تاریخ امروز :
تالار های نیک صالحی - Powered by vBulletin
تبلیغات
تولبار جدید و آپدیت شده مخصوص نیک صالحی آماده دانلود است ، برای دانلود کلیک کنید.

آخرین ارسالهای انجمن




صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 20 از 23

توضيح انواع سبکهای ادبی در شعر فارسی ( مهم )

  1. #1
    KIA آواتار ها
    KIA
    KIA آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Mar 2006
    محل سکونت
    N73
    نوشته ها
    2,106
    تشکر
    58
    تشکر شده 1,488 بار در 631 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض توضيح انواع سبکهای ادبی در شعر فارسی ( مهم )

    با درود بر سروران گرامي و دوستان ارجمند و با اجازه مديران محترم تالار
    ادبيات داراي ريشه و بافت قديمي و زيباي است كه بايستي در ان به كند و كاو مشغول شد تا بتوانيم شاعران بزرگ و نامداري را بجويم كه پايه اين ادبيات را به وجود اوردند. اميدواريم دوستان در اين تاپينك همراه ما باشند تا هر چه بيشتر بتوانيم در اين امر همراهي داشته باشيم..
    اگر بخواهيم به سر فصلهاي از ادبيات ايران از ابتداد اشاره كنيم ادبيات ايران به ۱۲ بخش تقسيم مي شود/
    ۱-از انقراض حكومت ساساني تا پايان قرن سوم هجري
    ۲-قرن چهارم، عصر ساماني و بويي
    ۳-قرن پنجم و ششم عصر غزنويان و سلجوقيان و خوارزمشاهيان
    ۴-وضع عمومي علم وادب در قرن هفتم و هشتم
    ۵-قرن نهم دوره تيموري (782 ـ 907 هجري)
    ۶-از آغاز قرن دهم تا ميانه قرن دوازدهم عهد صفوي (907 ـ 1148)
    ۷-از ميانه قرن دوزادهم تا اواسط قرن چهاردهم دوره افشاري و زندي و قاجاري و مشروطيت
    ۸-قصيده
    ۹-غزل
    ۱۰-قطعه
    ۱۱-شناخت شاعران
    ۱۲ -نثر نويسان
    مقدمه...فصل اول..
    مقدمه

    دولت ساساني با شكستهاي پياپي سپاهيان ايران از لشگر مسلمانان در جنگهاي ذات السلاسل(12هجري) و قادسيه(14 هجري) و جلولاء(16 هجري) و نهاوند(21 هجري) واژگون شد، و نفوذ مداوم مسلمين در داخله شاهنشاهي ايران تا ماوراءالنهر كه تا اواخر قرن اول هجري بطول انجاميد، سبب استيلاي حكومت اسلامي بر ايران گرديد و ايرانيان براي قروني تحت سيطره اعراب درآمدند.

    نفوذ لغات عربي در لهجات ايراني

    پيداست كه اين نفوذ سياسي و ديني و همچنين مهاجرت برخي از قبايل عرب بداخل ايران و آميزش با ايرانيان و عواملي از اين قبيل باعث شد كه لغاتي از زبان عربي در لهجات ايراني نفوذ كند. اين نفوذ تا چند قرن اول هجري بكندي صورت ميگرفت و بيشتر ببرخي از اصطلاحات ديني (مانند: زكوة، حج، قصاص...) و اداري (مانند: حاكم، عامل، امير، قاضي، خراج...) و دسته‿ ای از لغات ساده كه گشايشي در زبان ايجاد ميكرد يا بر مترادفات ميافزود (مانند: غم، راحت، بل، اول، آخر...) منحصر بود و حتي ايرانيان پاره‿اي از اصطلاحات ديني و اداري عربي را ترجمه كردند مثلاً بجاي «صلوة» معادل پارسي آن «نماز» و بجاي «صوم» روزه بكار بردند.

    در اين ميان بسياري اصطلاحات اداري (ديوان، دفتر، وزير...) و علمي (فرجار، هندسه، استوانه، جوارشنات، زيج، كدخداه...) و لغات عادي لهجات ايراني بسرعت در زبان عربي نفوذ كرد و تقريباً بهمان نسبت كه لغات عربي در لهجات ايراني وارد شد از كلمات ايراني هم در زبان تازيان راه يافت.

    بايد بياد داشت كه نفوذ زبان عربي بعد از قرن چهارم هجري و خصوصاً از قرن ششم و هفتم ببعد در لهجات ايراني سرعت و شدت بيشتري يافت.

    نخستين علت اين امر اشتداد نفوذ دين اسلام است كه هر چه از عمر آن در ايران بيشتر گذشت نفوذ آن بيشتر شد و بهمان نسبت كه جريانهاي ديني در اين كشور فزوني يافت بر درجه محبوبيت متعلقات آن كه زبان عربي نيز يكي از آنهاست، افزوده شد.

    دومين سبب نفوذ زبان عربي در لهجات عربي در لهجات ايراني خاصه لهجه دري، تفنن و اظهار علم و ادب بسياري از نويسندگانست از اواخر قرن پنجم به بعد. جنبه علمي زبان تازي نيز كه در قرن دوم و سوم قوت يافت از علل نفوذ آن در زبان فارسي بايد شمرده شد.

    اين نفوذ از حيث قواعد دستوري بهيچ روي (بجز در بعض موارد معدود بي اهميت) در زبان فارسي صورت نگرفته و تنها از طريق مفردات بوده است و حتي در مفردات لغات عربي هم كه در زبان ما راه جست براههاي گوناگون از قبيل تلفظ و معني آنها دخالتهاي صريح شد تا آنجا كه مثلاً بعضي از افعال معني و وصفي گرفت (مانند:لاابالي= بي‿باك. لايعقل= بي‿عقل، لايشعر= بي‿شعور، نافهم...) و برخي از جمعها بمعني مفرد معمول شده و علامت جمع فارسي را بر آنها افزودند مانند: ملوكان، ابدالان، حوران، الحانها، منازلها، معانيها، عجايبها، مواليان، اواينها...

    چنانكه در شواهد ذيل مي بينيم:
    ببوستان ملوكان هزار گشتم بيش گل شكفته برخساركان تو ماند
    (دقيقي)

    وگر بهمت گويي دعاي ابدالان نبود هرگز با پاي همتش همبر
    (عنصري)

    گر چنين حور در بهشت آيد همه حوران شوند غلمانش
    (سعدي)

    زنان دشمنان در پيش ضربت بياموزند الحانهاي شيون
    (منوچهري)

    بيابان درنورد و كوه بگذار منازلها بكوب و راه بگسل
    (منوچهري)

    من معانيهاي آنرا ياور دانش كنم گر كند طبع تو شاها خاطرم را ياوري
    (ازرقي)

    گذشته از اين نزديك تمام اسمها و صفتهاي عربي را كه بفارسي آوردند با علامتهاي جمع فارسي بكار بردند (مانند: شاعران، حكيمان، زائران، امامان، عالمان. نكتها، نسخها، كتابها...)

    بدين جهات بايد گفت لغات عربي كه در زبان فارسي آمده بتمام معني تابع زبان فارسي شده و اصولاً تا اواخر قرن پنجم جمعهاي عربي نيز بنحوي كه امروز ميان ما معمول است تقريباً مورد استعمالي نداشته است
    این بحث ادامه دارد........
    اگر انسانها بدانند فرصت با هم بودنشان چقدر محدود است محبتشان نسبت به هم نا محدود ميشود....


  2. کاربران : 4 تشکر کرده اند از شما KIA برای ارسال این پست سودمند:


  3. #2
    kouroshe_kabir آواتار ها
    kouroshe_kabir آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    May 2006
    نوشته ها
    1,319
    تشکر
    957
    تشکر شده 2,362 بار در 898 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    Arrow قالب غزل

    غزل

    یکی از انواع بسیار مهم شعر فارسی «غزل» است. غزل در لغت عبارت است از حکایت جوانی و حدیث صحبت و عشق. گاهی غزل تنها حدیث عشق نیست و مضامین اخلاقی و حکمت و عرفان و قلندریات و مسائل سیاسی را نیز شامل می شود.

    در اصطلاح ادبا، غزل چند بیت شعر است که بر یک وزن و قافیه سروده شود و حد معمول ابیات آن از 5 تا 12 بیت است.
    البته گاهی شاعرانی تا 19 بیت و بیشتر هم سروده اند٬ اما به کمتر از 5 بیت معمولا غزل گفته نمی شود.


    تعداد ابیات غزل به ذوق و سلیقه شاعر بستگی دارد: غزلیات حافظ یکی دو بیت کوتاهتر از غزلیات سعدی است. وزن غزل بیشتر از اوزان دیگر گوشنواز است و وزنهای حماسی و رباعی و مثنوی متناسب غزل نیست.

    بیت اول غزل مطلع نام دارد. گاهی بعضی غزلها دو تا سه مطلع دارند. آخرین بیت غزل را مقطع گویند که معمولا شاعر در آن «تخلص» یا نام اختصاصی ادبی خود را ذکر می کند. از دورۀ مغول به بعد ذکر نام معمول شد:

    «حافظا» در کنج فقر و خلوت شبهای تار

    تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور


    گاهی تخلص در بیت ماقبل آخر یا اواخر غزل آورده می شود و بیت یا ابیات آخر متمم و مکمل بیت قبل است:

    به عشق روی تو اقرار می کند «سعدی»

    همه جهان به در آیند گو به انکارم

    کجا توانمت انکار دوستی کردن

    که آب دیده گواهی دهد به اقرارم


    گاهی در آخر غزل ابیاتی در مدح آمده است که در غزلیات حافظ معمولا تخلص همین مدح است:

    نکته دانی بذله گو٬ چون «حافظ» شیرین سخن

    مجلس افروزی جهان افروز چون حاجی قوام

    هر که این عشرت نخواهد خوشدلی بر او تباه

    وآنکه این مجلس نجوید زندگی بر وی حرام


    گاهی مقطع غزل ارتباطی با مفاهیم اصلی غزل ندارد و مثلا مدح
    یا خودستایی است:


    شعر «حافظ» از زمان آدم اندر باغ خلد

    دفتر نسرین و گل را زینت اوراق بود


    برگرفته از: انواع شعر فارسی

    نوشته: «منصور رستگار»
    خدا حافظ

  4. کاربران : 4 تشکر کرده اند از شما kouroshe_kabir برای ارسال این پست سودمند:


  5. #3
    kouroshe_kabir آواتار ها
    kouroshe_kabir آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    May 2006
    نوشته ها
    1,319
    تشکر
    957
    تشکر شده 2,362 بار در 898 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    [QUOTE]
    تفاوتهای اساسی میان غزل و تغزل


    ــ «تغزل» وحدت موضوع دارد و اغلب امری توصیفی یا عاشقانه، به صورت پیوسته و مرتبط ، در آن بیان می شود؛ حال آنکه «غزل» دارای این هماهنگی و ارتباط کامل مفهوم نیست.

    2ــ عشق مطرح در «تغزل» همیشه مادی و زمینی است؛ اما در «غزل» بیشتر عشق معنوی و آسمانی مطرح است.

    3 ــ در «تغزل»، اغلب وصال و شادکامی مطرح است؛ در حالی که در بیشتر غزلیات قرون هفتم و هشتم و نهم روح غم و یأس و فراق و رنجهای آن عنوان می شود.

    4ــ شخصیت اصلی «تغزل» عاشق است؛ اما در «غزل» محور کلام «معشوق» است.

    5 ــ معشوق «تغزل» پست و حقیر و زمینی است؛ در حالی که معشوق «غزل» آسمانی و والاست.

    6 ــ «تغزل» نوعی واقع گرایی (رئالیسم) سطحی است؛ در حالی که «غزل» ضد واقع گرایی است.

    7 ــ «تغزل» دارای سطح و اعتبار لفظی است؛ اما «غزل»، در عین کمال لفظ، با ژرفای اندیشه همراه است.

    8 ــ «تغزل» معمولا تحت تأثیر آهنگ و سنگینی وزنی قصیده است؛ اما «غزل» لطافتی مستقل و وزنی درخور اندیشه های نوشته شده در آن دارد.

    برگرفته از: «انواع شعر فارسی»

    دکتر منصور رستگاری
    خدا حافظ

  6. کاربران : 5 تشکر کرده اند از شما kouroshe_kabir برای ارسال این پست سودمند:


  7. #4
    kouroshe_kabir آواتار ها
    kouroshe_kabir آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    May 2006
    نوشته ها
    1,319
    تشکر
    957
    تشکر شده 2,362 بار در 898 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    تکامل غزل با جلوه های عرفانی


    تا زمان «سنایی»، اساس شعر فارسی بر وصف و مدح و اشعار عاشقانه قرار داشت؛ اما با ظهور سنایی و بروز حوادث اجتماعی و سیاسی و فرهنگی خاص و ایجاد خانقاهها و گسترش اندیشه های عارفانه، قدر قصیده و مدح ستایشها و به همراه آن قالب قصیده و تغزل نیز فرو ریخت و شاعران فرصت یافتند تا از دیدگاهی دیگر سخن بگویند. در نتیجه، غزلسرایی به گونه مستقل از قرن ششم پدید آمد.

    تکامل غزل از سنایی آغاز می شود. هرچند سنایی دارای قصایدی است که با قصاید قبلی تفاوتی ندارد، اما در میان این قصاید، تغزل و گاهی کیفیت دیگری به چشم می خورد که از تغییر حال و تفکر سنایی سخن می گوید. او، به جای سخن گفتن از مغازله ها و عشق ورزی های زمینی، در غزلهای خود به عشق الهی و شوق و شور عشق معنوی می پردازد و فصلی تازه را در شعر فارسی آغاز می کند که، به لحاظ مضمونها و هدفها، با تغزلات گذشتگان کاملا متفاوت است:

    ماه شب گمرهان عارض زیبای توست

    سرو دل عاشقان قامت رعنای توست

    همت کروبیان شعبده دست توست

    سرمه روحانیان خاک کف پای توست

    رای همه زیرکان بسته تقدیر توست

    جان همه عاشقان سغبه* سودای توست

    وصل تو سیمرغ گشت بر سر کوه عدم

    خاطر بی خاطران مسکن و مأوای توست

    بر فلک چارمین، عیسی موقوف را

    وقت خروج آمده است منتظر رای توست

    موسی چون مست گشت عربده آغاز کرد

    صبر به غایت رسید وقت تجلای توست


    برگرفته از: «انواع شعر فارسی»

    (منصور رستگاری)
    *سغبه = فریفته، مفتون
    خدا حافظ

  8. کاربران : 6 تشکر کرده اند از شما kouroshe_kabir برای ارسال این پست سودمند:


  9. #5
    kouroshe_kabir آواتار ها
    kouroshe_kabir آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    May 2006
    نوشته ها
    1,319
    تشکر
    957
    تشکر شده 2,362 بار در 898 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    غزل در سبک هندی


    پس از «سعدی» و «حافظ»، شاعرانی چون «همام تبریزی» و «کمال خجندی» و «قاسم انوار» و «جامی» ظهور کردند که راه آن دو شاعر را می پیمودند، اما غزل پس از حافظ دچار انحطاط و فتور گشت و این انحطاط در تمام دوره تیموری ادامه داشت. با روی کار آمدن صفویان، در سبک اصفهانی یا هندی نیز - اگرچه قالب مطلوب بسیاری از شاعران بود - ترکیبات ناخوشایند راه یافت و ردیفها دشوار شد. مضمونها پیش پا افتاده و گاهی اغراق آمیز و باریک بینانه شد و بعضی از واژه های نامأنوس فارسی و ترکی در غزل راه یافت و موجب تعقیدات لفظی شد.

    این امر خاص همه شاعران نبود و بعضی از شاعران سبک هندی به آفرینش غزلیاتی توفیق یافتند که، از لحاظ مضمونهای لطیف و رقت معانی، از شاهکارهای شعر فارسی محسوب می شود. برگزیدگان غزل این دوره عبارت اند از: «بابا فغانی» و «وحشی بافقی» و «صائب تبریزی» و «فیضی دکنی» و «بیدل دهلوی» و «ابوطالب کلیم».

    پیری رسید و مستی طبع جوان گذشت
    ضعف تن از تحمل رطل گران گذشت
    وضع زمانه قابل دیدن دوباره نیست
    رو پس نکرد هرکه از این خاکدان گذشت
    در راه عشق، گریه متاع اثر نداشت
    صدبار از کنار من این کاروان گذشت
    از دستبرد حسن تو بر لشکر بهار
    یک نیزه خون گل، ز سر ارغوان گذشت
    طبعی به هم رسان که بسازی به عالمی
    یا همتی که از سر عالم توان گذشت
    مضمون سرنوشت به عالم جز این نبود
    آن سر که خاک شد به ره از آسمان گذشت
    در کیش ما تجرد عنقا تمام نیست
    در قید نام ماند، اگر از نشان گذشت
    بی دیده راه اگر نتوان رفت، پس چرا
    چشم از جهان چو بستی، از آن می توان گذشت؟
    بدنامی حیات دو روزی نبود بیش
    آن هم «کلیم» با تو بگویم چه سان گذشت
    یک روز صرف بستن دل شد به این و آن
    روز دگر به کندن دل ز این و آن گذشت


    «ابوطالب کلیم کاشانی»
    خدا حافظ

  10. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما kouroshe_kabir برای ارسال این پست سودمند:


  11. #6
    kouroshe_kabir آواتار ها
    kouroshe_kabir آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    May 2006
    نوشته ها
    1,319
    تشکر
    957
    تشکر شده 2,362 بار در 898 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    غزل در قرون 13



    در قرن سیزدهم و چهاردهم، یعنی دوره بازگشت ادبی تا انقلاب مشروطیت، شاعران غزلسرا برای بازگشت به سبک شعر به شیوۀ عراقی کمر همت بستند و در غزلسرایی شیوۀ «حافظ» و «سعدی» را در پیش گرفتند. کسانی چون «مشتاق»، «عاشق اصفهانی»، «آذر بیگدلی»، «هاتف»، «نشاط»، «فروغی بسطامی»، «مجمر»، «وصال شیرازی»، «یغمای جندقی»، «میرزا حبیب خراسانی»، که پیشوایان سبک دورۀ بازگشت بودند به تقلید از غزلسرایی شاعران بزرگ در سبک «عراقی» پرداختند.

    با این همه، هیچ یک نتوانستند چهره هایی درخشانتر از شاعران پیشین بنمایند. بنابر این، در زمان غزلسرایی این گروه، شعر تازه و بدیعی که شایسته طرح باشد و در مشخصات «شیوۀ عراقی» سخنی از آن به میان نیامده باشد مطرح نشد و اندیشه ها و مضامین تکرار همان مضامین گذشته بود؛ ولی با قدرت لفظی اندک و ژرف اندیشی کمتر.

    از دوره مشروطیت به بعد ــ یعنی در دوره معاصر ــ نیز غزلسرایی همچنان مورد توجه بوده است؛ با این تفاوت که غزل بیشتر اندیشه های عاشقانه و احساسات سیاسی و وطن پرستانه را، بخصوص در جریان انقلاب مشروطیت، در خود جای داد.

    نمونه غزل سیاسی از «عارف قزوینی»:

    پیام دوشم از پیر می فروش آمد

    بنوش باده که یک ملتی به هوش آمد

    هزار پرده ز ایران درید استعمار

    هزار شکر که مشروطه پرده پوش آمد

    ز خاک پاک شهیدان راه آزادی

    ببین که خون سیاوش چسان به جوش آمد

    برای فتح جوانان جنگجو، جامی

    زدیم باده و فریاد نوش نوش آمد

    کسی که رو به سفارت پی امیدی رفت

    دهید مژده که لال و کر و خموش آمد

    صدای ناله «عارف» به گوش هر که رسید

    چو دف به سر زد و چون چنگ در خروش آمد

    سبک شاعران این دوران ادامه غزل قرون پیشین است، تنها گاهی مضامین سیاسی و اجتماعی چهرۀ غزل را متفاوت می کند. سیر غزل تا شهریور 1320 چنین ادامه یافت که، در کنار سیر معمولی غزل با شیوۀ تعبیر و مضامین پیشین، گونه دیگری از غزل در خدمت جامعه و مسائل سیاسی درآمد و رفته رفته با آرامش نسبی پهنه غزل فارسی را ترک گفت. تأثیر این جلوه های میهنی در غزل فارسی بیشتر در واژه های غزل به چشم می خورد؛ واژه هایی چون نام کشورهای خارجی و دست افزارها و وسایل جنگی، اصطلاحات سیاسی و ملی، کمیسیون عرایض، بهارستان انجمن سری، مسلک، مرتجعین، ... که وارد غزل شد.

    «انواع شعر فارسی»

    (منصور رستگار فسایی)
    خدا حافظ

  12. کاربران : 4 تشکر کرده اند از شما kouroshe_kabir برای ارسال این پست سودمند:


  13. #7
    kouroshe_kabir آواتار ها
    kouroshe_kabir آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    May 2006
    نوشته ها
    1,319
    تشکر
    957
    تشکر شده 2,362 بار در 898 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    شیوه های غزل در قرن 14

    از نیمه قرن چهاردهم هجری شیوه های غزل گوناگون گردید. ذوقهای مختلف و نظرگاههای سیاسی و اجتماعی و عاطفی متفاوت شاعران را به اتخاذ روشهای مختلف غزلسرایی سوق داد. این روشها عبارت اند از:

    1ــ ادامۀ شیوۀ عراقی با همان روشنی و تعادل قالب و مضمون و بیان مضامین عاشقانه و شکوه و شکایت که شاعرانی چون «شهریار»، «پژمان»، «ورزی»، «گلچین معانی»، عرضه می کنند؛ مانند این غزل از پژمان:

    ما هم شکسته خاطر و دیوانه بوده ایم

    ما هم اسیر طره جانانه بوده ایم

    مانیز چون نسیم سحر در حریم باغ

    روزی، ندیم بلبل و پروانه بوده ایم

    ماهم به روزگار جوانی ز شور عشق

    عبرت فزای مردم فرزانه بوده ایم

    برکام خشک ما به حقارت نظر مکن

    ماهم رفیق ساغر و پیمانه بوده ایم

    ای عاقلان به لذت دیوانگی قسم

    ما نیز دلشکسته و دیوانه بوده ایم

    2 ــ گروهی که دنباله رو شیوه و سیرۀ هندی (یا اصفهانی) اند، منتهی با روشی منطقی تر و معتدل تر از گذشتگان مانند: «امیری فیروزکوهی» و «پرتو بیضایی». در غزلیات این گروه پیچیدگی و کنایات و استعارات دور از ذهن شاعران سبک هندی دیده نمی شود. نمونه شعر از امیری فیروزکوهی:

    از آن چو شمع سحر در زوال خویشتنم

    که هم وبال کسان هم وبال خویشتنم

    ز دست غیر چه جای شکایت است مرا

    که همچو سایۀ خود پایمال خویشتنم

    ز سال و ماه عزیزان خبر چه می پرسی

    مرا که بی خبر از ماه و سال خویشتنم

    چه گویم از تو که در یاری زبانی هم

    هزار وعده دهی جز وصال خویشتنم؟

    از آن غنچه لب از گفتگو فرو بستم

    که نیست بی خبری از ملال خویشتنم

    «امیر» سوختم از بهر دیگران و نسوخت

    چو شمع سوخته جان، دل به حال خویشتنم

    3 ــ شیوۀ میان شیوۀ عراقی و شیوۀ اصفهانی (یا هندی) که می توان آن را روش شاعران تهرانی نامید، مانند غزلیات «رهی معیری» و «علی اشتری». در این شیوه، از نظر زبان، فخامت سخن و موسیقی دل انگیز زبان سعدی احساس می شود و همچنین دیگر نازک اندیشی های شیرین و خیال انگیزیهای سبک هندی را داراست، بدون اینکه با استعارات و کنایات دور از ذهن آمیخته باشد؛ مانند این غزل از رهی معیری:

    آنقدر با آتش دل ساختم تا سوختم

    بی تو ای سر روان یا ساختم یا سوختم

    سرد مهری بین که کس بر آتشم آبی نزد

    گرچه همچون برق از گرمی سراپا سوختم

    سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع

    لاله ام کز داغ تنهایی به صحرا سوختم

    همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب

    سوختم در پیش مهرویان و بیجا سوختم

    سوختم از آتش در میان موج اشک

    شور بختی بین که در آغوش دریا سوختم

    شمع و گل هم هر کدام از شعله ای در آتشند

    در میان پاکبازان من نه تنها سوختم

    جان پاک من «رهی» خورشید عالمتاب بود

    رفتم و از ماتم خود عالمی را سوختم

    4 ــ گروهی از شاعران، در کنار دیگر اشعار و غزلواره های خویش، با غزل سنتی نیز تفننی داشته اند و چهره هایی تازه در غزل نمودار ساخته اند، هم از لحاظ مفاهیم غنایی تازه است و هم از حیث شیوه تعبیر و بیان. در این غزلیات، با گونه هایی از عشق و احوال عاشقانه روبرو می شویم که نه تنها ابیات غزل را از استقلال معنی خارج می کند و مفاهیم آن را بهم می پیوندد و گونه ای یک دستی به غزل می بخشد، بلکه مانند آن را در غزلیات پیشین نمی توان یافت. نه تنها تخیل در این غزل ها قوی است، بلکه زبان و آهنگ نیز در آنها جلوه های تازه و خیال انگیز دارد. از این دسته شاعرانی اند چون: «توللی» و «سیمین بهبهانی» و «نادر نادرپور» و«پروین دولت آبادی» و «هوشنگ ابتهاج» و ... .

    «منصور رستگار فسایی»، انواع شعر فارسی.
    خدا حافظ

  14. کاربران : 4 تشکر کرده اند از شما kouroshe_kabir برای ارسال این پست سودمند:


  15. #8
    kouroshe_kabir آواتار ها
    kouroshe_kabir آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    May 2006
    نوشته ها
    1,319
    تشکر
    957
    تشکر شده 2,362 بار در 898 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    غزلیات عاشقانه (غیر عرفانی)


    از قرن ششم هجری، غزل فارسی با دگرگونی بزرگی روبرو شد و از دو مسیر مختلف (ولی در کنار هم) راه اعتلا پیمود: نخست «غزل عرفانی» و دوم «غزل عاشقانه»، که در واقع ادامه همان اندیشه های غنایی پیش از قرن ششم بود که با پختگی و تکامل فکری و معنوی فراوان همراه شده بود؛ و بهترین نمونه آن در شعر «سعدی» منعکس شد و البته کسانی چون «انوری» و «ظهیر الدین فاریابی» راه را برای ظهور «سعدی» در این نوع غزل هموار کرده بودند.

    غزل سعدی از نوعی سادگی و روانی خاص برخوردار است که آن را «سهل و ممتنع» خوانده اند؛ و نوعی هنر سحرآفرین و موجز است که، با جای دادن مفاهیم و اندیشه های وسیع عاشقانه، دقیقترین عواطف و احساسات لطیف انسانی را بازگو می سازد:

    ز حد گذشت جدایی میان ما، ای دوست

    بیا بیا که غلام توام، بیا ای دوست

    اگر جهان همه دشمن شود ز دامن تو

    به تیغ مرگ شود دست من رها، ای دوست

    سرم فدای قفای ملامت است، چه باک

    گرم بود سخن دشمن از قفا، ای دوست؟

    به ناز اگر بخرامی، جهان بر آشوبی

    به خون خسته اگر تشنه ای، هلا ای دوست

    وفای عهد نگهدار و از جفا بگذر

    به دوستی، که نیم یار بیوفا، ای دوست

    هزار سال پس از مرگ من چو بازآیی

    ز خاک نعره بر آرم که: مرحبا، ای دوست

    ویژگیهای غزل سعدی در پرهیز از تنافر حروف و نیاوردن واژه های متروک و اعجاز در حسن ترکیب جملات و اجتناب از استعاره های دور از ذهن و نیاوردن حشو و رعایت اعتدال در تشبیهات معقول و دوری از اغراقهای شگفت انگیز و نپذیرفتنی و موزونی و روانی و گزینش استادانه واژه ها و کمال هماهنگی در بافت غزل و رعایت معقولانه صنعتهای لفظی و تیز بینی شاعرانه است.

    برگرفته از: «انواع شعر فارسی»

    (منصور رستگار فسایی)
    خدا حافظ

  16. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما kouroshe_kabir برای ارسال این پست سودمند:


  17. #9
    kouroshe_kabir آواتار ها
    kouroshe_kabir آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    May 2006
    نوشته ها
    1,319
    تشکر
    957
    تشکر شده 2,362 بار در 898 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    «سنایی» و غزل «زهدیه» و «قلندریه»



    کار سنایی، از نظر نوآوری در غزل، در شعر فارسی بااهمیت بود؛ اما این کار، در مقایسه با آنچه پس از وی در غزل فارسی اتفاق افتاد، بسیار ابتدایی و ناقص است. بدین معنا که سنایی تنها جرقه ای از عرفان و توجه به عوالم ملکوتی را در شعر فارسی روشن ساخت که پس از وی دیگران آن را به کمال رساندند؛ زیرا غزل سنایی از حیث محتوا در مقام عالی عرفان نیست و بیشتر جنبه زاهدانه قوی دارد. این امر پس از وی در شعر «عطار» و «مولوی»، در جنبه عرفانی، به اوج رسید.

    از این رو، غزلیات سنایی را به غزلیات «زهدیه» (زهد آمیز) و «قلندریه» تقسیم کرده اند. این دو خصوصیت عمده در غزل سنایی را می توان چنین توضیح داد:

    1 ــ سنایی برای نخستین بار، مضمونهای زاهدانه و عارفانه و بسیاری از واژه ها و ترکیبات و اصطلاحات عرفانی را وارد شعر فارسی کرد و غزل را با مضامینی بر پایه عشق الهی و سیر ملکوتی همراه ساخت.

    2 ــ غزل سنایی، در عین تازگیهای عرفانی، هنوز تحت تأثیر سنتهای کهن قصیده سرایی است و لطافت وزن و معنای غزلهای بعدی (بخصوص غزلیات ناب عرفانی) را ندارد.

    شیوه سنایی در غزلسرایی بلافاصله مورد تقلید «عطار» قرار گرفت؛ با این تفاوت که عرفان و جا افتادگی مضمونهای عرفانی و لطافت معنوی غزل عطار بیشتر از سنایی است. به همین سبب، غزل عرفانی در شعرهای عطار راه مشخص و خاص خود را می یابد.

    برگرفته از: «انواع شعر فارسی»

    (دکتر منصور رستگار فسایی)
    خدا حافظ

  18. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما kouroshe_kabir برای ارسال این پست سودمند:


  19. #10
    kouroshe_kabir آواتار ها
    kouroshe_kabir آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    May 2006
    نوشته ها
    1,319
    تشکر
    957
    تشکر شده 2,362 بار در 898 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    غزل نام قالب است یا مفهوم آن؟



    موضوع شعر سبب می شود که شعر قالب معین به خود بگیرد و این موضوع شعر است که ابتدا اهمیت پیدا می کند. این مطلب دربارۀ غزل هم صادق است.

    اگر شعری از لحاظ فنی به صورت غزل و از لحاظ معنا در موضوعی غیر از عشق و احساسات باشد، در حقیقت غزل نیست؛ و اگر شعری به شرح تمایلات عاشقانه بپردازد، ولی غیر از صورت معمول غزل باشد، در واقع غزل است.

    مجموعه افکار غنایی عاشقانه (مجازی و حقیقی)٬ معانی عرفانی٬ فلسفی٬ اجتماعی و اخلاقی٬ عبرت٬ ایثار٬ فداکاری٬ خداجویی٬ حق طلبی٬ در غزل آمده است و محرک شاعر در غزل احساسات و عواطف اوست. غزلیات «حافظ» و «سعدی» و «وحشی» سرشار از عواطف است.

    ای ساربان، آهسته ران٬ کارام جانم می رود

    وان دل که با خود داشتم با دلستانم می رود

    من مانده ام مهجور از او٬ بیچاره و رنجور از او

    گویی که نیشی دور از او٬ در استخوانم می رود

    محمل بدار ای ساربان٬ تندی مکن با کاروان

    کز عشق آن سرو روان٬ گویی روانم می رود...

    «سعدی»

    دیدگاههای مختلفی در تعریف غزل عرضه شده است که چند دیدگاه مهم را نام می بریم:
    1) غزل به مفهوم اشعار ملحون: که همراه موسیقی خوانده می شود. اشعار شاعران تا قرن پنجم هجری قمری این نکته رابیان می کند که نام غزل به سرودهای ملحون و همراه با موسیقی اطلاق می شده است:

    گر حور زرهپوش بود، ماه کمانکش

    گر سرو غزلگوی بود، کبک قدح خوار

    «رودکی»

    2) حراره: اشعار سخیفی که عوام الناس در کوچه ها و مجالس لهو و لعب می خوانند. «مولوی» این واژه را به همین مفهوم در مثنوی به کار برده است.

    3) قول: به معنای نوعی سرود است که در آن عبارت عربی نیز داخل شده باشد:

    بلبل از فیض گل آموخت سخن، ورنه نبود

    این همه «قول و غزل» تعبیه در منقارش
    «حافظ»

    4) سرود:

    «رودکی» چنگ برگرفت و نواخت

    باده انداز کو سرود انداخت

    5) ترانه:

    حکمت نتوانی شنود، ازیرا

    فتنه غزل نغزی و ترانه

    «ناصر خسرو»

    برگرفته از: «انواع شعر فارسی»

    (منصور رستگاری)
    خدا حافظ

  20. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما kouroshe_kabir برای ارسال این پست سودمند:


  21. #11
    kouroshe_kabir آواتار ها
    kouroshe_kabir آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    May 2006
    نوشته ها
    1,319
    تشکر
    957
    تشکر شده 2,362 بار در 898 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    صنایع شعری در دوره غزنوی


    در دوره سامانی، کتابی در علوم بلاغت تألیف نشد؛ اما تصنعاتی چون تجاهل عارف، مراعات و نظیر، تضاد، ترصیع، اشتقاق، مضارعه، به طور طبیعی در شعر وجود دارد و این موضوع در دوره غزنوی جلوه بارزتری به خود می گیرد و صنعتهای لفظی از لوازم و ضروریات شعر و شاعری می شود. شاعران، علاوه بر رعایت و اعمال عادی این صنایع، به تفننها و هنرنماییهای تازه می پردازند.

    قصاید مصنوع و صنایع شعری
    (از قرن ششم به بعد):

    در دوره سلجوقی، صنعتگری رواج بیشتر یافت و در اشعار شاعرانی چون ابوالفرج رونی، عسجدی، اسدی، معزی، سید حسن غزنوی، رشیدالدین وطواط، عبدالواسع جبلی، مسعود سعد، عمعق بخارایی، نمونه های فراوانی از صنایع لفظی دیده می شود. کسانی چون رشیدالدین وطواط (متوفی 573 ه ق) تمام همّ خود را مصروف صنعتهای بدیعی کرده و به سرودن شعرهای مصنوع و متکلف رغبت نشان داده اند. سرودن قصیده های مردف؟؟؟ از ویژگیهای شاعران این دوره است.

    در اواخر قرن ششم هجری، ساختن اشعار مصنوع و - بخصوص قصایدی همراه با صنایع - رواج یافت و بعضی از شاعران، علاوه بر توجه به ایراد صنایع (خاصه انواع تشبیهات، استعارات، مجازها، ایهامها، التزامات دشوار، امثال اینها)، شروع به ساختن قصایدی کردند که مشتمل بر صنعتهای گوناگون - بخصوص صنایع لفظی - باشد.

    در قرن نهم و دهم نیز ساختن قصاید مصنوع ادامه یافت و بعضی از شاعران سعی کردند تا در شعر خود توشیحات و دوایری را به کار برند که از مجموع ابیات بیتهای جدید با بحرها و اوزان تازه به دست آید.

    برگرفته از: انواع شعر فارسی، ص97

    منصور رستگار فسایی
    خدا حافظ

  22. تشکرها از این نوشته :


  23. #12
    cinderella22 آواتار ها
    cinderella22 آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia n73
    نوشته ها
    1,215
    تشکر
    880
    تشکر شده 2,965 بار در 1,157 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    سلام دوست عزيز...تاپيك و باز كردم چون فكر كردم مي توني اطلاعات خوبي بدي بهمون...منتظرم

    به سراغ من اگر مي آييد ...نرم و آهسته بياييد مبادا كه ترك بردارد...چيني نازك تنهايي من

  24. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما cinderella22 برای ارسال این پست سودمند:


  25. #13
    kouroshe_kabir آواتار ها
    kouroshe_kabir آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    May 2006
    نوشته ها
    1,319
    تشکر
    957
    تشکر شده 2,362 بار در 898 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    در اینجامیتونید اطلاعات نسبتا کاملی در باره قالب غزل پیدا کنید .
    خدا حافظ

  26. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما kouroshe_kabir برای ارسال این پست سودمند:


  27. #14
    kiana_p آواتار ها
    kiana_p آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Sep 2006
    محل سکونت
    n 96
    نوشته ها
    871
    تشکر
    1,707
    تشکر شده 2,966 بار در 1,047 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    اساسا سبک چیست ؟ :

    سبک شعر، یعنی مجموع کلمات و لغات و طرز ترکیب آنها، از لحاظ قواعد زبان و مفاد معنی هر کلمه در آن عصر، و طرز تخیل و ادای آن تخیلات از لحاظ حالات روحی شاعر، که وابسته به تأثیر محیط و طرز معیشت و علوم و زندگی مادی و معنوی هر دوره باشد، آنچه از این کلیات حاصل می شود آب و رنگی خاص به شعر می دهد که آن را « سبک شعر» می نامیم، و پیشینیان گاهی به جای سبک « طرز» و گاه « طریقه» و گاه « شیوه» استعمال می کردند.

    شعر فارسی ، به طور کلی ، از زیر سیطره و تسلط چهار سبک بیرون نیست ، اگر چه باز هر سبکی به طریقه و طرزهای مختلفی تبدیل می شود تا می رسد به جایی که هر شاعری استیل و طرز خاصی را به خود اختصاص می دهد که قابل حصر نیست ، بنابر این در مدارس امروز ما تنها چهار سبک را اصیل و مبدأ سبکها قرار داده ایم
    .

    كوله بارم بر دوش
    سفري مي بايد
    سفري بي همراه
    گم شدن تا ته تنهايي محض
    سازكم با من گفت
    هر كجا لرزيدي، از سفر ترسيدي؛
    تو بگو از ته دل:من خدا را دارم
    من و سازم چندي است كه فقط با اوئيم.

  28. تشکرها از این نوشته :


  29. #15
    kiana_p آواتار ها
    kiana_p آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Sep 2006
    محل سکونت
    n 96
    نوشته ها
    871
    تشکر
    1,707
    تشکر شده 2,966 بار در 1,047 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    سبك خراساني
    بیشتر گویندگان این سبک از مردم خراسان بودند. این سبک به اشعار اولین دوره های بعد از اسلام گفته می شود؛ چون دوره های سامانی، سلجوقی و غزنوی.
    شعرای معروف این سبک عبارتند از: رودکی، شهید بلخی، قردوسی، منوچهری، عنصری، ناصرخسرو، فرخی و ... .

    در سبک خراسانی آرایه هایی چون تشبیه و استعاره و ایهام وجود دارد؛ اما غالباً محسوس و قابل درک است و نیازی به تأمل زیاد ندارد. اشعار این سبک از حیث نوع بیشتر قصیده است و از لحاظ لفظ ساده ساده و روان و عاری از ترکیبات دشوار است و لغات عربی در آن اندک است. همچنین از لحاظ معنی صداقت و صراحت لهجه، تعبیرات و تشبیهات ساده و ملموس و محسوس، از اختصاصات مهم این سبک است. به عبارت دیگر در سبک خراسانی اصل بر ساده گویی است و هر کلمه درست برای همان معنی وضع می شود که شاعر اراده کرده و همه از آن یک معنی دریافت می کنند.

    مضمون بیشتر اشعار این سبک وصف طبیعت و مدیحه و شرح فتوحات پادشاهان و گاهی نیز پند و اندرز بود است.

    این سبک تا قرن ششم هجری رواج داشته است
    .

    كوله بارم بر دوش
    سفري مي بايد
    سفري بي همراه
    گم شدن تا ته تنهايي محض
    سازكم با من گفت
    هر كجا لرزيدي، از سفر ترسيدي؛
    تو بگو از ته دل:من خدا را دارم
    من و سازم چندي است كه فقط با اوئيم.

  30. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما kiana_p برای ارسال این پست سودمند:


  31. #16
    kiana_p آواتار ها
    kiana_p آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Sep 2006
    محل سکونت
    n 96
    نوشته ها
    871
    تشکر
    1,707
    تشکر شده 2,966 بار در 1,047 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    می دانیم که شعر فارسی در خراسان بزرگ و ماوراء النهر یا میان دورود( یعنی ترکمنستان و تاجیکستان و ازبکستان فعلی) در دربار طاهریان و سامانیان و نیز در دربار یعقوب لیث صفاری در سیستان آغاز به رشد کرد و ریشه دوانید.

    یعنی از آغاز نخستین جنبش های استقلال طلبانهء سلسله های ایرانی بر ضد حاکمیت خلفای عرب.

    این سخن سیستانی ِ بزرگ یعنی یعقوب لیث صفاری مشهور است ، هنگامی که به شاعران ِ ایرانی ِ عربی سُرای خود گفت :

    «به زبانی که من اندر نیابم چرا باید گفتن ؟»

    (نقل از چهارمقالهء نظامی عروضی).

    نظامی عروضی در چهارمقاله می گوید : پس از این جمله بود که شاعران به سرودن قصاید فارسی پرداختند.

    و این سنت با پیدایی شاعران بزرگی همچون شهید بلخی و رودکی سمرقندی تداوم یافت تا به دوران پادشاه ترک زاده و ترک نژاد غزنوی یعنی به سلطان محمود رسید و دربار اورا به بزرگترین قصیده سرایان ِ کلّ ِ تاریخ ایران تبدیل کرد و به این «شاه غازی » ترک که به قول بیهقی« از بهر عباسیان را انگشت به در کرده بود و قرمطی می جُست» و می کشت و بدین گونه خود را شمشیرزن و «دین گستر» خلفای عربِ عباسی می نامید ، افتخار هم عصری با بزرگمرد طوس ، یعنی حکیم ابوالقاسم فردوسی را عنایت کرد. تا آنجا که استاد طوس، شاهنامه ــ یعنی این سند هویت ایرانی و این نجات بخش ِ فرهنگ ایران و زبان فارسی را به او تقدیم داشت. اگرچه «شاه غازی» شایستهء چنین موهبتی نبود.

    به هر حال مجموعهء ویژگی های زبانی یعنی وجود ِ واژگان ِ کهن و شرقی زبان فارسی (دری) و نیز ساختمان نحوی زبان و وجود ِ نکاتِ گرامری کهنی که در شعر شاعران قرن سوم هجری یعنی در شعر شاعران ِ برخاسته از خراسان ِ بزرگ و سیستان منعکس است ، سبکی را در شعر فارسی ایجاد کرده که به سبک خراسانی(1) مشهور شده است.

    این مکتب شعری ، همراه با جابه جایی های سیاسی و فرهنگی و با برآمدن و تسلط سلسه های گوناگون ترک و انتقال قدرت به نواحی مرکزی و شمالی، و رواج زبان فارسی در این مناطق ، سرمنشاء سبک جدیدی شد به نام «سبک عراقی». (2)
    ویرایش توسط kiana_p : February 11th, 2007 در ساعت 10:21 PM

    كوله بارم بر دوش
    سفري مي بايد
    سفري بي همراه
    گم شدن تا ته تنهايي محض
    سازكم با من گفت
    هر كجا لرزيدي، از سفر ترسيدي؛
    تو بگو از ته دل:من خدا را دارم
    من و سازم چندي است كه فقط با اوئيم.

  32. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما kiana_p برای ارسال این پست سودمند:


  33. #17
    kiana_p آواتار ها
    kiana_p آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Sep 2006
    محل سکونت
    n 96
    نوشته ها
    871
    تشکر
    1,707
    تشکر شده 2,966 بار در 1,047 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    سبك عراقي
    اساس سبک عراقی همان سبک خراسانی ست با این تفاوت که در آن واژه های عربی فراوان تر شده و نیز به دلیل جا به جایی مراکز قدرت و گسترش علوم در حوزه های آموزش علمی و فرهنگی شهرهای مختلف ایران ، واژه های علمی و حِکمی و فلسفی و دینی و نجومی و پزشکی در آثار شاعران وارد شده ورنگ و زنگ یا جلوهء خود را به شعر شاعران سبک عراقی بخشیده است.

    برای معرفی نمونه های برجستهء شاعران این سبک می باید از از انوری و سعدی و حافظ و مولوی نام برد و نیز نام خاقانی شروانی و قطران تبریزی و نظامی گنجوی را بر آنان افزود.

    البته خاقانی و نظامی را شاعران سبک ترکستانی هم نامیده اند که بیانگر شعبه ای است از سبک عراقی که ریشه و پیوند عمیق خود را ـ خاصه در شعر خاقانی ـ با سبک خراسانی حفظ کرده است.

    اما از دوران صفویه به بعد یعنی از اوائل قرن دهم تا اواسط قرن دوازدهم سبک تازه ای در شعر فارسی پیدا شد به نام سبک هندی.

    كوله بارم بر دوش
    سفري مي بايد
    سفري بي همراه
    گم شدن تا ته تنهايي محض
    سازكم با من گفت
    هر كجا لرزيدي، از سفر ترسيدي؛
    تو بگو از ته دل:من خدا را دارم
    من و سازم چندي است كه فقط با اوئيم.

  34. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما kiana_p برای ارسال این پست سودمند:


  35. #18
    kiana_p آواتار ها
    kiana_p آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Sep 2006
    محل سکونت
    n 96
    نوشته ها
    871
    تشکر
    1,707
    تشکر شده 2,966 بار در 1,047 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    بیشتر گویندگان این سبک از مردم فارس، اصفهان و عراق عجم بودند. این سبک به اشعار شعرای قرن ششم تا دهم هجری اطلاق می شود. ابوالفرج رونی، سید حسن غزنوی و جمال الدین اصفهانی از بنیانگذاران، و کمال الدین اصفهانی و سعدی و عراقی و حافظ و عده ای دیگر از نمایندگان این سبک به شمار می روند.

    در این سبک قصیده بیشتر جای خود را به غزل داد. همینطور سادگی و روانی و استحکام جای خود را به لطافت و کثرت تشبیهات و تعبیرات و کنایات زیبا و تازه و در عین حال دقیق و باریک داد. واژه های تازی نیز فزونی گرفت.

    با ورود تصوف و عرفان در شعر، گویندگان عارفی همچون سنایی، عطار، مولوی، حافظ و دهها شاعر دیگر ظهور کردند. ضمناً مشامین اخلاقی و تربیتی و پند و اندرز جای مدایح مبالغه آمیز را گرفت.

    كوله بارم بر دوش
    سفري مي بايد
    سفري بي همراه
    گم شدن تا ته تنهايي محض
    سازكم با من گفت
    هر كجا لرزيدي، از سفر ترسيدي؛
    تو بگو از ته دل:من خدا را دارم
    من و سازم چندي است كه فقط با اوئيم.

  36. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما kiana_p برای ارسال این پست سودمند:


  37. #19
    kiana_p آواتار ها
    kiana_p آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Sep 2006
    محل سکونت
    n 96
    نوشته ها
    871
    تشکر
    1,707
    تشکر شده 2,966 بار در 1,047 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    برخي از ويژگيهاي سبك عراقي عبارتند از:
    1- ورود لغات و تركيبات متعدد از لهجه هاي محلي به زبان فارسي دري؛
    2- نفوذ عميق تر و گسترده تر فرهنگ اسلامي؛
    3- نفوذ افكار و اصطلاحات صوفيه در شعر و رواج عرفان اسلامي؛
    4- بدبيني شاعران نسبت به اوضاع زمان بر اثر نابسامانيهاي اين دوره؛
    5- ورود روز افزون لغات عربي و استفاده فراوان از استعاره و كنايه و اصطلاحات فلسفي، كلامي، طبي، نجومي، و غيره كه فهم شعر را اندكي دشوارتر مي ساخت؛
    6- گسترش حوزه زبان و ادبيات فارسي در نقاط مختلف ايران و شعبه قاره هند.
    .

    مقايسه سبك خراساني و عراقي

    در سبك خراساني لغات و اصطلاحات عربي به كار نرفته است در صورتي كه در سبك عراقي از كلمات و اصطلا حات عربي زياد استفاده شده است.
    در سبك خراساني تشبيه و استعاره و كنايه جايي نداشت اما سبك عراقي سرشار از تشبيه و استعاره و كنايه است. در سبك خراساني تعصب ديني به چشم نمي خورد اما در سبك عراقي نكات و اصطلاحات مذهبي در شعر وارد شده است. اين موارد نشان دهنده ي تفاوت اين دو سبك شعري و طرز تفكرو نگرش شاعران اين دو سبك است و اينكه در هر دوره خصوصيات شعري با توجه به شرايط آن زمان تغيير تغيير مي كند.
    براي مثال رودكي در سرودن قصيده هاي مدحي و وصفي استاد بوده در حالي كه مولوي در سرودن اشعار عرفاني مهارت داشته است.كه اين موضوع نشان دهنده ي تفاوت دوران رودكي( سبك خراساني) با دوران مولوي(سبك عراقي) است.
    در سبك خراساني غزل رواج نداشته است و شاعران اين سبك
    علاقه اي به غزل نداشتند در صورتي كه شاعران سبك عراقي علاقه زيادي به قالب غزل داشتند.
    لغات كه در سبك عراقي مورد استفاده قرار مي گرفت دوام بيشتري در طول زمان نسبت به كلمات مورد استفاده در سبك خراساني دارد..

    تفاوت سبك عراقي و سبك خراساني در چيست ؟

    سبک خراسانی از نظر تاریخی چند قرن قبل ار سبک عراقی است اگرچه نهایتا در نقطه ای به هم می رسند و از هم جدا می شوند - در سبک خراسانی شاعر بیشتر برونگرا و توصیف کننده است و زبان هم درشتی های خاص خودش را دارد اما در شعر عراقی دورنگرا و اهل تاملات عرفانی است و زبان شعر نسبت به سبک خراسانی نرم تر است.

    كوله بارم بر دوش
    سفري مي بايد
    سفري بي همراه
    گم شدن تا ته تنهايي محض
    سازكم با من گفت
    هر كجا لرزيدي، از سفر ترسيدي؛
    تو بگو از ته دل:من خدا را دارم
    من و سازم چندي است كه فقط با اوئيم.

  38. تشکرها از این نوشته :


  39. #20
    kiana_p آواتار ها
    kiana_p آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Sep 2006
    محل سکونت
    n 96
    نوشته ها
    871
    تشکر
    1,707
    تشکر شده 2,966 بار در 1,047 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    منابع و مراجعي را كه تا الان از ان استفاده شده مي گذارم در صورت اضافه شدن ان مجددا نام خواهم برد.
    1-سايت پرشين تولز«ادبيات«سبكهاي ادبي در شعر فارسي
    2-سايت انجمن ادبي شفيق
    3-سايت تاريخ ادبيات ايران و جهان
    4-سايت ائينه هاي رو در رو
    4-سايت تبيان

    كوله بارم بر دوش
    سفري مي بايد
    سفري بي همراه
    گم شدن تا ته تنهايي محض
    سازكم با من گفت
    هر كجا لرزيدي، از سفر ترسيدي؛
    تو بگو از ته دل:من خدا را دارم
    من و سازم چندي است كه فقط با اوئيم.

  40. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما kiana_p برای ارسال این پست سودمند:


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. توری فنس،توری استنلس استیل، توری ریز، توری درشت
    توسط toori1391 در انجمن نیاز مندیها
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: August 1st, 2012, 03:20 PM
  2. کاریکاتور: توربو ترن توپولف
    توسط iman game در انجمن اخبار اجتماعی و حوادث
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: January 24th, 2010, 08:20 PM
  3. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: May 10th, 2009, 01:59 PM
  4. کار برد وکتور در فتوشاپ چیست
    توسط m.hassani در انجمن گرافيک
    پاسخ: 3
    آخرين نوشته: April 22nd, 2009, 07:41 PM
  5. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: April 15th, 2009, 12:00 PM

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 02:23 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به  شرکت فرهنگ سازان  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت پيگرد قانوني دارد
سئو و بهينه سازي : سئو
Powered by vBulletin® Version 4.2.2 Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved