرپرستی گروه گیتار کلاسیک اهواز در سال 1375
    ـ تشکیل و سرپرستی گروه گیتار کلاسیک تهران در سال 1378
    ـ تشکیل سرپرستی ارکستر بزرگ گیتار کلاسیک در سال1380

    ارکستر بزرگ گیتار کلاسیک به مدت یک سال و نیم روی قطعاتی که اکثراً تنظیم فرزاد دانشمند بودند تمرین کرند ولی به دلیل فراهم نشدن مکان مناسب جهت تمرین، عدم پشتیبانی مراکز دولتی و نیز نبود فرهنگ گروهی، این گروه موفق به ادامه فعالیت خود نشد.
    فرزاد دانشمند هم اکنون رئیس کانون نوازندگان سازهای کلاسیک خانه موسیقی است همچنین او در اکثر جلسات
    آزمون دفتر فعالیتهای مرکز آموزش هنری در رشته گیتار جزو اعضای ثابت هیات داوری می باشد .

  11. کاربر مقابل از وحید68 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  12. #10
    وحید68 آواتار ها
    وحید68 آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    N73
    نوشته ها
    1,629
    تشکر
    1,788
    تشکر شده 1,315 بار در 795 ارسال

    پیش فرض

    فرزاد گلپايگاني



    فرزاد گلپايگاني متولد 1358 در تهران/ايران فرزند " بهزاد گلپايگاني " (نقاش و گرافيست 1364-1317) فارغ التحصیل رشته گرافیک می باشد و در زمينه موسيقي و هنرهاي تجسمي فعاليت دارد.

    گرافيک و نقاشي را که براي او موروثي نيز هست را در دوران هنرستان به شکل جدي آغاز کرد و به تدريج به کاريکاتور و تصويرسازي نيز پرداخت. سبک طراحي نقاشي هاي او به اکسپرسيونيسم و سورئاليسم بسيار نزديک است. فرزاد تا کنون چند نمایشگاه طراحی و نقاشی برگزار کرده است.

    .................................................. ....................

    علاقه به موسيقي را مديون برادر بزرگتر خود مي باشد و موسيقي را با خريد اولين ساز خود (1373) به شکل جدي آغاز کرد. پس از چند ماهي که براي آموختن گيتار نزد استادش رفت تمريناتش را به تنهايي دنبال کرد و با کمک متدها و گوش کردن دقيق به آهنگها تجربه هاي جديد را کسب کرد و در همان ابتدا نيز علاقه زيادي به بداهه نوازي و کسب تجربه هاي شخصي داشت تا اجراي آثار نوازندگان و گروههاي ديگر.

    آثار فرزاد گلپایگانی به سبک متال تلفیقی می باشند و از خصوصیات آهنگهای او می توان به اجرای تکنیکی گیتار الکتریک (هفت سیم) ، استفاده از کوکهای شرقی برای گیتار آکوستیک ، استفاده و تلفیق موسیقی شرقی ، ایرانی و کلاسیک با متال ، تنوع فضای آهنگها در یک آلبوم و ... اشاره کرد.

    فرزاد در آلبومهایش موسيقي را نوشته و اجرا ، تنظيم ، صدابرداري ، میکس ، مستر و طراحی جلد را شخصا انجام داده است. گیتار الکتریک و آکوستیک و گیتار باس را نواخته و برای سازهای کوبه ای و کیبورد نت نوشته و بوسيله نرم افزارهاي کامپيوتري اجرا کرده است. البته نوازندگان دیگری نیز در آهنگهای او می نوازند و از سال 85 آواز را به کارهای خود اضافه کرده است.

    نام آهنگهاي فرزاد اعدادی است که در واقع ترتیب آهنگهای ساخته شده در ليست او می باشند. دليل اين کار اهميت برداشت موسيقايي از آنها است تا برداشتي تحت تاثير نامشان.

    .................................................. ....................

    - اولین آلبوم فرزاد " يک " (1381) شامل 10 آهنگ سال 1383 توسط "نوای همایون (شهرام)" منتشر گردید. آهنگهای این آلبوم : 33 ، 34 ، 24 ، 22 ، 7 ، 8 ، 13 ، 2 ، 28 و 12

    - دومین آلبوم او " دو " (1382-1383) شامل 11 آهنگ است و به شکل شخصی در سال 84 منتشر شد. آهنگهای این آلبوم : 9 ، 30 ، 21 ، 32 ، 20 ، 19 ، 31 ، 18 ، 10 ، 38 و 43

    - فرزاد به تهیه آلبوم سوم خود (سه) مشغول است ، در این آلبوم تنها 3 آهنگ وجود دارد که زمان هر کدام 15 تا 18 دقیقه می باشد. آهنگهای آین آلبوم 14 ، 39 و 47 هستند. از تفاوتهای این آلبوم با آلبوهای قبل وجود یک آهنگ به همراه آواز و همچنین قطعات بازنوازی از آثار راک و متال می باشد.

    .................................................. ....................

    اعضای گروه فرزاد گلپایگانی تاکنون :

    - فرزاد گلپايگاني : گيتار الکتريک هفت سيم ، گيتار آکوستيک
    - بهرنگ بشاش : گيتار باس
    - مهيار وثوقي : گيتار الکتريک ، کیبورد
    - مهيار پورحسابي : درامز
    - رضا شفقتي : سه تار
    - امير جديد الاسلام : تمبک ، دف
    - نعیم مسچیان : گیتار باس
    - آرش جعفری : کوزه ، داربوکا و دف
    - وحید ثابت قدم : دف ، تبلا
    - سهیل دانش اشراقی : گیتار آکوستیک ، آوا
    - ادوارد واسنیج : درامز ، داربوکا

    .................................................. ....................

    کنسرتهای گروه فرزاد گلپایگانی :

    - 4 ، 5 و 6 تیر 1382 (تالار فارابی دانشگاه هنر تهران)
    - 18 و 19 دی 1382 (تالار فارابی دانشگاه هنر تهران)
    - 20 و 21 دی 1382 کنسرت خیریه بم (تالار فارابی دانشگاه هنر تهران)
    - 1 ، 2 و 3 مهر 1383 (تالار فارابی دانشگاه هنر تهران)
    - 30 مهر 1385 (Dekade زندام/هلند)
    - 18 دی 1385 (تالار آوینی دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران)

    .................................................. ....................

    همچنین فرزاد به مدت 2 سال عضو گروه " امرتاد " بوده است.
    سایت رسمی گروه امرتاد :
    www.amertad.com

  13. کاربر مقابل از وحید68 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  14. #11
    وحید68 آواتار ها
    وحید68 آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    N73
    نوشته ها
    1,629
    تشکر
    1,788
    تشکر شده 1,315 بار در 795 ارسال

    پیش فرض

    اینگوی مالمستین

    اینگوی جوان مالمستین (نام اصلی لارس جوان ینگو لانرباخ) سومین گیتاریست سریع جهان و خالق سبک نئوکلاسیک راک است.

    زندگی

    در ۳۰ ژوئن ۱۹۶۳ در حومهٔ شهر استکهلم سوئد به دنیا آمد. او کوچکترین فرزند خانواده (شامل مادرش ریگمور، خواهرش آن لوئیز و برادرش بژورن) بود. او در ابتدا علاقه‌ای به گیتار نداشت ولی پس از دیدن اجرای جیمی هندریکس در ۱۸ سپتامبر ۱۹۷۰، به گیتار علاقه‌مند شد و روز مرگ جیمی هندریکس، همانطور که خودش گفته‌است: «اینگوی گیتاریست به دنیا آمد».

    او نوازندگی را با کار روی قطعات موسیقی گروه‌هایی مانند دیپ پرپل شروع کرد. علاقهٔ او به تاثیر موسیقی کلاسیک بر کارهای ریچی بلک‌مور، او را به کارهای کلاسیک باخ، ویوالدی، بتهون و موتزارت راهنمایی کرد. با شروع از ۱۰ سالگی او تمام انرژی خودش را صرف موسیقی کرد. در ۱۵ سالگی او نوازندگی در چند گروه موسیقی را شروع کرد. این گروه‌ها اکثرا به قدرت نوازندگی او متکی بودند. در ۱۸ سالگی او و چند تن از دوستانش یک نمونه مجموعه آهنگ نمایشی برای کمپانی CBS سوئد ضبط کردند که این قطعات هرگز پخش نشدند.

    در سال ۱۹۸۲ مایک وارنی در کمپانی شارپنل رکوردز که این کاست را شنیده بود، اینگوی را دعوت کرد تا با گروه موسیقی استیلر بر روی آلبومی به همین نام همکاری کند. مالمستین پس از این کار به گروه آلکاتراز پیوست و در سال ۱۹۸۳ آلبوم No Parole From Rock N' Roll را با این گروه ضبط کرد. پس از آن اینگوی اولین آلبوم سولوی خودش را منتشر کرد که اکنون انجیل نئو کلاسیک راک نامیده می‌شود. این آلبوم همچنین نامزد جایزهٔ گرمی برای بهترین اجرای اینسترومنتال راک شد. این آلبوم توجه منتقدان و مخاطبان زیادی را به خود جلب کرد و پایه‌گذار سبک جدیدی به نام نئوکلاسیک راک بود.

    در سال ۱۹۹۷ مالمستین ثابت کرد که فراتر از یک پدیده در موسیقی راک است. مالمستین پس از ماه‌ها تمرین، اولین اثر کاملا کلاسیک خودش را با نام Concerto Suite for Electric Guitar and Orchestra in Eb minor, Op. ۱ منتشر کرد. این آلبوم در پراگ به همراه ارکستر فلارمونیک چک و با رهبری Yoel Levi ضبط شد.

    در سال ۲۰۰۱ مالمستین توانست مجموعه قطعات خودش را با ارکستر فلارمونیک جدید ژاپن در توکیو اجرا کند. که دی‌وی‌دی این اجرا نیز در سال ۲۰۰۲ منتشر شد.

    در سال ۲۰۰۳ مالمستین به همراه استیو وی و جو ساتریانی در تور مشهور «جی۳» شرکت کرد.

    اعضای فعلی

    * Yngwie J. Malmsteen - گیتار
    * Doogie White - وکال
    * Derek Sherinian - کیبورد
    * Mick Cervino - بیس
    * Patrik Johansson - درام



    اعضای قبلی


    وکال

    * Jeff Scott Soto
    * Mark Boals
    * Joe Lynn Turner
    * Goran Edman
    * Mike Vescera
    * Mats Leven
    * Jørn Lande


    کیبورد
    *
    Jens Johansson
    * Mats Olausson
    * David Rosenthal
    * Joakim Svalberg


    بیس
    *
    Marcel Jacob
    * Bob Daisley
    * Barry Dunaway
    * Svante Henrysson
    * Barry Sparks


    درام
    * Barriemore Barlow
    * Anders Johansson
    * Michael Von Knorring
    * Bo Werner
    * Mike Terrana
    * Shane Gaalaas
    * Tommy Aldridge (touring)
    * Cozy Powell
    * Jonas Ostman
    * John Macaluso

  15. کاربر مقابل از وحید68 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  16. #12
    وحید68 آواتار ها
    وحید68 آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    N73
    نوشته ها
    1,629
    تشکر
    1,788
    تشکر شده 1,315 بار در 795 ارسال

    پیش فرض

    جیمی هندریکس



    جیمز مارشال هندریکس در ۲۷ ام نوامبر سال ۱۹۴۲ در ايالت سياتل امريكا متولد شد.

    ابتدا مادرش او را Jonny Allen نام گذاری نمود ولی پدرش که در بدو تولد JIMI در ارتش مشغول خدمت بود بعد از چهار سال نام اورا تغییر داد .

    جیمی اولین گیتار خود را به قیمت پنج 5 دلار که یک گیتار دست دوم بود در سن شانزده 16 سالگی خریداری کرد .

    آغاز تحولات اساسی در زندگی او و گیتار بهترین بهانه برای راحت تر اذیت کردنش توسط پدر و مادرش , با سختی ازدواج نمود و سپس جدا شد .

    بعد از آن نوبت به مرگ مادرش در سال 1958 میلادی رسید .

    یک سال پس از مرگ مادرش در سال 1959 اولین گروه موسیقی خود را با نام ROCKING KINGS تشکیل داد .

    هندریکس به سربازی رفت و تنها یک سال بیشتر خدمت نکرده بود که در حین آموزش دوره آموزشی چتر باز جنگی به خاطر یک فرود ناموفق پایش شکست و از خدمت معاف شد .

    جیمی سال های پیش روی زندگیش را در کلوپ های سپری می نمود .

    در سال 1964 به همراهی ISLEY BROTHERS اولین کار استودیویی خود را ضبط کرد که حاصل آن« آهنگ مشهور TESTIFY بود .

    جیمی هندریکس دورانی را با ERNIE ISLEY گیتاریستی از خود او جوانتر گذراند و ERNIE برای هندریکس یک گیتار FENDER خریداری نمود .

    ISLEY به یاد دارد که جیمی به طور مداوم در منزل مشغول تمرین و حتی بدون آمپلی فایر به زیبایی و عالی گیتار می نواخت چنانچه ISLEY می گوید :

    ((او توی هال خانه در حالی که ما سر شام بودیم و پشتش به ما بود گیتار می زد بدون آن که از آمپلی فایر استفاده کند .

    احساسی که او به ما منتقل می کرد یک احساس خاص بود وقتی او را نگاه می کردیم مثل این که داری تو چشم یک بچه نگاه می کنی )) .

    وی در میان سفید پوستان به عنوان یک سیاه وحشی طرفدارانی را به خود جذب کرد . سیاهان در اول راه او را یاغی و کسی که به موسیقی گذشتگان آنان بی احترامی کرده می شناختند .

    جیمی هندریکس با این اوضاع باز هم بر موزیسین های دوران بعد از خود تاثیر گذاشت .

    وی به عنوان یک موزیسین و نوازنده گیتار و همچنین ایفا کننده در تالار افتخارات ROCK AND ROLL ثبت شده است .

    هندریکس خجالتی و گوشه گیر بود . ترکیب گیج کننده تکنیک های استفاده شده در آهنگسازی قدرت تصور فضا های صوتی , ابتکار و خلاقیت را پایه موسیقی مبتنی بر احساساتش قرار داد .

    هندریکس در پایان سال 1968 در MONTEREY POP FESTIVAL گیتارش را سوزاند و یکی از تاریخی ترین کنسرت های راک را به وجود آورد .

    هندریکس پیش از این کار علتش را چنین توصیف کرد : (( من میتوانم تمام شب را اینجا بشینم و هی بگم متشکرم , متشکرم , متشکرم ... من میخوام بدزدمتون اما نمیتونم , پس چیزی را که بیش از هر چیز دوسش دارم اینجا قربونی می کنم ... این تنها کاریست که می توانم انجام دهم . )) سپس فریادی کشید و گیتارش را آتش زد .

    بالاخره هندریکس در سال 1970 در سن 28 سالگی از این دنیایی که خسته شده بود برای هیشه کوله بار سفر بست و رفت .

    جالب اینکه بعد از مرگ او تنها 3 آلبوم استودیویی به یادگار مانده است و هر سه آن ها در طول یک و نیم سال تولید شده که این نتیجه عمر کوتاهش بود . آلبوم اول ARE YOU EXPERIENCED آلبوم شاعرانه و دوم از او BOLD AS LOVE و سومین و آخرین آلبوم که آلبومی حماسی بود LADYLEND ELECTRIC نام داشتند .

    منبع:موسیقی و نامداران

  17. کاربر مقابل از وحید68 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  18. #13
    وحید68 آواتار ها
    وحید68 آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    N73
    نوشته ها
    1,629
    تشکر
    1,788
    تشکر شده 1,315 بار در 795 ارسال

    پیش فرض


    Carlos Santana




    کارلوس سانتانا در «آتلان دو ناوارو»*[1] در «جالیسکو»ی*[2] مکزیک به دنیا آمد. که اکنون یک خیابان و یک میدان در این شهر به نام سانتانا است. کارلوس صاحب دو برادر به نامهای آنتونیو و خورخه و نیز چهار خواهر به نام‌های لورا، ایرما، لتیسیا و ماریا است.
    پدر کارلوس، ژوژه سانتانا، نوازندهٔ ویولن بود. کارلوس نیز نوازندگی ویولن را از پدر آموخت. کارلوس در ۸ سالگی تحت تاثیر تران هنرمندان بلو از قبیل بی. بی. کینگ، جان لی هوکر و تی-بون واکر که از رادیو امریکا پخش می‌شد، به گیتار
    روی آورد.
    پس از آن هنگامی که سانتانا فقط ۱۱ سال داشت، در کلوپ‌های شبانه شروع به نوازندگی گیتار کرد.
    در سال ۱۹۶۰ خانوادهٔ سانتانا به سان‌فرانسیسکو نقل مکان کردند. یک سال بعد کارلوس نیز به آنها پیوست. در آنجا او به دبیرستان میشن رفت و زبان انگلیسی را آموخت و در سال ۱۹۶۵ نیز از دبیرستان فارغ‌التحصیل شد.
    در اواخر سال ۱۹۶۶، تام فرازیر تصمیم گرفت که گروه موسیقی راک جدیدی تشکیل دهد. فرازیر (گیتار) به کارلوس سانتانا (گیتار ، آواز)، مایک کارابلو (پرکاشن)، راد هارپ (درام)، گاس رودریگز(گیتار باس)و جرج رولی (آواز) پیوست و گروه Santana Blues Band را به وجود آوردند.
    پس از مدتی نام گروه به سانتانا تغییر یافت. در اواخر دههٔ ۶۰ گرچه گروه با چندین کمپانی موسیقی به توافق رسیده بود، اما گروه قرارداد را رد کرد. بنابراین هنگام اجرای گروه در فستیوال (Woodstock (۱۹۶۹ برای حدود نیم میلیون نفر، هنوز هیچ آلبومی از آنها منتشر نشده بود. در پایان همان سال سانتانا با کمپانی «کلمبیا رکوردز» قراردادی امضا کرد و گروه اولین آلبوم خودش را با نام سانتانا منتشر کرد. بعد از آن سانتانا آلبوم‌های (Abraxas (۱۹۷۰ و (Santana III (۱۹۷۱ را منتشر کرد.
    در آوریل سال ۱۹۷۳ سانتانا با دبورا سارا کینگ ازدواج کرد. آنها اکنون صاحب سه فرزند به نام‌های سالوادور، استلا و آنجلیکا هستند.
    به عنوان عضوی از تالار مشاهیر راک اند رول،آهنگ‌های سانتانا تابحال بیش از ۹۰ میلیون نسخه در سرتاسر جهان فروش داشته‌است و بیش از ۱۰۰ میلیون نفر در کنسرت‌های او شرکت کرده‌اند. او همچنین برندهٔ ۱۰ جایزهٔ گرمیشده‌است

    فعالیت‌های فرهنگی


    سانتانا به همراه همسرش در سال ۱۹۹۸ بنیاد میلاگرو را پایه‌گذاری کرد و تابحال بیش از ۱٫۸ میلیون دلار به آن کمک کرده‌است. این بنیاد در زمینهٔ بهداشت، تحصیلات و هنر به کودکان محروم کمک می‌کند.
    اخیراً سانتانا با مشارکت در ANSA (هنرمندان برای آفریقای جنوبی جدید) به جنگ علیه ایدز پیوسته‌است. او در سال ۲۰۰۳ تمام سود حاصل از تور امریکای خودش را به این امر اختصاص داد.

    آلبوم‌های گردآوری شده

    * Santana's Greatest Hits (۱۹۷۴)
    * Viva Santana! — The Very Best of Santana (۱۹۸۸)
    * The Very Best of Santana vols 1 & 2 (۱۹۸۸)
    * Samba Pa Ti (۱۹۸۸)
    * Persuasion (۱۹۸۹)
    * Latin Tropical (۱۹۹۰)
    * The Big Jams (۱۹۹۱)
    * Nineteen Eight-Six (۱۹۹۳)
    * Soul Sacrifice (۱۹۹۴)
    * As Years Go By (۱۹۹۴)
    * Santana Jam (۱۹۹۴)
    * Every Day I Have the Blues (۱۹۹۴)
    * With a Little help from My Friends (۱۹۹۴)
    * Dance of the Rainbow Serpent (۱۹۹۵)
    * Jin-Go-La-Ba (۱۹۹۵)
    * Evil Ways (۱۹۹۷)
    * Jingo (۱۹۹۷)
    * Between Good and Evil (۱۹۹۸)
    * Awakening (۱۹۹۸)
    * Jingo Maniac (۲۰۰۰; C.S.)
    * Mother Earth ۲۰۰۰ (۲۰۰۱)
    * Nuclei/2 (۲۰۰۱)
    * Ceremony: Remixes & Rarities (۲۰۰۳)
    * Tropical Spirits parts 1 and 2 (۲۰۰۳)
    * Jammin' Home (۲۰۰۴)
    * 1 more for you: Smooth (۱۳۷۱۸۲)


    ترانه‌های تکی


    * ۱۹۶۹: "Jingo" #۵۶ US
    * ۱۹۷۰: «Evil Ways» #۹ US
    * ۱۹۷۱: «Black Magic Woman» #۴ US
    * ۱۹۷۱: «Everybody's Everything» #۱۲ US
    * ۱۹۷۱: «Oye Como Va» #۱۳ US
    * ۱۹۷۲: «No One to Depend On» #۳۶ US
    * ۱۹۷۴: «Samba Pa Ti» #۲۷ UK
    * ۱۹۷۶: «Let It Shine» #۷۷ US
    * ۱۹۷۷: «She's Not There» #۲۷ US, #۱۱ UK
    * ۱۹۷۸: «Well All Right» #۶۹ US
    * ۱۹۷۹: «One Chain (Don't Make No Prison)» #۵۹ US
    * ۱۹۷۹: "Stormy" #۳۲ US
    * ۱۹۸۰: «You Know That I Love You» #۳۵ US
    * ۱۹۸۱: "Winning" #۱۷ US
    * ۱۹۸۱: «The Sensitive Kind» #۵۶ US
    * ۱۹۸۲: «Hold On» #۱۵ US
    * ۱۹۸۲: «Nowhere to Run» #۶۶ US
    * ۱۹۸۵: «Say It Again» #۴۶ US
    * ۱۹۹۹: "Smooth" (feat. Rob Thomas) #۱ US, #۳ UK (charted in ۲۰۰۰)
    * ۲۰۰۰: «Maria Maria» (feat. The Product G&B) #۱ US, #۶ UK
    * ۲۰۰۲: «The Game of Love» (feat. Michelle Branch) #۵ US, #۱۶ UK
    * ۲۰۰۴: «Why Don't You and I» (feat. Alex Band) #۸ US
    * ۲۰۰۵: «I'm Feeling You» (feat. The Wreckers are Michelle Branch & Jessica Harp) #۵۵ US
    * ۲۰۰۵: «Just Feel Better» (feat. Steven Tyler)
    * ۲۰۰۶: «Cry Baby Cry» (feat. Sean Paul & Joss Stone) #۷۱ UK
    جوایز
    * R.I.A.A. Double Platinum Album for SANTANA, - ۱۹۶۹ * R.I.A.A. ۵X Platinum Album for ABRAXAS, - ۱۹۶۹
    * R.I.A.A. Double Platinum Album for SANTANA III, - ۱۹۷۱* R.I.A.A. Platinum Award for CARAVANSERAI, - ۱۹۷۲* R.I.A.A. Platinum Award for CARLOS SANTANA & BUDDY MILES LIVE, - ۱۹۷۲ * R.I.A.A. Gold Album for LOVE, DEVOTION and SURRENDER with John McLaughlin, - ۱۹۷۳ * R.I.A.A. Gold Album for WELCOME, - ۱۹۷۳* R.I.A.A. ۷X Platinum Award for SANTANA'S GREATEST HITS, - ۱۹۷۴* R.I.A.A. Gold Album for BORBOLETTA, - ۱۹۷۴* R.I.A.A. Gold Album for AMIGOS, - ۱۹۷۶ * R.I.A.A. Gold Album for FESTIVAL, - ۱۹۷۶* R.I.A.A. Double Platinum Award for MOONFLOWER, - ۱۹۷۷* R.I.A.A. Gold Album for INNER SECRETS, - ۱۹۷۸* R.I.A.A. Gold Album for MARATHON, - ۱۹۷۹* R.I.A.A. Platinum Award for ZEBOP!, - ۱۹۸۱ * R.I.A.A. Gold Award for SHANGO, - ۱۹۸۲* R.I.A.A. Gold Certificate for VIVA SANTANA Video, - ۱۹۸۸* R.I.A.A. Gold Certificate for Sacred Fire Video, - ۱۹۹۳* R.I.A.A. Gold Award for SACRED FIRE LIVE, - ۱۹۹۷* R.I.A.A. Gold Album for VIVA SANTANA, - ۱۹۹۷* R.I.A.A. Double Platinum Album for MOONFLOWER, - ۱۹۹۷* R.I.A.A. Platinum Award for THE BEST OF SANTANA, - ۱۹۹۸* R.I.A.A. Platinum Award for Maria Maria, - ۱۹۹۹* R.I.A.A. ۱۵X Platinum Award for SUPERNATURAL, - ۱۹۹۹ * R.I.A.A. Platinum Award for SMOOTH , - ۱۹۹۹ * Premio Los Nuestra a la Musica Latina (Our Awards in Latin Music) for Album of the year; SUPERNATURAL,, - ۲۰۰۰* ۴۲nd Annual Grammy Awards, Carlos wins 8 Grammys (Supernatural winning a total of 9 awards) February 23, - ۲۰۰۰ * R.I.A.A. ۳X Platinum Award for SUPERNATURAL EVENING WITH SANTANA Video/DVD , - ۲۰۰۰* Latin Grammy Award for Record of The Year - Corazon Espinado, - ۲۰۰۰*

    R.I.A.A. Double Platinum Award for SHAMAN, - ۲۰۰۲



    جوایز مربوط به موسیقی


    *
    Latin Rock Band of the Year by the Latin New York Music Awards, - ۱۹۷۵
    * Bammy Award for Best Guitarist, - ۱۹۷۶
    * Bammy Award for Best Guitarist, - ۱۹۷۷
    * Bammy Award for Best Album, MOONFLOWER, - ۱۹۷۷
    * Chrystal Globe Award issued by CBS for International sales of over ۵٬۰۰۰٬۰۰۰, - ۱۹۷۷
    * Bammy Award for Musician of the Year, - ۱۹۷۸
    * Bammy Award for Best Guitarist, - ۱۹۸۰
    * Bammy Award for Best Guitarist, - ۱۹۸۱
    * Number ۱ Pop/Rock Guitarist by Playboy's Reader Music Poll, - ۱۹۸۳
    * Number ۱ Pop/Rock Guitarist by Playboy's Reader Music Poll , - ۱۹۸۴
    * Grammy Award for Best Rock Instrumental Performance, BLUES FOR SALVADOR, - ۱۹۸۸
    * Bammy Award for Musician of the Year, - ۱۹۸۸
    * San Francisco chapter of NARAS awards Carlos the MVP award, - ۱۹۹۱
    * Bammy Award for Musician of the Year, - ۱۹۹۳
    * Bammy Award for Best Guitarist, - ۱۹۹۴
    * Bammy Award for Best Guitarist, - ۱۹۹۵
    * Number ۱ Pop/Rock Guitarist by Playboy's Reader Music Poll , - ۱۹۹۵
    * Rock Walk Induction, Guitar Center, Hollywood, CA, - ۱۹۹۶
    * Billboard Century Award, - ۱۹۹۶
    * Arthur M. Sohcot Award for Public Service and Excellence in Performance, - ۱۹۹۷
    * Bay Area Music Awards Walk of Fame Inductee, - ۱۹۹۷
    * Nosotros' Golden Eagle Legend in Music Award, - ۱۹۹۷
    * Chicano Lifetime Achievment Award, - ۱۹۹۷
    * Rock and Roll Hall of Fame Induction, - ۱۹۹۸
    * Special Achievement ALMA Award, - ۱۹۹۹
    * Grammy Hall of Fame Award for Abraxas, - ۱۹۹۹
    * American Music Award for Favorite Pop/Rock Album; SUPERNATURAL, - ۲۰۰۰
    * Federazione Industria Musicale Italiana - Italian Music Awards - Best Male Artist ۲۰۰۰; Carlos Santana, - ۲۰۰۰
    * M۶ Award (France) International Male Artist of The Year, - ۲۰۰۰
    * Amigo Award (Spain) Best International Album - Supernatural, - ۲۰۰۰
    * Downbeat ۶۵th Annual Readers Poll for Beyond Group of The Year, - ۲۰۰۰
    * Touch Tunes Award for Most Performed Song - Smooth, - ۲۰۰۰
    * Latin Grammy Award for Best Pop Instrumental Performance - El Farol, - ۲۰۰۰
    * Comet Award (Germany) 'Best International Artist', - ۲۰۰۰
    * California Music Award for Outstanding Single - Smooth, - ۲۰۰۰
    * Grammy Award for Record of the Year - Smooth, - ۲۰۰۰
    * Grammy Award for Song Of The Year - Smooth (Written by Rob Thomas & Ital Shur), - ۲۰۰۰
    * Grammy Award for Best Pop Instrumental - El Farol, - ۲۰۰۰
    * Grammy Award for Best Rock Instrumenatl - The Calling (With Eric Clapton), - ۲۰۰۰
    * Grammy Award for Best Rock Performance by a Duo or Group With Vocals - Maria Maria (with The Product G & B), - ۲۰۰۰
    * Drummie Award - Best Percussion Recording; Supernatural, - ۲۰۰۰
    * VH-۱ Award 'Your Song Kicked Ass But Was Played Too Damn Much' - Smooth, - ۲۰۰۰
    * Amigo Award (Spain) Best International Band - Santana, - ۲۰۰۰
    * Downbeat ۶۵th Annual Readers Poll for Beyond Artist of The Year, - ۲۰۰۰
    * GQ Man of The Year Award - Music, - ۲۰۰۰
    * Latin Grammy Award for Best Rock Performance by Duo or Group With Vocal - Corazon Espinado, - ۲۰۰۰
    * Blockbuster Entertainment Award for Favorite Rock Artist or Group - Supernatural, - ۲۰۰۰
    * California Music Award for Outstanding Album - Supernatural, - ۲۰۰۰
    * Grammy Award for Album of the Year - Supernatural, - ۲۰۰۰
    * Grammy Award for Best Pop Collaboration With Vocals - Smooth (With Rob Thomas), - ۲۰۰۰
    * Grammy Award fpr Best Rock Performance by a Duo or Group - Put Your Lights On (With Everlast), - ۲۰۰۰
    * Grammy Award for Best Rock Album - Supernatural, - ۲۰۰۰
    * The DVD Awards – ۲۰۰۱ – Best DVD-Video Music Program for ‘A Supernatural Evening with Santana” presented by Video Store Magazine, - ۲۰۰۱
    * BMI Urban Awards - ۲۰۰۱ – Song of the Year for Maria Maria, - ۲۰۰۱
    * NARM Chairman's Award for Sustained Creative Achievement, - ۲۰۰۲
    * Grammy Award for Best Pop Collaboration w/ Vocals - The Game of Love (w/ Michelle Branch), - ۲۰۰۲
    * Radio Music Award for Song of the Year/Adult Alternative Radio - The Game of Love featuring Michelle Branch, - ۲۰۰۳
    * Latin Recording Academy Person of the Year, - ۲۰۰۴
    * The World Music Awards, Legend Award-August ۳۱, - ۲۰۰۵
    * BMI Icon Award, - ۲۰۰۵


    جوایز عمومی

    * Outstanding Leadership Award by National Hispanic Heritage Week, - ۱۹۸۶* Commendation for Achievement & Support in California from Governor George Deukmejian, - ۱۹۸۶* San Francisco declares June ۶, ۱۹۸۷ SANTANA DAY in recognition of SANTANA'S worthy public services., - ۱۹۸۷* Consulate General of Mexico in San Francisco awards a plaque for SANTANA'S contribution of ۲۰ years of music and fusion of Hispanic roots, - ۱۹۸۷* Certificate of Honor from the Board of Supervisors of the City and County of San Francisco for appreciative public recognition of distinction and merit , - ۱۹۸۷* Comite Mexicano Civico Patriotico of San Francisco Commendation for spreading the culture and tradition of Mexico to all continents , - ۱۹۸۷* California State Latino Legislative Caucus Resolution recognizing Carlos's outstanding contribution to the arts and his true commitment to the Latino community, - ۱۹۹۱* Outstanding Philanthropist Award presented by the Golden Gate Chapter of the National Society of Fund Raising Executives, - ۱۹۹۴* Hollywood Walk of Fame Star recipient, - ۱۹۹۸* Medallion of Excellence Award for community service presented by the Hispanic Congressional Caucus, - ۱۹۹۹* The Life Achievement Award by Hispanic Magazine , - ۲۰۰۰* VH-۱ Man Of The Year, - ۲۰۰۰* César E. Chávez Spirit Award presented by UCLA, - ۲۰۰۱* ICAP Humanity in the Arts Peace Award, - ۲۰۰۲* San Francisco Foundation Community Leadership Award, - ۲۰۰۲* Latino Spirit Award, California Latino Legislative Caucus, - ۲۰۰۳* Outstanding Artistic Achievement Award, Mission Cultural Center For Latino Arts, - ۲۰۰۳ * City of Los Angeles Proclamation, Carlos Santana
    Day, - ۲۰۰۴* American Spirit Award, Pepperdine University Hispanic Council, - ۲۰۰۴

    منابع

    * وبگاه رسمی سانتانا

  19. کاربر مقابل از وحید68 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  20. #14
    وحید68 آواتار ها
    وحید68 آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    N73
    نوشته ها
    1,629
    تشکر
    1,788
    تشکر شده 1,315 بار در 795 ارسال

    پیش فرض

    زنگ تفریح

    ((ردبندی 100 گیتاریست برتر جهان))



    ليستي شامل 100 گيتاريست برتر تاريخ هوي متال و هارد راک (که توسط کارمندان و کارکنان اين مجله معروف و مشهور انتخاب شده بودند) را منتشر کرد. اين ليست بر اساس اينکه چه کسي تندتر گيتار مي زند، تکنيکش بيشتر است و يا احساسي تر مي زند تهيه نشده است! (گرچه همه آنها داراي اين تونايي هستند) بلکه فقط براساس انتخاب کارکنان مجله بوده است. البته همه ي کارکنان در زمينه موسيقي (مخصوصا متال) بسيار باسواد و با اطلاعات هستند. ليست زير که در صدر آن Tony Iommi گيتاريست پايدار و جدانشدني گروه بزرگ BLACK SABBATH است گوياي همه چيز ميباشد:

    . Nick Bowcott (GRIM REAPER
    01. Tony Iommi (BLACK SABBATH)
    02. kerry king & jeff hanneman (slayer)
    03.***k hammett &james hetfield(metallica)
    . 04. Randy Rhoads (OZZY OSBOURNE)
    05. Eddie Van Halen (VAN HALEN)
    06. Jimmy Page (LED ZEPPELIN)
    07. Dimebag Darrell (PANTERA, DAMAGEPLAN)
    08. Zakk Wylde (OZZY OSBOURNE, BLACK LABEL SOCIETY)
    09. Adam Jones (TOOL)
    10. Kerry King & Jeff Hanneman (SLAYER)
    11. Dave Murray & Adrian Smith (IRON MAIDEN)
    12. Jimi Hendrix
    13. Glen Tipton & K.K. Downing (JUDAS PRIEST)
    14. Ace Frehley & Paul Stanley (KISS)
    15. Slash (GUNS N' ROSES)
    16. Ritchie Blackmore (DEEP PURPLE, RAINBOW)
    17. Yngwie Malmsteen
    18. Joe Perry & Brad Whitford (AEROSMITH)
    19. Dave Mustaine & Marty Friedman (MEGADETH)
    20. Chuck Schuldiner (DEATH)
    21. Brian May (QUEEN)
    22. Michael Schenker (MSG, UFO)
    23. Nigel Tufnel (SPINAL TAP)
    24. Jeff Beck
    25. Tom Morello (RAGE AGAINST THE MACHINE)
    26. Head & Munky (KORN)
    27. John Petrucci (DREAM THEATER)
    28. Kim Thayil (SOUNDGARDEN)
    29. Vivian Campbell (DEF LEPPARD)
    30. Daron Malakian (SYSTEM OF A DOWN)
    31. Scott Ian (ANTHRAX)
    32. Tom G. Warrior (CELTIC FROST)
    33. Chris Degarmo & Michael Wilton (QUEENSRYCHE)
    34. C.C. Deville
    35. Marten Hagstrom & Fredrik Thorndendal (MESHUGGAH)
    36. Alex Lifeson (RUSH)
    37. Paul Gilbert (MR. BIG, RACER X)
    38. Jerry Cantrell (ALICE IN CHAINS)
    39. Mantas (VENOM)
    40. Jason Becker (DAVE LEE ROTH)
    41. Phil Collen & Steve Clarke (DEF LEPPARD)
    42. Mikael Akerfeldt & Peter Lindgren (OPETH)
    43. Fast Eddie Clarke (MOTORHEAD)
    44. Nuno Bettencourt (EXTREME)
    45. Warren DeMartini (RATT)
    46. Mick Mars (MOTLEY CRUE)
    47. George Lynch (DOKKEN)
    48. Ted Nugent
    49. Jake E. Lee (OZZY OSBOURNE, BADLANDS)
    50. Rudolf Schenker & Uli John Roth (SCORPIONS)
    51. Oystein "Euronymous" Aarseth (MAYHEM)
    52. Scott Gorham & Brian Robertson (THIN LIZZY)
    53. Steve Vai (DAVE LEE ROTH)
    54. Reb Beach (WINGER, DOKKEN)
    55. Trey Azagthoth (MORBID ANGEL)
    56. John Sykes (THIN LIZZY, BLUE MURDER)
    57. Hank Shermann & Michael Denner (MERCYFUL FATE)
    58. Richie Sambora (BON JOVI)
    59. Jon Donais & Matt Backhand (SHADOWS FALL)
    60. Stephen Carpenter (DEFTONES)
    61. Alex Skolnick & Eric Peterson (TESTAMENT)
    62. Brian Tatler (DIAMOND HEAD)
    63. John Christ (DANZIG)
    64. Scott "Wino" Weinrich (THE OBSESSED)
    65. Pepper Keenan & Woody Weatherman (C.O.C.)
    66. Tommy Victor (PRONG)
    67. Leslie West (MOUNTAIN)
    68. Vernon Reid (LIVING COLOUR)
    69. Glen Buxton & Michael Bruce (ALICE COOPER)
    70. Bjorn Gelotte & Jesper Stromblad (IN FLAMES)
    71. Jim Matheos (FATES WARNING)
    72. Gary Holt & Rick Hunolt (EXODUS)
    73. Donald Buck Dharma Roeser (BLUE OYSTER CULT)
    74. Michael Amott (ARCH ENEMY)
    75. Robert Fripp (KING CRIMSON)
    76. Andre Olbrich (BLIND GUARDIAN)
    77. Joe Satriani
    78. Frank Hannon & Tommy Skeoch (TESLA)
    79. Ty Tabor (KING'S X)
    80. Mark Morton & Will Adler (LAMB OF GOD)
    81. Dino Cazares (FEAR FACTORY)
    82. Pete Townshend (THE WHO)
    83. Jon Schaffer (ICED EARTH)
    84. Timo Tolkki (STRATOVARIUS)
    85. Neil Young
    86. Abbath Doom Occulta (IMMORTAL)
    87. Kai Hansen (GAMMA RAY)
    88. Uffe Cederlund & Alex Hellid (ENTOMBED)
    89. Leigh Stephens (BLUE CHEER)
    90. Jim Martin (FAITH NO MORE)
    91. Michael Romeo (SYMPHONY X)
    92. Bill Steer (CARCASS)
    93. Piggy (VOIVOD)
    94. Tony Bourge (BUDGIE)
    95. Sammy Hagar (VAN HALEN)
    96. Alexi Laiho (CHILDREN OF BODOM)
    97. A***a Takasaki (LOUDNESS)
    98. Michael Angelo
    99. John Kay & Michael Monarh (STEPPENWOLF)
    100. Nick Bowcott (GRIM REAPER

    منبع:




    __________________

  21. کاربر مقابل از وحید68 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  22. #15
    وحید68 آواتار ها
    وحید68 آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    N73
    نوشته ها
    1,629
    تشکر
    1,788
    تشکر شده 1,315 بار در 795 ارسال

    پیش فرض

    درباره toni iommi




    نام اصلی : فرانک تونی آیومی
    لقب: مرد پولادین / پدر خوانده هوی متال
    پست تخصصی : گیتار الکترونیک و آکوستیک
    تاریخ تولد : نوزدهم فوریه 1948
    مکان تولد : بیرمنگام
    بهترین فیلم : جن گیر
    بهترین گروه های موسیقی : لد زپلین / دیپ پریل
    بهتری خواننده : رونی جیوز دیو/ یان گیلان / دیوید کارب و تونی مارتین
    بهترین آهنگ بلک سبت : بهشت و دوزخ شنبه، شنبه خونین
    بهترین آلبوم بلک سبت : بهشت و دوزخ ، شنبه ، شنبه خونین و شنبه سیاه
    بهترین سال بلک سبت : سال 1980 چرا که شروعی دوباره بود (بر گرفته از کتاب ترانه های بلک سبت)


    Epiphone Toni Iommi G-400
    جريان دست راست آيومی
    انگشت های دست راست تونی آيومی :
    زمانی که تونی در يک کارخانه صنعتی بکار مشغول بود، کارش اين بود که صفحه های بزرگ فلز رو بده به کارگری که با يک ماشين کار ميکرد که ورق فلزی رو سوراخ می کرد يا برش می داد يا يه چيزی شبيه اين ...
    يک روز که اون يکی کارگر نيومده بود، تونی سعی کرد که با آن ماشين کار کند، ولی متاسفانه آخر انگشت های دست راستش را بريد. او تکه های انگشتان دست راستش را به بيمارستان برد ولی آنها گفتند که نمي توانند برايش کاری انجام دهند. با شجاعت تمام، تونی به خانه رفت و انگشتان خودش رو با بهره بردن از پلاستيک ذوب شده که از يک بطری مايع ظرفشويی بدست آورده بود بازسازی کرد.
    در حقيقت آيومی مجبور بود که اين کار رو انجام بده، زيرا نواختن گيتار بدون انتهای انگشتان دست راستش غير ممکن بود.
    توضيح : آيومی فوق ستاره ای چپ دست است.

  23. کاربر مقابل از وحید68 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  24. #16
    وحید68 آواتار ها
    وحید68 آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    N73
    نوشته ها
    1,629
    تشکر
    1,788
    تشکر شده 1,315 بار در 795 ارسال

    پیش فرض

    Troy Stetina


    نگاهي به زندگي حرفه اي تروي استتينا:
    تروی استتینا یک گیتاریست جهانی و یک استاد موسیقی است که صاحب بیش از ۲۵ متد آموزشی Rock و Heavy Metal می‌باشد و همین امر باعث حسن شهرت او شده است. کتابهای او بالغ بر ۴۰۰.۰۰۰ نسخه فروش کرده اند. او همچنین نوازنده Solo و نویسنده افتخاری و پرسابقه مجله Guitar One می‌باشد. بعلاوه او استودیوی ضبط خود Artist Underground را در میلواکی، ویسکانسین Wisconsin اداره می کند.

    سالهای اولیه:

    تروی در ۱۶ نوامبر سال ۱۹۶۳ در ایندیانا متولد شد. وی جوانترین عضو یک خانواده سرشناس در موتور سواری المپیک بود. تروی در سلسله مسابقات رقابتی موتور سواری آمریکا بزرگ شد و توانست چندین مدال ملی کسب کند. اما مسابقه دادن ضرورتی خانوادگی بیش از یک انتخاب شخصی بود اما موسیقی عشق واقعی تروی محسوب می‌شد. مادر او یک خواننده چیره دست اپرا بود که از علاقه پسرش به موسیقی حمایت کرد و زمانی که تروی در ۱۲ سالگی از علاقه‌اش به گیتار الکتریکی صحبت کرد، مادرش برای او یک گیتار ۶۰ دلاری، مخصوص مبتدیان و یک آمپلی فایر AMP تمرینی کوچک خرید.
    "اوون یه طرح Fender ارزون به اسم Apollo بود. ولی کار کرد! من در یک گروه توی مدرسه، کلارینت Clarinet می زدم پس بلد بودم که موسیقی رو بخونم و شروع کردم به زدن کتاب Alfred's Basic Guitar. بعد از مدتی یه نفر به من طرز گرفتن آکوردهای باره و آزاد رو نشون داد. وقتی ۱۳ ساله یا کمی بیشتر بودم شروع کردم به یادگیری آهنگهای Kiss با گوش. بعدش به شدت افتادم توی Aerosmith و یه کمی هم Led Zeppelin و Rush و...و گروههای Hard Rock اواخر دهه ۷۰"
    اولین گروه زیرزمینی او Private Wave نام داشت. بعد از تغییر چند عضو، آنها در مسیر سنگین تروی حرکت کردند و سرانجام نام گروه به Wraith تغییر یافت. آنها چند کار Original خودشان را ضبط کردند. پس از فروپاشی گروه، تروی به یک گروه بنام Titan که در کلوپها می‌نواختند پیوست. در ۱۸ سالگی مسیرش کاملا برای او مشخص بود. او بورسیه تحصیلی در رشته فیزیک فضائی را رد کرد، موتور سواری را کنار گذاشت و با هر دوپای خود بدرون دنیای موسیقی پرید!
    "باید بگم، نگاه کردن به عقب و اون تصمیم، واقعا الان پرمخاطره بنظر می‌رسه. من مطمئنم به پسرم نصیحت می‌کنم که به دانشگاه بره. مخصوصا زمانیکه شخصه دیگه‌ای بخواد مخارجشو بپردازه. اما خب اون تصمیم برای من خوب بود و حدس می‌زنم که تو راه درستی بودم البته بعدا فهمیدم که علاقه من به کیهان شناسی خیلی بیشتر از یه جستجوی شخصی برای حقیقت و وجود خدا بود. این یه منطق فیلسوفانه از فیزیک جدید و مکانیک کوانتوم بود که منو به خودش علاقمند کرد. پس فکر نمی‌کنم که رفتن به اون راه کار درستی بود. ریاضیات مسلما منو می‌سوزوند."
    علاوه بر تاثیرات گروههای Hard Rock مثل Kiss و Aerosmith و گروههای مختلف Rock اواخر دهه ۷۰، تروی به Van Halen و Randy Rhoads بعنوان منابع اصلی الهام او در زمانی که بصورت جدی شروع به گسترش مهارت خود در نواختن Lead Guitar کرده بود، استناد می کند. از سوی دیگر، سبک متاثر از موسیقی کلاسیک Randy دوباره علاقه او به موسیقی کلاسیک را که ریشه در دوران کودکی او داشت برانگیخت و او شروع به یادگیری قطعاتی از باخ و پاگانینی کرد.
    "من این اجرای زنده از Ozzy را در سال ۱۹۸۱، درست قبل از مرگ Randy ضبط کردم. فکر کنم یه اجرا تو Memphis بود. اون نوار باعث ایجاد پیوند در من شد. چیزی در Tone صداش و نتهائی که انتخاب می‌کرد بود، که توجه منو واقعا جلب کرد. من همه چیز رو با گوش از اون نوار یاد گرفتم. Randy مسلما یکی از تاثیرات بزرگ من بود. هنوزم کاراشو دوست دارم. اونا سنگین بودن اما هدفدار و در عین حال ملودیک و اون یکی از چیزهائی هست که من همچنان بخاطرش در موسیقی خودم تلاش می‌کنم."
    تروی شروع به تدریس خصوصی گیتار در یک مغازه محلی بطور پاره وقت کرد و سریعا کشف کرد که او هنر درس دادن و آموزش را در اختیار دارد. استتینا به سرعت بعنوان یکی از بهترین معلمها در ایندیاناپلیس مشهور شد. زمانیکه برخورد اتفاقی او با Will Schmid نویسنده و ویراستار انتشارات Hal Leonard در مغازه رخ داد، فرصت نوشتن یک متد آموزشی Heavy Metal محقق شد. کار اول او بخاطر مشکلات Copyright هرگز چاپ نشد. ثمره دومین تلاش تروی، کتاب Original و بسیار موفق Heavy Metal Rhythm Vol.1&2 بود و پرفروشترین متد Lead Guitar پس از آن بسرعت روانه بازار شد.
    "معلمان خوب لزوما نباید نوازندگانی خوب باشند و همچنین نوازندگان خوب نباید حتما معلمانی خوب باشند. چرا که ایندو هر کدام مهارتهای کاملا متفاوتی را می‌طلبند. من خیلی خوش شانسم که واقعا در هر دو زمینه موفق هستم، اما اگر مجبور بودم که یکی رو انتخاب کنم،‌ همیشه این احساس رو داشتم که در درجه اول یک نوازنده هستم و بعد از اون یک معلم و نویسنده. هنوزم نوشتن احساس یه کار زیاد رو برام داره، مخصوصا وقتی که مشغول ضبط یا ساخت اثری هستم. اون موقع تمام ساعتهای شبانه روز هم کم هستند."

    تروی در سال ۱۹۸۶ به میلواکی رفت تا کرسی استادی در مدرسه عالی موسیقی Wisconsin را دریافت کند. بیشتر از تعداد کمی گوش متوجه به حساب آوردن Heavy Metal Guitar در مدرسه سنتی موسیقی شده بودند! با این همه او توانست احترامی همراه با غبطه را جلب کند. تروی مختصرا تئوری پیشرفته موسیقی را در مدرسه عالی برای درک هرچه بیشتر بنیان پیچیده موسیقی کلاسیکی که او اجرا می‌کرد، تدریس کرد.

    "من چندتا Solo از ۲۴ کاپریس پاگانینی و همچنین رقص زنبور عسل را در مراسم مدرسه عالی اجرا کردم. می‌دونید با یه صدای بلند و یه دیستروشن کاملا متال. علاقه من به موسیقی کلاسیک دو جانبه بود. من ظاهر تنش‌زایی و کیفیت دراماتیک خود موسیقی رو دوست داشتم. دوم اینکه، اون یه مبارزه طلبی تکنیکی بود. اگه می‌تونستم اونو بزنم این احساس رو داشتم که قادرم هر چیز دیگه‌ای رو بزنم. من همیشه خیلی بیشتر علاقمند بودم که قطعات واقعی کلاسیک رو با گیتار الکتریک اجرا کنم تا اینکه ایده‌های کلاسیک رو با موسیقی راک منطبق کنم. احساس می‌کردم که موسیقی آهنگسازان کلاسیک کامل بود، مخصوصا بتهوون، اون بهترینه. من اون موسیقی رو برای خشنودی خودم اجرا می‌کردم، نه برای معروف شدن یا برای فروش رکوردهام."

    بعنوان یک گروه،‌ یک مشکل برای تروی همیشه این بود که علائق او برای جمع کردن در Style یک گروه خیلی گوناگون بود. با این حال او در اواخر دهه ۸۰ گروهی با نام Assent تشکیل داد که خواننده آن زنی بود به اسم Shauna Joyce، درامر Don Terkel و Mik Rome بعنوان بیسیست.

    "من Heavy Metal رو دوست داشتم، پاپ ملودیک رو دوست داشتم، Punk رو دوست داشتم و همچنین موسیقی کلاسیک رو دوست داشتم. من واقعا همه سبکهارو دوست داشتم، هر چیزی که خوب بود. خب من یه آهنگ رو در یه سبک می‌نوشتم و احساس می‌کردم آنچه که می‌خواستم بگم رو در اون گفتم و بعد یه آهنگ دیگه در یه جهت دیگه. وقتی که ما برای تبدیل Demo هامون به رکوردهای اسم‌دار رفتیم، نمی‌دونستیم کدوم طرفی باید بریم! منظورم اینه که ما ۴ نوع دموی مختلف داشتیم."

    تروی سرپرست بخش مطالعات گیتار Rock در مدرسه عالی شد و برنامه آموزش دیپلم گیتار Rock را توسعه داد. اما او ناراضی شد و در سال ۹۳ برنامه را رها کرد و برای کار با موسیقی دانهای مختلف به نیویورک رفت و بعد از آن در سال ۹۴ در لوس‌آنجلس، همانجائی که او بطور کوتاه با اسطوره دهه ۸۰، Do Dokkan، کار کرده بود،‌ مدتی را گذراند. بالاخره تروی تشخیص داد که می‌تواند برنامه خود را هر جا که بخواهد طراحی کند و در نهایت تصمیم گرفت که به میلواکی برگردد، نزدیک ناشر خود، برای برپائی استودیوی شخصی و فرستادن ایده های جدیدش بروی Disc. در بازگشت دوباره به میلواکی او استودیوی ضبط خود Artist Underground را بنا کرد و گامی فراتر در تولید موسیقی جدی و با کیفیت بالا، نهاد. پروژه اول او در استودیوی جدید، کار Instrument خودش Exottica بود. بعد از آن او شروع به تولید،‌ برای گروههای دیگر کرد.

    "خیلی از مردم برای مدت زیادی از من می‌پرسیدن که آیا من کار بدون کلامی بیرون دادم؟ خب راستش من واقعا هیچوقت در موسیقی بدون کلام بزرگ نبودم. موسیقی همراه با Vocal گستردگی و وابستگی خیلی بیشتری داره. اما در آغاز کار در اواسط دهه ۹۰ ایده های Instrument زیادی به ذهنم رسید. برای بیرون کشیدنشون اونطور که می‌خواستم لازم بود که تجهیزات استودیو رو ارتقا بدم. بعد از کلی جستجو رفتم به سراغ کار با کامپیوتر اما اون خیلی سختر از اون چیزی بود که فکر می‌کردم. من ۴ ماه وقت صرف کردم برای عیب یابی کارم تا بتوانم اونو درست انجام بدم. من هرگز نمی‌خواستم که یه متخصص کامپیوتر بشم، اگرچه که خوشحالم که تونستم اون کارو بکنم. من Exottica رو اونجوری که می‌خواستم صدا بده، ساختم و هنرمندانه منو ارضا کرد. چند تا از بهترین اجراهای من اونجاس. Heavy و هدفمندانه ملودیک. تعداد زیادی Tonalite های درهم گره خورده و تنشهای متضاد اتفاق می‌افتن، تعدادی Solo های پرشور و آهنگهائی که فکر می‌کنم خیلی زیبا هستند. سود دیگه این کار این بود که من استودیو را باز کردم برای تولید با کیفیت گروههای دیگه. همون چیزی که برای مدت زمان زیادی می‌خواستم انجام بدم."

    اگرچه تروی بوسیله خیلی‌ها بعنوان یکی از بهترین نوازندگان دنیا معرفی شده است، اما او بدنبال رسیدن به معروفیت در سطحی گسترده و موقعیت یک ستاره Rock نیست.

    "شهرت یعنی تغذیه غرور خودتون برای اینکه احساس کنین مهم هستین. به من توجه کنین! وجود من موجه است، چرا که من مرکز توجهم. خب، البته خواستار احساس مهم و ارزشمند بودن هیچ ایرادی نداره. ولی این یه کم احمقانه بنظر می رسه که براش خیلی کار کنی، منظورم اینه که ما درباره درمان سرطان یا جنگ پایانی، یا هر چیز خیلی مهم اینجا صحبت نمی‌کنیم. این فقط گیتار زدن بخاطر مسیحه! بهتره که یه چهره متعادل از زندگی رو حفظ کنیم. در یک سطح عمیقتر، ما به سادگی، ارواح بشر در جستجوی هدف و شادی هستیم و تا اون سطح هممون یکی هستیم. فکر می‌کنم این خیلی مهمه که بفهمیم واقعا موفقیت در صنعت موسیقی چی هست و چی نیست. این تا اندازه‌ای مربوط می‌شه به موسیقی و استعداد. همچنین مربوط می‌شه به زمان بندی، خوش شانسی، کار سخت، بازاریابی و در خیلی از موارد تمایلی به یه کم خل بودن! مثل یه تصادف ماشینی که از عابران توجه می‌گیره. بعضی از مردم خوش شانس، سخت کار می‌کنند و درهای شانس هم به روشون باز می‌شه. به بقیه موقیتهای دیگری اهدا شده. اگرچه ما دوست داریم تا وانمود کنیم خودمون موفقیتهامونو ساختیم، ولی حقیقت اینه که هیچکس واقعا کنترلی بر اونچه که توی زندگی براش اتفاق می‌افته نداره. ما همه، حداکثر تلاشمونو می کنیم، ما می‌تونیم و با چیزهائی که زندگی جلومون میندازه معامله می‌کنیم و فقط بخاطر همینه که بعضیا نمی‌تونن فرصت مناسب رو برای عضوی از ماشین صنعت موسیقی شدن بدست بیارن. این به این معنی نیست که اونا یا موسیقی اونا از ارزش کمتری در یه سطح هنری برخورداره. این فقط به این معنی که اون اجتماع بطور کلی برای پذیرفتن اون در یک مسیر بزرگ آماده نیست. مطمئنا من ترجیح میدم که CD های بیشتری بفروشم. اما این مهمترین چیز در زندگی من نیست. اهداف من راجع به گسترش یه کمی بیشتر مهربونی تو این دنیاست. من احساس خوش شانسی می کنم که یه سابقه ۲۴ ساله تو موسیقی دارم و همیشه سعی می کنم برای کارهائی که دوست دارم به اندازه درآمدم خرج کنم. خب حداقل بیشتر مواقع این کار رو کرده‌ام. همچنین احساس رضایت می‌کنم از تدریس و تعلیم و بوجود آوردن هزاران گیتاریست. مسلما همیشه می‌تونست بهتر باشه اما من خیلی خوب این کار رو کردم و بخاطرش احساس خوشنودی می‌کنم."

    جدای از موسیقی علائق تروی شامل: فلسفه، روانشناسی، فیزیک کوانتوم، پدیده‌های روانی، مطالعات اسرار آمیز و ورای درک انسانی می‌شود. او ۱۵ سال است که با Lead Vocalist سابق خود Shauna، کسیکه با او در پروژه سال ۱۹۹۲ Set the World on Fire همکاری کرد، ازدواج کرده است. آنها صاحب دو پسر (به نامهای Zack که ۷ ساله است و Jeremy که ۳ سال دارد) هستند و همانطور که خواهید دید مقرر شده تا آنها تبدیل به قهرمانان گیتار بشوند.

    "مطمئنا موسیقی دارای ارزشه. من واقعا ازش لذت می‌برم. اما خیلی چیزهای مهمتر دیگری برام هست مانند همسر و فرزندانم. چیز مهم دیگه این جهنمی که در اطراف دنیای ما وجود داره. برای من اینطور بنظر می‌رسه که اون بسمت مردمی پائین می‌یاد که به دیگران احترام نمی‌ذارن. اونائی که اشتیاق دارن که برای کسب منافع خودشون به دیگران ضربه بزنن ولی واقعا در درون خودشون خوشحال نیستن. ایده من اینه که اگه هر کدوم از ما مسئولیتی رو در قبال چیزهائی که زندگی ما رو در جهت بهتری قرار می‌دن، می‌گرفتیم و منصفانه و با احترام با دیگران رفتار می‌کردیم، مطمئنا در دنیای بهتری زندگی می‌کردیم. حالا این هدفی خیلی با ارزشتر از ستایش خود و شهرت است. به هر حال این آرمان شخصی منه. من می‌دونم که مهربونی با مهربونی عمومی Heavy Rock ناسازگاری داره. این پارادوکسی‌ای که من حدس می‌زنم، شاید هم نباشه. من شما رو تشویق می‌کنم که در موسیقی‌ای که خلق می‌کنید بر علیه ستایش بی‌خردانه اعتیاد و خشونت که اسطوره رو جاودان می‌کنه، برخیزید و همینطور شما رو تشویق می‌کنم که حداقل به موج هائی که خلق می‌کنین فکر کنین، وقتی که دارین در جریان زندگی حرکت می‌کنین. برای تک تکتون بهترین آرزوها رو برای موسیقیتون و کار موسیقیتون دارم. صلح، عشق و تمام چیزهای خوب."

  25. #17
    وحید68 آواتار ها
    وحید68 آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    N73
    نوشته ها
    1,629
    تشکر
    1,788
    تشکر شده 1,315 بار در 795 ارسال

    پیش فرض

    مرتضي محجوبي
    مرتضي محجوبي نوازنده پيانو، نواساز و شاگرد محمود مفخم الممالك ، حسين خان اسماعيل زاده و حسين هنگ آفرين بود او داراي شيوه هاي ممتاز در نوازندگي ، بداهه سرايي و ساخت آثاري در قالب پيش در آمد، تصنيف و رنگ مي باشد. از آثار وي مي توان به كاروان، نواي ني، چه شبها، من از روز ازل ترانه ها، تكنوازي و… اشاره كرد . از شاگردان او : آذر ميدخت ركني، منوچهر صانعي.
    وفات: 1344/01/01 تولد: 1279



  26. #18
    وحید68 آواتار ها
    وحید68 آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    N73
    نوشته ها
    1,629
    تشکر
    1,788
    تشکر شده 1,315 بار در 795 ارسال

    پیش فرض

    رضا وهداني
    رضا وهداني، نوازنده و معلم تار و شاگرد علي نقي وزيري و علي اكبر شهنازي بود . از كارهاي وي مي توان به اركسترها و هنر آموزي تار در هنرستان موسيقي ملي نام برد. اثر چاپ شده از وي « رديف سازي موسيقي ايران »مي باشد.
    تولد: 1312/01/01



  27. #19
    وحید68 آواتار ها
    وحید68 آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    N73
    نوشته ها
    1,629
    تشکر
    1,788
    تشکر شده 1,315 بار در 795 ارسال

    پیش فرض

    محمد بهار لو
    محمد بهار لو، نوازنده و معلم برجسته ويولون در موسيقي ايران است وي شاگرد كارل يان زوبك و محمد بحريني پور ، با آموزشهايي از ابو الحسن صبا ، علي اكبر شهنازي و استادان ديگر بود . از آثار وي كتابهاي « آموزش موسيقي ايران » براي ويولون و «شناخت فرم هاي موسيقي ايراني » مي باشد. وي مؤسس قديمي ترين كلاس آموزش موسيقي در اين زمان بود.
    تولد: 1307/01/02


  28. #20
    وحید68 آواتار ها
    وحید68 آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Aug 2008
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    N73
    نوشته ها
    1,629
    تشکر
    1,788
    تشکر شده 1,315 بار در 795 ارسال

    پیش فرض

    عطاءالله اميدوار
    عطاءالله اميدوار، خواننده و كارشناس آثار هنري و دكتري در معماري و شهر سازي ، و داراي سابقه كار حرفه اي در عكاسي وسينما و نمايشهاي بسيار در داخل و خارج از كشور مي باشد. هنر آموخته نزد سليمان امير قاسمي و سعيد هرمزي بوده و متبحر در ارائه شيوه آوازي سليمان امير قاسمي . از آثار وي ضبط هاي خصوصي همراه ساز سعيد هرمزي ، غلام حسين بيكجه خواني ، محمد رضا لطفي ،مجيد كياني ، داريوش طلايي، داوود آزاد، ناصر فرهنگ فر و جمشيد شميراني .
    تولد: 1325/01/02



صفحه 1 از 15 1234511 ... آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 09:26 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به  شرکت فرهنگ سازان  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت پيگرد قانوني دارد
سئو و بهينه سازي : سئو
Powered by vBulletin® Version 4.2.2 Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved