تاریخ امروز :
تالار های نیک صالحی - Powered by vBulletin
تبلیغات
تولبار جدید و آپدیت شده مخصوص نیک صالحی آماده دانلود است ، برای دانلود کلیک کنید.
نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

پیام روشن آرش و المیرا به والدین خود، لطفاً ما را ساده لوح فرض نکنید!

  1. #1
    roodkhaneye.abi آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    سن کاربر
    22
    نوشته ها
    12
    تشکر
    0
    تشکر شده 10 بار در 7 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض پیام روشن آرش و المیرا به والدین خود، لطفاً ما را ساده لوح فرض نکنید!

    مشاور صاحب نام ایرانی و متخصص پرورش کودکان و نوجوانان موفق به نکات بسیار آموزنده ای برای تربیت صحیح فرزندان توسط والدینشان اشاره می کند.
    سینا تهرانی مدیر سابق مرکز مهارتهای استعدادهای درخشان در نیوجرسی آمریکا و رئیس مرکز مشاوره درس زندگی در تهران ، در سایت اختصاصی اش با ارائه دو نمونه عینی از تجربیات خود بر اهمیت درک صحیح صحبتهای کودکان توسط والدین و تاثیرگذاری آن در رشد و شکوفایی استعدادهای پنهان و نهان آنها اشاره می کند.

    این متخصص جوان می گوید: آرش کودکی ده ساله از پدرش می پرسد: پدر! تعداد کودکان بی سرپرست در تهران چندتاست؟ پدر پس از سخنرانی مفصلی درباره این موضوع ، رقم بچه های بی سرپرست تهران را بصورت تقریبی ذکر می کند. اما آرش خان راضی نمی شود و بار دیگر روی این موضوع سوال دیگری می پرسد: ” پدر تعداد این کودکان در استان تهران ؟ در ایران؟ در آسیا و در دنیا چندتاست؟
    این پرسش و پاسخ ، نمونه ای از اظهارات پدر آرش در جلسه مشاوره با من است . پدر او که استاد دانشگاه در رشته مهندسی برق می باشد، می گفت: ” جناب تهرانی از اینکه می بینم پسرم نسبت به مسائل اجتماعی علاقه نشان می دهد، بسیار خوشحالم. زیرا کمتر کودکی را دیده ام که در این سن به فکر فقرا و نیازمندان باشد من به او افتخار می کنم.این پرسش تنها یک نمونه از سوالات متفکرانه ای است که پسرم هر روز از من می پرسد. حالا از شما خواهش می کنم تا به من کمک کنید که از این هوش و استعداد سرشار او در جهت ساختن فرزندی موفق بهره ببرم.”

    به عنوان یک متخصص شکی ندارم که همه آفریده های خداوند از استعداد و توانایی های خارق العاده ای برخوردارند. اما وقتی با آرش در ارتباط با پرسش او صحبت کردم، متوجه شدم که آرش خان چندان نگران فقر و مسائل اجتماعی نیست، بلکه علاقه ی او به این موضوع به ترس او برمی گردد.

    لابد می پرسید: چه ترسی؟
    پرسش های آرش به علت همدردی با کودکان بی سرپرست نبود، بلکه او می ترسید که مبادا خودش نیز زمانی بی سرپرست بشود. در واقع او علاقه ای به دانستن تعداد کودکان بی سرپرست نداشت، بلکه می خواست مطمئن شود که پدرش او را تنها رها نخواهد کرد.

    المیرا ، ۵ ساله در حالیکه همراه مادرش بود، نگاهی به تابلوهای تصویری روی دیوار دفتر کار من انداخته و با صدای بلند می گوید: ” چه کسی آن نقاشی های بدترکیب را کشیده است؟”
    مادر که متوجه منظور دخترش نشده و حسابی نیز دست پاچه است،به من می گوید: آقای سیناتهرانی خیلی عذرمی خواهم رفتار فرزندم واقعاً زشت بود، سپس با نگاهی سرزنش آمیز به فرزندش می گوید: ” دخترم هیچ خوب نیست که بگوییم نقاشی هایی به این قشنگی زشت اند”

    من که به معنی اصلی این پرسش المیرا پی برده بودم، گفتم: ” دخترم تو اینجا مجبور نیستی نقاشی های قشنگی بکشی. اگر دوست داری می توانی نقاشی های بدترکیب هم بکشی ! ”
    در آن لحظه، لبخندی از رضایت بر چهره المیرا نمایان شد. اکنون او پاسخ پرسش پنهانی خود را دریافت کرده بود. به تعبیر دیگر، او می خواست بداند: ” بر سر بچه ای که بلد نیست خوب نقاشی کند ، چه خواهد آمد؟ ”

    برای اینکه به مادر المیرا نشان دهم که برداشت او از پرسش های دخترش صحیح نبوده و همین موضوع می تواند در تربیت صحیح فرزندش اثرات منفی برجای بگذارد. از اتاقم خارج شده و یک عروسکی که قبلاً به علت افتادن بر روی زمین دو نیمه شده بود را با خود آورده و بدون اینکه المیرا متوجه شود روی میزم گذاشتم.

    چند لحظه بعد دختر نازنین به مادرش گفت: ” چه کسی این عروسک را شکسته است؟ مادر جواب داد: ” عزیزم برای تو چه فرقی می کند که چه کسی آن را شکسته ؟ تو که اینجا کسی را نمی شناسی؟ ”

    بر خلاف برداشت مادر، المیرا در واقع علاقه ای به دانستن اسم فردی که آن اسباب بازی را شکسته نداشت، بلکه او می خواست بداند با دختربچه هایی که اسباب بازی ها را می شکنند چه رفتاری خواهند کرد.
    من هم وارد عمل شده و به المیرا گفتم: ” اسباب بازی ها را برای بازی ساخته اند، بعضی وقت ها هم آنها را می شکنند. از این اتفاق ها خیلی پیش می آید.”

    دختر دوست داشتنی، به نظر راضی می رسید. مهارت کودکانه اش در گفت و گو اطلاعات لازم را در اختیارش گذاشته بود، او در ذهنش این جملات را ثبت می کند که : ” این آقا عجب آدم خوبی است؛ حتی اگر نقاشی ام زشت از آب درآید یا اسباب بازی ام را بشکنم، زود عصبانی نمی شود. پس من هم نباید از او بترسم. اینجا جای امنی است.”

    المیرا در حالیکه برای مادرش دست تکان می داد به آغوش من پرید تا نشان دهد که پرسش های او و پاسخ های من حس اعتماد متقابل را میان من و او ایجاد کرده است.


    جان کلام!

    پدر و مادرهای عزیز بدانند که گفت و گو با فرزندان هنری یگانه با قوانین و معانی خاصی خود است. تصور نکنید که کودکان در برقراری ارتباط ساده لوح هستند. پیام های آنان معمولاً پر رمز و راز است و برای پی بردن به آنها لازم است مهارت های ارتباط با فرزندان خود را بیاموزید تا بتوانید پیام هایشان را رمز گشایی کنید. قطعاً پدر و مادرهایی که این مهارت ها را کسب کنند، در تربیت صحیح فرزندانشان موفق بیشتری کسب کرده و فرزندانی سالم، سازنده، با نشاط و موفق خواهند داشت.


    منبع : روزنامه قدس

  2. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما roodkhaneye.abi برای ارسال این پست سودمند:


کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 04:25 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به  شرکت فرهنگ سازان  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت پيگرد قانوني دارد
سئو و بهينه سازي : سئو
Powered by vBulletin® Version 4.2.2 Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved