تاریخ امروز :
تالار های نیک صالحی - Powered by vBulletin
تبلیغات
تولبار جدید و آپدیت شده مخصوص نیک صالحی آماده دانلود است ، برای دانلود کلیک کنید.

آخرین ارسالهای انجمن




صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از 81 به 95 از 95

مباحث مربوط به يوگا

  1. #81
    MOHSENKF آواتار ها
    MOHSENKF آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    سن کاربر
    29 سال
    محل سکونت
    W810
    نوشته ها
    907
    تشکر
    623
    تشکر شده 1,442 بار در 681 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض کمال یوگا

    فردی میلیونر روزی از پسرش خواست فهرستی از تمام چیزهایی که به منظور شادی و راحتی، مایل است داشته باشد تهیه کند. فرزند با شور و شوق زیاد فهرست بلندی را متشکل از هفده قلم تهیه کرد و آورد. پدر پس از خواندن دقیق با مداد قرمز همه ی آنها را خط زد و عبارت «آرامش ذهن» را با حروف بزرگ نوشت. سپس او را بدین صورت پند داد:«فرزند عزیزم حتی پس از داشتن همه ی این هفته چیز اگر آرامش ذهن نداشته باشی این هفته چیز نامربوط خواهد شد! عجیب نگرشی به زندگی!

    همه ی ما دانسته یا ندانسته در پی بدست آوردن آرامش هستیم. مادامی که ذهن ما در اجزا و اجزا در کشمکش متقابل دائمی است، آرامش از ما می گریزد. تنها زمانی به آرامش کیوالیه می رسیم که بیاموزیم این اجزاء را کنار هم قرار داده ذهن را کامل و یکپارچه کنیم. سخن گفتن از این کار از انجامش آسانتر است، در هر صورت با راهنمایی های شایسته ی کسی مثل پاتانجلی که به خاطر همدردی بی پایانش همواره مشتاق یاری رساندن است، این کار نباید آنقدر هم مشکل باشد. پاتانجلی استاد طریقه ی یوگا این اجزاء ذهن را وریتی می نامند که همواره بر می خیزند و می نشینند. وقتی این وریتی ها از طریق انظباط و تربیت درست کنترل سرکوب و حذف شوند، یوگا با اتحاد (یوج= یوغ زدن) خویشتن شخص با خویشتن متعادل از طریق یوگا با سمادهی حاصل خواهد شد(یوج= رسیدن به سمادهی یا تمرکز کامل) و این انضباط و تربیت نیز یوگاست. کسی که می خواهد سالم و قوی باشد باید از بیاری ها و ناتوانایی های مخرب سلامتی به درستی آگاه باشد. با این همه پیشگیری بهتر از درمان است! همین طور کسی که خواستار یوگات باید از عواملی که مخرب یوگاست باید ار عواملی که مخرب یوگاست یا هادی یه یوگا نیست، کاملا آگاه باشد. پاتانجلی با دیدگاه والا عملی اش این را به طور روش مند فهرست بندی کرد و آن را آنتریه ها مزاحمان راه یوگا نامید. وی آنها را به دو گروه تقسیم کرد. اولی را «آنتاریه ها» مزاحمان راه یوگا نامید. وی آنها را به دو گروه تقسیم کرد. اولی را «آنتاریه ها» و دومی را «ویکشپا سها بهوا زیستن در آشفتگی ذهنی) نامید. «آنتاریه ها» نه تاست (نک یوگا سواتراها 1:30) ویدهی (بیماری) ستیه نا(تنبلی ذهنی) سمسیا(شک) پرمدا(بی اعتنایی) آلاسیا (تنبلی جسمی) اوبرتی (عدم خونسردی) بهیرانتی دارشنا(عدم خونسردی) بهیرانتی داراشانا(درک غلط) آلابدها بهومی کتوا(عدم کمال حالات یوگایی) و انوستی تتوا(سقوط از حالات یوگایی پس از بدست آمدن)

    حال بهتر است آنها را یکی یکی بررسی کنیم.

    ویدهی (بیماری جسمی)

    آیورودا علم تندرستی و عمر طولانی در هند بیماری جسمی را به عنوان وضع نامتوازن سه مزاج اصلی بدن به ترتیب زیر می داند: واتا(نفخ) پیتا(صفرا) و کافا(بلغم) جریان نا منظم و پراکندگی راسا( تغییرات شیمیایی ناشی از خوردن و آشامیدن) و نیز کمبود یا زیاده روی اندام حسی علت دیگر بیماری است. چون بدن و ذهن ارتباط تنگاتنگی با هم دارند، پس طبیعی است که بیماری های بدن ذهن را آشفته و تمرین یوگا را تقریبا غیر ممکن سازد. از این رو درمان بیماری بهبود بخشیدن بازگرداندن سلامتی و نیرو برای یوگا امر ضروری است صرف نظر از داروها رژیم غذایی و پیروی قوانین تندرستی و بهداشت تمرین اساناها کمک بزرگی در این مسیر می تواند باشد. آساناها کمک بزرگی در این مسیر می تواند باشد. آساناها که غلباً تقلیدی از وضع پرندگان و حیواتات است نه تنها سلامتی و نیرو بلکه توانایی خاص بدن حیوان خاصی که بدن(حالت مورد تقلید) مشهور است. می بخشد. پند شری کریشنا به یوگی رعایت اعتدال در خوردن خوابیدن تفریج و کار است. زیرا زیاده روی ها سلامت را تخریب و تمرین یوگا را غیر ممکن می سازد( نک گیتا 17،6:16) این پند بسیار مرتبط با همین متن است.

    ستیه نا(تنبلی ذهنی): ذهن در حیطه گری متخصص است. هم چنین بسیار مشکل پسند است. وقتی احتمال نتایج خوشایند یا فوری باشد،آن به سرعت فعالیت می کند. هرگاه و هرجا کار سخت و بی وقفه ای نیاز باشد، ذهن انجام آن را فعلا به تاخیر می اندازد! طبیعت انسانی است که آرزوی نتایج خوب زحمت بکشد و متنفر از نتایج بد است بدون این که برای دوری کردن از بدی زحمتی بکشد. (به عبارتی دیگر، مردم اغلب به خاطر ارتکاب گناه از راه خارج می شوند!) پرورش قوه ی تشخیص اعتقاد راسخی می بخشد که انظباطات یوگایی در بدست آوردن تمرکز و آرامش کمک می گیرد. به محض اینکه قوه یتمرکز و آرامش کمک می گیرد. به محض اینکه قوه ی تمیز پدیدار شود ذهن وادار به انجام دستور استادش- ساداکا(سالک روحانی) می گردد. پرورش نیروی اراده مساله یی است که همه ی ما غالبا با آن روبرو هستیم. اگر بتوانیم بدن خود را ورزیده و به تدریج قدرتمند سازیم، دلیلی وجود ندارد که چرا همین کار را با ذهن خود نتوانیم انجام دهیم!

    با راندن خوشی های ناچیز از خود و وسوسه های ناشی از آن می توانیم به تدریج اما مطمئن نیروی اراده مان را پروزش دهیم. مثال مادر مقدس از کشاورزی که می توانست گاو نری را بلند کند زیرا عادت داشت هرروز آن را از زمانی که گوساله ی ضعیف کوچکی بود حمل کند می تواند برای ما در این جا نیز تشویقی بسیار ضروری باشد.

    سمسایا(شک): در هر حوزه ی جدید مخاطره شک ها و تردیدها وجود ئارد. وقتی به حوزه ای مانند حوزه ی کنترل و تمرکز ذهن مربوط شود که صرفا ناملموس و ظریف است، ظهور شک ها گریز ناپذیر می شود. حوزه ی عملکرد چنین شک هایی تقریبا نامحدود است از شک به صحت کتب مقدس و گورو شروع شده به توانایی شخص در کسب یوگا ادامه می یابد و ممکن است به شک در همان وجود خود شخص پایان یابد! شری کریشنا با دیدن آن مردمان نادان بی اعتقاد و شکاک ( که خود را تباه خواهند کرد) به زحمت به سراغ گروه اخری آمده می گوید که هر دو جهان را رها کنند( گیتا 4:40) تقویت شرادا یا ایمان به کتب مقدس معلم روحانی و خود تنها پادزهرا این اختلال است. شخص باید به خود خاطر نشان کند که حتی زندگی روزمره بدون اسیمان به خویشاوندان دوستان و همسایگان غیر ممکن است. پس در زندگی روحانی که سفری به دنیای نادیده و ناشناخته است چقدر به ایمان بیشتر نیازمندیم؟

    پرامادا(بی اعتنایی): اگر قیمت آزادی هوشیاری دائمی و حتی بیشتر است شخص برای کسب آزادی روحانی باید قیمت آن را بپردازد. حال فقدان هوشیاری به طور گریز ناپذیر به سمسارا(چرخه های بی پایان تولد و مرگ) خواهد انجامید. به همین علت حکیم بزرگ سنتسوجاتا اظهار می کند که پرامادا خودش مرگ است( نک سنتسوجتیه1:4) پرامادا شامل فراموشی و بی اعتنایی نسبت به دانش و پروزش فضایلی مثل اهیمسا(بی آزاری) و ساتیا(راستی) است که به عنوان ابزار یوگا معرفی می شوند. آنها را باید تربیت و حفظ کرد و گرنه یوگا غیرممکن است. فقدان هر مراقبتی به سقوط تند و سرازیری در زندگی روحانی خواهد انجامید مثل افتادن و غلطیدن توپ از دستان بچه یی که بر بالای پله ها در حال بازی است(نک ویوکاچودمانی 324) در دنیا به مال بی ارزش و سود پچرکین دنیوی اهمیت بیشتری داده می شود. آیا نباید دست کم به همان اندازه نییر به یوگا که گنجینه ی روحانی است اهمیت داد؟

    آلاسیا(تنبلی جسمی) بذله گویی می گوید تنبلی چنان آهسته حرکت می کند که فقر فورا از آن سبقت می گیرد! پس اگر تنبلی دشمن حتی پریاس(سعادت این جهانی) است، نسبت به سریاس(چیزهای روحانی) چقدر بیشتر است؟ تنها راه غلبه تر تنبلی درگیر کردن خود در فعالیت های سالم از جمله خدمت به دیگران است.

    اویراتی (عدم بی طرفی) یوگا به چیزهای روحانی مربوط می شود. یوگا تمرکز کامل بر خویشتن است که به درک خویشتن می انجامد. این کار غیر ممکن است مگر اینکه ذهن از تمام پس مانده ها یش خالی شود. همان طور که شری راماکریشنا بیان می کند دلبستگی به غیر خویشتن چیزهای دنیوی شهوت و جیفه ی دنیا پس مانده است. خدا و جیفه ی دنیا را نمی توان با هم جمع کرد بنابراین سالک بعد از یوگا باید بی وقفه جداسازی و بی طرفی را تمرین کند. در این جا نیز می توان تمرین جداسازی را مانند مساله ی پرورش نیروی اراده از چیزهای کوچکتر شروع کرد. اما این صرفا جنبه ی منفی است جنبه ی مثبت یعنی دیدن خطر واقعی تشخیص راه بهتری است.

    بهوانتی دارشانا(درک غلط) این و دو مانع بعدی جدی تر است از این رو به کوششی بیشتر و اقدام ماهرانه تری نیاز دارد. در سطح عقلانی درک غلط می تواند خود را به صورت بدفهمی تعالیم گورو و کتاب مقدس نمایان سازد. این بدفهمی ممکن است به واسطه ی کندی و انحراف عقل باشد. آن بیشتر به خاطر خودبینی است.در هر صورت پرسش و بحث با گورو در نهایت فروتنی این مشکل را حل خواهد کرد. درک غلط در سطح فیزیکی نیز ممکن است. به توهمات بی انجامد که صرفا با مشورت گورو یا افراد پیشرفته در زندگی روحانی درمان می شود اما پی چگونه بدانیم یک تجربه ی غلط ممکن است باعث ناراحتی ترشس و تنش شود. تجربیات فیزیکی مثل غیب دانی و رمز شنوی گرچه در خودرشان درست ممکن است باعث حس خود فهمی غلطی باشد بنابراین مانع پیشرفت زیاد می شود. این به مثابه ی حماقت کسی است که با گذراندن وقت خود در نمایش جادویی کنار خیابانی آموزش را از دست داده است آن نیازمند قدرت و حکمت زیادی است تا بر فراسوی وسوسه های چنین قدرت هایی برود که به عنوان امر عادی در سالکان روحانی پیدا می شود. خود پاتانجلی در یوگاسوترا(3:51) سالکان را از این خطر هشدار می دهد: موجودات ماوراء طبیعی که ساکن در قلمروهای آسمانی اند وقتی یوگی را (به دنیای خودشان) فرا بخوانند او نباید وسوسه شود و از باد غرورپر گردد زیرا هر نوع احتمالی در سقوط به سمسارا وجود دارد.

    آلابدها بهومی کتوا(عدم کمال حالات یوگایی) علی رغم این حقیقت که سالک مراحل مختلف و انضباطات یوگا را به درستی تمرین می کند اما در بدست آوردن هر یک از یوگا بهومی ها (مراتب تجربیات روانی و روحانی) که در رساله های یوگا مذکور است دچار شکست می شود اختلال بعد این شکست ودرانش را در پرتو تمثیلی لطیف از شری کریشنا به آسانی می توان فهمید کشاورزی عادت داشت تمام روز را زحمت بکشد و مزرعخ اش را آب بدهد. یک صبح مزرعه اش را کاملا خشک یافت. او با شکست در کشف علت یاری دوستش را جویا شد که سوراخ موش های واقع در پشت بوته ای را به او نشان داد که همه ی آب را در خود می کشید. یک دفعه این سوراخ موش ها نشان مساله یی حل شده گشتند. شبیه این معنی در شخصیت ما سوراخ موش هایی وجود دارد که نیازمند بستن و مهر زدن هستند. هر میل شیطانی ریشه کرده مانند دلبستگی مفرط به شهوت و جیقه ی دنیا یا تند خویی زدود گذر و یا خود خوای محض می تواند سوراخ موش باشد. این بدی ها غالبا خود را در فضایل خوشایند مخفی می کنند و بنابراین سالک نمی تواند آنها را در رنگ واقعی خودشان بشناسد. شخص با درون نگری بی طرفانه و عمیق با مشورت گورو و برادران هم قطار می تواند ضعف خود را کشف کند و در حذف آنها کوشیده بدین وسیله پیشرفت را تسریع کند.

    انوشتهی تاتوا(سقوط از حالات یوگایی پس از به دست آمدن): این مانع هم جدی است. یوگی باسختی زیاد در بر انگیختن ذهنش به سوی برخی مراتب بالاتر موفق می شود اما به زودی به مراتب پایین تر می لغزد یا به مسیر دیرینه بر می گردد. آن مثل منس هندی(حیوانی درنده که مارها سمی را می کشد و خود آسیتی نمی بیند) است که بچه شیطان های اهل خانه تکه آجری به دمش بسته اند. پس از تقلای زیاد وقتی به سوراخش نزدیک سقف کلبه می رسد وزنه ی تکه آجر آن را به غقب می کشد. دلایل سقوط شخص شبیه مثال فوق الذکر است که مانع پیشین را شرح می دهد. «آجر» سمسکاراهای (تمایلات) دیرینه باید نخست برطرف شود. پاتانجلی پنج تای دیگر بر این نه مانع افزوده آنها را جداگانه به عنوان گروه دومی دسته بندی می کند دوکها(غم) درمنشیا( نا امیدی) انگامجایاتوا(نا آرامی اندام) سوسا(تنفس زورکی) او این ها را ویکشیپشه بهوا (زیستن در آشفتگی ذهنی) نامید زیرا اگر آنها موجود باشند فورا و به طور گریز ناپدیر در پی آشفتگی ذهنی می آیند. دوکها (اندوه و رنج) ممکن است معلوم بیماری ها و آسیب ها تنش های ذهنی مصیبت های طبیعی و غیره باشد مادامی که آن هست ذهن در حالت آشفته ای خواهد بود که انجام تمرینات یوگایی را غیر ممکن می سازد. رفع عواملی که باعث دوکها می شود یا تحمل صبورانه به هنگام گریزناپذیر دیدن آن تنها درمان است.

    درمنشیا(نا امیدی) معلول آرزوها و رویاهای تحقق نیافته است. این خود به خود در ذهن به اضطراب خواهد انجامید. آن برای تحقق همه ی آرزوها و رویاهای مان امکان پذیر و مطلوب نیست. از این رو شخص باید به قوه ی تشخیص متوسل شود و متقاعد گردد که آرزو علت اصلی تمام گرفتاری های ماست. به محض این که شدت آرزو فرو کاهد ضربه ی یاس نیز فرو می کاهد. اگر و هر گاه آن کاملا حذف شود مشکل برای همیشه حل می شود.

    انگامجایانوا(نا آرامی اندام): وقتی اندوه یاس و ناامیدی از طریق قوه ی تشخیص و نیروی اراده تصفیه نگردد باعث نا آرامی عظیمی در ذهن می شود. این مساله دستگاه عصبی را که در نا آرامی فیزیکی بازتاب دارد تحت تاثیر قرار می دهد مداومت در تمرین یوگا تکرار پراناوا(ام) و حالت تسلیم به خداوند به تدریج از این اظطرب فرو خواهد کاست.

    سوساو پرسوسا(دم و بازدم زورکی) این ها در واقع موانع تمرین پرانایاما است. یوگی وقتی می خواهد نفس رانگه دارد، آن به شدت بیرون رانده می شود و وقتی می خواهد نفس را بیرون دهد آنبه شدت داخل کشیده می شود. این نقص تا حدی به خاطر ناآرامی ذهنی و تا حدی عدم تمرین پرانایاماست. صرف نظر از روش هایی که پیش تر برای کنترل ذهن و کاهش نا آرامیش ذکر شد تمرین جدی و منظم پرانایاما توازنی در تنفس برقرار خواهد کرد. این کار تاثیری بیدارکننده و آرام بخش بر ذهن خواهد گذاشت. تا اینجا چهارده مانع که توسط پاتانجلی فهرست بندی شد بحث شده است. پادزهرهای مناسب نیزپیشنهاد شده است. اما خود پاتانجلی آیا هر روشی را که می تواند وسیله ی خنثی کردن و حذف تمام این موانع یوگا باشد، مستقیم یا غیر مستقیم پیشنهاد می کند؟ چندین سوترا داریم که در حل این معما به ما کمک می کند. بدیهی است که پاتانجلی عاشق خدا بود. به همین علت دستگاه یوگای او به ایشواراسانکیه(فلسفه سانکیه که ایشوارا یا خدا را می پذیرد) معروف است و دستگاه سانکیه به خاطر تقابل و تضادی که با آن داشت به (نیریشوارا- سانکیه) سانکیه ای که خدا را نمی پذیرد عنوان یافت پاتنجلی پس از بحث مساله ی سمادهی تمرکز کامل که تجربیات فراآگاهی می دهد در جزء بزرگ (1:12-22) در همین سوترای بعدی اظهار می کند که سمادهی را می توان متناوبا از طریق عشق و تسلیم به خدا بدست آورد. اگر عشق به خدا بدست آورد. اگر عشق به خدا می تواند باعث حتی سادهی شود، آیا نمی تواند باعث نتیجه ی بسیار کوچکتری در رفع موانع یوگا باشد؟ بدیهی است آن می تواند. اوست که در سواترای 29 می پذیرد و در آن اظهار می کند که مراقبه و عشق به خدا تمام موانع یوگا را بر طرف خواهد کرد و منجر به معرفت خویشتن می شود. موانع و اختلال در هر حوزه ای از حیات و مخصوصا در حیات روح گریز ناپذیر است. همان طور که سوامیجی بیان می کند.

    کارهای بزرگ را صرفا با قربانی های بزرگ می توان انجام داد» از این رو بزرگی و سختی موانع باید سالکان یوگایی را به جای افسرده کردن به کوشش زیاد و مقاومت سرسختانه تر بر انگیزد.َ

    نقش یوگادر تعلیم و تربیت

    سوامی نیرانجاناندا

    برگردان: کیمیا قادری

    گرفتاری من در امر تعلیم و تریبیت از سال 1980 آغاز شد. من یکی از بنیان گذاران (روش سرعت بخشیدن به یادگیری و کار آموزی) بودم. این پروژه بر باور ایمان یا درک مطالب که می تواند لزوما به شرقی بودن یا غربی بودن منتسب شود مبتنی نبود بلکه آن چکیده بحث و تبادل نظر بین من و دکتر لوزانوف یک دکتر بلغاری و چارلزا اسمیت یک مربی کالیفرنیایی بود. از زوایای مختلف به نقش یوگا در تعلیم و تربیت عمیق شدیم از جمله به نحوی تعلیم و تربیت در سراسر دنیا و همچنین فشار عصبی در سطوح مختلف که بچه ها در محیط کلاس درس با آن مواجه اند. مسائل و مشکلات برخوردها اشفتگی ها و هدر رفتن انرژی شان مورد ملاحظه و توجه قرار گرفت. با استفاده از اصول معین و مشخص و تمرینات یوگا نخست به عنوان یک تجربه به منظور افزایش توانایی یادگیری بچه(دانش آموزان) و ثانیا تفهیم مربیان (معلمین9 به تدریس موضوعات درسی با آنها با روش نسبتا متفاوت.

    ما بر این باور بودیم(و هنوز هم هستیم) که روش تعلیم و تربیت ما نباید با در نظر نگرفتن رشد کامل شخصیتی آنها همراه باشد. ما مغز و فکر آنها را با اطلاعات پر می کنیم بدون ایجاد حمایت گروهی خارج از محیط کلاس درس جایی که آنها می توانند به درک و جذب مسائل آموزشی بپردازند. ما به آنچه علم در خصوص رشد یک طفل یا کودک و به آنچه روانکاوری درمورد روان شناسی کودک و اینکه چگونه غدد و هورمون ها تغییر کرده و بر عقل حس و خلاقیت یک کودک تاثیر می گذارند باید توجه داشته باشیم.

    توازن دو نیمکره ی مغز

    به تعبیر علم دو نیمکره ی راست و چپ در مغز وجوددارد. این دو نیمکره دارای خط وظایف مختلفی هستند. وظیفه ی نیمکره ی چپ منطقی و عقلانی است و نیمکره ی راست هنری خلاق و دارای قوه ی درک مستقیم می باشد با در نظر گرفتن این واقعیت ها سیستم تعلیم و تربیت به اطفال اجازه نخواهد داد که به تنهایی از پتانسیل بالقوه هر یک از دو نیمکره استفاده کنند. روند بالقوه هر یک از دو نیمکره استفاده کنند. روند تعلیم و تربیت معمول (از طریق کتاب ها) این است که شما مطالعه می کنید به خاطر می سپارید(حفظ می کنید) امتحان می دهید و نمره می گیرید. همین طور یا در امتحان قبول می شوید یا مردود مجددا می خوانید. به خاطر می سپارید و امتحان می دهید و نمره می گیرید موضوعاتی که تدریس می شود چه ریاضیات چه تاریخ چه جغرافیا چه فیزیک چه شیمی و یا طب(پزشکی) چه در سطح پیشرفته و دانشگاهی و چه در سطح متوسطه از روش منطقو خطی پیروی می شود. در این فرایند تنها یک طرف مغز فعال است قسمت خطی و منطقی. به منظور ایجاد توازن ما به کودکان هنر می آموزیم. آنها را تشویق می کنیم به تمرین موسیقی نقاشی و بازیگری در نمایشنامه ها. آنها را به استفاده از توانایی هایشان تشویق می کنیم. چنانچه تاثیر قسمت های مختلف مغز رامقایسه کنید ملاحظه می کنید که قسمت خطی ومنطقی مغز نسبت به قسمت هنری و خلاق بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد. این یک نکته است.

    توسعه یا به کارگیری تمامی مغز

    نکته دیگر این است که ما از طریق (واسطه گری) مغز به فکرمان تعلیم می دهیم. مغز از چهار قوه یا توانایی مختلف تشکیل شده است که به اصطلاح یوگا ماناس بودهی چیتا و آهامکارا تعریف شده اند. واژه ی ماناس به فکر کردند درباره چیزی و یا موافق دلایل عقلی تعبیر کردن تعریف شده چیتا نقطه ای از هوشیاری جایی که احساسات جمع و یا ذخیره می شوند تعریف شده است. آهامکارا نفس تعریف شده در روش تعلیم و تربیت جدید ما صرفا یک جنبه فکر را تغذیه می کنیم. ما کاری به جنبه که مرتبط به قوه یا توانایی ذهن که چه چیزی درست و یا چه چیزی غلط است نداریم. ما کاری به جنبه ای که تاثیرات علم و دانش در آن به صورت حافظه و تجربه ذخیره می شوند نداریم. و نه به نفس یا خرد کاری داریم ما بیشتر را با اطلاعات انباشته می کنیم تا سایر جنبه های فکرمان بنابراین علیرغم تمامی اطلاعاتمان نمی توانیم به صورت سازنده و خلاق در زندگی از آن استفاده کنیم. علیرغم تمامی اطلاعاتمان نمی توانیم به صورت سازندهو خلاق در زندگی از آن استفاده کنیم. علیرغم تمامی اطلاعات درست و غلطمان اینکه باید تصمیم به انجام چه کاری بگیریم باز دچار تردید خواهیم شد. در عین حال به عنوان آموزگاران و والدین اغلب جنبه روانشناسی سوائق روانی و ماهیت روانشناسی کودک را نادیده می انگاریم. گفته ای است به زبان اردو به صورت شعر که می گوید من کارهای بزرگی درزندگی انجام داده ام. تحصیل کرده ام و اطلاعاتی به دست آورده مشغول کار شده و آن را به پایان رسانیده ام، حقوق بازنشستگی دریافت نموده ام و پس از آن فوت کردم. اینست زندگی همین است؟ خیر بر همه ما واجب است که برای فرزندانمان فرصت ایجاد کرده تا خود را به کار گیرند جهت کامل کردن شخصیت شان بدون اینکه ولدین عقایدشان را به آنها تحمیل کنند. مشکل با والدین نیز هست. والدین تعلیم ندیده اند شما ممکن است در هاروازد و اکسفوردتحصیل کرده باشید و بالاترین مدارک تحصیلی موجود را داشته باشید ولی تعلیم لازم را ندیده باشید. گرفتن مدرک کافی نیست. او ممکن است یک گواهینامه باشد جهت ایجاد رضایت وضعیت شغلی و تشخیص درمقابل سایر افراد باشد. ولی یک مدرک نمی تواند نشانه ای از تعلیم و تربیت شما باشد. ولی یک مدرک نمی تواند نشانه ای از تعلیم و تربیت صحیح وقتی محقق است که شما به کودکان تان اجازه دهید که ثز توانایی های ذهنی خود همراه با توانایی های عقلی خود استفاده کنند و بر ترس و موانع غلبه کنند همچنین بر فشارهای روانی که با آن مواجه می وند بدن انیکه شما شرایط تان راب ه آنها تحمیل کنید فائق آیند.

    آنچه گذشت ماحصل و یافته های ما بود هنگام ایجاد و تاسیس در سانفرانسیسکو. ما با تعداد زیادی دانش آموزان سطوح مقدماتی دبیرستان و کالج مصاحبه کردیم و متوجه شدیم که هر یک دارای یک مشکل روانی در رابطه با یادگیری به خاطر سپردن و حفظ مطالب می باشد. طبیعتا بچه ها نسبت به هم سن و سال های خود تفاوت هایی دارند در رابطه با مسئله یادگیری بزرگسالان احتمالا نیاز دارند پشت میز بنشینند ولی درمورد بچه ها اینطور نیست.

    یوگا در کلاس درس

    روش تعلیم و تربیت کودکان باید کاملا متفاوت باشد. الزوما همراه با یک سلسله تمریناتی که گره های روانی آنها را بر طرف نماید و بتواند آنها را از تغییرات روانی که در مغز و بدن آنها اتفاق می افتد آگاه نماید باید کودکان را از گرفتگی و پریشانی های شان آگاه و به آنها توان تمرکز بر روی موضوعات درسی داد و ما چه کردیم؟ با الهام از تحقیق و بررسی یوگا در تعلیم و تربیت کار را با تمرینات ساده ی یوگا در کلاس درس با بچه ها در اروپا شروع کردیم. درمدارسدر شروع و اتمام کلاس ها دو آسانا و یک پرانایاما تمرین می شد. بنابراین چنان چه یک کودک 6 تا 8 جلسه طی روز در کلاس های مزبور شرکت می کرد آن کودک توانسته بود طی شروع و اتمام کلاس طی روز تمرین آسانا و پرانایاما را به تعداد 16 بارداشته باشد. در اروپا یک روان شناس بر رفتار اجرا و استعاد کودکان نظارت داشته و در تدارک ایجاد گروه حامی (پشتیبان) در محیط خانه نیز توجه داشت. چنانچه کودکی که درکلاس درس تمرین یوگا دارد مورد ارزیابی قرار گیردمتوجه بهبود موثر در پاسخ گویی خلاقیت گیرندگی حافظه و کلا چنین توانایی هایی در رفتارخواهید شد. چنین کودکانی وانهاده متمرکز دارای هدف واحد و دارای آرامش و آسودگی خیال بودند. متقابلا سایر همکلاس هایشان که تمرین یوگا نداشتند دچار نا آرامی آشفتگی و مخرب و غیر طبیعی بودند. در آمریکا خط کش ها را جمع کرده و با الهام از روش چاشنی دیگری به تمرینات یوگا اضافه کردیم و آن موزیک ملایمی درکلاس درس بود به دلیل اینکه بچه ها تحت فشار روانی مداوم هنگام درس خواندن نباشند. فراهم کردن چنین محیطی برای کودکان وضعیت متعادلی از جنبه آرامش و گرفتگی ایجاد می کند. به طور آزمایشی موسیقی کلاسیک باخ را انتخاب کردیم. معلمین شروع به تدریس پرانایاما نمودند. به بچه ها گفته شد به طور هم آهنگ و به کمک یک ساعت بزرگ (ساعت پدر بزرگ) دم و بازدم انجام دهند . بدین صورت که با حرکت پاندول ساعت به هر طرف دم و بازدم انجام دهند.

    پس از چند دقیقه تمرین و حالت دم و بازدم ساعت هم آهنگ شد. درنتیجه آموزگاران برای رعایت سکوت هنگام دم و بازدم دستوراتی به بچه ها دادند. و حالاتعجب خواهید کرد که این حرکت چه ربطی به مسئله تعلیم و تربیت دارد خیلی مهم و آشکار است چون که روان شناسان براین باورند که هنگام دم موانع روانی احساسی و عقلی ومنطقی در فکر و تفکر ایجاد می شود. در چنین شرایطی انرژی موجود دربدن مغز و فکر خارج می گردد. درهنگام بازدم در بدن و سیستم اعصاب فکر و مغز احساس آرامش می کنیم. بنابراین در شرایط آرامش سلسه اعصاب اطلاعات مکتسبه درمغز باقیمانده و به سادگی فراموش نمی شود. توسعه آگاهی و ارتباط (ارتقاء در سطح آگاهی و ارتباط) این قضیه (تمرینات یوگا) به درک و مفهوم آگاهی نیز کمک می کند. هنگام بازدیداز تعدادی کلاس های درس متوجه شدم آمزگاران بدون آگاهی مشغول تدریس هستند. یک نوع عدم آگاهی هنگام کار آموزی درکلاس حساس می شد، بچه ها توماتیک مطالب رایادداشت می کردند بدون اینکه چیزی قضیه نبودند به همین جهت دانش آموزان که این حالت ها تفاوتی را در آموزگاران حساس می کردند آنها نیز همیتی به مسئبه نمی دادند. به خاطر داشته باشید که تمرین یوگا درکلاس منحصر به تمرینات فیزیکی و تنفسی که تعلیم داده می شود نیست. یک معلم باید هنگام صحبت کردن و سکوت آگاهی داشته باشد. کلام واسطه تدریس و دستور بوده و در عین حال سکوت نیز همین طور چون که سکوت باعث جذب شنیده های شما می شود. بنابراین فقط صحبت نکنید پس از ده دقیقه صحبت کردن دانش آموزان 3 دقیقه استراحت داشته باشند یا به فاصله ی هر پنج دقیقه تدریس یک دقیقه آزادی داشته باشند بدین معنی که آموزگاران سکوت کرده و از دانش آموزان هم بخواهند سکوت کرده و از دانش آموزان هم بخواهند سکوت کنند. در خلال سکوت از دانش آموزان بخواهید بازی تنفسی انجام دهند از آنها بخواهید با شمارش معکوس از 15 تا یک نفس هایشان رابشامرند دم و بازدم یک شمارش و یا یک نفس (تنفس) به حساب آمده و 15 تنفس معدل یک دقیق می باشد. پس از انجام مواردمذکورد مجددا درس و تعالیم را شروع کنید واین یک قسمت مهم دیگری است. کلام و سکوت باید باهم ترکیب شوند. تریس و تعلیم با تحریک و توام با هوشیاری باید بایک حالت تصویرسازیو وانهادگی (انفعالی) همراه باشد. چون که شما آموزش می دهید عقل و هوش آنها راتحریک می کنید در عین حال باید به آنها فرصت دهید آنچه شنیده اند در یک حالت انفعالی (وانهادگی) مجسم کنند. شما باید ارتباط خود باشاگردتان را طوری نزدیک کنید که او یه به عنون معلم بلکه به عنوان یک دوست(دوست باملاحظه) پیش شما آمده و بگوید ببین من با درس هایم مشکل دارم چه کار کنم؟ دراین صورت شما باید راهنمای اش کنید. داستان خیلی معروفی درمورد ملانصرالدین گفته شده: روزی ملا در کنار چاهی مشغول پرکردن کوزه ای گلی از آب بود اما کوزه ترک داشت و هر چه آب داخل آن می ریخت خالی می شد. مردم او رااستهزا کرده و می گفتند تو باید دیوانه باشی که انتظار پر کردن کوزه ای که شکسته است و یا ترک دارد داشته باشی پاسخ داد کی اهمیت می دهد؟! کار من پر کردن کوزه است و اهمیت نمی دهم که کوزه ترک دارد یا ندارد. به عنوان آموزگار ما مطالب یکنواخت و مشابهی را تریس می کنیم و وظیفه داریم اطلاعاتی به دانش آموزان بدهیم و اهمیت نمی دهیم که آنها چیزی آموخته اند یا خیر پس نتیجه چیست؟ شما درس تاریخ و جغرافیا را مطالعه می کنید ولی صبح همه ی آنها را فراموش کرده اید.
    چون بديدم كه بر بسيط زمين هيـچ دانـش ز بَـعـدِ دانـش ديــن

    نيسـت از دانـش نجومـي بـه، كاندر او گنج حكمت است و فره

  2. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما MOHSENKF برای ارسال این پست سودمند:


  3. #82
    MOHSENKF آواتار ها
    MOHSENKF آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    سن کاربر
    29 سال
    محل سکونت
    W810
    نوشته ها
    907
    تشکر
    623
    تشکر شده 1,442 بار در 681 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض سيري در آرا و زندگي بزرگان يو گا

    سوامي ساتيا ناندا

    سوامي ساتياناندا، يوگي بزرگ و بنيانگذار سبك بيهار در سال 1923 در شهر آلمورا (a lmora) در كوهپايه‌هاي هيماليا متولد شد. ستاره بينان و پيشگوها، زندگي او را سراسر آوارگي، غربت و تنهايي ديدند و در واقع چنين هم شد، بخش عمده‌اي از زندگي اين يوگي در سير و سفر و حركت گذشت ولي اين سير و سفر نه از روي اجبار و انكار بلكه از روي استغنا و به شيوه زندگي سانياسا گذشت. سوامي ساتياناندا از دوران كودكي به زندگي آزادانه و درك مسائل و مفاهيم معنوي عشق مي‌ورزيد، و سوالات گوناگوني كه در ذهنش مطرح مي‌شد با خانواده و دوستانش در ميان مي‌گذاشت تا پاسخي بيابد. خوشبختانه راهبان و مقدسان بسياري براي ارتفاعات هيماليا و اماكن مقتدر و مقدسي كه در آنجا بود از آبادي كوچك آنها مي‌گذشتند. ايشان بنا بر سنت سانياسا حداكثر چند روزي در آنجا مي‌ماندند، سپس مسير خود را به سوي مناطق شمالي ادامه مي‌دادند. در آن چند روز معمولا مهمان مردم آبادي بودند. آنها سوالات مردم را پاسخ مي‌دادند، احيانا به مداواي بيماران مي‌پرداختند، براي ايشان دعا مي‌كردند، مردم هم از آنها پذيرايي مي‌كردند. اين موقعيت مناسبي بود تا ساتياناندا بتواند سوالات خود را با انسان‌هايي وارسته در ميان گذارد و از حكمت و بركات اين مقدسان بهره‌مند شود. بسياري از اين پارسايان به پدر ساتياناندا توصيه كردند تا اجازه دهد او وارد طريقت سانياسا شود زيرا داراي استعداد و درك معنوي والايي است.
    خانواده ساتياناندا، مثل بسياري از ديگر خانواده‌هاي هندي سرسپرده پير و استادي بودند كه او نيز چند سالي يك بار از آبادي ايشان عبور مي‌كرد.
    اين استاد بسيار مورد علاقه پدر ساتياناندا بود، و چون شمع وجودش به پايان نزديك مي‌شد در آخرين ديداري كه از شهر آلمورا و آبادي‌هاي اطراف آن كرد، به پدر ساتياناندا وصيت كرد پسرش را، كه داراي استعدادي بارز در مسائل معنوي است، در راه آرامش بشريت وقف كند و به او اجازه زندگي سانياس‌وار دهد. هر چند خانواده ساتياناندا نسبتا مرفه و پدران او ملاك و زمين دار بودند، ولي ايماني راسخ به شعائر ديني و دستور استادان داشتند، لذا چند سال بعد، زماني كه ساتياناندا جوان عزم كرد كه زندگي راهبانه پيشه كند با او مخالفتي نكردند. عشق او به كشف حقيقت و القاي اين مردان وارسته او را بر آن داشت كه از همان دوران كودكي و نوجواني به سراغ آثار بزرگان يوگا برود و تعاليم ايشان را براي رسيدن به رهايي به كار بندد. او در آغاز با آثار و گفتار راما كريشنا و سوامي ويوكاناندا آشنا شد و تا حدي كه توان داشت آموزش‌هاي آنها را به كار بست تا آنكه دفتر سرنوشت صفحه‌اي نو و شگفت‌انگيز بر روي او گشود.
    در حالي كه تنها 15 سال داشت در راه مدرسه با زني به نام سوكنا آشنا شد اين زن يك گورو در طريقت تنترا و در واقع يكي از آخرين بازمانده‌هاي سنتي مرموز و افسانه‌اي با نام كائولاي تانترا بود. سوكنا تلفظ و گويش محلي واژه سانسكريت سوشومنا به معناي راه راست و نزديك است.
    ساتياناندا بايد هر روز مسير نسبتا طولاني و سختي را براي رسيدن به مدرسه طي مي‌كرد. يك بار در اين مسير زن مسني را ديد كه روي صخره‌اي نشسته و براي چهار پنج نفري كه اطراف او بودند صحبت مي‌كرد عليرغم ظاهر چاق، سياه و زشتي كه داشت در اطراف خود موجي از قدرت و آرامش ايجاد كرده بود. ساتياناندا كه جواني قدرتمند و بسيار سركش بود، ناخواسته به او نزديك شد و شنيد كه او درباره فعاليت چاكراها و جريان انرژي در نادي‌ها صحبت مي‌كند. ساتياناندا كه تا آن موقع كتب بسياري از يوگيان خوانده بود و مي‌پنداشت اطلاعات بسياري در اين‌باره دارد با خرسندي از آن بانو پرسيد: اين مطالب را از كجا خوانده‌اي؟ زيرا خودش عليرغم مطالعه كتابهاي فراوان در اين
    مورد هنوز مطالب او را در جايي نخوانده بود. سوكنا با چشمان سياه و نافذ خود نگاهي به ژرفاي وجود ساتياناندا انداخت و به سادگي به او پاسخ داد سواد ندارد و حتي نمي‌داند كتاب را چگونه بايد به دست گرفت. آنگاه از ساتياناندا پرسيد: آيا مي پنداري اين مطالب را مي‌توان از كتاب‌ها آموخت علاقه توام با وحشت و احترام ساتياناندا به او بيشتر شد سرانجام يك روز آن بانو از ساتياناندا خواست تا برايش كاسه‌اي شير بياورد. اين آغاز تشرف او به طريقت تنترا بود. ساتياناندا آن زن را در كلبه‌اي در يكي از زمين‌ها و مزارع متعلق به پدرش اسكان داد. جايي در نزديكي ارتفاعات و كوه‌هايي كه سوكنا در آنجا توانست غاري را كه مكان مناسبي براي تعاليمش تشخيص داده بود بيابد. سوكنا از ساتياناندا خواست تا براي تعليم و آموزش در طريقت او در شب‌هاي خاصي به ديدنش برود البته اين كار چندان ساده نبود. محلي كه سوكنا در آنجا اسكان يافته بود بيش از دو ساعت تا خانه ساتياناندا فاصله داشت و گذشتن از جنگل در شب با وجود حيوانات وحشي خطرات ديگر براي يك نوجوان 15 ساله مشكل بود، ولي جاذبه و قدرت فوق انساني سوكنا و علاقه ساتياناندا مشكلات را از سر راه برمي‌داشت.
    از طريق آموزش‌ها و قدرت سوكنا، كونداليني در ساتياناندا به حركت در آمد و تجربيات پر شور و شگفت‌آوري براي او رخ داد; سفرهايي در افق‌هاي معنوي و رويت عجايبي فرا سوي تصور او. در همين ايام بود كه ساتياناندا توانست در خلسه‌هاي عميق خود حوادث فراواني از آينده هند و جهان از جمله جنگ قريب الوقوع جهاني را مشاهده كند. او بعدا همان حوادث و بعضي از آنها و صحنه‌ها را
    مجدداً، و اين بار در عالم واقع مشاهده كرد به هر حال پس از مدتي سوكنا به ساتياناندا گفت كه خيال دارد از آنجا برود. ساتياناندا به شدت دلگير شد و مصرانه از سوكنا خواست تا تعاليم خود را ادامه دهد، ولي چهره سرد و آرام سوكنا نشان از عزم راسخ اوداشت. ساتيانادا در دل خود انديشيد: او زن گيج و بي‌معرفتي است. ولي سوكنا كه از دل او خبر داشت، به او گفت اين خود اوست كه هنوز در درون خود كارماهاي بيهوده‌اي را نهفته است، و اگرچه تجربيات فوق العاده‌اي از كنترل و حركت انرژي به دست آورده است ولي براي روشن شدگي كامل بايد درونش را از تمام كثافات و كارماها پاك كند، و اين كار را بايد يك گورو (غير از او ) انجام دهد. سوكنا گفت : من گوروي تو نيستم، من به تو تجربه‌اي را منتقل كردم. تجربه تو جرياني است كه شاكتي سانچار ( چرخش و وزش تند باد انرژي ) يا شاكتي پات ناميده مي‌شود. وقتي اين هديه آسماني از طريق استادي به تو منتقل شود، بايد تجربه خود را با توسعه آگاهي‌ات تثبيت كني. در اين صورت من نمي‌توانم گوروي تو باشم، تو بايد گوروي دروني‌ات را جست و جو كني.
    هنگام وداع در واپسين ملاقات، به عنوان آخرين بركت، سوكنا دو هديه معنوي به ساتياناندا داد، اول اسرار و شيوه عمل مانتراهاي تنترا و دوم رازي كهن در فنون يوگا ( كه ساتياناندا هيچ گاه نخواست آنرا به كسي بياموزد)، سپس سوكنا چون نسيمي از كنار ساتياناندا گذشت. پس از آن هيچ گاه همديگر را ملاقات نكردند. به اين ترتيب ساتياناندا، پس از اجراي تعاليم سوكنا، اهتمام به منظور تعالي و خلوص خويش، مطالعات فراوان، و تسلط به زبان سانسكريت به مرحله سانياسا نزديكتر مي‌شد. او ديگر قادر نبود در شرايط عادي، زندگي را سپري كند، در حالي كه بعضي از سوالات او بي پاسخ مانده بود. بايد گورويي پيدا مي كرد تا با راهنمايي او و هم نشيني با او آخرين حجاب‌ها را هم از دل بر مي‌داشت. سرانجام زمان جدايي از خانواده، براي يافتن گورو و آزادي، فرا رسيده بود. اين زماني بود كه او تنها هفده سال داشت. پدر ساتياناندا كه با شور و شوق فرزند خود نمي توانست مقابله كند با گذاشتن نود روپيه در جيب او و دعاي خير، او را بدرقه كرد و به اين ترتيب دوره جديدي از زندگي اين مرد بزرگ شروع شد.
    هر چند سن او كم بود ولي استعداد ذاتي، مطالعه عميق متون يوگا و تنترا، مراقبه‌هاي ژرف و تجربه شگفت‌انگيزش با سوكنا از او يك راهب محترم، حتي از ديد يوگي‌ها و سوامي‌ها، ساخته بود. پس از خروج از خانه، توانست با استادان بسياري ملاقات كند و آشنا شود. در كنار بعضي ازآنها تعاليم مهم بسياري گرفته و در نزد بعضي بركت و دعاي خير يابد. برخي نيز او را كاملتر از آن تشخيص دادند كه به عنوان شاگرد بپذيرند. بعضي فرزانگي كه او توانست با آنها ملاقات كند عبارتند از: اروبيندو ، راماناماهاريشي ، سوامي رامداس، سوامي نيتياناندا، دونيوال دادا، آچاريا راجنيش و ماهاريشي ماهش يوگي.
    سرانجام در سال 1943 توانست با ماها يوگي شري سوامي شيواناندا ماهاراج ملاقات كند. ساتياناندا بعدها درباره ملاقاتش با شيواناندا مي‌گفت: (( تاثير عظيم شيواناندا از همان آغاز بالاتر از تصور و درك من بود. احترام من به او نه فقط به خاطر اين است كه او (( گوروي )) من مي‌باشد بلكه او شخصيتي بود در افق‌هاي عالي الهي و رفتار او مطابق با قوانين آسماني هدايت مي‌شد.))
    شخصيت قدرتمند، معرفت والا و رفتار آسماني شيواناندا كه شهرت آن در تمام هند طنين انداز شده بود توانست به زودي ساتياناندا را متحول سازد.
    ساتياناندا در آغاز دائما نسبت به احوال خود نگران و از شيواناندا مي‌خواست كه او را راهنمايي كند، ولي تربيت شيواناندا متفاوت از درك ساتياناندا بود.
    او اجازه مي‌داد كه آگاهي ساتياناندا توسعه يابد و در نتيجه عملكردش تغيير كند. رفتار كليشه‌اي و الگوهايي جزمي كه ذهن او را خسته و ناتوان سازد در برنامه شيواناندا نبود. شيواناندا در پرتويي از آرا مش به ساتياناندا مي‌گفت: (( سخت كار كن، تو پاك و خالص خواهي شد. نيازي نيست كه به دنبال روشنايي و اشراق بگردي بلكه روشنايي، خود در درونت طلوع خواهد كرد.))
    شيواناندا كه استعدادهاي ساتياناندا را تشخيص داده بود، به او اجازه داد تا آنها را تكميل كند. او چون پدري دلسوز از هر جهت به او كمك مي‌كرد. به عنوان نمونه با توجه به علاقه و استعداد ساتياناندا به مطالعه و درك متون مقدس تنترا و اوپانيشاد كه به زبان سانسكريت و پالي نوشته و سروده شده‌اند، او را بر آن داشت كه براي تكميل معرفت خود در اين زمينه نزد سوامي تاپووانام جي برود. هر چند شيواناندا خود استاد اوپانيشاد و ديگر متون معنوي بود، و بيش از چهارصد كتاب درباره علوم يوگايي، تانترا و شرح متون معنوي نوشته بود، ولي اگر مي‌شنيد استاد بزرگي در گوشه‌اي زندگي مي‌كند و مي‌تواند در تعليم شاگردانش به ايشان كمك كند، آنها را براي تكميل معرفتشان نزد آن استاد، كه معمولا از دوستان خود شيواناندا جي هم بود، مي‌فرستاد.
    ساتياناندا به مدت دوازده سال نزد پير خود شيواناندا جي باقي ماند. در اين دوران نسبتا طولاني امواج فكر و تلاطمات انديشه او آرام شدند، كارماها و ناخالصي‌ها‌ي خود را از دست داد و سرانجام توانست آگاهي خود را در سطوح لطيف وجود تثبيت كند. به اين ترتيب در سال 1956 شيواناندا او را نزد خود خواند و به عنوان آخرين تعليم معنوي علم كهن (( كريا يوگا )) را بر او كامل كرد. او واپسين اسرار اين طريقت والا را بر ساتياناندا مشكوف ساخت و سپس 108 روپيه به او داد و گفت: (( حالا مي‌تواني از اينجا بروي. اين اشرام بيش از اين جاي تو نيست. پويا باش و پيام يوگا را كران به كران و خانه به خانه گسترش ده.)) وقتي ساتياناندا از اشرام خود خارج مي‌شد تا مرحله ديگري از زندگي خود را آغاز كند، سوامي شيواناندا در حق او چنين گفت: (( با توسل به رحمت الهي و با اتكا به بركات و الطاف خداي متعال، چنين مقرر شده است كه شري سوامي ساتياناندا لياقت دريافت عنوان والا و مقدس (( جنانا واجروپابريتي )) را پيدا كند.
    اين عنوان بر اساس خدمات بي دريغ او و استواري و سرسپردگي محكم او به حقيقت، عشق و خلوص، به او عطا شد. بدين وسيله من اين پاداش را با والاترين آرزوها براي سلامت، آرامش، بركت ابدي، طول عمر و موفقيت در جميع كارهاي سوامي ساتياناندا به او اعطا مي‌كنم.))
    پس خروج از اشرام، ساتياناندا با پذيرش زندگي راهبان دوره گرد در طي هفت سال سراسر هندوستان، برمه، نپال، تبت، سيلان و افغانستان را پيمود. در اين مسير طولاني او به راهنمايي، آموزش و مداواي مردم مي‌پرداخت و عميقا پيرامون مشكلات آنها مي‌انديشيد و از طرفي با اساتيد و طريقت‌هاي معنوي مختلف هم آشنا مي‌شد. و البته در طي اين دوران رابطه‌اي عميق و باطني هم با پير خود داشت.
    در جولاي سال 1963 در حالي كه در شهر مونگر به سر مي‌برد دفعتا دچار مكاشفه‌اي شد. او در اين مكاشفه خود را در ريشي كش مي‌ديد، در حالي كه در كنار رود گنگ ايستاده و به كشتي‌اي خيره شده بود كه استادش شيواناندا روي عرشه آن ايستاده بود. شيواناندا دست‌هايش را در حالت سلام گرفته بود و مستقيما به چشم‌هاي ساتياناندا نگاه مي‌كرد. زنگ‌ها به صدا در آمدند، طبل‌ها، سنج‌ها و سازهاي فراوان ديگري نواخته مي‌شدند. جريان آب بسيار قدرتمند بود. در جايي كه كشتي، با فاصله‌اي اندك، از برابر ساتياناندا مي‌گذشت چرخ طيار كشتي باعث شد آب بر سر و روي ساتياناندا پاشيده شود.
    وقتي ساتياناندا به حال آمد دريافت كه گورو و پير معنويش بدن فاني خود را ترك كرده و بركات خود را به او منتقل ساخته است. لذا در سكوت، و بي آنكه با كسي حرف بزند، بليطي تهيه كرد و همان روز به ريشي كش رفت. چون به اشرام رسيد هنوز موج عظيم شيواناندا را حس مي‌كرد ولي ديگر صورت مهربان و نافذ و شاد او را نمي‌توانست در اشرام ببيند. ساتياناندا بارها و بارها وقتي از استادش شيواناندا جي ياد مي‌كرد مي گفت: (( من هيچ گاه عيسي مسيح را نديده‌ام ولي مطمئنم كه او وجود داشته است زيرا شيواناندا را ديده‌ام. شيواناندا دريايي از عشق و مهر الهي بود.))
    ساتياناندا در اين دوران ماموريت الهي خود را كاملا تشخيص داده بود و با بركات و راهبري‌هاي پير خود مرحله به مرحله ماموريت خود را محقق مي‌ساخت.
    در هر حال در همان سال با نيرويي فراوان(( جنبش جهاني دوستي يوگا )) را به منظور گسترش و توسعه يوگا به عنوان كمكي براي آرامش فكر و سلامت اجتماع تاسيس كرد. پس از چندي به مونگر كه شهري بسيار كوچك در ايالت بيهار است رفت و (( مدرسه يوگاي بيهار )) را به منظور آموزش كاربردي و كلاسيك يوگا بنياد نهاد. ( امروزه اين مدرسه از معتبرترين مراكز آموزش يوگا در دنيا به حساب‌مي‌آيد.)
    سوامي ساتياناندا، در طي سال‌هاي 1964 تا 1969، اقدامات و برنامه‌هاي فراواني را در جهت توسعه جنبش جهاني يوگا راهبري و هدايت كرد، از جمله تاسيس چندين مجله ماهانه درباره علوم يوگايي به زبان‌هاي هندي و انگليسي، برگزاري كنفرانس هاي متعددي با حضور و دعوت از يوگيان مختلف مثل باباسيتا رامداس، شري آبهيانكار صاحب، راجارام گوپتا، سوامي چيداناندا، سوامي آتماناندا و بسياري ديگر در زمينه‌هاي مختلف علوم يوگايي و كاربرد يوگا بر سلامت جسمي، رواني فرد و اجتماع . همچنين ساتياناندا جي بعضي از سانياسين‌هاي خود را به عنوان پيام آوران صلح و شادي به سرزمين‌ها و كشورهاي مختلف، براي سخنراني و راه اندازي مراكز يوگا گسيل مي‌كرد. از طرفي با برگزاري دوره‌هاي تربيت معلم يوگا، نيازها و علايق پيش آمده را پاسخ مي‌گفت.
    از جمله ديگر فعاليت‌هاي ايشان در طي اين سال‌ها تاسيس (( شيواناندا كوتير يوگا اشرام )) در مونگر به قصد كمك به نيازهاي اقتصادي و اجتماعي مردم و تاسيس آزمايشگاهي براي تحقيقات عالي بر روي تاثيرات تمرينات يوگا و مراقبه بود.
    در طي آن سال‌ها عده‌اي از پيروان او علاقمند بودند كه در طريقت سانياسا وارد شوند. ولي در اكثر موارد مورد پذيرش قرار نگرفته بودند.
    تا سرانجام در سال 1970 طي مراسمي كه در سالروز تولد شيواناندا جي برگزار شد از برنامه‌اي بسيار عظيم و فوق العاده صحبت كرد. او تصميم گرفته بود برنامه‌اي فشرده و كامل براي تربيت 108 سانياسين اجرا كند. در همان سال با حضور 108 ساداكاي علاقمند اين برنامه آغاز شد. بعضي كتبي كه امروزه در مدرسه يوگاي بيهار تجديد چاپ مي‌شوند مثل كتاب (( آسانا، پرانايام، مودرا، باندا)) و يا (( كونداليني تانترا )) مجموعه آموزش‌هاي ساتياناندا جي به سانياسين‌هايش در آن دوره بوده است. اين كتاب‌ها امروزه از معتبرترين كتب يوگا در موضوع خودشان به حساب مي‌آيند. آموزش اين سانياسين‌ها به صورتي فشرده و كاملا جدي در طي سه سال با رژيم‌هاي سخت غذايي، حضور مدام در اشرام ، آموزش در روش هاي مختلف يوگا مثل هاتا يوگا، جاپا، كارما، راجا و كريا يوگا ... و برنامه‌هاي مختلف ديگري مثل (( پادياترا)) كه بايد در مسيري بيش از دويست و پنجاه كيلومتر پياده به قصد رسيدن به مكان‌هاي متبرك و مقتدر حركت مي‌كردند و تعاليم لازم را دريافت مي‌كردند، راهبري شد.
    در پايان اين دوره در سال 1972 جشنواره عظيم گلدن جوبيلي با حضور جاگادگورو سوامي شانتاناندا شانكاراچاريه برگزار شد. اين مراسم به منظور بزرگداشت سوامي شيواناندا و به عنوان تقدير و حرمت از رحمات بي دريغ سوامي ساتياناندا برگزار مي‌شد. اين جشنواره سنتي با حضور بسياري از يوگيان محترم و انديشمندان معنوي هند مانند پروفسور رائو، سوامي چيداناندا، كاوي يوگا شودهاناندا، شري آين گر و جوشي برگزار شد.
    به اين ترتيب يكصدو هشت نفر با انرژي و آموزش‌هاي ساتياناندا جي به اقصي نقاط دنيا براي توسعه پيام يوگا و به راه انداختن جنبش‌ها، مراكز، مجلات و غيره به راه افتادند. اين موج عظيم در آن دوران توانست تاثيرات مطلوبي بر سلامت و آرامش فكر بسياري از مردم بگذارد.
    در اين دوران و تا حدود 16 سال بعد سوامي ساتياناندا به عنوان يك گورو و راهبر جنبش جهاني يوگا، فعاليت‌هاي خود را ادامه مي‌داد. او در طي اين سال‌ها چندين بار تور آسيا، اروپا و آمريكا داشت و پيام معنوي خود را براي سلامت جسم، آرامش فكر و شادي دل به گوش مردم مي‌رساند. در سال 1984 دو بنياد عظيم ديگر را تاسيس كرد. اول (( شيواناندا مات )) با ياد خاطره پير خود شيواناندا جي با اهداف ياري به كشاورزان و زارعان، حفر چاه آب و فراهم ساختن وسايل مورد نياز ايشان، اعطاي كمك هزينه تحصيلي به دانش آموزان و دانشجويان بي بضاعت، ارسال كمك‌هاي درماني به دهات دور افتاده و ... (اين كمك‌ها بيشتر متوجه استان بيهار در هند بوده است.) بنياد بعدي، (( بنياد تحقيقي يوگا )) با اهداف تحقيقي در مورد تاثيرات يوگا برسلامت انسان، يوگاتراپي و تاثيرات يوگا بر كاركردهاي ذهني بوده است.
    ولي با آغاز سال 1988 تغييراتي در برنامه‌هاي سوامي ساتياناندا پيش آمد. او اكثر اوقات در اتاق خود به تنهايي مي‌گذراند. مسئوليت برنامه‌ها بيشتر به سوامي نيرانجاناندا، سوامي سات سانگي و سوامي گيان پراكاش محول شده بود. حتي اداره برنامه‌هايي را كه از سال پيش براي آموزش نادا يوگا به يوگي‌هاي پيشرفته تنظيم شده و تا آن موقع ادامه يافته بود به سوامي گوروپوجاناندا محول كرد.
    و اين آخرين برنامه‌اي بود كه پارام هانس ساتياناندا ( غير مستقيم ) تنظيم و رهبري مي‌كرد. اين برنامه با سونداريالاهاري سادانا و مانترا آنوشتانا به كمال رسيد و پايان يافت.
    در آن سال مراسم (( گورو پور نيما )) با شكوه و عظمت فراواني برگزار شد. پارام ها مساجي واپسين تعاليم لازم خود را به مريدان و شاگردان خود به خصوص سوامي نيرانجان كه محبوبترين مريد و فرزند خوانده او بود منتقل كرد .
    بسياري از رهروان را به طريقت سانياسا مشرف ساخت. به بعضي مانترا داد و همه را از موج عظيم معنوي خود سرمست و بهت زده كرد. جشن عظيمي برپا شده بود و او همراه با باكتاها و يوگيان به رقص و پايكوبي پرداخت. و اين آخرين حضور او در اشرام بود.
    در هشتمين روز از ماه هشتم سال 1988 او از اشرام 108 روپيه گرفت. سپس تنها و بي هيچ كوله باري پياده از اشرام خارج شد. مريدان و پيروان او مي‌گريستند و قادر نبودند عمل او را دريابند. او همانقدر از اشرام گرفت كه پيرش به او داده بود و تمام سرمايه‌اي را كه در اين مدت به دست آورده بود در جهت شادي دل‌ها و آرامش فكر باقي گذاشت. سال ها پيش پير او شيواناندا جي وقتي خواست 108 روپيه به ساتياناندا بدهد با لبخندي به او گفته بود تو صفرهاي زيادي در كنار اين هشت اضافه خواهي كرد ولي در نهايت باز 108 روپيه به تو خواهم داد و آن زماني است كه تو بايد والاترين مرحله سانياسا را طي كني. تو در آن مرحله كاملا مجذوب امواج الهي خواهي بود.
    او به عنوان يك راهب دوره‌گرد ( پاري ورا جاكا ) همان طور كه سالها پيش، از نزد پيرش رفته بود از اشرام خارج شد در حالي كه همان شعري را زمزمه مي‌كرد كه آن موقع سروده بود:
    بي هيچ جامه‌اي بر تنم،
    بي هيچ چيز در دستانم، و بي هيچ چيز در ذهنم،
    اجازه دهيد در كنار گنگ قدم بزنم
    با نام شيواناندا بر لبم
    و فكر دوي و دورگا در قلبم،
    اجازه دهيد حتي ندانم كه وجود دارم،
    و چون مردم ندانم كه مرده‌ام،
    سفر زيارتي پارام هامساجي اين گونه آغاز شد. او در اين سفر طولاني تمامي (( سيدها تيرتاهاي )) هندوستان را زيارت كرد، تا در نهايت به ايالت ماهاراشترا رسيد. در آنجا اول به (( شيردي )) رفت، سپس به ترايام باكش وار يكي از مكان هاي اقتدار كه معبد مريتيونجايا هم در آن واقع است. او به معبد مريتيونجايا كه ايشتادواتاي او هم بود رفت، گروي خود را پاي او انداخت و به مدت دو ماه در آنجا به مراقبه نشست.
    او در همين ايام الهامي دريافت مي‌كند مبني بر اينكه با هر نفس نام خداوند را ذكر كند. سپس مي‌انديشيد كه به كجا رود. او چندان ميلي نداشت كه مجددا به شمال هند باز گردد زيرا در آن صورت مريدان و يارانش مايل بودند با او باشند، از طرفي از سوي نيرانجاني آكهارا تقاضا شده بود به آنجا برود. در اين اثنا الهامي ديگر دريافت مي‌كند و آن تنها يك كلمه بود (( چيتابومي )).
    در افسانه‌هاي كهن هند، گفته شده لرد شيوا چون همسر خود (( ساتي )) را از دست داد سراسيمه و آواره. همچون ديوانگان، بدن او را در آغوش كشيد، درحالي كه به اين سو و آن سو مي‌رفت. در هر منطقه‌اي قسمتي از بدن او مي‌افتاد و يكي از اماكن اقتدار در آنجا ايجاد مي‌شد تا آنكه فقط قلب او فقط باقي ماند، و اين زماني بود كه به (( دئوگار )) رسيده بود.
    به اين ترتيب دئوگار شهري است كه قلب ساتي را در خود جاي داده، و در واقع مدفن همسر شيواست. بومي يعني زمين و يكي از معاني چيتا يعني قلب، چيتا بومي يعني زميني كه صاحب قلب است، محلي كه قلب همسر شيوا را در خود جاي داده است.
    به اين ترتيب سانياناندا دريافت كه دئوگار آخرين منزلي است كه او به آنجا خواهد رفت. او پيش خود انديشيد اگر دئوگا جايي است كه مادر الهي او در آنجا فوت كرده و قلبش مدفون شده است، پس جاي مناسبي خواهد بود اگر او نيز سالهاي آخر عمر خود را آنجا سپري كند. او به دئوگار رفت و شري پارام هامسا الخ بارا را در آنجا تاسيس كرد. مكاني خاص براي پارام هانس‌ها و سانياس‌هايي در مراحل والاي تجرد، خلوص و آگاهي.
    از سال 1990 كه پارام هامسا جي به دئوگار رفت بسياري از بذرها و نهال‌هايي كه پرورش داده بود به ياري و پي‌گيري‌هاي مريدان و پيروان او به خصوص پارام هانس نيرانجا ناندا به بار نشست، به‌عنوان مثال تاسيس (دانشگاه يوگاي بيهار) (B..Y.B) كه در سال 1994 علم يوگا را به عنوان يك رشته آكادميك دانشگاهي تنظيم و در رشته‌هاي مختلفي مثل فلسفه يوگا، روانشناسي يوگا، يوگاي كاربردي و غيره تا درجه دكتري مورد تدريس قرار داد. (مدارك اين دانشگاه امروز مورد تاييد تمام دانشگاه‌هاي هند است).
    و اما خود ساتياناندا جي، او در آغاز دهه 90 بنا بر الهاماتي كه دريافت كرده بود به اجراي مراقبه پنج آتش خارجي يا (( پانچا آگني )) پرداخت. اين مراقبه كهن و والا، كه در اوپانيشادها از آن صحبت شده، در ميان چهار آتش بزرگ اجرا مي‌شود. آتش پنجم خورشيد است. مدت چهار قرن بود كه هيچ يوگي يا سادوئي در هند اين مراقبه را به طور كامل انجام نداده بود پس از گذشت چهار قرن ساتياناندا جي اين مراقبه را در ريكيا، در حومه دئوگار انجام داد. محلي كه در تابستان‌ها برگ درختان از شدت نور آفتاب مي‌سوزد و معمولا تابستانها به سبب گرما تلفاتي مي‌دهد. اين مراقبه خارق العاده بيش از پنج سال به‌‌طول انجاميد مردم بسياري مي‌آمدند تا اين مرد عجيب را كه در ميان چهار ستون آتش در خلسه‌اي شگفت فرو رفته بود ببينند. پس از پايان مراقبه "" پنج آتش خارجي "" ، مريدان و علاقه‌مندان به ساتياناندا مايل بودند از بركات او استفاده كنند به همين دليل و با اصرار سوامي نيرانجان، او واپسين برنامه خود را كه اجراي مراسم خاصي از سنت تنترا بود تدارك ديد. اين برنامه كهن و خاص به نام ((سيتا كاليا نام )) است كه طي ده روز برگزار مي‌شود. هروز طي چهار مرحله مراسمي به نيت يكي از كيفيات كيهاني برگزار مي‌گردد كه بيش از چهارده ساعت به طول مي‌انجامد.
    چون بديدم كه بر بسيط زمين هيـچ دانـش ز بَـعـدِ دانـش ديــن

    نيسـت از دانـش نجومـي بـه، كاندر او گنج حكمت است و فره

  4. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما MOHSENKF برای ارسال این پست سودمند:


  5. #83
    MOHSENKF آواتار ها
    MOHSENKF آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    سن کاربر
    29 سال
    محل سکونت
    W810
    نوشته ها
    907
    تشکر
    623
    تشکر شده 1,442 بار در 681 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض یوگا درمانی

    به محض شنیدن کلمه درمان فکر به سمت یک مدل طبی بیماری و علاج آن سوق پیدا می کند. به این معنی که انسان صبورانه در انتظار نوعی بیاری می نشیند و سپس در پی راهی برای علاج می رود. تا شاید خود را از شر آن خلاص کند البته واقعا سلامت بودن این نیست در یوگا ذهن و تاثیر آن بر سلامتی کلی فرد مد نظر می باشد. توجه به قدرت باور نکردنی ذهن قدرتی که تاثیرات مثبت و منفی آن بر انسان قابل توجه می باشد. تاثیر ذهن بشر بر روی فعالیتها و رشد و نمو گیاهان اثبات شده است مطمئنا می دانیم که با افکارمان نیز قادر به تاثیرگذاری بر روی فعالیت های اتمی می باشد. این مسئله یکی از حقایق فیزیک کوانتوم می باشد. هنگامی که مشاهده کنیم چطور نگاه فرد به یک تجربه در حقیقت خود تجربه را دگرگون می نماید آن زمان است که شروع به درک قدرت ذهن می کنیم. تاثیر آگاهی در سطوح مربوط به خود فرد رادرک خواهیم کرد اما در مورد تصویر بزرگتر چطور؟
    ذهن جهانی
    فیزیک دانان کوانتر هم از پدیده دیگری متحیر هستند. آنها کشف نموده اند که دو رویداد در یک زمان مرتبط و با فاصله زیاد از هم که از قرار معلوم هیچگونه تماسی با یکدیگر نداشته اند می تواند اتفاق افتد. حالا این مسئله فیزیک دانان را به خاراندن سرهایشان وا داشته است. اگر ما تمایل به یک نگرش مادی از ابعاد فیزیکی زندگی و تمامی جهان داشت باشیم جهانی که صرفا از ماده ساخته شده است و تاثیرات متفاوتی در اشکال دیگر نشان می دهد راه به جایی نخواهیم برد. اما البته اگر به عالم همچون یوگی ها نگاهی داشته باشیم و دریابیم که ذهن جهانی آگاهی جوهر اولیه و چیزهای مادی نتایج آنها می باشند آن وقت همه چیز واضح خواهد شد.
    انیشتن یکبار اعلام نمود که عالم وجود با گیتی یک اندیشه بزرگ به نظر می آید. حال با نوع تفکر در فیزیک کوانتومی که این دو اتفاق جدای از هم و بطور متوالی در یک زمان به وقوع پیوسته اند نو ذهن بزرگی در پس این اتفاق باشد کل مسائل را بطور کامل توصیف می کند خیلی ساده است پس بسته به برخورد ما با زندگی خود سلامتی خود و یکدیگر سیاره زمین و کل جهان هستی را از نگاه مادی ببینیم یا اینکه ذهن را نیز در پس اتفاقات مشاهده کنیم؟
    تاثیر ذهن بر بدن فیزیکی
    شیمی بدن مادی هم متاثر از ذهن می باشد. اگر بدن اوقات خوبی را پشت سر گذارد سپس غرق در هورمونهای مثبت و فرستنده های شیمایی درون مغز که انتقال دهنده های سیناپسی نامیده می شوند شده است و ما عملا می توانیم درک کنیم بدن حال خوب یا بدی دارد این فقط یک الگوی فکری می باشد و اگر قادر به بسط و توسعه حس نظارت در خود باشیم و اگر بتوانیم ذهنا کنار بیابستیم و الگوهای فکری خود را مشاهده کنیم ان زمان قادر به انتخاب راه مثبت و منفی می باشیم. اگر بدن اوقات خوبی را پشت سر گذارد اندرونین انسفالین ملاتونین و سراتونین هورمونهایی که خوشی و آرامش همراه دارند ترشح می شوند حتی سیستم ایمنی بدن قویتر می شود به همین صورت اگر ساعات بدی را پشت سر بگذرانیم اگر پر از ترس و حس ناامنی و نگران از اینکه فردا چه اتفاقی می افتد باشیم از طرفی نا آگاه از توانایی های خود سپس سخت در هورمونهایی همچون آدرنالین نور آدرنالین و دیگر هورمونهای استرس را افتاده ایم آن وقت سیستم ایمنی بدن لحظات خوشی نخواهد داشت.
    کهنسالی همراه با زیبایی
    قدرت ذهن همچنین بر روند کهنسالی تاثیر بسزائی دارد. سوامی نیرانجان در مورد کهنسالی همراه با زیبایی صحبت کرده است. بدن انسان می تواند در عین بالا رفتن سن تقویمی از سن بیولوژیکی کمی برخوردار بوده و در آن صورت بیماری مخوف و ناگواری رخ نخواهد دادتنها بدن به ارامی کهنسالی را با روند طبیعی خود همراه با تولید انرژی در بدن و رهایی ذره های که بار الکتریکی دارند، و رادیکالهای آزاد نامیده می شوند، هدایت می کند. به تدریج بافتهای بدن را تغییر می دهند و غشاء سلولی روبه زوال می رود. به غشاء رابط پروتئینها چسبیده و ژنها را دگرگون می کنند. هر چند ما مکانیسمی در بدنمان داریم که ژنها را ترمیم می کند امابا آرامی دگرگون ژنها تحقق می یابد و بدن پیر می شود.
    اکثریت مردم پس از پشت سر گذاشتن زندگی کامل خود همراه با صلح و آرامش ودر عین غفلت می میرند داستان شخصی که گفت: زمان مرگم می خواهم همچون پدر بزرگم در نهایت آرامش و در خواب بمیرم نه با نعره کشیدن و جیغ و داد زدن مسافرهای دیگر در ماشینش!
    شوخ طبیعی
    بنابراین تمام داستان تدر مورد صلح و آشتی با خود می باشد. اگر شما با شنیدن یک لطیفه شاد و سرحال شوید سپس حداقل بدنتان هم اوقات خوب را داشته و احتمالا پنج دقیقه ای به طول عمرتان افزوده اید. شوخی بودن قسمت مهم زندگی را تشکیل می دهد. در واقع یوگا اتحاد است.مردم در لحظه خندیدن کاملا با یکدیگر متحد می شوند. بعضی از افراد خیلی از اتفاقات را بحدی جدی می گیرند که اگر یک روز مسئله جدی پیدا نکنند تا نگرانشان کند تلویزیون راروشن کرده و در این جعبه و وفور داستانهایی از مصیبتها و نگرانی ها یافت می شود. یا فیلم ترسناکی کرایه کرده که پر از جانورهای مخوف در حال تکه تکه کردن یکدیگر باشد. پس همه چیز بر می گردد به ذهن ما نگرانی های ما به صورت کاری تدریجی که در این روند تاثیرات منفی ذهن را مورد حمله قرار داده سبب سقوط آن می شوند. از طرف دیگر این تاثیرات ذهنی رفتار وایده های ما را شکل می دهد که البته مطمئن هستیم که درست هستند. من ایده ها و عقاید متفاوتی درگذشته داشته ام که می دانستم کاملا صحیح بودند و حالا می فهمم همگی بی ارزش بودند همین حالا هم همچنان از پاک شدن آنها تردید دارم. اما از جاهایی کمک می گیرم تا شاید شانسی برای پاک کردنشان داشته باشم.
    در مجله ریدرز دایجست یک بخش بنام خنده بهترین دارو وجود دارد. این عبارت یادآور این است که درمان واقعی دست یافتن به خوشی می باشد همانطور که قبلا اشاره کردم تنها درمورد ریشه کن نمودن بیماری هایی که از قبل بوجود آمده و رسیدگی به آن یک امر مسلم باشد نیست. بیماری یک نوع هشدار است که در خوشی فرد اختلالی ایجاد کند. سوامی ساتیاناندا همیشه بیماری را به چراغ خطر ماشین تشبیه می کنند بیماری می گوید صبر کن درموتور بدن چیزی مشکل ساز شده است این روزها هر زمان این چراغ بدن روشن می شود فرد نزد جراح می رود و او هم با چاقو چراغ رااز کار می اندازد. مسئله حل شد. البته اگر قرار باشدکه چاقوی جراح و داروها استفاده شوند این کار باید انجام شود.
    اما بهتر است فکر کنیم آیا این یک چراغ هشدار است/ چه چیزی در پشت پرده است واینکه چه کاری برای آن باید انجام دهیم.
    ساتیاناندا یوگا
    انیتگرال ساتیاناندا به ما یاد می دهد با بدن و انرژی های حیاتی خود کنار بیاییم و زندگی کنیم. همچنین جنبه های ذهنی و روان را نیز ر بر می گیرد. منظور از روان همان ارتباطات ظریف درونی مان است. نه زبان بدن یا حرکات بدنی روان بالاتر از بدن قرار می گیرد . همگی ما از این ارتباطات روانی و درونی خود آگاه هستیم همچنین در یوگا نشانی هم از جنبه روحی زدگی مان یافت می شود. ارتباط با آگاهی و دریافت هایی از خویشتن قسمتی دیگر از آن است همچنین رشد در حیطه زندگی روزمره همچون احساس امنیت امنیتی که در درونمان می یابیم واینکه ما همگی از یک حقیقت کل سرچشمه گرفته ایم و نمی توانیم جدای از هم باشیم. همچنین احساس خوشی طبیعی انسان را متجلی می سازد.
    حس عزت نفس و اعتماد به نفس که به طور بالقوه در انسان وجود دارد را افزایش می دهد. حس عشق و محبت واهمیت دادن به دیگران را همانطور که در این راه پیش می رویم می بینیم که معدن طلایی پیدا کرده ایم می بینیم که خوش هستیم و کیفیات شخصیتی مان تکامل پیدا کرده است. درمان تمامش همین است و ما نیز درمانگر خود هستیم. قبل از اینکه بیماری از راه برسد و مارا از پا در آورد خوشی بدنی ذهنی روانی و روحی تجربه می شود.
    چون بديدم كه بر بسيط زمين هيـچ دانـش ز بَـعـدِ دانـش ديــن

    نيسـت از دانـش نجومـي بـه، كاندر او گنج حكمت است و فره

  6. تشکرها از این نوشته :


  7. #84
    MOHSENKF آواتار ها
    MOHSENKF آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    سن کاربر
    29 سال
    محل سکونت
    W810
    نوشته ها
    907
    تشکر
    623
    تشکر شده 1,442 بار در 681 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض يوگا و يائسگي

    استادان يوگا مي‌گويند بدن هر فرد بهترين راهنما براي حل مشكلات جسمي اوست و اگر به آن مانند كتاب راهنما توجه كنيم طوري آموزش مي‌دهد كه مي‌توانيم مراحل مختلف زندگي را در سنين مختلف به راحتي پشت سر بگذاريم و از آن لذت ببريم.
    طب سنتي كه در مشرق زمين متداول بوده و به روشهاي طبيعي درمان و استفاده از يوگا توجه زياد دارد، اكنون در غرب مرسوم شده است. پزشكان روشهاي طبيعي همراه با ورزش يوگا را به خانمها جهت تحمل دوران يائسگي توصيه مي‌نمايند.
    علم پزشكي در قديم دوران يائسگي را دوره بيماري تلقي مي‌كرد، در آن زمان پزشكان فقط با دارو و تجويز هورمونهاي مختلف به درمان زنان مي‌پرداختند، حتي در بعضي جاها ديده شده بود كه جهت از بين بردن علائم يائسگي تن دادن به جراحي را توصيه مي‌كردند، ولي اخيراً پزشكان، تراپيست‌ها و مشاوران پزشكي راههاي طبيعي را براي رفع اين علائم به كار مي‌برند. به اين ترتيب خانمهايي كه به ورزش يوگا مي‌پردازند، علائم يائسگي يا در آنها از بين مي‌رود و يا تحمل آنها در مقابل اين علائم زيادتر مي‌شود. اغلب مربيان يوگا، در مورد اين مرحله‌ي مرموز و قدرتمند زندگي به نكات جديدي پي برده‌اند و سعي مي‌كنند با شناخت وضع جسمي و بيولوژيكي در سيستم بدن زنان و آميختن آن با فلسفه‌ي يوگا و انجام تمرينهاي ويژه آن علائم را به حداقل برسانند.
    انفجار يائسگي
    در قرن بيستم تعداد زناني كه به سالهاي يائسگي رسيدند بيش از هر زمان ديگر در تاريخ بود؛ طي بيست سال آينده تقريباً 40ميليون از زنان در ايالات متحده آمريكا دوران يائسگي را خواهند گذراند. هنوز هم در بعضي جاها و بين گروههاي مختلف مردم و حتي بعضي جوامع پزشكي از دوران يائسگي با زشتي و تمسخر ياد مي‌كنند و آن را آخرين ضربه‌ي قاعدگي در دوران توليد مثل مي‌دانند.
    خانم هلن دتچ كه از پيروان مكتب فرويد است يائسگي را دوران مرگ ناقص زنان مي‌نامد. اما ديدگاهها نسبت به اين مرحله از زندگي خانمها تغيير كرده است. با اين طرز فكر كه دوران يائسگي دوران بدبختي زنان مي‌باشد موافق نيستند و اين مرحله از زندگي را بيماري و يا كمبود نمي‌دانند بلكه رويدادي كاملاً طبيعي مي‌دانند. در بيشتر كشورها‌ي جهان برعكس آمريكا كه يائسگي را سرازيري زنان و بي‌ارزش شدن آنها مي‌داند، آن را امري كاملاً طبيعي تلقي مي‌كنند. بعضي از زنان در آمريكا از زندگي وحشت مي‌كنند و دچار اضطراب و نگراني مي‌شوند. از اين موضوع شركتهاي داروسازي استفاده كرده و به پيشبرد مقاصد خود در عرصه‌ي داروهاي جديد، زنان را هدف قرار مي‌دهند.
    در بعضي از كشورهاي مشرق زمين خانمها بعد از يائسگي مورد احترام بيشتر قرار مي‌گيرند و طوري رفتار مي‌كنند كه همچنان فعال و قوي باقي بمانند و ذهنشان را قوي نگه دارند. آنها خود را آزادتر و راحت‌تر و كاملاً سالم مي‌دانند.
    دكتر كريستين نورت‌راپ در كتاب اخيرش به نام«بدن خانمها و عقل و دانش آنها» توضيح مي‌دهد كه دوران زندگي زنان به سه دوره تقسيم مي‌شود كه سيستم توليد مثل آن رامشخص مي‌‌كند. اين سه دوره عبارتند از دوره‌ي دوشيزگي، دوره‌ي سالهاي باروري كه از نظر بيولوژيكي اين مرحله بدان معنا نيست كه حتماً بچه‌دار شوند. اين دو دوره در فرهنگ آمريكايي دوره‌هاي زيبايي، جواني و طراوت است و ارزش زياد براي آن قائل هستند و به همين دليل در اين مرحله زنان مورد توجه و قبول همه‌ي اطرافيان هستند و سعي مي‌كنند اين مرحله را با تمام قوا نگهدارند و زنان آمريكا از سپري شدن آن به شدت وحشت دارند.
    ولي طبيعت به شكل ديگري عمل مي‌كند، از نيمه‌هاي عمر ترشح هورمونهاي پروژسترون و استروژن كمتر مي‌شود. قاعدگي نامنظم و سرانجام قطع مي‌شود و خواه‌ناخواه تغييرات هورموني روي كليه‌ي اعضاي بدن و روح زنان اثر مي‌گذارد. كه اين تغييرات ممكن است در زنان از 38 سالگي تا60 سالگي به وقوع بپيوندد، البته در صورت برداشتن هر دو تخمدان- شيمي‌درماني يا درمان با اشعه‌ي كبالت در هر سني يائسگي شروع مي‌شود.
    دو تا 5سال بعد از آخرين قاعدگي اوج يائسگي است كه در اين زمان بانوان تغييرات بيشتري در خود احساس مي‌كنند و دچار آشفتگي، سردرگمي و اضطراب مي‌شوند كه اين سومين دوره‌ي زندگي زنان يعني اوج دانايي زنان است.
    همان‌طور كه كارولين ميس كه عقايد پزشكي استدلالي او مشهور است مي‌گويد: ما در اين زمانه به خانم‌هاي مطّلع، دانا و با طرز فكر مدرن ولي با تجربه و قديمي احتياج داريم.
    كارولين بانوان مسن امروزه را افرادي مستقل، قوي و سالم تعريف مي‌كند و تصورات قديمي را در مورد آن كه پيرزنان عجوزه‌هاي متحركي هستند، رد مي‌كند. او معتقد است كه زنان مي‌توانند سومين دوره‌ي زندگي خود را تمرين‌هاي يوگا از لحاظ جسمي و روحي به اوج مثبت بودن برسانند. علائم عبارتند از افسردگي، گرگرفتگي، عرقهاي شبانه، ناراحتي‌هاي ادراري، خشك شدن واژن، درد مفاصل، كم شدن تمايلات جنسي و زياد شدن وزن بدن.
    در تعداد كمي از خانم‌ها تمام اين علائم ديده مي‌شود ولي در 75 درصد بانوان يك يا دو نوع علامت وجود دارد و در عده‌ي بسيار كمي فقط قطع قاعدگي‌ وجود دارد. اغلب متخصصاني كه جهت رفع علائم يائسگي به روشهاي طبيعي اعتقاد دارند، مي‌گويند پوكي استخوان و گر گرفتن و بقيه علائم در بعضي كشورها به علت روش زندگي و نوع تغذيه‌ي مردم آن كشور‌ها است. مثلاً در ژاپن گرگرفتگي در بانوان به ندرت ديده مي‌شود و به همين دليل در فرهنگ لغات آنها اين كلمه وجود ندارد. انجام ورزش‌هاي يوگا، همراه با جيره‌ي غذايي سالم كم‌چربي كه فرآورده‌هاي حيواني، نمك و قند كمي داشته باشند مي‌تواند كمك مؤثري در رفع اين علائم بنمايد.
    ثابت شده كه انجام منظم ورزش‌هاي يوگا ترشحات داخلي را تنظيم و تغييرات هورموني را در زمان يائسگي آ‌سانتر مي‌كند. يكي از روشهاي يوگا، ايستادن روي شانه‌هاست كه قرن‌ها آن را انجام مي‌دادند و اين روش باعث آرام شدن و خنك شدن بدن و از بين رفتن گرگرفتگي است.
    روش ديگر، خم شدن به طرف جلو، تحمل تغييرات جسمي را بيشتر و پذيرفتن آنها را آسان مي‌كند. اصولاً آرامش و متانتي كه در تمرينات يوگا وجود دارد باعث كمتر شدن استرس‌هاي روحي در زمان يائسگي خواهد شد.
    بنا به گفته‌ي خانم سوزان وويد با تمركز حواس و اجراي حركتهاي آرام خم و راست شدن يوگا تحرك مفاصل افزايش مي‌يابد. حركت‌هاي آرام يوگا، طرز تنفسهاي عميق يوگا همراه با مراقبه(Meditation) سلسله اعصاب را آرام و منظم مي‌كند.
    اگر تمرين‌هاي يوگا منظم و مداوم انجام شود، تشويش و نگراني به طور كلي از بين مي‌رود. نه فقط حركات بدني يوگا، بلكه تمرين‌هاي تنفسي، در اعصاب، غدد فوق كليوي و قلب ايجاد قدرت مي‌كند و از تشويش و نگراني راهي براي بهتر كردن زندگي مي‌سازد و از تأثيرات آن جلوگيري مي‌كند. خانم وويد توصيه مي‌كند اگر تا به حال به ورزش يوگا نپرداخته‌ايد از امروز يكي دو ساعت در هفته و هر چه سريع‌تر اين ورزش را شروع كنيد. به طور حتم خانم‌هايي كه قبل از شروع يائسگي و علائم آن به ورزش خصوصاً يوگا روي آورده‌اند بعد از يائسگي هيچ نوع ناراحتي جسمي و روحي را احساس نخواهند كرد. خانم فلسيتي‌گرين معلم يوگا، 62 ساله كه به تمام نقاط دنيا مسافرت كرده و با انرژي تمام كلاس‌هاي آموزشي كوتاه‌مدت را اجرا نموده، مي‌گويد بهترين و آرام‌ترين سالهاي عمرش بعد از سنين يائسگي بوده است.
    او عقيده دارد زمان بارداري، قاعدگي، تغييرات شديدي هورموني، تخمك‌گذاري وغيره زنان را هر ماه از نظر جسمي و روحي چند روز ناراحت مي‌كند، در حالي كه بعد از يائسگي اين مشكلات وجود ندارند و زندگي آرام‌تر مي‌گذرد، مي‌توان از نيروي خود جهت رسيدن به آرزوهاي دست نيافته استفاده كرد. سال‌هاي آخر عمر را به خوبي طي نمود. بهتر است در پيري بدني نرم و سالم داشته باشيم نه بدني خشك و خميده، يوگا مي‌تواند ما را در زمان پيري سالم و جوان نگه دارد.
    معلمان مي‌گويند در هر سن و شرايطي مي‌توان يوگا را شروع كرد. مثلاً ملكه بلژيك در 84 سالگي به ورزش يوگا پرداخته و از ان لذت مي‌برد. تمريناتي كه در اين جا گفته مي‌شوند از مربيان مختلف يوگا و از كتاب‌هاي متعددي جمع‌آوري شده كه معلمان و نويسندگان به زندگي طبيعي و رفع علائم ناراحت كننده‌ي يائسگي با روشهاي طبيعي معتقد هستند.
    گرگرفتگي و عرق‌هاي شبانه
    دانشمندان هنوز موفق به كشف علت پيدايش اين ناراحتي در زنان نشده‌اند ولي بيشتر پزشكان معتقدند كه دليل گرگرفتگي و عرق‌هاي شبانه بالا رفتن سريع و ناگهاني دماي بدن است كه بر اثر دگرگون شدن سيستم كنترل دماي بدن(واقع در غده هيپوتالاموس) ايجاد مي‌شود و دليل اين دگرگوني تغييرات هورموني است. در زمان گرگرفتگي موجي از گرما از اعضاي داخلي بدن به سطح بدن جريان مي‌يابد تا آنجا كه دماي پوست گاهي تا 4 درجه سانتيگراد افزايش مي‌يابد كه ممكن است همراه با عرق زياد باشد.
    اين ناراحتي با تمرينات منظم يوگا(ايستادن روي شانه و يا ايستادن روي سر و دست) كم مي‌شود. طبق تحقيقات انجام شده در زناني كه به يوگا مي‌پردازند اين ناراحتي به مراتب كمتر ديده شده است. خانم جودي‌لاساتر(فيزيوتراپيست) و نويسنده‌ي كتابي با عنوان«به هنگام استرس و تشويش آرامش خود را با يوگا به دست آوريد» مي‌گويد: بيشتر شاگردانش زماني كه به تمرين‌هاي سرازير شدن بدن مي‌پردازند دچار گرگرفتگي و عرق‌هاي شبانه نمي‌شوند. به عقيده‌ي او سرازير كردن بدن(Invetion) تأثير زيادي روي هموديناميك(جريان يافتن خون به هر عضو بدن) دارد. خصوصاً اين تمرينات در جاري شدن خون به غدد مترشحه داخلي مانند غده‌ي هيپوفيز، تيروئيد، پاراتيروئيد، فوق كليوي و هيپوتالاموس و غدد جنسي اثر زيادي دارد.
    ترشحات غدد داخلي بدن، تغييرات هورموني در زنان يائسگي را كنترل مي‌كند. سرازير كردن بدن كه ظاهراً باعث بالا رفتن فشار خون در ناحيه سر و دست است به عقيده‌ي مربيان يوگا و روانشناسان باعث كم شدن سريع فشار در رگها و كم‌شدن هورموني خواهدشد كه باعث تجمع آب و نمك در بدن است. كم‌شدن فشار آرامش رگها را به دنبال دارد. اين تغييرات فيزيولوژيكي كمك مؤثري در آسانتر شدن علائم يائسگي مي‌كند.
    خم شدن و يا سرازير كردن بدن روي جريان پرانا(Prana)(انرژي به پيش برند‌ي زندگي) تأثير مي‌گذارد. اين حركت سرازير شدن خون را به اعضا بيشتر مي‌كند و سطح پوست كمتر گرم مي‌شود.
    سرازير كردن بدن(Inversion) بايد حتماً تحت نظر متخصص انجام شود تا از خطرهاي احتمالي و صدمه به اعضاي بدن جلوگيري شود. براي تمرينات سرازير شدن و يا ايستادن روي‌شانه و روي‌سر و غيره مي‌توان از ديوار استفاده كرد كه البته بايد تحت نظر متخصص انجام شود و براي شروع يوگا بهتر است از تمرينات ساده شروع كنيد.
    چون بديدم كه بر بسيط زمين هيـچ دانـش ز بَـعـدِ دانـش ديــن

    نيسـت از دانـش نجومـي بـه، كاندر او گنج حكمت است و فره

  8. تشکرها از این نوشته :


  9. #85
    MOHSENKF آواتار ها
    MOHSENKF آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    سن کاربر
    29 سال
    محل سکونت
    W810
    نوشته ها
    907
    تشکر
    623
    تشکر شده 1,442 بار در 681 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض انجام مراقبه برای افراد پر مشغله

    زمان انجام مراقبه : هر زمان که فرصت پیدا کردید. لازم نیست که تمرین مراقبه در یک زمان مشخص انجام گیرد . تنها از اوقات فراغتی که در اختیار دارید استفاده کنید . حتی می توانید در حمام ده دقیقه به سادگی به مراقبه بپردازید ، صبح ، شب فقط 5 یا 6 بار به مدت بسیار کوتاه مثلاً 5 دقیقه مراقبه کنید خواهید دید که بتدریج مراقبه در شما تقویت می شود .
    مدت زمان انجام مراقبه : فقط به مدت چند دقیقه
    1- قدم اول در انجام مراقبه رها کردن تنفس است .
    1- تنفس را رها کنید ، در غیر اینصورت نتیجه ای نخواهید گرفت . لازم نیست که تمامی اعضای بدن خود را شل و رها سازید که در این صورت زمانی که حتی در قطار ، هواپیما و یا وسیله نقلیه نشسته اید هیچ کس متوجه نخواهد شد که به چه کاری مشغول هستید .
    به سادگی نفس خود را رها کنید و حتی المقدور طبیعی و روان نفس بکشید .
    2- قدم دوم توجه به روند تنفس است .
    چشمان خود را ببندید و به چگونگی دم و بازدم خود توجه کنید ، نفس را رها کرده و آنرا زیر نظر بگیرید . در این مشاهده هیچ موضوع بیرونی وجود ندارد ( باقی نمی ماند ) وسائل نقلیه صدای ناهنجاری می دهند اما همه چیز مرتب است . آنرا پذیرا باش ، روند عبور و مرور وسائل نقلیه رو به افزایش است اما همه چیز رو به راه است و بخشی از زندگی توست ، همسفرت در خواب خر و پف می کند آنرا نیز بپذیر و از آن امتناع نکن ، آگاهی خود را منحصر به یک موضوع نگردان .
    تمرکز به معنای متمرکز نمودن آگاهی و هشیاری است . توجه خود را تنها به یک موضوع معطوف می کنی اما موضوعات دیگر نیز برای جلب نظر تو با یکدیگر به رقابت می پردازند . در مقابل آنها مقاومت می کنی این موضوعات ممکن است افکار تو را منحرف کنند ، بنابراین آنها را موضوعات مزاحمی تلقی خواهی کرد ،
    توجه 24 ساعته تنفس الزامی نیست ، کمی مراقبه هم کافی است . لازم نیست از تمام رودخانه سیراب شوی ، یک لیوان آب هم کافی به نظر می رسد .
    همواره به ساده ترین شکل و به اندازه ای که برایت مقدور است به تمرین مراقبه بپرداز . ساده ترین راه ، صحیح ترین است . تا جایی که می توانی تمرین را به شکلی طبیعی انجام بده ، برای انجام مراقبه برنامه ریزی های سنگین نکن ، خیلی ساده هر زمان که فرصت داری به تمرین مشغول شو.
    اجازه نده که مراقبه تبدیل به یک عادت در تو شود چون عادتها ریشه در عقل و شعور دارند و یک انسان واقعی به چیزی عادت نمی کند .
    چون بديدم كه بر بسيط زمين هيـچ دانـش ز بَـعـدِ دانـش ديــن

    نيسـت از دانـش نجومـي بـه، كاندر او گنج حكمت است و فره

  10. تشکرها از این نوشته :


  11. #86
    MOHSENKF آواتار ها
    MOHSENKF آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    سن کاربر
    29 سال
    محل سکونت
    W810
    نوشته ها
    907
    تشکر
    623
    تشکر شده 1,442 بار در 681 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض مقايسه يوگا و عرفان در متون ادبيات فارسی

    بنام آنكه او نامی ندارد بهر نامی كه خوانی سر بر آرد
    متاسفانه آموزه های عرفانی در ادبيات فارسی چنان به رمز و راز پيچيده شده است كه نه تنها استفاده عملی از آن را برای بسياری از اشخاص غير اهل فن دشوار كرده است بلكه موجب بسياری از كج انديشی ها و سوء برداشتها گرديده است حتی بسياری از اهل فن و علمای عرفان هم وقتی در شرح و بيان فنون عرفانی كوشيده اند كمتر به بنيادهای اساسی و عملی آنها به وجهی كه برای انسان عادی جامعه امروزی مورد استفاده قرار گيرد پرداخته اند و تنها ظاهر عبارات و وجه ادبی و كلامی آنرا مورد دقت و بررسی قرار داده اند و كمتر از وجوه معرفه النفسی اين دستاورد بزرگ انسانی به وجهی كه در درمان دردهای روحی انسان امروزی موثر واقع شود پرده برگرفته اند. و همچنين عقيده داريم كه تطبيق دادن و مقايسه دو ديدگاه معنوی از تجارب بشری مثلاً عرفان اسلامی و يوگا و يا هر طريقت ديگر از اين جهت ضرورت دارد كه بوسيله اين تطبيق و مقايسه می توانيم دو آیينه را در برابر هم قرار دهيم تا جرقه حقيقت در آنها صد چندان گردد و حقيقت از ابعاد گوناگون به جلو در آ‌يد يعنی اينكه مقايسه و تطبيق بايد و می تواند ما را در فهم بهتر هر دو طريقت ياری دهد و از ركود و ايستائی فرهنگها به نحو موثری جلوگيری كند.
    باشد كه در خلال اين مقايسه خويشتن و آثار فرهنگی نياكان خود را بهتر درك كنيم و به اين نتيجه ارجمند برسيم كه :
    سالها دل طلب جام جم از ما می كرد آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا می كرد
    بيدلی در همه احوال خدا با او بود او نمی ديدش و از دور خدايا می كرد
    گاهی مثل ما مثل ماهيانی است كه غرقه در آبند و از فرط غفلت از يكديگر نشانی آب را می گيرند.
    ديگر اينكه يوگا فرصتی است كه بتوانيم يكبار ديگر عطر دلاويز فرهنگ ايرانی اسلامی خويش را ببوئيم و از آنچه در جان ندانسته خويش داريم آگاهی يابيم و با بهره گيری از فرهنگ های اصيل در راه سلامت جان و تن خويش بكوشيم .
    باری با توجه به همين ديدگاه است كه با پرسه در متون يوگا و ادبيات فارسی به مواردی بر می خوريم كه توجه ما را بر آنچه می‌كند.
    البته بايد خاطرنشان كرد كه اين نشانه ها و وجه شباهت را نبايد نشانه ای از وحدت در تعليم و يا اقتباس و اخذ يكی از ديگری دانست بلكه می‌توان گفت اين شباهت از آنجا ناشی می‌گردد كه انسان چه در چين باشد يا عربستان چه در آمريكا باشد يا هندوستان با مسئله رنج مشترك دست به گريبان است و در كوشش خويش برای رهائی به پاسخ مشابهی دست يافته كه همان نزديك شدن به سرچشمه های وحی و فطرت انسانی خويشتن است كه گل شی يرجع الی اصله
    اين اقبال جهانی به عرفان و يوگا واكنش انسان مضطرب و ترس خورده امروز است كه به گفته پورانه ها كه كهن ترين منابع دانش اسطوره ای است اين ايام را دوره ظلمت و خشكسالی روحی بشر يعنی ( كلی يوگه ) دانسته اند و می گويد :
    « جامعه بر مرحله ای می رسد كه منزلت هر كسی به خواسته اوست و مال تنها مايه فضيلت است و شهوت تنها بند اتحاد ميان زن و شوهر و دروغ سرچشمه بختياری در زندگی و خفت و خيز تنها وسيله لذت است »
    و خوشبختانه بشر در تلاش خويش برای رهايی از اين تنگناست كه چاره ای نمی يابد مگر به فطرت خويش و اصل پاكی ها روی آورد و مگر مولانا نفرموده است
    هر كسی كو دور ماند از اصل خويش باز جويد روزگار وصل خويش
    يا
    چون شوم آلوده باز آنجا روم سوی اصل اصل پاكی ها روم
    يا
    آنچه از دريا ، به دريا می رود از همانجا كامد آنجا می رود
    تقريباً بسياری از كسانی كه با هدف برداشتن گامی در شناخت خويشتن و كسب تجربه ای روحانی و معنوی و يافتن سلامت جسم و روان در كلاسهای آموزشی يوگا شركت می كنند هنگاميكه لباسی سبك و پاكيزه می پوشند لحظاتی در محيطی آرام چشم بر هم می گذارند و با حضور تمرينات يوگا را انجام می دهند تائيد می كنند كه به تجربه ای بديع از روحانيت و معنويت دست يافته اند و درست هنگاميكه تجربيات خويش را پی می گيرند در می يابند كه آری اين همان شميم آشناست كه گوئی مدتی از آن دور افتاده بوديم و از ميان آنان كسانی كه قبلاً روحانيت نماز را تجربه كرده اند اذعان دارند كه در نمازشان به حضور و شفافيت بيشتری دست يافته اند.
    و مگر نماز جز قيام و ركوع و قعود و سجود همراه با ذكر و حضور و البته با قصد قربت است و نيز حركات يوگا:
    تاداسانا ( ايستادن ) ساماكوناسانا ( خم شدن) و اجراسانا(نشستن) يوگا مودرا( نهادن پيشانی به زمين همراه با تمركز و حضور ذهن) البته به قصد خود شناسی و سلامت و سرانجام رهايی است .
    و چه باك چون فرموده‌اند((من عرف نفسه فقد عرف ربه» هركس خود را شناخت خدای خود را شناخته است .
    در كتاب يوگا سوتره های پاتانجلی آمده است :
    پاكيزگی شئوچا ، صفا سواديايا ، تسليم پپرنيدانا اين ها گامهای عملی است در طريقت يوگا .
    مگر هر رساله ای عمليه ای را كه می گشائيم اولين بحث آن پاكيزگی نيست كه از مكان و جامه آغاز می شود و تا پنهان ترين بخش وجود آدمی ادامه می يابد و يا مگر جز آموزه عرفان « صيقلی كن صيقلی كن صيقلی » است و يا حضرت مولای متقيان نفرمود « الاسلام هوالتسليم » سيد شهيدان نفرمود: « الهی تسليما لامرك»
    يا مولانا نفرموده است:؟
    محو می يابد نه نحو اينجا بدان گر تو محوی بی خطر در آب ران
    آب دريا مرده را بر سر نهد گر بود زنده ز دريا كی دهد
    يا باز در كتاب يوگا سوتره های آمده است :
    « چون بذر كردار در جان نهاده شود بخواهد رست»
    و مولانا در تعاليم خود فرموده است:
    چون كه بد كردی بر او ايمن مباش چون كه تخم است و بروياند خداش
    يا
    اين جهان كوه است فعل ما ندا سوی ما آيد نداها را صدا
    در كتاب بهاگاوادگيتا در مورد شخص روشنی يافته آمده است:
    « اگر چه می بيند و می شنود و لمس ميكند و ميخورد و می خوابد و نفس می كشد و سخن می گويد ليك ميداند كه اين حواس وی است كه با محسوسات پرداخته است آنكه عمل خود را از بند علائق آزاد كند و هر چه كند به خدا نسبت كند از تباهی ايمن باشد چون برگ نيلوفر كه از آسيب آب ايمن است »
    و در برابر آن حافظ سروده است كه:
    غلام همت آنم كه زير چرخ كبود ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است
    و يا شيخ ابو سعيد فرمود:
    « مرد آن بود كه در ميان خلق بنشيند و برخيزد و بخسبد و بخورد و در ميان بازار و در ميان خلق ستد و داد كند و با خلق بياميزد و يك لحظه به دل از خدای غافل نباشد»
    همچنين در گيتا آمده است :
    « دانا آن است كه بر اضداد پيروز شود و بر آنان تسلط يابد بطوريكه آرامش بدست آورد و تمامی احساسات متضاد را يكسان و همواره يكرنگ مشاهده كند و در خوشی و ناخوشی يكی گردد »
    به همين مضمون مولانا فرموده است :
    عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد بوالعجب من عاشق اين هر دو ضد
    يا از سعدی شيرازی است كه :
    غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد ساقيا باده بده شادی آن كين غم از اوست
    يا در كتاب اسرار التوحيد آمده است كه :
    از ابو سعيد ابوالخير پرسيدند تصوف چيست گفت دو چيز است يكسو نگريستن و يكسان زيستن .
    و باز در يوگا سوتره ها آمده است:
    « نادانی به گوهر راستينمان سرچشمه همه رنجها است نادانی چون نابود شود خود با جهان يگانه گردد و به آزادی رسد »

    به زبان ديگر يعنی دانائی موجب بی رنجی و اطمينان قلبی است كه بدان نفس مطمئن گفته اند و مولوی فرمايد :
    اقتضای جان چون ايدل آگهی است هر كه آگه تر بود جانش قوی است
    جان چه باشد جز خبر در آزمون آنكه آگه تر بود جانش فزون
    يا فردوسی طوسی در عباراتی موجز و پر مغز آورده است كه :
    توانا بود هر كه دانا بود ز دانش دل پير برنا بود
    باز پاتانجلی می گويد :
    « نادانی نابوده شود از بازشناخت نياشفته ، ميان خود و جهان ، اين فرزانگی از پس هفت مقام به كمال آيد. سپس هشت اندام يوگا را بر می شمارد كه از ياما قوانين زندگی آغاز و پس از آن نياما قوانين زيست و ساير اندام ها تا بالاخره سامادی جان آرام يافته است » عقيده به طی مراحل سلوك تا رسيدن به وحدت و مقام قرب در عرفان ايرانی اسلامی يكی از اصول پذيرفته شده است و با توجه به وجه فارغ آنها در اصول قابل مقايسه است اين ابيات از كتاب منطق الطير عطار نيشابوری كه در سلوك مرغان به سرزمين سيمرغ از هفت وادی نام ميبرد گويا است .
    گفت ما را هفت وادی در ره است چون گذشتی هفت وادی ، درگه است
    هست وادی طلب آغاز كرد وادی عشق است از آن پس بی كنار
    پس سيم وادی است آن معرفت پس چهارم وادی ، استغنا صفت
    هست پنجم وادی توحيد پاك پس ششم وادی حيرت صعب ناك
    هفتمين وادی فقر است و فن بعد از اين روی روش نبود ترا
    در كشش افتی روش گم گرددت گر بود يك قطره قلزم گرددت
    از اندام های يوگا اولين ياما است كه قانون زندگی است و ارتباط انسان را با جهان اطراف سامان می دهد كه بنياد آن بر پنج اصل استوار است .
    ۱. آهيمسا بی آزاری ۲. ساتيا راستگوئی ۳. آستيا درستی
    ۴. برهماچاريا پاكدامنی ۵. آپاری گراها نادل بستگی
    كه هر يك را به آسانی ميتوان در ميراث ادب عرفانی اين سرزمين ردگيری كرد حافظ می فرمايد:
    مباش در پی آزار و هر چه خواهی كن كه در طريقت ما غير از اين گناهی نيست
    و در كتاب طبقات الصوفيه خواجه عبداله انصاری آمده است كه :
    « شيخ الاسلام گفت كی پدر من هيچ جانور نكشتی و آن مذهب ابدال بود و ايشان از ابدال بود و اهل كرامت »
    و يا در جائی ديگر در همان كتاب گفته شده:
    « مردی را وقت خوش گشت فرشته خود را ديد وی را گفت : چه بايد كرد تا مردم شما را بيند گفت : هيچ جانور نبايد آزرد اين مرد هيچ جانور نمی آزارد و فرشته ميديد روزی مورچه ای او را بگزيد البته آب در وی زد پس از آن هرگز فرشته را نديد »
    و يا خوب است به داستان معروف شيخ شبلی و رحمت آوردن او بر مور از بوستان سعدی توجه كنيم كه :
    يكی سيرت نيك مردان شنو اگر نيك مردی و مردان رو
    كه شبلی ز حانوت گندم فروش بده برد انبان گندم به دوش
    نگه كرد و موری در آن غله ديد كه سرگشته هر گوشه می دويد
    ز رحمت بر او ، شب نيارست خفت به ماوای خود بازش آ‌ورد و گفت
    مروت نباشد كه اين مور ريش پراكنده گردانم از جای خويش
    و همانجاست كه می گويد:
    چه خوش گفت فردوسی پاكزاد كه رحمت بر آن تربت پاك باد
    ميازار موری كه دانه كش است كه جان دارد و جان شيرين خوش است
    راستی ( ساتيا ) و درستی ( آستيا ) كه در ادبيات عرفانی به اخلاص تعبير شده است و بقول دكتر شفيعی كدكنی مبنای تعليمات ابو سعيد ابی الخير عارف اخلاص است.
    و وقتی از او می پرسند تصوف چيست پاسخ می دهد:
    « راستی با حق و دوستی و درستی با خلق»
    يعنی در تخيل نهايی يگانگی در دنيای ذهن و تظاهرات بيرونی انسان است و سرانجام در يوگا سوتره های آمده است كه :
    « ثمره كردار نادرست رنج است و ثمره كردار درست شادي»
    و بنگريم كه مولانا در كتاب فيه ما فيه چه رابطه عميق و زيبايی بين كردار و ثمره آن يافته است :
    « اگر كسی در حق كسی نيك گويد آن خير و نيكی به وی عايد ميشود ، و در حقيقت آن ثنا و حمد به خود می گويد نظير اين چنان باشد كه كسی گرد خانه خود گل و ريحان كارد هر باری كه نظر كند گل و ريحان بيند او دائماً در بهشت باشد چون خو كرد به خير گفتن مردمان چون به خير يكی مشغول شد ، آنكس محبوب وی شد و چون از اويش ياد آيد محبوب را ياد آورده باشد و ياد آوردن محبوب گل و گلستان است و روح و راحت است و چون بد يكی گفت آنكس در نظر او مبغوض شد چون از او ياد كند و خيال او پيش آيد چنان است كه مار يا كژدم يا خار و خاشاك در نظر او پيش آمد اكنون چون ميتوانی كه شب و روز گل و گلستان بينی و رياض ارم بينی چرا در ميان خارستان و مارستان گردی همه را دوست دار تا هميشه در گل و گلستان باشی و چون همه را دشمن داری خيال دشمنان در نظر می آيد چنان است كه شب و روز در خارستان و مارستان ميگردی پس اولياء كه همه را دوست ميدارند و نيك می بينند آن را برای غير نميكنند برای خودكاری می كنند تا مبادا كه خيالی مكروه و مبغوض در نظر ايشان آورد چون ذكر مردمان و خيال مردمان در اين دنيا لابد و ناگزير است پس جهد كردند كه در ياد ايشان و ذكر ايشان همه محبوب و مطلوب آيد تا كراهت مبغوض مشوش راه ايشان نگردد پس هر چه ميكنی در حق خلق و ذكر ايشان به خير و شر آن جمله به تو عايد می شود و از اين ميفرمايد حق تعالی من عمل صالحاً فلنسفه و من اساء فعليها و من يعمل مثقال ذره خيراً و من يعمل مثقال ذره شراً يره.
    هر باد كه از سوی بخارا بمن آيد زو بوی گل و مشك و نسيم سمن آيد
    بر هر زن و هر مرد كجا می وزد آن باد گوئی مگر آن باد همی از ختن آيد
    نی نی ز ختن باد چنين خوش نوزد هيچ كاين باد همی از بر معشوق من آيد
    هر شب نگرانم به يمن تا تو بر آنی زيرا كه سهيلی و سهيل از يمن آيد
    كوشم كه بپوشم صنما نام تو از خلق تا نام تو كم در دهن انجمن آيد
    با هر كه سخن گويم گر خواهم و گر نه اول سخنم نام تو اندر دهن آيد
    چون بديدم كه بر بسيط زمين هيـچ دانـش ز بَـعـدِ دانـش ديــن

    نيسـت از دانـش نجومـي بـه، كاندر او گنج حكمت است و فره

  12. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما MOHSENKF برای ارسال این پست سودمند:


  13. #87
    MOHSENKF آواتار ها
    MOHSENKF آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    سن کاربر
    29 سال
    محل سکونت
    W810
    نوشته ها
    907
    تشکر
    623
    تشکر شده 1,442 بار در 681 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض يوگا درمانی، روشی برگزيده از ميان ۳۲ روش مؤثر و معتبر درمانهای نا متعارف

    يوگا(از كلمه سانسكريت به معنی وحدت يا اتحاد)، يك روش نظام‌مند دستيابی به وحدت با هستی است و يك مكتب مراقبه فكر می‌باشد كه انسان را ياری می‌دهد تا به عالی‌ترين امكانات بالقوه خود دست يابد و آن‌ها را بالفعل كند.
    تاريخ پيدايش يوگا را نمی‌توان دقيقاً مشخص كرد. اين روش هزاران سال است كه با اسامی و اشكال گوناگون در آسيای شرقی از هندوستان تا ژاپن تعليم داده و تمرين می‌شود. بنيان گذاران برجسته يوگايی كه امروزه در كشورهای غربی كاربردهای گسترده و متنوع يافته حدود ۲۵۰۰ سال پيش در هندوستان می‌زيسته‌اند و در بين آنها برجسته‌تر از هم پاتانجلی است كه كتاب يوگای او مهم‌ترين متن كلاسيك اين مكتب است. او يوگا را كنترل امواج فكر يا ذهن شرح می‌دهد و اين نوعی بيان حقيقت است كه امروزه دستگاههای الكتريكی و مشكلات هر يك از عملكردهای انسان را مطالعه و بررسی كرده الكترونيكی سنجش امواج مغزی صحت آن را ثابت كرده‌اند.
    استادان بزرگ يوگا در طول قرن‌ها ظرايف، حالات بدنی و سپس حالات و حركاتی كه به آسانی می‌توان آن‌ها را تعليم داد و اجرا وتكرار كرد را عرضه كرده‌اند. هندوان اين حالات و حركات را كه به شيوه‌ای خيلی دقيق و نظام‌مند طرح ريزی شده‌اند، آسانا می‌نامند.
    آساناها آثاری قابل پيش‌بينی بروی كاركردهای بدن انسان گذاشته و از پيدايش دردها و بيماری‌ها پيش‌گيری كرده و يا آن‌ها را درمان می‌كنند. اين آساناها پيكره اصلی آنچه امروزه با نام هاتا يوگا می‌شناسيم را می‌سازند. از آن رو كه يوگا يك آموزه خيلی كهن است، طبيعی است كه بسياری از اشكال آن در طول قرن‌ها پديدآمده و پرورش يافته و گاهی نيز با اتكا به آموزه خاصی يك گورو مكتبی مستقل شده باشد. مانترا يوگا به امواج و ارتعاشات ناديدنی و پرتوهای زندگی توجه دارد، كارما يوگا نوعی خدمت عملی است و درست كرداری و خدمت به ديگران را تشويق می‌كند، باكتی يوگا طريق ايمان و محبت است، و...
    اما در اين بين تنها هاتايوگا است كه توجه و تمركز اصلی‌اش بر دستيابی به تندرستی جسمی- فكری نسبتاً پايدار از طريق تسلط كامل بر بدن است. از سوی ديگر دانشمندان كشورهای غربی نيز انواع روش‌های يوگا و به ويژه هاتايوگا را در آزمايشگاه‌ها مطالعه و بررسی كردند و امروزه انبوهی مدارك معتبر در دستند كه گواهی می‌دهند روش هاتايوگا می‌تواند آثار مفيد بربدن انسان گذارند.
    يوگا به واقع نقطه اوج انواع روش‌های درمانی متكی به نفوذ و تسلط فكر بر ماده(جسم، بدن) است. تحقيقات و بررسی‌هايی كه در سراسر دنيا انجام شده‌اند گزارش می‌دهند كه اجرای منظم يوگا فوايد ثابت شده بدنی به همراه می‌آورد، و ميليون‌ها اجرا كننده منظم يوگا در دنيا به مؤثر و مفيد بودن يوگا گواهی می‌دهند. نخستين آزمايشگاه بررسی عملی آثار يوگا بر بدن انسان در دهه ۱۹۲۰ در منطقه لوناوالا در هندوستان تأسيس شد و آن زمان تا كنون هزارها تحقيق و بررسی درباره آثار يوگا بر ذهن آدمی انجام شده‌اند و بسياری از آن‌ها در نشريات پزشكی و معتبر به چاپ رسيده‌اند.
    برای مثال می‌توان گفت كه مطالعات الكتروميوگرافی نشان می‌دهند كه نيرو و فشار عضلاتی كه افراد تعليم يافته در روش‌های يوگا برای اجرای اعمال بدنی به كار می‌گيرند خيلی كم‌تر از آن است كه افراد جوان و سالم و نا آشنا با روش‌های يوگا به كار می‌گيرند و تمرين‌های منظم يوگا بدن‌های يوگی‌ها را قوی‌تر و سالم‌تر و انعطاف‌پذيرتر از بدن‌های ديگر مردمان كرده‌اند. عكس‌برداری با اشعه ايكس از يوگی‌های با تجربه در حال اجرای برخی آساناها نشان داده‌اند كه آن گونه حركات می‌توانند در اعضای درونی بدن تغييرات مطلوب توليد كنند. همچنين يوگی‌های با تجربه ثابت كرده‌اند قادرند كارهايی خارق‌العاده كه بيش از توان قوی‌ترين انسان‌ها هستند. انجام دهند و اين گونه كارها بارها جلوی دوربين فيلمبرداری و تحت نظارت دقيق دانشمندان شكاك تكرار شده‌اند و در صدق آن‌ها ترديدی نيست.
    مسلم است كه فرآيند گردش خون بدن انسانی را می‌توان با تمرين‌های يوگا تقويت كرد و سرعت جريان آن را كم يا زيادكرد. برخی از آساناها و به ويژه حركتی كه معروف است به«حالت طاووسي» مقدار خونی را كه به اعضای درونی بدن مثلاً به پانكراس می‌رود خيلی زيادتر از معمول می‌كنند. يكی از آساناهای يوگا ايستادن روی سر است و اين حالت به كمك قوه جاذبه زمين مقدار نسبتاً‌ زيادی خون به سر و گردن هدايت می‌كند و غده هيپوفيز زير مغز را كه مركز كنترل نظام ترشحات درونی يا هورمونی‌های درون‌ريز است تحريك می‌نمايد. هيپوتالاموس و غدد فوق كليوی را نيز می‌توان با حالت‌های خاص يوگا تحريك كرد. يوگی‌های با تجربه چون سوامی را ما می‌توانند مقدار خونی را كه به هر عضو بدنشان می‌رود به اختيار، تغيير دهند و اين توانايی می‌تواند نقش مهمی در محدود كردن غدد سرطانی داشته باشد.
    يوگی‌های با تجربه هم‌چنين می‌توانند مقدار ضربان قلب خود را تغيير دهند و شماری از آنان چنان تسلطی بر بدن خود دارند كه می‌توانند به واقع ضربان قلب خود را برای مدتی كه بخواهند متوقف كنند. آنان می‌توانند درجه فشار خون خود را به دلخواه تغيير دهند و مقاله‌ای در نشريه معتبر ژورنال پزشكی بريتانيا تا آنجا پيش رفت كه ادعا كرد يوگا و مراقبه فكر در سال‌های آينده تنها درمان جدی و بی‌خطر برای بيماری فشارخون زياد خواهد شد. زيرا درمانی بهتر از آن تاكنون كشف نشده است.
    تحقيقات درباره نوع روش‌های كاهش فشارخون گزارش كرده‌اند كه افراد اجرا كننده يوگا فشار خونی كم‌تر از ديگر گروه‌های كنترل كلينيكی نشان داده‌اند و توانسته‌اند سطحی مطلوب از فشار خون را پايدار نگه دارند.
    اجرای منظم يوگا می‌تواند در تغيير كيفيت عمل تنفس نيز نقش مفيدی داشته باشد. صاحب‌نظران يوگا تأكيد می‌كنند كه تنفس اساس كل زندگی انسان است. نه تنها به اين دليل كه اكسيژن به بدن می‌رساند، بلكه همچين به اين خاطر كه شبكه عصبی خودكار را تنظيم و تقويت می‌كند و به آن انرژی حياتی می‌دهد. يوگی‌های با تجربه می‌توانند دم و بازدم خود را به يك يا دو بار در دقيقه(حالت عادی آن بيست بار است) بكاهند يا به ۱۲۰ بار در دقيقه بيفزايند.
    اما آنچه در آثار يوگا بر ذهن آدمی خيلی جالب است تغيير امواج مغزی است. يوگی‌های با تجربه با تغيير روند تنفس خود يا با توليد حالت مراقبه فكر عميق می‌توانند امواج مغزی خود چون امواج آلفا را به دلخواه كم يا زياد كنند و به ادراكات غيرعادی دست يابند. برای مثال: سوامی راما، در ۷۵ درصد موارد می‌تواند امواج آلفا وتتای مغز خود را به دلخواه كم يا زياد كند. اين گونه امواج تنها در مرحله سكوت و آرامش عميق درونی و زياد كند. اين گونه امواج تنها در مرحله سكوت و آرامش عميق درونی و مرحله گذر بين بيداری و خواب يافت می‌شوند و شواهدی به دست آمده‌اند كه اين امواج را با دوران‌ها خلاقيت شخص مربوط می‌دانند.
    البته بايد توجه داشت كه يوگا روشی برای درمان همه بيماريها نيست، اما بيشتر افرادی كه دست كم دو ماه يا به طور منظم و هدفمند، آن را اجرا كرده‌اند می‌گويند كه بهبود و آرامش يافته‌اند و اگر بيش از اين بخواهيم، يعنی درمان قطعی برای برخی دردها و اختلال‌های عصبی، روانی و بيماری‌ها را از يوگا بطلبيم بايد آماده باشيم كه استادی وارسته پيدا كنيم و تحت هدايت او به تمرين‌های طولانی مدت بپردازيم. يوگا را اگر درمان‌گری وارسته و ورزيده همراه با تعليم بازخوراند زيستی عرضه كند برای پيشگيری و درمان اسكيزوفرنی، بی‌قراری عصبی، رفتاری و كم توجهی كودكان و نوجوانان، نگرانی و وسواس و افسردگی، دردهای پشت، سوء هاضمه، حساسيت مزمن، فشارخون زياد، تنگی نفس، سردردهای ميگرن، ضعف و خستگی عمومی، بی‌حسی و سردی در دست‌ها و پاها، انواع روماتيسم و مشكلات مفصلی، كمبودهای هورمونی و چندی ديگر مفيد خواهد بود.
    چون بديدم كه بر بسيط زمين هيـچ دانـش ز بَـعـدِ دانـش ديــن

    نيسـت از دانـش نجومـي بـه، كاندر او گنج حكمت است و فره

  14. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما MOHSENKF برای ارسال این پست سودمند:


  15. #88
    MOHSENKF آواتار ها
    MOHSENKF آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    سن کاربر
    29 سال
    محل سکونت
    W810
    نوشته ها
    907
    تشکر
    623
    تشکر شده 1,442 بار در 681 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض مديتيشن با موزيك

    يكي از انواع بسيار مشهور و جذاب مديتيشن‌ها، مديتيشن با موسيقي ست. اين طريقه به ظاهر ساده، داراي ظرافت‌ها و نكات بسيار عميقي‌ست كه براي درك آن، تجارب عملي خود محور لازم مي نمايد. بسياري بر اين گونه‌ي مديتيشن از اقسام تمارين تمركزي‌ست،‌ در حالي كه شباهت‌هايي ما بين اين قسم و ديگر اقسام ابتدايي مديتيشن‌ها و تمارين تمركزي وجود دارد.
    روش ارائه شده در اين نوشته از تمارين نيمه حرفه‌اي خواهد بود، لذا انجام اين روش براي افرادي توصيه مي‌شود كه تمارين تمركزي و مديتيشن‌هاي ابتدايي را تجربه نموده‌اند.
    زمان و مكان مناسب
    بسياري از بزرگان و طريقت‌هاي معنوي، زمان مناسب براي مراقبه را سحرگاه مي‌دانند. در هنگام طلوع خورشيد و سپيده دمان، زمين داراي بيشترين انرژي دريافتي از كهكشان است. شما در زمان‌هاي گوناگون مي‌توانيد به تمرين بپردازيد، اما هرگز در هنگام خواب آلودگي اقدام به مديتيشن- از هر نوع – نكنيد. مراقبه بايد در آگاهي كامل صورت پذيرد.
    مكان تمرين نيز داراي اهميت است. محلي را انتخاب نماييد كه در طول مدت مراقبه، ‌رفت و آمد افراد متفرقه و صوت‌هاي ناهمگون در آن حضور نداشته باشد. دماي فضا را متعادل نگاه داريد، نه سرد و نه بسيار گرم. البسه مناسب و سبك بر تن كنيد. حتي‌المقدور از پوشيدن جوراب خودداري كنند. براي خوشبو كردن فضاي تمرين مي‌توانيد از مواد معطر از قبيل عود استفاده نماييد. قبل از شروع مراقبه در صورت تمايل مي‌توانيد دست‌ها و پاهاي خود را با آب سرد بشوييد.
    موزيك مناسب
    موزيك‌هاي مديتيشن را مي‌توانيد از بازار تهيه نماييد. حتي‌الامكان از آثار بي‌كلام استفاده كنيد. در راستاي تهيه موزيك مناسب، مي‌توانيد از سايت‌هاي معتبر جهاني اينترنت مدد جوييد. گروهي از اين منابع، اجازه استفاده و ذخيره‌سازي موزيك توسط كاربر را، در حيطه محدودي مي‌دهند و نيز مي‌توانيد موزيك‌هاي مورد علاقه خود را از روش‌هاي مناسب خريداري نماييد. موزيك‌هاي مديتيشن بسيار شبيه به موزيك‌هاي لايت هستند. بنابراين از ديدگاه علم موسيقي شايد بتوان آن‌ها را در رديف موسيقي‌هاي لايت قرار داد اما هر موسيقي لايت، يك موزيك مديتيشن نيست. لذا در انتخاب آهنگ و نوع موزيك دقت كنيد. موسيقي‌هاي مخصوص مديتيشن، صرفاً براي اين منظور طراحي و ساخته مي‌شوند و اساتيد مربوطه در ساخت اين قطعات،‌ از اصول مراقبه بهره مي‌جويند. در اين‌جا نكته‌اي لازم به ذكر است، نوع تمرين ارائه شده در اين نوشته، از انواع تمرين‌هاي ثابت مي‌باشد. گروهي از مديتيشن‌هاي همراه با موزيك،‌ به صورت فعال و ديناميك صورت مي‌گيرند كه در اين آموزه از بيان آن‌ها خودداري كرده و تنها به نوع ثابت مديتيشن با موزيك خواهيم پرداخت، لذا در اين راستا موزيك‌هاي مديتيشن آرام را تهيه نماييد. گروهي از موزيك‌ها داراي كلام است كه براي انجام انواع ديگري از مراقبه استفاده مي‌شوند و نيز گروهي از مديتيشن‌ها همراه سخنان استاد يا معلم در هنگام پخش موسيقي صورت مي‌گيرد كه آن نيز از انواع ديگر مديتيشن با موزيك محسوب مي‌شود.
    وضعيت بدني
    وضعيت بدني براي اين مديتيشن به دو حالت صورت پذير است. حالت دراز كش ونشسته. در حالت اول يا وضعيت دراز كش، كاملاً بر روي زمين به پشت دراز بكشيد. هيچ يك از اعضاي بدن را منقبض نكنيد. دست ها را در كنار بدن با فاصله قرار دهيد و كف دست‌ها را در صورت تمايل به سمت بالا بچرخانيد. سر را صاف قرار داده و به سمت چپ يا راست متمايل نكنيد. بدن بايد كاملاً رها بوده و در هيچ قسمتي انقباض نباشد. دو سمت بدن بايد نسبت به هم قرينه باشند. كاملاً طبيعي تنفس كرده و هواي بازدم را ناگهان از ريه‌ها خارج نكنيد. تنفس شكمي بسيار مفيد است. چشم‌ها را مي‌توانيد باز نگه‌داريد اما بهتر آن است كه به صورت بسته بمانند.
    در حالت نشسته، به صورت چهار زانو نشسته و ستون فقرات خود را كاملاً‌ راست نگه‌داريد. دست‌ها را مي‌توانيد روي زانوها قرار دهيد به شرط آن‌كه منقبض نباشد و تعادل بدن را بر هم نزنند. چشم‌ها مي‌تواند باز، نيمه‌باز يا بسته باشد كه حالت بسته بيشتر توصيه مي‌شود. تنفس بايد طبيعي و حتي‌المقدور شكمي باشد.
    مديتيشن
    پس از آماده‌سازي و قرار گرفتن در وضعيت بدني مناسب،‌ مراقبه آغاز مي‌گردد. مديتيشن يك تمركز نيست. مديتيشن و مراقبه يعني نظاره‌گر بودن و تنها نظاره‌گر بودن. تنها شنونده موسيقي باشيد، هيچ برداشتي نكنيد،‌ صرفاً يك بيننده باشيد، اين اساس مراقبه است. لحظات بسياري در زندگي، ‌شما نظاره‌گر بودن خالص را تجربه كرده‌ايد، فقط و فقط نظاره‌گر،‌ بودن بي‌هيچ آرزو و خواسته‌اي. لذت نظاره‌گر بودن صرف،‌ همان نيرويي‌ست كه ما را به سوي گالري‌ها،‌ موزه‌ها،‌ آثار باستاني گذشتگان و .... مي‌كشاند. شما بايد تنها يك نظاره‌گر باشيد،‌ يك نظاره‌گر موسيقي در درون شما جريان مي‌يابد،‌ بي‌آن‌كه تلاشي صورت پذيرد. موزيك‌هاي مديتيشن براي بيداري انرژي‌هاي خفته طراحي شده‌اند، پس اجازه دهيد خود موسيقي كار خود را انجام دهد و شما فقط يك شنونده باشيد، تنها يك بيننده و نظاره‌گر. درك احساس نظاره‌گر بودن،‌ تنها از طريق تمرين و ممارست عملي صورت پذير است. تنها شماييد كه مي‌توانيد اين تجربه را به صورت خود محور كسب نماييد. اين تجربه غيرقابل انتقال و غيرقابل توصيف است. تجربه ديگران در اين راستا هيچ كمكي به شما نخواهد كرد، اين تنها يك تجربه شخصي‌ست.
    پس به موسيقي توجه نكنيد،‌ اجازه دهيد موسيقي به شما توجه كند. تلاش نكنيد،‌ تمركز نكنيد، فقط يك نظاره‌گر باشيد، يك شنونده،‌ فقط يك شنونده كه قضاوتي نداريد. قضاوت نكنيد،‌به هيچ چيز نچسبيد،‌ حتي به موزيكي كه از درون شما عبور مي‌كند. به چيزي متصل نشويد. اجازه دهيد غرق شويد اما به غرق شدن هم نچسبيد، مبارزه نكنيد. اين يك تجربه خارق العاده بوده و تنها با تمرين و ممارست مداوم صورت پذير است. پس از پايان موزيك به آرامي چشم‌ها را باز كنيد. كمي تأمل كنيد و سپس به صورت آرام عضلات خود را منبسط و منقبض نماييد و پس از مكثي به آرامي برخيزيد. ممكن است پس از تمرين كمي احساس خواب‌آلودگي و رخوت كنيد، اين كاملاً طبيعي ست. با خواب‌آلودگي خود مبارزه نكنيد اما در آگاهي باشيد. پس از اندك زماني،‌ انرژي خودانگيخته،‌ ناگاه در درون شما به فوران خواهد آمد و سرشار از آگاهي خواهيد شد.
    در پايان نكاتي چند لازم به ذكر مي‌نمايد:
    تمرين مديتيشن ارائه شده در اين نوشته يكي از روش‌هاي گوناگون مديتيشن با موزيك بوده و نبايد با هيچ يك از مديتيشن‌هاي مشابه درهم آميخته شود.
    اين مديتيشن به صورت كاملاً خود محور است و شما تنها ناظر و مجري آن هستيد. مي‌توانيد اين تمرين را به صورت گروهي انجام دهيد، اما به ياد داشته باشيد قبل و بعد از تمرين از صحبت كردن بي‌رويه و متفرقه با يكديگر خودداري كنيد.
    حتي‌المقدور از موزيك مديتيشن خود در زندگي معمول و در مراحل شبانه روز استفاده نكنيد، زيرا ممكن است اين احتمال به وجود آيد كه هنگام تمرين، موزيك شما را به ياد خاطره اي خاص بياندازد كه مسلماً اين امر تمرين شما را خدشه‌دار خواهد كرد.
    از موزيك مناسب بهره جوييد،‌ در اين راستا از افراد آشنا با موسيقي مديتيشن كمك گيريد.
    با شكم بسيار پر مديتيشن نكنيد.
    همواره نظافت و نظم را قبل و بعد از اتمام تمرين رعايت نماييد.
    تنفس خود را به آرامي و با عضلات شكم انجام دهيد.
    فضاي مراقبه را با قرار دادن تصاوير و اشيا آرامش بخش، لذت بخش‌تر كنيد.
    تمرين مداوم و مستمر را به مرحله اجرا گذاريد.
    مراقبه ارائه شده از تمارين بسيار ارزشمند در مديتيشن است. در مراحل بعدي،‌ افراد پس از تبحر در اين مراقبه به تمارين حرفه‌اي قدم خواهند گذاشت. در مراقبه‌هاي پيشرفته‌تر، اصوات طبيعي جايگزين موسيقي ساختگي خواهند شد و در مراحل بعدي، مديتيتورها به مراقبه سكوت خواهند پرداخت كه با تجارب كالبد چهارم و در سكوت مطلق با اصوات جديدي رو‌به‌رو خواهند شد و پس از آن نيز به مراحل بعدي گام خواهند برداشت. زيباترين صوت دنيا در سكوت نهفته است و آن صرفاً يك تجربه ي شخصي‌ست.
    چون بديدم كه بر بسيط زمين هيـچ دانـش ز بَـعـدِ دانـش ديــن

    نيسـت از دانـش نجومـي بـه، كاندر او گنج حكمت است و فره

  16. تشکرها از این نوشته :


  17. #89
    MOHSENKF آواتار ها
    MOHSENKF آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    سن کاربر
    29 سال
    محل سکونت
    W810
    نوشته ها
    907
    تشکر
    623
    تشکر شده 1,442 بار در 681 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض پراناياما

    انسانها و حيوانات به واسطه پرانا زندگي مي كنند. در واقع پرانا حيات موجودات است. بنابراين پرانا را حيات عالمگير يا حيات همه چيز مي نامند. پرانا اصل كلي انرژي و قدرت است . نيروي حيات است . در همه ] موجودات[ وجود دارد . مي تواند استاتيك و يا ديناميك باشد . پرانا در تمامي انواع ] موجودات [ ، از بزرگترين آنها گرفته تا كوچكترين ، از مورچه تا فيل ، از كوچكترين آميب تا انسان ها و از شكل ابتدايي زندگي گياهي تا شكل پيشرفته زندگي حيواني وجود دارد.
    پرانا نيروي همه مراتب هستي است ، از بزرگترين] شكل هستي [ تا كوچكترين آن .همه موجوداتي كه حركت مي كنند ، فعال هستند يا حيات دارند ، تنها تجلي يا] به عبارتي[ شكل بارز پرانا را جلوه گر مي سازند.
    درخشندگي چشمان تو پرانا است . به كمك نيروي پرانا گوشها مي شنوند ، چشمها مي بينند، پوست حس مي كند ، زبان مي چشد ، بيني بو مي كشد و مغز و شعور وظايف خود را انجام مي دهند. لبخند يك زن جوان ، نواي موسيقي ، نيروي موجود در سخنان هيجان انگيز يك سخنران ، جادوي كلمات معشوقه ، همه بر مبناي پرانا استوار است. آتش به واسطه پرانا مشتعل مي شود . به كمك پرانا باد مي وزد و رودخانه ها جاري مي شوند . به واسطه پرانا هواپيما پرواز مي كند ، قطار ها و اتومبيل ها حركت مي كنند.امواج راديويي به كمك پرانا منتقل مي شوند. پرانا الكترون است . پرانا نيرو است . پرانا مغناطيس است. پرانا الكتريسته است . پرانا خون را از قلب به شريان ها يا به رگها مي فرستد. پرانا هضم مي كند ، خارج و تفكيك مي كند.
    هنگام فكر كردن ، اراده كردن ، انجام دادن ، حركت كردن ، صحبت كردن و نوشتن پرانا به كار مي آيد. انسان سالم و قوي پراناي زياد ، قدرت عصبي بالا ، انرژي و زنده دلي دارد.
    پرانا ازتغذيه ، آب ، هوا و انرژي خورشيد دريافت مي شود. پرانا به كمك سيستم عصبي تامين مي شود. پرانا به كمك تنفس دريافت مي شود . پراناي اضافي در مغز و مراكز عصبي انباشته مي شود .زماني كه بذر انرژي دگرگون يا تصفيه مي شود ، سيستم عصبي انرژي را با مقدار زيادي پرانا تامين مي كند. پرانا در مغز به شكل انرژي رواني انباشته مي شود. انرژي رواني چيزي جز پرانا نيست.
    يوگي مقدار زيادي پرانا را به كمك تمرينات منظم پراناياما ذخيره مي كند ، مانند يك باطري ذخيره اي كه الكتريسيته را انبار مي كند . .يك يوگي كه مقدار زيادي پرانا را در خود ذخيره كرده است ، ]امواج[ قدرت و انرژي حياتي خود را به بيرون پخش مي كند . او همانند يك نيرو گاه برق قوي است .هركس كه با او ارتباط نزديكي داشته باشد ، از او پرانا ، نيرو ، قدرت ، انرژي حياتي و شادماني دريافت مي كند. همانطوري كه آب از يك ظرف به ظرف ديگري جاري مي شود ، پرانا نيز در واقع مانند يك جريان ثابت و دائمي از يك يوگي كامل به افراد ضعيف جاري مي شود. يك يوگي مي تواند عملا ببيند كه نگرش دروني يوگي گونه اومتعالي شده است.

    ماهيت پرانا

    در پشت قالب فيزيكي ، آنامايا كوشا ، كه هستي آن بر پايه تغذيه است ، پرانامايا كوشا ، قالب حيات ، قرار دارد كه از پرانا ، انرژي و جريان حيات تشكيل شده است. اين پرانا جسم فيزيكي را هدايت مي كند. اين پرانا كل قالب فيزيكي را پر مي كند.
    پرانا ارتباط بين جسم و روح را برقرار مي كند. زماني كه رشته هاي ظريف پرانا جدا مي شوند ، روح از جسم جدا مي گردد. مرگ روي مي دهد. اين عضو كه بر روي بدن فيزيكي تاثير گذارده است ، اينك دربعد روحي بدن تحليل مي رود.
    تنفس ابراز بيروني پرانا ، نيروي حيات است. تنفس ، مادي و خشن است. پرانا لطيف است. در حالي كه كنترل تنفس خشن و مادي تمرين مي شود ، پراناي لطيف در درون كنترل مي شود.
    هدف پراناياما كنترل پراناست. پراناياما با تنظيم تنفس آغاز مي شود تا به كنترل جريان حيات ، نيروي دروني حيات ، دست يابد.
    پراناياما علمي دقيق است و چهارمين بخش يا شاخه اي در آشتانگا يوگا است.

    پراناياما و طول عمر

    يوگا مي گويد كه زندگي انسانها بر مبناي دم و بازدم بسيار زياد است. تعداد تنفس در هر دقيقه 15 بار است. هرگاه بتوان تعداد تنفس را با تمرين Kumbhaka يا حبس هوا كاهش داد يا بتوان هوا را به كمك Kechari mudra نگه داشت ، مي توان طول عمر را افزايش داد.
    بازدم Rechaka و دم Puraka است. زماني كه نفس حبس مي شود Kumbhaka است. Kumbhaka حبس هواست. Kumbhaka عمر را طولاني مي كند، انرژي دروني ، نيرو ، قدرت و انرژي حيات را افزايش مي دهد. زماني كه نفس را به مدت چند دقيقه حبس كني ، اين دقايق به طول عمر تو افزوده مي شود.چانگ دو ( Chang Dev ) 1400 سال با تمرين Kumbhaka زندگي كرد.
    پاتانجلي به تمرين خيلي زياد پراناياما به تنهايي تاكيد ندارد. او مي گويد: " به آرامي بازدم كن سپس دم و آنگاه نفس را حبس كن.روانت با ثبات و آرام خواهد شد. " هاتايوگي هاي سابق پراناياما را تا سطح يك علم گسترش دادند و تمرينات متفاوتي را، متناسب با افراد مختلف ، تعيين كردند.

    تمرينات پرا ناياما

    درحالت لوتوس يا وضعيت مديتيشن در اتاقي كه مديتيشن انجام مي دهي در مقابل عكس معبود خود بنشين. سوراخ راست بيني خود را با انگشت شصت دست راست ببند. خيلي آرام با سوراخ بيني چپ خود نفس بكش . سپس با انگشت كوچك و انگشت چهارم دست راست خود سوراخ چپ بيني را ببند. نفس را تا زماني كه برايت مطبوع است در سينه حبس كن . سپس ، بعد از آنكه انگشت شصت را رها كردي ، آرام آرام با سوراخ راست بيني بازدم كن. اين نيمي از فرايند ] تنفس [ بود. سپس با سوراخ راست بيني خود نفس بكش . مثل قبل نفس را نگه دار و با سوراخ چپ بيني خود به آرامي مجددا باز دم كن . اين شش قسمت، روي هم يك دوره پراناياما است. 20 دفعه صبح و 20 دفعه بعد از ظهرآنرا انجام بده. به تدريج تعداد دفعات زياد كن.
    تصور كن ، كه تمام خصوصيات الهي ، به عنوان مثال شفقت ، عشق ، بخشندگي ، صلح و آشتي ( Shanti ) ، شادماني و غيره همراه با هواي دم به وجود تو نفوذ مي كنند و همه صفتهاي شيطاني مثل هوس ، خشم ، حرص و


    طمع و غيره همراه با هواي بازدم تخليه مي شوند. در حين دم ، حبس هوا ، بازدم ، كلمه ام (Om) يا جمله مقدس را با آگاهي تكرار كن .
    بايد دم ، حبس هوا و بازدم را طوري انجام بدهي كه حالت خفگي يا اضطراب را در هر مرحله از پراناياما احساس نكني .هرگزنبايد اين حس را داشته باشي كه بين دو بار تنفس چندين بار به طور عادي نفس بكشي. مدت دم ، حبس هوا و بازدم بايد دقيقا به اندازه باشد. دقت و توجه لازمه تمرين است. همه چيز موفقيت آميز و ساده خواهد شد.
    شخص مجاز نيست ، بدون آنكه نيازي باشد ، مرحله بازدم را طولاني كند . زماني كه مدت بازدم طولاني شود ، دم بعدي با شتاب انجام گرفته ، آهنگ تنفس مختل خواهد شد . بايد ] مدت زمان [ دم ، حبس هوا و بازدم را آنچنان با دقت تنظيم كني كه كاملا برايت خوشايند باشد ، طوري كه نه فقط پراناياما ، بلكه تناوب كاملي از دوره هاي مورد نياز پراناياما را انجام بدهي. تجربه و تمرين به تو كمك خواهند كرد. كار نيكو كردن از پر كردن است . پشتكار داشته باش . نكته مهم ديگر اين است كه در پايان حبس هوا ، بايد هواي كافي داشته باشي تا بتواني عمل بازدم را بدون زحمت و متناسب با دم انجام دهي. نسبت دم ، حبس هوا و بازدم 21 است.

    انواع بيشماري از پراناياما وجود دارد. سوريا بهادا( Suryabhada ) و اوجايي (Ujjayi) گرما توليد مي كند ، سيتكاري (Sitkari ) و سيتالي (Sitali) سرما و بهاستريكا (Bhastrika) دماي طبيعي بدن را حفظ مي كند. سوريابهادا گازهاي اضافه بدن را دفع مي كند ; اوجايي خلط و بلغم ; سيتكاري و سيتالي صفرا ; و بهاستريكا هر سه مورد را دفع مي كند.
    سوريابهادا و اوجايي درزمستان ، سيتكاري و سيتالي در تابستان و بهاستريكا در هر فصل از سال تمرين مي شود. كساني كه در زمستان بدني گرم دارند ، مي توانند در زمستان نيز سيتكاري و سيتالي را تمرين كنند.


    كنترل پراناياما به چه معناست ؟

    در آيين هندو پراناياما جايگاه مهمي دارد . پرانا با روان آدمي مرتبط است ; از طريق روان با خواست و اراده ; از طريق اراده با روح فردي ، و از طريق آن با روح متعالي مرتبط است. زماني كه كنترل امواج ظريف پرانا ، كه از طريق روان اثر مي گذارند را درك كردي ، رازمطيع كردن كل پرانا را تجربه خواهي كرد.
    زماني كه توانستي پرانا را كنترل كني ، مي تواني به طور كامل تمامي نيروهاي كائنات را تحت تسلط خود در آوري – چه رواني و چه فيزيكي . يوگي قادر است نيرويي را كه همه جا آشكارا حضور دارد ، كنترل كند ، نيرويي كه از آن تمام انرژي نشات مي گيرد ، اين نيروها شامل مغناطيس ، الكتريسيته ، جاذبه زمين ، نيري كشش، جريان عصبي ، نيروهاي حياتي و نوسانات فكر است.
    يوگي كه درعلم اين راز مهارت پيدا مي كند ، ديگر از هيچ نيرويي وحشت ندارد ، چون او مسلط بر تمامي نيروي هاي اشكار در هستي است.آنچه كه معمولا نيروي شخصيت ناميده مي شود ، چيزي جز توانايي طبيعي يك انسان در بكارگيري پراناي خود ، نيست. برخي انسانها در زندگي موفق تر، با نفوذتر، و جذاب تر از ديگران هستند. بنيان همه اينها نيروي پراناي اين افراد است. چنين افرادي ناخودآگاه نفوذ و تاثيرمي گذارند ، تاثيري كه يك يوگي آگاهانه از طريق فرمان اراده خود اعمال مي كند .

    بهره گيري از تمرين پراناياما

    اگر پراناياما به تنفس مربوط باشد، پس تك تك اندام هاي داخلي و كل بدن را به خوبي فعال مي كند . پراناياما تمامي بيماريهاي احتمالي را برطرف مي كند ، سلامتي را بهبود مي بخشد ، هضم غذا را تحريك مي كند ، اعصاب را تقويت مي كند ، ميل شديد را برطرف و شاكتي كنداليني را بيدار مي كند.
    كسي كه پراناياما را تمرين مي كند ، بدني لطيف و عاري از بيماري ها ، پوستي درخشنده ، لحني عاشقانه و بدني خوشبو خواهد داشت. اشتهايش خوب مي شود. اوداراي شادماني ، اندامي زيبا ، توانايي ، شجاعت ، توانايي به وجد آوردن ، كيفيت بالاي زندگي ، نيرو ، انرژي حيات و تمركز خوب رواني خواهد شد.

    اثر درماني پرانا

    كسي كه پراناياما تمرين مي كند ، مي تواند پراناي خود را منتقل و بيماريهاي مهلك را معالجه كند. همچنين مي تواند در يك چشم بر هم زدن با انجام عمل حبس هوا (Kumbhaka) مجددا با پرانا تجديد قوا كند.

    با دستان خود به نرمي پاهاي يك رماتيسمي را ماساژ بده . هنگام ماساژ دادن هوا را حبس كن و تصور كن كه پرانا از دستان تو به ]پاهاي [ بيمار جاري مي شود. بيمار بلافاصله گرما ، ]اثر[ تسكيني و نيرو را احساس مي كند.
    خودت را با من پيوند ده ، با روان كيهاني، با پراناي كيهاني ، و مجسم كن ، كه انرژي كيهاني از دستان تو در بيمار جاري مي شود .
    يكي -، دو بار اين شيوه درمان را بر روي خودت انجام بده . بدينوسيله اعتقاد بيشتري به اين قضيه پيدا مي كني.
    مي تواني به كمك ماساژ و تماس مغناطيسي ] دستان[ خود سردرد ، درد شكم و بيماريهاي ديگري را معالجه كني. وقتي كه كبد ، صفرا ، معده يا ديگر اعضاي بدن را ماساژ مي دهي ، مي تواني با سلولها صحبت كني و به آنها فرمان بدهي : " آه سلولها! درست كار كنيد ، به شما امر مي كنم كه درست كار كنيد." آنها از دستورات تو اطاعت خواهند كرد. همچنين آنها از هوشمندي ناخودآگاهي برخوردارند . هنگامي كه پراناي خود را به ديگران منتقل مي كني ، مانتراي خود را تكرار كن . چندين بار تلاش كن . توانايي آنرا بدست خواهي آورد.

    در درمان امراض به وسيله انتقال پرانا به قسمتهاي بيمار، اعتماد ، تصور ، دقت و علاقه نقش مهمي ايفا مي كنند. زماني كه در تمركز و تمرين پيشرفت كني ، مي تواني خيلي از بيماريها را تنها به كمك لمس كردن درمان كني. در مراحل پيشرفته خيلي از بيماريها فقط با اراده معالجه مي شوند.
    مي تواني پرانا را حتي از طريق فضا به دوست خود كه خيلي دور از تو زندگي مي كند ، منتقل كني . اين ]روش[ ، " مداوا درغيبت " ناميده مي شود. پرانا به شكلي نامرئي مانند امواج بي سيم و خيلي سريع مثل برق از فضا عبور مي كند. پرانايي كه به واسطه افكار معالج ، تغيير كرده است ، به بيرون منتقل خواهد شد. مي تواني به كمك تمرين حبس هوا (Kumbhaka) پراناي خود را تامين كني كه لازمه آن تمرينات طولاني ، مستمر و منظم است.
    هرگزبه اين فكر نكن كه اگر پراناي خودرا به ديگران منتقل كني ، پراناي تو تخليه مي شود . هرچه يشتربدهي ، پراناي بيشتري ازسرچشمه بي پايان در تو جاري مي گردد. اين قانون طبيعت است . خسيس نباش .

    ترس شايع در ارتباط با تمرين پراناياما

    تمرينات معمول پراناياما را مي شود بدون كمك گورو انجام داد . اگر مي خواهي مدت طولاني حبس هوا را تمرين كني ، ]وجود[ گورو ضروري است.
    در تمرين پراناياما ، آسانا و غيره اگر مراقب باشي و از شعورسالم انساني خود استفاده كني ، هيچگونه خطري وجود ندارد. هيجان بشري مفيد نيست .
    در صورتي كه مراقب نباشي ، همه جا خطراتي نهفته است. اگر بدون دقت از پله اي پايين بيايي ، ممكن است بيفتي واستخوانهايت بشكند . اگربي اينكه مراقب باشي به مناطق مسكوني شهر بروي ، اتومبيلي با تو تصادف خواهد كرد.
    در صورتي كه هنگام خريد بليط قطار بي توجه باشي ، موجودي خود را از دست خواهي داد . اگربدون توجه هر مسهل دارويي يا مقدار زيادي از يك دارو را تجويز كني ، چون سم يا دارويي اشتباهي را ] به بيمار[ مي دهي. ممكن است بيمارانت را به كشتن دهي .
    همچنين زماني كه پراناياما انجام مي دهي بايد مراقب تغذيه خود باشي ، نبايد پرخوري كني ، بايد از غذاهاي سبك با هضم آسان و مقوي تغذيه كني ، روابط جنسي خود را كاهش دهي . زماني كه نفس خود را حبس مي كني اجازه نداري ازتوان خود پا فراتر بگذاري. ابتدا بهتر است مدت يك يا دو ماه فقط دم و بازدم را بدون حبس هوا انجام بدهي. بايد عمل دم را خيلي خيلي آرام انجام بدهي . اگراز اين قانون پيروي كني ، هيچ خطري در تمرين پراناياما وجود ندارد.


    چند توصيه

    شرط لازم براي موفقيت در تمرين پراناياما ] داشتن [ وضعيت] بدني[ صحيح است . اما لازم هم نيست كه براي تمرين پراناياما منتظرباشي تا تسلط كامل بر روي آساناها پيدا كني . آساناها را تمرين كن ، و همزمان هم مي تواني پراناياما را تمرين كني. به مرور زمان ، در هر دو تمرين كامل خواهي شد.
    مكاني كه در آن پراناياما تمرين مي كني ، نبايد بدون هوا باشد يا بوي بد بدهد. اين مكان بايد خشك و با هوايي آزاد باشد. مي تواني كنار رودخانه يا درياچه ، گوشه باغ ، در هوايي تازه ، در قله يا دامنه يك تپه تمرين كني.
    در تابستان ، فقط مي تواني در خنكاي صبحدم تمرين كني. اگر برايت امكان دارد ، در كناريك رودخانه ، درياچه يا دريا بنشين . هنگامي كه نسيمي گرم مي وزد، به پراناياما خاتمه بده . براي آنكه بدن خود را در تابستان خنك كني ، مي تواني سيتالي انجام بدهي.
    هميشه دم وبازدم را به آرامي انجام بده . هنگام دم و بازدم سرو صدايي ايجاد نكن. هنگام تمرين پراناياماهايي مثل بهاستريكا ، كاپلابهاتي ، سيتالي و سيتكاري امكان دارد صدايي خفيف شنيده شود ، صدايي تا حد ممكن ضعيف.
    هر مرحله از پراناياما بايد به سهولت انجام شود . بايد در آن لحظات احساس شادي و لذت كني. نبايد رنجي بي مورد حس كني.
    زماني كه خسته هستي ، پراناياما انجام نده . بعد از تمرينات يوگا ، بلافاصله حمام نكن. نبم ساعت استراحت كن.
    در حين تمرين پراناياما ، مانتراي خود را تكرار كن. اين يك يوگاي كامل است.
    تنفس انسان مادي و معمولي ، نا منظم است. عادت صحيح در تنفس بايد به كمك تمرينات منظم پراناياما ايجاد گردد.
    خيلي از يوگي هاي زمان قديم ، مثل Shri Jnana Deva , Trailinga Swami , Ramalinga Swami و ديگران ، اين قدرت را داشتند كه از پرانا به طرق متفاوتي استفاده كنند. تو هم قادر خواهي بود، اگربا تمرينات صحيح تنفسي پرانا را انجام دهي .
    تو پرانا را تنفس مي كني ، نه هواي اتمسفر را . نيروهاي اسرار آميز و دروني حيات را كه بر پايه تنفس است ، بشناس . يوگي شو وپرتو شادي ، نور و قدرت خود را بر همه جا بيافكن.
    چون بديدم كه بر بسيط زمين هيـچ دانـش ز بَـعـدِ دانـش ديــن

    نيسـت از دانـش نجومـي بـه، كاندر او گنج حكمت است و فره

  18. #90
    MOHSENKF آواتار ها
    MOHSENKF آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    سن کاربر
    29 سال
    محل سکونت
    W810
    نوشته ها
    907
    تشکر
    623
    تشکر شده 1,442 بار در 681 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض شاواسانا ( وضعیت جسد)

    ما در پایان انجام آساناها دراز می کشیم ، پاهایمان را به طرفین رها می کنیم ، نفسی عمیق می کشیم ، کف دستانمان را کنار بدن و به طرف آسمان قرار می دهیم و این یعنی شاواسانا یا وضعیت جسد .
    با این تفاسیر ، وضعیت جسد دشوارترین وضعیت بنظر می رسد ، چرا که ما باید ذهن و بدنمان را به گونه ای در آوریم که به شکل یک جسد شود . "دشوارترین حرکت برای شاگردان : نه بیداری ، نه خواب ." این جمله را سری ک. پاتابی جویس می گوید .
    زمانیکه با وضعیت جسد تازه آشنا شویم ، تجربه کردن آن مانند یک استراحت ساده و معمولی می باشد که بعد از انجام حرکات دشوارِ خمش، کشش و پیچش بدن انجام می گیرد . در ابتدا شاواسانا وضعیتی دیگر به نظر می رسد ، وضعیتی که خالی از تکنیک و هدف و کاربرد می باشد .
    در شاواسانا ما هر گونه تکنیک تنفسی را رها می کنیم و اجازه می دهیم که نفس، مسیر طبیعی دم و بازدم خود را طی کند. چنانچه نفس مسیر خود را از طریق کانالهای بدن بیابد ، ذهن نیز با پیوستن به رشته های تفکر و حواسی که در بدن جاری می شوند ، مسیر خود را پیدا می کند . زمانی که تنفس رها گردد ، ذهن نیز رها می شود. زمانیکه به نفس اجازه داده شود که مسیر طبیعی خود را طی کند ، ذهن نیز در مسیر طبیعی خود قرار می گیرد . زمانی که ذهن استراحت می کند ، زبان رها می شود ، سقف دهان بالا می رود وتمام حفره ها و هسته مرکزی بدن گشوده می شوند . زمانی که در وضعیت های دشوار یوگا، ذهن درگیر می شود ، برای رهایی از این درگیری باید در وضعیت جسد بیارامیم . شاواسانا وضعیتی است بین خواب و بیداری . به نظر می رسد که خوابیدن تجربه ای مشابه وضعیت شاواسانا باشد ( اغلب اوقات خوابیدن آسان تر از این وضعیت می باشد .) خوابیدن ، ما را از عمق و ظرافت شاواسانا دور می کند . این بدان معنا نیست که خوابیدن و یا خواب دیدن بد باشند ، این دو ، حالاتی هستند که ناخودآگاه نامیده می شوند و ذهن در زمان خواب و رویا حالت و وضعیت خود را نیز حفظ می کند . با توجه به نقطه نظر پاتانجالی در مورد موانع موجود ، می توان گفت که از تخیل خود بمنظور پرهیز از تهی و بی هدف بودن وضعیت جسد کمک می گیریم .
    در وضعیت جسد از چه چیز دوری می کنیم؟ زمانیکه تنفس آرام می شود و ذهن با رشته های تنفسی و حواس آمیخته می شود ، به نظر می رسد که آرام شده ایم و به احساسی عمیق در هسته بدن رسیده ایم . اکثر مواقع ذهن تمام تلاش و حقه ها را بکار می گیرد، برای اینکه با حواس در هسته بدن اتصال نیابد .دوباره از نقطه نظرات پاتانجالی درباره موانع موجود ، می توان گفت که درک ما از "خود" به این موضوع بستگی دارد که افکار ناخواسته را درگوشه و کنار ذهن و روان قرار دهیم ( در آن مکان قوه ادراک ما این افکار ناخواسته را فرا نمی خواند ) و اگر احیاناً یکی از آن افکار فرا خوانده شود ، یک تفکر زائد ، یک احساس اختلال و یک خاطره است . همین افکار هستند که ذهن ما را منحرف می کنند و ما را به پرواز در می آورند . خوابیدن و خواب دیدن از جمله این پروازها هستند . بیشتر اوقات ، ما در یک حلقه حواس پرتی به سر می بریم . پاتانجالی آن را "آویدیا6" یا غفلت می نامد . غفلت به عمل "رد کردن"مربوط می شود. هر چند که ما در شاواسانا ، به "رد کردن"نیازی نداریم . خیلی ساده به اطرافمان توجه می کنیم ، با هرآنچه که نمایان شود کنار می آئیم و سعی می کنیم حضور آن را بتدریج کمرنگ سازیم . آنجاست که می توانیم وارد زمان حال شویم . پاتابی جویس می گوید : "شاواسانا امکان مرگ کوتاه ، در هر زمان را فراهم می سازد ." بیشتر چیزهایی که ما در تمرینات یوگا به آن توجه می کنیم، الگوهای ما از پذیرش یا عدم پذیرش می باشد . بلعیدن یا بالا آوردن ، هضم کردن یا دفع کردن ، قبول کردن یا رد کردن ، تمام این اعمال متناقض راههای به نظم درآوردن اموری که می توانیم رد یا قبول کنیم را هموار می سازد . یکی از راههای از بین بردن پیش تصورات و عکس العمل ها در برابر اضطراب از بین بردن افکار ناخواسته می باشد . زمانی که تفکرات زائد طغیان می کنند و ما را به بیرون از شاواسانا منحرف سازند، خود را به زمان حال بر می گردانیم ، اما نه بوسیله بلعیدن یا بیرون انداختن محتویاتی که در اعماق جسم و ذهن مان وجود دارند بلکه با تمام عوامل و افکار پذیرنده یا نا پذیرنده دراز می کشیم ، و این دو عامل را مقبول می شماریم . همین دو عامل هستند که نکاتی درباره قبول یا رد امور مربوط به" خود" و ارتباطمان با زمان حال را میسر می سازند . توجه به این الگوها این امکان را فراهم می سازنند که افکاری که از آنها دوری می کردیم معلق بمانند . این سر سپردگی ، راههای گستراندن ذهن و جسم را نشان می دهند . زمانی که یک نفر این راه را امتحان می کند فضای کافی برای همه چیز وجود خواهد داشت . زمانی که تمام تلاش و تقلاها متوقف شدند ، حتی اگر مدت کوتاهی باشد ، می توانیم به وضعیت شاواسانا برویم . زمانی که "خود" غایب باشد بی هدف بودن از بین می رود . زمانی که فکری وجود نداشته باشد ، دنیا با ماهیت واقعی اش بدون هیچ فیلتری ، تغییری ، تعبیری ، هدفی و وضعیتی دیده می شود . به عبارت دیگر زمانیکه ما از تصوراتمان از دنیا می گذریم ، دنیا را همان گونه که هست می بینیم . در وضعیت جسد ، هیچ شروع و پایان و آگاهی از گذر زمان وجود ندارد . چیزی برای انجام شدن وجود ندارد . تفکر بجای درک منطقی و مستدل به یک وضعیت ایست و شهودی می رسد ، اهمیت شاواسانا رهایی و تسلیم شدن است .
    شاواسانا هنر تمرین کردن برای مرگ است، ذره ذره ، هر روز ." اگر شاگرد در طول شاواسانا حرکت نکند و مانند چوب بی حرکت باشد آنگاه شاواسانا صحیح می باشد" این جملات را پاتابی جویس می گوید . هدف از تمرین روزانه یوگا اینست که لحظه به لحظه بدون درگیر شدن با افکار و یا اندیشه فکر نکردن شاد و سرزنده زندگی کنیم.زمین چوبی ، پنجره باز ، لحاف ، بالش ، لباس و جوراب پشمی . اینجا یک چیز عمیق تری وجود دارد . در شاواسانا درصدد ایجاد یک تجربه نیستیم بلکه در حال بوجود آوردن فضایی برای بوقوع پیوستن تجربه هستیم . تجربه ای مانند زمان حال ، که همیشه منتظر فضایی برای بوقوع پیوستن است . ساختار و معماری شاواسانا بگونه ایست که پیوسته از زمینی که بر روی آن دراز کشیده ایم می خواهیم که افکار و جسم ما را تسلیم شده بپذیرد ، تا زمانیکه سازه ای که چارچوب افکار ما را می سازد از بین برود .این یک هنرِ "مردن و زنده بودن" است . افکارمان ، ما را آنقدر به خود مشغول کرده که از اکتشاف دنیای درونمان غافل شده ایم . در آخر هیچ انتخاب و گزینه ای وجود ندارد جزء مرگ . در بطن زندگی پر مشغله تان ، جایی که بدنبال چیز بهتری هستید ، توجه کنید که بودن در زمان حال بدون شک نمونه مرگی کوچک است .
    چون بديدم كه بر بسيط زمين هيـچ دانـش ز بَـعـدِ دانـش ديــن

    نيسـت از دانـش نجومـي بـه، كاندر او گنج حكمت است و فره

  19. تشکرها از این نوشته :


  20. #91
    MOHSENKF آواتار ها
    MOHSENKF آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    سن کاربر
    29 سال
    محل سکونت
    W810
    نوشته ها
    907
    تشکر
    623
    تشکر شده 1,442 بار در 681 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض مراقبه چیست ؟

    مطالعات نشان می‌دهد انجام تمرکز بی‌هيچ شباهتی به نسخه‌های دارويي و بدون تأثير نامطلوب می‌تواند باعث افزايش بخشودگی، رد احساسات منفی، کاهش فشار خون و استرس شود، اما با اين همه اطلاعات آشکار هنوز اين سئوال مطرح است که چطور، چگونه و کجا اين عمل را انجام دهيم؟
    خانم يوهان بورسينکو Dr.Uhan borsinko متخصص در امر تمرينات مراقبه با نزديک به 40 سال ممارست و تأليف 11 جلد کتاب در مورد تمرکز، روحانيت و شفادهی در تازه‌ترین کتابش "صلح درونی برای زنان شاغل" سطح ساده ای از تمرکز را ارائه داده است.
    چه وقت مراقبه کنيم ؟
    بر اساس نظر خانم دکتر يوهان، ما حداقل 10 دقيقه در روز برای شروع دستيابی به نتيجه به تمرکز نياز داريم. 10 دقيقه ممکن است به نظر ساده و کافی بيايد اما در فرهنگ عملکرد ما صرف این مدت زمان بسيار سخت است. پيدا کردن زمان يک مانع برای گسترش يک تمرين منظم است.
    پیام دکتر یوهان: ساده بگيريد ! "از خودتان بپرسيد حداقلی که من می توانم خودم را تحمل کنم چقدر است؟"
    او می‌گويد: «حتی اگر زمان تمرين شما 5 دقيقه است آن را انجام دهيد. يک مرتبه شما در آن‌جا خواهيد بود و درحال لذت بردن زمانی بيش از 5 دقيقه را بدست خواهيد آورد.»
    دکتر يوهان توصيه می‌کند: برای انجام مراقبه به محض بيدار شدن، ساعت را تنظيم کنيد. قهوه را کنار بگذاريد و مستقيم به سمت تمرين حرکت کنيد و در ادامه شرح می‌دهد: «فقط يکبار که شما قهوه جوش را روشن کنيد، به اخبار کنجکاو می‌شويد و چيزهای ديگری که می‌شناسيد شما را مجذوب می‌کند.»
    چطور مراقبه را شروع کنيم ؟
    زماني‌که شما در رختخواب نيستيد سرتان را روی صندلی می‌گذاريد. دکتر يوهان می‌گويد: بيشتر مشکلات جسمی مردم نداشتن تجربه در ريلکسيشن بدون خواب می‌باشد. يک راه خوب برای بيدار نگه‌داشتن خود در مراقبه نشستن روی لبه صندلی است، به اين صورت که ستون فقرات چند اينچ دورتر از پشت صندلی باشد.
    برای شروع مراقبه اجازه دهيد چشم‌ها بسته شوند، توجه‌تان را روی صدای تنفستان متمرکز کنید، سپس اجازه دهيد شکم با دم منبسط و با بازدم منقبض شود. اجازه دهيد تنفس عميق شده و تأثيرات فيزيولوژيکی ريلکسيشن تقویت شود.
    هر زمان ذهن شما شروع کرد به منحرف شدن به خودتان سخت نگيريد، فکر کنيد که اين اتفاق (مراقبه) در حال انجام شدن است و با ملايمت به صدای نفس‌هايتان برگرديد.
    با عمل تمرکز روی نفس‌ها فقط برای 10 دقيقه در روز شما می‌توانيد به انجام مراقبه بپردازيد. دکتر يوهان می‌گويد: «اغلب مردم مراقبه را يک عمل فوق‌العاده و پيچيده تصور می‌کنند، آن‌ها فکر می‌کنند بايستی ساعت 5/4 صبح بيدار شوند، نيم ساعت به انجام تمرينات يوگا، نيم ساعت مراقبه و سپس به خواندن بعضی از کتب مذهبی و عرفانی بپردازند بعد هم احساس مي‌کنند که هيچ نتيجه‌ای نگرفته‌اند.
    اگر مراقبه را ساده بگيريم نتايج بهتر می‌شود و حتی می‌توانيم ياد بگيريم که چگونه خودمان را کمتر درگير زندگی و مسائل پيچيده و بغرنج آن کنيم.
    چون بديدم كه بر بسيط زمين هيـچ دانـش ز بَـعـدِ دانـش ديــن

    نيسـت از دانـش نجومـي بـه، كاندر او گنج حكمت است و فره

  21. تشکرها از این نوشته :


  22. #92
    MOHSENKF آواتار ها
    MOHSENKF آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    سن کاربر
    29 سال
    محل سکونت
    W810
    نوشته ها
    907
    تشکر
    623
    تشکر شده 1,442 بار در 681 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض تمرکز و اثرات آن بر جسم و ذهن

    تمرکز فکرکه درزبان انگلیسی به آن «مدیتیشن»Meditation گفته می شود بمعنای معطوف ساختن توجه و قوه ادراک به یک چیز واحد و ثابت است بطور یکه شخص تمام حواس خود را از محیط پیرامونی قطع کرده، بسوی هدف مورد نظر جلب نماید. بهترین و والاترین ثمره بر خورداری از یک تمرکز خوب و با ارزش همانا کسب آرامش و آسایش روحی و اعتماد بنفس زیاد است. در قرن حاضر با توجه به اینکه زندگی انسانها هر چه بیشترماشینی شده است در نتیجه مشکلات روحی و روانی بسیاری را بوجود آوره، تشتت های فکر و پراکندگی حواس را بهمراه داشته مانع از آن شده است که انسان به هدف های مورد نظر برسد، برای رسیدن به زندگی مطلوب و ایده ال نیاز به جمع کردن انرژی، تمرکز ، تفکر و انجام تمرینات مناسب می باشد.
    تمرکز خود به دو قسم تقسیم می شود،1- غیرارادی و نا آگاهانه 2- ارادی و آگاهانه، تمرکز غیر ارادی به تمرکزی می گویند که انسان باطناً به چیزی شایق و راغب باشد، البته بدون اینکه لوازم اراده یعنی قصد و نیت درآن هدف دخیل باشند، مانند فردی که خبر مسرت بخش و یا خبر ناراحت کننده ایی را بدون اطلاع قبلی بشنود و یا اینکه ناگهان پس از دیدن یک گل زیبا یا منظره دلنشین محو تماشای جمال و زیبایی آن شود. اما تمرکز ارادی به تمرکزی گفته می شود که شخص در پی توجه یا رسیدن به هدف و یا موضوعی خاص، تمام افکار مزاحم را به کناری زده و توجه خود را به آن موضوع معطوف نماید، مانند ازحفظ کردن چند بیت شعر یا تسبیح گرداندن و ذکر گفتن . کسی که دارای تمرکز فکر قوی است یقیناً دارای اراده بسیار عالی هم می باشد زیرا به سهولت می تواند بر تمام احساسات، هیجانات وافکار خود سیطره داشته باشد.
    بطور کلی می توان گفت دو گروه در صدد متمرکز کردن افکار خود هستند:
    الف: گروهی که خواستار توانایی تمرکز فکر قوی برای رسیدن به موفقیت در زندگی بوده، همچنین طالب سلامتی و بهبود جسمانی و روانی هستند.
    ب: گروهی دیگرخواستار فراتر رفتن از مرحله قبلی بوده، درصدد دستیابی قوای فکری و ذهنی فوق العاده بالا و پرورش نیروهای فرا حسی هستند، مانند روشن بینان و اهالی اهل معرفت. البته مباحث این مقاله پیرامون گروه دوم نیست، زیرا که آن بحث دیگری را طلب می کند.
    روان شناسان و متخصصان بهداشت روانی، راههای مختلفی برای رسیدن به تمرکز فکر را پیش روی انسانها گذارده اند، که از جمله آنهاتمرکز فکر دیداری شنیداری و لمسی است. از بین تکنیک ها و تمرینات موجود می توان به یک نمونه از آنها اشاره نمود و آن خیره شدن به یک شی یا نقطه سیاه بروی دیوار است که در چنین موقعیتی فرد تمرکز کننده درمحیطی ساکن و بی سروصدا می نشیند، تمام عضلات بدن خود را «وانهاده» یا ریلاکس می کند، سپس به مدت چند دقیقه به آن نقطه خیره می ماند، در چنین وضعیتی باید حتی المقدر از بروز افکاری که باعث می شود ذهنش مختوش شود پرهیز کند. شعله فروزان یک شمع، توجه به یک گل یا شاخه برگ درخت و هر چیزی که در طبیعت وجود خارجی داشته باشد از جمله تمرینات تمرکز فکر دیداری هستند. از فنون تمرکز شنیداری می توان به گوش دادن یک موزیک ملایم، صدای تیک تاک ساعت، صدای شر شر آب رودخانه و یا صدای آبشار اشاره کرد، همچنین از جمله تمرینات و تکنیک های تمرکز لمسی «لامسه» می توان به لمس گوی شیشه ای ، یا لمس یک تکه شی زبر اشاره کرد. به هر حال علاوه بر موارد فوق الذکر چیزهای دیگری هم در طبیعت وجود دارند که انسان می تواند اصول و فنون تمرکز فکر را با آنها تمرین کند. برخی از رهجویان با نگاه کردن به ناف و یا ناخن شست دست مدتهای مدیدی را در حالتی از خلسه و جذبه بسر می برند، انجام دادن کار خوب و خارق العاده نتیجه تمرکز فکر بالاست، چرا که تمام نوابغ، سیاستمداران، نویسندگان، هنرمندان، مخترعین، مکشفین همه و همه دارای تمکز فکر در حداعلی بوده اند.
    لئوناردو داوینچی دانشمند، مخترع و نقاش برجسته ایتالیایی خاکستر درون اجاق را بعنوان نقطه تمرکز انتخاب می کرد و تا ساعتها وقتی که حتی شعله های آتش آن فرو می خفت به خاکستر زل می زد. ناپلئون بناپارت بزرگترین نابغه نظامی قرن هیجدهم میلادی وقتی در جنگی شرکت می کرد ابتدا بدور از چشم هم قطاران در پشت کوه یا تپه ای مشغول تمدداعصاب و تمرکز فکر می شد،لامارتین شاعر برجسته و معروف فرانسوی در دوران تحصیل کتابی رایافت تا مطالعه کند، بعد از ظهر وقتی که از مدرسه به خانه آمد شروع به خواندن آن کرد، زمانیکه وی از مطالعه کتاب فارغ شد آفتاب روز بعد غروب کرده بود و یا ارشمیدس به مطالعه کتب و حل مسائل مشکل و پیچیده مشتاق بود بطوریکه غالباً از غذا خوردن واستحمام غفلت می ورزید. بدین جهت اطرافیان شخصی را مأمور کرده بودندکه مواظب اوقات غذا خوردن و استحمام او باشد.مورخین مرگ وی را اینگونه نوشته اندکه زمانی وی در گوشه ای مشغول مطالعه و اندیشیدن بود که چگونه یونانیان سپاه روم را در هم شکنند، سرداران روم فرصتی یافتند تا به داخل شهر نفوذ کنند و شهر را به محاصره خویش در آورند،فرمانده سپاه روم به سپاهیان خود سپرد هر کسی ارشمیدس را زنده بیابد وی را نزد او ببرد، از قضا یکی از سربازان رومی به خانه ارشمیدس رفت و چون او را نمی شناخت از او پرسید که نام خود را باز گوید ارشمیدس چنان غرق مطالعه و تفکر بود که جوابی نداد و سرباز رومی جواب ندادن ارشمیدس را حمل بر بی اغتنایی کرده و او را کشت. واین داستان ما را بر این نکته معطوف می دارد که نیروی تمرکز فکر ارشمیدس تا چه حدی بوده است که در نهایت سبب مرگ وی گردید.
    البته مثالهای فوق به این معنا نیست که تمام آدمیان بسان نوابغ، دارای قدرت دماغی و تمرکز فوق العاده ایی هستند بلکه اگر انسان می خواهد با حداقل توان و در حداقل زمان، کار خود را به حداکثر برساند، بایستی ضرورتاً تمام حواس و قوای ادراک خود را برای آن چیز مورد نظر متمرکز کند و دراین رهگذر نقش دعا، نماز و ذکر را برای ایجاد تمرکز فکر به هیچ وجه نمی توان منکر شد، البته مشروط بر اینکه این موارد با حضور ذهن و خلوص نیت انجام پذیرد.
    روحانیون ، کشیشان، پرهیزگاران و معتقدین که شبانه روز وقت خود را صرف عبادت می کنند دارای قدرت تمرکز فکری زیاد تر از دیگر اقشار اجتماع هستند. پیشوای مومنین حضرت علی(ع) وقتی که در جنگی با دشمنان از ناحیه پا مورد اصابت تیر واقع می گردد اصحاب حضرت آن تیر را در حین نماز و در حالتی که او در حالتی خاص قرار داشت از پای وی بدر می آورند و یا اینکه مرحوم علامه طباطبایی (ره) زمانی که مبتلا به چشم درد بود جراحان بدون تزریق عامل بیهوش کننده به وی و تنها زمانی که آن مرحوم در حال خواندن ذکر و اوراد بود، چشمش را مورد عمل جراحی قرار دادند.
    باز هم باید گفت مثالهای فوق الذکر تنها دلایل و نتایج و عواقب جمع نمودن حواسهای پنج گانه چه بصورت خودآگاه و چه بصورت ناخود آگاه است که ضامن سلامتی انسانها بوده و محافظی در برابر مصائب و دشواریهای خطیر می باشد. ما در زندگی فردی و اجتماعی مان همواره تمامی کارها را بر اساس عادت و ناآگاهانه انجام می دهیم، مثل غذا خوردن، مسواک زدن، گوش دادن به رادیو، تماشاکردن تلویزیون و غیره، این عادات را می توان با اراده بصورت آگاهانه و تحت انقیاد قوای دماغی در آورد. به عنوان نمونه وقتی ما به دندانهایمان مسواک می زنیم بایستی طوری این عمل را انجام دهیم که پرزهای مسواک را در دهانمان و برروی دندانها احساس نماییم و یا بهنگام پوشیدن جوراب و در حین اینکه جوراب را به پایمان می کنیم باید جوراب و تماس آن را با پوست پاها لمس کنیم و یا اینکه، در حین غذا خوردن وقتی که لقمه را بدهان می گیریم بایستی طعم، مزه، بو و حالت جویدن آنرا در خود احساس نماییم و بالاخره برای تماشای تلویزیون و یا هرعمل دیگربایستی تمام توجه مان را به آن عمل معطوف نماییم.
    در انتهای این مبحث مهمترین دلیل برای اینکه مراقبه و تمرکز فکر را باید به بخشی از فعالیتهای زندگی روز مره خود تبدیل کنیم اینست که با انرژی مثبت به سمت نیروهای معنوی و به سمت سرچشمه حیات که همان منشاء آفرینش و خداوند لایزال است گام نهاده به تجربه ها ی پربار و هدفمند، که پیوسته زندگیمان را تغییر می دهد نائل آئیم.
    چون بديدم كه بر بسيط زمين هيـچ دانـش ز بَـعـدِ دانـش ديــن

    نيسـت از دانـش نجومـي بـه، كاندر او گنج حكمت است و فره

  23. تشکرها از این نوشته :


  24. #93
    zamara آواتار ها
    zamara آفلاين است همکار قدیمی بخش ورزش و ایرانگردی
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    سن کاربر
    50سال
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    16,677
    تشکر
    14,282
    تشکر شده 16,411 بار در 8,012 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    از دوست عزيز و خوبمان جناب MOHSENKF بخاطر ارسال مباحث مربوط به يوگا تشكر ميكنم .
    اما ذكر اين نكته ضروري است كه آيا اين مطالب را شما شخصا نگاشته ايد يا از جايي آن را كسب كرده ايد !؟
    اگر اين مطالب را از سايت و محل ديگري به اينجا منتقل كرده ايد ذكر منبع آن همانطور كه در امضاء خود يادآوري كردم لازم و ضروري است و بايد آداب امانتداري حفظ شود .
    به شما دوست عزيز 24 ساعت فرصت ميدهم كه اگر اين مطالب را از سايت ديگري كسب كرده ايد ، منبع آن و نويسنده هاي اين مطالب را عينا همراه لينك مربوطه قيد كنيد ، در غير اينصورت كليه پست هاي شما در اين تاپيك حذف خواهد شد .
    موفق باشيد
    توجه به قوانين سايت و رعايت آنها نشانگر شخصيت خوب شماست.

  25. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما zamara برای ارسال این پست سودمند:


  26. #94
    MOHSENKF آواتار ها
    MOHSENKF آفلاين است كاربر عالي
    تاریخ عضویت
    Jan 2008
    سن کاربر
    29 سال
    محل سکونت
    W810
    نوشته ها
    907
    تشکر
    623
    تشکر شده 1,442 بار در 681 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط zamara نمایش پست ها
    از دوست عزيز و خوبمان جناب MOHSENKF بخاطر ارسال مباحث مربوط به يوگا تشكر ميكنم .
    اما ذكر اين نكته ضروري است كه آيا اين مطالب را شما شخصا نگاشته ايد يا از جايي آن را كسب كرده ايد !؟
    اگر اين مطالب را از سايت و محل ديگري به اينجا منتقل كرده ايد ذكر منبع آن همانطور كه در امضاء خود يادآوري كردم لازم و ضروري است و بايد آداب امانتداري حفظ شود .
    به شما دوست عزيز 24 ساعت فرصت ميدهم كه اگر اين مطالب را از سايت ديگري كسب كرده ايد ، منبع آن و نويسنده هاي اين مطالب را عينا همراه لينك مربوطه قيد كنيد ، در غير اينصورت كليه پست هاي شما در اين تاپيك حذف خواهد شد .
    موفق باشيد
    چون من خودم شخصاً به يوگا علاقه مندم و ديدم اينجا خيلي وقته خوابيده، اين مطالب رو از سايتهاي ديگه گذاشتم. من كه نميدونستم:confused:، كاش زودتر ميگفتي همون موقع‌ها منبع ‌رو مي‌ذاشتم:-<. حالا مجبورشدم دوباره كلي سرچ كنم تا سايتها رو پيدا كنم:((، فقط شايد بعضي‌ از سايتها از قلم افتاده باشه:(. بعد فقط خود سايتهايي رو كه ازشون مطلب گذاشتم ميذارم. جون من ديگه گير نده كه واسه هر كدوم از پستها لينك بذارم كه اينطوري پدرم در مي‌آد.:((:((:((

    سايت يوگا پيام مهر : http://yoga-payammehr.com
    سايت مجله دانش يوگا : http://www.danesheyoga.com/
    عمده مطالب از دو سايت بالا گذاشته شده.

    http://www.bia2doctor.com/Health/Default-50183.asp
    سايت مجله اينترنتي ورزش : http://www.netsport-magazine.com
    فقط سايت چند تا از مطلبها رو نتونستم پيدا كنم.:confused:

    اميدوارم مورد قبول واقع بشه.:o
    انشاء ا... از اين به بعد لينك مطلب‌ها رو حتماً ميزارم.:rolleyes:
    ویرایش توسط MOHSENKF : November 8th, 2008 در ساعت 12:11 AM
    چون بديدم كه بر بسيط زمين هيـچ دانـش ز بَـعـدِ دانـش ديــن

    نيسـت از دانـش نجومـي بـه، كاندر او گنج حكمت است و فره

  27. تشکرها از این نوشته :


  28. #95
    zamara آواتار ها
    zamara آفلاين است همکار قدیمی بخش ورزش و ایرانگردی
    تاریخ عضویت
    Jul 2007
    سن کاربر
    50سال
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    16,677
    تشکر
    14,282
    تشکر شده 16,411 بار در 8,012 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    با تشكر از شما دوست عزيز :
    همين مقدار هم كافي است و از شما تشكر ميكنم .
    اما اين را حتما مد نظر داشته باشيد كه هر موضوعي را كه از سايت ديگري در اينجا قرار ميدهيد حتما منبع و نام نويسنده و حتي الامكان لينك آن را در پست مربوطه قيد كنيد .
    انشالله با اين كار خير شما رسم امانتداري حفظ ميشود و زحمات ساير عزيزاني كه در ساير سايتها متحمل زحمت شده و مطالبي را جمع آوري و در اختيار ما ميكذارند به هدر نرفته و به نوعي با اينكارمان از آنها تقدير و قدرداني ميكنيم .
    موفق باشيد
    توجه به قوانين سايت و رعايت آنها نشانگر شخصيت خوب شماست.

  29. تشکرها از این نوشته :


صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 10:14 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به  شرکت فرهنگ سازان  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت پيگرد قانوني دارد
سئو و بهينه سازي : سئو
Powered by vBulletin® Version 4.2.2 Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved