خرید vpn

خرید کریو

خرید vpn

خرید کریو

خرید vpn

خرید وی پی ان

خرید kerio

دانلود فیلم

خرید vpn

خرید کریو

خرید vpn

خرید کریو

خرید vpn

خرید وی پی ان

خرید kerio

دانلود فیلم

ارایه های ادبی یا صور خیال در اشعار
تاریخ امروز :
تالار های نیک صالحی - صفحه اصلی
تبلیغات
تولبار جدید و آپدیت شده مخصوص نیک صالحی آماده دانلود است ، برای دانلود کلیک کنید.
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 17 , از مجموع 17

مشاهده : 9906 , پاسخ ها : 16
موضوع: ارایه های ادبی یا صور خیال در اشعار

  1. Top | #1
    تالار های نیک صالحی
    کاربر متوسط




    تاریخ عضویت
    Nov 2006
    میانگین پست در روز
    0.10
    محل سکونت
    5300nokia،nokia n81
    نوشته ها
    258
    تشکر
    408
    تشکر شده 907 بار در 377 پست

    Lightbulb ارایه های ادبی یا صور خیال در اشعار

    سلام ...
    فکر کردم شاید بد نباشه که از تایپیک های شعر و ادبیات یه چیزایی بیشتر از چند بیت شعر و نام شاعران یاد بگیریم یه چیزایی در مورد خود ابیا ت مثلا ارایه های ادبی به کار رفته در شعر که بسیار زیاد و گسترده هم هستند مثل:تشبیه /تلمیح/جناس/ایهام/کنایه /استعاره/حسن تعلیل/اسلوب معادله و....
    اینجا می تونین سوالاتونو در این مورد بپرسید.
    لطفا هرکی میاد در مورد یه ارایه توضیح بده و برای مثال هم یک یا چند بیتی که حاوی اون ارایه است رو با ذکر نام شاعرش بذاره .
    اولیشو خودم میذارم :
    تلمیح:این ارایه به معنی اشاره است یعنی در شعر از عبارت هایی استفاده میشود که به ین موضوع اشنا یا معروف اشاره دارد مثلا به یک حکایت /یک ایه از قر آن/یک باور عامیانه و ... یه این بیت از مولانا توجه کنید :
    هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش/باز جوید روزگار وصل خویش
    این بیت به ایه قران اشاره دارد((انا لله و انا علیه راجعون))

    مــوضوع پــست: ارایه های ادبی یا صور خیال در اشعار, ارسـال کـننده: goldspring, انـــجمن: تالار های نیک صالحی
    ویرایش توسط goldspring : June 16th, 2008 در ساعت 12:21 PM
    خدا حافظ ای همنشین همیشه/خدا حافظ ای داغ بر دل نشسته/تو تنها نمی مانی ای مانده بی من/تورا میسپارم به دلهای خسته...:rolleyes:

  2. کاربران : 6 تشکر کرده اند از شما goldspring برای ارسال این پست سودمند:


  3. Top | #2
    تالار های نیک صالحی
    کاربر متوسط




    تاریخ عضویت
    Nov 2006
    میانگین پست در روز
    0.10
    محل سکونت
    5300nokia،nokia n81
    نوشته ها
    258
    تشکر
    408
    تشکر شده 907 بار در 377 پست

    پیش فرض

    عجیبه که وقتی یه بحثی یه کمی علمی تر میشه طرفداراش انقدر کم میشه انتظار داشتم از این موضوع استقبال بهتری بشه .
    دومیشم خودم میذارم:
    حس امیزی:وقتی از بین حواس پنجگانه 2یا چند حس را با هم برای توصیف موضوعی به کار گیریم از این ارایه استفاده کرده ایم برای اینکه بهتر متوجه بشید به ابن بیت از(( محمد علی معلم))توجه کنید:
    جان از سکوت سرد شب دلگیر میشد /دل در رکاب ارزوها پیر میشد
    سکوت سرد در اینجا ترکیب دو حس شنوایی و لامسه (سردی) است
    خدا حافظ ای همنشین همیشه/خدا حافظ ای داغ بر دل نشسته/تو تنها نمی مانی ای مانده بی من/تورا میسپارم به دلهای خسته...:rolleyes:

  4. کاربران : 4 تشکر کرده اند از شما goldspring برای ارسال این پست سودمند:


  5. Top | #3

    تازه وارد




    تاریخ عضویت
    May 2008
    میانگین پست در روز
    0
    نوشته ها
    0
    تشکر
    15
    تشکر شده 5 بار در 1 پست

    پیش فرض

    زیاد نا امید نشید بحث های علمی انقدراهم کم طرفدار نیستن:
    سومیشو من می گم:ارایه ی تشخیص :این ارایه به معنی شخصیت دادن و جان بخشیدن به اشیا حیوانات و کلا چیزهای بی جان است مثل:
    بر دوش زمانه لحظه ها سنگین بود/خورشید و زمین و اسمان غمگین بود
    دوش به زمانه نسبت داده شده و غمگین شدن به زمین اسمان که اجسامی بی جانند و در واقع غمگین نمی شوند .این بیت از نصر الله مردانی بود .

  6. کاربران : 5 تشکر کرده اند از شما hanaaa برای ارسال این پست سودمند:


  7. Top | #4
    تالار های نیک صالحی
    مدیر بخش ادبیات




    تاریخ عضویت
    Nov 2006
    میانگین پست در روز
    0.58
    محل سکونت
    Qatar
    نوشته ها
    1,572
    تشکر
    7,520
    تشکر شده 8,547 بار در 3,432 پست

    پیش فرض

    آرایه ی مراعات نظیر:

    نام دیگر آن " تناسب" است و آن، آوردن دو یا چند کلمه است در کلام که در یک راستا با هم دیگر ارتباط و تناسب معنایی داشته باشند.
    مثال:
    مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو / یادم از کشته ی خویش آمد و هنگام درو

    واژه های «مزرع، داس، کشته درو » و همچنین «فلک و مه(ماه)» -----> مراعات نظیر
    مسافر چشم به راهی هایِ من
    بی گاهان،

    از راه بخواهدرسید...

  8. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما dina2006 برای ارسال این پست سودمند:


  9. Top | #5
    تالار های نیک صالحی
    کاربر فعال




    تاریخ عضویت
    Aug 2007
    میانگین پست در روز
    0.09
    نوشته ها
    217
    تشکر
    2,171
    تشکر شده 1,201 بار در 471 پست

    پیش فرض

    تمثیل :
    در تمثیل، شاعر در یك مصراع ادعایی میكند و در مصراع دیگر با آوردن مثالی قابل قبول، حرف خود را بر كرسی مینشاند. بیشتر، مصراع دوم است كه ثابت كننده ی دعوی است.مثال:
    آرزو در طبع ِ پیران از جوانان است بیش/ در خزان، هر برگ، چندین رنگ پیدا میكند

    ولی گاه مصراع نخست این نقش را برعهده میگیرد:
    - ریشه ی نخل كهنسال از جوان افزونتر است/ بیشتر دلبستگی باشد به دنیا پیر را
    مابرای مهربانی کردن آمده بودیم ولی خودمهربان نبودیم.

  10. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما BOODA برای ارسال این پست سودمند:


  11. Top | #6
    تالار های نیک صالحی
    مدیر بخش ادبیات




    تاریخ عضویت
    Nov 2006
    میانگین پست در روز
    0.58
    محل سکونت
    Qatar
    نوشته ها
    1,572
    تشکر
    7,520
    تشکر شده 8,547 بار در 3,432 پست

    پیش فرض

    آرایه ی مجاز :

    هرگاه کلمه ای در معنای غیر حقیقی به کار رود و ارتباط آن با معنای حقیقی خود، رابطه ی شباهت و تشبیه نباشد، به آن مجاز گفته می شود.
    مثال:
    "فنجان را سرکشید." -----> "فنجان" به جای "چای" به کار رفته است و مجاز است.
    مسافر چشم به راهی هایِ من
    بی گاهان،

    از راه بخواهدرسید...

  12. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما dina2006 برای ارسال این پست سودمند:


  13. Top | #7
    تالار های نیک صالحی
    کاربر خوب




    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    میانگین پست در روز
    0.12
    محل سکونت
    gorgio armani galexy
    نوشته ها
    347
    تشکر
    189
    تشکر شده 628 بار در 353 پست

    پیش فرض

    منم اومدم!:D
    متناقض‌نما (Paradox)

    هر گاه دو مفهوم متضاد رابه هم نسبت دهیم یا آن دو را در یک چیز جمع کنیم آرایه متناقض‌نما شکل می‌گیردو معمولاً معنایی عمیق و پر مغز در پس آن نهفته است

    جامه‌اش شولای عریانی است

    (عریانی به شولا نسبت داده شده اما شولا نوعی جامه است و ضد عریانی)

    هر گاه در یک بیت یا عبارت بین دو مورد (مثل «الف» و «ب»)رابطه‌ای برقرار کنیم و مثلاً بگوییم«الف»، «ب» است یا «الف»، «ب» را آورد و آن را در بخش دیگری از همان بیت یا عبارت بین آن در مورد همان رابطه را برقرار کرده اما جای ان دو را با هم عوض کنیم آرایه عکس شکل میگیرد.
    بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر دیدی که چگونه گور بهرام گرفت



    آرایه جناس را باید به دو نوع اصلی تقسیم کرد

    جناس تام

    هر گاه واژه‌ای دو بار در یک بیت یا عبارت به کار رود و هر بار معنایی متفاوت از آن برداشت شود.
    خرامان بشد سوی آب روان چنان چون شده باز یابد روان

    (روان در مصراع نخست به معنی جاری و درمصراع دوم به معنی جان و روح است)
    جناس غیر تام(ناقص)

    هر گاه دو واژه در یکی از موارد آوایی زیر با هم اختلافی جزیی داشته باشند و در یک بیت یا عبارت به کار روند. كه انواع آن جناس ناقص، جناس زايد، جناس مذيّل، جناس مركّب، جناس مفروق، جناس مقرون، جناس متشابه، جناس مطرّف، جناس خط، جناس لفظ و جناس مكرّر هستند كه در مرور زمان به دليل تقسيم بندي زياد در حال كنار گذاشته شدن هستند.

    اختلاف دو واژه در صداهایی کوتاه

    کند (به فتح ک، به ضم ک)

    اختلاف دو واژه تنها در یک حرف

    کمند، سمند

    یک واژه،یک حرف، بیش از دیگری دارد.

    خاص و خلاص

    یک واژه از ترکیب دو واژه دیگر به دست می‌آید.
    دل خلوت خاص دلبر آمد دلبر ز کرم به دل بر آمد

    دو واژه از نظر آوایی یکسان اما از نظر املایی متفاوت اند

    صبا، سبا

    اختلاف دو واژه در جابه جایی حروف است

    بنات، نبات
    ویرایش توسط dina2006 : July 4th, 2008 در ساعت 10:48 PM
    تالار های نیک صالحی

    می نویسم تا بمانم و میمانم تا قلم بر پهنهء بیکران کاغذ برانم







  14. کاربران : 4 تشکر کرده اند از شما setareh24 برای ارسال این پست سودمند:


  15. Top | #8
    تالار های نیک صالحی
    مدیر بخش ادبیات




    تاریخ عضویت
    Nov 2006
    میانگین پست در روز
    0.58
    محل سکونت
    Qatar
    نوشته ها
    1,572
    تشکر
    7,520
    تشکر شده 8,547 بار در 3,432 پست

    پیش فرض

    آرایه ی ترصیع:

    ترصیع آن است که تقریبا" تمام کلمات دو مصراع(در شعر) یا دو جمله (در نثر) یک به یک،دو به دو ، سه به سه و .... با یکدیگر هماهنگ و هم وزن باشند.
    (چنان چه فقط هموزن باشند --> "موازنه" نام دارد و اگر علاوه بر هموزنی،حرف آخر آن ها نیز یکسان باشد --> "ترصیع" نامیده می شود.)
    مثال برای ترصیع:
    ما/ برون/ را/ ننگریم/ و/ قال/ را
    ما/ درون/ را/ بنگریم/ و/ حال/ را

    مثال برای موازنه:
    چرخ/ ارچه/ رفیع/ خاک/ پایت
    عقل/ ارچه/ بزرگ/ طفل/ راهت
    مسافر چشم به راهی هایِ من
    بی گاهان،

    از راه بخواهدرسید...

  16. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما dina2006 برای ارسال این پست سودمند:


  17. Top | #9
    تالار های نیک صالحی
    کاربر متوسط




    تاریخ عضویت
    Nov 2006
    میانگین پست در روز
    0.10
    محل سکونت
    5300nokia،nokia n81
    نوشته ها
    258
    تشکر
    408
    تشکر شده 907 بار در 377 پست

    پیش فرض

    واج ارایی یا نغمه ی حروف:
    اگر شاعر با استفاده از یک یا چند حرف (معمولا 2حرف)به بیت ریتم بده به طوری که تکرار این حرف محسوس باشه از این ارایه استفاده کرده به این قسمت شعر باغ بی برگی از اخوان ثالث توجه کنید:
    داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید.
    اگر دقت کنید واج ارایی واج کسره در این بیت قابل تشخیص و این واج دائما تکرارشده.
    خدا حافظ ای همنشین همیشه/خدا حافظ ای داغ بر دل نشسته/تو تنها نمی مانی ای مانده بی من/تورا میسپارم به دلهای خسته...:rolleyes:

  18. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما goldspring برای ارسال این پست سودمند:


  19. Top | #10
    تالار های نیک صالحی
    کاربر متوسط




    تاریخ عضویت
    Nov 2006
    میانگین پست در روز
    0.10
    محل سکونت
    5300nokia،nokia n81
    نوشته ها
    258
    تشکر
    408
    تشکر شده 907 بار در 377 پست

    پیش فرض

    اسلوب معادله:
    این ارایه رو شاعر معمولا وقتی استفاده می کنه که می خواد برمو ضوع مورد اشاره اش در کل بیت تاکیدبیشتری داشته باشه و اونو قابل فهم تر بکنه در واقع برای بیان منظورش مثال میاره.و در بیت خواننده متوجه می شه که مصراع اول و دوم در ظاهر هیچ ارتباطی باهم ندارند ولی در واقع مصراع دوم مفهومش معدل مصراع اوله و بر اون تاکید میکنه:دوداگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست/جای چشم ابرو نگیرد گرچه ان بالا تر است
    خدا حافظ ای همنشین همیشه/خدا حافظ ای داغ بر دل نشسته/تو تنها نمی مانی ای مانده بی من/تورا میسپارم به دلهای خسته...:rolleyes:

  20. تشکرها از این نوشته :


  21. Top | #11
    تالار های نیک صالحی
    مدیر بخش ادبیات




    تاریخ عضویت
    Nov 2006
    میانگین پست در روز
    0.58
    محل سکونت
    Qatar
    نوشته ها
    1,572
    تشکر
    7,520
    تشکر شده 8,547 بار در 3,432 پست

    پیش فرض

    آرایه ی تضمین :

    هرگاه شاعر یا نویسنده،ضمن سروده یا شعر خود، از مصراع یا بیت یا شعری از شاعران دیگر یا عبارتی از نویسنده ای برجسته یا از آیات و احادیث (به طور کامل و عینا" عربی) استفاده کند تا به سخن خود اعتبار بیشتری ببخشد، به آن تضمین می گویند.

    مثال:
    نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت
    مـتـحـيـرم چـه نــامـم شـــه مــلـک لافـتـی
    را

    لافتی (تضمین) ---> لافتی الا علی، لا سیف الا ذوالفقار
    مسافر چشم به راهی هایِ من
    بی گاهان،

    از راه بخواهدرسید...

  22. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما dina2006 برای ارسال این پست سودمند:


  23. Top | #12
    تالار های نیک صالحی
    مدیر بخش ادبیات




    تاریخ عضویت
    Nov 2006
    میانگین پست در روز
    0.58
    محل سکونت
    Qatar
    نوشته ها
    1,572
    تشکر
    7,520
    تشکر شده 8,547 بار در 3,432 پست

    پیش فرض

    آرایه ی ایهام:

    هرگاه کمه ای که دارای حداقل دو معنی است به گونه ای در شعر یا نثر به کار رود که هر دو معنا از آن قابل برداشت و در کلام حظور داشته باشد.به آن آرایه ی "ایهام" می گوییم.
    بنابراین تعریف ، می توان برای ایهام دو شرط قائل شد:

    1-به کار رفتن واژه ای که دو معنا داشته باشد.
    2-هر دو معنای آن در کلام قابل برداشت و دریافت باشد.

    مثال:
    "دی میشد و گفتم صنما عهد به جای آر / گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست"

    واژه ی عهد (در مصراع دوم ) دارای دو معنی است:
    1-پیمان
    2-روزگار

    و هر رو معنای آن قابل دریافت می باشد.
    مسافر چشم به راهی هایِ من
    بی گاهان،

    از راه بخواهدرسید...

  24. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما dina2006 برای ارسال این پست سودمند:


  25. Top | #13
    تالار های نیک صالحی
    مدیر بخش ادبیات




    تاریخ عضویت
    Nov 2006
    میانگین پست در روز
    0.58
    محل سکونت
    Qatar
    نوشته ها
    1,572
    تشکر
    7,520
    تشکر شده 8,547 بار در 3,432 پست

    پیش فرض

    كنايه
    كنايه در لغت به معناي پوشيده سخن گفتن است و در اصطلاح سخني است كه داراي دو معني دور و نزديك است . كه معني نزديك آن مورد نظر نيست اما گوينده جمله را چنان تركيب مي كند و به كار مي برد كه ذهن شنونده از معني نزديك به معني دور منتقل مي شود.
    نكته: در كنايه الفاظ همه حقيقي اند اما مقصود گوينده معناي حقيقي و ظاهري آن نيست.
    نكته: كنايه معمولا در يك جمله يا يك تركيب به كار مي رود .

    مثال 1 : هنوز از دهن بوي شير آيدش.
    توضيح: كنايه از اين كه هنوز بچه است و بارز ترين نشانه ي بچگي همان شير خوردن است .
    مثال 2 : ببايد زدن سنگ را بر سبوي.
    توضيح: سنگ را بر سبو زدن كنايه از آزمايش و امتحان كردن است.

    عباراتي نظير : دست و پا كردن ، روي كسي را به زمين انداختن ، شكم را صابون زدن ، بند از بند گشودن ، زبان در كشيدن ، عنان گران كردن ، دهان دوختن ، پاي در دامن آوردن ، سر زخاك بر آوردن ، دست ندادن ، دست به سياه و سفيد نزدن ، دست روي دست گذاشتن و ...همه كنايه هستند.
    مسافر چشم به راهی هایِ من
    بی گاهان،

    از راه بخواهدرسید...

  26. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما dina2006 برای ارسال این پست سودمند:


  27. Top | #14

    کاربر معمولي




    تاریخ عضویت
    Nov 2007
    میانگین پست در روز
    0.04
    محل سکونت
    n73
    نوشته ها
    88
    تشکر
    159
    تشکر شده 175 بار در 96 پست

    پیش فرض

    يه مثال هم از ارايه ي زيباي واج ارايي

    سرو چمان من چرا ميل چمن نميكند
    همدم گل نميشود ياد سمن نميكند

  28. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما marybany برای ارسال این پست سودمند:


  29. Top | #15
    تالار های نیک صالحی
    كاربر عالي




    تاریخ عضویت
    Jan 2009
    میانگین پست در روز
    0.30
    محل سکونت
    N 73
    نوشته ها
    582
    تشکر
    1,543
    تشکر شده 1,767 بار در 875 پست

    پیش فرض

    قرينه هاي مجاز به دو قسم لفظي و معنوي تقسيم شده اما توضيح بيشتري در اين باب داده نشده است. از اين رو در اين باره اشاره اي مختصر مي گردد تا برخي از مباحث مبهم در اين زمينه روشن شود.
    ابتدا بايد دانست كه قرينه چيست؟ قرينه يعني نشانه يا علامتي كه دلالت بر معني مجازي واژه دارد. به عبارت ديگر، قرينه سرنخ یا علامتی است که شاعران به دست می دهند تا مقصود آنان فهمیده شود.(1)
    دكتر جليل تجليل در تعريف مجاز می گويد: «مجاز مصدر ميمي است به معني گذشتن و عبور كردن و یا زمان و مکان آن است و در اصطلاح فن بيان كاربرد لفظ در غير معني نخستين خود است با غیر علاقه ي مشابهت و با قرینه ای که مانع از اراده ی معنی حقیقی شود.»(2) به عبارت ديگر مي توان گفت قرينه چيزي است چسبيده به كلام كه نشان مي دهد مقصود گوينده معني حقيقي كلام نيست بلكه منظور معني مجازي آن است.
    حال بايد ديد كه آيا قرينه را مي توان بر دو گونه دانست يا خير. برخي معتقدند كه قرينه هاي مجاز دو گونه اند:
    1- قرينه ي بيروني يا لفظي يا مقالي: يعني واژه يا كلماتي كه پيش يا پس از واژه در جمله مي آيند كه نشان دهنده ي معني مجازي كلمه مي باشند به عبارت ديگر «نشانه ها يا واژه يا واژگاني كه آشكارا در سخن آورده شده باشد».(3) مانند:
    برآشفت ايران و برخاست گرد
    همي هر كسي كرد ساز نبرد (فردوسی)
    در اين بيت كلمه ي «ايران» در معني مجازي آن به معني ايرانيان است و قرينه ي آن «برآشفتن» است زيرا سرزمين ايران برآشفته نمي شود بلكه مردم ايران برآشفته مي شوند. ( قرينه ي لفظي)
    درخت اگر علم پرنيان گشاد رواست
    كه خاك باز كشيده است مفرش ديبا (عنصري)
    در اين بيت نيز «علم پرنيان» در معني مجازي آن يعني «گل و شكوفه» به کار رفته و درخت قرينه ي آن است و نيز لفظ خاك نشان مي دهد كه «مفرش ديبا» در معني مجازي يعني «چمن و سبزه» به كار رفته است. (قرينه ي لفظي)
    و يا در تعريف يك سرباز شجاع مي گوييم: «شير شمشيرزن» كه شمشيرزن يا تيرانداز قرينه اي است بر اين كه منظور از كلمه ی شير، مرد شجاع و دلير است نه حيوان درنده ي وحشي. (قرينه ي لفظي)
    چو پر بگسترد عقاب آهنين
    شكار اوست شهر و روستاي او (بهار)
    «آهنين» قرينه ي بيروني است كه نشان مي دهد عقاب در معني مجازي يعني هواپيما به كار رفته است. (قرينه ي لفظي)
    2- قرينه ي معنوي يا حالي يا دروني: نشانه يا واژه يا واژگاني نيست كه آشكارا در سخن آورده شده باشد اما از هنجار سخن درمي يابيم كه واژه در معني مجازي به كار رفته است. به عبارت ديگر حالت و وضع و چگونگي گفتار گوينده خود دلالت بر اين مقصود مجازي مي كند. مثلا در ميدان كشتي، يك كشتي گير چالاك و شجاع را مي بينيم و مي گوييم: «عجب شيري است» كه در اين سخن وضع و حالت دلالت بر اين مقصود و منظور است كه «شير» به معني حيوان درنده نيست بلكه معني مجازي آن يعني همان كشتي گير چالاك است. (قرينه ي معنوي)
    يا اگر به دانشجوي رشته پزشكي، پزشك بگوييم، قرينه اي ظاهري در جمله وجود ندارد اما از سخن و معني دروني آن پي به معني مجازي آن مي بريم. ( قرينه ي معنوي )
    يا در مسابقه به دوست خود مي گوييم: «چه شيري» و منظور يكي از پهلوانان است. (قرينه ي معنوي)
    در زير به چند مورد از قرينه هاي لفظي و معنوي تمرين هاي صفحات 98- 97 و 103-

    102كتاب آرايه هاي ادبي اشاره مي شود:
    اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد
    گناه بخت پريشان ودست كوته ماست ( حافظ )
    در مصراع اول دست مجاز مي شود به قرينه ي «كوتاه بودن دست ما و درازي زلف يار» ( قرينه ي لفظي ). اما در مصراع دوم دست مجاز است به قرينه ي معنوي «توانايي اندك ما».
    ما را سري است با تو كه گر خلق روزگار
    دشمن شوند و سر برود هم بر آن سريم ( سعدي )
    در مصراع دوم «سريم» مجاز از قصد و پيمان و عقيده است. (قرينه ي معنوي)
    آفرين جان آفرين پاك را
    آن كه جان بخشيد و ايمان خاك را (عطار)
    خاك مجازا يعني انسان به قرينه ي لفظي «جان بخشيدن و ايمان دادن به انسان».
    چو آشاميدم اين پيمانه را پاك
    درافتادم ز مستي بر سر خاك (گلشن راز)
    پيمانه مجازا يعني شرابي كه در پياله است به قرينه ي لفظي «آشاميدم» زيرا شراب را مي آشامند نه پيمانه را.
    از تو به كه نالم كه دگر داور نيست
    وز دست تو هيچ دست بالاتر نيست (سعدي)
    دست در مصراع دوم در معني مجازي آن قدرت مي باشد به قرينه ي معنوي.
    زبان خامه ندارد سر بيان فراق
    وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق (حافظ)
    سر در معني مجازي آن يعني انديشه و قصد (قرينه ي معنوي).
    دهخدا قلم خوبي داشت.
    قلم در معني مجازي يعني توانايي و مهارت در نويسندگي (قرينه ي معنوي).
    گر نبندي زين سخن تو حلق را
    آتشي آيد بسوزد خلق را (مولوي)
    حلق در معناي سخن آمده است به قرينه ي لفظي «نبندي».
    ماه دشت لاله ها را روشن كرده بود.
    ماه در معني مجازي يعني نور ماه به قرينه ي لفظي «روشن كردن».
    سپيد شد چو درخت شكوفه دار سرم
    وزين درخت همين ميوه غم است برم (جامي)
    «سر» در مصراع اول مجاز از موي سر به قرينه ي لفظي «سپيد شدن» يعني موي سر سپيد مي شود نه تمام سر انسان.
    جهان خوردم و كارها راندم. (ابوالفضل بيهقي)
    جهان مجازا به معني نعمت هاي جهان به قرينه ي لفظي «خوردن».
    به ياد روي شيرين بيت مي گفت
    چو آتش تيشه مي زد، كوه مي سفت (نظامي)
    بيت در مصراع اول مجاز از شعر است به قرينه ي لفظي «گفتن به معني سرودن».
    ديدي كه خون ناحق پروانه شمع را
    چندان امان نداد كه شب را به سر برد (حكيم شفايي)
    خون مجازا به معني مردن است به قرينه ي لفظي «به ناحق مردن».
    اگر رفت و آثار خيرش نماند
    نشايد پس ازمرگش الحمد خواند ( سعدي )
    الحمد مجازا به معني سوره ي حمد به قرينه ي لفظي «سوره ي حمد را خواندن».

    [IMG]http://i16.*******.com/6cxnclv.gif[/IMG]مگر با کلمات می توان از علی سخن گفت ؟باید به سکوت گوش فرا داد تا از او چه ها می گوید ؟ او با علی آشناتر است[IMG]http://i16.*******.com/6cxnclv.gif[/IMG]
    اگر دين جدم پيامبر (ص) جز با كشته شدن من استوار نميشود، پس ايشمشيرها مرا دريابيدامام حسین ع


  30. Top | #16

    تازه وارد




    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    میانگین پست در روز
    0.01
    نوشته ها
    9
    تشکر
    0
    تشکر شده 79 بار در 57 پست

    پیش فرض

    سلام
    مطلب مفیدی است

    تشکر از زحمتتان

  31. Top | #17

    تازه وارد




    تاریخ عضویت
    Dec 2011
    میانگین پست در روز
    0
    نوشته ها
    0
    تشکر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست

    پیش فرض به این صفحه اعتراض دارم

    دوستان!!!
    لطفا در مورد یک مسئله تخصص پیدا کنید بعد نام گذاری کنید....آرایه های ادبی شامل بدیع و بیان است.
    آرایه های ظاهری تر مثل تلمیح و تناسب و... جزو بدیع اند و آرایه های تشبیه,استعاره,مجاز و کنایه جزو بیان محسوب می شن.
    وقتی می گیم صور خیال منظورمون همون بیان است پس دیگه نباید حرفی از بدیع زده شه.

  32. تشکرها از این نوشته :


تالار های نیک صالحی مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 07:50 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کدنویسی و
کليه حقوق اين سايت متعلق به  شرکت فرهنگ سازان  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت پيگرد قانوني دارد
سئو و بهينه سازي : سئو
Powered by vBulletin® Version 4.2.1 Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved

آکواريوم ماهي طوطي کاسکو