تاریخ امروز :
تالار های نیک صالحی - Powered by vBulletin
تبلیغات
تولبار جدید و آپدیت شده مخصوص نیک صالحی آماده دانلود است ، برای دانلود کلیک کنید.
صفحه 5 از 19 نخستنخست 12345678915 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 81 به 100 از 362

بیماریهای اعصاب و روان

  1. #81
    .sefid. آواتار ها
    .sefid. آفلاين است کاربر متخصص بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    Aug 2006
    نوشته ها
    3,219
    تشکر
    5,480
    تشکر شده 7,266 بار در 2,983 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    روان درماني فردي
    در روان فردي معتادين به مواد مخدر مسائل بسيار مهم و سودمندي در نظر گرفته مي شود كه از جمله آنها ايجاد رابطه مثبت با بيمار معتاد از طريق پذيرش بي قيد و شرط او بعنوان يك انسان دردمند و نيازمند، آشنا نمودن بيمار با ويژگيهاي شخصيتش از طريق روش هاي روانكاوانه به منظور ايجاد تغيير يا تعديل لازم در آن ويژگي ها، تقويت صفات مثبت شخصيتي و تصحيح افكار و اعتقادات افراطي از طريق بحث هاي شناختي، آموزش مهارت هاي اجتماعي به منظور توانا ساختن بيمار در برخورد مناسب با موقعيت هاي اجتماعي آموزش مهارتهاي مقابله با استرس و روش هاي مناسب حل مسئله در بحران هاي زندگي و استفاده بهينه از استعدادها خود مي توان اشاره نمود
    دراین نوع از روان درماني ملاك بهبودي عبارت است از:
    - تغيير در باورها و نگرش ها
    - بالا بردن اعتماد به نفس احساس خودكفائي
    - لذت اززندگي و ارتباط سالم با ديگران
    كه همه اين تغييرات از اهميت بسزائي برخوردار است .
    هیچ کس نباید شب به بستر برود قبل از اینکه از خود بپرسد: امروز چه کرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم.(دکتر شوایتزر)

  2. #82
    .sefid. آواتار ها
    .sefid. آفلاين است کاربر متخصص بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    Aug 2006
    نوشته ها
    3,219
    تشکر
    5,480
    تشکر شده 7,266 بار در 2,983 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    گروه درماني
    روان درماني گروهي يك نوع درمان كاملا پذيرفته شده روانشناختي است كه از تعاملات سازنده بين اعضا و مداخلات يك رهبر آموزش ديده جهت تغيير رفتار غير انطباقي تفكرات و احساسات افراد مبتلا به نارضايتي استفاده مي نمايد.
    طي دهه هاي گذشته تعداد قابل ملاحظه اي از بيماران رواني توسط گروه درماني مداوا شده اند.
    گروه درماني براي بيماران بستري سرپائي و در خيلي ديگر از موقعيت هاي اجتماعي قابل اجرا مي باشد همچنين بربخي اصول رواندرماني گروهي با موفقيت زيادي در زمينه هاي اقتصادي آموزشي و به صورت گروههاي رويا روي كاربد داشته است.
    بسياري از مسائل و مطالب عنوان شده در روان درماني گروهي در زندگي روزانه ما بسادگي اتفاق مي افتد.
    تدابير درمان كه مهمترين مسئله مورد بحث در روان درماني گروهي است تنها به گروه درماني اختصاص ندارد بلكه در هر گروه عادي كم و بيش وجود دارد بطور عادي ما درزندگي روزمره خود با افراد و گروه هاي مختلفي ارتباط داريم كه اين روابط براي سلامتي ما لازم است البته همه روابط زمينه سلامت بخشي ندارند و حتي بعضي از روابط نيز ناسالم و بيماري زا هستند.
    آن دسته از روابط فيمابين افراد كه توام با ريا و تزوير و فخر فروشي باشد و همچنين روابط توام با فشار تحقير روابطي ناسالم و صميمانه رابطه اي است كه از نظر روانشناسي نيازهاي رواني انسان را ارضا مي كند و هر انساني با تمام وجود آنرا طلب مي كند.
    روان درماني گروهي چيزي جز ارائه شناخت و تصحيح رفتار بيمار گونه نيست رفتاري كه باعث شده ديگران از فرد فاصله يگيرند واو تنها منزوي گردد.
    شايد يكي ازعلل رشد درمان هاي رواني در جوامع بزرگ و پيشرفته مسئله تنهائي و بي همدمي افراد باشد بنابراين روان درماني گروهي زماني ضرورت پيدا مي كند كه نيازاجتماعي فرد در ارتباط با ديگران برآورده نشده و يا محيط به گونه اي است كه هر چند روابط انساني به حد كافي وجود دارد ولي روابط موجود غلط و ناسالم مي باشد.
    دربررسيهاي كلينيكي به عمل آمده ازمعتادين مشخص شده است كه اغلب آنها قبل از اعتياد دچار بيماري افسردگي بوده و درروابط درون فردي و بين فردي داراي مشكل هستند معتادين معمولا با خانواده خود روابط سالمي ندارند.
    همچنين با گروه هاي طبيعي اجتماعي نيز دچار مشكل هستند بنابر اين پس از طي دوره سم زدايي و ترك جسمي بايستي شركت در جلسات گروه درماني با جديت دنيال شود تا خلاء روابط ناسالمي كه قبلا در گروه هاي طبيعي داشته است برطرف گردد و روابط بين فردي بتدريج بهبود يابد.
    ناگفته نماند كه بر اثر تعامل ايجاد شده در گروه علاوه بر بهبودي روابط بين فردي روابط درون فردي معتادان نيز دستخوش تحول گرديده و نگرش هاي فردي نسبت به خود مثبت شده و نهايتا درمان كامل دنبال مي شود.

    گروههاي خود يار
    معتادان گمنام يك منبع يا يك سازمان غير انتفاعي بين المللي متشكل از معتادان در حال بهبودي است كه به شكل محلي و منطقه اي در بيش از 60 كشور جهان مشغول به فعاليت ميباشند اعضاء انجمن معتادان گمنام از يكديگر ياد ميگيرند كه چگونه بدون مواد مخدر زندگي كنند و به چه طريق از اثراتي كه اعتياد در زندگيشان گذارده است بهبود يابند.

    چه كساني اعضاي معتادان گمنام هستند؟
    هر كس كه مايل به قطع مصرف ماده مخدر باشد ميتواند به عضويت معتادان گمنام در آيد عضويت دراين انجمن محدود به مصرف كنندگان هيچ نوع ماده مخدر بخصوصي نيست و هر كس با هر گونه ماده مخدر قانوني و غير قانوني الكل هم جز مواد مخدر محسوب ميشودميتواند به عضوميت معتادان گمنام در آيد.

    جلسات معتادان گمنام
    زير بناي گروه و طرز برخورد اصولي واساسي معتادان گمنام با مسئله بهبودي برپايه ارزش درماني استوار است.
    اعضاي اين انجمن با در ميان گذاشتن تجربيات ونحوه بهبودي خود از اعتياد فعالانه در جلسات شركت ميكنند.
    جلسات معتادان گمنام حالتي غير رسمي دارد و در مكانهايي كه توسط گروهها اجراره شده اند برگزار ميشودرهبري جلسات وانجام بقيه امور آن را اعضاي جلسه بطور نوبتي وم داوطلبانه برعهده ميگيرند كليه مخارج جلسات معتادان گمنام و خدمات ديگر از طريق كمك مالي داوطلبانه اعضا و فروش نشريات تامين ميشود هيچ گونه كمك مالي از افراد غير عضو پذيرفته نميشود.
    اكثر جلسات معتادان گمنام بطور مرتب در همان محل و طبق برنامه زماني همه هفته تشكيل ميشود. محل اين جلسات معمولا از ميان مكانها مؤسسات عمومي وعام المنفعه انتخاب ميشود.
    جلسات معمولا دو نوعند:
    جلسات علني يا باز و جلسات غير علني يا بسته حضور در جلسات علني براي عموم آزاد است جلسات غير علني فقط با حضور معتادان برگزار ميشوددستور جلسه و موضوع صحبت در هر يك از جلسات با يكديگر تفاوتهاي زيادي دارند در تعدادي از جلسات موضوع خاصي انتخاب ميشود و برخي جلسات مخصوص سئوال وجواب هستند ولي هدف جلسات هميشه يكي است و آن بوجودآوردن يك محيط مطمئن و مناسب براي بهبودي فرد ميباشد.

    روش كار معتادان گمنام
    همياري و كمك معتادان به يكديگر بمنظور بهبودي پايه و اساس كار معتادان گمنان است اعضاي اين انجمن بطورمرتب جهت در ميان گذاشتن تجربيات بهبودي خود گرد هم ميايند و همچنين اعضاي با تجربه تر كه به آنها راهنما گفته ميشومد شخصا به اعضاي جديدتر كمك ميكنند.

    قدمهاي دوازده گانه اصولي ترين برنامه معتادان گمنام هستند و به منزله قلب اين انجمن ميباشند اين قدمهايكسري دستورالعملهاي شخصي را جهت بهبودي ارائه ميدهد با بكارگيري اين دستورالعملها و تماس نزديك و دائم باساير اعضا در نتيجه معتادان ميآموزندكه چگونه از مصرف مواد مخدر خودداري كنند و با فراز و نشيبهاي زندگي روبرو شوند.
    هیچ کس نباید شب به بستر برود قبل از اینکه از خود بپرسد: امروز چه کرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم.(دکتر شوایتزر)

  3. تشکرها از این نوشته :


  4. #83
    .sefid. آواتار ها
    .sefid. آفلاين است کاربر متخصص بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    Aug 2006
    نوشته ها
    3,219
    تشکر
    5,480
    تشکر شده 7,266 بار در 2,983 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    قدم هاي دوازده گانه
    اين قدمها اصولي هستند كه بهبودي را ممكن مي سازند

    1- ما اقرار كرديم كه در مقابل اعتيادمان عاجز بوديم و زندگيمان آشفته گرديده بود.
    2- ما به اين باومر رسيديم كه نيرويي برتر از خودمان مي تواند سلامت عقل را به ما باز گرداند.
    3- تصميم گرفتيم كه اراده و زندگي خود را به خداوند بدان گونه كه او را درك كرديم بسپاريم.
    4- ما يك ترازنامه اخلاقي بي باكانه و جسورانه از خود تهيه كرديم .
    5- ما چگونگي دقيق خطاهاي خود را به خداوند به خودمان و به يك انسان ديگر اقرار كرديم .
    6- ما كاملا آماده شديم كه خداوند تمام اين نواقص شحصيتي ما را برطرف كند.
    7- ما با فروتني از او خواستيم كه كمبودهاي اخلاقي ما را برطرف كند.
    8- ما فهرستياز تمام كساني كه آزارداده بوديم تهيه كرديم و خواستار جبران خسارت نسبت به تمام آنها شديم .
    9- ما بطور مستقيم در هر كجا كه امكان داشت ازاين افراد جبران خسارت نموديم مگر در مواردي كه اجراي اين امر به ايشان و يا ديگران زيان وارد نمايد.
    10- ما به تهيه ترازنامه شخصيتي خود ادامه داديم و هر گاه در اشتباه بوديم سريعا بدان اقرار نموديم .
    11- ما از راه دعا و تفكر جوياي بهتر نمودن رابطه آگاهانه خود با خداوند بدانگونه كه او را درك مي كرديم شديم و دعا كرديم فقط براي آگاهي از اراده او براي خودمان و قدرتي كه آنرا به انجام رسانيم.
    12- بايك بيداري روحاني كه در نتيجه اين قدم ها پيدا كرديم ما سعي نموديم اين پيام را به معتادان برسانيم و اين اصول را رد تمام امور خود به اجرا در آوريم.
    هیچ کس نباید شب به بستر برود قبل از اینکه از خود بپرسد: امروز چه کرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم.(دکتر شوایتزر)

  5. #84
    .sefid. آواتار ها
    .sefid. آفلاين است کاربر متخصص بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    Aug 2006
    نوشته ها
    3,219
    تشکر
    5,480
    تشکر شده 7,266 بار در 2,983 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    كار درماني
    كار درماني در اعتياد عبارت است از:
    ارائه انواع فعاليتها و روشهاي درماني بمنظورپيشگيري از اعتياد تسريع روند بهبودي و رفع عوارض آن.
    معمولا معتاد در روابط اجتماعي وسلوك ورفتار دچارمشكل ميگردد و در نتيجه قدرت كاري تمايل به كار،حس تشريك مساعي و احساس مسئوليت وي مختل ميشود.
    لذا براي اينكه فرد بتواند زندگي سود مندي را در اجتماع از سر بگيرد لازم است سلوك و رفتار وي طبيعي گرددو احساس مسئوليت وحس اجتماعي را باز يابد .
    در برنامه هاي كاردرماني سعي در آمادگي فرد براي زندگي عادي و روزمرهروابط سالم اجتماعي و روبرو شدن با واقعيات زندگي وجود دارد.
    همچنين كاردرماني علائق انگيزه هاو تمايلات انساني را پرورش داده علائم وعوارض بيماري را بهبود مي بخشد و فر را برايسازش با الگوهاي موجودوحاكم در زندگي اجتماعي آماده مي نمايد .
    در كار درماني افراد با دقت كامل ارزيابي ميشوند.
    كمبودها نواقص و نيازهاي بيماران بطور كامل مشخص ميگردد و براي هر فرد متناسب با مشكلات و نيازهايش ببرنامه هاي مفيد و موثر تنظيم ميگردد.
    اين برنامه ها هم ازنقطه نظر فردي و هم گروهي بسوي هدفي معين و مشخص رهبري ميشود هرچند اهداف درماني در مورد افراد مختلف متفاوت است ولي بطور كلي بهتر است برنامه هاي زير در مورد اغلب افراد معتاد منظور شده و اجرا گردد:
    1- سعي در بهبود و پرورش قابليت هاي فرد با ارضا و تكامل مهارتها وتوانائيهاي او
    2- كاهش دادن علائم و عوارض اعتياد تا آنجائيكه فرد وظايف خود را در مسير واقعيت هاي زندگي و اجتماع ايفا كند.
    3- كوشش در تكامل و پرورش ابعاد شخصيت و انگيزه هاي بيمار ضمن فعاليت ه هاي روزمره و را قالب تجارب موفقيت آميز بيمار
    4- سعي در پرورش وارتقا سطح پذيرش و اقناع فرد از زندگي عادي بر اساس قابليت هاي او
    5- سعي در افزايش قدرت تصميم گيري وعادات مطلوب ومثبت نسبت به كار و فعاليت
    6- ايجاد وضعيت هاي كافي و لازم براي استقرار مناسبات و ارتباطات اجتماعي مفيد و مؤثر
    7-آموزش و پرورش توانائيهاي فرد براي تفريح بهتروبهره بردن مفيد تر از اوقات فراغت خود.
    8- ارشاد و تربيت افراد براي پيدا كردن اعتماد به نفس كافي جهت تامين زندگي مستقل در سطوح واقعيت هاي روابط اجتماعي موجود.


    هیچ کس نباید شب به بستر برود قبل از اینکه از خود بپرسد: امروز چه کرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم.(دکتر شوایتزر)

  6. #85
    .sefid. آواتار ها
    .sefid. آفلاين است کاربر متخصص بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    Aug 2006
    نوشته ها
    3,219
    تشکر
    5,480
    تشکر شده 7,266 بار در 2,983 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    اجتماع درماني
    اجتماع درماني بهشكل كنوني آن اولين بار در سال 1958معرفي شد و به سرعت كارآرايي خود را در درمان و توانبخشي معتادان نشان داد.
    بازسازي الگوهاي رفتاري مخرب كه در طول زندگي كسب شده است نياز به تغيير دربافت اجتماعي داشته و به همين جهت يك برنامه ساخت يافته و نظارتي قوي جهت درمان مسائل رفتاري هنجاني خانوادگي و عاطفي معتادان را طلب مي كند.
    هدف از ايجاد تغييرات كلي در سبك و شيوه زندگي معتادان پرهيز از مصرف مواد مخدر ايجاد صداقت فردي كسب مهارتهاي اجتماعي مفيد،حذف عقايد ضد اجتماعي و رفتارهاي غير قانوني است
    به منظور دستيابي به اين اهداف معتادين بايست مدتي را كه بسته به نوع برنامه درماني مي تواند از سه ماه تا دو سال باشد دراجتماعات مبتني بر درمانهاي روانشناختي و اجتماعي زندگي كنند مطي فيزيكي اين اجتماعات بسته به گروههاي تحت درمان مي تواند متغير باشد مثل بيمارستان شهرك هاي كوچك و...

    " TC " یکی انواع روش هاي اجتماع درماني
    اجتماعي طبقاتي است و در آن بيماران باسطوح مختلف نگهداري مي شوند و به وسيله كاركناني (Staff) كه ارزيابي از وضعيت بيمار وهدايت بسوي تغيير رفتار را بعهده دارند اداره مي شوند.
    در بدو ورود هر بيمار در موقعيتي از اين سلسله مراتب قرار مي گيرد ورفتن به سطوح بالاتر از راه پيشرفت درماني و مولد بودن عملي خواهد شد .
    اقدام به تصميم گيري ها در مورد وضعيت بيمار ترخيص انتقال اخراج و بعهده پرسنل درمان مي باشد برنامه روزانه ضمن داشتن تنوع كاملا فشرده است .
    ارزيابي هاي متعدد از برنامه هاي TC نشان ميدهد كه چنين برنامه فشرده و منسجمي براي افرادي كه قبلا در موقعيت هاي نابسامان بهمريخته وبي نظم زندگي كرده و شخصيتشان براين اساس شكل گرفته است منجر به عدم مصرف مواد و پرهيزاز اعمال خلاف خواهد شد يادگيري به شيوه"TC" بعنوان يك يادگيري اجتماعي حداقل به سه روش صورت مي گيرد:
    1-يارگيري از طريق رقابت وعمل
    2-يادگيري با استفاده ازفرا گيير بودن شرايط و مشكلات در بين همه اعضا اجتماع
    3-يادگيري از طريق بروز دادن عواطف فردي مثل رويا خشم ترس وآرزوها و روياروئي با آنها
    هیچ کس نباید شب به بستر برود قبل از اینکه از خود بپرسد: امروز چه کرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم.(دکتر شوایتزر)

  7. #86
    .sefid. آواتار ها
    .sefid. آفلاين است کاربر متخصص بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    Aug 2006
    نوشته ها
    3,219
    تشکر
    5,480
    تشکر شده 7,266 بار در 2,983 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    نقش فعاليت هاي بدني در درمان اعتياد
    اعتياد در مراحل نسبتا پيشرفته خود سبب مي گردد تا فرد معتاد انساني بي هدف و بدون برنامه شده ساعت هاي خواب و بيداريش نامنظم شود اينكه چه بخورد چه بپوشد ديگر برايش مهم نيست اين موضوع كه چه كار انجام دهد و كجا برود اهميتش را ازدست مي دهد لذا لازم است فرد ترك كرده با كمك خودش برنامه ريزي وهدفش را تعيين كند.
    نداشتن برنامه مشخص موجب سرگرداني فكري فرد شده و اين خود عاملي جهت عوداعتياداست. فردي كه اعتياد را ترك كرده بايد برنامه روزانه اش را مشخص باشد مثلا در اوايل جهت تقويت جسم و يا پرورش عضلات و اندام ها برنامه ريزي كند در ورزش هاي صبحگاهي شركت كرده و راهپيمائي ساده و يادويدن ملايم داشته باشد و يكي از راههاي اساس جهت مبارزه با كسالت بي حوصلگي در معتادان ورزش كردن وفعاليتهاي بدني هدف دار و يا پرداختن به كار و تفريحات سالم است پس بايد فعاليت هاي بدني را هدف دار نمود و مرتبا تغييرات جسماني كه در حقيقت نشان دهنده بهبودي بيشتر است كنترل نمود فرد ترك كرده بايد روز به روزشاداب تر و سر حال تر گردد.
    پرداختن به كار تفريح در مناطق ييلاقي و خوش آب وهوا همچنين قدم زدن درپارك ها فضاي سبز و باغ ها رفتن به سينماها و نمايشگاها باز ديد ازبستگان و دوستان سبب مي گردد فرد معتاد ترك كرده مجددا با افراد جامعه و فعاليتها و تفريحات موجود در آن آشتي كرده و در كنار ديگران بودن به او كمك مي كند تا بتواند دوره درمان را بهتر طي نموده و رفته رفته به زندگي عادي برگردد و فرد قادر خواهد بود زندگي وكارها را بدون مصرف مواد مخدر انجام دهد و اين اولين احساس مثبت در بيماراست كه باعث تداوم و استمراربهبودي در وي خواهد شد.
    هیچ کس نباید شب به بستر برود قبل از اینکه از خود بپرسد: امروز چه کرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم.(دکتر شوایتزر)

  8. #87
    .sefid. آواتار ها
    .sefid. آفلاين است کاربر متخصص بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    Aug 2006
    نوشته ها
    3,219
    تشکر
    5,480
    تشکر شده 7,266 بار در 2,983 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    مذهبي درماني
    اصولي كه در اسلام جهت درمان معتاد مفيد واقع مي شون عبارتند از :

    1- اصل پذيرش :
    درمكتب اسلام بالاترين خطا وگناه كه همان شرك به خدا مي باشد.
    درصورت بازگشت و شناخت ذات يكتاي خداوند قابل بخشش مي باشد و هيچ كس مايوس از رحمت خداوند نيست و شخص معتاد نيز زماني كه جهت درمان پناه به مرجع ذيصلاحي آورد به هيچ عنوان طرد نمي شود.

    2- اصل حمايت :
    اسلام به پيروان خود دستور مي دهد زماني كه شخص ولو غيرمسلمان به قصد كمك گرفتن به تو رجوع كرد دست رد به سينه او زده نشود بلكه حتي حمايت از افراد ضعيف و مستضعف علامت ايمان افراد برشمرده شده و كسيكه در فكر اين موضوع نباشد مسلمان نمي باشد لذا معتاد نه تنها پذيرفته مي شود بلكه از نظر درمان حمايت هم مي شود.

    3- اصل بازگشت به اصل خويش :
    شخص راهنما كه خود مسلمان دلسوزي است سعي خواهد نمود او را با ارزشهاي انسانيش آشنا كند وجايگاه انسان را در روي زمين به وي نشان دهد و مقام انسان وعزت هميشگي او را در پرتوگرايش به مذهب به وي گوشزد مي كند وهمچنين سعي خواهدت كرد در غيبت بازگشت به اصل خويش ايجاد كند.

    4- اصل تصميم و اراده :
    در اسلام حتي نيت و تصميم شخص چنانچه مثبت باشد اجر در پي دارد و لذا زماني كه هر معتاد اراده و تصميم به ترك گرفت همان لحظه گرايش به سمت جاده سلامتي و در مسير صحيح قرارگرفتن آغاز مي شود لذا اسلام سعي دارد زماني كه معتاد تصميم و اراده به ترك كرد اورا مورد حمايت مادي ومعنوي وهمچنين تشويق قرار دهد و بر تقويت اين تصميم و اراده بيفزايدتا به عنوان يك هدف مهم آن را دنبال كند زيرا اساس مذهب رشد مي باشد.

    (قدتبين الرشد من الغي ...)( قسمتي از آيات آيت الكرسي ) لذا نيت و اراده انسانها به سمت يك زندگي سالم بايستي مورد حمايت جامعه قرارگيرد. شخصي كه تصميم به ترك گرفته از نظر مذهب مورد حمايت است و بديده احترام به وي نگاه مي كنند.
    بمنظورتقويت اراده نيت و باقي بودن براين بينش راهكاريهاي ذيل از نظر مذهب توصيه مي گردد:
    1- حمايت هاي مادي ومعنوي (صله رحم )
    2- همنشيني و دلجوئي از وي
    3- ياد آوري مكرر توانمنديهاو ارزشهاي انساني وي
    4- سوق دادن ذهن اوبه خدا واوليائش

    5- اصل مراقبت :
    كلكم راع و كلكم كسئول عن رعيته رسول اكرم (ص)مذهب علاوه بر بكار گرفتن چهار اصل فوق اصل مراقبت را تا حصول نتيجه نهايي ارائه مي دهد صله رحم رسيدگي به خويشاوندان وحقوق همسايه از نشانه هاي ايمان در جامعه مي باشد.
    لذا يك مسلمان سعي دارد در برابرافراد ناتوان و آفت هاي اجتماع دوباره به سراغ او نرود و يگر همنوعش را به اين بليه نيز دچار نسازد بنابراين بااو معاشرت دارد حمايت نزديكانش را بطرف او جلب مي كند و پيوسته نگران حال او مي باشد لذا مذهب به مثابه مراقب دلسوزي است كه پيوسته در صدد جهت دادن افراد منحرف به سمت فطرت و طريقه حق مي باشد.

    6-اصل بازسازي شخصيت :
    دين ايلام يكي ازادياني است كه به وحدت و يكپارچگي شخصيت معتقد است.
    اسلام دين توحيدي بي نظيري است چرا كه خداوند خالق يگانه و واحد است و خلقت او نيز براساس يك نظام يكپارچه و واحد است كه هر عنصر اين خلقت ضمن برخورداري از وحدت دروني به نوبه خود نقش مهمي در برپايي و هماهنگي خلقت دارد .
    بهترين ارزشها يكي جان وديگري شخصيت انسان مي باشد و هر دو بالاترين مسئوليت را براي آحادامت اسلامي بهمراه مي آورد لذا هر فردي كه تصميم دارد قدم به جاده سلامتي بگذارد خطا وانحرافات گذشته او محو ميشود و فعاليت هاي مثبت و كوشش در راه صحيح زندگي كردن گناهان گذشته را از بين مي برد (قرآن كريم:عمل صالح زشتيها را از بين مي برد)
    بنابر اين شخصي كه با دستورات فوق سلامت خود را باز يافته به مانند ديگر افراد جامعه ادامه حيات ميدهد و با حرمت و ارزشمندي زندگي مي كند و هيچ مسلماني به خود اجازه كوچكترين جسارت به او نمي دهد زيرا او بازگشت به اصل خويش نموده و بر همه مسلمانها واجب است براي او ارزش يك انسان كامل را قايل باشند اميد است با دستورات حيات بخش اسلام بتوانيم تولدي ديگر در حيات خود و ديگران بويژه افراد معتاد جامعه ايجاد نمائيم.
    هیچ کس نباید شب به بستر برود قبل از اینکه از خود بپرسد: امروز چه کرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم.(دکتر شوایتزر)

  9. #88
    باد صبا آواتار ها
    باد صبا آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Jan 2007
    سن کاربر
    43
    محل سکونت
    k750i
    نوشته ها
    1,379
    تشکر
    934
    تشکر شده 1,268 بار در 607 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض


    تحقيقات جديد نشان مي دهد كه بادمجان داراي يك ماده ضد تشنج است و در درمان بيماري صرع اثر بسيار خوبي دارد. بنابراين اشخاصي كه تشنج دارند و يا مبتلا به اين بيماري مي‌باشند بهتر است كه از بادمجان استفاده كنند.


    مهمترين خاصيت بادمجان كم كالري بودن آن است كه غذاي بسيار خوب براي كساني است كه مي‌خواهند وزن كم كنند زيرا داراي ويتامين و مواد معدني نيز مي باشد .

    بادمجان را حتما به حالت كاملا رسيده بايد مصرف كرد، زيرا خام آن طعم تلخ داشته و در افرادي كه آسم و برونشيت دارند باعث تحريك اين بيماري‌ها مي‌شود.

    بادمجان اثر نرم كننده و مدر دارد و بعلت دارا بودن آهن در رفع كم خوني داروي موثري است.

    بادمجان را مي توان براي از بين بردن ورم و التهاب بر روي عضو ملتهب گذاشت. دانه بادمجان ايجاد يبوست مي كند.
    ريشه بادمجان و شاخه‌هاي خشك شده و برگ‌هاي آن اثر بند آورنده خون را داشته، قابض بوده و مي توان براي درمان انواع خونريزي‌ها استفاده كرد.

    بادمجان پاد زهر خوبي براي مسموميت‌هاي حاصل از خوردن قارچ سمي است.

    خوردن بادمجان گرفتگي رگ‌ها را باز كرده و شخص را از خطر سكته قلبي محفوظ مي‌دارد و نيز برطرف كننده يبوست نيز هست.

    برگها و پوست سياه بادمجان اگر جوشانده شود، اين جوشانده درمان اسهال خوني است. همچنين جوشانده ريشه بادمجان در درمان بيماري آسم موثراست.

    گفتني است، بادمجان مقوي معده است. آب زردرنگي كه در موقع نمك زدن و گذاشتن بادمجان از آن خارج مي شود براي خشك كردن عرق دست و پا بهترين داروست و اشخاصي كه دست و پايشان مرتب عرق مي كند بايد چند بار در روز آن را با اين آب بشويند تا از شر اين مرض آسوده شوند.

    اگر بادمجان را بسوزانند و خاكستر آن را با سركه خمير كنند و به زگيل بمالند زگيل كنده خواهد شد.

    از بادمجان مي توان به عنوان مسكن براي تسكين در استخوان شكسته و ضرب خورده استفاده كرد بدين طريق كه بايد بادمجان را در فر قرار داد تا نيم پز شود و سپس آب آنرا با فشار گرفته و به مقدار نصف آن آب شكر قهوه اي اضافه كرده
    و آنرا هم بزنيد و بنوشيد.

    بادمجان داراي آلكالوئيدي بنام سولانين Solanine است كه ممكن است در معده‌هاي ضعيف ايجاد آلرژي و مسموميت كند.

    شايان ذكراست، بادمجان با همه خواصي كه گفته شد نبايد مورد استفاده اشخاصي كه بواسير و يا درد چشم دارند قرار گيرد، زيرا بيماري آنها را تشديد مي كند. اين اشخاص اگر مي خواهند بادمجان بخورند بهتر است آنرا با گوشت، روغن و يا سركه پخته و سپس مصرف كنند.

    .
    عشق مانند روح است!
    همه از روح حرف مي‌زنند، ولي كمتر كسي آن را ديده است!

  10. تشکرها از این نوشته :


  11. #89
    ghorobfarda آواتار ها
    ghorobfarda آفلاين است همکار قدیمی بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    Aug 2007
    نوشته ها
    7,339
    تشکر
    4,378
    تشکر شده 8,174 بار در 4,354 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض اختلالات شبه جسمي

    تعريف:
    اختلال شبه جسمي سندرمي مزمن با علائم جسمي است كه نمي توان براي آن دليل طبي پيدا كرد .معمولا با فشار هاي رواني _اجتماعي همراه است .
    نشانه ها به صورت ناراحتي هاي نورولوژيكي (عصبي ) _معده اي -رودهاي _ قلبي يا ريوي بروز مي كند . حتي ممكن است باعث نابينايي يا ناشنوايي شود . بيماري معمولا به طور نوساني تشدي يافته يا تسكين مي يابد .
    در واقع اين بيماري يك نوع خودبيمار انگاري است .

    اختلال درد :
    درد هاي شديد و طولاني مدت كه آسيب در عملكرد شغلي و اجتماعي ايجاد مي كند و عوامل روان شناختي در ايجاد آن نقش ايفا مي كنند . قابل ذكر است كه معاينات آسيب جسمي را نشان نمي دهند .

    اختلال تبديلي :
    فقدان يا تغيير در عملكرد بدن است كه دليل طبي ندارد و با مكانيزم هاي فيزيولوژيك توجيه نمي شود . شايع ترين آن بي حسي -فقدان كلام _ تشنج _ اختلال تعادل _ بي حركتي _ نا بينايي _ فقدان بويايي _ بيهوشي _ فلج و...

    اختلال بد شكلي بدن :
    مشخصه اين بيماري باور اغرار آميز مبتني بر بدشكلي بدن يا نقص آن است . شايع ترين شكل ها نقص هاي سر و صورت مانند كم مويي سر - جوش - چين و چروك _ جاي زخم و در ايران بخصوص بدشكلي بيني است .

    سبب شناسي:
    اضطراب شديد سركوب شده
    عزت نفس پايين
    نياز هاي وابستگي ارضاء نشده
    نفع ثانوي از نقش بيماري مانند توجه بيشتر و ...

    علائم :
    شكايت كلامي از درد يا نقص هاي ذكر شده ديگر
    انزواي اجتماعي
    رفتارهاي دفاعي
    رفتار هاي متوقعانه
    توجه و تمركز به خود
    استفاده افراطي از مسكن
    ناتواني در رفع نياز ها
    احساسات منفي در رابطه با بدن خود
    ترس از طرد شدن
    فقدان يكي از حواس
    ناتواني در مراقبت از خود

    تدابير :
    براي اطمينان از عدم وجود نقص جسمي انجام كامل آزمايشات
    ثبت شدت و طول مدت درد يا ناتواني و يافتن ارتباط آن با عوامل محيطي-رواني
    تشويق بيمار به بيان احساسات خود
    تشويق بيمار به مراقبت از خود
    اگر بيماري هيچ علت جسمي ندارد با وي صحبت كنيد و بگوييد كه بيماري وي جسمي نيست
    عدم توجه زياد به بيمار در صورت افزايش علائم بيماري اي كه علل جسمي ندارد
    توجه به بيمار زماني كه به درد يا نقص خود متمركز نمي باشد .
    استفاده از فعاليت هايي كه حواس مددجو را منحرف مي كند
    راههايي را با كمك بيمار پيدا كنيد كه در كاهش علائم كمك مي كند

  12. تشکرها از این نوشته :


  13. #90
    raya آواتار ها
    raya آفلاين است همکار قدیمی فروم نیک صالحی
    سلام دوستان
    تاریخ عضویت
    Feb 2007
    سن کاربر
    متولد 27 آبان 1362
    محل سکونت
    nokia N81
    نوشته ها
    0
    تشکر
    21,016
    تشکر شده 19,815 بار در 9,574 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    Thumbs down اختلالات روانی

    اختلالات روانی


    مفهوم اختلال روانی مثل بسیاری از مفاهیم در طب و علوم دیگر فاقد تعریف عملی ثابتی که پوشاننده همه موفقیتها باشد بوده است. قابل قبولترین تعریف اختلالهای روانی را به صورت زیر توصیف می کند؛ هر یک از اختلالات روانی به صورت یک سندرم یا الگوی رفتاری یا روانشناختی مهم بالینی تصور شده است که در یک فرد روی می‌دهد و با ناراحتی (یک علامت دردناک) یا ناتوانی (تخریب در یک یا چند زمینه مهم عملکرد) یا با افزایش قابل ملاحظه خطر مرگ ، درد ، ناراحتی و ناتوانی یا فقدان مهم آزادی ، همراه است.

    به علاوه این سندرم یا الگو نباید صرفا یک پاسخ قابل انتظار و تایید شده فرهنگی در مقابل رویدادی خاص مثلا مرگ یک شخص مورد علاقه باشد. علت اصلی هر چه باشد فعلا باید آن را تظاهر یک اختلال کارکردی زیست شناختی رفتاری یا
    روانشناسی در فرد تلقی نمود.

    نگاه اجمالی

    از آنجا که اختلال روانی غالبا غیر عادی ، عجیب یا آزار دهنده است، نگاهها را به خود جلب می‌کند. واکنشهای متفاوتی در مقابل بروز آن ممکن است دیده شود. این واکنش می‌تواند به صورت خشم ، تنفر و اکراه ، ترس و سردرگمی همراه باشد. تمایل به درمان خواه وجود داشته باشد یا نداشته باشد بعد آزار دهندگی این اختلالات برای خود فرد و یا اطرفیان او وجود دارد. برخی از اختلالات به راحتی در زندگی شغلی و اجتماعی خود تاثیر گذاشته و عمدتا عملکرد او را مختل می‌سازند.

    تاریخچه اختلالات روانی

    آدمی همواره در مورد سلامت جسم ، روابط اجتماعی و جایگاه خود در این عالم نگران بوده است و در این زمینه‌ها سوالات بسیاری مطرح کرده و پیرامون آنها نظریاتی ابراز داشته است. بعضی از این نظریات تقریبا جهان شمول به نظر می‌رسند و در بسیاری از مناطق دنیا و اکثر دوره‌های تاریخی دیده می‌شوند. طبق نظریه‌هایی کهن که امروزه هم به چشم می‌خورد، اختلال روانی نتیجه عملکرد نیروهای ماوراء طبیعی و جادوئی مثل ارواح شرور و شیطان است. در جوامعی که این نظریه را باور داشتند، درمان به صورت جن گیری انجام می‌شد.

    در تاریخ اختلالات روانی این عقیده نیز رواج داشته که آنها را ناشی اختلال کارکرد بدن می‌دانستند. در یونان باستان به درمان این اختلالات در معبد الهه سلامت می‌پرداختند.
    بقراط اهمیت مغز را در تبیین این اختلالات دریافت و درمان مبتنی بر استراحت ، استحمام و رژیم غذایی را توسعه بخشید. حرکت به سوی توجیهات منطقی در تبین رفتار را سقراط ، افلاطون و ارسطو تقویت کردند.

    افلاطون رفتار پریشان را برخاسته از تعارضات درونی بین هیجان و عقل به شمار می‌آورد. برخورد به مبتلایان به این اختلالات خط سیری از برخورد غیر انسانی تا برخوردهای انسانی‌تر را شامل می‌شود. جنبش معطوف به درمان انسانی‌تر با این بیماران با کارهای فیلیپ پنیل آغاز شد. بتدریج تغییرات اصلاحیتر بیشتری آغاز و ادامه یافت و تحقیقات علمی در
    سبب شناسی ، طبقه بندی و درمان اختلالات انجام گرفت.

    طبقه بندی اختلالات روانی

    DSM IV راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی ، این اختلالات به شرح زیر طبقه بندی می‌کند:



    • عقب ماندگی ذهنی
    • اختلالات یادگیری (اختلال خواندن ، اختلال در ریاضیات ، اختلال در بیان کتبی)
    • اختلالات نافذ مربوط به رشد (اختلال اوتیستیک ، اختلال رت ، اختلال آسپرگر)
    • اختلالات کمبود توجه
    • اختلالات تغذیه‌ای و خوردن شیرخوارگی واوان کودکی (هرزه خواری ، اختلال نشخوار)
    • اختلالات تیک (تیک توره ، تیک حرکتی یا صوتی مزمن ، تیک گداز)
    • اختلالات ارتباطی (اختلال زبان بیانی ، اختلال زبان دریافتی بیان مختلط ، لکنت زبان)
    • اختلالات دفعی (بی‌اختیاری ادراری ، بی‌اختیاری مدفوع)
    • سایر اختلالات دوران شیرخوارگی ، کودکی و نوجوانی (اختلال اضطراب جدایی ‌، گنگی انتخابی ، اختلال دلبستگی واکنشی ، اختلال حرکتی کلیشه‌ای)
    • اختلالات نسیانی ، دلیریوم و دمانس
    • اختلالات مربوط به مصرف مواد
    • اسکیزوفرنی و سایر اختلالات سایکوتیک
    • اختلالات خلقی (افسردگی اساسی ، اختلالات دو قطبی و ...)
    • اختلالات اضطرابی (اختلال هراس ، جمع هراسی ، اختلال وسواسی ، جبری ، اختلال استرس پس از سانحه و ...)
    • اختلالات شبه جسمی (اختلال جسمانی کردن ، اختلال تبدیلی ، خود بیمار انگاری ، اختلال بدریختی بدن)
    • اختلالات ساختگی
    • اختلالات تجزیه‌ای (فراوموشی تجزیه ای ، گریز تجزیه‌ای ، اختلال شخصیت چند گانه و اختلال مسخ شخصیت)
    • اختلالات هویت جنسی و جنسیتی
    • اختلالات خواب
    • اختلالات کنترل تکانه (اختلال انفجار دوره‌ای ، جنون دزدی ، جنون آتش افروزی ، قمار بازی بیمار گونه و وسواس کندن مو)
    • اختلال انطباقی
    • اختلالات شخصیتی (پارانوئید ، اسکیزوئید ، اسکیزوتایپی ، ضداجتماعی ، مرزی ، نمایشی ، خودشیفته ، دوری گزین ، وابسته و اختلال شخصیت وسواسی و جبری)
    سبب شناسی اختلالات روانی

    در بررسی علل مربوط به بروز اختلالات روانی از دیدگاههای مختلف به این مساله پرداخته شده است.

    دیدگاه زیست شناختی

    این دیگاه آشفتگیهای بدنی را علت اختلال روانی می‌داند. بی‌نظمی در ژنها ممکن است سبب ساز بعضی رفتارهای غیر انطباقی باشد. دیگر تعیین کننده زیست شناختی رفتار ، مغز و دستگاه عصبی است. آشفتگی در بخشهای معینی از مغز می‌تواند اختلالات روانی را موجب شود. دستگاه غدد و عملکرد آنها نیز می‌تواند در بروز این دسته از اختلالات سهیم باشد.

    دیدگاه روانکاوی

    این دیدگاه که افکار و هیجانات را علل مهم رفتار می‌دانند، در سبب شناسی اختلالات روانی به شناسایی افکار و هیجانات ناآشکار که مسبب اساسی اختلالات هستند، تاکید می‌کند. از این دیدگاه پنج سال اول زندگی از لحاظ رشد سالم شخصیت یا بروز اختلالات حائز اهمیت است.

    دیدگاه یادگیری

    این دیدگاه که بر اهمیت یادگیری تاکید دارد معتقد است اختلالات روانی با پیوندهای یادگیری قابل توضیح هستند. در این دیدگاه سرمشق گیری ، تقویت کننده‌های مثبت و منفی و شرطی سازیها در بروز رفتارهای غیر عادی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

    دیدگاه شناختی

    تمرکز دیدگاه شناختی بر شناخت فرد از محیط پیرامون خود متکی است. از این دیدگاه ناتوانی فرد در تشکیل شناختها و طرحواره‌های مناسب از ارتباط خود با محیط مشکلاتی را برای او بوجود می‌آورد. از دیگر دیدگاههای رایج دیدگاههای انسان گرایی ، هستی گرایی و دیدگاه اجتماعی است. درمان این دسته از اختلالات به دو شیوه کلی دارو درمانی و روان درمانی تقسیم بندی می‌شود. دارو درمانی توسط روانپزشک و روان درمانی توسط روانشناس صورت می‌گیرد. دیدگاه روان شناس در سبب شناسی اختلالات روانی رویکرد درمانی او را تعیین خواهد کرد. با اینحال امروزه بندرت یک روان شناس خود را مقید به یک دیدگاه خاص می‌کند و معمولا از ترکیبی از این دیدگاهها کاربرد دارند.
    خدا حافظ همین حالا ....

  14. #91
    raya آواتار ها
    raya آفلاين است همکار قدیمی فروم نیک صالحی
    سلام دوستان
    تاریخ عضویت
    Feb 2007
    سن کاربر
    متولد 27 آبان 1362
    محل سکونت
    nokia N81
    نوشته ها
    0
    تشکر
    21,016
    تشکر شده 19,815 بار در 9,574 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    Thumbs down اختلالات تیک

    اختلالات تیک
    تقسيم بندي تيك:

    1- تيك هاي حركتي ساده(SIMPLE MOTOR TICS)</SPAN>: حركات بي

    معني، ناگهاني و كوتاه ميباشند. مانند: چشمك زدن، بالا انداختن شانه، بالا بردن بيني، حركت دادن دستها و پاها. </SPAN>

    2-تيك هاي آوايي ساده(SIMPLE PHONIC TICS)</SPAN>: اصوات غير

    ارادي اي كه از بيني، گلو و دهان خارج ميگردند. مانند: سرفه كردن، صاف كردن گلو، بالا كشيدن بيني، خرخر كردن، آروغ زدن، تقليد اصوات حيوانات. </SPAN>
    3- تيك هاي حركتي پيچيده(COMPLEX MOTOR TICS)</SPAN>: حركاتي كه بيشتر هدفمند بوده و چندين عضله بطور هماهنگ در ايجاد آنها دخالت دارند. مانند: كشيدن لباس، لمس كردن ديگران، لمس كردن اشياء، شكلك درآوردن، نيشگون گرفتن، بوسيدن خود و يا ديگران، آب دهان انداختن، خاراندن، شانه زدن موها، ضربه با نوك انگشت، پريدن و لي لي رفتن، زبان درازي، لمس كردن بيني، بوييدن اشياء و افراد، حركات پرتابي، پژواك كرداري </SPAN>(ECHOPRAXIA) </SPAN>(تكرار و تقليد غير ارادي حركات ديگران)، كوپروپراكسيا </SPAN>(COPROPRAXIA) </SPAN>(انجام حركات و ژستهاي قبيح، زننده، و ناپسند نزد جامعه) </SPAN>
    4- تيك هاي آوايي پيچيده(COMPLEX PHONIC TICS)</SPAN>: آواهاي هدفمند تر و طولاني تر. مانند: پژواك گويي </SPAN>(ECHOLALIA) </SPAN>(تكرار غير ارادي كلمات و جملات ديگران)، مكررگويي</SPAN>(PALILALIA) </SPAN>(تكرار غير ارادي كلمات و جملات خود)، مكررخواني</SPAN>(LEXILALIA)</SPAN>(تكرار غير ارادي كلماتي كه خوانده ميشوند)، كوپرولاليا و يا بد دهني </SPAN>(COPROLALIA)</SPAN>(بيان واژه ها و الفاظ ركيك، قبيح و ممنوعه)،صحبت كردن با خود، تغيير دادن مكرر لحن گفتار، سوت زدن، خنديدن و فرياد كشيدن هاي ناگهاني. </SPAN>

    انواع تيك بر حسب مدت پايداري:

    1-تيك هاي گذرا: كمتر از 12 ماه تداوم مي يابند (نيازي به درمان خاصي ندارند).

    2-تيك هاي مزمن: بيش از 12 ماه تداوم مي يابند (نياز به مراجعه به پزشك و درمان دارويي دارند).

    نكاتي درباره تيك ها:
    1-تيك ها با افزايش استرس، خستگي، هيجانات مثبت و منفي، و گرما، تشديد و افزايش مي يابند.
    2-هر چه بيشتر حواس فرد مبتلا به تيك معطوف شود، تيك نيز افزايش مي يابد.
    3-هنگامي كه فرد كاملا غرق انجام فعاليتي گردد بطوري كه تمام حواس خود را متمركز آن فعاليت خاص ميكند،،تيك نيز كاهش يافته و يا كاملا ناپديد ميشود.
    4-تيك ها كاملا غير ارادي نيستند و فرد ميتواند براي مدت كوتاهي جلوي آنها را بگيرد.اما پس از مدتي ديگر مقابله با تيك غير ممكن گرديده و فرد ناچار به تسليم خواهد شد.تيك راهي است براي تخليه فشار ها و تنشهاي رواني و جسمي در فرد مبتلا،بنابراين سركوب آن استرس زا ميباشد.
    5-معمولاً 25 درصد كودكان دچار تيك شده كه در اين ميان سهم پسران 4 برابر دختران است.
    6-اغلب تيك ها با افزايش سن كودكان محو و برطرف ميشوند، اما در مواردي نيز ممكن است تيك در بزرگسالي نيز تداوم داشته باشد.
    علت ايجاد تيك:
    علت آن ناشناخته است. اما نقش وراثت در ايجاد آن به اثبات رسيده است. اشكال در عملكرد عقده‌هاي قاعده اي مغز (BASAL GANGLIA)(عقده هاي قاعده اي بخشي از مغز هستند كه در تنظيم حركات هماهنگ عضلات دخالت</SPAN> دارند)، و متابوليسم غير طبيعي نوروترانسميترهاي دوپامين و سروتونين در ايجاد تيك دخيل مي باشند.
    درمان تيك:
    1-تيك هاي زود گذر نيازي به درمان ندارند.
    2-تيك هاي مزمن كه ممكن است علامت نشانگان تورت(TOURETTE SYNDROME)</SPAN> باشد، بايد تحت نظر پزشك درمان گردد. </SPAN>
    3-درمان دارويي شامل آرام بخشها، ضد افسردگي ها، آنتي سايكوتيك ها و بلوك كننده هاي دوپامين ميباشند.(CLONAZEPAM-CLONIDINE-FLUXETINE-PIMOZIDE-RISPERIDONE-Haloperidol)</SPAN>
    4- هيچگاه كودك را بخاطر تيك هايش مورد سرزنش قرارندهيد و به وي اطمينان خاطر دهيد كه وي نبايد بواسطه آن دچار خجالتزدگي شود.
    5- سعي كنيد مشكلات و استرسهاي زندگي كودك خود را به حداقل برسانيد.
    6- خواب كافي از خستگي كودك كاسته و شدت و تناوب تيك را كاهش ميدهد.
    چه وقت بايستي به پزشك مراجعه كرد:
    1-تيكهايي كه بيش از يك سال ادامه مي يابند.
    2-در صورتي كه تيك ها بسيار شديد و تكرار شونده ميباشند.
    3-تيك ها در فعاليت هاي روزمره فرد تداخل ايجاد كرده و يا در كودك ايجاد خجالتزدگي و مشكلات احساسي شديد ميكنند.
    4-هنگامي كه تيك هاي آوايي و حركتي توام با يكديگر ميباشند (نشانگان تورت).
    آزمايشات تشخيصي تيك:
    نيازي به آزمايش خاصي نبوده و با مشاهدات و معاينات باليني تشخيص داده ميشود.
    نشانگان تورت(TOURETTE SYNDROME)</SPAN>: </SPAN>
    يك اختلال موروثي و نورولوژيك ميباشد كه سن آغاز آن قبل از سن 18 سالگي است. مشخصه بارز نشانگان تورت تيك هاي متعدد و مزمن حركتي و آوايي مي باشد. ناگفته نماند كه افراد مبتلا به نشانگان تورت از هوش طبيعي برخوردار ميباشند. اين اختلال عموماً پس از افزايش سن برطرف و يا تخفيف مي يابد. علت اصلي اين اختلال ناشناخته است اما عوامل ژنتيكي و محيطي هر دو در ايجاد آن دخيل ميباشند. متابوليسم غير طبيعي نوروترانسميترهاي دوپامين و سروتونين در ايجاد آن نقش دارند.
    نكته: نشانگان تورت معمولا با اختلال وسواس-اجبار، بيش فعالي-كم توجهي، و مشكلات رفتاري ديگر همراه ميباشد.
    افتراق تيك هاي نشانگان تورت با تيك هاي ديگر:
    1-هر دو نوع تيك آوايي و حركتي در فرد مشاهده ميشود (اما الزاما هميشه با هم توام نيستند).
    2-تيك ها در طي روز چندين مرتبه تكرار ميشوند.
    3-تيك ها بيش از يك سال تداوم مي يابند.
    4-تيك ها از لحاظ تعداد، فركانس، تيپ، محل بطور دوره اي دستخوش تغيير ميگردند. شدت تيك ها مدام كاهش و افزايش مي يابد و حتي ممكن است تيك ها به مدت چند ماه (نه بيش از 3 ماه) كاملا ناپديد شوند.
    اختلالاتي كه ممكن است با تيك اشتباه گرفته شوند:
    1-اختلال كُره (CHOREA): اختلال حركتي ناهنجار و غير ارادي است كه علامت مشخصه آن انقباضات نامنظم و كوتاه و فاقد ريتم ميباشد (حركات تكراري نميباشند). مانند حركات سريع و ناگهاني و بدون هدف عضلات صورت، گردن، دستها و پاها.اين اختلال حركتي در پي عفونت باكتريايي استرپتوكوكي و همراه با تب روماتيسمي بروز مي يابد. </SPAN>
    2- اختلال ديستوني(DYSTONIA)</SPAN>: به انقباضات غير ارادي ،شديد،دردناك و پايدار عضلات اطلاق ميشود. كه ممكن است همه عضلات بدن و يا بخشي از آن را درگير كند. علت اصلي آن ناشناخته است. اما عوامل ژنتيكي، عدم تعادل مواد شيميايي بدن، آسيب به مغز و مصرف برخي داروها در ايجاد آن دخيل ميباشند. مانند: ديستوني گردني كه در آن عضلات گردن ناگهان به يك سمت چرخيده و گردن ثابت مي ماند. </SPAN>
    3-ميوكلونوس(MYOCLONUS)</SPAN>: گرفتگي ماهيچه به پرش و انقباضات سريع و غير ارادي عضلات گفته ميشود.سكسكه كردن يك نوع طبيعي آن است كه عضله ديافراگم در آن درگير ميشود.اين اختلال معمولا در افراد مبتلا به صرع حساس به نور ايجاد ميشود. كه ميتواند باعث ايجاد حركات ناهنجار همزمان در دو سمت بدن شود. </SPAN>
    نكته:افراد مبتلا به بيماري اوتيسم(AUTISM) نيز ممكن است حركاتي مشابه تيك از خود بروز دهند</SPAN>. </SPAN>

    </SPAN>
    خدا حافظ همین حالا ....

  15. تشکرها از این نوشته :


  16. #92
    ghorobfarda آواتار ها
    ghorobfarda آفلاين است همکار قدیمی بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    Aug 2007
    نوشته ها
    7,339
    تشکر
    4,378
    تشکر شده 8,174 بار در 4,354 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    اختلالات یادگیری

    بسیارند کودکانی که ظاهری طبیعی دارند،رشد جسمی و قد و وزنشان حاکی از بهنجار بودن آنان است. هوششان کمابیش عادی است، بهخوبی صحبت می‌کنند، مانند سایر کودکان بازی می‌کنند و مثل همسالان خود با سایرینارتباط برقرار می‌کنند، در خانه نیز خود یاریهای لازم را دارند و کارهایی را کهوالدین به آنان واگذار می‌کنند به خوبی انجام می‌دهند و از رفتار و اخلاق عادیبرخوردارند. لیکن وقتی به مدرسه می‌روند و می‌خواهند خواندن و نوشتن و حساب یادبگیرند دچار مشکلات جدی می‌شوند. بیش از یک قرن است که متخصانعلوم تربیتیوروان شناسیوگفتار درمانیدر پی تشخیص و درمان مشکلاتاین قبیل کودکان بوده‌اند.

    بیش از شصت تعریف برای اختلالات یادگیری وجوددارد که معروفترین آنها عبارتست از:


    اختلال در یک یا چند فرآیند روانی پایه به درک یااستفاده از زبان شفاهی یا کتبی مربوط می‌شود و می‌تواند به شکل عدم توانایی کامل درگوش کردن ، فکر کردن ، صحبت کردن ، خواندن ، نوشتن ، حجمی کردن یا انجام محاسبه‌هایریاضی ظاهر شود. این اصطلاح شرایطی چون معلولیتهای ادراکی ، آسیب دیدگیهای مغزی ،نقص جزئی در کار مغز ،ریس ‌لکسییا نارسا خوانیو آفازیای رشدی را در بر می‌گیرد. از سوی دیگر ، اصطلاح یاد شده آن عده را که اصولابواسطه معلولیتهای دیداری ، شنیداری یا حرکتی همچنین عقب ماندگی ذهنی یا محرومیتهایمحیطی ، فرهنگی یا اقتصادی به مشکلات یادگیری دچار شده‌اند را شاملنمی‌شود.

    علل بروز اختلالات یادگیری
    ثابت شده است که علل بروز اختلالت یادگیرینسبتا مهم است. با این حال در پژوهشهای مختلف تاثیر عوامل زیر در بروز این اختلالاتمورد تائید بوده‌اند. هر چند همواره تاثیر متقابل عوامل مورد نظر بوده است.
    عوامل فیزیولوژیک موثر در بروز اختلالات یادگیری
    بسیاری از متخصصان بر اینباورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیب دیدگی مغزی شدید یا جزئی و صدمهوارده بهدستگاه عصبی مرکزیاست.
    عوامل موثر در بروز اختلالات یادگیری
    شواهدی در دست است که نشان می‌دهداختلالات یادگیری احتمالا در برخی خانواده‌ها بیش از دیگران دیده می‌شود. مطالعاتانجام شده بر روی دوقلوها به گونه‌ای حاکی از نشانه‌های عمل ژنتیکی است. واکر، "کول" و "ولف" به الگوهای خانوادگی پی برده‌اندکه با اختلالات یادگیری پیوند دارند.
    عوامل بیوشیمیایی موثر در بروز اختلالات یادگیری
    گفته شده است که اختلالاتگوناگون متابولیکی در حکم عواملی هستند که موجب اختلالت یادگیری می‌شوند. برخی ازعوامل بیوشیمیایی که در ارتباط با اختلالات یادگیری از آنها نام برده شده استعبارتند از: هایپوگلیسمی، عدم توازناستیل کولی نستروزوکم کاری تروئید.
    عوامل پیش هنگام و قبل از تولد در بروز اختلالات یادگیری
    اختلالات یادگیریبرخی کودکان می‌تواند بواسطه مشکلاتی باشد که پیش از تولد ، هنگام تولد و بلافاصلهبعد از تولد وجود داشته است.


    از جمله عوامل پیش از تولد عبارتنداز:


    · عدم تناسب نوع خون مادر با جنین
    · اختلالات در ترشحات داخلی مادر
    · قرار گرفتن در برابراشعه
    · استفاده از دارو
    از عوامل هنگام تولد می‌تواند به مواردیچون:


    · کم وزنی هنگام تولد
    · آسیب وارده بر سر
    · آمدن جفت پیش از نوزاد
    · تولد با پا ، اشاره کرد.
    از عوامل بعد از تولد عبارتنداز:


    · مسمومیت سرب
    · نارساییهای تغذیه‌ای
    · محرومیتهای محیطی و ...
    عوامل آموزشی موثر در بروز اختلالات یادگیری
    به عقیده برخی متخصصان تدریسناکافی و ناصحیح می‌تواند در بسیاری از اختلالات یادگیری عامل به حساب بیاید. بهنظر می‌رسد که شماری از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری مرکز تحت آموزش کافی ومناسب قرار نگرفته‌اند.
    انواع اختلالات یادگیری
    کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری ممکن است در یکییا چند مورد از زمینه‌های زیر دچار مشکل باشند: اختلال در زبان گفتاری، اختلال در زباننوشتاری ، اختلال خواندن و اختلال در حساب. به عبارتی ممکن است کودکی در همهزمینه‌های فوق به جز یک زمینه عملکرد خوب و مناسبی داشته باشد، ولی در یک زمینهدچار مشکل شود و به این ترتیب همپوشیهای مختلفی در زمینه‌های یاد شده ممکن استاتفاق بیافتد.
    درمان اختلالات یادگیری
    هر چند اختلالات یادگیری اصولا مساله‌ای آموزشیاست، اما از چندین جنبه مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. بسیاری تلاشها در اینزمینه آشکار از فرضیه نقص جزئی در مغز سود می‌جویند و بدین ترتیب می‌کوشند تا باارزیابی مسائل فرض شده مربوط به این نقص زیستی مشکل را برطرف کنند. از جملهشیوه‌های درمانی رایج بر این اساس می‌توان به درمان رایج بر نگرشهای "ادراکی" - "حرکتی" اشاره کرد.

    در این شیوه تلاش می‌شود تاموقعیتهایی برای کودک فراهم شود تا بتواند اطلاعاتی را از محیط دریافت دارد، بهیکدیگر ارتباط دهد و آنها را دریابد. استفاده از روروک ، بازیهایی برای آموزش حرکت، تمرینات روی تخته سیاه برای رشد هماهنگی حرکت و ادراک دیداری ، حل معما در اینشیوه کاربرد دارد.

    از روشهای درمانی دیگر می‌توان به روش "دیداری" - "حرکتی فراستیگ" و شیوه‌های رفتاری اشاره کرد. برخی از متخصصان حرفه پزشکینیز معتقدند باید به این دسته کودکان دست کم به طور آزمایشی دارو تجویز کرد. با اینحال درباره تاثیرات دارو درمانی روی دانش آموزان مبتلا به اختلالات یادگیری مطالعاتانجام شده بسیار اندک است. "مگا ویتامین درمانی" اولین بار توسطکوتبرای درمان این اختلالات پیشنهاد شد که به استفادهاز ویتامینها تا حداکثر یک هزار برابر میزان مورد نیاز بدن گفته می‌شود.

    ازسوی دیگر در نظر گرفتن امکانات آموزشی ویژه برای کودکان مورد توجه قرار گفته استمثلا استفاده از اتاق مرجع یا کلاسهای ویژه. با این حال مساله جای دهی مبتلایان بهاختلالات یادگیری در کلاسهای مختلف هنوز مورد بحث بسیاری از متخصصان آموزش و پرورشاست.

  17. #93
    ghorobfarda آواتار ها
    ghorobfarda آفلاين است همکار قدیمی بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    Aug 2007
    نوشته ها
    7,339
    تشکر
    4,378
    تشکر شده 8,174 بار در 4,354 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    Question مننژیت

    مننژيت




    مننژيت عبارت است از تورم و يا عفونت پرده مغز يا پوشش نخاع . نشانه هاي بيماري عبارتند از سردرد ، تب شديد و خشک شدن گردن .
    مننژيت به دو صورت باکتريايي و ويروسي وجود دارد که از نظر دشواري ، تفاوت بسياري با هم دارند . مننژيت باکتريايي ، به طور معمول خطرناک تر از نوع ويروسي آن است و در موارد بسيار باعث بروز مشکلات ثانويه در مغز و سيستم عصبي مي شود .
    خوشبختانه وقوع هيچ يک از گونه هاي اين بيماري رايج نيست . اگر چه امکان گرفتار شدن به مننژيت درهر سني وجود دارد ، اما بيشتر در کودکان زير پنج سال ديده مي شود . کودکان زير دو سال نسبت به بيماري بسيار حساس بوده و شديدترين شکل بيماري را ظاهر مي سازند . اگر تشخيص و درمان بيماري در نخستين مراحل آن صورت گيرد ، حدود نود درصد از کودکان بهبود مي يابند و تعداد اندکي دچار ضايعات دائمي در سيستم عصبي ، مانند از دست دادن شنوايي مي شوند . هنگام شيوع مننژيت باکتريايي بيشتر در فصل زمستان و مننژيت ويروسي در اواخر تابستان و اوايل پاييز است .


    * علت هاي بيماري


    باکتري هاي زيادي مي توانند عامل بيماري باشند ، اما باکتري هايي که بيشتر باعث ابتلاي کودکان به مننژيت مي شوند ، شامل مننگوکوکوس ،‌ آنفلوآنزاتيپ ب يا پنوموکوکوس هستند . گونه هاي متفاوتي از ويروس ها ، از جمله انتروويروس ها ، مي توانند موجب اين بيماري شوند . مننژيت ويروسي به طور معمول خفيف بوده و کودکان پس از مدتي کوتاه ، به طور کامل بهبود مي يابند .
    مننژيت باکتريايي از طريق افراد بيمار و يا حامل باکتري ( در حلق و بيني ) منتشر مي شود . عامل بيماري از طريق سرفه و عطسه توسط شخص بيمار در هوا منتشر شده و تا ساعت ها معلق مي ماند . تنفس هواي آلوده موجب انتقال بيماري مي شود . باکتري ابتدا در حلق و بيني تکثير مي گردد و سپس وارد خون مي شود و آن گاه وارد مغز و نخاع شده و اين نواحي را عفوني مي سازد .
    بيشتر نوزادان به دليل اين که حامل پادتن هاي مادري هستند ، تا سه ماهگي به مننژيت مبتلا نمي شوند . ۲۵ درصد از اين کودکان براي هفته ها يا ماه ها ، باکتري عامل بيماري را بدون اين که دچار بيماري شوند ، در حلق و بيني خود حمل مي کنند . اين حاملان سالم ،‌پادتن هايي ايجاد مي کنند که موجب مصونيت دائمي آنها در مقابل بيماري مي شود . حاملان سالم مي توانند عامل بيماريزا را به افراد حساس منتقل نموده و آنها را گرفتار سازند .
    اشخاصي که در اثر باکتري هاي عامل مننژيت به نوع خفيف عفونت مجاري فوقاني تنفسي مبتلا ميشوند ،‌ مي توانند عامل بيماري را به ديگران منتقل کنند . جابجايي عامل بيماري از اين طريق ، گاه باعث مننژيت مي شود ولي در بيشتر موارد ، مجاري فوقاني تنفسي را گرفتار عفونت مي کند . در هر دو صورت پادتن ضد بيماري در بدن شخص تشکيل شده و موجب مصونيت دائمي در برابر باکتري بيماريزا مي گردد .
    گاهي اوقات عفونت سينوس ها ،‌ گوش مياني و عفونت هاي ناشي از آسيب سر ،‌ موجب ايجاد مننژيت مي شوند .
    مننژيت باکتريايي از هنگام آغاز علائم تا ۲۴ ساعت پس از آنتي بيوتيک درماني ، واگيردار است . مننژيت ويروسي نيز به وسيله افراد بيمار يا حامل ويروس منتقل مي شود ولي واگيرداربودن آن کمتر از مننژيت باکتريايي است . اين ويروس که به طور معمول موجب عفونت دستگاه گوارش مي شود ، از طريق دهان وارد بدن شده و ممکن است تا چندين هفته پس از بهبود بيمار ، در روده او باقي بماند . هيچ آنتي بيوتيکي براي درمان مننژيت ويروسي مؤثر نيست . ويروس موجود در دستگاه گوارش ، از طريق جريان خون وارد مغز مي شود اما به طور معمول ،‌ضايعاتي در مغز ايجاد نمي کند .


    نشانه هاي مننژيت باکتريايي


    سرفه و آبريزش از بيني ، پس از دوره کمون و دو تا چهار روزه ظاهر مي شود ، اما گاهي اوقات شروع بيماري بسيار سريع بوده و به سرعت گسترش مي يابد و در مدت چند ساعت به گيجي و اغما منجر مي شود .
    کودک بيمار غالباً از سردرد شديد ، همراه با حالت تهوع و تب شکايت مي کند . ممکن است گردن سفت و شخص بي قرار و خواب آلود شود . در اين حالت ،‌استفراغ حالت جهنده دارد . چنانچه خواب آلودگي عميق تر شود و تب افزايش يابد ، بايد هر چه زودتر به بخش فوريتهاي پزشکي مراجعه کرد .
    نشانه هاي بيماري در نوزادان با کودکان تفاوت دارد . نوزاد مبتلا به مننژيت ، بي قرار بوده و گريه هاي طولاني دارد ،‌ضمن آنکه اشتهايش را از دست مي دهد و گرفتار تب شديد مي شود . چنين حالتي ‌ ، ممکن است با حمله ناگهاني و خواب آلودگي شديد همراه باشد . براي پيشگيري از عوارض ثانويه مننژيت مانند ناشنوايي ، ضايعات مغزي و مرگ ،‌ بايد هر چه سريعتر بيماري تشخيص داده شود و نسبت به درمان آن در بيمارستان اقدام گردد . آزمايش مايع نخاع براي تشخيص بيماري بسيار ضروري است .


    نشانه هاي مننژيت ويروسي

    نشانه هاي بيماري پس از گذراندن دوره کمون ( يک تا پنج روز ) مي تواند به طور ناگهاني و يا به تدريج پديدار شود . اين نشانه ها شامل سردرد ،‌ تب ، استفراغ و دل پيچه است که يک يا دو روز بعد با خشکي و سفتي گردن همراه مي گردد ، گاهي اوقات نيز جوش هايي در سطح بدن ظاهر مي شود . کودکان مبتلا اغلب در بيمارستان بستري مي شوند اما بدون آنکه آنتي بيوتيک مصرف کنند ،‌ پس از چند روز به طور کامل بهبود مي يابند .


    * تماس نزديک به چه معني است ؟


    بسياري از والدين با اين پرسش رو به رو هستند که آيا مي توانند براي پيشگيري از مبتلا شدن و انتقال بيماري به فرزندشان که دوستي مبتلا به مننژيت دارد ، از آنتي بيوتيک استفاده کنند ؟ به اين پرسش نمي توان به طور قاطع پاسخ گفت . در صورت وجود چنين شرايطي مي توان گفت که کودک در تماس نزديک با شخص بيمار قرار دارد :
    - همخانواده و يا همخانه بودن
    - همکلاس بودن
    - نشستن يا ايستادن در کنار فرد بيمار حداقل به مدت يک ساعت
    استفاده مشترک از سيگار ، آب و غذا بوسيدن يا کشتي گرفتن با شخص بيمار


    * نقش والدين در پيشگيري از بيماري

    • در صورت مشاهده علائم مننژيت ، کودک را هرچه زوتر براي معاينه نزد متخصص کودکان و يا به بخش فوريت هاي پزشکي ببريد ؛
    • چنانچه نوزاد شما ناگهان دچار تب و استفراغ شد و براي مدتي طولاني گريه و بي قراري کرد ، او را براي معاينه به نزد پزشک ببريد ؛
    • در صورت مشاهده تب همراه با تشنج ، در کوتاهترين زمان ممکن نوزاد را به بخش فوريت هاي پزشکي يا پزشک متخصص برسانيد ؛
    • با تزريق واکسن آنفلوآنزا ، به نوزاد خود مصونيت ببخشيد ؛
    • در صورتي که کودک شما داراي تماس نزديک با شخص بيمار بود ، هر چه زوتر به پزشک مراجعه کنيد تا در مورد ضرورت تجويز آنتي بيوتيک تصميم بگيرد .



    * اقدامات پزشکي
    • تجويز آنتي بيوتيک به عنوان اقدام پيشگيري کننده براي مدتي کوتاه ، در صورتي که کودک در تماس نزديک با شخص بيمار باشد ؛
    • تأخير در استفاده از روش کشت ترشحات حلق براي تشخيص قطعي بيماري . مثبت بودن کشت ترشحات گلو ، نشان دهنده اين است که شخص حامل مننژيت است ولي ممکن است بيمار نباشد . بنابراين روش ياد شده نبايد به عنوان نخستين روش تشخيص بيماري مورد استفاده قرار گيرد .
    • بستري کردن کودک مبتلا به مننژيت ، آزمايش مايع نخاع در بيمارستان طي کوتاه ترين مدت ، انجام کشت خون و ترشحات حلق و بيني ؛
    • تجويز آنتي بيوتيک وريدي در صورتي که آزمايش مايع نخاع نشان دهنده ميزان غيرطبيعي گويچه هاي سفيد خون باشد .
    http://www.irib.com/health/html/meningitis.htm

    تشخيص علايم اوليه مننژيت در پيشگيري از عواقب و عوارض اين بيماري مؤثر است.
    به گزارش ايسنا واحد علوم پزشکی تهران به نقل از پايگاه اينترنتي Health Day، پزشكان معتقدند قبل از اينكه مننژيت خود را نشان دهد و عوارض جبران ناپذير خود را بر جسم كودك تحميل كند علائمي از خود بروز مي دهد كه توجه والدين به اين علائم مي تواند در كاستن از عوارض اين بيماري مؤثر باشد.
    به گفته محققان پزشكان سردرد شديد، گريز از نور، تب و استفراغ، خشكي گردن، تنفس تند، پادرد شديد و سرد شدن غيرعادي دستها يا پاها از علايم اوليه عفونت مننژيت است.

    http://www.isnatums.com/news/archives/health/001708.php


  18. #94
    ghorobfarda آواتار ها
    ghorobfarda آفلاين است همکار قدیمی بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    Aug 2007
    نوشته ها
    7,339
    تشکر
    4,378
    تشکر شده 8,174 بار در 4,354 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض سرگيجهVertigo

    سرگيجه Vertigo



    تعريف و مقدمه
    سرگيجه از شكايات شايع بيماران مراجعه‌كننده به كلينيك‌هاي پزشكي است و عبارت است از حالتي كه بيمار احساس مي‌كند محيط پيرامون او گرد سرش مي‌چرخد و يا اگر چشم‌هايش را ببندد، مي‌پندارد كه خودش به دور محيط مي‌گردد.
    سرگيجه به دو نوع واقعي (Vertigo) و سرگيجه غيرواقعي، كاذب يا(Dizziness (Pseudo Vertigo تقسيم مي‌گردد. در سرگيجه واقعي بيماران احساس دوران را به صورت مختلف بيان مي‌كنند نظير احساس چرخش بيمار در محيط يا چرخش محيط اطراف، كشيده شدن به يك سمت، آمدن اشياء موجود در محيط به طرف فرد. شكايت بيمار در سرگيجه غيرواقعي به شكل احساس منگي، سياهي رفتن چشم، سبك شدن سر، احساس پري در سر و ترس در شرف افتادن مي‌باشد. سرگيجه‌هاي واقعي نبايد با عدم تعادل هنگام راه رفتن كه ناشي از آسيب‌هاي مخچه‌اي است، اشتباه گردد.
    كانون‌هاي آناتوميكي كه اختلال آنها موجب سرگيجه مي‌گردد، عبارتند از:
    * دستگاه تعادلي در گوش داخلي
    * چشم‌ها
    * ساقه مغز
    * مخچه
    * قطعه گيجگاهي مغز سرگيجه از نظر محل آسيب به دو نوع سرگيجه‌هاي محيطي و سرگيجه‌هاي مركزي تقسيم مي‌گردد. سرگيجه‌هاي محيطي بر اثر آسيب‌هاي گوش داخلي يعني دستگاه تعادلي رخ مي‌دهد و سرگيجه‌هاي مركزي به دليل گرفتاري ساقه مغز، مخچه و يا راه‌هاي ارتباطي بين آنها ايجاد مي‌شود. شايعترين علت سرگيجه‌هاي غيرواقعي يا Dizziness، اضطراب و افسردگي است. بيماري‌هاي داخلي نظير كم‌خوني، نامنظمي‌هاي ريتم قلب، كاهش قندخون، سرفه‌هاي مكرر يا اختلالات ريوي، كاهش فشارخون وضعيتي (سياهي رفتن چشم هنگام سريع بلند شدن از وضعيت نشسته يا خوابيده) موجب Dizziness يا سرگيجه غيرواقعي مي‌گردند.
    خصوصيات سرگيجه‌هاي محيطي
    * سرگيجه‌هاي محيطي به مراتب شديدتر از نوع مركزي هستند و تهوع و استفراغ در آنها بارزتر است.
    * در سرگيجه‌هاي محيطي تغيير وضعيت سر موجب تشديد سرگيجه مي‌گردد.
    * در سرگيجه‌هاي محيطي در معاينه بيمار علائم عصبي مانند دوبيني، افتادگي پلك‌ها، عدم تقارن صورت، بي‌قوتي اندام‌هاي يك سمت بدن ديده نمي‌شود و وجود علائم عصبي دلالت بر مركزي بودن سرگيجه است.
    * طول مدت سرگيجه در سرگيجه‌هاي محيطي كوتاه‌تر است.
    * سرگيجه‌هاي محيطي گاهي با علائم شنوائي نظير وزوز گوش و يا كاهش شنوائي همراه هستند.
    انواع سرگيجه‌هاي محيطي
    1. سرگيجه وضعيتي خوش‌خيم: اين نوع سرگيجه معمولاً در افراد ميانسال و سالخورده ديده مي‌شود و هنگامي كه بيمار وضعيت‌هاي خاصي به سر و گردن خود مي‌دهد، دچار سرگيجه‌هاي زودگذر همراه با تهوع مي‌شود. ممكن است سرگيجه در حالت خوابيده و هنگام اين پهلو و آن پهلو شدن و يا زماني كه بيمار خم و راست مي‌گردد، بروز نمايد. طول مدت اين نوع سرگيجه چند ثانيه است، اين نوع سرگيجه خوش‌خيم است ولي گاهي تا ماه‌ها پايدار مي‌ماند. اين نوع سرگيجه در موارد خفيف نياز به درمان ندارد ولي در صورتيكه بيمار از حملات پي در پي سرگيجه ناراحت باشد، مي‌توان از داروهاي ضد سرگيجه مثل ديمن‌هيدرينات و بتاهيستين استفاده نمود.
    2. بيماري مينر (Menier) : اين نوع سرگيجه در دهه چهارم تا پنجم عمر آغاز مي‌گردد. بيمار دچار سرگيجه‌هاي شديد همراه با وزوز گوش و كاهش شنوائي مي‌گردد. سرگيجه حالت حمله‌اي و دوره‌اي دارد و در فواصل بين حملات، سرگيجه بيمار بدون علامت مي‌باشد. فاصله بين حملات ممكن است چند هفته تا چند ماه باشد و با عود مكرر آنها كاهش شنوائي بيشتر مي‌شود تا اينكه كري كامل بروز كند. درمان شامل استراحت در زمان حمله، رژيم غذايي كم‌نمك و تجويز ديمن‌هيدرينات و بتاهيستين و در موارد شديد استفاده از جراحي گوش داخلي مي‌باشد.
    3. لابيرنتيت حاد يا وستيبوليت (Labyrinthitis) اين نوع سرگيجه در جوان‌ها شايع‌تر است و در اين حالت بيمار دچار سرگيجه‌هاي شديد، ناگهاني همراه با حالت تهوع و استفراغ مي‌شود. اين نوع سرگيجه با حركات سر تشديد مي‌شود، همراه با كاهش شنوائي هستند، خوش‌خيم است و چند روز طول مي‌كشد. علت اين بيماري ناشناخته است ولي شايد عوامل ويروسي در آن دخيل باشد. معاينه باليني بيمار طبيعي است و بيمار بدون پيامد، بهبود كامل مي‌يابد. درمان شامل استراحت كامل و مصرف داروهاي ضد سرگيجه است.
    انواع سرگيجه‌هاي مركزي
    1. سرگيجه ناشي از كم‌خوني گذراي مغزي: كم‌خوني يا ايسكمي گذراي شريان مهره‌اي موجب سرگيجه همراه با عدم تعادل و دوبيني مي‌گردد. اين نوع سرگيجه ناشي از آسيب عروق پسين مغز است و بيماران معمولاً سالخورده هستند و زمينه‌هاي مساعدكننده نظير بالا بودن چربي‌هاي خون، پرفشاري خون، عادت به سيگار و بيماري قند معمولاً وجود دارد.
    2. خونريزي مخچه و انفاركت مخچه: در اين حالت بيمار علاوه بر سرگيجه‌ دچار عدم تعادل و اختلال گفتاري مي‌شود. سرگيجه ناشي از خونريزي مخچه معمولاً در افراد مسن با سابقه پرفشاري خون ديده مي‌شود.
    3. سرگيجه با منشاء مننژ مغز: آسيب‌هاي فوقاني خلفي قطعه گيجگاهي مغز بر اثر حوادث عروقي مغز، تومورهاي مغزي، ضربه و پلاك‌هاي ناشي از آسيب ميلين موجب اين نوع سرگيجه مي‌شوند، در اين حالت سرگيجه بيشتر ماهيت صرع (تشنج) داشته و بيمار دچار يك سرگيجه ناگهاني و كوتاه مدت به صورت احساس چرخش مي‌شود و متعاقباً به مدت يك تا دو دقيقه خواب‌آلود به نظر مي‌رسد.
    4. ميگرن با منشاء شريان قاعده‌اي ساقه مغز: در اين نوع ميگرن بيمار به جاي سردرد ابتدا دچار سرگيجه، عدم تعادل و احساس كرختي اطراف دهان و اندام‌ها مي‌شود و پس از 30 – 10 دقيقه دچار سردرد ضربان‌دار ناحيه پس‌سري مي‌شود.
    - سرگيجه بعد از ضربه‌هاي مغزي: بعد از ضربه‌هاي جمجمه‌اي انواعي از سرگيجه‌ مي‌تواند رخ دهد كه يا به صورت حاد و شديد مي‌باشد و يا چند روز تا چند هفته بعد به صورت حملات كوتاه مدت و مكرر سرگيجه كه با تغيير وضعيت سر ايجاد مي‌شود نمايان مي‌گردد. در صورتي كه ضربه مغزي همراه با شكستگي استخوان گوش داخلي باشد، سرگيجه همراه علائم شنوائي است.
    نكات مهم هنگام برخورد با بيمار مبتلا به سرگيجه
    در بيمار دچار سرگيجه سوالات زير پرسيده مي‌شود :
    1. تاريخچه مصرف دارو: بعضي داروها نظير داروهاي ضد صرع سبب سرگيجه مي‌شوند.
    2. پيشينه ضربه مغزي: پيامد ضربه‌هاي مغزي به صورت سرگيجه‌هاي چند ثانيه‌اي است كه با تغيير وضعيت سر بروز مي‌كند.
    3. سابقه فشارخون بالا و مرض قند (ديابت): در مبتلايان به پر فشاري خون و يا ديابت خطر ايسكمي گردش خون پسين مغز وجود دارد كه پيامد آن حملات سرگيجه است.
    4. طول مدت سرگيجه؛ از نكات مهمي است كه به تشخيص علت سرگيجه كمك مي‌نمايد.
    5. پرسش درباره شنوايي و وزوز گوش.
    6. نشانه‌هاي همراه سرگيجه: در سرگيجه‌هاي مركزي، بيمار علاوه بر سرگيجه دچار دوبيني، مشكل گفتاري و عدم تعادل است و در سرگيجه‌هاي محيطي شايع‌ترين علائم همراه تهوع و استفراغ است.
    7. سن بيمار: در افراد سالخورده دچار آرتروز گردن ممكن است حركات گردن موجب سرگيجه گردد. بررسي‌هاي آزمايشگاهي در بيمار دچار سرگيجه
    با توجه به نشانه‌هاي باليني، آزمايش‌هاي تشخيصي زير در بيمار دچار سرگيجه درخواست مي‌گردد:
    1. شنوايي سنجي
    2. پرتونگاري از گوش داخلي
    3. سي‌تي‌اسكن مغز
    4. ام.آر.آي(M.R.I) مغز
    5. الكتروآنسفالوگرام (EEG) يا نوار مغز
    6. الكترونيستاگموگرام
    7. پتانسيل‌هاي فراخوانده بينايي و شنوايي (Evokedpotentials
    http://e-hoom.com/Magzine/show_item....O=216&catNo=27



  19. #95
    ghorobfarda آواتار ها
    ghorobfarda آفلاين است همکار قدیمی بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    Aug 2007
    نوشته ها
    7,339
    تشکر
    4,378
    تشکر شده 8,174 بار در 4,354 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض نخاع و آسيب هاي نخاعي

    طناب نخاعي استوانه اي از بافت عصبي كه ضخامت آن تقريباً به اندازه انگشت كوچك است و 38 تا 45 سانتي متر طول دارد. اين طناب از سوراخ جمجمه شروع مي شود به طوري كه از بالا با بصل النخاع در ارتباط است و درون كانال ستون مهره اي تا سطح قاعده بدنه الويه مهره كمري 1 L پائين كشيده شده است و در آنجا به دسته اي از رشته هاي عصبي به نام اعصاب دم اسبي ختم مي شود. اين اعصاب از مناطق كمري و خاجي ستون فقرات بيرون مي آيند. طناب نخاعي از 31 قسمت تشكيل شده است كه از هر كدام يك جفت عصب خارج مي شود. ضخامت اين طناب در نقاط مختلف متفاوت است و در نواحي گردني و كمري قدري ضخيم تر است. زيرا در اين ناحيه عصب بزرگي براي نواحي دست و پا از نخاع خارج مي شود. اين دو ناحيه را برجستگي هاي گردني و كمري نخاع مي گويند.
    اعمال طناب نخاعي
    1 – رابط ميان مغز و اعصابي است كه به بخش هاي طرفي تنه و دست و پا مي روند.
    2 – مركز مهم اعمال رفلكسي است .
    اعصاب نخاعي شامل : 8 جفت گردني ، 12 جفت توراسيك ( سينه اي )، 5 جفت عصب كمري ، 5 جفت خاجي ، 1 جفت دنبالچه اي
    معلول ضايعه نخاعي
    به فردي اطلاق مي شود كه به هر علتي اعم از تروما يا ضربه، بيماري هاي مادرزادي، بيمارهاي عفوني، تومور مغزي يا سرطان، بيماري هاي مغزي و عروقي و يا حتي مراحل پيشرفته ضايعات ديسكوپاتثي، نخاع از زير منطقه بصل النخاع تا ناحيه انتهاي شبكه دم اسبي كه توسط ستون فقرات محافظت مي شوند دچار آسيب شده و مقدار ضايعه آن از قسمتي تا قطع كامل و يا له شدگي و تغييرات استحاله اي باشد كه نتيجه آن ايجاد عوارض حركتي و حسي و يا اتونوميك يك يا چند اندام و تنه است.
    ضايعات طناب نخاعي و ريشه هاي آن
    1 – كنكشن CONCUSSION كه باعث ايجاد علائم عصبي خفيفي شده و پس از چند ساعت بهبود مي يابند.
    2 – كوفتگي نخاع : CONTUSION كه منجر به ادم و خونريزي سطحي طناب نخاعي مي شود.
    3 – فشردگي نخاع : COMPRESSION كه با ادم وايسكمي شديد همراه بوده و منجر به نكروز مي شود. اين ضايعه ممكن است دائمي باشد و يا اين كه پس از مدتي به آهستگي تخفيف يابد.
    4 – قطع كامل نخاع : كه منجر به از بين رفتن كليه اعمال فيزيولوژيكي نخاع در زير محل ضايعه به طور دائمي مي شود. اين ضايعه در اثر زخم شدن به عقب؛ چرخيدن و فشردگي نخاع ايجاد مي شود.
    اتيولوژي آسيب هاي نخاعي
    1 – عوامل با منشاء خارجي : ضربات شديد و ناگهاني ، تصادف رانندگي ، سقوط از بلندي ، صدمات زمان تولد، صدمات ناشي از گلوله ، صدمات ناشي از ورزش
    2 – عوامل با منشاء داخلي : تومورهاي معزي و نخاعي ، عفونت ها ؛ ميليت ، اختلالات عروقي ، تغييرات دژنراتيو( تخريب ديسك) ، ادم ، هماتوم و پارگي ديسك ،مولييپل اسكلزوزيس ، اختلالات مايعات نخاعي ، التهاب سلول هاي نخاعي
    عوارض آسيب هاي نخاعي
    1 – سيستم تنفس: صدمه و آسيب به مهره هاي گردني يا شكستگي بالاي 4 C مشكلات خاصي را در عمل تنفس به وجود آورده و باعث توقف كامل تنفس مي شود صدمه زير 4C در صورت فعال بودن عصب فرنيك باعث تنفس ديافراگماتيك خواهد شد.
    2 – سيستم قلبي و عروقي : هرگونه قطع عرضي در طناب نخاعي بالاتر از سطح T5 ا ثر اعصاب سمپاتيك را بر سيستم قلبي و عروقي از بين مي برد و باعث مشكلات فوري شامل برايكاردي – هيپوتانسيون و كاهش برون ده قلبي مي شود.
    3 – سيستم ادراري: رتانسيون ادراري يك علامت شايع در صدمات حاد نخاعي و شوك نخاعي است. مثانه با توجه به فقدان اثر مهاري مغز بسيار تحريك پذير مي شود در نتيجه مكرراً مقدار كمي ادرار دفع خواهد كرد كه دفع مثانه به طور كامل صورت نگرفته و اين امر منجر به اتساع مثانه و احتباس ادرار و بروز عفونت و سنگ هاي ادراري مي شود.
    4 – سيستم معده اي – روده اي: چنانچه طناب نخاعي بالاتر از 5 T و به طور عرضي قطع شود فقدان عصب رساني سمپاتيك ممكن است كه منجر به ايجاد اتساع ايلئوس و معده شود.
    مشكلات دفعي ؛ سختي و احتباس مدفوع نيز ايجاد مي شود.
    5 – شوك نخاعي و هيپورفلكس خود به خودي: شامل انبساط مثانه (در اثر استاز ادراري) و انبساط روده و زخم فشاري .
    6 – AUTONOMICDYSREFLEXIA (HYPER REFLEXIA)
    هايپرورفكسي معمولاً در ضايعات نخاعي بالاي سطح 6 T به وجود مي آيد. اگر يك محرك شديد احشايي و يا يك محرك دائمي روي استخوان هاي زير ناحيه ضايعه وجود داشته باشد و يا مثانه اين بيماران تحت كشش بيش از حد قرار گيرد. علائم آن عبارت اند از سردرد؛ عرق نواحي بالاي سطح ضايعن؛ گرفتگي بيني؛ تيره شدن بينايي؛ فشارخون؛ تندي و يا كندي ضربان قلب؛ كشش بيش از اندازه مثانه در اين بيماران به علل زير حادث مي شود :
    الف ) گرفتگي سوند تخليه كننده
    ب ) پر شدن كيسه ادرار
    ج ) غلط بسته شدن سوند
    د) عمل تعويض سوند
    هـ ) اتساع بيش از حد مثانه
    و) افزايش گاز در روده ها و افزايش و تجمع مدفوع و يا هر نوع تحريك روي ركتوم ( مثل هموروئيد)
    ز) تحريكات پوستي مثل سوختگي – كه جت جلوگيري از آن بايستي عوامل ايجاد كننده را حتي الامكان برطرف نمود.
    7 – هايپروترميا :HYPERTH*****
    ممكن است دماي بدن اين بيماران تحت تأثير محيط گرم؛ افزايش يابد كه باعث علائم زير مي گردد:
    الف ) پوست گرم؛ قرمز و خشك
    ب ) احساس ضعف
    ج) سرگيجه
    د) اختلال بينايي
    هـ) سردرد
    و) تهوع
    ز) دماي بالا
    ج ) نبض نامنظم و ضعيف
    جهت كاهش هايپروترميا و تنظيم دماي بدن بيمار بايستي از روش هاي زير استفاده نمود
    بيمار به طور خودكار مدت زماني را كه مي تواند در يك محيط گرم باقي بماند را به دست آورد. از مايعات استفاده كند. از لباس هاي نازك نخي و سبك استفاده كند. جهت جلوگيري از آفتاب زدگي از كلاه استفاده كند. از اسپري خنك كننده استفاده نمايد. اطراف بيمار جريان هوا برقرار باشد و اگر دماي بدن بيمار از 40 سانتي گراد بيشتر شد به پزشك مراجعه كند.
    8 – هيپروترميا HYPOTH*****
    همچنين وقتي كه يك بيمار نخاعي در محيط سرد به مدت طولاني قرار گيرد علائم زير به وجود مي آيد:
    الف ) پوست سرد
    ب ) لرز
    ج ) كاهش دماي بدن
    د) كاهش فشارخون؛ نبض و تنفس
    هـ) پريشاني كه بايستي براي رفع آن از لباس گرم استفاده نمود و بيمار از محيط سرد خارج شود و اندام هاي او را با حوله هاي گرم پوشاند.
    9 – ORTHOSTATIC HYPOTENSION (POSTURAL HYPOTENSION)
    از آنجا که اين بيماران اكثراً در وضعيت درازكش قرار دارند هنگام تغيير وضعيت و قرار گرفتن در حالت نشسته و يا ايستاده به علت تجمع خون در اندام هاي تحتاني و محوطه شكم دچار كاهش ناگهاني فشارخون همراه با سرگيجه مي شوند كه با استفاده از جوراب كشي در ناحيه اندام هاي تحتاني و شكم بند در ناحيه شكم و همچنين تغيير وضعيت بيمار به صورت تدريجي مي توان از آن جلوگيري نمود. اگر در روي ويلچر بيمار دچار اين حالت شد با افقي نمودن ويلچر مي توان از كاهش فشارخون جلوگيري نمود و پس از بهبود حالت بيمار به تدريج به وضعيت اوليه برگرداند. البته كاهش فشارخون مي تواند به علت كاهش دفع ادرار نيز باشد كه پس از دفع ادرار بهبود مي يابد.
    10- SPINAL CORD CYST
    تجمع مايع داخل كانال نخاعي به علت تغييرات نرولوژيكي در 5 تا 10% بيماران نخاعي به وجود مي آيد كه ممكن است از چند ماه تا چند سال بعد از ضايعه به وقوع بپيوندد علائم آن بشرح زير است: كاهش ناگهاني درد و يا حس بيمار و يا افزايش ناگهاني و زياد درد – افزايش عرق و تعريق غير طبيعي – اتونوميك ديسرفلكس.
    همچنين در بيماران ضايعه نخاعي سطوح 4 T به بالا به علت فلج عضلات بين دنده اي بيمار؛ فعاليت هاي تنفسي كاهش يافته و به علت كم شدن و يا از بين رفتن رفلكس سرفه و بازدم قوي زمينه مناسبي جهت ايجاد بيماري هاي ريوي مثل پنوموني ؛ آتكلتازي و غيره ؛ فراهم مي گردد كه CHEST PT و آموزش هاي لازم تنفسي براي جلوگيري از عوارض ريوي اهميت فراواني دارد.
    WWW.BEHZISTY-ESFAHAN.ORG

    روش جراحی یک جراح چینی برای درمان فلج های برگشت ناپذیر با استقبال بیماران سراسر دنیا روبرو شده است. به گزارش رویترز دکتر هو آنگ هونگ یون جراح مغز و اعصاب بیمارستان چائویانگ در پکن با یک عمل جراحی ظریف از سلول هایی که از جنین های مرده به دست آمده ضایعات عصبی و نخاعی افراد فلج را درمان می کند. نتیجه ی جراحی ها تاکنون بسیار موفقیت آمیز بوده است و به باز گشت حس و حتی حرکت اندام های فلج منجر شده است.

    دکتر هو آنگ می گوید: پژوهشها نشان می دهد که اعصاب هم می توانند ترمیم شوند وما دردو سال گذشته 400 جراحی برای اصلاح ضایعات عصبی و نخاعی انجام داده ایم و هزار نفر هم در لیست انتظار قرار دارند. این عمل جراحی بیست هزار دلار هزینه دارد.
    برخی از پزشکان و متخصصان درباره ی تاثیر این روش ومسائل اخلاقی آن اظهار شک و تردید کرده اند ومعتقدند پیش از اجرای این جراحی ها آزمایش های بالینی کافی صورت نگرفته است.
    استفاده از سلول های جنینی در بسیاری از کشورها ممنوع یا به شدت محدود شده است


    اهمیت تغذيه در افراد دچار آسيبنخاعی


    1. فردی که دچار آسيب نخاعی می شود به خصوص در روزهای اول نيازمند يک تغذيه درست است .
    2. متخصصين بيان می کنند در صورت امکان در 24 ساعت اول بعد از بستری بيمار دچار آسيب نخاعی، کارشناس تغذيهمی بايستی وضعيت بیمار را مورد ارزيابی قرار داده و يک رژيم غذايی مناسب برای او تعیین نماید .
    3. عدم توجه به تعادل پروتئين و انرژی در افراد نخاعی بعد از 2 تا 3 هفته از ايجاد اين عارضه منجر به از دست رفتن سی درصد توده عضلانی بدن می شود و اين برای بيمار خطرناک است.
    4. تغذيه خوب در پيشگيری از ابتلاء به زخم فشاری در فرد آسيب نخاعی بسيار موثر است.
    5. تغذيه خوب در پيشگيری از خستگی و ضعف موثر موثر است .
    6. تغذيه خوب در پيشگيری از عفونت مکرر در يک فرد آسيب نخاعی بسيار موثر است.
    7. تغذيه خوب می تواند از افزايش وزن و کاهش وزن زياد در افراد نخاعی پيشگيری نمايد.
    8. افزايش وزن در فرد دچار آسيب نخاعی باعث کاهش توانايی حرکتی، مشکل شدن جابجايی فرد و افزايش خطر بروز زخم فشاری می گردد.
    9. افزايش وزن در اثر تغذيه غلط ، انسان را مستعد بيماريهای قلبی و ديابت می کند.
    10. در اثر يک تغذيه مناسب، روده ها و مثانه ها کارخود را به خوبی انجام می دهند.
    11. يکی از سودمندترين تغييرات در رژيم غذايی يک فرد نخاعی، مصرف پنج وعده ميوه و سبزی در روز است.
    12. يک قطعه ميوه، يک ليوان کوچک آب ميوه ، يک مشت ميوه خشک شده يا سه قاشق از سبزيجات همگی به عنوان يک وعده محسوب می شوند.
    13. به منظور انجام بهتر و راحت تر عمل دفع ، علاوه بر نوشيدن مايعات، می بايستی غذاهای پر حجم مانند ميوه، سبزی ها و نان کامل گندم مصرف شود.
    14. برای بهبود کامل بافت پوست ، بايستی از پروتئين و ويتامين ها استفاده نمود، داشتن يک رژيم غذايی متعادل احتمال عفونت های پوستی را هم کاهش می دهد.
    15. يک فرد دچار آسيب نخاعی که اضافه وزن دارد، لازم است يک رژيم متعادل با کالری کم مصرف نمايد. در اين مورد سه وعده غذايی توصيه می شود که هر وعده از بخشهای کوچکی تشکيل شده است ، بايد نصف بشقاب رژيم غذايی سبزيجات مصرف شود.
    16. مواد غذايی دو نوع فيبر دارند : 1- فيبر قابل حل 2- فيبر غير قابل حل
    17. فيبرهای قابل حل می توانند به کاهش کلسترول کمک کنند، فيبرهای غير قابل حل کمک می کنند تا مدفوع نرم و حجيم شکل بگيرد تا در زمان کمتری از روده ها عبور نمايد.
    18. فيبرهای قابل حل در ميوه ها و سبزيجات يافت می شوند.
    19. فيبرهای غير قابل حل در نان گندم خالص، ماکارونی ، حبوبات و برنج سبوس دار وجود دارند.
    20. در بين مايعات، آب سالم ترين نوشيدنی محسوب می شود، ولی آب ميوه جات يا سبزيجات يا نوشيدن چای و قهوه به مقدار کم نيز موثر هستند.
    21. در بيماران مبتلاء به فلج اندام تحتانی، توصیه می شود 1/5 تا 1/7 گرم پروتئين به ازای هر کيلو گرم وزن بدن مصرف شود . البته توجه به اين نکته حائز اهميت است که در صورت وخامت ضايعه ، اين ميزان به 2 تا 2/5 گرم افزايش می يابد.
    22. در کسانی که اختلال بلع شديد دارند و برای جويدن با مشکل مواجه هستند، در کنترل لب ها و زبان مشکل دارند از رژيم غذايی ساده مانند پوره نيز می توان استفاده نمود.
    برای عزیزانی که دچار آسیب نخاعی هستند و علاقمند به کنترل وزن خویش می باشند ، توجه به این نکات ضروری است :
    1. جدا کردن چربی از روی گوشت
    2. جدا کردن پوست مرغ
    3. استفاده از شير کم چرب از جمله جدا کردن خامه يا چربی شير بطور دستی
    4. مصرف ماست کم چرب و پنير کم چرب
    5. پختن غذا با حداقل روغن کره يا مارگارين
    6. تنها بايد لايه بسيار نازکی از کره يا مارگارين روی نان مصرف گردد.
    7. استفاده از سس های گوجه فرنگی به جای سس های خامه ای جهت غذاهايی مثل ماکارونی
    8. نبايستی کره يا مارگارين زياد بر سبزيجات افزوده شود.
    9. استفاده از سس سالاد بدون چربی
    10. خوراکيهايی مثل چيپس، شکلات ، کيک های خامه ای و پرچرب فقط بايد هرازگاهی و به مقدار بسيار کم مصرف شوند.
    11. غذاهای آماده فقط بايستی گاهی اوقات مصرف گردند.
    منابع:
    1. مقاله : چند نکته ضروری در خصوص تغذيه افراد مبتلا به ضايعه نخاعی نويسنده : انتونی تويست - متخصص تغذيه و رژيم های غذايی - ترجمه: عباس کاشی - مجله فوروارد ( انجمن ضايعات نخاعی انگلستان ) انتشار: سايت مرکز ضايعات نخاعی جانبازان
    2. کتاب " چگونه با ضايعه نخاعی خود مواجه شويم ؟ " ترجمه: فاطمه قميشی - برگرفته از مجله پويش نوين پاييز 82
    3. کتاب " راهنمای آسيب نخاعی - بخش تغذيه سالم در افراد دارای آسيب نخاعی " ترجمه : عباس کاشی - ناشر : QSCIS - انتشار : سايت مرکز ضايعات نخاعی جانبازان
    4. مقاله : تغذيه در بيماران نخاعی - گفتگو با رضا حسينی - روزنامه جام جم دوشنبه 11- ارديبهشت ماه 1385
    5. مقاله : تغذيه افراد نخاعی - گفتگو با پروفسور ، ژوزف تامی جی ، فوق تخصص تغذيه در کاليفرنيا - برگرفته از اينترنت
    http://www.isaarsci.ir/eduartsci%20folder/eduartsci104.htm


  20. #96
    raya آواتار ها
    raya آفلاين است همکار قدیمی فروم نیک صالحی
    سلام دوستان
    تاریخ عضویت
    Feb 2007
    سن کاربر
    متولد 27 آبان 1362
    محل سکونت
    nokia N81
    نوشته ها
    0
    تشکر
    21,016
    تشکر شده 19,815 بار در 9,574 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    Arrow خونریزی مغزی

    خونریزی مغزی







    خونریزی‌ داخل جمجمه که در اصطلاح ، خونریزی مغزی گفته می‌شود، بر اساس محل آن به انواع داخل مغزی ، ساب‌آراکنوئید یا زیر عنکبوتیه ، ساب دورال و اپیدورال تقسیم می‌شوند. خونریزی ساب دورال و اپیدورال اغلب بدنبال ضربه سر ، خونریزی ساب‌آراکنوئید یا زیر عنکبوتیه بدنبال ‌پارگی خودبخودی‌ یک‌ آنوریسم (قسمت‌ ضعیف‌ شده‌ یک‌ رگ‌) یا بدشکلی‌ شریانی‌ ـ وریدی و بالاخره خونریزی داخل مغزی بیشتر در زمینه فشار خون بالا و درصد اندکی بدنبال ضربه ایجاد می‌شود.
    مقدمه

    سطح خارجی مغز و نخاع بوسیله پرده‌هایی به نام مننژ پوشیده شده است که از داخل به خارج عبارتند از:
    1-نرم‌شامه: پرده بسیار ظریفی است که بلافاصله بر روی
    دستگاه اعصاب مرکزی (مغز و نخاع) قرارگرفته است.
    2- عنکبوتیه یا آراکنوئید: پرده ظریفی است که در داخل سخت‌شامه قرارگرفته و از نرم‌شامه بوسیله فضای زیر عنکبوتیه (ساب‌آراکنوئید) جدا می‌باشد که داخل این فضا
    مایع مغزی_نخاعی وجود دارد.
    3-سخت‌شامه یا دورا dura: پرده ضخیمی است که در خارج عنکبوتیه و داخل استخوان جمجمه قرار دارد و به داخل استخوان متصل می‌شود. بالای این لایه را اپیدورال و زیر آن را ساب‌دورال می‌گویند.
    بر اساس وجود خونریزی در هر یک از این فضاها خونریزی مغزی نام خاصی پیدا می‌کند.
    خونریزی‌ داخل مغزی

    خونریزی‌ داخل مغزی یعنی خونریزی در داخل بافت مغز رخ داده و بطور عمده با ایجاد فشار روی بافت اطراف سبب بروز علائم می‌شود. خونریزی‌ داخل مغزی اکثرا سردردهای شدید کاهش سطح هوشیاری و نیز علائم فلج عصبی (مانند فلج یک سمت بدن و یا علامتهای عصبی دیگر) ایجاد می‌کند.
    علل خونریزی‌ داخل مغزی

    فشار خون بالا شایعترین علت زمینه‌ای آن است.البته خونریزی‌ داخل مغزی همچنین می‌تواند به علت ضربه سر ، بدشکلی رگها ، سوء مصرف آمفتامین یا کوکائین (مواد مخدر) که ناشی از افزایش حاد فشار خون یا بر اثر التهاب رگها است. ، اختلالات انعقادی یا مصرف داروهای ضد انعقاد (افزایش دوز دارو) مثل هپارین یا وارفارین اتفاق بیافتد.
    خونریزی ساب ‌آراکنوئید یا زیر عنکبوتیه

    خونریزی‌ زیر عنکبوتیه عبارت‌ است‌ از خونریزی‌ ناگهانی‌ در فضای زیر عنکبوتیه که مشخصا با سردرد تظاهر می‌کند تا علائم فلج عصبی. این‌ فضا به‌ طور طبیعی‌ با مایع‌ مغزی‌ ـ نخاعی‌ پر می‌شود. این‌ بیماری‌ می‌تواند تمامی‌ سنین‌ را مبتلا کند ولی‌ در بزرگسالان‌ 50-25 ساله‌ شایع‌تر است‌. این بیماری اغلب با سردرد شدید و حاد و ناگهانی غیر معمول تظاهر پیدا می‌کند که‌ غالباً با از دست‌ رفتن‌ هوشیاری‌ دنبال‌ می‌شود. خواب‌آلودگی‌، گیجی‌، تشنج یا اغما ، سفتی‌ گردن‌ همراه‌ با درد در هنگام‌ حرکت‌ و استفراغ از علایم‌ شایع‌ دیگر آن است.
    علل‌

    خونریزی‌ زیر عنکبوتیه بدون ارتباط با ضربه سر عموما ناشی از پارگی آنوریسم سرخرگی مغز (قسمت‌ ضعیف‌ شده‌ یک‌ شریان‌) یا یک بدشکلی‌ شریانی‌_وریدی است. از علل نادر آن خونریزی داخل مغزی می‌باشد که به این فضا راه یافته است.اغلب این آنوریسم‌‌ها مادرزادی هستند که‌ از هنگام‌ تولد وجود داشته‌ است‌ که گاهی با بیماری‌ چند کیستی کلیه همراه است. عفونتهای بدن مانند آندوکاردیت عفونی نیز گاهی موجب آنوریسم می‌شوند.
    تشخیص

    سی‌تی‌اسکن معمولا وقوع خونریزی را ثابت می‌کند. در صورت تشخیص با آن آزمایش مغزی-نخاعی (وجود خون) کمک می‌کند. گاهی MRI هم کمک می‌کند.
    عواقب‌ بیماری

    میزان مرگ و میر ناشی از خونریزی زیر عنکبوتیه بالاست. تشخیص‌ و درمان‌ زودهنگام‌ می‌تواند بر عواقب‌ تأثیر بگذارد. ممکن‌ است‌ در بعضی‌ موارد فلج‌ نسبی‌، ضعف‌ یا کرختی‌ و مشکلات‌ گفتاری‌ و بینایی‌ باقی‌ بماند. ناحیه‌ آسیب‌ دیده‌ مغز نمی‌تواند بهبود یابد. البته‌ غالباً نواحی‌ آسیب‌ ندیده‌ مغز می‌توانند کارکرد از دست‌ رفته‌ را یاد بگیرند. این‌ امر معمولاً مستلزم‌ نوتوانی‌ شامل‌ فیزیوتراپی، کار درمانی یا گفتار درمانی است‌.
    درمان‌

    • درمان‌ با هدف‌ پیشگیری‌ از عوارض ،‌ مسلتزم‌ بستری‌ شدن‌ در بیمارستان‌ است‌.
    • جراحی‌ برای‌ توقف‌ خونریزی‌ و برداشتن‌ خون‌ لخته‌ شده‌
    • داروهایی‌ که‌ تورم‌ و فشار مغز را کاهش‌ دهند و در صورت‌ نیاز سایر علایم‌ را کنترل‌ کنند.

    خونریزی‌ ساب‌دورال (زیر سخت‌شامه) و اپیدورال (بالای سخت‌شامه)


    خونریزی‌ ساب‌دورال (زیر سخت‌شامه) و اپیدورال (بالای سخت‌شامه) با ایجاد یک توده (هماتوم) بافت مغز زیر خود را تحت فشار قرار می‌دهد. منشاء این خونریزیها اغلب ضربه سر می‌باشد و معمولا با سردرد یا کاهش سطح هوشیاری و خواب‌آلودگی بروز می‌کنند.
    خونریزی‌ اپیدورال (بالای سخت‌شامه)

    بطور کلاسیک ، هماتوم اپیدورال بدنبال ضربه‌ای روی می‌دهد که منجر به شکستگی جمجمه و دوره کوتاهی از عدم هوشیاری باشد. در هماتوم اپیدورال بیمار بعد از ضربه دچار بیهوشی موقت می‌شود و بعد ممکن است در فاصله‌ای هیچ علامتی نداشته باشد به همین سبب لازم است در هر بیماری که بدنبال ضربه به سر دوره‌ای از بیهوشی داشته است، سی‌تی‌اسکن انجام شود. و در صورت وجود بیماری جراحی و تخلیه اورژانسی و سریع ضرورت می‌یابد.
    خونریزی‌ ساب‌دورال (زیر سخت‌شامه)

    خونریزی‌ و هماتوم‌ ساب‌دورال (زیر سخت‌شامه)‌ عبارت‌ است‌ از خونریزی که‌ باعث‌ تجمع‌ خون‌ و لخته‌ (هماتوم‌) در زیر خارجی‌ترین‌ غشا از سه‌ غشای‌ پوشاننده‌ مغز می‌گردد. دو نوع‌ هماتوم‌ زیرسخت‌شامه‌ وجود دارد. هماتوم‌ حاد زیرسخت‌شامه‌ در فاصله‌ کمی‌ پس‌ از آسیب‌ شدید به‌ سر ایجاد می‌گردد. هماتوم‌ مزمن‌ زیرسخت‌ شامه‌، عارضه‌ ایست‌ که‌ ممکن‌ است‌ هفته‌ها تا ماه‌ها پس‌ از آسیب‌ به‌ سر ایجاد شود. آسیب‌ ممکن‌ است‌ چنان‌ ضعیف‌ بوده‌ باشد که‌ بیمار آن‌ را به‌ خاطر نیاورد.
    علایم‌ شایع‌

    • سردردهای‌ راجعه‌ که‌ هر روز بدتر می‌شوند.
    • خواب‌آلودگی‌، گیجی‌، تغییرات‌ ذهنی‌ یا منگی‌ متغیر
    • ضعف‌ یا کرختی‌ یک‌ طرف‌ بدن‌
    • اختلالات‌ بینایی‌
    • استفراغ‌ بدون‌ تهوع‌
    • مردمکهایی‌ به‌ اندازه‌ متفاوت‌ (گاهی‌ اوقات‌)
    • نوع مزمن بیشتر در شیرخواران و سالمندان شایعتر است و بیماری معمولا با تغییر در قوای ذهنی و فراموشی با یا بدون علائم فلج عصبی (فلج یک سمت بدن یا اختلال تکلم) تظاهر می‌کند.
    میزان‌ بهبود به‌ سلامت‌ عمومی ‌، سن ‌، شدت‌ آسیب ‌، سرعت‌ درمان‌ و وسعت‌ خونریزی‌ یا لخته‌ بستگی‌ دارد. پس‌ از برداشتن‌ لخته‌، بافت‌ مغز که‌ تحت‌ فشار قرار گرفته‌ است‌، معمولاً به‌ آهستگی‌ گسترش‌ می‌یابد تا به‌ فضای‌ اولیه‌ خود برگردد. از عوارض‌ احتمالی‌ آن مرگ‌ یا آسیب‌ مغزی‌ پایدار شامل‌ فلج‌ نسبی‌ یا کامل‌، تغییرات‌ رفتاری‌ و شخصیتی‌ و مشکلات‌ گفتاری‌ است.
    تشخیص

    سی‌تی‌اسکن بهترین روش برای مشاهده خونریزی و هماتوم است. ام آر آی هم می‌تواند خونریزی و زمان دقیق آنرا (کی اتفاق افتاده؟) را نشان دهد.
    درمان‌

    ‌تخلیه و برداشتن‌ لخته از طریق جراحی راه درمان قطعی آن است. بعد از بهبود وضعیت حاد بیمار در صورتی‌ که‌ تکلم‌ یا کنترل‌ عضلات‌ دچار آسیب‌ شده‌ باشد، بیماران‌ ممکن‌ است‌ به‌ فیزیوتراپی یا گفتار درمانی نیاز پیدا کنند.
    بیشتر بیماران‌ غالباً در طور مرحله‌ حاد به‌ تغذیه‌ داخل‌ وریدی‌ یا به‌ تغذیه‌ با لوله‌ معده‌ای‌ نیاز خواهند داشت‌ و سپس‌ می‌توانند در حد تحمل‌ از غذای‌ معمولی‌ استفاده‌ کنند.
    پیشگیری‌

    • پس‌ از استفاده‌ از داروهای‌ روانگردان‌ و خواب‌آور، رانندگی‌ نکنید.
    • از سر در مقابل‌ صدمات‌ محافظت‌ کنید. در اتومبیل‌ از کمربند، در ورزش‌های‌ تماسی‌ از محافظ‌ سر و در هنگام‌ دوچرخه‌سواری‌ از کلاه‌ ایمنی‌ استفاده‌ کنید.
    • اگر دچار آسیب‌ سر شده‌ باشید (هرچند خفیف‌ به‌ نظر برسد) و هر یک‌ از علایم‌ خونریزی‌ زیر سخت‌ شامه‌ ایجاد شود. باید به پزشک مراجعه نمود. چون یک‌ اورژانس‌ است‌!
    خدا حافظ همین حالا ....

  21. تشکرها از این نوشته :


  22. #97
    raya آواتار ها
    raya آفلاين است همکار قدیمی فروم نیک صالحی
    سلام دوستان
    تاریخ عضویت
    Feb 2007
    سن کاربر
    متولد 27 آبان 1362
    محل سکونت
    nokia N81
    نوشته ها
    0
    تشکر
    21,016
    تشکر شده 19,815 بار در 9,574 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    Smile سکته مغزی

    سکته‌ مغزی



    شرح بیماری

    حادثه مغزی - عروقی (cerebro vascular accident) معمولا سکته نامیده می‌شود. در تعریف به معنای کاهش ناگهانی تامین جریان خون برای مغز است که توسط اختلال در رگهای خونی ورودی مغز بوجود می‌آید. در نتیجه فقدان اکسیژن سبب می‌شود که بافت مغز آسیب ببیند یا حتی نابود شود. سکته مغزی در اثر خونریزی مغزی نیز اتفاق می‌افتد. بیمار ناگهان به حالت اغما و بی‌هوشی می‌افتد که ساعتها و روزها ادامه دارد و اغلب با فلج نیمی از بدن و فلج صورت و دفع غیر ارادی ادرار و مدفوع همراه است. سکته مغزی عمومی‌ترین اختلال مغزی و سومین علت مرگ بعد از بیماریهای قلبی - عروقی و سرطان است. این بیماری سبب مرگ حدود نیمی از مبتلایان است و نیمی دیگر زنده می‌مانند و دچار معلولیت دائمی می‌شوند.




    علایم‌ شایع‌

    • سنگینی‌ ناگهانی‌ در اندام‌ یا کرختی‌ و ناتوانی‌ در کنترل‌ عضلات‌.
    • عدم‌ توانایی‌ حرکت‌ دادن‌ بخشی‌ از بدن‌.
    • کاهش‌ هوشیاری‌.
    • عدم‌ توانایی‌ تکلم.‌
    • سردرد و گیجی
    • اختلالات‌ بینایی‌
    • بی‌اختیاری‌ مدفوع‌ یا ادرار.
    علل

    • تصلب‌ شرائین‌ (آترواسکلروز) یا فشار خون بالا.
    • ترومبوز که‌ در آن‌ جریان‌ خون‌ در اثر تنگی‌ یا بسته‌ شدن‌ یک‌ شریان‌ مسدود می‌گردد.

    • آمبولی) که‌ در آن‌ بخش‌ کوچکی‌ از رسوب‌ چربی‌ یا یک‌ لخته‌ خونی‌ کوچک‌ از یک‌ رگ‌ مبتلا یا قلب‌ به‌ مغز می‌رود.
    • خونریزی‌ مغزی‌ که‌ در آن‌ یک‌ رگ‌ خونی ‌ مغز پاره‌ شده‌، به‌ بافت‌ مغزی‌ اطراف‌ خود خونریزی‌ می‌کند.
    • پارگی‌ آنوریسم‌ یک‌ شریان‌ کوچک‌ مغز.
    عوامل تشدید کننده بیماری

    • سیگار کشیدن‌
    • چاقی
    • رژیم‌ غذایی‌ پرچربی‌ یا پر نمک‌
    • سن‌ بیش‌ از 60 سال‌
    • فشار خون‌ بالا
    • دیابت شیرین
    • بیماری‌ شریان‌ کرونر




    ایجاد لخته در مغز
    پیشگیری‌

    • بطور منظم‌ ورزش‌ کنید.
    • از رژیم‌ غذایی‌ کم‌چربی‌ استفاده‌ کنید.
    • سیگار نکشید.
    • کنترل‌ طبی‌ هرگونه‌ اختلال‌ مزمن‌ (مثل‌ دیابت‌ شیرین‌)
    • فشار خون‌ خود را مرتب‌ کنترل‌ کنید. اگر بالا باشد، به‌ پزشک‌ خود مراجعه‌ کنید.
    • در مورد مصرف‌ روزانه‌ آسپرین‌، از توصیه‌های‌ پزشکی‌ بهره‌مند شوید. مطالعات‌ حاکی‌ از آن‌ هستند که‌ این‌ امر ممکن‌ است‌ چنان‌ بر لخته‌ شدن‌ تأثیر کند که‌ احتمال‌ ترومبوز یا آمبولی‌ مغزی‌ را کاهش‌ دهد (در سکته‌ خونریزی‌ دهنده‌ مؤثر نیست‌ و ممکن‌ است‌ خطرناک‌ باشد).
    • اگر دچار انسداد شریان‌ کاروتید باشید، جراحی‌ می‌تواند احتمال‌ سکته‌ مغزی‌ در آینده‌ را کاهش‌ دهد.
    درمان‌

    آزمونهای‌ تشخیصی‌ می‌توانند شامل‌ بررسی‌های‌ آزمایشگاهی‌ مایع‌ نخاع‌ و خون‌، نوار قلب‌، اکوکاردیوگرافی‌، سونوگرافی‌، آنژیوگرافی‌، سی‌تی‌اسکن‌ و رادیوگرافی‌ سر باشند. جراحی‌ (گاهی‌ اوقات‌) برای‌ برداشتن‌ لخته‌ یک‌ شریان‌ مغز ممکن‌ است‌ لازم‌ باشد. در بعضی‌ انواع‌ سکته‌ مغزی‌ از داروهای‌ حل‌کننده‌ لخته‌ خون‌ استفاده‌ می‌شود. ممکن‌ است‌ فیزیوتراپی‌، کاردرمانی‌ و گفتار درمانی‌ لازم‌ باشد.
    داروها

    • داروهای‌ ضد انعقادی‌ برای‌ کاهش‌ احتمال‌ تشکیل‌ لخته‌
    • داروهای‌ ضد پرفشاری‌ خون‌ در صورت‌ ابتلا به‌ فشار خون‌ بالا




    رژیم‌ غذایی‌

    در ابتدا ممکن‌ است‌ تغذیه‌ با استفاده‌ از لوله‌ معده‌ ضرورت‌ یابد و سپس‌ بتوانید از غذاهای‌ صاف‌ شده‌ و یا معمولی‌ استفاده‌ کنید. غذایی‌ را بخورید که‌ کم‌ نمک‌ و کم‌چربی‌ باشد.
    خدا حافظ همین حالا ....

  23. تشکرها از این نوشته :


  24. #98
    s_1234 آواتار ها
    s_1234 آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    نوشته ها
    59
    تشکر
    110
    تشکر شده 78 بار در 51 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض دردهاي بدون منشاء جسمي

    از هر 10 نفر يك نفر در طول زندگي دچار دردهاي بدون منشاء جسمي قابل تشخيص مي شود.به گزارش باشگاه خبرنگاران و به نقل از خبرگزاري آلمان، به گفته متخصصان آلماني در اين افراد كه اغلب از سر درد، كمر درد و يا درد در اعضاء ديگر و تپش قلب، سرگيجه و اختلال در خواب رنج مي برند، تجربيات تلخ و يا مشكلات و شرايط سخت زندگي بروز كرده است و متخصصان آن را سندرم درد مي نامند.
    بنابراين گزارش، مبتلايان اغلب علاقه دارند وضعيت جسمي خود از جمله تپش قلب خود را خطرناك برداشت كنند.
    بر اساس اين گزارش، مبتلايان به سندرم درد از طريق روان درماني مي آموزند كه توجه خود را از اين دردها منحرف كنند و به وسيله تقويت احساس ارزش دهي به خود و روش هاي كاهش دادن استرس كيفيت زندگي افراد مبتلا به اين سندرم بسيار بهبود مي يابد.
    دنیا محل داشتن دوست داشتنی ها نیست بلکه محل دوست داشتن داشتنیهاست

  25. #99
    .sefid. آواتار ها
    .sefid. آفلاين است کاربر متخصص بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    Aug 2006
    نوشته ها
    3,219
    تشکر
    5,480
    تشکر شده 7,266 بار در 2,983 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    Post بیماریهای اعصاب و روان

    اختلال روانپزشکی " داءالعشق" !
    * این اختلال جزء اختلالات روانپریشانه( نوع شدید بیماری روانپزشکی )از انواع اختلالات هذیانی است. (تعریف هذیان: یک باور نادرست مبتنی بر استنباط غلط از واقعیت خارجی، که با آن چه تقریباً تمام افراد دیگر باوردارند،مغایر است و علیرغم ارائه دلائل واضح و بی چون و چرای مخالف آن، همچنان ثابت و محکم باقی می ماند.)
    * هذیان بیماران مبتلا به "داءالعشق" ( به نامهای دیگری هم خوانده میشود: " اروتومانیا " ، "سایکوز عاشقانه" و "سندروم کلرامبو" )، داشتن عشاق پنهانی است.این بیماران اکثراً زن هستند.ولی مردها نیز ممکن است دچار شوند.آنها معتقدندکه یک نفر که معمولاً موقعیت اجتماعی بهتری نسبت به این بیماران دارد، عاشق آنها شده و خواهان آنهاست و این در صورتی استکه طرف مقابل این بیماران یا اصلاً بی خبر از موضوع است یا به هیچ عنوان علاقه ای به فرد بیمار ندارد.
    * این بیماری بیشتر در زنانی دیده میشود که واجد خصوصیاتی چون: غیرجذاب، شاغل در کارهای سطح پایین، یک زندگی توام با عُزلت و تنهایی و تجرد می باشند.آنها عشاق پنهانی خود را از میان کسانی انتخاب میکنند که تفاوت های چشمگیری با آنها دارند. هرگونه انکار عشق از طرف مقابل ، هر چند بسیار واضح باشد، از جانب بیمار به عنوان تاییدی پنهانی بر وجود عشق تعبیر میشود.
    * گاهی اوقات خشم و انزجار ناشی از فقدان واکنش به تمام شکلهای ارتباط عاشقانه، آنقدر زیاد میشود که فرد مورد عشق را در معرض خطر قرار می دهد و درگیری های مکرر قانونی نیز در این زمینه بوجود می آید.
    * افراد موسوم به "تعقیب گر مزاحم" که دائماً عشاق خیالی خود را تعقیب می کنند، اکثراً دچار هذیان هستند. تعقیب گران مزاحم اکثراً مرد هستند.( البته در زنان هم دیده میشود)
    * بیماری سیری مزمن و عود کننده دارد.
    * درمان
    شامل دارو درمانی توسط روانپزشک همراه با جداکردن بیمار از موضوع مورد عشق میباشد.
    هیچ کس نباید شب به بستر برود قبل از اینکه از خود بپرسد: امروز چه کرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم.(دکتر شوایتزر)

  26. #100
    .sefid. آواتار ها
    .sefid. آفلاين است کاربر متخصص بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    Aug 2006
    نوشته ها
    3,219
    تشکر
    5,480
    تشکر شده 7,266 بار در 2,983 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    يك نوع آنتي بيوتيك در درمان سكته مغزي موثر شناخته شد
    يك مطالعه جديد نشان مي‌دهد يك نوع آنتي‌بيوتيك كه براي درمان جوش‌هاي زياد و عفونت‌هاي شديد ادراري استفاده مي‌شود، سلاح نيرومندي در برابر سكته مغزي حاد ايسكمي است.
    به گزارش پايگاه اينترنتي هلث دي، محققان مي‌گويند، اين كشف فرصت درمان سكته مغزي را از چند ساعت به ۲۴ساعت افزايش مي‌دهد.
    اين درحالي است كه در حال حاضر بيشتر درمان‌ها فقط تا چند ساعت پس از بروز سكته مغزي موثر هستند.
    اين داروي مورد بررسي "مينوسيكلين" است، يك مشتق تتراسيكلين است كه سال‌ها از آن براي مبارزه با عفونت‌هاي باكتريايي استفاده شده است.
    در ده سال گذشته اين دارو در درمان چند بيماري عصبي از جمله پاركينسون، هانتينگتون و لوگريگ در حيوانات موثر بوده است.
    اين محققان ۱۵۲بيمار مبتلا به سكته مغزي حاد ايسكمي را به دو گروه تقسيم كردند.
    به يكي از اين دو گروه براي مدت پنج روز، روزي ۲۰۰ميلي‌گرم مينوسايكلين دادند و به گروه ديگر دارونما داده شد.
    درمان در فاصله زماني ۶تا ۲۴ساعت پس از سكته مغزي آغاز شد.
    بهبود بيماران يك هفته، يك ماه و سه ماه پس از سكته مغزي در گروهي كه آنتي بيوتيك مصرف مي‌كردند نسبت به گروه دارونما چشمگير بود.
    اين يافته‌ها در شماره دوم اكتبر مجله "نرولوژي" منتشر شده است.
    محور اين مطالعه بر روي سكته مغزي ايسكمي قرار داشت. در اين نوع سكته مغزي لخته‌هاي خون جريان خون را به بخش‌هايي از مغز مسدود مي‌كنند.
    به نظر مي‌رسد كه مينوسايكلين به عنوان يك محافظكننده عصبي عمل مي‌كند -- به عنوان مولفه‌اي كه از مغز در برابر فقدان اكسيژن و گلوكز ناشي از سكته مغزي حفاظت مي‌كند، بنابراين امكان نجات بافت بيشتري از مغز را فراهم مي‌سازد.
    هیچ کس نباید شب به بستر برود قبل از اینکه از خود بپرسد: امروز چه کرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم.(دکتر شوایتزر)

  27. تشکرها از این نوشته :


صفحه 5 از 19 نخستنخست 12345678915 ... آخرینآخرین

موضوعات مشابه

  1. داروهای اعصاب
    توسط هلن و هنا در انجمن داروها
    پاسخ: 8
    آخرين نوشته: March 11th, 2013, 01:05 PM
  2. پاسخ: 0
    آخرين نوشته: January 27th, 2012, 04:21 PM
  3. 4 راه کنترل عصبانیت
    توسط darya در انجمن روان شناسی
    پاسخ: 1
    آخرين نوشته: May 11th, 2009, 10:35 PM
  4. اعصاب واسم نمونده!کمک کنید...
    توسط tadaeemeraj در انجمن نرم افزارهای آنتی ویروس و فایروال
    پاسخ: 5
    آخرين نوشته: February 4th, 2008, 12:46 PM
  5. عصر کنونی ما عصر اطلاعات و ارتباطات
    توسط morghe_eshgh در انجمن اخبار IT فن آوری اطلاعات
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: September 5th, 2007, 05:43 AM

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 06:18 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به  شرکت فرهنگ سازان  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت پيگرد قانوني دارد
سئو و بهينه سازي : سئو
Powered by vBulletin® Version 4.2.2 Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved