لوچو در جشن مردگان




لوچو یک کشتی باستانی در مازندران است. گاهی پیش از نشا و گاهی پس از درو برنج برگزار می شود.

شناخته ترین لوچوی مازندران در جشن مردگان 28 تیرماه برابر با 26 نوروزماه تبری بر بلندی کوههای البرز در روستای لهر و شیخ موسی بندپی بابل برگزار می شود که بسیار پرشور است.

لوچو به معنی لبه چوب است چون "چو"(Chu) در مازنی یعنی چوب و "لو"(LU) یعنی لب . این چوب را در گوشه زمین نبرد می کاشتند و گوسفند یا پیشکشی مانند صنایع دستی فرش پارچه و.. بدان می بستند. پهلوان پیروز پس از پایان چوب را بر دوش می گیرد و کنار زمین دوری می زد.
از هنگامیکه لوچو با کشتی آزاد پیوند خورد از چهره راستین آن کمی دور شد حتی جامه ویژه ای که در کشتی به کار می رفت مانند "چاقا" و "کرباس" و بند تنومندی که دور کمر بود و در زبان زرتشتی کشتی نامیده می شود به فراموشی رفته است. ورزشکاران در آغاز "بند کشتی" همدیگر را می گرفتند. چون این جامه را دیگر نمی پوشند فن "بند" و "پس کاسه" به کار نمی رود! بسیاری از فن های کشتی آزاد از زمانهای دور در کشتی لوچو انجام می شد. برای نمونه فن لنگ را فن "کاپ" و سر زیر بغل را "تاش" می گفتند. (کاپ به تبری یعنی پاشنه) فن برات در لوچو غازبال شناخته می شد. فن "دست کاپ" برابر با فن " کت و شیر" کشتی آزاد و فن " سرین تو" یعنی هل دادن ران"یک دست در پس گردن و دست دیگر را پشت باسن حریف می گذاردند و با ران خود او را هل می دادند" و فن"پس کاپ"( اگر حریف فن لنگ را انجام می داد او می بایست پایش را در می آورد و پشت پای حریف می گذاشت و او را به پس {عقب}هل می داد) از شمار فن های دیگرند.
اگر کسی در لوچو پیروز می شد هماورد او تا یکسال با او کشتی نمی گرفت. امروزه زمانی را برای پایان کشتی گذاشتند در حالیکه در گذشته اگر کشتی چند ساعت هم درازا می کشید باید برنده آشکار می گشت. یکی از لوچو کارهای نامدار ایران و مازندران که در جهان هم پرآوازه است امامعلی حبیبی(ببر مازندران) بود که اکنون در شهر قائم شهر زندگی می کند.