سلام به شما دوستان محترمعصر همتون به خیر و شادی
در این مکان از رسوم عزا داری در ایام محرم و صفر در شهری که توش ساکن هستین
عنوان کنید و ما رو با سنن شهرتون اشنا کنید
با تشکر
سلام به شما دوستان محترمعصر همتون به خیر و شادی
در این مکان از رسوم عزا داری در ایام محرم و صفر در شهری که توش ساکن هستین
عنوان کنید و ما رو با سنن شهرتون اشنا کنید
با تشکر
خدا حافظ همین حالا ....
عزا داری در شهر من یعنی بوشهر :
برای شروع هم خودم یه کتاب از عزا داری بوشهری رو معرفی میکنم امیدوارم تهیه کنید و
به سیدی اون که نواها و نوحه های بو شهری در اون اشا ره شده استفاده کنید
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
اهل ماتم کتابی است درباره ی آیین ها و آواهای بوشهر که توسط جوانی سختکوش و دلسوز به نام محسن شریفیان نوشته شده است . محسن شریفیان خود نوازنده متبحر نی انبال است و در یک خانواده اهل موسیقی رشد یافته است . از دیگر آثار او می توان به اهل زمین و سازشناسی بوشهر اشاره کرد .
هر چند ازعنوان این کتاب چنین بر می آید که فقط درباب مراسم های سوگواری و موسیقی ویژه ی آنان باشد ولی در واقع این کتاب مجموعه ای کامل تر از تصوری است که نام کتاب به خواننده می دهد . خواننده می تواند علاوه بر آیین های سوگواری و ... با موسیقی کار ، موسیقی کودکان ،موسیقی محفلی و جشن بوشهر ، پیشینه تاریخی ،اقوام و ریشه گویش بوشهری نیز آشنا شود . البته علت چنین عنوانی بر این کتاب هنوز بر من پوشیده است .
با توجه به دیگر آثار این مولف جوان (اهل زمین ) چنین بر می آید که او برای انتخاب نام از اهل هوای غلامحسین ساعدی تاثیر پذیرفته و ...
از آنجایی که شریفیان خود بوشهری و نیز اهل موسیقی و هنر است به خوبی با نکات ریز این مساله آشناست و یکی از نقاط قوت این کتاب هم همین است . او منابعش را نیز با همین آگاهی انتخاب می کند . برای نگارش این کتاب و مجموعه نفیس او بیش از صد منبع نوشتاری ،صوتی و تصویری را مورد مطالعه و بازبینی قرار داده و از نزدیک به هفتاد آگاه محلی ، هنرمند و ...پرس و جو کرده است .
در این کتاب علاوه بر مطالب و متن ها از آوانگاری و نت نویسی نوحه ها ،ریتم ها و آواها هم استفاده شده و در بخش پایانی تعدادی عکس هم برای ارتباط بهتر مخاطب قرار داده شده .که البته عکس ها هر چه جدیدتر ،ضعیف تر شده اند .
بهتر و مناسبتر از همه این ها لوح فشرده ای است که همراه این کتاب عرضه می شود .این لوح حاوی قطعاتی از تمامی نمونه های ذکر شده در کتاب است .بسیاری از این قطعات مربوط به سالهای بسیار دور است و علاوه بر کاربرد آشنایی مخاطب با نواها، هر یک گنجینه ای از فرهنگ و موسیقی بوشهر به حساب می آیند .
گزیده ای از بخش های مختلف این کتاب : نژادها و اقوام ، موسیقی کودکان ،موسیقی درمان ، بیت خوانی در مراسم سرور ،مردم و مراسم سنج و دمام ،دوره های مختلف نوحه خوانی،تعزیه در بوشهر ،نوحه خوانی زنانه .
در قسمتهایی از این کتاب وقایع تاریخی مرتبط با موضوع کتاب از دیگر منابع نقل شده که یکی از آنها را می خوانید :
" هنگام سفر احمد شاه قاجار به بوشهر ،مردم این شهر برای ابراز خوشامد گویی به احمد شاه ،سینه زنی مفصلی با نوحه گری ناخدا عباس دریانورد در جلو ساختمان امیریه و در سمت جنوبی آن ترتیب می دهند و ناخدا عباس در پایان یکی از نوحه های معروف خود با مطلع :
ای شیعه مگر قتل شه کرب و بلا شد یا ماه عزا شد
چنین می خواند :
یا رب تو بده نصرت احمد شاه ایران یا قادر منان
گفتنی است که رسم دعا کردن به جان شاه کشور در هنگام عزاداری پیشوایان دینی ، از آغاز پدیده ی سینه زنی در بوشهر معمول گردیده و هر نوحه خوان ،خود را ملزم به رعایت آن می کرده است .
صفحه ۱۷۶ اهل ماتم به نقل از سنگستان/عبدالحسین احمد ریشهری
تنها جای بحث در این کتاب شاید نامشخص بودن مبنای تقسیم بندی بخش های کتاب و همچنین طرح جلد کتاب باشد . جلد این کتاب و نیز کتاب اهل زمین با ترکیب چند عکس و به صورتی غیرحرفه ای و بازاری،طراحی شده است .
خواندن این کتاب به تمامی علاقمندان به فرهنگ جنوب پیشنهاد می شود .
اهل ماتم توسط نشر دیرین به شمارگان ۳۲۰۰ نسخه و به قیمت ۴۹۵۰تومان منتشر شده است .
خدا حافظ همین حالا ....
مراسم مذهبی در استان بوشهر از اهمیت ویژه و قدمت طولانی برخوردار است.به علت نزدیک بودن ایام محرم می خواهم در مورد سینه زنی بوشهر توضیحاتی بدهم٬ این نوع سینه زنی به صورت دایره ای است و مداح در میان سینه زنان مداحی می کند و به صورت مواج و دایره ای به سینه زدن مشغول می شوند که بسیار تماشایی و غم انگیز بر گزار می شود و هر بیننده ای را تحت تا ثیر قرار می دهد. و این نو ع سینه زنی از بوشهر به دیگر شهرهای جنوب را ه یافته است.اگرچه که با کمی تغییر در دیگر شهرهای ایران این سبک را می بینبم ولی زادگاه و موطن این نوع سینه زنی بو شهر بوده است.این نو ع سبک را عباس دریانورد که خود یکی از مداحان بزرگ بوده به اهواز برد و در انجا حسینه ای به نام حسینه بوشهری ها بوجود اورد و این نوع سینه زنی را رواج داد.
در اینجا نمی شود از مرحوم بخشو یکی از بزرگترین مداحان ایران گذشت.
بیو گرافی:
جهانبخش کردی زاده مشهور به بخشو نو حه خوان خوش صدای بوشهری که در محله دهدشتی و بیش تر محلات بوشهر از جمله جفره و باغ ملا و مسجد حاج محمد علی سنگی نو حه می خواند.از وی به یادگار روش های بسیاری به یادگار مانده است و هنوز در بوشهر صد ای خوش او طنین انداز است انگار که هنوز زنده است و در مساجد بوشهر مداحی می کند یادش گرامی و روحش شاد.
این هم یکی از نوحه های ایشان که با حجم کم در اختیارتون می زارم که می توانید دانلود کنید با تشکر از سایت یاس سپید:
دانلود نوحه بوشهری(با صدای مرحوم بخشو)
منبع:www.yasesepid.com
خدا حافظ همین حالا ....
شروه موسیقی سنتی و زیبای جنوب که حاکی از درد غم مردم جنوب است .مردمی که همیشه سختی هارا تحمل کرده و حرفی نزدند.شروه موسیقی که از دل جامعه دشتی برخاسته و بسیار زیبا و شنیدنی است شعر که شروه خوانان بر زبان می آورند شعرهای شاعر بزرگ ایران زمین فایز دشتی است.شاعری با سواد و اهل عرفان .ایشان در زمینه دوبیتی سرایی بسیار هنر مند بوده و هنوز شعرهای ایشان بر سر زبانهای مردم است چند نمونه از شعر های ایشان:بعد از آن در پست بعدی میتوانید موسیقی شروه را دانلود کرده و از ان استفاده کنید.
مرا یاران وصیّت این چنین است که در هر جا که جانان در کمین است
به دش آنجا برید، تابوت فایز که جاى تربتم آن سرزمین است
اگر دانى که فردا محشرى نیست سؤال و پرسش و پیغمبرى نیست
بتاز اسب جفا تا مىتوانى که فایز را سپاه و لشکرى نیست
خدا حافظ همین حالا ....
تعزیه یا شبیهخوانى در اصل نمایشى است برپایه قصهها و روایات مربوط به زندگى و مصائب خاندان پیامبر اسلام و بخصوص وقایع ماه محرم سال ۶۱ هجرى در کربلا براى امام حسین (ع) و خاندانش. ابتدا دستههایى وجود داشتند که از برابر تماشاچیان مىگذشتند و با سینه زدن، زنجیر زدن و کوبیدن سنج و نظایر آن و حمل نشانهها و علمها و نیز همآوازى و همسرایى در خواندن نوحه، ماجراى کربلا را به مردم یادآورى مىکردند. در مرحله بعد آوازها کمتر شد و نشانهها بیشتر و یکى دو واقعهخوان ماجراى کربلا را نقل مىکردند و سنج و طبل و نوجه آنها را همراهى مىکرد. چندى بعد، تعدادى از نقالان، چند شبیه یا لباسهاى نزدیک به واقعیت، شبیهسازى مصائب خود را شرح مىدادند. در مرحله بعد، شبیهها با هم گفت و شنید مىکردند. بعد بازیگران پدید آمدند. در آخرین نیم قرن دوره صفویه، تعزیه تحول نهائى خود را طى کرده و به شکلى که مىشناسیم در آمد.بدلیل حفظ حرمت، فقط مردان در این دستهها حضور مىیافتند و نقش زنان را جوانان کم سال بازى مىکردند.
در ابتداى دوره قاجاریه، تعزیه، بدلیل حمایت شاهان و طبقه مرفه جدید بازرگان و سیاسی، دامنهدار تر شد. بعدها در نمایشخانههاى موقت بنام تکیه یا حسینیه این نمایشها اجرا مىشدند. تاریخ دقیق ساختمان یکى از این تکیههاى ثابت یعنى تکیه نوروزخان، ۱۱۷۷ ه.ش ، مقارن اوایل سالهاى سلطنت فتحعلىشاه است. در نخستین مراحل تعزیه، بسیارى از نقالان مذهبى و غیرمذهبى به بازى در آن پرداختند. به این ترتیب تعزیه از مایه و سبک نقالى تاثیر گرفت. تعزیه در دوره ناصرالدینشاه قاجار به اوج خود شکوه و توسعه خود رسید. ساختمان مدور تکیه دولت در چهار طبقه، مجللترین نمایشخانههاى تعزیه بوده است. همینطور مىتوان از تکیه شاهی، تکیه ولىخان، سپهسالار، تکیه قورخانه، تکیه سرچشمه، تکیه عزتالدوله، تکیه نوروزخان، تکیه چهل تن، تکیه سید ناصرالدینو ... یاد کرد.
عزادارى و سوگواری در ماه محرم ، در تمامی نقاط ایران برگزار مىشود
آواز دشتستانی با صدای استاد دادبه و نی استاد محمد موسوی ( قسمت دوم )
متن تعزیه یا تعزیهنامه، اغلب به شعر بود و شعر تعزیه عامیانه بود. زمینه شعرى تعزیه را رسم مرثیهسرایى ایجاد مىکرد و وقایع و داستانش را اساطیر و حماسههاى مذهبى که از طریق نقالى مذهبى به او رسیده بود، تشکیل مىداد. از اوایل دوره ناصرالدینشاه نوعى مقدمه به تعزیه اضافه شد که پیشواقعه خوانده مىشد. کمکم شکلى از تعزیه با رنگ هزل و مضحکه و مسخره بوجود آمده که ”گوشه“ نام گرفت، گوشه تعزیه نامهاى بود تفننى و فکاهى که افراد آن اشخاص اساطیر مذهبى اسلامى بودند. هر تعزیهنامه کامل را یک مجلس یا دستگاه مىگفتند و به اشخاص بازى شبیه گفته مىشد. به کارگردان نیز تعزیهگردان یا شبیهگردان یا استاد مىگفتند. پس از دوره ناصرالدینشاه از اهمیت و جلال تعزیه کمکم کاسته شد، اما عمومیت آن محفوظ ماند. در دوره محمدشاه و احمدشاه ، تعزیه تدریجا حمایت اشراف را از دست داد. در تعزیه موسیقى جایگاه مهمى داشت و تعدادى سنت در موسیقى از طریق اجراى تعزیه بوجود آمد. یکى از ازرشهاى نمایشى آوازهاى تعزیه در آن بود که قطعهها و مقامهاى موسیقى با موضوع و شخص انطباق مىیافت.دستههاى نوازنده موسیقى در هیئتهاى هفت یا هشت نفرى قرار مىگرفتند و سازها عبارت بود از شیپور، نی، قرهنی، طبل، دهل، کرنا و سنج.
آواز بختیاری و شوشتری با صدای استاد دادبه و نی استاد محمد موسوی
اثر چندین عامل موسیقایی را می توان در موسیقی تعزیه یافت که مهم ترین آنها تقسیمات موسیقی ایرانی است که اجزای اصلی آوازهای تعزیه را شکل می دهد. در اکثر شهرها برای شبیه سازی ، ردیف خاصی را سرمشق قرار می دهند. مثل شبیه سازی حضرت عباس = چهارگاه حر = عراق . آوازهای دشتی و شوشتری ، بیشترین کاربرد را در آوازهای مذهبی و تعزیه دارند. در بین آنها موسیقی ای که در مناطق مختلف ایران اجرا می شود نقش مهمی در تعزیه دارد. در کنار تعزیه هایی که در مناطق مرکزی و قسمتی از پایتخت اجرا می شود ، تعزیه در فارس ، گیلان ، مازندران ، آذربایجان کومش ( سمنان ، دامغان و شاهرود ) لرستان و کرمانشاه و بوشهر به وسیله آوازهای محلی در کنار تقسیمات موسیقایی ایرانی همراهی می شود. هر کسی می تواند به راحتی حضور موسیقی سنتی ایرانی را در اکثر تعزیه ها در شکل آواز یا موسیقی دستگاهی تعزیه که به وسیله آلات موسیقی چون بوق و نی و کرنا و ... اجرا می شود ، تشخیص دهد.
سوگها و عزاهاى عمومى و خصوصى، استان سیستان وبلوچستان :
مردم سیستان و بلوچستان پیرو دین مبین اسلام هستند. در سیستان بیشتر مردم شیعه اثنى عشرى و عدهاى نیز مذهب تسنن (حنفی) دارند، ولى در بلوچستان بیشتر مردم داراى مذهب سنى حنفى هستند. برگزارى سوگها و عزاهاى عمومى در بین اهل تسنن و تشیع همچون سایر نقاط کشور صورت مىگیرد، ولى به عزادارىهاى خصوصى اهمیت خاصى مىدهند. این اهمیت نشانه الفت و همبستگى عمیقى است که در میان مردم سیستان و بلوچستان وجود دارد. موقعى که کسى مریض مىشود همه بستگان و همسایگان براى دیدن بیمار مىروند. این عیادت را اصطلاحاً «پرسه» مىگویند. در مجلس پرسه معمولاً پیرمردها قصهاى براى دیگران نقل مىکنند و از مهمانان با چاى و قلیان پذیرائى مىشود. اگر بیمار بهبود نیافت و فوت کرد، مجلس پرسه به مجلس عزا و سوگوارى مبدل مىشود. حاضرین به گریه و زارى مىپردازند، مراسم تدفین برپا مىشود. اگر متوفى زن باشد او را زن و اگر مرد باشد او را مرد غسل مىدهد. پس از غسل، متوفى را در کفن مىپیچند و ***** محل (مولوی) و مردم بر میت نماز مىخوانند. سپس متوفى را در تابوت قرار مىدهند و به گورستان حمل مىنمایند. موقعى که تابوت به گورستان نزدیک شد، مردمى که در گورستان جمع شدهاند به احترام متوفى به استقبال جنازه مىروند. جنازه را در گور قرار مىدهند. یکى از نزدیکان متوفى صورت میت را باز مىکند و اجازه مىدهد همگان براى آخرین بار او را ببینند. پس از آن روى مرده را مىپوشانند و قبر را با خاک پر مىکنند، آنگاه مقدارى خرما به حاضران احسان مىشود که خوردن آن را ثواب مىدانند. پس از این مرحله همهٔ حاضرین به خانهٔ متوفى باز مىگردند و پس از خوردن چاى و کشیدن قلیان و خواندن فاتحه متفرق شده و به خانههاى خود مىروند. معمولاً بستگان متوفى افرادى را که در مراسم تدفین حضور داشتند به نهار دعوت مىکنند و نزدیکترین فرد متوفى به مدت سه روز در خانه مىماند. در این مدت جهت تسلاى خاطر او به دیدنش مىروند. روز سوم نیز به عمل خیر طبخ و احسان غذا مىپردازند. در روز چهارم اهالى را براى صرف ناهار دعوت مىکنند و براى آمرزش روح متوفى فاتحه مىخوانند و صلوات مىفرستند. پس از گذشت یک سال از تاریخ فوت، همگان را به ناهار دعوت مىکنند و پس از صرف ناهار فاتحه مىخوانند و صلوات مىفرستند و متفرق مىشوند. بدین ترتیب آخرین احترام نسبت به فرد فوت شده به عمل مىآید.
سوگها و عزاهاى ملى، مذهبى و خانوادگى، استان چهارمحال وبختیارى :
مراسم سوگوارى در میان بختیارىها اهمیت خاصى دارد و همراه با مراسم پرسوز و گدازى برگزار مىشود که محتملاً نشانهٔانس و الفت و همبستگى عمیقى است که میان آنها وجود دارد. این اهمیت هم در عزادارىهاى مذهبى و هم در عزادارىهاى خصوصى به بارزترین شکل مشهود است. عزادارى براى ائمهٔ اطهار به ویژه در ماه محرم مثل تمام نقاط ایران باشکوه برگزار مىشود. شیوهٔ اجراى مراسم تقریباً مثل سایر نقاط ایران است. دستههاى زنجیرزنى، سینهزنى و حضور در مراسم مساجد و تکایا و گوش دادن به سخنان وعاظ از جمله جلوههاى برگزارى اینگونه مراسم است. برگزارى مراسم عزادارى خانوادگى نیز جالب توجه است. در ایل بختیارى وقتى کسى فوت کند، ایل یکپارچه غرق ماتم و غم مىشود، انگار که همه برادر مردهاند و یا در سوگ خواهر خود نشستهاند. سالى طول مىکشد تا یاد عزیز از دست رفته به فراموشى سپرده شود. لحظهاى صاحب عزا را رها نمىکنند، «چوقا» از تن بیرون مىکنند و لباس سیاه مىپوشند. وقتى خبر مردن زن یا مرد بختیارى گوش به گوش در ایل پیچید، همه جمع مىشوند و متوفى را بر تخته پارهاى مىگیرند، مردها تخته را بر دوش مىگذارند تا به نزدیکترین رودخانه محل برسند و با آب رود غسلس دهند. متوفى اگر زن بود در پناهگاهى کنار رود به وسیله زن شسته مىشود. بعد از غسل، سید همراه ایل یا «سید پیرشاه» یا «سید امامزاده»هاى اطراف مسیر و مکان کوچ و استقرار را خبر مىکنند تا بر مرده نماز میت بگذارند و سپس مرده را به خاک مىسپارند. خاک که گودى گور را پر کرد، مردها در فاصلهٔ دور مىایستند و و زنهاى ایل به دور گور حلقه مىزنند، گریه سر مىدهند و همراه با مرثیه که «گاگریو» گفته مىشود به شرح حال زندگى مرده مىپردازند.
شروه بوشهری با صدای عبدالرحیم کرمی
در این هنگام توشمالها آهنگ غمانگیزى به نام «چپی» مىنوازند. بعد از این مراسم «خیرات» شروع مىشود. صاحب عزا چادر سیاهى برپا مىکند، مردم ایل تیره به تیره، طایفه به طایفه، براى دلدارى صاحب عزا مىآیند و «سرباره» مىآورند. معمولاً هر ده خانوار یا پانزده خانوار به نسبت امکانات مالى خود، گوسفندى، پولى یا مقدارى قند و چاى همراه خود مىآورند که به آن سرباره مىگویند. سرباره مخارج عزادارى صاحب عزا را کاهش مىدهد. این مراسم تا یک سال به طول مىانجامد، چرا که شاید تیره یا طایفهاى در مسافتهاى دور باشد و یا امکان حضور به موقع پیدا نکرده باشد. در سر سال خانواده صاحب عزا موظف است که با خریدن لباسهاى رنگارنگ به چادرها سر بزند و لباسهاى سیاه را از تن آنهایى که براى همدردى با آنها سیاهپوش بودهاند، در آورند و لباس رنگى هدیه شده را بپوشانند. معمولاً زنهایى که پا به سن گذاشتهاند و شوى از دست مىدهند، دیگر لباس سیاه را از تن بیرون نمىآورند و تا آخر زندگى سیاهپوش مىمانند. اما اگر زن جوان شوهر از دست داده باشد، بعد از یک سال، زنهاى مسن تیره و طایفه با لباسهاى رنگارنگ که قبلاً آماده کردهاند به سراغ او رفته و با اصرار از او مىخواهند که لباس سیاه را از تن بیرون کند. وقتى کلانتر یا یکى از سرشناسان ایل بمیرد، مراسم خاصى انجام مىشود. بدین ترتیب که زین و برگ اسب یا اسبانى را با پارچه سیاه مىپوشانند و بر گردن اسب نیز پارچههاى رنگین که یک سر آن بر زین و سر دیگرش روى پیشانى اسب است به بند دهانه مىبندند؛ سپس اسب را در حالى که دهانهٔ آن به دست یک نفر است در محوطهٔ امامزاده مىگردانند. این پارچه را «یال پوش» مىگویند. چوقا و تفنگ متوفى را نیز روى اسب مىبندند. به علت طول زمان عزادارى در بختیارى که گاهى تا یک سال ادامه مىیابد، صاحبان عزا مخارج سنگینى را نیز متحمل مىشوند.
عزادارى وتعزیهخوانى، استان مازندران :
عزادارى و تعزیهخوانى در روستاى میخسار کجور معروفاست. رونق و اوج آن در ده روز اول محرم است. اهالى از نقاط مختلف و شهرستانهاىدیگر به زادگاه خود مىآیند تا در مراسم سوگوارى شرکت کنند. مرثیهخوانها نیز کهخود بومى هستند، در این مراسم شرکت مىکنند. کسانى هم که نذر دارند به ترتیب نوبت،یا ناهار یا شام نذرى در مسجد روستا احسان مىکنند. سابقاً مراسم تعزیهخوانى وشبیهخوانى حوادث کربلا رواج داشت و انواع لباس، سپر، کلاهخود و زره جمعآورى ونگهدارى مىشد. گاهى نیز از طالقان و قزوین براى تعزیهخوانى به میخسار مىآمدند. اکثر شبها، به شکل و حالت ایستاده و با خواندن مرثیههاى ضربى و آهنگین سینهمىزدند. عمل این حلقه ایستاده را که مىچرخید، «جوش زدن» مىنامیدند، یک نفر دروسط حلقه، حفظ هماهنگى و نظم را به عهده داشت تا آهنگ سینهزنى را تنظیم کند. معمولاً انبوه سینهزنها تلاش مىکردند با ابراز احساسات در میان مردم کسب اعتبارکرده و به ثواب اخروى برسند. ظهر عاشورا یا روز دهم محرم که مراسم سینهزنى به اوجخود مىرسید، اسبى را با پارچهاى سفید که تمامى آن با مادهاى قرمز، به نشان محلخونفشان تیرهاى اشقیا رنگ شده بود و همچین با پارچهاى رنگین و شمشیر و چکمهمىآراستند و به شکل ذوالجناح در مىآوردند و در روستا مىگرداندند. مرثیهخوانهاپیشاپیش ذوالجناح در کوچههاى روستا راه مىافتادند و از هر خانهاى پول، قند، چاى و نبات جمع مىکردند؛ تا از این رهگذر، هم زحمات کسانى که در این ده روز مرثیهو نوحه خوانده بودند، جبران شود و هم قند و چاى کافى براى مراسم بعدى مسجد محلتأمین گردد. این مراسم که با شرکتتمامى اهالى و همراه با علم و کتل و اسبذوالجناح انجام مىگرفت، مرثیهٔ بسیار معروفى دارد که براى همهٔ افراد آن مرز و بومآشنا و خاطرهانگیز است.
خدا حافظ همین حالا ....
موسیقی دستگاهی در تعزیه
استفادهی موسیقی دستگاهی در تعزیه در زمینه ی استفاده از موسیقی ردیفی در هنر تعزیه باید گفت نمونه های بی بدیل مرکب خوانی در ده مجلس آغازین روزهای محرم و برخی مجالس دیگر، هنر و هوشمندی تعزیه گردان ها و تعزیه خوان ها را در تغییر دستگاه ها و مایگی نغمات به هنگام مکالمات و کاربرد صحیح و منطقی آن ها نشان می دهد. از مجموع یک صد و هفتاد و پنج مجلس تعزیه ای که در سیزده منطقه از ایران بطور کامل شنیده و ثبت شده، این نتیجه قابل توجه است که تقریبا کلیه دستگاه ها، گوشه ها و آوازهای موسیقی ردیفی ایران در مجالس تعزیه مورد استفاده قرار می گیرد. علاوه براین، سود بردن از قدیمی ترین انواع تصانیف در قالب پیش آواز، نوحه و مرثیه نیز معمول بوده است. ضمن این که فرم های مختلف اعم از تلخیص و گزینش اصلح گوشه ها و نغمات دستگاه در شکل های مختلف و تغییر در برخی حالات آن ها جهت تطبیق با حس تعزیه، حاکی از نقش گسترده ی موسیقی سنتی ایران در آوازها و الحان تعزیه است. در بررسی چگونگی و میزان حضور دستگاه های موسیقی سنتی در آوازهای تعزیه، پی می بریم که تقریبا همه ی دستگاه ها و گوشه های موسیقی سنتی در تعزیه حضوری قاطع دارند. با این حال برخی آوازها به دلیل سادگی و انطباق حسی بیشتر با این ژانر حضور چشم گیرتری دارند. به طور نمونه ردٌپای بیات ترک و شور و دشتی در بیشتر مجالس تعزیه قابل ملاحظه است. حال این که همایون و راست تنها در تعداد معدودی از وازهای تعزیه شنیده می شوند.
در عین حال این تأکید خالی از فایده نیست که حضور همه ی آوازهای موسیقی سنتی در مجالس تعزیه این نکته را یادآور می شود که تعزیه خوان ها جهت انتقال و القاء دقیق احساسات خود هیچ گاه به دستگاه ها و یا گوشه هایی خاص اکتفا نکرده و همه ی آن ها را به فراخور کشش و قابلیت آن ها مورد توجه قرار داده اند.
استفادهی نغمات بومی در تعزیه
این که چگونه و از چه راهی مجریان تعزیه در شهر و یا روستای خود توانسته اند، الحان دیگر نواحی را به حافظه ی خود بسپارند، دلایل و زمینه های مختلف را به همراه دارد. بی تردید نقش تعزیه خوانان دوره گرد و همچنین گروه های تعزیه ای که از یک منطقه به منطقه ی دیگر دعوت می شده اند، عامل تعیین کننده ای در این جابه جایی بوده است. تعزیه خوانان با دخالت دادن نغمات بومی در اجراهای خود آن را به عنوان نشانه ای از هوشمندی ، استادی و نوآوری خود قلمداد نموده و به این کار مباهات می ورزیدند. در واقع این گروه آوازخوانان بدعت مذکور را به عنوان سبک و مهر و نشان مخصوص خود می دانستند. به ویژه این که این هنر تازه شکل یافته، از هرجهت آماده ی پذیرش نوگرایی و تغییر بود.
به غیر از این بیشتر تعزیه گردان ها و تعزیه خوان های سال خورده ی نواحی از اجراهای متعدد خود در دیگر استان ها و نواحی کشور سخن می گویند و مردم مختلف شهری و روستایی کشور نیز دیدن مجالس مختلف تعزیه از هنرمندان دیگر نواحی کشور را یادآور می شوند.
تقریبا همه ی این گروه از هنرمندان در مجالس تعزیه به اجرای برخی از الحان و نغمات بومی پرداخته اند. نغماتی که از موسیقی بومی زادگاه شان به عاریت گرفته شده بود. از همین طریق یعنی استفاده از نغمات و الحان بومی و محلی در تعزیه، علاقه مندان رفته رفته به سبک های ویژه ای مأنوس شدند. چنان که در مناطق کرمان، یزد، فارس و اصفهان تعزیه هایی مورد توجه مردم قرار می گیرد که علاوه بر استفاده از موسیقی ردیفی به میدان گسترده ای از الحان بختیاری، بیدگانی، سرگوهی، غربتی، دشتستانی و فائزخوانی و مجموعه ای از تصانیف و ترانه ها با مایگی شوشتری در آن ها استفاده شود. آن چنان که مردم بوشهر و هرمزگان آن دسته از مجالسی را بیشتر پذیرایند که انواع شروه ها
( شروندها )، بیت ها، نوحه های بومی و نغمات مولودی بخشی از موسیقی ان ها را تشکیل داده باشد. در شمال کشور جا به جا می توان نغمه های بومی همچون گیلکی، امیری، دیلمانی و حقانی را در مجالس تعزیه ملاحظه کرد. آن چنان که در استان سمنان نیز دو آواز بومی این منطقه یعنی حقانی و سرکویری در برخی مجالس تعزیه مورد استفاده قرار می گیرند. این مسئله تقریبا در همه ی نواحی تعزیه خیز قابل ملاحظه است.
سازهای مورد استفاده در تعزیه
منابع تاریخی مربوط به قاجاریه بر استفاده از برخی سازهای بادی بومی و ملی همچون کرنا و سرنا در تعزیه حکایت دارند. ضمن این که شیپور نیز رفته رفته نقش شاخصی در تعزیه می یافت. سازهای کوبه ای متداول نیز عموما دهل و طبل بوده اند. در عین حال نقاره های دوکاسه نیز در تعزیه ی برخی کشور مورد استفاده قرار می گرفت. باید توجه نمود که این گروه از سازها نه جهت همراهی آواز در تعزیه بلکه بیشتر جهت فضاسازی کاربرد داشته اند. باید افزود که در برخی نقاط کشور نی چوپانی یا نی هفت بند نیز از سوی برخی تعزیه خوان ها مورد استفاده قرار می گرفت. استفاده از نی تنها در برخی مجالس تعزیه و به طور نمونه مجلس دوطفلان مسلم و به هنگام چوپان خوانی ها کاربرد داشته است. البته برخی شواهد حاکی از استفاده سنج نیز بوده است که این آلت کوبی نیز مانند طبل و دهل و نقاره صرفا جهت فضاسازی مورد استفاده قرار می گرفته است.
باید افزود در چند دهه ی اخیر استفاده از برخی سازهای موسیقی کلاسیک مانند فلوت کلیددار، قره نی (کلارینت) و ساکسیفون نیز در شهرهای بزرگ و به ویژه پایتخت معمول گردید.
خدا حافظ همین حالا ....
موسیقی در تعزیه
پیدایش موسیقی در تعزیه همه ی نشانه ها گواه بر این است که از ابتدای شکل گیری هنر تعزیه در قالب نمایش موزیکال، چارچوب اصلی موسیقی آن، متکی به اصلی ترین الحان شناخته شده ی موسیقی ردیفی ایران یا موسیقی به اصطلاح دستگاهی بوده است. این که چرا و چگونه این نوع موسیقی یعنی موسیقی رسمی یکی از وجوه سه گانه ی ساختار موسیقایی این هنر را تشکیل داده، در حال حاضر برای همه ی پژوهشگران و صاحب نظران موضوعی روشن و پذیرفته است.
گرد هم آیی شاخص ترین هنرمندان و خوانندگان در پایتخت به منظور سامان بخشی و کلاسه نمودن موسیقی ایران و هم زمانی این مهم با رشد، تکامل و عمومیت تعزیه، دلیل موجهی در سود جستن هنرمندان تعزیه از این نوع موسیقی ست. اندک منابع در دسترس گواهی می دهند، خوش آوازترین هنرمندان کشور، مجریان اولیه ی تعزیه بوده اند. باید گفت اساسا پیش از آن که تعزیه از ویژگی ها و شگردهای نمایشی سود ببرد، مضامین آن به صورت شعر و آواز بیان می شده است. نگاهی به آیین ها و مناسک شیعی، به خصوص آوازهای وذهبی ایرانیان در مراسم و مکان های مختلف براین مسئله دلالت دارد. روضه خوان ها، نوحه خوان ها، مرثیه خوان ها، دراویش دوره گرد و مولودی خوان ها اولین کسانی هستند که بدون کمک و ابزار و ادوات موسیقی برای مردم کوچه و بازار آوازهایی را در مدح اولیاء و انبیاء می خوانده اند. در همین رابطه بازبینی و مرور نسخه های قدیمی تعزیه آشکار می سازد که در ابتدای رواج این هنر، آوازخوانان برجسته در برابر هم قرار گرفته و تقریبا به گونه ای صامت، اشعار و دیالوگ های مربوط به تعزیه را به صورت آوازی ادا می نموده اند. این روش در آغاز ظهور تعزیه و قبل از یافتن فرم های پیچیده و دخالت حالات نمایشی امری منطقی است.
دکتر عنایت الله شهیدی نیز بر ساختار مسلط آوازی ( و نه نمایشی ) تعزیه ها در بدو پیدایش آن تأکید ورزیده و می نویسد: « این پدیده در جریان تکامل خود از شبیه خوانی محض به نمایشی مفصل و پیچیده، پیرایه های قابل ملاحظه ای به خود گرفت. از کیفیت اپرا گونه ی آن کاسته شد و به جنبه های تئاتری و نمایشی آن افزوده گشت. »
توجه ریشه ای در ساختمان اولین نمونه های داستانی نسخ موجود تعزیه در برخی منابع قدیمی تر مانند روضة الشهدا نشان دهنده ی این نکته است که اشعار سروده شده و سیر داستانی آن ها قبل از این که اهدافی نمایشی را دنبال نماید، عمدتا جهت مکالمات شعری و مشاعره ی آوازی مورد نظر بوده است.
بررسی نسخه های قدیمی به آسانی معلوم می دارد که اساسا این حجم عظیم اشعار در یک نسخه در صورتی که بخواهد تمام و کمال با هنر نمایش همراه شود، از نظر زمان اجرا، نه تنها دشوار بلکه تقریبا ناممکن است. بررسی نسخه های کاشی مجلس حضرت ابوالفضل(ع) که داستان آن با کمک نزدیک به شش صد بیت شعر تدوین شده است، نشان دهنده ی شکل و ماهیت آوازی مجالس ابتدایی تعزیه است.
از اواسط دوره ی قاجار با حضور صاحب نام ترین آوازخوانان در پایتخت و جذب آنان جهت اجرای تعزیه تأکیدی مجدد بر این موضوع است که در ابتدای امر، لحن خوش و آواز مقدم بر هنر نمایش بوده است. باید گفت، تقریبا ما فاقد سندی هستیم که بتواند به گونه ای شفاف و صریح، فرم اجرایی و آوازی ابتدایی ترین اشکال و نوع آوازهای عزاداری شیعیان در دوره ی صفویه را روشن سازد. حتی سفرنامه نویسان این دوره نیز به غیر از اشارات مختصری که به طور کلی درباره ی دسته ها و گروه های عزاداری داشته اند، از نوع موسیقی آن ها سخنی به میان نیاورده اند. اما جذب خوانندگان موسیقی سنتی و تشویق وترغیب آنان ازسوی دربار درجهت اجرای تعزیه ها علاوه بر تأثیر ونفوذ قابل ملاحظه ی مجالس سوگ در اذهان عمومی به ساختار موسیقی تعزیه نیز تشخص آشکاری بخشید. آگاهی این هنرمندان زبده بر الحان موسیقی ردیفی و استفاده ی مستمر از این گونه نغمات در مجالس تعزیه، هویت و ساختار موسیقی تعزیه را پایه ریزی نمود.
خدا حافظ همین حالا ....
گزارش تصویریده مجلس تعزیه با آغاز ماه محرم در بخش جنبی دومین همایش سراسری آیینهای عاشورایی در خیمهگاه تئاتر شهر به اجرا درمیآید.
خدا حافظ همین حالا ....
خوب دوستان شما هم از مراسم مذهبی شهری که در اون سکونت دارین بگین تا ما هم با رسوم شهر شما اشنا بشیم
ممنون از همه![]()
خدا حافظ همین حالا ....
خیلی خیلی اولا از رایای عزیز ممنونم. یادم میاد به موقعی که آبادان بودیم. درست روبروی خونه ما یه حسینیه بود که بهش می گفتن حسینیه بوشهریا. وای وقتی مراسمی میشد چه غوغایی می شد. اسمش بود که مردم زمان شاه بی دین و ایمون بودن. باید میومدین میدید که واسه عزاداری توی این حسینیه و بیرونش چه غلغله ای بود. چقدر نوحه خونی هاشون به دل می چسبید. سنج و دما که وسایل مربوط به همراهای نوحه خونا بودن چقدر عظمت داشت. حتما همتون تو شهرهاتون اسم عزاداری بوشهری ها رو شنیدین. نام ناشناسی نیست. واقعا خیلی با عظمته. واقعا از روی دله. نمی گم که خدای ناکرده شهرهای دیگه اینطوری نیست ولی نمی دونم چرا حالا هم که دیگه نه از آبادان من اون آبادان اول مونده و نه دیگه اون حسینیه هست، هنوز هم که هنوزه این شهر و اون شهر دنبال حسینیه بوشهریها می گردم چون از بچه گی عزاداری رو با اونها دیدم و فهمیدم.
با تشکر فریبا
من هنوز ایمان دارم مادرم را خواهم دید
وقتی تمام دیوار بیمارستان تیتر زده اند : آی ... سی .... یو
این فشار ها که به خونت می آیند ،
تمام رگ هایم از بهشت متنفر می شوند
که زیر پایت را خالی می کنند ...
" هومن شریفی "
السلام علیک یا اباعبدلله الحسین (علیه اسلام)
ایام محرم بر تمامی دوستان عزیز تسلیت باد
انشاالله در پناه حضرت حق موفق و پیروز باشید.
اگر گیری وضو با آب زمزم اگر سجاد ،گردد عرش اعظم
اگر گویی اذان بر بام افلاک اگر از تکبیر، گردد سینه ات چاک
اگر ضرب المثل گردد خضوعت به حمدو قل هوالله و رکوعت
اگر باشد زتوحید تعهد اگر گردی شهید اندر تشهد
مبادا بر نماز خود نبازی ولایت گر نداری بی نمازی
سلام خدمت همه شما دوستای محترم
ماه محرم اومده و باز هم عذاراری های بومی و حال هوای محرمی
ممنون میشم از اداب و سنن شهرایی که توش زندگی میکیند و ایام محرم و صفر و رسوم بومی محلیتون اینجا قید کنید
عزا داری همتون قبول درگه احدیت![]()
خدا حافظ همین حالا ....
سلام به همه
دوست محترم که تقاضای نوحه بوشهری کردین فکر میکنم نوحه رو اینجا نزارم بهتره اینجا فقط از اداب و سنن مداحی و نوحه سراحی و کلا عزا داری های بومی ایرانی رو باید گذاشت نوحه رو از جناب مدیا تک در بخش موسیقی بخواهید![]()
خدا حافظ همین حالا ....
با سلام
از اول محرم من یه پیام زدم که دوستان از هر کجای ایران عزیز هستن بیان بگن در باره عزا داری های بومی شهرشون ولی کسی نگفت حالا هم که دیگه داره ماه صفر تموم میشه
کسی هیچی نگفتافسوسسسسسسسسسسسس
![]()
خدا حافظ همین حالا ....
سلام به همه دوستای گلم
چندتا سوال میخوام ازتون بپرسم بیایدنظرهامون رو بگیم بحث جالبی میشه
_محرم توی شهر شما چطوریه؟
_از گذشته تا حالا چقدر فرق کرده ؟
_عزاداری ها چجوری انجام میشه؟
_آیا این طور عزاداری رو قبول دارید؟
_اگر به شما میگفتن این فرصت رو دارید که با نظر خودتون مراسم های محرم رو انجام بدید چه طور عزاداری رو پیشنهاد میکردید آیا همینطور که هست قبولش داشتید یا عوضش میکردید؟
شما جواب بدید من هم نظرم رو میگم
ممنونم از شما کاربرای گل نیک صالحی![]()
به زندگی لبخند بزنشاید خوشبختی فقط منتظر لبخند تو به زندگیهشاید لبخند تو به زندگی خود خوشبختیه