تاریخ امروز :
تالار های نیک صالحی - Powered by vBulletin
تبلیغات
تولبار جدید و آپدیت شده مخصوص نیک صالحی آماده دانلود است ، برای دانلود کلیک کنید.
صفحه 9 از 20 نخستنخست ... 567891011121319 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 161 به 180 از 390

تقويم تاريخ !

  1. #161
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    13 جولاي

    پيروزي بزرگ ارتش ايران در ديشيا،و تصرف روماني و مولدوا تا اوكراين
    ژوئيه سال 513 پيش از ميلاد، و طبق محاسبات تقويمي مورخان اروپايي؛ 13ژوئيه ( 23 تيرماه و روزي چون امروز) ارتش ايران نيروهاي كنفدراسيون گتائه Getae را در كنار دانوب جنوبي، منطقه داكيه Daci =Dacia (تلفظ انگليسي: ديشيا = روماني امروز) شكست داد و سراسر بالكان شرقي را ضميمه قلمرو ايرانساخت (بالكان به معناي رشته كوههاي جنگلي، منطقه اي است كوهستاني شبهجزيره شكل در جنوب شرقي اروپا، از درياي آدرياتيك تا درياي سياه).
    به فرمان داريوش بزرگ، ارتش ايران به فرماندهي سپهبد بغابيش (بغابيشه) براي سركوب سيتي ها از درياي مرمره گذشته و پاي به اروپا نهاده بود. حاكمان محلي براي ايستادگي در برابر نيروهاي ايران كه مركب از هشتاد هزارتن بودند كنفدراسيون «گتائه» را تشكيل داده بودند كه پس از چند روز نبرد، 13 ژوئيه شكست خوردند و روماني و مولداوي (مولدواي امروز) تا اوكراين ازآن ايران شد. داريوش اين پيروزي، و دليل لشكركشي به اروپا را در كتيبه ايشرح داده و مناطق متصرفه را نام برده است.
    هرودوت در كتاب چهارمو عمدتا در صفحه 93 اين كتاب به شرح جنگ دي شيا (داكيه) پرداخته و استرابومنطقه مفتوحه ايران در پيروزي داكيه را «دائويDaoi» ناميده است - منطقه ايكه رومي ها آن را در جنگهاي سال 101 تا 106 ميلادي تصرف و سپس «رومانيا» خوانده شده است. مورخان اروپايي نبرد ژوئيه 513 پيش از ميلاد در داكيه رااز بزرگترين رويدادهاي دنياي باستان و نخستين پيشروي نظامي بزرگ و عميقشرق (آسيا) در غرب (اروپا) بشمار آورده اند.
    داريوش بزرگ دو سال پيش از جنگ «دي شيا (روماني)»، در سال 515 پيش از ميلاد كار ساختن تخت جمشيد را آغاز كرده بود.

    روزی که تبریز برای دومین بار به دست عثمانی افتاد
    نيروهايسلطان سليمان عثماني درجريان لشكركشي دوم این امپراتوری به ايران، 13جولای 1534 شهر تبريز را تصرف كردند و سپس متوجه شروان، سلطانيه و حتيگيلان شدند. عثماني ها با استفاده از درگيري داخلی شاه طهماسب صفوي، ضدیتسران ایلات تُرک تشکیل دهنده نیروی قزلباش با یکدیگر و دشواري هايي كه بابرادرانش داشت و نیز درگیری دولت صفویان با ازبکان در شمال شرق ایران، پايبه ايران گذارده بودند. اختلاف سران ایلات با یکدیگر به حدی بود که شاهطهماسب نتوانست بیش از ده هزار (و به قولی هفت هزار) نیرو فراهم سازد کهاین شمار نیرو هم از صوفیان بودند. حال آنکه عثمانی ها با دویست هزارنظامی و سیصد توپ به ایران تعرض کرده بودند. اين عمليات 20 سال پس از جنگچالدران روي داد كه ضمن آن لشکرکشي هم تبريز موقتا به دست عثماني هاافتاده بود كه در آن زمان اشغالگران بر اثر مقاومت مسلحانه مردم محل وحملات چريکي و مقاومت منفي به ستوه آمدند و طولي نکشيد که بازگشتند. سلطانسليمان ضمن تصرف مناطق غربي ايران، 31 دسامبر 1534 بغداد را که در قلمروايران بود متصرف شد. شاه طهماسب پس از افتادن تبريز به دست عثماني ها،پايتخت را از آن شهر به قزوين منتقل ساخت.
    علت شکست ايران در نبردچالدران، نداشتن اسلحه نوين (توپ و تفنگ) بود. سران صفويه در آن زمان بکاربردن توپ و تفنگ و کشتن افراد (حتي دشمن) را از راه دور خلاف آيينجوانمردي مي پنداشتند و با اين تفکر شمشير بلند هم حمل نمي کردند که بعداو عمدتا از زمان شاه عباس اين رسم به دور انداخته شد، ايران داراي يک ارتشملي و اين ارتش مجهز به اسلحه آتشين شد.
    سلطان سليمان پسر سلطانسليم بسال 1494 متولد و در سال 1566 درگذشت. وي که 21 سپتامبر 1520 بر جايپدر نشسته بود يک سال بعد از آغاز سلطنت، بلگراد را تصرف کرده بود. وي بهخاطر ايجاد يک قوه قضايي تازه، دادگاههاي متعدد و تدوين آيين دادرسي وکيفر، به سليمان قانوني معروف شده است.

    ریشه مسائل، از افتادن امپراتوری ایران به دست عرب تا به امروز
    تیرماه 1344 (13 جولای 1965) دانشگاه تهران تاریخ دو جلدی «زندگی شاه عباساول» تالیف استاد نصراله فلسفی را به توزیع داد و کتاب درسی شد. فلسفی بااین تالیف، تاریخنگاری را در ایران وارد عصر تازه ای کرد ـ عصر بیان حقایقبه صورتی عریان، بدون تکلّف و پرده پوشی. وی در مقدمه این تالیف عللاضمحلال امپراتوری ایران را در قرن هفتم میلادی ـ پس از 13 قرن ابرقدرتبودن و برخورداری از یک مدنیّت و فرهنگ غنی بیان داشته و آن را به حسابتضعیف منش، کردار و پندار خوب ایرانی، تن آسان شدن ایرانیان و فرسوده شدنارتش به سبب جنگهای غیر ضروری گذارده که نتوانست در برابر شماری کم [عرب] صحرانشینان جنوب غربی ولی بییاک و ازجان گذشته ایستادگی کند. وی نوشته استکه پس از گذشت چند دهه از آن رویداد، ایرانیان بیدارشدند و دوران مبارزهبرای احیاء حاکمیت ملی، آزادی و استقلال آغاز شد که قهرمانی ترین فصلتاریخ جهان [بشر] را تشکیل می دهد. حکومت خلفای اموی و عباسی بودند کهدرهای ایران را به روی صحرانشینان شمال شرقی (ایلات تُرک) گشودند و ازمردان آنان برای سپاهیگری و فرمانبری استفاده می کردند. این سپاهیان تُرکبعدا ژنرال، حکمران ایالات و بر ایران مسلط شدند و بعدا با چند اشتباه،چنگیزیان [مغولان] را به ایران کشاندند که اینان در مسیر خود جز کشتار وتخریب چیزی برجای نگذاردند و بعدا در طول حکومت؛ فساد اداری، تملق وچاپلوسی، سعایت و .... سپس قدرت به دست طایفه ای از مغولان به اسمتیموریان افتاد که از کله مقتولین ایرانی در اصفهان مناره ساختند. ایرانیان که از خونریزیها و سفّاکی های چنگیزیان و تیموریان و ... به جانآمده بودند حکومت صوفیان [درویش ها] به رهبری شاه اسماعیل که وحدت ملی رابرپایه آمیختن سیاست و مذهب قرارداده بود به امید بازگشت به دوران صداقت واخلاقیات ـ با رضا و رغبت پذیرفتند. ولی، پس از شاه اسماعیل، مقامات وقتکه قبلا تارک جاه و جلال دنیوی [عارف] شده بودند دنیاگرا شدند و دل به جاهو مقام بستند و بی رحمی، قتل، جنایت و فساد اداری ازسرگرفته شد و ... ـدرست بمانند عهد مغولان. شاه اسماعیل که خودرا از نسل امام موسی کاظم وامام حسین می دانست و شیعه اثنی عشری را مذهب رسمی [دولتی] ایران اعلامکرده بود با این کار، دشمنی سلطان عثمانی مدعی خلافت مسلمین (سنیّان) رابرانگیخته بود و این دشمنی جنگهای بسیار به دنبال داشت و بیش از سه قرنطول کشید.
    نصرالله فلسفی شرح داده است که مقامات وقت برسر حفظمنافع روزافزون خود حتی زن شاه و مادر ولیعهد [مهد علیا خیر النساء بیگمزن سلطان محمد و مادر شاه عباس، از سادات مرعشی مازندرانی که نسب او بهعلی بن ابیطالب می رسید] را که در برابر آزمندیهایشان ایستادگی می کرد خفهکردند و جنازه اش را به بیابان قزوین افکندند و نگران ازمیان رفتن وحدتملی هم نشدند زیرا که مقتوله مازندرانی بود و مازندرانی ها هوادار او وآماده خونخواهی و نبرد داخلی. مؤلف با ذکر جزئیات توطئه های شاهزادگانصفوی پس از درگذشت مرشد کامل (شاه طهماسب) و قتل یکی پس از دیگری آنان وفتنه گری های پریخان خانم دختر شاه طهماسب (که سرانجام اورا هم کشتند) خواسته است درس عبرت و هشدار دهد تا جاه طلبی ها مهار شود.
    دکتربینا استاد دیگر با پیروی از سبک نصرالله فلسفی در مقدمه تالیف خود [کتابدرسی سابق] که درباره قاجاریه است به زبانی دیگر علل بدبختی های ایران رابیان کرده و آن را نتیجه افتادن ایران به دست عرب در قرن هفتم دانسته است.


    فيلسوف ضد ماديگري كه روش «نافرماني» را براي مقاومت معرفي كرد
    «هنري ديويد تارو Henry David Thoreau» فيلسوف ، نويسنده و شاعر آمريكايي 12 ژوئيه 1817 در شهر كانكورد ايالت ماساچوست به دنيا آمد . وي مشوق سادهزندگاني كردن بود و عقيده داشت كه تجملات زندگي، يك فرد را «ماديگرا» ميكند و چنين فردي « پول »را همه چيز مي داند و به جمع آن حتي باخطر كردن دست مي زند. «تارو» جنگ آمريكا با مكزيك بر سر تصرف اراضي اينكشور را توسعه طلبي و يك جنگ امپرياليستي خواند . او بر ضد بردگي سياهانبود و از « جان براون » كه به خاطر رهايي سياهپوستان از بردگي دست به قياممسلحانه زده بود حمايت كرد. تارو « نا فرماني » را به عنوان راه مبارزهمنطقي و مسالمت آميز با كارهاي غير منصفانه دولت معرفي و پيشنهاد كرد و دراين زمينه يك رساله نوشت كه در قرن بعد، گاندي با مطالعه آن همان روش رابر ضد انگلستان در پيش گرفت. «تارو» در اجراي اين روش خود يك بار از دادنماليات به دولت خود داري كرد و به زندان افتاد ، ولي يكي از هواخواهانشبدون اين كه وي بداند، ماليات عقب افتاده اش را پرداخت كرد و از زندان رهاشد.

    سالروز درگذشت «مرزبان زبان پارسي» - عباس مروي
    عباسمروي يكي از چند شاعري كه اشعار آنان تا به امروز باقي مانده و گفته ميشود از گروه اول شاعران فارسي گوي ايراني بعد از حمله عرب بوده اند 13ژوئيه سال 815 ميلادي درگذشت.
    دو شاعر ديگري كه از آن سالها،اشعارشان به زبان فارسي باقي مانده است ابوحفص سغدي و حنظله بادغيسيهستند. شايد در دو قرن اول اشغال نظامي ايران توسط عرب، شعراي پارسي گويديگري هم مي زيستند، اما تنها اشعار اين سه تن كه در خراسان بزرگتر (شاملشمال شرقي ايران امروز، شمال و شمال شرقي افغانستان و منطقه فرارود) ميزيستند به نام خودشان باقي مانده است.
    عباس مروي در يكي ازاشعارش خود را «مرزبان زبان پارسي» خوانده و به اين ترتيب احساسات مليخويش را آشگار ساخته است. وي از شهر مرو ـ دژ استوار زبان، فرهنگ و تمدنايراني برخاسته بود. پارسي سرايان و پارسي نگاران آن زمان، تقريبا همه، ازخراسان بزرگتر از جمله شمال افغانستان و منطقه فرارود بودند.
    «
    مرزبان» واژه اي برابر با پاسدار و پاسبان است. در دوران ساسانيان، وظيفهمرزبانان كه درجه اسپهبدي داشتند جلوگيري از ورود اقوام با تمدني كم بهدرون ايران و تخريب فرهنگ ايراني بود.

    يكصدمين زادروز " پابلو نرودا " شاعر ملي شيلي و به اين مناسبت تجليل بي سابقه مردم و دولت از او
    اشتياقيكه شيليايي ها، دوشنبه 12 ژوئيه 2004 ، در برگزاري يكصدمين زادروز شاعر ونويسنده خود « پابلو نرودا Pablo Neruda» نشان دادند هركس را كه در جريانگزارش مربوط قرار گيرد اميدوار ، نسبت به وجدان بيدار انسانها خوشبين و بهادامه خدمت به آنان ترغيب مي كند.
    صدها تن از مردم معمولي شيلي 31 سال پس از مرگ پابلو در سپيده دم در زير باران شديد به ايستگاه راه آهنسانتياگو رفتند و به ريكاردو لاگوس Ricardo Lagos رئيس جمهوري و پانصدمقام، استاد و انديشمند شيلي پيوستند و 315 كيلو متر راه را پيمودند تا درشهر « پارال»، زادگاه پابلو از او تجليل كنند. در ميدان راه آهن كه پدرپابلو در آنجا روزگاري يك كارگر ساده بود از سوي مردم داوطلب با سيب سرخبر كف ميدان يك قلب 22 متر در 23 متر ساخته شده بود كه نام شاعر را با گلسفيد روي آن نوشته بودند.
    پابلو كه داراي چندين مجموعه شهر ومولف كتب متعدد است مردم و جغرافياي آمريكاي لاتين را به شعر درآورده وسيه روزي و بدبختي اين مردم و علل آن را به بهترين وجه منعكس ساخته است. همين كتاب در سال 1971 وي را برنده جايزه ادبي نوبل ساخت. پابلو كه هواداررفاه مردم و سوسياليسم بود در جريان جنگ داخلي اسپانيا در اين كشور بود وكشتار انسان به دست انسان به خاطر كسب قدرت و در نتيجه دست يافتن به مالاو را سخت آرزده ساخت . از آنجا به پاريس رفت و كمك كرد تا بيش از دو هزارآواره اين جنگ به شيلي مهاجرت كنند. اين عمل او در اروپا آن چنان گل كردكه دولت وقت شيلي ابلاغ سفير در پاريس را براي پابلو فرستاد و او ناخواستهدپيلمات شد، ديپلماتي كه سفارت را تبديل به محل اجتماع شعراء و شعر خوانيكرده بود.
    در بازگشت به شيلي، مردم او را سناتور كردند، سناتوريكه هرگز راي مثبت و منفي نداد. او مي گقت كه چون مطمئن نيست كه قانونپيشنهاد شده به كسي آسيب نمي رساند، ترجيح مي دهد كه راي ندهد تا وجدانشآسوده باشد.
    پابلو كه 12 ژوئيه 1904 به دنيا آمده بود 23 سپتامبر 1973 از بيماري سرطان درگذشت. مرگ او 12 روز پس از كودتاي ژنرال پينوشه وقتل « سالوادور آلنده » روي داد. وي در اين 12 روز برمرگ آلنده گريسته بودو خبرش به گوش پينوشه رسيده بود و دستور داده بود كه به منظور ارعاب، خانهشاعر را به بهانه يافتن اسلحه! بازرسي كنند و اين عمل كه با خشونت انجامگرفت مرگ او را تسريع كرد. پينوشه به تشويق و حمايت « سيا » بر ضد آلندهسوسياليست كودتا كرد و پس از آن، 17 سال با ديكتاتوري شيلي را اداره كرد.

    تنها نويسنده سياه كه برنده جايزه نوبل شد
    سيزدهم ژوئيه زادروز «اكيواند سويينكاAkinwande Wole Soyinka» داستان نگارنيجريايي است كه در سال 1934 به دنيا آمد. وي تنها نويسنده از ميان سياهانآفريقا است كه برنده جايزه ادبيات نوبل شده است. سويينكا كه در عين حال ازمبارزان حقوق بشر و آزادي هاي مدني است و از دانشگاه «ليدز» انگلستان فارغالتحصيل شده، در دانشگاههاي نيجريه و آمريكا «ادبيات تطبيقي» تدريس كردهاست. سويينكا به خاطر مخالفت پيگير با برادركشي در بيافرا و تلاش برايبراي برقراري صلح ميان طرفين متخاصم، در سال 1967 به تصميم دولت نظامينيجريه بازداشت شد و 22 ماه در زندان بود. زنداني شدن او باعث اعتراض هايجهاني و در نتيجه تغييرات وسيع در نظام حكومتي نيجريه شد. محصول اين 22ماه زندان، داستان است تحت عنوان «مردي كه مرد». در نمايشنامه ها و داستانهاي اين نويسنده، نتايج بد و زشتي هاي ستمگري و خودسري كه بزعم او زاييدهاستبداد هستند منعكس است و در همه آنها از حقوق انسانها و تساوي آنان دراين حقوق دفاع شده است. در ميان حاكمان فدراسيون نيجريه، «ثاني آباچا» بيشاز ديگران مخالف سويينكا بود. دشمني آباچا بود كه اين نويسنده را مجبور بهجلاي وطن كرد.

    سالگرد احتمالي فوت خوارزمي طبق برخي نوشته ها!
    طبق نوشته و احتساب برخي مورخان اروپايي، احتمالا 13 ژوئيه سال 847 روزي است كهخوارزمي رياضي دان بزرگ ايران در بغداد فوت شد.
    كرونيكلجهان در صفحه 270 خود درباره خوارزمي نوشته است: خوارزمي بود كه رياضي ورقم نويسي هند را به كشورهاي ديگر منتقل كرد و كتاب او "حساب الجبر والمقابله" نشان مي دهد كه ايرانيان در آن زمان تا چه حد از اروپائيان جلوبودند و واژه «جبر Jabr» را كه او بكار برده به صورت «الجبراAlgebra » درسراسر جهان باقي مانده است. برخي ديگر از مورخان اروپايي درگذشت خوارزميرا در ماه آوريل رقم زده و نوشته اند كه مرگ خوارزمي با چند روز تفاوتدرست 219 سال پس از درگذشت خسرو پرويز – شاه ساساني روي داد. خسرو پرويزروز سوم آوريل سال 628 ميلادي (14 فروردين) در بازداشتگاه كاخ خود درتيسفون (مدائن) مقتول شده بود كه پس از مرگ او، طولي نكشيد كه امپراتوريايران هم از ميان رفت.


  2. #162
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    14 جولاي

    نخستين تصوير يک شهبانوي ايرانبر سكه ها - هرمز دوم معروف به نيک نفس
    در جولاي سال 307 ميلادي (نيمه اول اين ماه و احتمالا چهاردهم جولاي) هرمزدوم، شاه ساساني ايران اجازه داد كه تصوير بانوي او - دختر پادشاه (محلي) كوشان - بر سكه ضرب شود. هرمز دوم كه «تاريخ» اورا به عنوان «عادل و نيکنفس» مورد قضاوت قرار داده است و هفت سال و چهار ماه سلطنت كرد، نخستينشاه ايران بود كه سكه با تصوير شهبانويش ضرب و به جريان گذارد. شهرتفروتني و باگذشت بودن هرمز دوم از زماني وارد تاريخ شد كه وي پس از كنارهگيري پدر بيمارش «نرسي» از سلطنت و به شاهي رسيدنش، تا زماني كه پدر زندهبود اجازه نداد كه اورا به عنوان «شاه» خطاب كنند.
    «
    نرسي» در سال 302 ميلادي پس از اين كه شنيد يك واحد از ارتش ايران مورد شبيخون رومي هاقرارگرفته و متحمل تلفات شده از فرط اندوه بيمار و همان روز، پس از ده سالپادشاهي به سود پسرش هرمز كناره گيري كرده بود. نرسي قبلا و در جولاي 297ميلادي ارتش روم به فرماندهي گالريوس را در منطقه فرات شمالي شكست و فراريداده بود و چون پيش بيني حمله مجدد را تا سالها نمي كرد، نيمي از ارتش راروانه شمال شرقي كشور (منطقه فرارود) كرده بود كه گالريوس از فرصت استفادهکرده به يک سپاه ايران شبيخون زده، تلفات وارد ساخته و برخي از بستگان شاهرا که در قرارگاه اين سپاه بودند به اسارت گرفته بود. اختلاف ايران و رومدر زمان نرسي هم بر سر ارمنستان بود.
    هرمز دوم بود كه دادگاههايكيفري ايران را دو مرحله اي كرد و دستور داد كه احكام اعدام بدون تصويبشخص او اجرا نشوند. هرمز دوم اوايل سال 310 ميلادي براي جلوگيري از مهاجرتاعراب به قلمرو ايران، به منطقه اي كه امروز ظهران ناميده مي شود (واقع دركشور سعودي) رفته بود كه همانجا درگذشت. وي از طريق جزيره بحرين به آنمنطقه رفته بود.

    زادروز «كنت دو گوبينو» فيلسوف فرانسوي كه پس از اقامت در ايران فرضيه «نژاد؛ فرهنگ مي سازد» را نوشت
    جولاي زادروز فيلسوف، نويسنده و ديپلمات فرانسوي «ژوزف آرتور كنت دوگوبينو» است كه فرضيه «رابطه فرهنگ و پيشرفت با نژاد» را به دست داده است. وي بسال 1816 به دنيا آمد، 66 سال عمر كرد و فرضيه ها، كتب و داستانهايمتعدد از خود برجاي گذارد. وي مدتي به عنوان ديپلمات ارشد (سفير) فرانسهدر تهران اقامت داشت و در اينجا اين فرصت را به دست آورده بود كه به پژوهشهاي خود در زمينه «نقش نژاد در پيشرفت هاي فرهنگي ملل» ادامه دهد.
    اينانديشمند كه خود را از نژاد آرين هاي شمال اروپا (وايكينگ ها) معرفي كردهفرضيه نقش نژاد در ساخت فرهنگ و پيشرفت جوامع را در رساله «نژاد فرهنگ ميسازد» منعكس كرده است كه هنوز پس از گذشت نزديك به 150 سال، مهمترين تئورينژادي به شمار مي آيد.
    اين انديشمند نژادشناس بدون اين كه بهتحقير نژادي اقدام كند نوشته است كه مسائل خاورميانه، آسياي ميانه، روسيهجنوبي، شمال آفريقا و اروپاي جنوب شرقي (بالكان) نتيجه اختلاط نژادي استكه اين اختلاط عمدتا از طريق تهاجم و فتوحات نظامي صورت گرفته است. بهباور گوبينو، ايران آريايي وقت (آرين نژاد) تا پايان دوران ساسانيان چنينمسائلي را نداشت، نه اين كه با مهاجرت مسالمت آميز مخالف بود، بلكه اجازهو امكان نمي داد كه اقوام ديگر از طريق تهاجم و به صورت گروهي (توده اي - كوچ) گام به ايران بگذارند و هرکاري را که بخواهند بکنند. مهاجرت به ايرانباستان داراي ضابطه و مقررات بود.
    بعدا هر دولتي به صورتي (به ظنخود) از فرضيه هاي كنت دو گوبينو استفاده كرد: هيتلر آن را برتري نژادآرين خواند و نژادهاي ديگر و به ويژه يهوديان را در قلمرو خود منزوي ساخت،حال آن كه در فرضيه هاي گوبينو، برضد يهوديان چيزي ديده نمي شود؛ ژاپن تامدتها مانع ورود و اقامت نامحدود خارجيان در خاک خود بود و سپس قوانين سختبراي تابعيت خارجيان وضع كرد؛ در پايان قرن 19، دولت واشنگتن و دولتكانادا مهاجرت زردها به آن دو كشور را محدود كرده بودند و ....
    ديديمكه آمريكاييان اروپايي تبار در ژوئن 2007 هم با بخشودگي بيش از ده ميليونلاتينو و به تابعيت آمريكا درآمدن آنان مخالفت و اشاره كردند که مهاجرتهاي ميليوني نژادهاي ديگر عامل تخريب فرهنگ (اروپايي) و به عقب رفتگيتدريجي كشور و هرج و مرج خواهد شد و ....


    استفاده از دكتر روبوتيك
    استفاده از پزشکی روبوتيك ازجولای 2007 اغاز شده است و نخستين استفادهكننده از آن پزشک آمریکایی ـ «دكتر الكس گانداساس» در چهاردهم جولای اینسال بود. طرز كار اين دستگاه به اين صورت است كه با یک اپراتور نزد بیمارـ در خانه و هرجای دیگر حتی اطاق بیمارستان ـ فرستاده می شود مريض را ازنظر فشار خون، رنگ زبان، معاينه حلق و سوراخ بيني، چشم و گوش، ضربان قلب و ... معاينه می كند. دكتر كه در فاصله دور (در محلي ديگر) از طريق اينترنت،و مانیتور کامپیوتر در جريان معاينه است به روبوت دستور بعدی می دهد و بهصورت «كنفرانس تلويزيونی» با بيمار گفت و شنود مي كند و از همان راه دورپس از دريافت پاسخ ها و اطلاعات به دست آورده شده از روبوت، تجويز دارو میکند، دستور غذا و مراقبت های دیگر به پرستار مي دهد و وضعیت را به بیمارتفهيم مي كند. دكتر همچنين از طريق اين روبوت كه هر دستگاه آن نزدیک به 150 هزار دلار است مي تواند دائما از وضعيت بيمار خود در بيمارستان و یادر خانه آگاه شود، اورا از طريق تلويزيون روبوت ببيند و باهم گفت و شنیدکنند و .... دکترها در مسافرت خارج از کشور و از داخل هواپیما نیز میتوانند از طریق لپ تاپ خود با روبوت پزشکی در تماس باشند و از طریق آنبیماررا ببینند، معاینه کنند و دستور درمانی بدهند.

    ژوئيه روز انقلاب، تحول و ...
    مورخان، 14 جولاي (يكصد و نود و چهارمين روز از سال شمسي ميلادي) را يكياز روزهاي پر تحول و انقلاب در طول سال نوشته اند. از جمله تحولات مهم اينروز؛ فتح زندان باستيل به دست انقلابيون فرانسوي در سال 1789 و آزاد كردنزندانيان سياسي بود. كودتاي سرلشكر عبدالكريم قاسم در 1958در عراق كه بهسلطنت «ساخت لندن» در اين سرزمين پايان داد و بعدا «انقلاب» ناميده شد،رويداد ديگر اين روز است. اين كودتا كه ضمن آن نخست وزير و وليعهد عراق همكشته شدند تبعات متعدد داشت ازجمله استمداد پادشاه اردن از آمريكا برايحفظ مقام خود و كشاندن هرچه بيشتر پاي آمريكا به منطقه بود. قاسم مدعيمالكيت عراق بركويت شد كه سرآغاز ماجرايي دنباله دار است. قتل قاسم دركودتاي بعثي ها با كمك غرب جريان ديگري را باعث شده است كه ادامه دارد.

    تصرف زندان باستيل، روز ملي فرانسويان
    جولاي 1789، آزادي طلبان فرانسوي زندان باستيلBastille را كه محل نگهداريزندانيان سياسي و مخالفان نظام سلطنتي فرانسه بود و به مظهر استبداد شهرتداشت تصرف، زندانيان را آزاد و در ساختمان آتش افكندند. با فتح باستيل،انقلابيون جرات بيشتري به دست آوردند، در کار خود راسخ شدند و انقلابفرانسه ادامه يافت كه نظام سياسي ـ اجتماعي نه تنها فرانسه بلكه سراسرجهان را دستخوش دگرگوني ساخت و از آن زمان 14 جولاي «روز ملي» فرانسويان وبه روز آزادي معروف شده است. در دهه يکم قرن 21 در جريان مراسم 14 جولاي،ژاك شيراك رئيس جمهور فرانسه از يك توطئه ترور نجات يافت.

    در باره اختراع ديناميت و «آلفرد نوبل»
    جولاي سال 1867 مهندس آلفرد نوبل سوئدي كه سال پيش از اين «ديناميت» رااختراع كرده بود، قدرت انفجاري آن را به معرض تماشاي عموم گذارد.
    «
    نوبل» كه در 21 اكتبر 1833 در شهر استكهلم در يك خانواده سوئدي صنعتگر و مهندسبه دنيا آمده بود تحصيلات خود را در رشته مهندسي، و تخصص شيمي در روسيه بهاتمام رساند و دراندك مدتي در 20 كشور به تاسيس شعب كارخانه اقدام كرد.
    آزمايشگاههاي كارخانه هاي او در نيمه دوم قرن 19 موفق به 350 اختراع و طرح تازه شده بودند از جمله ماده منفجره «تي. ان. تي».
    وياز راه توليدات شيمياتي داراي ثروتي چشمگير شده بود، ولي از آنجا كهاحساسي لطيف داشت و دست به قلم بود از اين كه ماده منفجره ساخته بود كهممكن بود در كشتن و تخريب ابنيه از آن استفاده شود دچار نوعي عذاب وجدان وعدم رضايت از خود شده بود و چون چاره اي به نظرش نمي رسيد سرانجام تصميمگرفت كه ثروت خود را وقف دادن جايزه به كساني كند كه در هرسال بزرگترينخدمت را به بشريت كرده باشند.
    براي اين منظور، وي يك موسسه مشتركسوئدي ـ نروژي را مامور اين كار كرد و ضمن وصيتنامه اي كه در 27 نوامبر 1895 در پاريس تنظيم كرد همه اموال و درآمد كارخانه هاي خود را در اختيارآن موسسه قرارداد و در اين زمينه برپايه نظر خود طرحي را به موسسه داد.
    آلفرد نوبل سال بعد در دهم دسامبر 1896 با وجداني نسبتا آسوده از اين عمل خود (تعيين جايزه) درگذشت.
    موسسهاهداي جوايز نوبل از محل دارايي و درامد كارخانه هاي او پس از تنظيمسازمان و ضوابط مربوط از 27 ژوئن سال 1900 كار خود را آغاز كرد كه اين كارادامه دارد و جوائز سالانه نوبل (گرچه به تدريج به سياست هم آلوده شدهاند) وسيله بزرگي براي تشويق امر پژوهش، تاليف و خدمت بوده است.

    تعيين سرنوشت ديگران پشت درهاي بسته در اروپا!
    «همايشسياسي برلين» 14 جولای سال 1878 ميلادي مركب از قدرتهاي اروپايي وقت قلمروعثماني را محدود كرد؛ بوسني و هرزگوين را به اتريش بخشيد، به رومانياستقلال داد، دعاوي عثماني در قفقاز را به نفع روسيه مردود اعلام داشت وبه انگلستان اين حق را داد كه جزيره قبرس را به تصرف خود درآورد، آفریقارا تقسیم و سهم هر قدرت اروپایی را معِّین ساخت، کنگو را به پادشاه بلژیکبخشید و ....
    تاريخ نگاران تصميمات محصول آن همايش را «تعيينسرنوشت ديگران پشت درهاي بسته در اروپا» عنوان داده اند. اين وضعيت از آنپس نيز هربار به صورتي ادامه داشته است.

    هشت قدرت جهانی وقت برضد مشتزنان چینی
    جولای 1900 نيروهاي اعزامي قدرتهاي وقت از جمله آمريكا و ژاپن منطقهتيانشان (تی ین تسین) چين را تصرف كردند و خارجيان این منطقه را از محاصرهوطندوستان چيني معروف به «مشتزنان» كه از مداخله بيگانگان در امور ميهنشانبه جان آمده و قيام كرده بودند خارج ساختند. این چینیان خشمگین و مصمم ازسال 1898 بپاخاسته، عنوان مشت زنان (مردم بدون اسلحه) برخود گذارده و جنبشخودرا که مورد حمایت دوانگر سیشی ـ ملکه وقت بود ضد استعمار، ضدامپریالیسم، ضد مداخله و ضد سلطه خوانده بودند. آنان با شعار بیرونانداختن سلطه گران از چین که وطن آنان را میان خود به مناطق نفوذ قسمتکرده بودند به محاصره مقرّ خارجیان و ازجمله میسیون های مروّج مسیحیت دستزده بودند. در پکن، خارجیان در محله سفارتخانه ها جمع شده و مشتزنان اینمحله را محاصره کرده بودند. محاصره 55 روز طول کشید. قدرت های هشت گانهوقت 20 هزار نظامی و کشتی توپدار به چین فرستادند، جنبش را سرکوب و بسیاریاز معترضان را سربریدند. جنبش موقتا سرکوب ولی بعدا تبدیل به انقلاب شد،چین را جمهوری کرد و چون مداخله به صورتی دیگر ادامه یافت، چین ـ کمونیستیو از اکتبر 1949 جمهوری توده ای شد و اینک عملا قدرت اول جهان. ایستادگیچینیان در برابر مداخله قدرتها از روزی آغاز شده بود که تریاک تجاریانگلیسی ها را به دریا ریخته بودند.


  3. #163
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    15 جولاي

    روزي که محمد على شاه قاجار در ميهن خود، به سفارت روسيه پناهنده شد!
    تير ماه 1288 (15 جولاي 1909) شهر تهران پس از يک روز جنگ خياباني به دستافراد مسلح بختياري، گيلان و مجاهدین مشروطیت افتاد و محمدعلي شاه قاجارپس از اطلاع از آن، با خانواده اش به ساختمان تابستاني سفارت روسيه درزرگنده قلهک پناهنده شد. وي قبلا در سلطنت آباد مستقر شده بود و با اينکههنوز پانصد قزاق و تعدادي توپ در اختيار داشت تصميم به تحصّن در سفارتخانهخارجي گرفته بود.
    به تفسير برخي از مورخان، محمدعلي شاه با تحصّندر ساختمان تابستاني سفارت روسيه، پناهنده شدن به بيگانه را بر مذاكره باسران مخالفان و پذيرفتن شرايط آنان ترجيح داد كه در «تاريخ» به عنواناقدامي حقارت آمیز ثبت شده است. همزمان، ساير مقامات نزديک به او نيز بهسفارتخانه ها پناه بردند. چون (ظاهرا!) سفارتخانه هاي روسيه و انگلستانبراي همه متقاضيان تحصّن جاي نداشتند به مقامهاي اضافي، هرکدام يک پرچماين دو دولت داده شد تا بر بالاي خانه هايشان نصب کنند که کسي متعرضشاننشود!!. این وضعیت نيز یک لکه ننگ بر تاریخ ایران اضافه کرده است.
    سفيران روسيه و انگلستان سپس به طور جداگانه و با لحني متفاوت از سرداراسعد و سپهدار تنکابني فرماندهان نيروهاي فاتح تهران خواستند که به زد وخورد پايان دهند و مسئله را از راه مسالمت حل کنند!. فاتحان تهران خواستارتسليم سرهنگ لياخوف (فرمانده روس نيروي قزاق مستقر در تهران كه مجلس را بهتوپ بسته بود) شدند که موافقت شد و لياخوف به فاتحان تهران مراجعه کرد وتامين خواست.
    دو روز بعد يک شوراي عالي 28 نفري تشکيل و همانروز محمد علي شاه را به دليل پناهنده شدن در خاک وطن به سفارتخانه خارجي،از سلطنت خلع و پسر 12 ساله او احمد ميرزا را به سلطنت برداشت و چون اوهنوز طفل بود؛ قرار شد که عضدالملک «ايلخان قاجار (رئيس وقت ايل مغول تبارقاجار)» نيابت سلطنت را بر عهده گيرد. این ایل به روش مغولهای قرون 12 ـ 14، هنوز «ایلخان» داشت!. احمد ميرزا در آن لحظه با پدرش در سفارت روسيهبود که از آنجا به کاخ سلطنتي انتقال يافت.
    همه اين ماجرا نتيجه رقابت استعماري روسيه و انگلستان بود که روسيه از محمدعلي شاه و انگلستان از مجلسيان حمايت مي کردند!.


    زادروز نقاش بلند آوازه هلندي؛ رامبرانت
    رامبرانت نقاش شهير قرن 17 ميلادي 15 جولاي 1606 در «ليدن» هلند به دنياآمد و 63 سال عمر كرد. وي كه قسمت اعظم عمر خود را در آمستردام بسربردهبود شاهكارهاي هنري بي مانند از خود برجاي گذارده است كه پورتره خودش يكياز آنهاست. رامبرانت در بكار بردن سايه ـ روشن در نقاشي نبوغ داشت.

    نگاهي به آنتون چخوف به مناسبت سالروز فوت او ـ چخوف که شادزیستن را موهبتي بزرگ خوانده است
    امروزسالروز درگذشت «آنتون چخوف anton chekhov» داستان نگار و نمايشنامه نويسبلند آوازه قرن 19 روسيه (و جهان) است كه 15 جولاي 1904 در 64 سالگي فوتشد . وي يك پزشك بود و براي تهيدستان يك كلينيك رايگان داير كرده بود كهخود در آنجا طبابت مي كرد. مهارت چخوف عمدتا در نگارش داستانهاي كوتاهاست. او گفته است كه ساده نويسي را از «تولستوي» يادگرفته و مي كوشد كه درنوشته هايش چيزي بياموزد و بشررا راهنمایی کند. فلسفه او در زندگي «شادزيستن» است و احساس شادي كردن را نعمتی بزرگ خوانده است، زیراکه عمرانسان محدود و پیری که از آن گریزی نیست دورانی سخت است که نباید گذاردنامطبوع باشد. بزعم چخوف؛ اگر بشر از جوانی، درست راهنمایی شود زندگانیمطلوب و بدون دغدغه خواهد داشت. مدیران جامعه نقشی بزرگ در تامین سعادت وشادزیستن اتباع دارند لذا حکمران کل (رئیس کشور) در انتخاب آنان باید جنبههای مختلف را درنظر بگیرد. (در آن زمان روسیه انتخابات نداشت که چخوف بهمشارکت و رای مردم در انتخاب مقامات کشور اشاره کند). ايوانف، مرغ دريا،عمو وانا، سه خواهر و باغ گيلاس از جمله داستانها و نمايشنامه هاي چخوفهستند.

    روزي كه تربت مسيح به دست صليبيون اروپايي افتاد ـ سرگذشت شهر آنتيوک
    صليبيون اروپايي 15 جولاي سال 1099 ميلادي (و درجريان نخستين جنگ صليبيFirst Crusade) در بيت المقدس (اورشليم) بر كليساي رستاخير مسيح (Church of the Holy Sepulchre) دست يافتند و به هدف ديرين خود كه تربت عيسي دردستمسيحيان باشد رسيدند. 18 اكتبر سال 966 ميلادي اين قديمي ترين كليسا (كهاينك مقرّ اسقف ارتدكس بيت المقدس است) به دستور طارق معروف به «حاكمبامرالله» سلطان مصر و سوريه ويران شده بود و اين اقدام، خشم مسيحياناروپايي را برانگيخته بود كه بهانه لشكركشي ها و جنگهاي صليبي قرار گرفت.
    صليبيون اروپايي (First Crusade) در سر راه خود به فلسطین، 21 می 1097قلیج ارسلان حکمران سلجوقی بخشی از آناتولیا (ترکیه امروز) را شکست دادهبودند (نبرد Dorylaeum). قلیج بتازگی از اصفهان بازگشته و برجای پدرشسلیمان اوغوز نشسته بود. ملکشاه سلجوقی قلیج را شش سال در اصفهان به صورتگروگان نگهداری می کرد تا پدرش گردنکشی نکند. قلیج پس از مرگ ملکشاه در1092 میلادی به آناتولی بازگشته بود که گرفتار تعرض صلیبیون شده بود.
    صليبيوناروپايي پس از شکست دادن قلیج ارسلان، به سوی آنتیوک Antioch که در نیمهراه قسطنطنیه (استانبول) به اورشلیم (بیت المقدس) قراردارد و از 1082میلادی در دست سلجوقیان بود رهسپار شدند و از بیستم اکتبر 1097 این شهربزرگ و معروف را محاصره کردند که هشت ماه طول کشید و در سوم ژوئن 1098سقوط کرد و از دست کربغا (کوربقا) Kerbogha Beg حاکم سلجوقی موصل هم برایپس گرفتن شهر کاری برنیامد. صلیبیون بسیاری از ساکنان شهررا کشتند و سپسراهی بیت المقدس شدند. (آنتیوک در قرن چهارم پیش از میلاد به تصمیم سلوکوس Seleucus 1 Nicator یکی ازجانشینان اسکندر در کنار رودOrotes و در حاشیهخلیج اسکندرون ساخته شد و یکی از چهار شهری بود که سلوکوس در سوریه بزرگترساخته بود. این شهر سپس 9 قرن عملا میدان جنگ دو امپراتوری ایران و رومبود. اعراب مسلمان در سال 637 میلادی آن را که در دست روم شرقی بود متصرفو به «انتاکیه» تغییر نام دادند و از آن پس به میدان جنگ امپراتوری اسلامیو امپراتوری روم شرقی تبدیل شد. ارمنیان نیز که سرزمین شان چند برابرامروز بود چند بار حاکم بر آنتیوک شده بودند. این شهر از 1082 به مدت 14سال در دست سلجوقیان قرارداشت که در ژوئن 1098 به دست صلیبون افتاد و سپسمملوک (حکمرانان مشترک مصر و سوریه) و بعدا امپراتوری عثمانی بر آنتیوکحکومت کردند. انتیوک که در قرون قدیم و وسطی بیش از نیم میلیون جمعیت داشتبه سبب ضایعات جنگها و زلزله های متعدد ازجمله زمین لرزه های شدید وویرانگر سال 526، 29 نوامبر 528، 31 اکتبر 588 و ... و طغیان رودخانهمجاور شهر جمعیت خودرا از دست داد و کوچک شده است. خسروانوشیروان، شاهساسانی ایران در سال 538 میلادی شخصا از شهر آنتیوک که در تصرف ایران بوددیدارکرد. پیش از او، شاپور یکم در سال 256 میلادی به آنتیوک رفته بود).
    پيش از رسيدن صليبيون به بيت المقدس، فاطميون مصر آن شهر را از دست ترکانخارج ساخته و آماده دفاع شده بودند. محاصره بيت المقدس از هفتم ژوئن 1099تا بعد از ظهر 15 جولاي (39 روز) طول کشيده بود و پيش از رسيدن نيروي کمکيفاطميون (مصر) به فرماندهي الافضل، شهر سقوط کرده بود.
    صليبيون سپسضمن غارت بيت المقدس، همانند آنتوک (انتاکيه) ساکنان مسلمان و يهودي آنشهر را تا توانستند کشتند. همه نيروهاي فاتح بيت المقدس از 12 هزار پيادهو 1250 سوار تجاوز نمي کرد. اعراب مناطق مجاور به دليل عدم رضايت از ترکانحاضر به جلوگيري از اين نيرو نشده بودند و پس از افتادن شهر به دستفاطميون (اخراج ترکان توسط نيروهاي اعزامي از مصر و سوريه)، براي دفاع ازبيت المقدس (قدس) در برابر حمله قريب الوقوع صليبيون، ديگر خيلي دير شدهبود.
    صليبيون پس از تصرف بيت المقدس و انتخاب يک پادشاه مسيحي برايآن، به جلوگيري از نيروهاي مصري ـ سوري به فرماندهي الافضل رفتند و او رامجبور به بازگشت به مصر کردند.
    كليساي رستاخيز كه در قرن چهارمميلادي توسط كنستانتين امپراتور وقت روم مرمت شده بود، در سال 614 ميلاديبه تصرف ژنرال «شهربراز» اسپهبد ايراني درآمده كه وي صليب اصل را (صليبيكه مسيح بر آن مصلوب شده بود و مسيحيان رومي در جنگهاي بزرگ آن را بهعنوان نماد پيروزي با خود مي بردند) به تيسفون منتقل كرده بود. صلاح الدينايوبي حكمران كُردتبار مصر و سوريه (متولد در تكريت) كه در تاريخ بهجوانمردي مشهور است اين كليسا و شهر قدس را در سال 1186 ميلادي از صليبيونپس گرفت ولي به آن آسيب نزد و اجازه داد كه مسيحيان و از جمله مسيحياني كهاز اروپا به آنجا مهاجرت کرده بودند در آن شهر باقي بمانند و زندگي كنند. شهر قدس (بيت المقدس) و كليساي رستاخيز در سال 1244 ميلادي به تصرف اميرانترك (سلجوقي ـ خوارزمشاهي) درآمد و بعدا تا اواخر جنگ جهاني اول در كنترلعثماني بود كه از اين زمان به دست انگليسي ها افتاد و ....

    «مارسييز» سرود ملي فرانسه
    جولاي سال 1795مجلس ملي فرانسه سرود «مارسييز Marseillaise» را كه 3 سالپيش از آن توسط «روژه دوليسrouget de lisle» ساخته شده بود، سرود ملي اينكشور اعلام کرد که قانون شده است.
    روژه دوليس كه در ارتش انقلابفرانسه « يك سرباز داوطلب » بود شعر و آهنگ اين سرود را در يك روز (25آوريل 1792) در استراسبورگ به منظور تشويق سربازان و تهييج آنان كه عازممنطقه «راين» براي جلوگيري از حمله ارتش آلمان به فرانسه بودند ساخته بودو چون داوطلبان بندر مارسي هنگام بازگشت از آلمان به پاريس، آن را ميخواندند به «مارسييز» معروف شد. ترجمه مضمون ابيات آغازين اين سرودجاويدان از اين قرار است: اجازه دهيد فرزندان وطن دراين روزهاي پرشكوه،پرچم خونين انقلاب را در اهتزاز داشته باشند. جباران و ظالمان برضد ماهستند. هموطنان سلاح برداريد. خون ما بايد اين سرزمين را سيراب كند. عشقمقدس به وطن. آزادي، آزادي ....


    سالروز تولد كره نباتي
    مارگارين [تلفظ انگليسي امريكايي آن «مارجرين» است] كه به كره نباتي نيز معروف است، 15 جولاي سال 1869 توسط «موريه» فرانسوي اختراع شد. پژوهشگران پزشکي اخيرامصرف آن را براي کساني که سطح کلسترول خون آنان بالا است منع کرده اند.

  4. #164
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    16 جولاي

    روزي که مرداويز - قهرمان ملي ايرانيان همدان را آزاد ساخت
    شانزدهم جولای 931 ميلادي «مرداويز» قهرمان ملي ايرانيان كه براي احياءاستقلال، آزادی و حاکمیت ملی ايران كمر همت بسته بود شهر همدان را ازعوامل خليفه عباسي پس گرفت و آنجا را به نام «مردم ايران» متصرف شد. همدانكه از آن به عنوان نخستين پايتخت ايران در هزاره اول پيش از ميلاد نامبرده مي شود در سال 642 ميلادي (سال شكست ارتش ايران در نهاوند از عرب)،سقوط كرده بود.
    مردآويز که از شمال ايران بپاخاسته بود سپسمناطق مرکزی ازجمله كاشان و اصفهان را متصرف شد؛ اصفهان را پايتخت ايراناعلام كرد و نخستين جشن سده پس از اضمحلال امپراتوري ساسانيان را در بهمنماه در سال 933 ميلادي در آن شهر برگزار و تاکید کرد که مراسم «نوروز» واعیاد ملی دیگر عينا مطابق عهد قديم برگزار شود و کسی جز به فارسی سخننگوید.
    ابوجعفر محمد ابن جرير طبري مورخ نامي ايران و صاحب تاريخ 16 جلدي طبري به سال 922 ميلادي درگذشت و موفق نشد شرح قهرماني هايوطندوستانه هموطن خود، مرداويز، را برنگارد. در آن زمان در هر گوشه اي ازايران قهرماناني بپاخاسته بودند تا به وطن عظمت گذشته و استقلال بخشند وزبان پارسي را زنده نگهدارند كه درميان مازندراني ها و گيلاني ها (ديلمان) - اسفار (اسوار)، ماكان، مرداويز و پسران بويه بلند آوازه ترند.

    مبدأ تقويم هجري قمري
    عمرخليفهدوم، هجرت پيامبر اسلام (ص) از مكه به مدينه را مبدأ تقويم قمري اسلامياعلام كرد. قبلا سال شكست «ابرهه حبشي» در حمله به مكه كه در آن از فيل هماستفاده كرده بود به نام «سال فيل» مبدا تقويم بود. به حساب تنظيم كنندگانتقويم ميلادي، 16 جولاي سال 622 آغاز تقويم قمري اسلامي است. سال قمريداراي 354 روز و تقريبا 11 روز كمتر از سال خورشيدي است. سال قمري اسلامياز اول محرم آغاز مي شود. ايرانيان بعدا براي خود، تقويم هجري خورشيدي راتنظيم كردند. قديمي ترين نامه به دست آمده با تقويم قمري اسلامي برپاپيروس نوشته شده و در موزه محفوظ است.

    حرف حق زد و به سخت ترين روش اعدام شد
    پانزدهمجولاي 1381 يك كشيش انگليسي به نام «جان بالJohn Ball» كه در موعظه ها وخطبه هايش از لزوم برقراري عدالت در جامعه سخن به ميان مي آورد و مي گفتكه همه انسانها از يك پدر و مادر (آدم و حوا) به وجود آمده اند و جز دانشو درستي نبايد با شاخصي ديگر ميان آنان تفاوت گذارد و عمل دولتها بوده كهبرابري مردم را برهم زده و ميان آنان جدايي افكنده و يوغ شمار كمي را برگردن اكثريت نهاده است، منابع طبيعي از جمله آب و زمين متعلق به خدا است ونبايد به تملك فرد درآيد و اين افراد (مالكان) انسان هاي ديگر را كه باآنان بايد برابر باشند عملا برده خود قرارداده و استثمار مي كنند؛ در يكميدان عمومي و با حضور ريچارد دوم پادشاه وقت انگلستان به سخت ترينروش(Hanged,Drawn and Quartered)، اعدام شد.
    ريچارد دوم «كشيش جانبال» را متهم كرده بود كه با گفتن سخن از برابري انسانها، شورش خونينكشاورزان انگليسي را دامن زده است. پادشاه انگلستان قبلا "جان بال" رامحروم الموعظه ساخته و مردم را از حضور در مجالس سخنراني او ممنوع كردهبود ولي گوش نكرده بودند.
    روش اعدام "جان بال" به اين ترتيب بودکه اورا روي يک چارچوب گذاردند و کشان - کشان به محل اعدام بردند، سپسطناب برگردنش بستند و گره را محکم کردند، آنگاه چند عضو بدنش را بريدند وجلوي چشمش به آتش افکندند و پس از آن چهار قطعه اش كرده و طناب دار را كهتنها سر و گردن و قسمت كمي از بدنش بر آن باقي مانده بود بالاکشيدند تاهمگان ببينند و ....

    اصول 3 گانه سون يات سن
    دكتر "سون يات – سن Sun yat – Sen" انديشمند چين و رهبر انقلاب ملي گرايان وجمهوريخواهان اين كشور پهناور روز 16 جولاي سال 1911، سه ماه و 14 روز پيشاز وارد مرحله نهايي شدن انقلاب ملي چين، افكار خود را كه سالها به صورتپراكنده اعلام شده بود در اعلاميه اي گردآوري كرد كه به اصول سه گا نه "سون يات – سن" معروف شده اند و توجه مصلحين جهان از دهه گذشته (1990) پساز فروپاشي شوروي بيش از هر وقت ديگر معطوف به اين اصول شده است. در زمانانقلاب اكتبر سال 1911 چين معروف به انقلاب ملي گرايان، دكتر سون يات – سندر آمريكا سرگرم جمع آوري پول از چينيان مقيم اين كشور براي ادامه مبارزهدر وطن بود و در 29 دسامبر همين سال پس از پيروزي انقلاب به رياست موقتكشور چين تعيين شد [مشروح رويداد در زمان خود خواهد آمد]
    اصول سهگانه و مهم دكتر سون يات - سن كه در سال 1866 به دنيا آمد و در 1925درگذشت و بنياد گذار جمهوري چين است از اين قرار است:
    1-
    ناسيوناليسم 2- دمكراسي 3- تامين معاش، رفاه و نيازمندي هاي زندگاني برايهمه (Livelihood) كه به تعبيري نوعي سوسياليسم معتدل (ميانه – ملايم) است.
    تعريف اين سه اصل را كه بسياري از متفكران عصرحاضر (قرون 20 و 21) كليد حلمسائل هر ملت و رفاه آن مي دانند مي توان در قالب واژه هاي ساده تريدرآورد به اين صورت: حاكميت ملي (به معناي استقلال ملي)، حكومت انتخابي، وبالاخره تامين رفاه همگاني كه سوسيال دمكراتهاي اروپا همواره آن را تاييدكرده اند.
    در مورد ناسيوناليسم، "سون" گفته است كه عشق و وفاداريبه ميهن و حراست از هويت ملي و افتخار به آن و كارهاي گذشته پدران ونياكان مانع سلطه ديگران و استثمار مي شود و به ترقي صنعتي، علمي و ادبي وتقويت مباني فرهنگي هر كشور مي انجامد. به اعتقاد "سون" ناسيوناليسم (مليگرائي – ميهن دوستي) يك عامل مشترك براي همبستگي همه اتباع يك كشور است وسون آن را به بشقابي تشبيه مي كرد كه اگر در آن مقداري ريگ جدا از همبريزند، اين ريگها (ماسه ها) بر اثر هر تكاني و وزش هر بادي ريزش مي كنند،ولي اگر به وسيله عاملي (در اين مورد خاص عشق به ميهن به عنوان ميراثمشترك) به هم چسبيده باشند اگر بشقاب هم بشكند باز هم به هم چسبيده باقيخواهند ماند. به باور "سون يات- سن" تنها يك ناسيوناليسم واقعي تسليمناپذير است "سون" دمكراسي را به زباني ديگر تعريف مي كند كه با تعبير غربيها از آن متفاوت به نظر مي رسد. وي دمكراسي را كه حق مسلم اتباع يك كشوراست؛ گرفته شده از فرهنگ ملي و شرايط خاص اجتماعي آن جامعهمي دانست و عقيده داشت كه آزادي – فردي و جمعي – در ميان ملل مختلف برداشتهاي يكسان ندارد و مثالميزد كه در شرق، مردم خواهان آزادي در انتخاب شغل، تحصيل، كسب و كار،ازدواج، مسكن و زندگي خصوصي در چارديواري خانه خود هستند و بي بند و باريها را "آزادي" به حساب نمي آورند.
    "
    سون" به انتخاب نمايندگان ازميان افراد توانمند و آگاه و دلسوز تاكيد داشت و مي گفت كه يك پارلمانمركب از مردم عادي (منظور: عامي) حتي اگر در يك انتخابات سالم و منصفانهبرگزيده شده باشند ممكن است نه تنها كار مفيد به حال جامعه انجام ندهد،بلكه از روي "ندانم كاري" (نه با سوءنيت و تعمدي) با وضع قوانين و اخذتصميمات نا به هنگام، غير ضروري، مغاير و معارض؛ يا كارهاي ديگر، از جملهلجبازي ها و مخالفت هاي غير لازم به كل جامعه صدمه بزند. سون يات سن شديدانگران بود كه مردم مشرق زمين به اين زودي به اهميت انتخابات پي نبرند وهنگام انتخاب كردن نماينده براي شوراها از هر نوع و سطح دقت نكنند و يافريب تبليغات را بخورند و به اين دليل "آموزش عمومي دمكراسي" را براي هرجامعه از آب و نان لازمتر مي دانست.
    پاره اي از مفسران عقايد "سونيات – سن" را عقيده بر اين است كه وي نظر به حكومت كردن نخبگان داشت كه درپرتو توانائي هاي آنان؛ استقلال و تماميت ميهن محفوظ، رفاه عمومي تامين وبه حقوق و آزادي هاي اساسي افراد نيز آسيب وارد نخواهد آمد.
    "
    سون" در زمينه تامين معاش و رفاه منصفانه همگاني عقيده اي سواي "ماركس" داشت ومي گفت كه دولت مكلف به تامين رفاه و معيشت منصفانه براي همه اتباع است بهگونه اي كه همه كس از حداقل رفاه برخوردار باشد و احساس نكنند كه در يكجامعه شديدا طبقاتي زندگاني مي كنند و به چشم دشمني به طبقه ثروتمند ترنگاه كنند و از سر خصومت و انتقام براي پيشرفت جامعه و ارتقاء آن گاميبرندارند؛ به اين تصور كه سودش عايد ثروتمندان مي شود.
    به اينترتيب دكتر سون بمانند ماركس از برابري اقتصاد افراد در يك جامعه سخني بهميان نياورد و به نوشته ي بيشتر مفسران عقايد او، سون به همان اندازه كهبا وجود فقير در يك جامعه مخالفت داشت با اجباري كردن برابري مطلق اقتصاديافراد يك جامعه، بدون اين كه استحقاق آن را داشته باشند، موافقت نداشت ونتيجه آن را تنبلي و تن پروري عمومي و توقف پيشرفت و از ميان رفتن رقابتمسالمت آميز و سرانجام سقوط اقتصادي مي دانست.
    دكتر سون در عين حالكنترل سرمايه را اكيدا توصيه مي كرد. وي به انقلابيون ملي گراي چين (پيروان خود) توصيه مي كرد: اگر سرمايه يك فرد در راه نيكبختي و پيشرفتجامعه بكار افتاده باشد نبايد آن را از صاحبش گرفت (مصادره كرد) و مالكيتاو بر چنين سرمايه اي كه در خدمت مردم قرار گرفته باشد بايد محترم باشد واز آن محافظت شود كه اين قسمت از عقايد سون نيز با نظرات سوسياليستهايمطلق گرا (افراطي – كمونيستها) همخواني ندارد كه خواهان مالكيت عمومي (دولتي شدن) سرمايه هستند. با وجود اين "سون" همانند سوسيال دمكرات هامعتقد به مالكيت عمومي (دولت) بر موسسات مهم و عام المنفعه از قبيل راهآهن، برق و آب بود و اصرار بر آموزش و پرورش اجباري و رايگان، بهداشت ودرمان عمومي و بازنشستگي همگاني و تامين هزينه از كار افتادگان و تعديلتوزيع دستمزد و وضع ماليات سنگين بر ثروتمندان را داشت كه سهم بيشتري بهجامعه كه از ثروت آنان حفاظت مي كند برسد و صرف رفاه و عمران عمومي شود. وي مي گفت كه اگر كشوري نتواند نظام مالياتي درست و جمع آوري دقيقمالياتها داشته باشد محكوم به ورشكستگي و افلاس است و چنانچه قوه قضاييمستقل و بي طرف و سريع العمل نداشته باشد محكوم به ورود به دوران هرج ومرج و نتيجتا ديكتاتوري و استبداد است.

    پست مدرنيسم
    جولاي 1946 «مارتين هايدگر» براصطلاح «پست مدرنيسم» تعريف نوشت. با اينتعريف، جنبش فلسفي ــ سياسي «پست مدرنيسم» كه قبلا شكل گرفته بود عموميتبيشتري يافت. پيروان اين تفكر (مدرسه) معاني را مطلق نمي دانند و درمطلقبودن حقايق ترديد دارند و خواهان بررسي انديشه ها و فلسفه هاي غرب و تكميلآنها شده اند.

    سالگرد درگذشت «هنريك باول» و نگاهي به نظرات و روش نويسندگي او ـ در زمان قدرت، به دوران بازنشستگي بيانديشيد
    جولاي 1985 «هنريك باولHeinrich Boll» نويسنده آلماني و برنده جايزه نوبلسال 1972 در 68 سالگي درگذشت. وي كه در طول جنگ جهاني دوم به عنوان يكسرباز ورماخت (ارتش آلمان) در جبهه هاي فرانسه، روسيه، روماني و مجارستانشركت و چهار بار گلوله خورده و انگشتان پايش را بر اثر يخزدگي در برف هايروسيه از دست داده بود در داستانهايش مقامات دولتي و كاسبكارها را در نقشآدمهاي بد قرار مي داد. باول كه مدتي نيز رئيس انجمن جهاني «Pen» بود دريك رساله خود كه مورخان عنوان «نتيجه گيري» به آن داده اند نوشته است كهاگر مقامات دولتي و كاسبكارها روراست و مردمدوست باشند، از وضعيت روز سوءاستفاده نكنند، نخوت و خود بيني و طمع نداشته نداشند، پاكدامن بوده و ازهمه مهمتر بدانند كه پس از باز نشسته شدن، به زندگي در ميان مردم باز ميگردند و نياز به لطف و محبت و كمك آنان دارند، دشواري هاي بشر و مسائلجامعه به مقدار زياد از ميان مي رفت.
    «
    باول= بول» تا توانست قسمتتاريك و ظالمانه كاپيتاليسم را در نوشته هايش منعكس كرد. كتابهاي او به 30زبان ترجمه شده اند و چپگرايان، روسها، ملل آمريكاي لاتين و اروپاي شرقيبيشترين خوانندگان او را تشكيل مي دهند. وي نخستين داستانش را در سي سالگيتحت عنوان «قطار سر وقت بود» به دست چاپ سپرد. دهها داستان و رساله و نيزكتاب درسي زبان آلماني از «باول» باقي مانده است كه معروفترين داستانهايش؛ارواح، بيليارد در ساعت 5/9 ، دلقك، طبل نازك، احترام از دست رفته كاترينابلوم و شبكه ايمني عنوان دارند. داستانهاي كوتاه او كه حقيقي ولي بانامهايي ديگر هستند خواندني ترند. وي يک کاتوليک مذهب بود.

    درگذشت آناستاسيوس كه از ايرانيان شكست خورد
    فلاويوسآناستاسيوس امپراتور روم شرقي كه در يك جنگ سه ساله از ايران شكست خوردهبود 15 جولاي سال 518 درگذشت. وي از بيم وقوع جنگي ديگر با ايران، به جاييكي از برادرزاده هايش، ژنرال ژوستين را به عنوان جانشين (وليعهد) تعيينكرده بود. آناستاسيوس در طول حكومت خود گرفتار مسائل بالكان و هجوم طوايفمهاجر به آن منطقه، و جنگ سه ساله ايران و روم بود كه در سال 502 ميلادي (در زمان پادشاهي قباد ساساني) آغاز شد كه ضمن آن، ارتش ايران نيروهايامپراتور آناستاسيوس را از اطراف «آميدا (آمد ـ ديار بكر)» بيرون راند وشهر تئودوسيوپوليس را تصرف كرد. انگيزه جنگ، تعلل روم از پرداخت باج مقرربه دولت ايران بود. جنگ دو امپراتوري با امضاي يك قرارداد صلح هفت سالهپايان يافت.

    افتادن جبل طارق به دست انگليسي ها
    در اين روز در سال 1704 ميلادي منطقه جبل طارق (Gibraltar) كه بر تنگهتلاقي مديترانه و اقيانوس اطلس قراردارد و در عهد باستان به ستون هركولمعروف بود به تصرف انگلستان درآمد.
    اين تنگه 13 تا 36 كيلومترعرض دارد و در سال 711 ميلادي به تصرف "طارق" سردار يك سپاه اسلامي درآمدو از آن پس به اسم او ناميده مي شود.
    اين منطقه كه از اهميتاستراتژيک برخوردار است، از 1704 به بعد چند بار مورد حمله نظامي اسپانياو فرانسه قرار گرفت، اما همچنان در تصرف انگلستان باقي مانده است.

    پيمان لندن، ضديّت با روسيه و تعيين وضعيت تنگه هاي ترکيه
    جولاي1840، پيمان لندن كه سه روز پيش از اين (13 جولاي) ميان آلمان (پروس)، اتريش و روسيه، فرانسه و انگلستان در رابطه با تنگه هاي تركيه (بسفر و داردانل) به امضا رسيده بود انتشار يافت. اين پيمان به زيان روسيهيكي از امضا كنندگان آن و ناقض عهدنامه سال 1833 روسيه و عثماني معروف بهپيمان "خونكار اسكله سي" بود.
    طبق پيمان لندن، در زماني كهعثماني در حالت صلح بود، تنگه هاي ياد شده كه ميان درياهاي سياه و اژهقرار دارند بايد به روي كشتي هاي جنگي همه كشورها بسته باشند. اين پيمانبا تلاش هفت ساله وزيرخارجه وقت انگلستان كه نمي خواست روسيه از امتيازويژه استفاده از اين تنگه ها برخوردار باشد به امضاء رسيد.
    بهموجب پيمان "خونكار اسكله سي" عثماني موافقت كرده بود كه اين دو تنگه تنهابه روي كشتي هاي جنگي روسيه باز باشد. در سراسر قرن 19، قدرتهاي اروپاييهر كار كه مي خواستند با ملل ديگر انجام مي دادند و سرنوشت ملل ضعيف دراطاقهاي دربسته در لندن، پاريس، برلن، وين و سن پترزبورگ تعيين مي شد.

    اعدام گروهي تزار نيکلاي دوم ، اعضاي خانواده و نوكرانش
    پس از پيروزي انقلاب بلشويكي روسيه و 16 ماه پس از تفويض اختيارات، 16جولاي 1918 نيكلاي دوم تزار مستعفي روسيه، همسر و فرزندانش كه در سيبري بهحالت تبعيد به سر مي بردند اعدام شدند و با اعدام آنان به حکومت دودمان "رومانوف" بر روسيه پايان داده شد. تصميم اعدام كه از سوي كميته محليانقلاب گرفته شده بود در مورد تزار، همسرش الكساندرا، پسرش (وليعهد سابق) الكسيس، چهار دختر تزار، نوكران و پزشک آنان انجام شد و همانجا دفن شدند. كميته محلي انقلاب بعدا اعلام كرد از آن بيم داشت كه به علت ادامه جنگداخلي، مخالفان كمونيسم او را بربايند و در برابر انقلاب قرار دهند.
    نيكلايدوم كه از سال 1894 بر روسيه حكومت كرده بود 16 مارس سال 1917 در پي شكستهاي پي در پي ارتش روسيه از آلمان در جبهه و از دست رفتن دو ميليون سربازروس ـ تنها در يك نبرد، مورد انتقاد شديد قرارگرفته و تفويض اختيارات كردهبود. علاوه برتلفات جنگ، قحطي عمومي هم مزيد بر علت شده بود. درپي کناررفتن نيکلاي دوم، قدرت به يك دولت موقت ميانه رو سپرده شد كه شش ماه بعدانقلاب بلشويكي اين دولت را هم ساقط كرد.
    پس از فروپاشي شوروي، استخوانهاي نيكلاي دوم به سن پترز بورگ منتقل و در اينجا با تشريفات رسمي تدفين شده است.

    حمله ژاپن به "شبه جزيره هندوچين"
    جولاي سال 1941، نيروهاي ژاپني تحت شعار آزاد كردن آسيا از دست غرباستمعارگر به شبه جزيره "هندوچين" حمله ور و در خاك ويتنام، تايلند وكامبوج پياده شدند. در آن زمان جز قسمتي از تايلند امروز كه اسما استقلالداشت مابقي "هندوچين" در تصرف انگلستان و فرانسه بود. شهر سايگون يازدهروز بعد به دست نيروهاي ژاپن افتاد. تايلند در برابر ژاپن خصومت نشاننداده بود.

    قيام «اوگوستو ساندينو» در نيكاراگوئه
    «اوگوستو ساندينو» كه قيام خود را از سال 1926 بر ضد حكومت راستگراياننيكاراگوئه آغاز كرده بود از 16 جولاي 1927 جنگ با تفنگداران درياييآمريكا را كه از سوي اين دولت براي دفاع از منافع آمريكائيان و كمك بهدولت راستگرايان به آن سرزمين فرستاده شده بودند آغاز كرد. در اين زد وخوردها به تفنگداران آمريكا تلفات سنگين وارد آمد.
    ساندينو بهمبارزه مسلحانه خود تا 1934 ادامه داد كه در اين سال ژنرال ساموزا رئيسراستگراي دولت نيگاراگونه به نيرنگ متوسل شد و اورا به مذاكره و حل اختلافاز راه مسالمت دعوت كرد. ساندينو پذيرفت و با پاي خود به سوي دام شتافت وكشته شد.
    پيروان افكار ساندينو دنباله كارش را گرفتند و در سال 1978 آن را شدت دادند كه منجر به فرار آخرين ساموزا از نيكاراگوئه و قتلاو در تبعيد شد و حكومت به دست ساندينيستها افتاد و ....

    نخستين عكسبرداري از گردش خون و اولين پاركومتر
    نخستين عكسبرداري از دستگاه گردش خون و رگها با اشعه ايكس 16 جولاي سال 1936 ميلادي در شهر رچستر انجام گرفت كه رويداد پزشکي مهمي بشمار مي رود.
    براينخستين بار "پاركومتر" براي دريافت پول به سود شهرداري از صاحبان خودروهاكه در خيابانها و ميدانهاي شهر توقف مي كنند 16 جولاي سال 1935دراكلاهماسيتي (آمريكا) نصب شد.

  5. #165
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    17 جولاي

    زادروز شاه اسماعيل صفوي
    جولاي زادروز شاه اسماعيل صفوي (اسماعيل يكم از دودمان صفويان) است كه درسال 1487 به دنيا امد و در سال 1501 ميلادي پس از پيروزي بر تركمانان آققويونلو به قدرت رسيد و سال بعد شيعه اثني عشري را مذهب رسمي ايران قرارداد و سپس به تمركز امور در پايتخت و كوتاه كردن دست حاكمان محلي دست زد. او با سركوب كردن گردنكشان داخلي و نيز ازبكان در خراسان بزرگتر، و ضميمهايران ساختن مجدد بين النهرين و ازجمله شهر بغداد به قلمرو ايران، دولتمرکزي نيرومندي مشابه دولت ساسانيان به وجود آورد.

    توماس هابز ـ فلسفه پيشرفت در پرتو امنيت
    «توماس هابز» اندیشمند انگلیسی پس از يك ديدار طولاني از اروپاي قاره اي وگفتگو و تبادل نظر با انديشمندان وقت فرانسه و ايتاليا از جمله گاليله ومطالعه وضعيت مردم و رفتار حكومت ها، 17 جولای سال 1651 به انگلستانبازگشت و به تنظيم عقايد فلسفي خود در هفت كتاب پرداخت كه يكي از آنها در 11 جلد چاپ شده است. بشر قرن 21 بیش از گذشته به مطالعه و دقّت در عقاید «هابز» پرداخته و راه حلهای اورا تحلیل می کند.
    توماس هابز Thomas Hobbes فيلسوف انگليسي كه در سال 1588 به دنيا آمد، 91 سال عمر كردو در سال 1679 درگذشت در فلسفه سياسي، اعتقاد به وجود يك حكومت مركزيمقتدر داشت كه بتواند امنيت مردم را حفظ كند و اين امكان را فراهم آورد كهمردم در سايه امنيت بتوانند براي پيشرفت، همه تلاش و نبوغ خود را به كارگيرند كه آنرا «فلسفه پيشرفت در پرتو امنيت» خوانده اند.
    در فلسفهاجتماعي، هابز انسان را موجودي خودخواه و خودبين مي دانست كه براي رسيدنبه ثروت، جاه و ديگرهدفهايش حاضر است منافع ديگران را زير پا بگذارد، و ميگفت كه بنا براين، دولت وظيفه دارد از منافع جامعه و افراد در قبال طمع وآز هر فرد حراست كند.
    وي معتقد بود كه يك فرد داراي دو حركت استيكي به سوي هدف و ديگري در جهت عكس آن و با آموزش و پرورش درست مي شود راهاورا در زندگي اصلاح كرد.
    هابز مي گفت: آدم كه طبيعتي سلطه گردارد تنها به دليل خودخواهي است كه از مرگ مي ترسد و بر دولت است كه سلطهگري «فرد» را با قانون و ضابطه كنترل كند و براي اتباع خود فرصت مساويتامين سازدتا پيشرفت و سعادت حاصل آيد و چنین دولتی باید متمرکز و مقتدرباشد تا بتواند امنيت مردم را حفظ كند و اين امكان را فراهم آورد كه مردمدر سايه امنيت بتوانند براي پيشرفت، همه تلاش و نبوغ خود را به كار گيرند
    برخياز فرضيه پردازان سوسياليست اين گفته هابز را كه همه آدمها سلطه گر و جاهطلب و آزمند هستند رد مي كنند و ثابت مي كنند كه تنها درصدي از مردم چنينخصلتهايي دارند كه بايد به دقت مواظب آنها بود. به علاوه، مي گويند كهبسياري از انسانها ذاتا از مادر، سوسياليست به دنيا آمده اند و عاشق خدمتبه ديگران هستند و چيزي بيش از آنچه كه لازمه ادامه زندگاني است نميخواهند و از خدمت به خلق لذت مي برند كه همين لذت برايشان كافي است.

    سوسياليسم «چاوز»، مدلي براي قرن 21
    ««كارلوس لانز» انديشمند 62 ساله ونزوئلايي 15 جولاي 2005 طرح تازه «سوسياليسم قرن 21» را كه هوگو چاوز رهبر ونزوئلا در حال پياده كردن آناست براي روزنامه نگاران تشريح كرد.
    طبق توصيحات «لانز»، اين طرحبي شباهت به فرضيه سوسياليسم تعاوني «اوون» نيست. به اين ترتيب كه صنايع وكشاورزي به صورت تعاوني درخواهند آمد كه در اجاره كاركنان آنها خواهند بودو اعضاي تعاوني خودشان مدير آن را انتخاب مي كنند و دولت ونزوئلا درآمدنفت را به صورت وام در اختيار اين تعاوني ها قرار خواهد داد. تعاوني هاكارخانه ها و مزارع را اجاره خواهند كرد و اگر پيشرفت نداشته باشند ازآنها پس گرفته خواهند شد. در اين سوسياليسم ملايم كه هدف از آن طرداستثمار فرد از فرد، ايجاد فرصت هاي برابر براي همگان و تامين عدالت است،هر فرد صاحب حرفه و تخصّص مي تواند با استقراض پول از دولت مستقلا به كارو پيشرفت بپردازد و يا به ايجاد تعاوني اقدام كند. دولت از طريق مالياتمانع انباشته شدن ثروت نزد يك فرد و استثمار ديگران توسط او خواهد شد. دراين نظام درمان و آموزش و پرورش رايگان و بازنشستگي تضمين شده خواهد بود.
    «
    لانز» گفت كه ما مي خواهيم هزينه هاي دولتي را از اتكاء به درآمد نفت برهانيم وآن را متكي به مالياتها كنيم. بنا براين، درآمد حاصل از نفت تنها به مصرفسرمايه گذاري داخلي از طريق دادن وام به تعاوني ها خواهد رسيد و صرفپيشرفت خواهد شد. ما پس از اجراي اين طرح، نفت و ساير مواد خام خود را بهبهاي ارزان فعلي به امپراتوري آمريكا و شركتهاي چند مليتي نخواهيم داد. بهاي نفت خام بايد بر پايه مواد مورد نياز ديگر ارزشگذاري شود و برايش يكقيمت پايه تعيين گردد كه پايين تر از آن تنزل نكند. انصاف نيست كه ديگراناز جيب ما ثروتمند و قدرتمدار شوند و به خود ما زور بگويند.
    لانزگفت كه اگر فاز دوم انقلاب ونزوئلا، طبق برنامه به پيروزي برسد براي مللديگر مدل و الگو خواهد شد تا كشورهاي خود را به بهشت زحمتكشان تبديل كنند.

    سيس يك مركز كتابنويسي به سبك ساسانيان در بغداد
    طبق مندرجات دائره المعارف كتاب، 17 جولاي سال 830 ميلادي (209 هجريخورشيدي)، ايرانياني كه به عنوان مشاور با مامون خليفه عباسي همكاريداشتند و عمدتا با او از خراسان به بغداد رفته بودند در اين شهر موسسه ايداير كردند كه بي شباهت به بنگاه تاليف و ترجمه كتاب نبود كه 265 سال پيشاز آن به تصميم خسروانوشيروان، شاه وقت ساساني ايران در تيسفون (مدائن ونه چندان دور از بغداد) داير شده بود و ترجمه كليله و دمنه از زبانسانسكريت به فارسي از كارهاي آن است.
    موسسه فرهنگي كه به ابتكارايرانيان دستيار «مامون» در بغداد تاسيس شد، «بيت الحكمت» نامگذاري شدهبود و همانند بنگاه تاليف و ترجمه عصر خسرو انوشيروان شامل يك كتابخانه،يك دائره الترجمه و يك دفتر پرداخت كمك هزينه به نويسندگان و شعراء وتسهيل كار آنان و نيز حمايت و تشويقشان بود. در آن زمان بيشتر كتاب هاييكه در اين مركز ترجمه شد از زبان يوناني بود. كتابخانه مرو در عهدسامانيان نيز بر همان پايه تاسيس شده بود. بيت الحکمت در طول عمر خود درهيچ زماني به پايه كتابخانه و دايرةالتحرير مرو که در زبان فارسي فعاليتداشت نرسيد. کتابخانه مرو که الگوي کتابخانه هاي امروز جهان قرار گرفته وبه مادر کتابخانه هاي عمومي ـ پژوهشي معروف است بزرگترين و مجهزترين نوعخود در قرون وسطي بود.
    در ايران معاصر از سال 1300 هجري خورشيدي وبا هدف گسترش كار تاليف و انتشار كتاب، صحبت از احياء چنين مركزي در ميانبوده است كه هنوز به نتيجه نرسيده است. انتشار کتاب در ايران بدون بازبينيقبلي در وزارت ارشاد اسلامي و دريافت مجوز چاپ نمي تواند قانونا صورتگيرد!.

    نخستين مجله طنز
    «پانچ Punch» نخستين مجله طنز جهان 17 جولای 1841 اولين شماره خود را منتشر كردكه الگوي نشريات طنز بعد از خود قرار گرفته است. طنزنويسي دركشورهايي كهآزادي مطبوعات و بيان تضمين نشده است هنوز رونق دارد كه اين قبيلنويسندگان در قالب شوخي، اشاره، كنايه و استعاره مشكلات و انتقاد ازمقامات را بيان مي دارند، ولي در كشورهايي كه آزادي بيان تامين استطنزنويسي به صورت فكاحي و براي سرگرمي و خنده و شادشدن درآمده است. طنزتصويري (كاريكاتور) در همه جا به صورت سابق رواج دارد و عمدتا سياسي است.

    ترور پتر سوم تزار روسيه که دست به اصلاحات زده بود17
    جولاي سال 1762 پتر سوم نوه دختري پتر بزرگ و تزار وقت روسيه به دستافراد گارد خود ترور شد و زنش بر جاي او نشست. همسر پتر سوم در جريانتوطئه قتل او قرار داشت. اين تزار كه پس از مرگ خاله اش بر تخت نشسته بودبه جنگ هفت ساله با آلمان پايان داده بود، در روسيه آزادي مذهب برقرارساخته و امتيازات اشراف را كاهش داده بود و به همين سبب دشمنان متعدد برايخود ساخته بود. اين دشمنان حتي اعلام كرده بودند كه پتر سوم دچار بيماريرواني است.

    ناپلئون خود را تسليم كرد
    جولاي سال 1815، ناپلئون بناپارت فاتح اروپا كه زماني آرزو داشت اروپا راتحت رياست فرانسه يكپارچه كند، 29 روز پس از شكست نيروهايش در «واترلو» واقع در بلژيك خود را رسما تسليم دشمنانش كرد و به جزيره «سنت هلن» دراقيانوس اطلس تبعيد شد و تا پايان عمر در آنجا و زير نظر انگلستان بود. ناپلئون پس از شكست در جنگ واترلو فراركرده بود و قصد پناهنده شدن بهآمريكا را داشت كه موفق نشد و خود را به يک افسر انگليسي معرفي کرد و بعدامراسم تسليم شدن او صورت گرفت.

  6. #166
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    18 جولاي

    مقدمه ايجاد واحد ثابت در ارتش ايران
    بر پايه اسناد موجود در آرشيوها و آثار باستاني، در چنين روزهايي (ماه اولتابستان ـ جولاي) در سال 465 پيش از ميلاد در خيابانهاي شهر شوش و نيز تختجمشيد كه به تازگي تكميل شده بود سربازان تازه اي با يونيفورم ويژه و تنهامسلح به نيزه و كمان و دشنه كمري (خنجري كه خميدگي و انحناء نداشت) كه بانظم خاصي گام برمي داشتند و هر دم به اطراف خود متوجه نمي شدند، داراي قديبلند و باريك اندام بودند جلب نظر مي كرد و نمايندگان سياسي ملل دوردست دردو پايتخت امپراتوري ايران اين رويداد را گزارش كرده اند. اين سربازانتازه، مقدمه ايجاد يك واحد ثابت ارتش ايران شدند كه نام سپاه جاويدان - سپاهي كه سربازانش پس از هر جنگ به خانه و كسب و كار خود باز نمي گشتند ودر سربازخانه در حالت آمادگي بسر مي بردند - به خود گرفت، درست مشابهارتشهاي امروز در جهان و حرفه سپاهي گري و به قول خواجه نظام الملك «سپاهوري» در جهان خلق شد. افراد اين واحد منظما تمرين و مشق نظامي مي كردند وسازماني درجوار خود داشتند كه همواره در تلاش براي تهيه سلاحهاي تازه ويافتن تاكتيك هاي جديد و پيدا كردن راه مقابله با فنون نظامي ساير ملل بود (سازمان اطلاعات ارتش)؛ سازمان ديگري مهمات و تداركات و اسب و ساز و برگبراي اين واحد را تهيه مي كرد و گروهي هم بودند كه در سراسر ايران بهجستجوي بهترين و شايسته ترين نوجوانان و جوانان براي جذب به اين واحد ميپرداختند و از نوجواني اين پسران را زير آموزش و پرورش ويژه قرار مي دادنداز جمله كه بايد به ياد مي داشتند كه نبايد در جنگ عقب نشيني كنند و ياتسليم دشمن شوند: مرگ يا پيروز شدن. يك دسته 120 نفري از اين واحد، در طولجنگ مامور محافظت از پرچم بود كه بعدا به نام «كاوه» نخستين انقلابي جهانكه بر ضد ظلم و زورگويي بپاخاست «درفش كاويان» خوانده مي شد. اسپارتاكوسدومين انقلابي بنام جهان در قرن اول پيش از ميلاد و مدتها پس از «كاوه» برضد زورگويي و ستم قيام كرد.


    شکست سلجوقیان از صلیبیون اروپایی
    قلیجارسلان حکمران سلجوقی بخشی از آناتولیا (ترکیه امروز) که از اصفهانبازگشته و برجای پدرش سلیمان اوغوز نشسته بود در ژوئن 1098 شهر تاریخیآنتیوک را به صلیبیون اروپایی باخت.. ملکشاه سلجوقی قلیج را شش سال دراصفهان به صورت گروگان نگهداری می کرد تا پدرش گردنکشی نکند. پس از مرگملکشاه در 1092 میلادی، طولی نکشیدکه قلیج آزادشد و به آناتولی بازگشت کهگرفتار تعرض صلیبیون شد. وی در 21 می 1097 نیر از صلیبیون شکست خورده بود.
    صليبيون اروپايي از آنتیوک به فلسطین رفتند و 15 جولای 1099ميلادي در بيت المقدس (اورشليم) بر كليساي رستاخير مسيح دست يافتند و بههدف ديرين خود كه تربت عيسي دردست مسيحيان باشد رسيدند. 18 اكتبر سال 966ميلادي اين قديمي ترين كليسا (كه اينك مقرّ اسقف ارتدكس بيت المقدس است) به دستور طارق معروف به «حاكم بامرالله» سلطان مصر و سوريه ويران شده بودو اين اقدام، خشم مسيحيان اروپايي را برانگيخته بود كه بهانه لشكركشي ها وجنگهاي صليبي قرار گرفت.
    آنتیوک در قرن چهارم پیش از میلاد بهتصمیم سلوکوس یکی ازجانشینان اسکندر در حاشیه خلیج اسکندرون ساخته شد ویکی از چهار شهری بود که سلوکوس در سوریه بزرگتر ساخته بود. این شهر سپس 9قرن عملا میدان جنگ دو امپراتوری ایران و روم بود. اعراب مسلمان در سال 637 میلادی آن را که در دست روم شرقی بود متصرف و به «انتاکیه» تغییر نامدادند. خسروانوشیروان ـ شاه ساسانی ایران در سال 538 میلادی شخصا از شهرآنتیوک که در تصرف ایران بود دیدارکرد. پیش از او، شاپور یکم در سال 256میلادی به آنتیوک رفته بود.

    روزي که محمد ولي خان تنکابني (سپهسالار) خود کشي کرد
    محمد ولي خان تنكابني (سپهسالار) كه بارها وزير و نخست وزير بود و در حملهمسلحانه به تهران و خلع محمدعلي شاه از سلطنت، فرماندهي داوطلبان شمال رابرعهده داشت 27 تيرماه 1305 (18 جولاي 1926) در 84 سالگي در خانه اش باشليك گلوله خودكشي كرد. در اين زمينه پژوهش كافي صورت نگرفته است و بههمين دليل انگيزه سپهسالار از خودكشي، هنوز به درستي روشن نيست.


    سالگشت درگذشت «پترارك»
    امروز سالگشت درگذشت پترارك (فرانچسكو پتراركا) انديشمند، نويسنده، مورخ وشاعر ايتاليايي است كه با «دانته» از پدران عصر رنسانس بشمار مي آيند. ويهجدهم جولاي سال 1374 (شب، و در نخستین ساعت بامداد 19 جولای) درگذشت. زادروز پترارک 20 جولاي بود. پترارك با هدف گسترش معلومات عامه و آموزشعمومی و در نتیجه روشنگری، يادداشتهاي «سيسرو» و كارهاي نويسندگان ديگر راجمع آوري و تدوين كرده است. معروفترين تالیف پترارك «آفريقا» عنوان داردكه شرح كارهاي ژنرال رومي «سيپيو افريكانوس» است. تعبير «عصر ظلمت دراروپا» از پترارك است كه عنوان اوضاع قرون وسطا در اين قاره قرار گرفتهاست. (درباره پترارك، مطلب ديگري در سايت بيستم جولاي اين تاريخ آنلاينآمده است).

    بر ضد حرفه اي شدن سياست و نمايندگي مردم
    امروز - 18 جولاي - سالروز انتشار كتاب معروف "مطالعه دمكراسي The study of Democracy" تاليف James Bryce است كه در سال 1920 انتشار يافت و هنوزمطالب آن در کتب درسی نقل و در تفسیرهای سیاسی به مفاد آن استناد می شود. برایس در اين كتاب با ذكر ادله و مثالهاي فراوان مخالفت خود را با حرفه ايشدن سياست و نمايندگي مردم در شوراهاي مختلف ابراز داشته و ادامه آن رانقض غرض دمكراسي خوانده و نوشته است که تجدید نامحدود نمایندگی افرادهمانا بازگشت به دوران پادشاهان، شاهزادگان و امیران است با نامی دیگر کهرشد معکوس بشر است. تجدید نامحدود نمایندگی نه تنها فرصت را از دیگران میگیرد بلکه به بسط فساد اداری می انجامد و به تدریج وضع قوانین، اتخاذتصمیمات و نیز اقدامات برپایه منافع فردی خواهد بود تا سود جامعه. ویباندبازی هارا نتیجه حرفه ای شدن سیاست و مشاغل سیاسی می داند. برایستاكيد بر آموزش دمكراسي به مردم دارد و مي نويسد که اگر عوام الناسدمکراسی را نشناسند و اهمیت آن را ندانند در آن مشارکت آگاهانه نخواهندکرد و چنین کشوری را نمی توان یک دمکراسی نامید.
    برايس نوشته استکه نمايندگان و فعالان سياسي* که سمت انتخابي دارند اگر اين كار را بهمدتي طولاني ادامه دهند و در آن حرفه اي بشوند براي جامعه زيان آور خواهندبود و توليد نوعي باندبازي، فساد و تبعيض خواهند كرد. به اين ترتيب برايساز هواداران محدود شدن سمت نمايندگي انتخابي به يك يا دو دوره است. اينانديشمند تاكيد بر آموزش دمكراسي به مردم دارد و مي نويسد: مدتي صرف وقتكردم و در گوشه و كنار شهرها پرسه زدم و از مردم عادي - دكاندار، پيشه ور،خانه دار و عابر - پرسيدم كه از انتخابات، نمايندگي حزب، انجمن، روزنامه،كتاب كه همه ستونهاي دمكراسي هستند چه مي دانند و نتيجه گرفتم كه چيزي نميدانند، يعني معلومات ايشان در اين زمينه از صفر تا ده درصد است و از آنجاكه يك طرف دمكراسي اين مردم هستند، پس دمكراسي هاي امروز (دهه دوم قرن 20) موازنه ندارند و ما فقط ده درصد دمكراسي داريم و ... .

    *[
    كارهايديپلماتيك يعني وزارت خارجه با پوليتيك و سياست فرق دارد، گرچه در زبانفارسي هر دو را "سياسي" ترجمه كرده اند، ولي در حقيقت پوليتيك همانكشورداري است و تازه كشور داري هم با دولتمردي تفاوت دارد؛ دولتمردي يعنيمقام اداري داشتن و مي تواند "حرفه" باشد، زيرا تجربه هر چه بيشتر در يكحرفه، مهارت افزونتر به بار مي آورد]

    نلسون ماندلا: هر ایدئولوژی اگر مدیریت خوب نداشته باشد شکست خواهد خورد ـ دو اندرز
    «نلسون ماندلا» مرد بزرگ معاصر هجدهم جولاي 1998 در زادروز خود که 80 سالهشده بود ضمن بياناتي گفت: استقامت در مبارزه؛ علاقه مندي به حقوق و رفاهبشر، آزادي و دمكراسي؛ و حمايت از حل مسائل ملل با توسل به قوانين بينالمللي و از طريق داوري و رد هرگونه تجاوز و جنگ بايد خصلت هر انسان باشدو اين خصلت نياز به توصيف بيشتر ندارد.
    او گفته بود: "هرایدئولوژی (مسلک ـ مکتب) اگر مدیریت خوب نداشته باشد شکست خواهد خورد.". وی همچنین گفته بود: "بزرگترین وظیفه هرمقام خواندن نامه ها و شکایات وشنیدن درد دلهاست و اگر نسبت به این وظیفه بی اعتنا باشد محکوم به شکستاست.".


    درس هايي كه روميان از شكست در جنگ «آليا» گرفتند
    جنگ«آليا» 18 جولاي در سال 390 پيش از ميلاد ميان افراد يك طايفه از گل ها (گاليايي ها ، مردمي كه در فرانسه، بلژيك، غرب سويس امروز و غرب رود رايندر آلمان مي زيستند) و روميان در شمال ايتاليا روي داد و روميان شكستخوردند و گلها متعاقب اين پيروزي شهر رم را تصرف كردند و ويران ساختند بهگونه اي كه بيشتر اسناد و نوشته ها از ميان رفت. درس هاي گرفته شده از اينجنگ بود كه روم را بعدا در صدر جهان غرب قرار داد زيرا كه پس از جنگ،روميان نشستند و ضعف هايشان را در آن نبرد بررسي كردند و به رفع آنكوشيدند از جمله ايجاد ارتشي مشابه ارتش قديم يونان با استفاده از تاكتيكفالانكس (خط نبرد ـ ايجاد مانع با سرباز سپر به دست) و كلاه خود و جنگافزار آهني به جاي برنزي و نيز رده بندي كردن ارتش و تشكيل لژيون. روميانهمچنين تصميم گرفتند كه باروي شهرها را مستحكم و بهتر از گذشته بسازند و .... با اجراي اين تصميمات بود كه ابر قدرت شدند و هزار سال اين مقام راحفظ كردند.
    تيتوس ليويوس (ليوي) نزديك به چهار قرن پس از تخريب رم، در صدد جمع آوريتاريخ اين شهر برآمد شد ولي مشكل او از ميان رفتن اسناد در جريان تخريب رمبه دست گلها بود. طبق محاسبات ليويوس غارت رم در سال 386 پيش از ميلادصورت گرفته بود. ليويوس تاريخ رم را از سال 753 پيش از ميلاد تا زمان خودتحت عنوان «از تاسيس شهر» نوشت كه باقي مانده است. وي زمانها را بر حسبدوره حكومت هر كنسول تعيين مي كرد كه كار را بر تنظيم كنندگان تقويمميلادي آسان كرده است ( كنسولها در لغت به معناي كساني هستند كه با هم گامبر مي دارند. در آن زمان رومي ها هر سال دو نفر را انتخاب مي كردند تا بهاتفاق بر كشور حكومت كنند و افراد 40 ساله به بالا حق دادن راي داشتند. هريك از اين دو كنسول حق داشت تصميم ديگري را وتو و رد كند).

    سوختن شهر رم ـ امپراتور به خاطر ارضاي خودخواهي پايتخت خود را آتش زد!
    جولاي سال 64 ميلادي حريق دامنه داري كه از محل «سيرك» آغاز شده بود و ششروز طول كشيد شهر رم پايتخت امپراتوري روم را فرا گرفت و تقريبا همه شهراز ميان رفت. نرون امپراتور وقت روم از اين رويداد دو استفاده برد: يكيعمراني و ديگري سياسي. وي ظرف 4 سال شهر «رم» را با نقشه دلخواهش نوسازيكرد و استفاده سياسي كه برد اين بود كه حريق را كار پيروان دين تازهمسيحيت اعلام كرد و آنان را شديدا سركوب و حتي در آتش سوزاند. نرون سپسشهر را به اسم خود تجديد نام كرد و آن را «شهر نرون» ناميد. مورخان بعد ازنرون، حريق را كار خود وي ذكر كرده و نوشته اند كه نرون به خاطر ارضاي حسخودخواهي اش شهر را آتش زد تا آن را بازسازي و به اسم خود بنامد. بعداپرونده سوختن شهر در سناي روم مطرح شد و نرون از ترس محاكمه و مجازات،خودكشي كرد.

    سالروز انتشار كتاب «نبرد من» و اشاره به مطالبي كه هيتلر در آن نوشته است
    جولاي 1925 آدولف هيتلر كتاب خود تحت عنوان Mein Kampf ماين كامپف (نبردمن = مبارزه و تلاش من = جهد و كوشش من) را كه حاوي ايدئولوژي و نظراتسياسي و هدف هاي دراز مدت وي بود و آنها را به صورت نتيجه گيري از تجربه (سرگذشت) خود نوشته بود به توزيع داد كه به زبانهاي مختلف ترجمه شده وهنوز خواننده دارد.
    هيتلر در زندان لاندسبرگ بود كه كار نوشتناين كتاب را آغاز كرد. وي نخست مندرجات اين كتاب را به «اميل موريس» و سپسردولف هس ديكته مي كرد. نوشتن اين كتاب در داخل و خارج از زندان، چهار سالو شش ماه طول كشيده بود.
    هيتلر در اين كتاب دشمني خود را نسبت بهيهوديان منعكس ساخته و نوشته است كه يهوديان از مدتها پيش در حال توطئهكردن و دسيسه اند تا كليدهاي رهبري بر جهان را به دست آورند. به باورهيتلر كه در كتاب او مندرج است، يهوديان با همين هدف «كمونيسم» را ساختندو در روسيه پياده كرده و در نقاط ديگر جهان بسط دادند كه فرضيه اي غيرعملي است، و با هدف تخريب سوسياليسم اصيل (كه مورد نياز و قبول بشر است) به وجود آورده شده است.
    هيتلر نوشته است كه يهوديان با همين هدف،زبان اسپرانتو را اختراع كردند، عنوان بين المللي بر آن نهادند و .... هيتلر سپس نتيجه گيري كرده است كه به اين دلايل و به خاطر حفظ جهان ازدسيسه هاي يهوديان است كه با جوديسم و كمونيسم مبارزه خواهد كرد.
    هيتلر در كتاب «تلاش من» از سوسياليسم ملي ـ سوسياليسم در خور فهم و خواستمردم كه جامعه مفت خور، بيكاره و متقلب به وجود نياورد و قوه ابتكار مردمرا تقويت كند ـ تمجيد كرده و نوشته است كه به ترويج و اجراي اين ايدهخواهد پرداخت. هيتلر دمكراسي را به صورتي كه در اروپاي غربي مشاهده مي شد،و حكومت هاي پارلماني بزعم او مركب از افراد زبانباز و سياستباز را يكبيماري جهاني خوانده و گفته است كه «منتخبين» بايد داوطلبان خدمت باشند نهعاشقان قدرت و شهرت. به زعم هيتلر، دمكراسي واقعي و «حكومت براي خدمت» بايد از نو تعريف شود. وي معاهده ورساي را يك توطئه و اجحاف قدرت هاي فاتحبرضد ملل مغلوب و ضعيف قلمداد كرده و نوشته است كه سلطه گران هدفي كوچك وضعيف كردن كشور ها (با تجزيه آنها) ندارند تا آسان تر بتوانند حكم برانند.
    هيتلر در كتاب خود خواهان قرار گرفتن همه سرزمين هاي آلماني نشين (حتيآنها كه بر حسب مندرجات كتب تاريخ در قديم آريايي نشين بودند) در زير يكپرچم شده است تا منشأ پيشرفت قرار گيرند.
    وي در تاليف خود در عينحال با توجه به عقيده «نيچه» در كتاب «چنين گفت زرتشت» خواهان عنايت جوامعبه سوپر من هاي خود شده، اهميت نوابغ و اليت ها را بيان داشته و اشارهكرده است كه قوم آرين مي تواند بيش از اقوام ديگر «سوپر من» به دست دهد وسوپرمن فردي است كه براي سعادت ديگران فداكاري كند، به ديگران بينانديشد و ....

    آغاز جنگ داخلي اسپانيا، يك جنگ جهاني ايدئولوژيك
    18 جولاي سال 1936 جنگ خونين داخلي اسپانيا كه ژنرال فرانكو هم به شورشيانپيوسته بود آغاز شد. اين جنگ به مدت سه سال ميان ملي گرايان و جمهوريخواهان ادامه يافت كه ويراني ها و تلفات بسيار سنگين به بار آورد. هنگامآغاز جنگ، جمهوري خواهان - عموما چپ - حكومت را به دست داشتند.
    فرانکو و ناسيوناليست ها از هيتلر و موسوليني استمداد كردند و چپ ها بهاستالين و همه كمونيستهاي جهان متوسل شدند و اسپانيا صحنه آزمايش سلاحهايدو بلوك و قدرت نمايي آنها قرار گرفته بود. چپها از كشورهاي مختلف حتي ازايالت متحده آمريكا داوطلبانه وارد اسپانيا شده بودند تا به جمهوري خواهانچپ كمك كنند. بنابراين، جنگ داخلي اسپانيا يك جنگ ايدئولوژيك بود كه بعداز جنگ جهاني دوم به نام جنگ سرد تا سال 1991 ادامه يافت. برخي از مورخانعقيده دارند كه با فروپاشي شوروي، اين جنگ ايدئولوژيك پايان نيافته وجدالهاي فرم تازه كه از آغازهزاره سوم رو به شدت گذارده ادامه آن است. جنگهاي داخلي اسپانيا همچنين فرصت مناسبي براي پيشرفت عكس خبري بود زيراهيچيك از دو طرف مانع فعاليت خبرنگاران عكاس نمي شدند

    خشونت استالين در كنفرانس پتسدام
    در اين روز در سال 1945، كنفرانس پتسدام با شركت استالين، اتلي و ترومنتشكيل شد و ضمن آن ناگهان استالين خود را با شركاي تازه يي روبرو ديد و بههيچيك از طرحهاي آنها، جز اعلان جنگ به ژاپن ترتيب اثر نداد. استالين قبلاخود را براي ملاقات با چرچيل و روزولت آماده مي كرد كه روزولت درگذشت وترومن جاي او را گرفت و چرچيل كه روز 15 ژوييه وارد پتسدام شده بود، چونشنيد كه حزب او انتخابات انگليس را به حزب كارگر باخته است به لندن بازگشتو "كلمنت اتلي" دبير كل حزب كارگر كه برنده انتخابات شده بود، به جاي اودر كنفرانس پتسدام شركت كرد و هر دو تن با پرخاشگري هاي كم سابقه استالينروبرو شدند و كنفرانس شكست خورد زيرا استالين حاضر نشد كشورهايي را كهارتش سرخ تصرف كرده بود، تخليه كند و يا اجازه دهد در آنها انتخابات آزاد (طبق خواست و روش غرب) به عمل آيد، حتي در نيمه شرقي آلمان.

    نخستين زني كه در فضا قدم زد و جوشكاري كرد
    در اين روز در سال 1984بانو « سوتلانا ساويتسكايا Svetlana Savitskaya» درآن زمان 36 ساله، كه 17 جولاي با سفيه شوروي، ساليوت ـ 7، در مدار زمينقرار گرفته بود از اين سفينه خارج شد و در فضا قدم زد. وي 25 جولاي اينكار را تكرار كرد و اين بار در خارج از سفينه به جوشكاري قطعات خارجي آنپرداخت. سوتلانا كه پس از 11 روز پرواز در فضا به زمين بازگشت، نخستين زنيبوده است كه تا كنون در فضا قدم زده و در خارج از سفينه به جوشكاري وكارهاي فني پرداخته است. سوتلانا قبلا هم در سال 1982 با سفينه « تي ـ 7 » به مدار زمين رفته و چند روز در فضا گردش كرده بود. نوزده سال پيش او (سال 1963) ، بانو «والنتيا ترشكووا» فضانورد شوروي، به عنوان نخستين زن با «وستوك ـ 6» به مدت سه روز فضاپيمايي كرده بود. شوروي در واحد فضانورديخود، زنان فضانورد متعدد داشت، از جمله بانو «النا كندراكووا» كه در 1994به مدت 5 ماه در ايستگاه فضايي « مير » اقامت كرد. وي قبلا هم پرواز فضاييداشت. به اين ترتيب شوروي(روسيه) در تاريخ فضانوردي، از لحاظ پرواز زنانفضا نورد، مقام اول را دارد و اين مقام براي هميشه محفوظ است. اين كشوربود كه نخستين موشك هدايت شونده به مفهوم امروز را ساخت، نخستين انسان رادر مدار زمين قرارداد، به مريخ و ونوس سفينه فرستاد و داراي ايستگاه فضاييشد.
    سوتلانا هشتم آگوست سال 1948 در مسكو به دنيا آمد و يك خلبانبود. او قبلا برنده چندين مدال بين المللي پرواز در نمايشهاي هوائي شدهبود. پيش از ورود به دنياي فضا پيمايي پرواز آزمايشي چند جت تازه سازشوروي نيز بر عهده سوتلانا قرار داده شده بود. او که در دهه 1990 بازنشسته شده است دختر يک قهرمان نظامي شوروي در جنگ جهاني دوم بود و درجواني در ژيمناستيک بانوان برنده جايزه شده بود. سوتلانا مانند سايرفضانوردان شوروي عضو حزب كمونيست بود.

  7. #167
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض


    19 جولاي

    دیدار داریوش از مصر و دستور تدوین تاریخ مصریان
    كشفيات باستانشناسي مبدأ تقويم مصري هارا روزي مصادف با 19 جولای سال 2781پيش از ميلاد (28 تیرماه) به دست داد که از آن پس رویدادهای مصر باستان باآن تطبیق داده می شود. رویدادهای مصر باستان (از آغاز پيدايش خط و علائمقابل خواندن تا 25 قرن پیش) به دستور داريوش بزرگ ـ شاه هخامنشی ایران جمعآوری و حفظ می شود که پس از کشف مبدأ تقویم مصریان و تطبیق آن با سالمیلادی، زمان وقوع رویدادهای مصر به تقویم میلادی تبدیل شده است. داريوشكه در سال 517 پيش از ميلاد براي ديدار از ساتراپي مصر به اين منطقهمتصرفي ايران باستان رفته بود پس از مشاهده تمدن و آثار تاريخي و ابنيهمصر به يك هيات مركب از آگاهان مصري و پژوهشگران ايراني، يوناني، فنيقي ويهود ماموريت داده بود که تاريخ مصريان تا آن زمان را جمع آوري، تنظيم وتدوين كنند كه باقي مانده و از مآخذ تاريخ مصر در قرون قديم قرار گرفتهاست. داريوش در مصر جنوبي معبدي براي مصريان ساخته كه تقريبا دست نخوردهباقي مانده است و تصوير او بر ديوار معبد وجود دارد. ايرانيان در زماندودمان هخامنشيان به مدت 120 سال و چند ماه بر مصر حکومت کردند.
    آثار همين داريوش بزرگ و دودمان هخامنشي ـ داريوشي كه اين همه دقت ودلسوزي براي تاريخ و حفظ ابنيه باستاني ملل ديگر از خود نشان داد، به حكميك قاضي (مستقر در ايالت ايلي نوي) بايد بابت غرامت كاري كه ايرانيانانجام نداده اند ازدست برود. اين آثار به امانت به دانشگاه شيكاگو سپردهشده بود تا آمريكاييان تمدن 25 قرن پيش بشر را به چشم ببينند. آثار امانتيمورد بحث متعلق به همه نسلهاي ايران زمين (ساكنان قلمرو ايران باستان) وهويت ملي آنان است كه ضبطشان به منزله مصادره اموال مشترك (ملي) ايشان استكه منطقا امكان پذير نمي تواند باشد.



    عامل عصیان قندهاریها و جنگ داخلی ایرانیان
    شاه سليمان صفوي 19 جولای 1688 ميلادي (تیرماه 1067 هجري خورشيدي) گرگينخان حاكم گرجستان را كه مردم اين سرزمين وابسته به ايران وقت از جور و ستماو به تنگ آمده بودند و عريضه به دربار اصفهان فرستاده بودند بركنار كرد. شش سال بعد، شاه سلطان حسين كه در 1693 و پس از مرگ پدر بر جاي او نشستهبود، به توصيه درباريان مغرض و رشوه خوار خود که گرگین خان مسلمانشده است، وي را حاكم قندهار ساخت كه تعدّي او به قندهاري ها سبب طغيانآنان و جنگ داخلي ايرانيان شد که مآلا به عمر دودمان «صفويه» پايان داد. گرگين خان با آداب و رسوم قندهاري ها آشنا نبود و خشونت می کرد. همين امرو بی اعتنایی او نسبت به رسوم قندهاري ها، وی را در نظر آنان به صورت فرديمخوف جلوه گر ساخته بود که آمادگي يافته بودند براي رهايي از دست وي به هراقدامي بر ضد او دست بزنند.

    بازگشت محمدعلی شاه مخلوع به ایران به قصد پس گرفتن تاج و تخت با کمک روسیه
    محمدعليميرزا، شاه مخلوع قاجار، با حمايت روسيه به منظور پس گرفتن تاج و تخت ازپسرش سلطان احمدشاه، 28 تيرماه 1290 (19 جولای 1911) با سپاهي از طريقتركمنستان روسيه وارد گرگان شد تا از آنجا به تهران آيد. در تهران، محمدولي خان تنكابني رئيس الوزراء وقت پس از شنيدن اين خبر، از ترس به انگليسيها نزديك شد و چند رجل هوادار انگلستان از جمله وثوق الدوله! را واردكابينه كرد و ....
    «
    تاريخ» نشان داد كه هواداران محمدعليشاه پس ازچند جنگ و گريز و حتي رساندن خود به دماوند به هدف نرسيدند و شكست خوردند. ولی اقدام آنان بیش از پیش دولت تهران به دامان انگلستان افکند. در آنزمان (سه سال پیش از آغاز جنگ جهانی اول و دوران صلح مسلح)، انگلستان وروسیه به دوستی و سازش با یکدیگر نیاز مبرم داشتند زیرا که آلمان و اتریشبه ایتالیا نزدیک و اتحادیه سازی می کردند.

    بازيگر قديمي صنعت فيلم سينمايي هند
    ليلا چيتنيس Leela Chitnis از قديمي ترين بازيگران صنعت فيلم سينمايي هنددر اين روز در سال 2003 در 93 سالگي درگذشت. وي از دهه 1930وارد كار نمايشو سينما شده بود. معروفترين فيلم قديمي او «آواره» عنوان داشت كه در آننقش مادر راج كاپور (بازيگر مرد) را برعهده داشت. ليلا در بيش از 40 فيلمبه ايفاي نقش پرداخته بود. او سالها پيش از مرگ در مصاحبه اي گفته بود: درزماني كه من وارد كار نمايش شدم، اين كار در هند به منزله قدم گذاردن درفساد تلقي مي شد. ولي من اعتنا نكردم و به خانواده ام كه از طبقه متوسطبودند گفتم كه بالاخره يك زن بايد دل به دريا بزند و يك روز اين سد رابردارد و وارد كار نمايش شود تا ذهن ديگران اصلاح گردد و بدانند كه كارنمايش هم حرفه اي است مانند حرفه هاي ديگر و فساد نيست.
    در تاريخهنر نمايش و سينما چنين آمده است: "با فداكاري افرادي نظير «ليلا» صنعتسينماي هند رونق گرفته است به گونه اي «بالي وود» در مومباي (بمبئي) رقيب «هالي وود» لس آنجلس شده است.".

    انتشار داستان «يكي بود يكي نبود» جمال زاده
    تاريخانتشار داستان «يكي بود، يكي نبود» مركب از شش قصه نوشته محمدعلي جمالزاده را 19 جولاي 1921 در برلين ذكر كرده اند كه چندين ماه بعد نخستيننسخه آن به تهران رسيد و متن آن مورد انتقاد قرار گرفت. اين دومين داستاناين نويسنده بود كه به پدر داستان كوتاه نويسي ايران معاصر معروف شده است. جمال زاده كه نهم نوامبر سال 1997 در 92 سالگي در ژنو درگذشت نخستينداستان خود تحت عنوان «گنج شايگان» را در سال 1917 منتشر ساخته بود. وي كهدر اصفهان به دنيا آمده و بيشتر ايام عمر را در خارج از ايران بسر بردهبود بعدا داستانهاي متعدد نوشت از جمله تلخ و شيرين، كهنه و نو، آسمان وريسمان و بالاخره داستان «قصه ما به پايان رسيد». سبك او مشابهت زياد به«ديكنز» داشت. تحولات اجتماعي ـ اقتصادي زمينه ساز داستانهاي جمال زادهبود كه همسر آلماني داشت و عمدتا در اروپا بسر مي برد. وي بر زبانهايفرانسه، آلماني و عربي مسلط بود. داستان كوتاه نويسي در جهان معاصر كهبارديگر مورد توجه خاص قرار گرفته عمدتا كار روزنامه نگاران به ويژه حادثهنويسان است كه متاسفانه وطن ما دچار كمبود آنان است. جمال زاده در جوانيروزنامه نگار بود و در بغداد روزنامه رستاخيز را منتشر مي كرد و در آلماناز همكاران تحريري نشريه كاوه بود. وي و بويژه در دوران جواني از هوادارانناسيوناليسم ايراني بود.

    سالروز پيروزي طارق ابن زياد و فتح آندلس
    جولاي سالروز پيروزي «طارق ابن زياد» بر ارتش ويزيگوت ها در آندلوسا Andalusia (آندلس ـ مناطق جنوبي و شرقي اسپانيا) است كه در سال 711 ميلاديصورت گرفت. در اين جنگ «رودريكRoderic» پادشاه ويزيگت ها كشته شد.
    طارق كه يك ژنرال از مردم «بربر berber» آفريقاي شمالي بود و معاونت موسيابن نصير حكمران اموي آفريقيه (سرزمين هاي مسلمان نشين شمال آفريقا) رابرعهده داشت به تصميم دمشق (وليد ابن عبدالملك از بني اميه) عزم تصرفاروپا و به اسلام دعوت كردن مردم اين منطقه را كرده بود.
    وي در سيام آوريل 711 با لشكريانش از تنگه ميان آفريقا و اروپا كه به نام او جبلطارق (جيبرالتار) خوانده مي شود گذشته و پا به خاك اروپا گذارده بود.
    «
    واشنگتن اروينگW. Irving» مورخ و پژوهشگر آمريكايي پس از سالها مطالعهدرباره كارهاي طارق در اسپانيا، شمال آفريقا و خاورميانه و پيمودن قسمتياز مسير لشكريان او، در سال 1835 كتابي تحت عنوان «فتح اسپانيا: افسانه هاو حقايق» منتشر ساخته است. در اين كتاب، اروينگ نوشته است: طارق پس ازعبور از تنگه، دستور باز گشت به كشتي هاي حامل سربازان را داد و خطاب بهسربازانش گفت:
    «
    براي شما جايي براي فرار نيست. دريا در پشت است ودشمن در جلو. بايد به ياري خدا اميدوار باشيد، به دستورهاي او مومن، وبردباري را از دست ندهيد تا به پيروزي برسيد. شمشيرهايتان را از دست ندهيدو بدانيد كه «حق» هميشه پيروز است. اگر بر شهر و دياري دست يافتيد، اماكنو آنچه را كه متعلق به جامعه است و از خزانه عمومي (بيت المال) ساخته شدهاست تخريب و ويران نكنيد كه اسلام تخريب اماكن عمومي را نهي كرده است. افراد دشمن پس از تسليم شدن، در امان هستند و نبايد به آنان آسيب برسد».
    طارق پس از پيروزي بر ويزيگوت ها قصد تصرف فرانسه را كرد و چند نقطه مرزي از خاك فرانسه را هم به دست آورد.
    منصور ابن موسي حكمران افريقيه پس از اطلاع از پيروزي طارق، به اسپانيارفت و در اينجا بر سر چگونگي تصرف بقيه اروپا، ميان آنها اختلاف افتاد ووليد ابن عبدالملك اموي هر دو را براي مذاكره به دمشق دعوت كرد. پس ازورود اين دو به دمشق كه به طور جداگانه صورت گرفت، وليد درگذشت و جانشيناو سليمان ابن عبدالملك كه از بيم جان و از دست دادن حكومت، قصد كشتن برخياز ژنرالها و حكمرانان بي اعتنا به خود را كرده بود موسي ابن نصير را بهبهانه اين كه با افراد مسلح و شمشير وارد كاخ او شده بود به زندان افكند ودر آنجا به دستور حكومت در 76 سالگي كشته شد و طارق هم از نظر افتاد و ازاو به خاطر فتح اسپانيا كه قرنها در دست مسلمين بود تقدير نشد.

    ترور مردي كه همه عمر را براي استقلال وطنش برمه تلاش كرد
    «آنگ سانAung San» ناسيوناليست بزرگ برمه در 19 جولاي سال 1947 در جلسهشوراي عالي برمه مركب از وزيران و بزرگان برمه اي با تني چند از همكاران وهمفكرانش كشته شد. وي همه عمر را در مبارزه براي تامين استقلال و يك پارچهكردن برمه صرف كرده بود. برمه پيش از جنگ جهاني دوم ضميمه هندوستانانگلستان بود. آنگ سان به ژاپن كمك كرد تا برمه را از دست انگلستان خارجسازد. وي با رفت و آمد هاي متعدد به توكيو، امپراتوري ژاپن را وادار كردكه در سال 1943 به برمه استقلال بدهد. وانگ سان كه در تايلند يك ارتش مليمركب از ناسيوناليستهاي برمه اي ايجاد كرده بود تا به كمك آن بتوانداستقلال برمه را حفظ كند، پس از جنگ جهاني دوم و شكست ژاپن از دولتانگلستان خواست كه به استقلالي كه ژاپن به برمه داده بود احترام بگذارد. انگلستان قبول كرد كه يك سال بعد به برمه استقلال كامل بدهد. چنينقراردادي ميان آناگ سان و كلمنت اتلي نخست وزير وقت انگلستان امضاء و آنگسان در سمت نخست وزيري امور داخلي برمه تثبيت شد كه در جلسه 19 ژوئيهشوراي عالي، چند ماه مانده به اجراي وعده انگلستان، با شش تن از همفكرانشبه دام توطئه افتاد و كشته شد. از آن پس هر دسته، گروه ديگر را متهم بهاين ترور جمعي كرده است. اينك دختر او بانو «آنگ سان شون كايAung San Sun Kyi» رهبر مخالفان دولت ژنرالها مبارزه نا تمام پدر را ادامه مي دهد تا دروطن دمكراسي واقعي برقرار شود.

    روزي که لائوس استقلال يافت
    جولاي 1949 ، دولت فرانسه به لائوس ـ مستعمره ديگر خود در شبه جزيرههندوچين ـ استقلال داد. اين كشور كوهستاني كه ميان ويتنام، كامبوج،تايلند، برمه (ميانمار) و چين قرار گرفته و پنج ميليون جمعيت دارد ازديرزمان داراي حكومت پادشاهي بود.
    لائوس پس از سالها كشمكششاهزادگان اين كشور با يكديگر، در دسامبر سال 1975 به دست گروه كمونيستي «پاتت لائو» كه رهبري آن را هم يك شاهزاده برعهده داشت افتاد و داراي نظامسوسياليستي شد.
    لائوس كه هنوز داراي نظام سوسياليستي است در جريان جنگ ويتنام، مدتي صحنه برخورد طرفين جنگ شده بود.
    پايتختاين كشور 237 هزار كيلو متري شهر «وين تيان Vientiane» است كه در كنار رودمكونگ قرار دارد. لائوس به دريا راه ندارد و راه آبي آن همين رود مكونگاست.

  8. #168
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض


    20 جولاي

    «پترارك» كه همانند حافظ ما، انسانها را از دلبستگي به هرچه كه «رنگ تعلق پذيرد» برحذر داشته است
    «فرانچسكو پترارك Petrarch» انديشمند، مورخ، نويسنده، شاعر و انساندوستايتاليايي 20 ژوئيه سال 1304 ميلادي (در روزي چون امروز) به دنيا آمد وهفتاد سال بعد در نخستين ساعت 19 ژوئيه ( 18 ژوئيه سال 1374، شب) درگذشت. اگر در شرح احوال بزرگان و اصحاب فكر دقت شود، ملاحظه خواهد شد كه بيشترآنان در همان ماهي كه به دنيا آمده بودند فوت شده اند.
    پترارك كهبا «دانته» از پدران عصر رنسانس اروپا بشمار مي آيند در نثر و نظم استادبود و باعث اعتبار زبان لاتين شد. در قلمرو تاريخ، معروفترين كتابي كهپترارك نوشت «آفريقا» عنوان دارد كه شرح كارهاي ژنرال رومي «سيپيوافريكانوس» است. وي در اين كتاب بسياري از نكته ها و اندرزهاي تاريخ رابيان كرده است.
    تعبير «عصر ظلمت در اروپا» از پترارك است كهعنوان «اوضاع قرون وسطا» در اين قاره قرار گرفته است. پترارك بود كه بازحمت زياد آثار نويسندگان و انديشمندان قديم از جمله «سيسرو» را جمع آوريكرد و گرنه انسان امروز از افكار و كارهاي آنان به صورت كامل آگاه نمي شد.
    از پترارك علاوه بر تاليفات تاريخي و مجموعه آثار ديگران با حاشيه نويسي،يك مجموعه شعر مركب از 366 قطعه و عمدتا غزل باقي مانده است.
    ويهمانند شاعر معاصر خود «حافظ» شيرازي، در اشعارش زني خيالي را وصف كردهاست. زن خيالي پترارك «لورا» نام داشت كه قسمتي از اشعار او مربوط بهدوران زنده بودن اين زن خيالي و قسمتي ديگر پس از مرگ اوست كه در اين قسمتكوشيده است مردم را از دلبستگي به مال و مقام و امور دنيوي دور سازد كه «حافظ» در اين زمينه گفته است: غلام همت آنم كه زير چرخ كبود ـ زهرچه «رنگتعلق» پذيرد آزاد است.
    پترارك را نخستين انديشمندي مي دانند كه يک جنبش انساندوستي تاسيس کرده است.

    توطئه ترور هيتلر در 1944
    بيستم جولاي 1944 هيتلر در يك قرارگاه نظامي ( وولفزشانزه ـ لانه گرگها) در پروس شرقي از توطئه قتل رهايي يافت. در اين توطئه، انفجار بمب چهار تنرا كشت و گروهي ديگر را مجروح كرد. بزرگي و استحكام ميز مذاكرات باعث نجاتهيتلر شد كه مختصرا زخمي شده بود.
    توطئه قتل هيتلر توسط يك دستهاز افسران آلماني كه شكست در جنگ را قطعي مي دانستند و با اطلاع (نهمداخله) چند مارشال ازجمله «رومل» طرح ريزي شده بود و قرار بود كه پس ازقتل هيتلر، نيروي احتياط برلين را زير كنترل خود در آورد، حزب نازي را ازقدرت بركنار و با متفقين وارد مذاكرات صلح شود.
    افسر جواني به نام «كلاز فون ستافنبرگ Claus Von Stauffenberg» مامور قراردادن بمب در اطاقمذاكرات شده بود [درست مشابه چگونگی قتل رجایی و باهنر در 37 سال بعد درتهران] که گفت و گوها تبادل نظر درباره جنگ و امنيت ملّي آلمان بود ولي آنروز، هيتلر تصميم گرفت كه جلسه به جاي زير زمين در طبقه اول قرارگاه تشكيلشود كه «كلاز» با عجله كيف حامل بمب را به محل تازه منتقل كرد ولي موفقنشد در جاي مورد نظر بگذارد و زمان (تايمر) انفجار را تغيير دهد.
    وي پس از قراردادن بمب با شتاب عازم برلن شد تا بقيه كارها را رو به راهكند كه بمب در زمان نادرست و محلي دورتر از صندلي هيتلر منفجر شد.
    «
    كلاز» پس از رسيدن به برلن موفق به تصرف ساختمان راديو نشد و هيتلر كهمتوجه قضيه شده بود از راديو برلن اعلام كرد كه به او آسيب نرسيده است. «كلاز» و همدستانش دستگير و بعدا اعدام شدند و به رومل پيشنهاد شد كه ميانخودكشي و حفظ افتخارات يا محاكمه و اعدام يكي را انتخاب كند كه رومل خودرا كشت.

    روزي كه فرانسه به تونس استقلال داد
    دولتفرانسه 20 جولای 1956 به تونس، مستعمره خود در شمال آفريقا، استقلال دادكه از آن زمان روز ملي اين كشور بشمار مي رود. اين استقلال آسان هم به دستنيامد و تونسي ها براي گرفتن آن مبارزه كرده بودند. حبيب بورقيبه از زماناستقلال به مدت 31 سال بر اين سرزمين قديمي و متمدن حكومت كرد و در اينمدت، در تونس تنها يك حزب فعاليت داشت.
    تونس كه ميان ليبي والجزاير واقع شده است يك كشور منطقه مديترانه است و در اين دريا ساحليطولاني دارد. وسعت خاك آن 164 هزار كيلومتر مربع و جمعيتش ده ميليون نفراست و يك كشور عربي بي طرف بشمار مي آيد كه فرانسه زبان دوم مردم آنجاست. این سرزمین در عهد باستان وابسته به امپراتوری روم، بعدا امپراتوری اسلامیو سپس امپراتوری عثمانی بود.

    بشر برسطح ماه
    بيستم جولای سال 1969 (29 تيرماه 1348) در ساعت ده و 56 دقيقه بعد از ظهربه وقت واشنگتن «نيل آرمسترانگ Neil Alden Armstrong» فضانورد آمريكايي وفرمانده آپولو ـ 11 نخستين فرد از كره زمين بود که گام بر سطح ماه ــ قمرزمين ــ نهاد و دقايقي بعد، «ادوين آلدرين Edwin Eugene (Buzz) Aldrin» خلبان مدول ويژه نشستن در سطح ماه ـ فضانورد آمريكايي ديگر نيز به اوپيوست و به اتفاق به راهپيمايي و جستجو و جمع آوري سنگ و خاك از سطح ماهپرداختند و با خود به زمین آوردند. (جمعا به وزن 21 کیلو و 550 گرم کهدولت آمریکا بعدا مقداری از آنهارا به هریک از سران دولتهای دوست هدیهداد). اين راهپیمایی برسطح ماه در حالي بود كه «مايكل كالينز Michael Collins» متولد ایتالیا و خلبان سفينه آپولو ـ 11 در قمر زمین به حركتادامه مي داد. آرمسترانگ و آلدرين با مدول ويژه از آپولو جدا شده بودند. هرسه فضانورد متوّلد 1930 هستند و در سال 2010 هشتاد ساله و در قید حیات.
    آپولو ـ 11 که 16 جولای 1969 روانه ماه شده و 24 این ماه به زمین (آبهایاقیانوس آرام) بازگشته بود براي رسيدن به مدار ماه 390 هزار كيلومتر فاصلهزمين از قمر خود را طي كرده بود. جريان فرود دو فضانورد در ماه و بازگشتآنان به زمین مستقيما از تلويزيون در سراسر جهان پخش شد. در آن زمان،ماهواره فرستادن بخشی از جنگ سرد و رقابت های دو بلوک شرق و غرب بود.

    ژنرال وستمورلند درگذشت
    هجدهژوئيه 2005 ژنرال ويليام وستمورلندWestmoreland (وستي) فرمانده نيروي 500هزار نفري آمريكا در جنگ ويتنام درسالهاي 1964 تا 1968 كه نام او برايبسياري از مردم آشنا است در 91 سالگي در يك آپارتمان در يك مجتمع ساختمانيويژه سكونت بازنشستگان سالمند در ايالت زادگاه خود (كاروليناي جنوبي) درگذشت.
    مورخان تلفات 59 هزار نفري آمريكا در جنگ ويتنام راعمدتا به پاي اشتباهات نظامي او نوشته اند.
    وستمورلند در جريان اجراي طرح نظامي خود معروف به «جستجو كن و ويران ساز»،در بخشهايي از جنوب ويتنام از بمب شيميايي معروف به «ايجنت اورنج» و نيزبمب ناپالم و مايعات شعله ساز استفاده كرد كه آن ايجنت اورنج پس از چهاردهه هنوز در ويتنام قرباني مي گيرد.
    وستمورلند در سال 1968 ازليندن جانسون رئيس جمهور وقت آمريكا خواسته بود كه دويست هزار سرباز ديگربراي او بفرستد تا ميدان جنگ را گسترش دهد كه جانسون ترجيح داد از خيرنامزدي رياست جمهوري براي يك دوره ديگر بگذرد تا قبول در خواست وي، و اورا بركنار سازد زيرا كه افكار عمومي آمريكا با ادامه جنگ بي حاصل ويتنامكه در آن وسيعا از جنگ افزار هوايي استفاده مي شد مخالفت داشت.
    وستمورلند كه يك افسر توپخانه بود و در جنگ جهاني دوم و جنگ كره شركت كردهبود در طول جنگ ويتنام، در داخل و خارج همواره مورد انتقاد بود، حتيمعاونش ژنرال پالمر گفته بود كه ما در ويتنام با يك شكست قطعي رو به روهستيم.
    دانشگاه جانز هاپكينز در سال 1986 در كتابي به قلم يكنظامي پيشين به نام « اندرو كرپنه ويچKrepinevich» اشتباهات نظاميوستمورلند را روشن ساخته است. مولف در اين كتاب نوشته است كه وستمورلنددچار رويا بود و سراب در نظرش پيروزي بود. تعرض «تت» كه ضمن آن كمونيستهاهمزمان به يكصد شهر و پايگاه حمله كردند ثابت كرد كه حسابهاي وستمورلنددرست نبوده است. جنگ بي ثمر ويتنام مردم آمريكا را خسته و روحيه دولتهايمتحد آمريكا را تضعيف كرده بود.
    شبكه تلويزيوني «سي بي اس» آمريكادر يك برنامه خود، وستمورلند را متهم كرد كه در ويتنام شديدا دچار وهم وخود فريبي( Massive Selfdelusion) شده بود و اين وضعيت رواني او، آن همهزيان مالي و تلفات انساني روي دست آمريكا گذاشت كه وستمورلند برضد اينشبكه به دادگاه دادخواست داد ولي بعدا شكايت خود را پس گرفت.
    سرانجام جنگ ويتنام به شكست آمريكا و تخليه آن سرزمين انجاميد.


    1810: سرزمين كلمبيا مستعمره اسپانيا اعلام استقلال كرد.
    1654: ميان پرتغال و انگلستان پيماني امضاء شد كه به موجب آن پرتغال برتري انگلستان را پذيرفت.
    1810: سرزمين كلمبيا مستعمره اسپانيا اعلام استقلال كرد.
    1917: اعلاميه نشست "کورفو" ساختار آينده کنفدراسيون سلطنتي يوگوسلاوي را روشن ساخت که در پايان جنگ جهاني اول عملي شد.
    1923: "پانچو ويلا" انقلابي معروف مکزيک در 45 سالگي ترور شد.
    1933: اجراي قانون محدود شدن فعاليت هاي حزبي در ادارات دولتي آمريكا به امضاي روزولت رسيد.
    1936: ميثاق مونترو Montreuxكه آزادي عبور همه كشتي ها از تنگه هاي تركيه در زمان صلح را تضمين كرده است در سويس امضاء شد.
    1908: حكمران وقت مراكش حراست از مرزهاي خود را به فرانسه واگذار كرد!.
    1944: تنها به دليل ادامه جنگ دوم جهاني، و مصلحت كشور روزولت برايچهارمين دوره خود را نامزد رياست جمهوري آمريكا كرد ، کاري كه در آن زماناز نظر آمريكائيها اجتناب ناپذير بود و بعدا تكرار نشد.. دوره رياستجمهوري در آمريكا براي هر فرد به دو دوره چهارساله محدود است. اين کار درآغاز به صورت عادت انجام مي گرفت که بعدا به صورت قانون درآمد.
    1944: بيماري وبا در بمبئي هند 34 هزار تن را بي جان ساخت.
    1974: تركيه در قبرس نيرو پياده كرد كه منجر به تقسيم غير رسمي اين جزيره ميان تركها و يونانيان آنجا شده است.
    1980: شوراي امنيت تصويب كرد كه دولتهاي عضو نبايد بيت المقدس را به عنوان پايتخت اسرائيل برسميت بشناسند
    1987: شوراي امنيت سازمان ملل اکيدا خواستار برقراري آتش بس ميان ايران و عراق و قطع جنگ شد.
    1990: نا آرامي هاي كشور ليبريا واقع در آفريقاي غربي با حمله شورشيانمسلح به پايتخت آغاز شد كه هنوز ادامه دارد. اين كشور را بردگان سياه پوستباز گشته از آمريكا ايجاد كرده اند.

  9. #169
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض



    21 جولاي

    زادروز اسكندر مقدوني؛
    اسكندرمقدوني بيستم جولاي در سال 356 پيش از ميلاد در مقدونيه يونان (منطقهيوناني مقدونيه) به دنيا آمد و 33 سال عمر كرد. وي در سال 323 پيش ازميلاد پس از تصرف امپراتوري پارسيان كه دچار مديراني ضعيف و درحال دشمنيبا هم شده بود، در شهر بابل درگذشت. به نوشته مورخان غرب، اسكندر در هيچجنگي شكست نخورد زيرا كه با محاسبات دقيق و در زمان و مكان درست، وارد جنگمي شد.

    قراردادKuchuk Kainarji و گسترش سلطه روسیه بر دریای سیاه
    درپي يك رشته جنگهاي شش ساله (از 1768 تا 1774) 21 جولای 1774 قرارداد «كوچوك كاي نارجه Kuchuk Kainarji» ميان روسيه و عثماني امضاء شد و روسيهمستقيما به درياي سياه راه يافت. عثماني در جنگهاي شش ساله شكست خوردهبود.
    طبق اين قرارداد، بندرخرسونKherson، بندر كرچ Kerch (بهمعناي ليمو) و اني كاله Enikale در كريمهT همچنين مناطق ميان رودهايدنيپرDnieper و بوگ Bugجنوبي (فعلا در اوكراين) و مناطقي در قفقاز بهروسيه داده شد. ضمنا قرار شد كه «خان نشين كريمه» از عثماني جدا و مستقلشود (كه در سال 1783 به روسيه پيوست). به علاوه، به روسيه اختيار حمايت ازمسيحيان ارتودوكس ساكن قلمرو عثماني داده شد و قرار شد كه كشتي هايمسيحيان با پرچم روسيه در آبهاي درياي سياه رفت و آمد كنند و روسيه دراستانبول كليساي ارتودوكس بسازد. به اين ترتيب امپراتوي روسيه بر مناطقغربي و شمالي درياي سياه (اينك عمدتا وابسته به اوكراين) استيلاء يافت.

    ... و به اين سان جنگ داخلي مرگبار و ويرانگر آمريكا آغاز شد
    بيستم جولاي سال 1861 كنگره كنفدراسيون آمريكا نخستين جلسه خود را در شهرريچموند با شركت نمايندگان شش ايالت جدايي طلب (كاروليناي جنوبي، ميسي سيپي، فلوريدا، آلباما، جورجيا و لوئيزيانا) تشكيل داد. اين كنفدراسيون کهدر آغاز کار پايتخت موقت آن شهر بيرمنگام ايالت آلاباما بود در پنجم فوريهآن سال (پنج ماه پيش از آن) برپايه تفسير قانون اساسي آمريكا توسطايالتهاي برده دار، ايجاد شده بود و جفرسون ديويسJefferson Davis را برايمدت شش به رياست جمهوري انتخاب كرده بود. بعدا پايتخت کنفدراسيون به شهرريچموند (ريچماند) ويرجينيا منتقل شد. اين ايالات، اختيارات حكومتي را حقخود مي دانستند و معتقد به وجود يك دولت مركزي كوچك با اختيارات محدودبودند كه كار آن تنها حفظ وحدت كشور، ايجاد هماهنگي ميان ايالتها، برقراريو حفظ مناسبات ديپلماتيك با خارج و بسيج نيرو براي جلوگيري از تعرض خارجيباشد. اين كنفدراسيون پس از قطعي شدن انتخاب آبراهام لينكلن (لينکن) Abraham Lincoln تشكيل شده بود زيرا كه وي ضمن نطق هاي انتخاباتي اش وعدهداده بود كه بردگي را در آمريكا لغو و به سياهپوستان آزادي و تابعيتآمريكايي بدهد و ايالات برده دار، اين كار را يك مداخله دولت مركزي درامور خود و مغاير قانون اساسي مي دانستند.
    پس از ايجاد كنفدراسيون، لينكلن در چهارم مارس 1861 عمل شش ايالت (تشکيل کنفدراسيون) را غير قانوني خواند كه باعث خشم ايالت تكزاش شدو بي درنگ به كنفدراسيون پيوست. لينكلن در يك اعلاميه ديگر، ايالاتهفتگانه (شش ايالت قبلي به اضافه تكزاس) را از مداخله در امور گمركات،ادارات فدرال و ساختمان هاي متعلق به دولت مركزي واقع در ايالات ممنوع كردكه ايالت كاروليناي جنوبي دست به لجبازي زد و با يك دهن كجي نسبت بهلينكلن، به ميليشياي ايالت دستور حمله به پادگان نيروهاي دولت مركزي (فدرال) در شهر چارلستون به نام پادگان «سامترSumter» را صادر كرد و اينپادگان پس از مختصر مقاومت تسليم شد. لينكلن از اين عمل برآشفته شد و ازايالتهاي وفادار به دولت مركزي (فدراسيون) و عمدتا شمالي ها خواست كه دستبه بسيج نيرو بزنند تا پادگان سامتر پس گرفته شود. اين اقدام لينكلن،ايالت ويرجينيا كه ضلع جنوبي و غربي شهر واشنگتن را تشكيل مي دهد، وايالتهاي آركانزا، كاروليناي شمالي و تنسي را به خشم آورد و به كنفدراسيونپيوستند و از همين زمان پايتخت كنفدراسيون به شهر ريچموند ويرجينيا منتقلو رابرت لي، ژنرال ويرجينيايي فرماندهي نيروهاي نظامي كنفدراسيون رابرعهده گرفت. ايالتهاي ميسوري و كنتوكي هم وعده كمك به كنفدراسيون دادند واكثريت مردم آريزونا، و نيومكزيكو كه هنوز ايالت كامل نشده بودند اعلامپشتيباني كردند و پنج طايفه سرخپوست ساكن در اوكلاهما هم به كنفدراسيونپيوستند و از 21 جولاي 1861 (يك روز پس از تشكيل كنگره كنفدراسيون درريچموند) جنگ كنفدراسيون با فدراسيون آمريكا (جنوبي ها با شمالي ها) شروعشد، چهارسال طول کشید و در آن 618 هزار نظامی (360 هزار شمالی و 258جنوبی) کشته شدند (بیش از هر جنگی دیگر که آمریکا در آن شرکت کرده است).
    نخستين نبرد در مناساس ( واقع در جنوب شهر واشنگتن) روي داد زيرا كه دولتمركزي در ايالت مريلند حكومت نظامي برقرار كرده بود تا اين ايالت بهكنفدراسيون نپيوندد. در نخستين نبرد، نيروهاي كنفدراسيون پيروز شدند. درجريان جنگ داخلي آمريکا دولتهاي اروپايي كوشيدند كه در آن مداخله نكنندو طولاني شدن جنگ به همين جهت بود كه هيچ دولت خارجي حاضر به ميانجي گريميان طرفين متخاصم نبود.

    تيربار تا مدتي وسيله برتري كشورهاي دارنده آن بود
    دراين روز در سال 1899 سيصد و بيست سرباز فرانسوي به دليل داشتن تيربار بر 12 هزار تن نظامي كشور افريقايي چاد غلبهكردند و اين سرزمين را مستعمره فرانسه ساختند.
    تيربار در سال 1884توسط «هيرام ماكزيم» تكميل شد و وسيله برتري كشور دارنده آن به ويژه دراستعمار ملل ضعيف قرار گرفت . تير باري را كه ماكزيم ساخت با گاز باروت « فشنگ رساني » مي شد و هر ثانيه 11 گلوله تا مسافت 2500 متر شليك مي كرد.
    «
    اسلحه» از هزاران سال پيش عامل برتري كشورها بوده است. اسكندر مقدوني با بكاربردن نيزه پنج متري جنگ گرانيكوس را برد. از همان زمان ، مخصوصا در قرونجديد و معاصر ، دولتهاي برتري جو مي كوشند كه سلاحهاي پيشرفته در دسترسهمگان نباشد.

    جزئيات توطئه قتل هيتلر و اعدام طراحان آن
    بيست و يکم جولاي 1944 دولت وقت آلمان جزئيات توطئه قتل هيتلر را 28 ساعتپس از وقوع اعلام داشت و يك امير زاده (كنت) آلماني به نام سرهنگ « كلازگراف فن ستافنبرگ » را به عنوان طراح اصلي نقشه توطئه و با هدف پادشاهيکردن مجدد آلمان معرفي كرد. هيتلر بيستم ژوئيه و اندکي پس از انفجار بمب،سلامت بودن خود را بدون ذکر جزئيات از راديو اعلام کرده بود که روز بعدجزئيات آن فاش شد.
    قاضي «رونالد فرايسلر» هشت افسر و غير نظاميآلماني ازجمله سرهنگ فن ستافنبرگ را به جرم دست داشتن در اين توطئه محكومبه مرگ كرد كه هشتم اآگوست ( 18 روز پس از وقوع حادثه) اعدام شدند.
    به ژنرال اروين رومل فاتح فرانسه و قهرمان جنگ طبرق كه از نقشه اين توطئه اطلاع داشت و آن را به پليس منعكس نكرده بود به پاس خدماتگذشته اش دو راه پيشنهاد شده بود: خودكشي و يا محاكمه و احتمالا اعدام، واو خودكشي را انتخاب كرد و 14 اكتبر خود را كشت و با تشييع جنازه رسمي بهخاك سپرده شد.
    در جريان توطئه قتل هيتلر كه با با انفجار يك كيفدستي انفجاري در جريان جلسه افسران ستاد در يك قرارگاه نظامي به اجرادرآمده بود ي4 نفر كشته، 19 از جمله هيتلر مجروح شده بودند. جراحات هيتلربسيار سطحي بود.
    اين انفجار 40 روز پس از اصابت نخستين موشكآلماني « وي ـ يك » به شهر لندن و درز كردن گزارشهاي پيشرفت توليد بمباتمي در آلمان صورت گرفت كه هيتلر به آنها چشم اميد دوخته بود. افسرانتوطئه گر با مشاهده پياده شدن متفقين در نرماندي(فرانسه) و پيشروي چندشاخه اي ارتش سرخ به سوي برلن، نقشه خود را به منظور نجات آلمان از انهدامكامل طرح کرده بودند و به همين دليل 20 جولاي سال 2004 به مناسبت شصتمينسالروز وقوع آن در آلمان مراسمي برگزار شد و گرهارد شرودر صدراعظم سوسيالدمكرات بر گور سرهنگ فن ستافنبرگ تعظيم كرد.

    قرارداد ژنو و تقسيم موقت ويتنام
    بيست و يکم جولاي سال 1954 در ژنو قرار داد تقسيم موقت ويتنام (حد اكثر سهسال) امضاء شد. كنفرانس مربوط كه در آن كشورهاي بزرگ هم نماينده داشتند از 21 آوريل اين سال تا 21 ژوئيه ادامه داشت. طرفهاي اصلي، فرانسه و ويتناميها بودند. هدف از اين كنفرانس كه پس از شكست فرانسه از ويت مين ها بهرهبري دكتر هو شه مين تشكيل شده بود، حل مسئله ويتنام بود. طبق توافق ژنوقرار شده بود كه مدار 17 درجه عرض جغرافيايي، خط فاصل ميان دو قسمت ويتنامباشد و در سال1956 و يا در فاصله اي كه از سه سال بيشتر نباشد در سراسرويتنام انتخابات وحدت برگزار شود.
    همچنين قرار شد كه نيروهايفرانسه كه پس از جنگ جهاني دوم و تسليم شدن ژاپن، براي استعمار مجددهندوچين وارد منطقه شده بودند ظرف مدتي كوتاه خارج شوند و نيز، با تقسيمويتنام براي كساني كه مايل به مهاجرت به قسمت ديگر باشند منعي به وجودنيايد. دولت آمريكا براي انتقال شمالي هايي كه مايل به سكونت در جنوببودند داوطلب شد و كشتي فرستاد و سپس براي اسكان آنان كمك مالي كرد. سپسبه دولت موقت جنوب پيشنهاد كمك مالي و نظامي و آموزش نيروهاي مسلح داد.
    چون طبق برآوردها، در رفراندم مقرر پيروزي شمال سوسياليستي قطعي به نظر ميرسيد، غرب كه نمي خواست جنوب ويتنام بر جهان سوسياليست اضافه و از دستشخارج شود، «دين دي ام Ngo Dinh Diem» را تشويق به كودتا در جنوب كرد و بااين كودتا، ورق برگشت خورد و انجام انتخابات به تعليق افتاد. اين وضعيت،در جنوب، هوداران وحدت و سوسياليسم را متحد كرد و با حمايت شمال به مبارزهمسلحانه دست زدند و آمريكا به كمك دولت جنوب (سايگون) شتافت و جنگي خونينو پرتلفات به راه افتاد كه پس از سالها، بالاخره مبارزان ويتنامي با نثارجان پيروز شدند و وحدتي را كه قرار بود با انتخابات به دست آيد با خون وآتش تامين شد.

    پايان كار ساختن سد اسوان (در جنوب مصر)
    كارساختن سد اسوان كه آرزوي ديرين مصريان براي تنظيم آب رود نيل و جلوگيري ازطغيان و يا كم آبي آن بود 21 جولاي 1970 به پايان رسيد. كار ساختن اين سد 11 سال طول كشيده بود. جمال عبدالناصر تصميم به ساختن اين سد گرفته بود كهپس از نزديك شدن به شوروي و در پيش گرفتن ناسيوناليسم عربي، دولتهايآمريكا و انگلستان حاضر به دادن وام و كمك فني به او نشده بودند. ناصر كهچنين ديده بود به شوروي متوسل شد و با اعتبار يك ميليارد دلاري و كمك فنيمسکو آن را ساخت.
    اين سد 3 هزار و ششصد متر طول دارد . فاصله اينسد كه در جنوب مصر و در يك منطقه آثار تاريخي ساخته شده تا قاهره 800 كيلومتر است.
    ناصر دو ماه و دو روز پس از پايان كار ساختن سد اسوان وگشايش رسمي آن درگذشت و درياچه پشت سد به نام اسم گذاري شده است. بايددانست كه از ديرباز مصر را هديه نيل خوانده اند و كشاورزي مصر تقريبامحدود به دره نيل است.

    نخستين زني كه در قرون معاصر نخست وزير شد
    بانو «سيريماوا باندرانيكه Sirimavo Bandaranaike» بيستم جولاي 1960 نخستوزير سريلانكا (سيلان) شد و اين بار با بردن انتخابات عمومي. وي نخستين زناست كه در قرون معاصر به نخست وزيري يك كشور رسيده بود. شوهر چپگراي او «سولومون باندرانايكه» در 26 سپتامبر 1959 ترور شده بود و بانو سيريماواوظايف او را برعهده گرفته بود. در انتخابات جولاي 1960، حزب آزاديسريلانكا كه از بانو باندرانايكه حمايت مي كرد نيمي از كرسي هاي پارلمان 150 نفري اين كشور را به دست آورده بود. وي با اين كه در يك خانواده اعيانبه دنيا آمده و پرورش يافته بود پس از انتخاب شدن به عنوان رياست دولت،قول داد كه سياست هاي شوهرش را دنبال كند كه اين سياست ها عمدتاسوسياليستي و حتي در پاره اي از امور، سوسياليستي افراطي (تروتسكيستي) بودند. با وجود برخي مخالفت ها، عمر حكومت بانو سيريماوا تا سال 1965ادامه يافت. وي بار ديگر در سال 1970 رئيس دولت شد كه اين بار پس از دوسال، او را به اتهام سوء مديريت و تجاوز از اختيارات قانوني به محاكمهكشانيدند كه كنار رفت و در سال 2000 در هشتاد و چهارسالگي درگذشت ولي ششسال پيش از اين كه وفات يابد سريلانكايي ها در سال 1994 دختر او چاندريكارا به رياست جمهوري اين كشور انتخاب كرده بودند.

    کشتار سرخپوستان به خاطر طلا در ونزوئلا
    جولای 1993 (پنج سال پیش از ریاست جمهوری هوگو چاوس) صاحبان معادن طلا دریک منطقه جنگلي ونزوئلا 13 سرخپوست (بوميان قاره آمريكا) را كشتند كه تازهترين قتل عام سرخپوستان به دست سفيد پوستان اروپايي تبار به خاطر طلا وتصاحب اراضي شان بود. بیش از 60 درصد جمعیت 27 میلیونی ونزوئلای 916 هزارکیلومتری را بومیان و نژاد مخلوط تشکیل می دهند. سه قبیله معروف سرخپوست؛زولیا، وویووو و تیموتوکیوکاس در ونزوئلا زندگی می کنند و معادن نفت درمنطقه زولیا واقع شده اند. ونزوئلا با نود و شش درصد باسواد و بهداشت وآموزش و پرورش مطلقا رایگان علاوه بر نفت دارای معادن طلا، الماس و سنگآهن است. این کشور با گامهای سریع به سوی سوسیالیستی شدن (ملی کردن منابع) پیش می رود.


  10. #170
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض


    22 جولاي

    سالگرد درگذشت بنيادگذار بافت شناسي
    فرانسوا زاويا بيشا M. F. Xavier Bichat بافت شناس فرانسوي و بنيادگذارهيستولوژي (بافت شناسي) 22 جولاي سال 1802 در گذشت. وي موفق به طبقه بنديبافتها تا 21 نوع شد.
    «
    بيشا» كاري را آغاز كرد كه در طول قرون 19 و 20 تكميل شده است.

    زادروزپدر علوم ژنتيك
    جولای زادروز دانشمند اتريشي «گرگور مندل Gregor Mendel » است كه در 1822به دنيا آمد و 62 سال عمر کرد. از «مندل» به عنوان پدر و بنيادگذار علومژنتيك نام برده مي شود. وي بود كه با مطالعه روی بوته لوبیا و نخود اصولوراثت و انتقال خصلت هارا كشف كرد و قانون آن را نوشت كه بعد از او راهشادامه يافته و در سال 1953 دکتر جیمز واتسون با همکاری دکتر فرانسیس کریکو دکتر روزالید فرانکلین ساختار «دی. ان . ا» را کشف و گفتند که موادانتقال وراثت و اطلاعات در هسته هر سلول قراردارد. انتقال وراثت طبق یکقاعده دقیق صورت می گیرد. تلاش پژوهشگران براي تكامل اين علم ادامه دارد.

    نگاهي به كارهاي هرتز
    گوستاو هرتزGustav Hertz فيزيكدان آلماني و برنده جايزه نوبل سال 1925بيست و دوم جولاي 1887 در هامبورگ به دنيا آمد و شصت سال از عمر خود را درآزمايشگاههاي فيزيك گذراند و قواعد جداسازي ايزوتوپها. مبادله انرژي مياناتم و الكترون هنگام برخورد و ميزان انرژي از دست رفته، يونيزاسيون گازهاو ... را كشف كرد و نوشت. هرتز از سال 1945 تا 1954 در شوروي زندگي و دريك لابراتوار فيزيك اين كشور كاركرد. وي بسال 1975 درگذشت.

    تانكهاي فرانسه احساسات ناسيوناليستي آلماني ها را برانگيخت و ...
    آلماني ها كه ادامه استقرار تانكها و سربازان فرانسوي در فرانكفورت وساير شهرهاي منطقه «روهر» احساسات ملي آنان شديدا بر انگيخته بود از 22جولاي 1920 بار ديگر براي نشان دادن خشم خود ، در اين مناطق دست به اعتراضو نا آرامي زدند.
    تانكها و سربازان فرانسوي ششم و هفتم آوريل 1920 وارد منطقه « روهر » شده بودند .
    وروداين نيرو به منطقه روهر در قراردادهاي ورساي كه به جنگ جهاني اول پايانداد پيش بيني نشده بود در همان روزها ( نيمه اول آوريل ) با اعتراض شديدمردم آلمان رو به رو شده بود و دست به نا آرامي و تظاهرات خياباني و سنگپراني به سوي سربازان فرانسوي زده بودند كه از مراكش به آن منطقه منتقلشده بودند.
    بهانه دولت فرانسه اين بود كه دولت آلمان به اين منطقهكه قرار بود غيرنظامي باشد نيرو فرستاده است و دولت آلمان كه طبققراردادهاي ورساي مي توانست 40 هزار سرباز سبك اسلحه داشته باشد پاسخ دادهبود كه اين سربازان را براي جلوگيري از تصرف كارخانه ها به دست كارگرانكمونيست موقتا به منطقه روهر فرستاده است. دولت فرانسه قول باز گرداندننيروها را داده بود ولي تعلل كرده بود كه آلماني دوباره دست به نا آراميزدند.
    آلماني ها اين بهانه فرانسه را هم كه وجود اين نيروها باعثپرداخت بموقع غرامت جنگ از سوي آلمان خواهد شد قبول نداشتند و اين عملفرانسه را با هدف تحقير خود مي پنداشتند.
    دردهه بعد ، احساسات مليبرانگيخته شده آلماني ها آنان را جذب هيتلركرد و هيتلر پس از رسيدن بهقدرت به منطقه روهر سرباز فرستاد ولي اين بار فرانسه جرات نشان دادن واكنشبه خود نداد.

    نخستين بانو که رئيس جمهور هند شد
    سال بعد از انتخاب بانو "باندرانايکهSirimavo Bandaranaike" به نخست وزيريسريلانکا، كالج انتخاباتي هند مركب از نمايندگان مجالس محلي و سراسري 19جولاي 2007 بانو «پراتيبا پاتيل Pratibha Patil» متولد 1934 (در آن زمان 72 ساله) را برياست جمهوري انتخاب کرد كه 21 جولاي انتخاب او تاييد و از 25 جولاي كار خود را آغاز کرد. بانو پراتيبا آراء 65 درصد اعضاي الکترالکالج هند را به دست آورده بود. وي كه نامزد حزب كنگره و احزاب چپگراي هندـ دومين کشور ميليارد نفري جهان ـ بود رقيب خود معاون رياست جمهوري (نامزداحزاب راستگرا) را شكست داده بود. پراتيبا پاتيل نخستين زني است كه رئيسجمهوري هند شده است. وي قبلا فرماندار ايالت 56 ميليوني راجستان واقع درشمال غربي هند بود. او از لحاظ حرفه، وكيل دادگستري و داراي فوق ليسانسحقوق از دانشگاه بمبئي (مومباي) است. بانو پراتيبا كه از فعالان حزب كنگرهاست سالها در هند نماينده پارلمان هاي محلي و ملي بود.
    احزابراستگراي هند تلاش سختي كرده بودند تا بانو پاتيل انتخاب نشود ازجملهاعلام كرده بودند كه وي در سال 1975 (32 سال پيشتر)، از عقيم كردن افراديكه به بيماري هاي توارثي مبتلا هستند جانبداري كرده بود كه اين ايراد موثرواقع نشد. اين احزاب با هدف تخريب شهرت پاتيل، كوشيده بودند كه به شوهر وبرادرش اتهاماتي وارد آورند! كه باز موفق نشدند.
    بانو «سيريماواباندرانايكه Sirimavo Bandaranaike» هم بيستم جولاي 1960 نخست وزيرسريلانكا (سيلان) شده بود و اين بار با بردن انتخابات عمومي 19 جولاي كشورخود. وي نخستين زن است كه در قرون معاصر به نخست وزيري يك كشور رسيده بودكه بعدا بدعت شد و سران دولت هاي چند کشور ديگر ازجمله آلمان، فنلاند وآرژانتين اينک از زنان هستند. بانو اينديرا گاندي نخست وزير پيشين هنددومين زن بود که رئيس دولت شده بود.


  11. #171
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض


    23 جولاي

    روزي که «پورياي ولي» درگذشت
    طبق محاسبه مورخان روس، پورياي ولي (محمود خوارزمي) پهلوان، جوانمرد، عارفو شاعر بنام ايران 23 جولاي سال 1322 ميلادي (يكم امرداد) درگذشت كه ايناندرز را به او نسبت مي دهند:
    افتادگي آموز اگر طالب فيضي ـــــــ هرگز نخورد آب، زميني كه بلند است
    از «پوريا» يك مثنوي هم باقي مانده است.

    سالمرگ احمد شاملو
    احمد شاملو شاعر، داستان نگار، نمايشنامه نويس و روزنامه نگار معاصر وطن 23 جولاي سال 2000 بر اثر عوارض بيماري قند درگذشت. شاملو كه در عين حاليك مبارز سياسي بود در طول عمر چند بار به زندان افتاده بود. انتقادهاي اومخصوصا در سه سال آخر عمر نظام سلطنتي معروفند. وي مبارزه سياسي خودرا ازسفر آمريكا در سال 1976 شدت و گسترش داده بود. از شاملو دهها مجموعه شعر،داستان، داستان كوتاه، كتاب كودكان و مقالات متعدد باقي مانده است. وي درعين حال يك مترجم كتاب و مقاله از زبانهاي فرانسه و آلماني به پارسي بود. شاملو كه هنگام وفات 74 ساله بود در طول عمر چند نشريه عمومي تهران را نيزسردبيري كرده بود. شاملو در تهران و در يك خانواده نظامي به دنيا آمدهبود. او مي كوشيد كه در اشعار خود ذائقه ايراني را كه با سبك حافظ و ... آشناست رعايت كند.

    به مناسبت ثبت اختراع نخستين ماشين تحرير ، نگاهي كوتاه به تاريخچه آن
    جولاي سال 1829 ويليام برت آمريكايي ماشين تحريري را كه ساخته بود و گفتهمي شود نخستين تايپ رايتر بوده است در ايالت ميشيگان به ثبت رسانيد ، ولياز آن پس اشاره ديگري به ماشين ساخت ويليام برت نشده است تا اين كه 31 سالبعد )سال 1867 ) سه آمريكايي ديگر به نامهاي كريستوفر شول ،كارلوس گليدن و سميوئل در شهر ميلواكي ايالت ويسكانسين آمريكا ماشينتحريري را ساختند كه استفاده از آن آسان و عملي بود و كارخانه رمينگتون كهدر آن زمان تفنگ و چرخ خياطي توليد مي كرد امتياز انبوه سازي اين تايپرايتر را به مبلغ 12 هزار دلار از آنان خريد و تحت نام « شول ـ گليدنShole - Glidden » به توليد صنعتي آن پرداخت كه رو به كامل گذارد و در سراسرجهان وسيله اي عمومي و ضروري شده است. بايد دانست كه تلاش براي ساختن ماشينتحرير تحت نام « تايپو گرافر » از قرن چهاردهم ميلادي آغاز شده بود كه تاقرن هجدهم عملي نشد.

    ... و به اين سان دمکراسي تقويت شد - زخم شمشير ايرانيان بر چهره خود را نشان داد و امپراتور شد
    تيبريوس، ژنرال رومي كه بيشتر عمر خود را در جنگ با ايرانيان سپري كردهبود و آثار زخمهاي متعدد شمشير دلاوران ايران را بر صورت و چانه اش داشتدر اين روز در سال 14 ميلادي با راي سناي روم امپراتور روم شد. شوراي عاليقوه مجريه روم قبلا او را براي احراز اين سمت به «سنا» پيشنهاد كرده بود،ولي سناتورها در انتخاب وي دو دل بودند كه تيبريوس 23 جولاي سال 14 ميلاديبه جلسه سنا رفت و با نشان دادن جاي زخمهاي خود و شرح جنگهايش در سوريه وفلسطين با ايرانيان، موفق به گرفتن راي شد. سناتور هاي مخالف در اين كهتيبريوس سرباز حرفه اي خوبي بود ترديد نداشتند، ولي باور نداشتند كهبتواند امپراتور شايسته اي باشد، قواعد دمكراسي را رعايت، و قوانين مصوبسنا را عينا اجرا كند و به افكار عمومي احترام بگذارد.
    تيبريوس كهاز آن پس در برابر سناي روم خود را مديون و ضعيف مي ديد با هر پيشنهاد سناموافقت مي كرد ازجمله در سال 27 ميلادي (و باز در 23 جولاي) با طرح چندسناتور مقتدر كه قضات روم از آن پس به پيشنهاد امپراتور و تصويب سنا منصوبشوند، موافقت كرد. اين قانون در حال حاضر به همين صورت در آمريكا اجرا ميشود. سناي روم در زمان تيبريوس به آن چنان قدرتي دست يافته بود كه بدوناجازه امپراتور به بازجوئي و تعقيب ژنرال «پيسو» به اتهام سازش محرمانه باايران و نافرماني نظامي و نيز مسموم كردن ژرمانيكوس مافوق خود دست زده بودكه به خودكشي ژنرال پيسو منجر شده بود و .... (رسم احضار مقامات و ژنرالهابه سناي آمريكا و تحقيق «بازجويي مانند» از آنان، از سناي روم به ارث باقيمانده است)
    تيبريوس بعد از امتيازهاي متعدد كه به سنا و ژنرالهايروم داده بود به هراس افتاد و دفتر كار خود را از شهر "رم" به جزيره كاپريدر جنوب ايتاليا منتقل كرد تا بر ضد او كودتا نشود و به اين ترتيبامپراتوري روم تا مدتها داراي دو پايتخت بود: پايتخت مقننه "شهر رم" وپايتخت مجريه "جزيره كاپري".
    در " تاريخ تحولات دمکراسي" آمده استکه ترس تيبريوس از سنا باعث تقويت دمکراسي روم شد. همين کتاب در چند موردبا ذکر مثال ثابت کرده است که کشورهاي شبه دمکراتيک پس از روي کار آمدن يکسلطان خردسال و يا ضعيف به دمکراسي کاملتري مبدل شده اند. دمکراسيانگلستان هنگامي تکميل شد که براي اين کشور از هانور آلمان پادشاه تعيينکردند و اين پادشاه که زبان انگليسي را به خوبي نمي دانست و به ايالت خوددر آلمان انس بيشتري داشت امور را دردست نخست وزير انگلستان و پارلمان اينکشور قرار داد که به صورت هميشگي در آمده است.


  12. #172
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    24 جولاي

    ضعف ایران و پیشروی روسیه در منطقه فرارود ـ چرا عشق آباد؟!

    ناصرالدين شاه دوم مرداد 1328هجري خورشيدي (24 جولای1859) تسليم نظر رجالملي گراي وقت شد و حمزه ميرزا (حشمت الدوله) و ميرزا محمد (قوام الدوله) را مامور دفاع از مرو و نواحي اطراف آن (امروزه؛ جمهوری ترکمنستان) كرد کهزير تهديد روس ها قرارداشتند. این رجال که در آن زمان انگشت شمار بودند درهر فرصتي به ناصرالدين شاه فشار مي آوردند كه مانع تصرف فرارود (ماوراءالنهر) و به ويژه شهرهاي تاريخي ايران در آن منطقه از جمله بخارا،مرو، سمرقند، خجند و ... توسط روس ها شود كه مهد فرهنگ و تمدن ايراني وادبيات پارسي بودند. در يك جلسه مشورتي حتي به ناصرالدين شاه گفته شده بودكه مي توان براي اين منظور از سراسر كشور داوطلب جمع آوري كرد و فرستاد ونام دفاع ميهني بر آن نهاد.
    در پي صدور دستور ناصرالدين شاه بهشازده (پرنس) حشمت الدوله و نيز قوام الدوله که با واحدهاي نظامي آماده بهمرو بروند و در دفاع از منطقه به نيروهاي محلي کمک کنند، از سوي مقاماتمحتاط آن زمان به سفير روسيه در تهران اشاره شده بود كه اين نيروها بهمنظور سركوب كردن تركمن هاي قبيله سالور و طايفه تكله كه نافرمان شده اندو به ساكنان منطقه مرو آسيب وارد مي كنند عازم آنجا خواهند شد و خصومتي باروسيه دركار نيست.
    باوجود اين، سران دو واحد اعزامي در نيمه راهبا هم نساختند، از يكديگر جدا شدند و ماموريت انجام نشد! و روس ها بهتدريج بازهم پايين تر آمدند، و تاشكند (چاچي) را كه گرفته بودند در سال 1865 پايتخت تركستان روسيه اعلام داشتند و به كوچ دادن غير تاجيك (غيرپارسي) به مناطق متصرفي دست زدند تا اكثريت به دست آورند.
    آخريننقطه متصرفي روس ها در خراسان بزرگتر، ناحيه نسا بود (نسا همزه ندارد وكلمه اي عربي نيست، نامي است دو هزار و چهارصد ساله و واژه اي است پهلوي = پارسي دوران اشكانيان). نسا شهري بود كه اشك يکم سردودمان اشكانيان (خراساني ها - پارتها) در کنار آن شهر تازه اي ساخت که به نام او اشك آبادناميده شده است كه اينك اين نام در ايران (فقط در ايران!) عشق آباد تلفظمي شود، چرا؟!؛ زيرا که روس ها اصرار داشتند ايرانيان متوجه هويت اصلي اينشهر نشوند و به صورت همگانی ادعای آن را نکنند. مهرداد يکم، شاه اشکانيديگر ايران در اشک آباد يک دژ نظامي عظيم بساخت که اروپاييان به اين دژ "ميترادات کرت = مهرداد کرد" نوشته اند. منطقه نسا (اشك آباد) تا مرزايران امروز فاصله اي بسيار كوتاه دارد. باقيمانده نسا يک منطقه حراست شدهباستاني است و تاکنون از زير خرابه هاي آن آثار باستاني گرانبها و منحصربه فرد مربوط به زمان اشکانيان به دست آمده و نگهداري مي شود.

    روزي که سيمين دانشور داستان نگار نامور به بيمارستان منتقل شد ـ چرا يكنويسنده و استاد بازنشسته بايد براي درمان به بيمارستان خيريه برود؟!
    به گزارش بيست و دوم جولاي 2007 (31 تيرماه 1386) برخي رسانه هاي تهران،سيمين دانشور اديب سالخورده، داستان نگار و استاد پيشين دانشگاه تهران دريك بيمارستان تهران بستري شده بود. طبق برخي گزارش هاي ديگر، سيمين (احتمالا به دليل ضعف مالي) نخست به يك بيمارستان خيريه زير درمان قرارگرفته بود كه بعدا اورا از آنجا به يك بيمارستان غيردولتي انتقال داده وبستري كرده بودند.
    سيمين كه در شيراز به دنيا آمده و از نوجوانياستعداد و علاقه به داستان نگاري داشته، پس از درگذشت پدرش كه پزشك بود بهكار در راديو ايران و ترجمه خبر و مطالب ديگر پرداخت و به موازات آن بهداستان نگاري ادامه داد. او بعدا در روزنامه ايران (نيمه دولتي آن زمان) به كار نويسندگي و ترجمه ادامه داد و روزنامه نگار شد. نخستين داستانسيمين كه به صورت كتاب در سال 1948(1327) به توزيع داده شد «آتش خاموش» عنوان دارد. وي پس از تكميل تحصيلات در تهران و آمريكا (دانشگاه ستنفورد) و گرفتن دكترا در ادبيات فارسي به كار تدريس در دانشگاه تهران پرداخت و دراين دانشگاه به مقام آموزشي هم دست يافت ولي چون از فعالان انجمن هاينويسندگان و محافل ادبي بود نتوانست مقام پروفسور (استاد كامل) كسب كند (پس از انقلاب و بازشدن برخي از پرونده هاي ساواك، معلوم شد كه گزارش هايمنفي اين سازمان در ارتقاء نيافتن او به مقام پروفسور كامل موثر بودهاست!).
    سيمين كه در سال 1921 (1300 هجري خورشيدي) به دنيا آمدهاست در سال 1979 پس از 20 سال تدريس در دانشگاه تهران، خود را بازنشستهكرد. وي در نخستين دوره آموزش روزنامه نگاري ايران (سال 1956) نقدنويسيادبي و كتاب و راههاي جمع آوري اخبار مربوط به كتاب و كتاب نگاران و نشركتاب را تدريس كرد. سيمين در سال 1950 با جلال آل احمد نويسنده معروفازدواج كرد و بعدا بيوه او شد. سيمين در نگارش داستان هاي كوتاه نيز مهارتويژه دارد.
    داستانهاي معروف سيمين عبارتند از: آتش خاموش، ساربانسرگردان، جزيره سرگرداني، ماه، سووشون، شهري مثل بهشت، به كي سلام كنم؟،عاشق تر از هميشه بخوان، از پرنده هاي مهاجر بپرس و .... كتاب سووشون اوكه به زبانهاي ديگر ترجمه شده است تا كنون 16 بار تجديد چاپ شده و بيش ازنيم ميليون نسخه فروش داشته است. اين داستان به خوبي وضعيت ايران در دوراناشغال نظامي (توسط متفقين) را منعكس مي كند. مطلب او تحت عنوان «غروب جلال (شوهرش پس از فوت)» خواندني است. سيمين دو داستان نيز به زبان انگليسينوشته است. نگارش او زيبا و جملاتش ساده و انتخاب واژه ها ماهرانه توصيفشده است.


    درباره الكساندر دوما به مناسبت زادروز او
    الكساندر دوما نويسنده شهير فرانسوي 24 جولاي 1802 به دنيا آمد. وي از يك خانواده اشرافي و پدرش ژنرال ارتش ناپلئون بود.
    در جواني مدتي منشي دوك دوارلئان بود (اين دوك بعدا به نام لوئي فيليپپادشاه فرانسه شد). گفته مي شود كه دوما 250 كتاب نوشته است. وي براينوشتن نمايشنامه و داستان حتي براي خود دستيار گرفته بود كه تا آن زمانسابقه نداشت. يكي از دستيارانش يك معلم تاريخ به نام «اوگوست ماكت» بود كهبرايش سوژه تاريخي هم پيدا مي كرد.
    داستانهاي دوما زمينه تاريخيدارد ولي به لحاظ عدم دقت، ارزش تاريخي ندارند. وي سريال نويسي را باب كردكه بعدا ديگران آن را دنبال كردند. مشهور ترين كتابهايش سه تفنگدار و «كنتكريستو مون» هستند. داستانهاي تاريخي او پرفروش بودند و وي را مردي پردرآمد ساختند، اما آن چنان ولخرج و سخاوتمند بود كه پولي برايش باقي نميماند. پسر وي نيز نويسنده بود

    حقيقت نگار دانماركي
    « هنريك پونتوپيدان Henrik Pontoppidan» حقيقت نگار دانماركي در اين روزدر سال 1857 به دنيا آمد و برنده جايزه نوبل سال 1917 در ادبيات شد. داستانهاي او بر پايه واقعياتي است كه خود ديده و لمس كرده است.
    اودر جواني شاهد غارت شهر محل سكونتش پس از تصرف به دست ژرمن ها بود و اينخاطره كه هرگز فراموش نشد از او يك حقيقت نگار نامدار به وجود آورد. بااين كه مسافرت هاي متعدد كرد ولي داستانهايش همگي مربوط به دانمارك است . هنريك به بهترين صورت ، زندگاني پر مشقت كشاورزان و كارگران دانمارك زمانخود را منعكس ساخته، به دمكراسي نيمبند تاخته و دگر گوني وضعيت جامعهدانمارك و گرايش به بي بند و باري در اين جامعه را صريحا به زير انتقادكشيده است . اين نويسنده توانا و صريح الكلام بسال 1948 فوت شد.

    نويسنده «من، خدا كلاويوس
    رابرت گريوز Robert Graves داستان نگار انگليسي و نويسنده داستان معروف «من، خدا كلاويوس (درباره امپراتور خودخواه روم)» هم از متولدين 24 جولاياست كه در سال 1895 به دنيا آمده بود. رابرت كه شاعر هم بود همه نوع كتابنوشته است از رساله تا داستان، اما داستانهاي او كه همه از ماجراهايتاريخي گرفته شده اند معروفيت بيشتري دارند. اين نويسنده كوشيده است كهضمن داستان هاي خود، رعايت حقايق تاريخي را بكند تا خواننده اطلاعات درستبه دست آورد. وي سوژه داستانهايش را با انگيزه و حساب انتخاب كرده و درنگارش بعضي از آنها، نظر مثبت خود را بكار برده و برخي ديگر را با ديدمنفي و مخالفت نگريسته است.

    زادروز بوليوار قهرمان ملي لاتين ها و نيز روزتولد شهر كاراكاس
    امروز 24 جولاي زادروز سيمون بوليوار قهرمان استقلال آمريكاي لاتين است كهدر 1783 به دنيا آمد، شش جمهوري از کشورهاي هاي آمريكايي لاتين را به وجودآورد و سرزمين "بوليوي" به نام وي ناميده شده است. زادروز بوليوار در قارهآمريكا مورد توجه و احترام خاص مردم است و در ونزوئلا و اكوادور روز ملي وتعطيل عمومي است. بوليوار در آمريكاي لاتين «آزاديبخش» خوانده مي شود.
    سيمون بوليوار در شهر كاراكاس به دنيا آمد كه سنگ بناي اين شهر سه ميليونو چهارصد هزار نفري نيز 24 جولاي سال 1567 توسط يك اسپانيايي به نام «دونديه گو دو لاسادا» گذارده شد.
    در سال 2005، هوگو چاوس رئيسجمهور ونزوئلا در همين روز جزئيات سوسياليسم خود به نام «سوسياليسم قرن 21» را برپايه عقايد بوليوار (ناسيوناليسم + سوسياليسم تعاوني)، نظراتپدران سوسياليسم، و برخي آموزش هاي اديان اعلام داشت كه اينك سرگرم پيادهكردن تدريجي آن است. بیماری سل را عامل مرگ بولیواراعلام کرده اند ولیچاوس مدعی است که اورا مسموم کرده اند. قرار است که آزمایش بقایای جسدبولیوار حقیقت را روشن سازد.
    شهرداري تهران يکي از ميدان هاي اينشهر را به «سيمون بوليوار» نامگذاري کرده و مجسمه وي را در آنجا قرار دادهاست که نشانه احترام ايرانيان به وي و قدرداني از خدماتش به بشريت است.

    ***
    فرانسيسكودو ميراندا انقلابي ديگر آمريكاي لاتين نيز در كاراكاس به دنيا آمده است. وي در انقلابهاي استقلال ايالات متحده و فرانسه به انقلابيون دو كشور كمكشايان كرده بود ولي انقلاب استقلال او در آمريكاي لاتين از اسپانيا شكستخورد. انقلاب او پيش از انقلاب بوليوار صورت گرفته بود.

    ورود نخستين مهاجرين آلماني به آمريكا
    جولاي 1683، نخستين مهاجران آلماني با كشتي كنكورد Concord عازم آمريكايشمالي شدند تا در اينجا ادامه زندگاني بدهند. طبق يك برآورد رسمي نزديك بهيك چهارم جمعيت كنوني ايالات متحده را ژرمن تبارها تشكيل مي دهند و از اينلحاظ اکثريت دارند حال آنکه انگليسي ها نخستين مهاجران امريکاي شمالي (ايالات متحده کنوني) بودند.

    انگليسي ها فرانكفورت آلمان را ويران كردند
    بمب افكنهاي انگليسي 24 جولاي سال 1942 شهرهاي فرانكفورت و مانهايم آلمانرا شديدا بمباران كردند.

  13. #173
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض



    25جولاي

    سرآغاز قيام ايرانيان بر ضد حكومت عرب
    جولای 645 ميلادي، و چند ماه پس از آغاز خلافت عثمان، مردم «شهر ري» كه بهتصرف عرب درآمده بود بر ضد حاكم عرب شهر قيام كردند كه اين بپاخيزي آنانبعدا به دست سربازان اعزامي «سعد بن ابي وقّاص» سركوب شد. در آن زمان هنوزيزدگرد سوم آخرين شاه ساساني ايران زنده بود و در شمال خاوري كشور (خراسانبزرگتر) مقاومت مي كرد.
    در همين سال مردم شمال غربي ايران (آذربايجان) نيز بر ضد حکومت عرب قيام كردند كه آنان نيز به دست نيروهاي «وليد عقبه» سركوب شدند.
    چندي بعد استخر (شيراز) نيز كه اعراب راموقتا اخراج كرده بود دوباره به دست نيروهاي عرب به فرماندهي «عثمان ابنعاص» افتاد. شهر باستاني استخر بارها بر ضد عرب قيام كرده بود.
    دراين سال نيروهاي عرب باز هم موفق به تصرف مازندران نشدند. سه سال بعدمازندراني ها كه بعداً بسياري از آنان به هند مهاجرت كردند و پارسيان (زرتشتيان) هند اعقاب شان هستند حمله ديگر اعراب را درهم شكستند. مردمشمال ايران سالها بعد خودشان داوطلبانه و به تدريج به اسلام گرويدند وپيرو مذهب شيعه شدند تا بازهم زير بار حكومت مركزي عرب (سُنّي ها) نروند. در زمان ساسانيان بيشتر افسران ارتش ايران از ميان مردان مازندراني انتخابمي شدند و از ميان آنان، خانواده اسپهبدان مازندران بيشترين افسران راتسليم ارتش مي كرد.
    بسياري از قهرمانان استقلال ايران از جملهمرداويز و ديلميان از شمال ايران برخاستند و موفق شدند. استقلال طلبانديگر، عمدتا خراساني (خراسان بزرگتر) و سيستاني (سيستان بزرگتر) بودند.

    دستور سرّي چرچيل به ژنرال "ويول" درباره حمله نظامي به ايران
    جولاي 1941( 1320) چرچيل نخست وزير وقت انگلستان با ارسال يك تلگرام سرّيبه ژنرال «آرچيبالد ويولArchibald Wavell» فرمانده نيروهاي انگليسي در هندبه وی اطلاع داد كه حمله نظامي به ايران قطعي است و واحدهاي لشكر 9هندوستان بايد تا ده روز ديگر به بصره برسند. به كشتي هاي حامل آنان دستوردهيد كه با آخرين سرعت حرکت کنند. ما بايد براي خنثي ساختن ناوگان ايرانروشي در پيش گيريم كه برايمان گران تمام نشود؛ نگراني من از كشتي هايتوپدار ايران از همان زماني است كه برخلاف سياست ما، موسوليني به ايجاداين ناوگان براي ايران كمك كرد. (انگليسي هاي مقيم آبادان ـ کارکنانکمپانی بی پی ـ افسران كشتي هاي جنگي ايران را با طرح نيرنگ به يك مهمانيبه باشگاه خود دعوت كردند و سپس در جريان ميهماني كشتي هاي بدون افسر وفرمانده را غرق و يا تصرف كردند).

    ايجاد شهر ديترويت Detriot آمريکا توسط يک نظامي فرانسوي
    در سال 1701 (24 جولاي) شهر ديترويت Detriot (تلفظ فرانسوي:دتروا) مركزصنايع خودروسازي آمريكا و يازدهمين شهر پرجمعيت اين كشور توسط يك سروانفرانسوي به نام «آنتوان دو كاديلاك» بنا نهاده شد كه نخست يك اردوگاهنظامي فرانسوي بود كه بعدا يك ايستگاه مبادله كالا هم بر آن اضافه شد. دوقرن بعد هنري فورد كارخانه اتومبيلسازي خودرا در خيابان «ماك» شهر ديترويتتاسيس كرد كه بعدا برادران داج (دوج) كارخانه خودروسازي ديگري در آنجاساختند و آنگاه لوئيس شورلت كارخانه شورلت (جنرال موتورز امروز) را در آنشهر بنا نهاد.
    ناپلئون بناپارت در سال 1804 آمريکاي فرانسه شاملايالات مرکزي از شمال تا جنوب (ازايلي نوي تا نيوارلئان) را به دولتواشنگتن فروخت. پس از گذشت دو قرن از آن زمان، هنوز بسياري از مردملوئيزياناي آمريکا فرهنگ فرانسوس خود را از دست نداده اند. اسامي بسيارياز شهرهاي نيمه مرکزي ايالات متحده نيز فرانسوي بوده که تغيير نيافته است.

    بازرگانان ایرانی نام جهانی «کره» را بر این شبه جزیره گذاردند
    جولای 1894 امپراتوری ژاپن از راه دریا و زمین چین را مورد حمله قراردادتا شبه جزیره 223 هزار کیلومتری «کره» را از چنگ ان خارج سازد که قرنهاضمیمه چین بود. در این جنگ چین که از نیمه قرن نوزدهم هدف تهاجم قدرت هایوقت قرار گرفته شکست خورد و پس از افتادن بندر «وی های وی» به دست ژاپنیها پیشنهاد صلح داد و شبه جزیره کره را به ژاپن تسلیم کرد و ژاپن تا 1945این شبه جزیره را به دست داشت. مورخان ژاپنی در دفاع از عمل دولت متبوعنوشته اند که اگر اقدام نکرده بود قدرت های اروپایی و آمریکا بر کرهمستولی می شدند و امنیت ژاپن به مخاطره می افتاد. شبه جزیره کره پس از جنگجهانی ذوم، به تصمیم واشنگتن و مسکو در مدار 38 درجه موقتا به دو بخشتقسیم شده که فیدل کاسترو در مصاحبه تلویزیونی هفته پیش خود گفته بود کهاگر جنگ دیگری در کره روی دهد اتمی خواهد بود. «کره» نامی است کهبازرگانان ایرانی در قرن پنجم میلادی (عهد ساسانیان) بر این شبه جزیرهگذارده اند. این بازرگانان طرف معامله با چین در دیدار از کره آن را بهنام حکمران وقت «گوریئو» خطاب کردند که به تدریج این واژه تبدیل به کوریوو کوریا (کره) و جهانی شده است. کره ای های شمال و جنوب برای هربخش نامدیگری بکار می برند.

    روزي كه آلمان نخستين جنگنده جت را وارد ميدان جنگ ساخت
    25 جولاي سال 1944 نيروي هوايي آلمان نخستين دسته جت هاي جنگندهخود از نوع ام . اي ــ 262 ( MI262 ) را وارد ميدان جنگ كرد و خلبابانمتفقين با جنگنده هايي رو به رو شدند كه 540 مايل در ساعت سرعت داشتند ومي توانستند تا ارتفاع 40 هزار پايي بالا بروند و مجهز به توپ 30 ميليمتريو راكت بودند. كارخانه مسر اشميت آلمان براي ساختن اين هواپيما ها شش سالتلاش كرده بود. هيتلر مايل بود كه جت بمب افكن داشته باشد كه مسر اشميتموفق به ساختن جنگنده شده بود كه تنها مي توانست در آسمان از جنگنده هايمتفقين كه بمب افكن هاي خود را بدرقه مي كردند رهگيري كند و با آنها درگيرشود. اين جنگنده ها داراي موتور توربوجت بودند. بهره برداري از اين جنگندهها كه هيتلر از 12 ماه پيش از آغاز جنگ دوم به آنها چشم اميد بسته بودتنها 9 ماه قبل از پايان جنگ و به صورت محدود (آزمايشي) صورت گرفت.


  14. #174
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض


    26جولاي

    خزرها و اولويت سركوبي آنان ـ خزرها که به دست اشکانیان پراکنده اروپا شدند و بعدا ازمیان رفتند
    جولای سال 199 ميلادي و طبق نوشته برخي از مورخان و برپايه تطبيق تقويمها؛ 26 جولای، بلاش چهارم شاه اشكاني ايران اقوام مهاجر خزر را كه ازشمال شرقیآسياي ميانه به سوي غرب به حركت در آمده و دسته اي از آنها وارد برخي ازمناطق ساحلي درياي مازندران (درقفقاز) شده و درحال دست اندازي بيشتريبودند به آن سوي دربند (تلفظ روسي آن: دربنت) عقب راند. بلاش با اين كه درمعرض حمله نيروهاي «سه وروس» امپراتور روم بود كه وارد ساحل شرقي مديترانهشده و قلمرو ایران را تهدید می کردند، به بيرون راندن خزرها اولويت دادهبود و با ارسال يك پيام صلحجويانه به «سه وروسSeverus»، ارتش ايران رامامور بيرون راندن خزرها كرده بود و موفق شد.
    «
    خزر» در لغت بهمعناي «آواره و سرگردان» است. مهاجرت این قبایل ترکیک به سوی غرب، پیش ازمهاجرت هونها، آوارها و بلغارها صورت گرفته بود. خزرها در قرون پنجم تاسوم پیش از میلاد در جنوب روسیه امروز از غرب کزّاّخستان کنوني تا دریایسیاه (غرب اوکراین فعلی) مستقر شده و اقوام ایرانی سیتی (سیتیا) وساماتیان را که در این مناطق زندگی می کردند پراکنده و یا مقهور خود ساختهو در مناطق متصرفه «خان نشین» ایجاد کردند. شماری از سیتی ها و ساماتیانبه آناتولیا و اروپا رفتند که در اروپا دسته ای از آنان «آلان» خوانده میشدند.
    خزرها که قبلا اقوامی چادرنشین بودند و در جستجوی مرتع وسبزه زار دست به مهاجرت زده بودند در اواخر قرن سوم پیش از میلاد واردقلمرو ایران در قفقاز شدند که دولت اشکانیان واکنش نشان داد، نخست آنان رابه داغستان و چچن امروز و سپس به غرب اوکراین امروز عقب راند که در اینمنطقه قرنها بعد گرفتار و درگير روس های کی يفان (Kievan Rus = Kievskaya Rus) شدند که قبلا اين روسها خراج گذار خزرها بودند. کي يفان روس در منطقهوسيعي ميان درياي سياه، ولگا و لهستان زندگي مي کردند که اينک سه کشورروسيه، اوکراين و بلاروس شده است.. اعراب مسلمان پس از تصرف ايران در صددحمله به اروپا از طريق قفقاز بودند كه همين خزرها مانع اين كار شده بودندكه بعدا مسلمانان عرب از طريق آفريقاي شمال غربي (جبل طارق) قدم به آنقاره گذاشتند. روس های کی يفان بازهم از خزرها دست نکشيدند، خزرها شکستخوردند و در شمال اروپای شرقی و حاشیه اروپای مرکزی پراکنده و ذوب درساکنان محلی شدند و اثری از ایشان باقی نمانده است.
    خزرها پس ازعقب رانده شدن از قفقاز توسط ارتش اشکانیان، به دين يهود گرويدند و گفتهشده است كه يهوديان «اشكنازي» كه در اروپاي شرقي و نقاط ديگر پراكنده اندهمين خزرها هستند. بلغارها که از پامير (رشته کوههای میان تاجیکستان وافغانستان) به حرکت درآمده و در اصل پارسي زبان بودند جای آنان را درمنطقه ای از ولگا تا دریای سیاه گرفتند. بلغارهاي ولگا هنوز واژه هايپارسي قديم را بكار مي برند.
    با اين كه خزرها ديگر وجود نداشتند،روسها پس از درپيش گرفتن سياست جهانگيري و توسعه و برپايه منافع سياسي خوددرياي مازندران را «خزر» خوانده اند. يونانيان باستان، اين دريا را به نامقوم ايراني «كسپين ـ كاسپين» ساكن ساحل جنوب غربي آن كه شهر قزوين به نامايشان است درياي «كسپيان Caspian Sea» ناميده بودند كه بين المللي شدهاست.
    برغم از میان رفتن خزرها، معلوم نیست که چرا در ایران «کسپیان سی Caspian Sea (دریای قزوین)» را هنوز دریای خزر می خوانند وامروزه اصرار در بکار بردن این واژه دارند!. در قرن جاري هجري سه بار بهروزنامه هاي ايران و مولفان كتب درسي و معلمان مدارس توصيه اكيد شده بودكه خزر را درياي مازندران بگويند و بنويسند، يكبار در 1307، بار ديگر پساز ملي شدن نفت و از سال 1330 و بار سوم از سال 1335 و تاسيس سازمانهواشناسي و انتشار اخبار پيش بيني وضع هوا در رسانه ها. در دهه هاي 1330 و 1340 (1950 تا 1970) سازمان هواشناسی ایران به روزنامه هایی که دریایمازندران را دریای خزر می نوشتند گزارش وضعیت هوا نمی داد و این روزنامهها باید این گزارش را از دست دوم (از خبرگزاری پارس) می گرفتند.

    شكست سخت ارتش روم از ايران در جولاي 297 ميلادي
    جولاي سال 297 ميلادي ارتش ايران در نقطه اي نه چندان دور از رود فرات،ميان حرّان Harran (جنوب غربي تركيه) و الرقه Arragheh (شمال مركزي سوريهو شرق حلب) ارتش روم به فرماندهي گالريوسGalerius دامادديوكلتيانوسDiocletianus امپراتور روم را شكستي سخت داد. گالريوس كه پس ازاين شكست به آنتيوك عقب نشيني كرده بود مورد تحقير شديد ديوكلتيانوس قرارگرفت. ديوكلتيانوس (ديوكلتيان) گالريوس را واداركرد كه پياده و افتان وخيزان مسافتي طولاني را در پيشاپيش او و در مسير حركتش راه برود. با وجوداين، ديوكلتيانوس وي را به اين شرط كه قول زدن شبيخون به قرارگاه نرسي (نرسه) شاه ساساني ايران را بدهد خلع درجه و مقام نكرد. اين سومين نبردنيروهاي ايران و روم در دوران سلطنت نرسي بود كه ايران آن را آغاز كردهبود. نرسي در سال 295 ميلادي دولت روم را متهم به مداخله درامور ارمنستانكرد و به آن دولت اعلان جنگ داد. جنگ ايران و روم ـ دو ابر قدرت وقت درجهان ـ در دوران امپراتوري ديوكلتيانوس و نايب او «ماكسيميان maximian = مكسيمين» هشت بار تجديد شد.

    زادروز «جورج برنارد شا George Bernard Shaw»
    جورج برنارد شا George Bernard Shaw بيست و ششم جولاي 1856 در دوبلينايرلند به دنيا آمد، 94 سال عمر كرد و بعد از شكسپير بزرگترين درام نويسزبان انگليسي بشمار مي رود. «شا» در عين حال يك متفكر و خطيب بزرگ بود. ويافكار سوسياليستي داشت و از رفاه و آموزش برابر، توزيع عادلانه ثروت،مالكيت عمومي زمين و ملي بودن صنايع بزرگ جانبداري مي كرد. او كه يكنباتخوار و ضد مصرف الكل و دخانيات بود با نظام انتخاباتي غرب شديدامخالفت مي كرد و نوع رايج تبليغات انتخاباتي را نوعي پيروزي پول و زد وبند و زرنگي مي دانست و خواهان اصلاح اين وضعيت بود و با اين آرزو كه درطول حيات وي مردم بتوانند «بهترين» هاي جوامع خود را به نمايندگي برگزيننداز اين دنيا رفت. اين نويسنده بزرگ در تمامي عمر طولاني خود از حقوق برابرزنان و آزادي بيان و انديشه حمايت كرد.

    دانش «تاريخ نگاري» با شرح کارهاي ايرانيان آغاز شد
    كارتوزيع تاريخ هرودوتوس Herodotus (هرودوت) كه مهمترين قسمت آن «جنگهايايرانيان Persian Wars» است به صورت نوار ضبط صوت ميان كتابخانه هاي عموميكشورهاي انگليسي زبان از 26 ژوئيه 2002 (طبق بعضي گزارشها 22 ژوئيه) آغازشد. اين كتاب شامل بيست نوار 90 دقيقه اي و جمعا 1800 دقيقه (سي ساعت) است. تاريخ هرودوت از نخستين كتاب هايي است كه پس از اختراع ماشين چاپتوسط ماشين، چاپ و به همه زبانها ترجمه شده است. هرودوت كه تاريخ نويسي بااو متولد شده و به پدر تاريخ نگاري شهرت دارد, تاريخ خود را در 9 كتاب بهرشته تحرير درآورده و مردم كشورهاي دور دست از طريق همين كتاب باامپراتوري توانمند ايران و در زمان هرودوت، تنها ابر قدرت جهان آشنا شدهاند. در كتابهاي درسي مدارس همه كشورها به تاريخ هرودوت و جنگهاي ايرانياناشاره شده است. ممكن است كه تاريخ هرودوت زياد دقيق نباشد، اما با اينكتاب است كه دانش تاريخ نويسي كه روزنامه نگاري هم در همان زمينه به وجودآمده پا به عرصه وجود گذارد. هرودوت كه در يك شهر يوناني آسياي صغير (غربتركيه امروز) به دنيا آمده بود پس از ديدار از سرزمينهاي اطراف درياي سياهو درياي اژه، بين النهرين (بابل) و مصر در آتن سكونت گزيد و سپس به يكمهاجر نشين يوناني در جنوب ايتاليا رفت و تا پايان عمر همانجا ماند وتاريخ خود را هم در آنجا نوشت. وي كه در 481 پيش از ميلاد به دنيا آمدهبود در 56 سالگي درگذشت. او در شهري متولد شد و دوران جواني را گذراند كهدر قلمرو ايران بود و يك زمان در شورش بر ضد حاكم شهر زادگاهش كه موردقبول ايران بود شركت كرده و فراري شده بود و به اين جهت در نوشتن شرحجنگهاي ايران با يونانيان «بي طرف» نبوده است. با وجود اين، كتاب وي درزمينه اين جنگها وسيعا مورد استناد قرار گرفته و از آن نقل شده است. كتابنواري هرودوت توسط «بيل كلسي Bill Kelsey» گويندگي شده است. ذكر اين نكتهلازم است كه هم اكنون «در صد» چشمگيري از مراجعان كتابخانه هاي عمومي،كتابهاي نواري را عاريه مي گيرند و به همين لحاظ و نيز آساني تهيه و كميهزينه، توليد كتابهاي نواري و كتابهاي روي ديسك سريعاً رو به افزايش است. همين طور انتشار كتاب در اينترنت، براي كساني كه به دلايل سياسي و اقتصادينتوانند تأليف خود را به چاپ برسانند.

    شهر كاراكاس و زادروز آن
    جولاي 1527 سنگ بناي شهر كاراكاس 3 ميليون و 200 هزارنفري پايتخت جمهوري 27 ميليوني بوليواري ونزوئلا توسط کاپيتان «ديه گو دو لوسادا Diego de Losada » اسپانيايي در يک دره زيبا و در كنار يك رشته كوه در نزديكي دريايكارائيب نهاده شد كه اينك با شهركهاي اطرافش بيش از پنج ميليون جمعيتدارد. چهار سال پيش از کاپيتان لوسادا يک اسپانيايي ديگر به نام فجاردو Fajardo تلاش کرده بود که در آن محل شهري بسازد که بوميان محل (سرخپوستان) مانع شدند و ساختمانهايي را فجاردو ساخته بود ويران کردند. عادت براين شدهاست که سالروز تاسيس کاراکاس را يک روز عقب ببرند تا با زادروز سيمونبوليوار قهرمان ملي لاتين هاي قاره آمريکا که در آن شهر متولد شده استمصادف شود.كاراكاس كه 35 سال پس از رسيدن كريستوف كلمب به قاره آمريكاساخته شد از نخستين شهرهايي است كه اروپاييان مهاجر در قاره غربي ساختهاند. كاراكاس زادگاه دو انقلابي و انديشمند بزرگ، فرانسيسكو ميراندا (متولد 1750) و سيمون بوليوار (متولد 1783) است. كاراكاس در يك منطقهزلزله خيز ساخته شده و زمين لرزه هاي متعدد را از سر گذرانيده كه شديدترينآنها در 26 مارس 1812 روي داد و اين شهر را ويران ساخت و هزاران تن ازساكنانش را از ميان برد.
    امريگو وسپوسي نام ونزوئلا (ونيز كوچك) را بر اين سرزمين گذارد زيرا كه بمانند ونيز ايتاليا، بوميان آن (اصطلاحاسرخپوستان) كلبه هاي خودرا روي ستونهاي چوبي در دريا ساخته بودند.

    Eva Peron، زن افسانه اي آرژانتين
    جولاي 1952، اوا پرون Eva Peron، بانوي افسانه اي آرژانتين و همسر خوانپرون رئيس جمهوري اين كشور در 33 سالگي از بيماري سرطان درگذشت و پيراهنپاره هاي اين كشور را كه خود، آنان را «Descamisados» يعني «بدون پيراهنها» مي ناميد متأثر ساخت.
    «
    اوا» كه در نوجواني يك خواننده بودآن چنان نفوذ كلامي در مردم فقير داشت كه با يك اشاره مي توانست صدها هزارتن از آنان را به خيابانها بكشاند. وي با همين نفوذ كلام باعث پيروزيسياسي شوهرش شد كه قبلا يك سرهنگ ناسيوناليست ارتش بود. پس از يک وقفهدوباره در آرژانتين حکومت به دست حزب پرونيست افتاده است. «اوا» با اين كهمقام رسمي در دولت نداشت، به منظور حفظ منافع و تأمين رفاه طبقه فقير عملاامور وزارت بهداشت و وزارت كار و رفاه عمومي آرژانتين را به دست داشت. ويدر كودكي يك دختر فقير بود.

    روزي كه انقلاب كوبا آغاز شد
    26 جولاي سالگرد انقلاب كوبا است. در اين روز در سال 1953 (24 روز پيش ازكودتاي 28 امرداد سال 1332تهران) فيدل كاسترو حقوقدان جوان و پسر يك مهاجراسپانياني با 200 همفكر خود- همه تحصيلكرده و روشنفكر- مسلحانه به پادگان «مون كادا Moncada» در شهر سانتياگوي كوبا حمله برد تا نه تنها جهانيان رامتوجه جنبش خود و هدفهاي آن كند، بلكه نور اميدي در دل كوباييان بتاباند. اين حمله به دليل كثرت سربازان پادگان و تجهيزات برتر آنان، به همان گونهكه كاسترو و پيش بيني كرده بود شكست خورد و ضمن آن زد و خورد پنجاه تن ازانقلابيون كشته شدند و فيدل كاسترو زخمي و دستگير شد، اما با اين عمل جنبشوارد دوران تازه حيات خود شد كه بالاخره شش سال بعد به پيروزي انجاميد. روز 26 جولاي از سال 1960 روز ملي كوبا است و هر سال به اين مناسبت مراسممتعدد برگزار مي شود. فيدل كاسترو در سال 1998 در مراسم اين روز ضمن نطقيگفت: «انقلاب كردن» حق مردمي است كه تحت ستم داخلي و سلطه خارجي قراردارند و انقلاب كوبا با وجود گذشت دو نسل به راه خود ادامه مي دهد و تاروزي كه در اين راه گام بردارد و مشعل فروزان خود را بر زمين نگذارد، زندهو پيروز خواهد ماند. ما در ادامه راهمان از شكست تجربه ديگران (تاريخ) پندمي گيريم. سوسياليسم كه برابري واقعي انسانها را نويد مي دهد و تأمين ميكند پس از عبور از پستي و بلنديهاي بسيار، سرانجام فراگير و جهاني شده استو ... زيرا پاسخگوي دشواريهاي انسان امروز است.

    ناصر آبراه سوئز را ملي کرد
    جمالعبدالناصر رئيس جمهوري وقت مصر در اين روز از سال 1956 آبراه سوئز را كهدر كنترل انگلستان و فرانسه بود ملي اعلام كرد و از اين دو كشور خلع يدبعمل آورد كه بلافاصله مورد تحريم مالي انگستان، فرانسه و آمريكا قرارگرفت و چندي بعد در همين سال انگلستان، فرانسه و اسرائيل به مصر حملهنظامي كردند كه با تهديد شوروي كه ارتش سرخ را به كمك مصر خواهد فرستادمجبور به قطع پيشروي و سپس تخليه مصر شدند.


  15. #175
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض


    27جولاي

    شاه عباس شهر گنجه را از عثماني ها پس گرفت
    لشكريانشاه عباس كه براي اخراج عوامل عثماني (تركيه) از چند منطقه در قفقاز ايرانوارد اين منطقه شده بودند در اين روز در سال 1606 ميلادي كه در آن تاريخمصادف با ماه محرم بود شهر گنجه (زادگاه گنجوي شاعر معروف) را كه اينك درجمهوري آذربايجان قرار گرفته است پس گرفتند. در جنگي كه روي داد بيش از دوهزار و پانصد تن از عساكر عثماني كشته شدند. شاه عباس سپس محمد پاشافرماندار منصوب از سوي عثماني در گنجه را كه به اسارت گرفته شده بود بهزندان مازندران فرستاد. اندكي بعد، شماخي نيز با جنگ پس گرفته شد كهعثماني در اين نبرد هم سه هزار كشته تلفات داد و تا آن سوي «قارص» عقبنشست. به مناسبت آزاد شدن گنجه، در همان روز اين شعر ساخته شد: (در محرمگنجه از عباس شد). عثماني ها قبلا با استفاده از منازعات داخلي شاهزادگانصفوي به قفقاز ايران تعرض كرده بودند.
    در عمليات قفقاز بود كهفرماندهان توپخانه ايران متوجه شدند كه گلوله هاي توپ بايد عينا مطابقكاليبر (اندازه لوله توپ) باشد و گرنه احتمال انفجار توپ مي رود و از همانزمان مقرر شد كه توپ و گلوله هاي مربوط بايد در يك كارخانه ريخته شدهباشند.
    پس از اخراج عثماني ها از قفقاز جنوبي، شاه عباس از شهرتفليس (گرجستان) كه از متعلقات ايران بود ديدار كرد؛ دستور ترميم خرابيهاي وارده به شهر ايروان (ارمنستان) را صادر كرد، و سپس عازم پايتخت خودشد.

    شاعري كه ميهندوستي را ندا مي داد
    جيوسوويكاردوچي Giosue Carducci اديب و شاعر ميهندوست ايتاليائي 27 جولاي (روزيچون امروز) در سال 1835 به دنيا آمد و 16 فوريه سال 1909 درگذشت و در سال 1907 برنده جايزه ادبي نوبل شد.
    پدر «كاردوجي» يكي از مبارزانوحدت ايتاليا بود و در تسكاني به حرفه پزشكي اشتغال داشت. كادوچي كه درميهندوستي پا جاي پاي پدر گذارده بود در دوران مبارزات وحدت ايتاليا شهربه شهر و روستا به روستا مي رفت و براي نوجوانان و جوانان آنجا شعر و سرودميهني مي خواند و بيشتر آنان تحت تاثير همين سرودها داوطلب جنگ با اتريششدند و به ارتش وحدت پيوستند و نيروهاي اتريشي را كه چند برابر آنان بودنددرهم كوبيدند و پس از قرنها از ايتاليا بيرون انداختند.
    كاردوچيخطيبي زبردست بود و نفوذ كلام او روحيه ايتاليايي ها را آن چنان تقويت كردكه آماده توسعه قلمرو ايتالياي نوپا تا مرزهاي امپراتوري روم شدند. كاردوچي در ناسيوناليسم آن چنان افراط داشت كه با همه روشني فكر از تصرفمجدد شمال افريقا، آلباني، يوگوسلاوي و يونان توسط ايتاليا علنا حمايت ميكرد كه موسوليني موقتا به قسمتي از اين آرزو جامه عمل پوشانيد.
    كاردوچي همانند فردوسي ما قسمتي از تاريخ ايتاليا را به شعر درآورد و شاعرملي عصر خود لقب گرفت. وي اين قسمت اشعار خود را به سبك كلاسيك (روم ويونان باستان) سروده است. در همين راستا، كاردوچي كتاب نهم اشعار «همر» شاعر باستاني يونان را به ايتاليايي (لاتين جديد) ترجمه كرد.
    كاردوچي همانند فردوسي به خاطر پول و شهرت شعر نمي سرود، هدف او تنها وطنشبود. وي از دوستداران شيلر (آلماني) بود. كاردوچي كه داراي دكترا درادبيات و استاد دانشگاه و بنياد گذار انجمن ادبي ايتاليا بود در عين حالاز هواداران سرسخت دمكراسي بود، ولي مي گفت كه دمكراسي يا بايد كامل وواقعي باشد و يا اصلا وجود نداشته نباشد. او جمهوري بودن يك كشور را دليلدمكراسي بودن آن نمي دانست و عقيده داشت كه نوع رياست بر كشور سوايدمكراسي آن است. كاردوچي تاكيد داشت دمكراسي به همان گونه كه افلاتون گفتهبايد در ذهن ملت نقش بندد و مردم به آن، تا حد ايمان وفادار باشند و آن رادقيقا رعايت و اجرا كنند و اين دقت را در اطاق هاي راي گيري (محل صندوقآراء) بكار برند.

    شکست چين از ژاپن و از دست دادن كره، تايوان و منچوري
    جنگ تمام عيار ژاپن با چين از 27 جولاي سال 1894 آغاز شد. دو روز پيش ازاين (25 جولاي) ژاپني ها با گلوله باران كردن يك كشتي توپدار چيني جرقهاين جنگ را زده بودند. اين جنگ، به شكست چين و از دست دادن تايوان، منچوريشرقي و شبه جزيره كره انجاميد و ژاپن از آن پس همانند ساير قدرت هاي وقتبه مداخله در امور چين پرداخت. ژاپن در دهه چهارم قرن بيستم نيز به چينتجاوز نظامي كرد و در شهرهاي چين دست به قتل فجيع صدها هزار چيني زد،موضوعي كه چينيان هرگز آن را فراموش نخواهند كرد. شبه جزيره كره كه سالهايمتمادي تحت الحمايه چين بود از 25 جولاي سال 1907 به تصرف ژاپن درآمد واين سلطه تا پايان جنگ جهاني دوم (سال 1945) ادامه داشت. مسئله كره كهريشه در همان زمان دارد هنوز حل نشده و اين سرزمين وحدت خود را به دستنياورده است.

    پكن در محاصره 300 هزار مشتزن ميهندوست، ولي ...
    جولاي سال 1900، سيصد هزار چيني ميهن دوست كه عنوان «مشت زنان (افراد بدونتفنگ)» بر خود گذارده بودند در شهر پكن دست به محاصره سفارتخانه هايكشورهاي بزرگ و محل سكونت خارجيان و چيني هاي مسيحي شده زدند و بسياري رابه گروگان گرفتند. اين كار چند هفته پيش از آن از شهر Tienstin آغاز شدهبود. چينيان از اين كه ميهن آنان همچون گوشت قرباني ميان قدرتهاي وقت قسمتمي شد و از حاكميت ملي تنها نامي باقي مانده بود خشمگين شده بودند و تحملآنان از آن وضعيت پايان يافته بود.
    كشورهاي بزرگ – انگلستان،فرانسه، آلمان، آمريكا، روسيه و ژاپن براي سركوب مشت زنان نيرو فرستادند وبا وجود اخطاريه (اسمي و ظاهري) امپراتور چين به نيروهاي خارجي که مداخلهنکنند، اين نيروها به قلع و قمع وطندوستان چيني دست زدند، و بسياري ازآنان را پس از دستگير کردن گردن زدن
    اين رويدادكه وسيعا در كتب درسي كودكان چيني آمده است از عوامل نيرومند شدن اين كشوربزرگ شده است به گونه اي كه چينيان اينک اطمينان دارند كه وطنشان ديگرهيچگاه مقهور و در هم شكسته نخواهد شد.

    پايان جنگ العلمين
    جنگل العلمين پس از 17 روز در روزي چون امروز (27 جولاي 1942) پايان گرفتو نيروهاي مشترك آلمان و ايتاليا موفق به در هم شكستن ارتش هشتم انگلستانمركب از سربازان هندي و بلوچ نشدند و به اين ترتيب موسوليني رهبر ايتالياكه به ليبي رفته بود تا در قاهره تصرف مصر را جشن بگيرد با نا كامي به رمبازگشت. ژنرال رومل فرمانده نيروهاي آلمان 25 ژوئن 1942 پس از پس گرفتن «طبرق» در ليبي وارد مصر شده بود و 96 كيلومتر در اين سرزمين پيشروي كردهبود. هدف اين بود كه پس از تصرف مصر، آلمان به مناطق نفتخيز عربي دست يابدو دست انگليسيها را از آبراه سوئز و بالاخره هند كوتاه كند كه با شكستالعلمين اين نقشه نقش برآب شد.

    يک بار ديگر تفنگها در شبه جزيره کره خاموش شدند، اما ....
    جولاي 1953 درپي امضاي قرار داد ترك مخاصمه دو كره، تفنگها در شبه جزيرهكره خاموش شدند و جنگ سه ساله اين شبه جزيره كه در آن بيش از 25 هزارآمريكايي كشته و يكصد هزار تن ديگر مجروح شدند پايان يافت. تلفات كرهجنوبي بيش از يك ميليون كشته اعلام شده است و ارقام درستي از تلفات طرفديگر جنگ در دست نيست، اما مسأله تقسيم شبه جزيره كره همچنان لاينحل باقيمانده كه براي جهان آتشي است در زير خاكستر، مخصوصا كه هنوز 37 هزار سربازآمريكايي در كره جنوبي به استقرار خود ادامه ميدهند. هنگام امضاي قرار دادترك مخاصمه، مالنكوف رهبر وقت شوروي قول داد كه در صورت حمله نظامي آمريكابه كره شمالي دولت متبوع او از اين كشور دفاع خواهد كرد. با توجه به اينكه شوروي منحل شده است معلوم نيست كه روسيه به اين قول وفا كند. شبه جزيرهكره از اواخر قرن 19 همواره صحنه كشمكش بوده است ؛ نخست ميان چين و ژاپن ،سپس ژاپن و روسيه و بعد آمريكا و چند كشور ديگر با كره شمالي، چين وبه طورغير مستقيم شوروي.

  16. #176
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض


    28جولاي

    دو بار پیشنهاد انتقال پايتخت از تيسفون به استخر (شيراز)، ولی ...
    درپي افتادن «حیره» به دست اعراب مسلمان در ماه می 633 میلادی و سپسمحاصره شهر انبار در جولای همان سال که هر دو منطقه در قلمرو ایران بودند (واقع در غرب تیسفون ـ پایتخت وقت) و انتظار حملات بیشتری از جانب عرب،بزرگان کشور 28 جولای به یزدگرد سوم شاه وقت متذکر شدند که ممکن استابوبکر (خلیفه وقت) حملات نظامی وسیعتری را تدارک ببیند و پیشنهاد کردندکه بهتر است ضمن دفاع در غرب فرات، پایتخت نیز به استخر (شیراز) منتقل شودزیرا که عبور نیروی عرب از کوههای میان راه دشوار خواهد بود. قبلا در جنوبغربی فرات چهار نبرد محدود میان نیروهای دو طرف روی داده بود. یزدگرد چونخطر حمله به تیسفون را بعید می دانست با بی اعتنایی تمام پیشنهادرا رد کردولی برای بسیج نیرو و آماده شدن جهت دفاع در برابر حملات نظامی بزرگتر نیزاقدام نکرد. ابوبکر سال بعد (634 میلادی) درگذشت و عمر برجای او نشست وتصمیم به دنبال کردن جنگ با ایران گرفت. زد و خوردهای بعدی دو سال پس ازدرگذشت ابوبکر روی داد که قاطع ترین آنها نبرد قادسیه بود که در نوامبر 636 میلادی صورت گرفت، واحدهای نظامی ایران شکست خوردند، رستم فرخزدا ازژنرالهای ارشد ايران کشته شد و درفش كاويان ــ پرچم ارتش ــ به دست عربافتاد.
    چهار روز پس از این شکست، بزرگان ایران در نشست خود درعمارت سلطنتي (طاق كسري) باردیگر پيشنهاد جولای 633 (انتقال فوري پايتختاز تيسفون ـ 36 کيلومتري جنوب شهر بغداد و هشت قرن پايتخت ايران ـ به شهراستخر)را به عنوان عملی ترین راه حل مطرح کردند. تا آن زمان اين نخستينبار بود که پرچم کاويان تصرف شده بود. يزدگرد سوم، نخست پيشنهاد انتقالپايتخت را پذيرفت، ولي بعدا آن را رد كرد که مورخان قسطنطنیه (روم شرقی) شرح این وضعیت را به تفصیل نوشته و ردّ پیشنهاد را یک اشتباه یزدگرد سومخوانده اند.
    اعراب، سال بعد (637 میلادی) تيسفون را مورد حملهقراردادند كه يزدگرد به منطقه حلوان نقل مكان كرد و چون در همين سال درجلولا (نزديك حلوان) هم شكست خورد به سوي نهاوند عقب نشيني كرد كه بعدا درآنجا هم شكست خورد و به خراسان بزرگتر رفت تا در آنجا به مقاومت ادامه دهدكه در مرو ترور شد و نیروی نظامی که دولت چين در اختيار پسر او فیروزقرارداده بود تا کمک کند برجای پدر بنشیند تنها تا خجند و درّه زرافشانپیش آمد.

    عمومي شدن عزاداري محرم
    طبق اسناد موجود، 28 جولاي سال 964 ميلادي (امرداد 343 هجري خورشيدي) احمدبويه ديلمي (معزالدوله) كه از زمان تصرف بغداد در سال 945 ميلادي و تعويضخليفه عباسي، اختيارات حكومتي را به عناصر ايراني بازگردانده بود دستورداد كه از آن پس هر سال در ده روز اول ماه قمري محرم مراسم عزاداري حسينابن علي (ع) برگزار شود كه گفته اند هدف وي از اين عمل عمدتا سياسي بود. اين دستور در زماني صادر شد كه شيعيان در قلمرو ديليميان كه از شمال ايرانبپا خاسته بودند تا حاكميت را به ايرانيان بازگردانند در اقليت بودند. بهنوشته مورخان، از همان زمان عزداري ماه محرم در جهان شيعه عموميت و رسميتيافته است.

    زمينه سازي روزنامه هاي کشورهاي متفق براي حمله نظامي به ايران در امرداد ماه 1320 (1941 ميلادي)
    مطبوعات متفقين براي آماده ساختن زمينه حمله نظامي به ايران و توجيه آن،در شماره هاي 28 جولاي 1941 خود، با يك مضمون ايران را محل استقرار ستونپنجم هيتلر وانمود كرده و نوشته بودند كه ارتش ايران طبق نقشه محرمانهآلمان آماده حمله به قفقاز مي شود تا در اين منطقه نيروهاي شوروي از دوسوي تحت فشار قرار گيرند (ايران از جنوب و آلمان از شمال). اين روزنامه هاگزارش ها اغراق آميز از قدرت و وسعت ارتش ايران منتشر كرده بودند و روزهاي بعد هم بدون اين كه تكذيبيه هاي ايران را چاپ كنند به اين تبليغات خودادامه دادند.

    روزي كه « باخ » درگذشت
    امروز سالگرد درگذشت «يوهان سباستيان باخ J.S.Bach» موسيقيدان بلند آوازهآلماني است كه 28 جولاي 1750 درگذشت. وي بسال 1685 به دنيا آمده بود و 65سال عمر كرد. پدر يوهان نيز موسيقيدان بود. باخ آهنگهاي جاويدان متعددساخته و به يادگار گذارده است. او مانند پدرش در نواختن ترومپت مهارت ويژهداشت.

    بانویی كه با دوربين تاريخنگاري مي كرد
    ديان آربس Diane Arbus از معروفترين هنرمندان عكس قرن 20 آمريكا 28 جولای 1971 در 48 سالگي خودكشي كرد. هنر او در گرفتن عكس مستند بود. او مي گفتكه مي خواهد با دوربين «تاريخ اجتماعي» را بنويسد و چنين كتابي، يكپارچهحقيقت است، زيرا كه دوربين آئينه است و دروغ نمي گويد و با قلم فرق بسياردارد. (اظهارات «دیان» مربوط به زمانی است که دوربین دیجیتال به بازارنیامده بود. عکسهای دیجیتالی را می توان ادیت کرد و در آنها تغییراتبوجودآورد).
    «
    ديان» براي يافتن سوژه هاي خود به بيمارستانها، بهمحله هاي فقير نشين شهر، به ميان خانه بدوشها، گدايان، زنان خودفروش،سالخوردگان تنها، عليل ها و ... مي رفت و در حالت خاصي که منعکس کنندهوضعیت آنان باشد از ایشان عكس مي گرفت. دولتمردان و سياستمدارانازكارافتاده را هم در روزهاي ناتواني مستثني نمي كرد. وی برای یادآور شدناین نکته که از پیری و مردن گریز نیست عكسهاي زن و شوهرها را در روز عروسيدر كنار عكسهاي پنجاه ــ شصت سال بعد آنان قرار مي داد و مونتاژ مي كرد. مجموعه عكس او اينك مورد استفاده رسانه هاست. دیان در عين حال استاد تدريسفن عكاسي در دانشگاه بود و اين نكته ازوست كه يك عكس خوب، بدون زيرنويسبايد داستان را بيان دارد.

    زادروز ابن العربي فرضيه پرداز صوفيسم
    جولاي سال 1165 ميلادي زادروز محي الدين محمدابن علي ابن محمد العربيالحاتمي است كه مولفان تاريخ فلسفه، اورا از مهمترين فرضيه پردازان «صوفيسم» نوشته اند. وي كه در اندلس (اسپانياي جنوبي و شرقي) به دنيا آمدهبود در جواني زادگاه خود را رها ساخت و پس از 30 سال سير و سياحت و مطالعهدر شمال افريقا ـ از مغرب عربي (مراكش) تا مصر و ديدار از مناطق متخلفجزيرة العرب و آناتوليا (ترکيه امروز) و سرزمين هاي ديگر آسياي غربي درسوريه رحل اقامت افكند و تا پايان عمر در دمشق بسر برد و 16 نوامبر 1240ميلادي در 75 سالگي در همين شهر درگذشت.
    افكار «العربي» درمهمترين اثر او «الفتوحات المكيه» منعكس است. آثار او را 289 مكتوب گزارشكرده اند كه 150 مورد آن تا به امروز باقي مانده است. وي نوشته است كه هيچچيز جز خدا باقي ماندني نيست و هر چيز و هركس، جز خدا فنا پذير است. ازنوشته مولفان چنين بر مي آيد كه وي با فقهاء ميانه خوبي نداشت.

    درگذشت سازنده نخستين جت جنگنده جهان و يكي از طرحان ارباس
    مهندس لودويگ بولكو Ludwig Boelkow سازنده نخستين جت جنگنده جهان 28 جولايـ دو روز پس از پنجاهمين سالگرد وارد عمليات نظامي شدن اين جنگده ـ در 28جولاي 2003 و در 91 سالگي در مونيخ درگذشت. او كه 30 ژوئن 1912 به دنياآمده بود در سال 1944 موفق به تكميل نخستين جت جنگنده جهان در كارخانه «مسر اشميت» آلمان شد. مهندس بولكو در عين حال يكي از طراحان جتهايمسافربر ارباس و از موسسان و اعضاي شركت هوايي ــ فضايي اروپا بود. ( درباره نخستين جت جنگنده به سايت 26 جولاي رجوع شود).

    نخستين قيام بردگان سياهپوست در آمريکاي شمالي
    جولاي سال 1729 نخستين قيام بردگان سياه پوست در ايالات متحده آمريكا آغازشد. قيام كنندگان كه 44 نفر بودند در سر راه خود از كاروليناي جنوبي بهفلوريدا (و در آن زمان فلوريداي اسپانيا) هر سفيد پوستي را كه ديدندكشتند، اما پيش از رسيدن به مرز فلوريدا و به دست آوردن آزادي خود، بهمحاصره نيروهاي نظامي انگلستان (حاکم بر مهاجرنشينان وقت) درآمدند كه اسيرو كشته شدند. اما ساير سياهپوستان به صورت متناوب به قيامهاي خود تا بهدست آوردن آزادي و حقوق مدني ادامه دادند. سياهپوستان از قرن هفدهم ازآفريقا ربوده و يا خريده شده و به قاره امريكا جهت فروش و كاركردن رايگانبراي اربابانشان منتقل شده بودند، زيرا كه بوميان آمريكا (سرخپوستان) حاضرنبودند براي سفيد پوستان اروپايي مهاجر حتي در برابر دريافت مزد كاركنند.

    اروپا بر ضد انقلاب فرانسه
    براي جلوگيري از گسترش انقلاب فرانسه به ساير نقاط اروپا، در گرماگرم اينانقلاب، سران دولتهاي آلماني زبان اتريش و پروس 28 جولاي 1791 و در پايانمذاكرات خود در «وين» تصميم گرفتند كه با ساير سران اروپا براي تشكيل يككنگره سراسري تماس بگيرند و يك تصميم مشترك اتخاذ كنند. مذاکرات وين 25جولاي 1791 آغاز شده و سه روز طول کشيده بود.

    ورق دفعتا برگشت خورد و روبسپير گردن زده شد!
    روبسپيرانقلابي راديكال فرانسه كه بسياري را به تيغ سنگين گيوتين سپرده بود 28جولاي 1794 با 20 تن از همفكرانش با گيوتين و در ملاء عام اعدام شد. درپياعدام روبسپير، انقلاب فرانسه صورت ديگري به خود گرفت. روبسپير كه ايرلنديتبار بود هنگام اعدام 36 ساله بود. وي كه از اعضاي موثر «كميته امنيت ملي» انقلاب فرانسه بود به كنوانسيون (مجمع ملي) فرانسه پيشنهاد كرده بود كهبراي كوتاه كردن دست تجديد نظرطلبان و بورژواها بايد تصفيه ديگري انجامشود و پس از يك نطق دو ساعته در مجمع، درخواست تصويب پيشنهاد را داده بود. همين نطق طولاني كه با كف زدن و حمايت رو به رو مي شد باعث طولاني شدنجلسه و موكول شدن راي گيري به جلسه بعدي شد. در فاصله دو جلسه، ميانه روهابه تبادل نظر پرداختند و متوجه شدند كه با تصويب پيشنهاد روبسپير كه قطعيبه نظر مي رسيد، 17 هزار تن بركنار، بازداشت و احيانا اعدام خواهند شد ولذا در جلسه بعد (27 جولاي) شروع به پرسشهايي از روبسپير كردند و چون وينسبت به آنان خشن شد داد و قال راه انداختند كه دفعتا ورق برگشت و اكثريتاعضاي جلسه برضد روبسپير شدند و با صداي بلند او را قاتل خواندند ودرخواست دستگيري اش را كردند كه پليس حاضر در جلسه كنوانسيون او وهمفكرانش را دستگير و همان روز محاكمه و روز بعد اعدام شدند!. افسران ارتشاز مخالفان روبسپير بودند زيرا كه وي با جنگ با اتريش مخالفت كردهبود.دليل اين مخالفت اين بود كه عقيده داشت جنگ باعث قهرمان شدن برخي ازافسران، و كودتا خواهد شد.

    لغو پيمان با سرخپوستان
    در اين روز در سال 1871، كنگره آمريكا پيمان، «فورت ستاويكس Fort Stawix» را كه در سال 1768 ميان بوميان (سرخپوستان) آمريكا و دولت انگلستان امضاشده بود و دولت انگلستان بوميان را يك ملت مستقل خوانده و حاكميت و قلمروو قوانين آنها را به رسميت شناخته بود يكجانبه لغو كرد و اعلام داشت كه درايالات متحده، فقط يك ملت مي تواند وجود داشته باشد. با وجود اين، در اينقانون اشاره يي به تابعيت سرخپوستان نشده بود. دهها سال بعد قانون ديگريآنها را از اتباع آمريكا تلقي كرد. با وجود اين قانون، سرخپوستان كهعمدتاً در اراضي محصور (رزرويشن) زندگي مي كنند در مسائل داخلي عملا تابعقوانين آباء اجدادي خودشان هستند.

    روزي كه جنگ جهاني اول آغاز شد
    جولای 1914 امپراتوري اتريش به صربستان اعلان جنگ داد و به اين ترتيب جنگجهاني اول آغاز شد زيرا كه روسيه به كمك كشور همنژادش صربستان شتافت وآلمان نيز براي دفاع از همنژادان اتريشي خود در برابر روسيه وارد جنگ شد و ....
    جرقه جنگ جهاني اول در 28 ژوئن 1914 (درست یک ماه پیش از آن) كه گاوريلو پرينسيپ وطندوست صرب در شهر سرايوو وليعهد اتريش ـ گراندوكفرانتس فرديناند و زنش را ترور كرده بود زده شده بود و در اين فاصله،ارسال اولتيماتوم هاي اتريش به صربستان ادامه داشت. اروپا از سالها قبل ازاين با تشكيل اتحاديه هاي نظامي دوگانه براي جنگ آماده مي شد كه مورخاناين دوره را «دوران صلح مسلح» نوشته اند. رقابت قدرت هاي اروپايي بر سراستعمار ساير كشورها باعث دشمني آنها شده بود زيرا كه آلمان ديرتر ازديگران پا به ميدان استعمار گذارده بود و سهم خواهي مي كرد. از میان رفتنامپراتوری های اتریش و عثمانی، کمونیست شدن روسیه، پیدایش کشورهای عربیشرق سوئز (آسیا)، ورود دولت واشنگتن به صحنه سیاست جهان، تغییر نقشه هایجغرافیایی، شیوع آنفلوآنزا در چند قاره و مرگ دست کم 23 میلیون انسان ازآن و ... از نتایج جنگ جهانی اول هستند.

    پکن به تصرف ژاپني ها درآمد
    ارتش ژاپن كه برغم مخالفت جهانيان، چين را مورد تعرض نظامي قرارداده بود 28 جولای 1937 شهر پكن را هم تصرف كرد. ژاپني ها كه قبلا منچوري را تصرفكرده بودند به تصرف ساير نقاط شمالي و شمال شرقي چين ادامه دادند و تااواخر جنگ جهاني دوم در چين مانده بودند.

    روزي كه 42 هزار آلماني به دست انگليسي ها دود شدند
    جولاي 1943 (هفتم امرداد) روزي است كه نيروي هوايي انگلستان هامبورگ آلمانرا كه اينك ثابت شده است «عاري از استقرار نظاميان» بود با فروريختن بمببه آتش كشيد. در اين بمباران، بيش از 42 هزار تن از ساكنان هامبورگ، معروفبه شهر عمودي (شهر آسمانخراش ها و برجهاي مسكوني) كشته و سه چهارمساختمانهاي شهر ويران شدند. سران آلمان 70 ميليوني اينك در دو اتحاديه،متحد همين انگلستان هستند!.

    برخورد بمب افكن به آسمانخراش امپاير استيت
    يك بمب افكن ارتش آمريكا از نوع «بي ـ 25» بيست و هشتم جولاي 1945 و دهروز مانده به بمباران اتمي ژاپن، هنگام عبور از آسمان شهر نيويورك، براثرمه غليظ به آسمانخراش امپاير استيت برخورد كرد و به يك طبقه از اينساختمان آسيب رساند. در اين حادثه 13 تن نيز كشته شدند.


  17. #177
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض


    29جولاي

    100 هزار تومان جايزه براي آوردن سر محمدعلي شاه قاجار
    مجلس شوراي ملي درجلسه هشتم امرداد 1290 خود (29 جولای 1911) براي فرد ویا افرادی كه محمدعلي شاه مخلوع را دستگير و يا سرش را بیاورند يكصد هزارتومان (پول آن زمان) جايزه نقدی تعيين كرد. محمدعلي شاه قاجار که برکنار وتبعید شده بود براي پس گرفتن سلطنت با هزاران مرد مسلح از طريق ترکستانروسيه و با كمك اين دولت به ايران بازگشته بود.
    محمدعلي شاه کهدر سال 1872 به دنيا آمده بود پس از 53 سال عمر، بسال 1925 در تبعيددرگذشت. سلطنت او که پس از مرگ پدرش، مظفرالدين شاه در سال 1907 آغاز شدهبود در سال 1909 و پس از تصرف تهران به دست مشروطه طلبان پايان يافت. سلاطین قاجار از ايلي مغول تبار به همين نام برخاسته بودند. در زمان ایندودمان بود که ایران رو به زوال گذاشت و کوچک شد.

    ساختمان پستخانه تهران و اهميت دولتي بودن آن
    پستخانه ايران به نام «پستخانه جليله» از هفتم امرداد 1313 (29 جولای 1934) در ساختمان تازه خود [خیابان سپه سابق ـ سه راه خیّام) که پنجمامرداد گشایش یافته بود بکار روزمره پرداخت. كار ساختن اين عمارت با هزینهپانصدهزار تومان شش سال طول كشيده بود. ایران نخستین کشور جهان است کهپستخانه دایرکرده است. سابقه تاسيس پستخانه درايران به زمان داريوش (چهارمجولای سال 489 پیش از میلاد) باز مي گردد كه پستخانه آمريكا شعار 2500ساله آن را بر سردر خود نصب كرده است. قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران دراصل 44 خود، پست را همانند راديو و تلويزيون، تلگراف و تلفن (مخابرات)،راه و راه آهن و ... دولتي (در مالکيت عمومي) و در اختيار دولت قراردادهاست.
    پستخانه تنها موسسه دولت فدرال آمريکا در همه نقاط اينفدراسيون است که اموري ازجمله درخواست و دريافت گذرنامه هم در شعب آن صورتمي گيرد. پستخانه ايران از زمان آغاز بکار يک موسسه دولتي بود زيرا کهبايد غير انتفاعي و صد درصد اطمينان بخش باشد و مراسلات و بسته هارا کهامانات به شمار مي آيند به هر نقطه برساند و ماني اُردر (چک پستي) صادرکند. اين سازمان، طبق اصل 44 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران به هيچصورتي قابل واگذاري نيست مگر با بازنگري قانون اساسي، و ايجاد هرگونهتغيير در اصول يک قانون اساسي مستلزم رعايت تشريفات و ازجمله تاييد آن دررفراندم (از سوي اکثريت ملت) است.



    ادروز «توكويل» و نگاهي به افکار او؛ فرمول دمکراسي ـ بهترين رئيس دولت
    جولاي زادروز الكسيس توكويل Alexis de Tocqueville انديشمند ليبرال،تاريخدان و نويسنده فرانسوي است كه در سال 1805 به دنيا آمد. توكويلعميقاً هوادار آزادي فرد بود و از احتمال اين كه «اكثريت» به استبداد وستمگري و زورگويي بپردازد نگران بود. او كه زماني وزير امور خارجه فرانسهبود تأليفات متعدد از جمله «دمكراسي آمريكا» و « نظام سابق و انقلاب»دارد. توكويل 54 سال عمر كرد.
    بيشتر تاليفات و رساله هاي توكويل دربارهدمكراسي است. يكي از فرضيه هاي او در اين زمينه در اين معادله كه خودش آنرا نوشته خلاصه شده است: تصمیمگیری در امور عمومی و اقدام با نظر و رایمردم (انتخابات) + رعایت دقیق حقوق انسان و پاسداری از آن + حذف هرگونهتبعيض در جامعه + رعایت آزادي ها و احترام به آنها = دمکراسی
    توكويلاز هواداران تشكيل انجمن هاي داوطلبانه در هر زمينه و حرفه بود و مي گفت: مردمي كه در يك موضوع و امر منافع و خواست مشترك دارند مي توانند به صورتيك بدنه و به مثابه يك خانواده به حل مشكل كمك كنند و دولت ناچار مي شوددر اين زمينه ياري دهد (و به قول سعدي چه عضوي به درد آورد روزگار دگرعضوها را نماند قرار) و «جامعه مدني» وقتي تحقق مي يابد كه انجمن ها بهاحقاق حقوق افراد كمك داوطلبانه كنند. به نظر توكويل، بهترين رئيس دولت آناست كه در دوران حكومتش آحاد مردم آرامش خيال داشته، ترس نداشته و ارعاب وتعرض در ميان نباشد و تنها در چنين محيطي است كه پيشرفت حاصل و حلاوتزندگي كه هدف بشر است تامين مي شود.
    توكويل در زمينه نوشتن ونويسندگي و حتي سخنراني تاکيد بر رعايت ساده نوشتن و ساده گفتن داشت. ويدر اين زمينه گفته است: مردم دروغ را آسانتر مي پذيرند تا يك حقيقت را کهبه صورتي پيچيده و توام با لفّاظي بيان و اعلام شده باشد.

    .. و بدينسان دموكراسي متولد شد
    سولون solon خطيب (Orator) آتني كه به خواست مردم اين شهر مأمور تغيير نظامحكومتي شده بود 29 جولاي سال 594 پيش از ميلاد منشور خود را كه نخستين سنگزيربناي دموكراسي در جهان شناخته شده است در برابر اجتماعي از مردم اينشهر اعلام كرد. در اين منشور تأكيد شده بود: قانوني كه بر مردم حكومتخواهد كرد بايد به تصويب خودشان و يا نمايندگانشان رسيده باشد. براي اينمنظور، يك شوراي 400 نفري بايد تشكيل شود كه براي هر رشته از امور،كارشناسان متعدد در دسترس داشته باشد. تصميمات شورا بايد در اجتماع منظممردم كه در سپيده دم تشكيل مي شود كه به كار روزانه آنان لطمه نزد اعلامشود و هر مرد 18 ساله و بالاتر مي تواند نفي اين تصميمات را بخواهد و برله يا عليه آنها نطق كند و سپس رأي گيري شود. تنها كساني از نطق كردن ورأي دادن باید ممنوع باشند كه فئودال (ارباب زمین و کشاورز) باشند، ازدواجنكرده باشند، وظايف خود را در قبال پدر و مادرشان انجام نداده باشند،ماليات دولت را نپرداخته باشند و در جنگهاي ميهني (دفاعي) از پيش دشمنفرار كرده باشند.
    سولون در آن اجتماع همچنين گفت که با به اجرادرآمدن طرح او (ضابطه تحقق دمکراسي) به اليگارشي (Oligarchy حکومت اشراف وطبقه خواص) براي هميشه پايان داده مي شود و منتخب، منتخبان و يا نمايندهاين منتخبان حاکم شناخته خواهند شد و حكومت خواهند كرد و شايسته ترينفرزندان شهر را ـ هرکدام در تخصص مربوط، به خدمت خواهند گزيد. این روشانتخاب دولت و حکومت کردن «دموكراسي (حكومت مردم، از تركيب دو كلمه يوناني «دمو» به معناي مردم و «كراسي» به معناي حكومت)» است و بايد گوشه يي ازحيات مردم باشد، در مغزشان نقش بندد و فرهنگ عمومی شود؛ به گونه يي كهرفتار و گفتار و كردارشان هم دموكراتيك باشد. در این نظام حکومتی همگانمتساوی الحقوق هستند، هيچكس حق مجازات كردن دیگری را ندارد جز قاضي عادل وپس از ثبوت خطا و بر طبق قانون. بنابراین تا صدور حکم مجرمیت نباید فردراخطاکار خواند؛ تبعیض، اجحاف، بیگاری (استثمار) وجود نخواهد داشت؛ واژهتکلیف (وظیفه) به جای اجبار بکار خواهد رفت، هرکس در خانه خود امنیت و درجامعه احترام خواهد داشت و .... به علاوه، مردم دمکراسي خواه بايد آمادهباشند تا به محض مشاهده خطر و يا توطئه تخريب و براندازي دولت و دستگاهمنتخب از دمکراسي خود دفاع کنند.
    درست 1809 سال بعد در همين روزمنشور بزرگ آزادي هاي ها معروف به «مگناكارتا Magna Charta» كه روز 15ژوئن سال 1215 ميلادي با تهديد كشيشها، افسران ارتش. گروهي از توانگران وتحصيلكردگان انگليسي به امضاي «کینک جان» پادشاه وقت این کشور رسيده بودپس از 40 روز كه آن را در سراسر كشور گردانيدند و به اطلاع همگان رسانيدندبه اجرا گذارده شد كه در مقدمه آن به انگليسي ها تا نسلهاي بعد نويد ادامه «دموكراسي» داده شده است. در اين منشور تأكيد شده است كه هيچ ماليات وعوارضي وضع نخواهد شد مگر به تصويب شوراي برگزيده مردم (مجلس)، مال كسي رانمي توان از او گرفت مگر به رضايت وي، پرداخت بها و يا پس از تایید هیاتمنصفه به حكم قاضی و بر اساس قانون. احدي را نمي توان از مراجعه به دادگاهمانع شد و هركس آزاد است به قاضي شهر دادخواست بدهد و قاضي مكلف به رسيدگياست. هيچكس بازداشت و مجازات نمي شود مگر به حكم قاضي براساس قانون و ... با اجراي اين منشور، نظام حكومتي انگلستان پارلماني شد (نصب و عزل رئیسدولت با رای مجلس)، و كشورهاي ديگر به ويژه در قرن گذشته آن را هريك بهنحوي اقتباس كرده اند.

    تجربه و داستان نويسي
    امروززادروز ايويند يانسون Eyvind Johnson داستان نگار سوئدي است كه 29 ژوئيه 1900 به دنيا آمد و در سال 1974 برنده جائزه نوبل در ادبيات شد.
    وي گفته است كه تجربه فراوان درهر كار از ازدواج تا شغل و پيشه و مسافرت و ديدن سختي هاي زندگاني او را داستان نويس كرد.
    اوكه در كودكي يتيم شده بود مجبور شد كه خانه خاله را در 15 سالگي رها سازدو براي سير كردن شكم خود به انواع مشاغل از بريدن درخت تا شستن قطارهايراه آهن و آشپزي در رستوران دست بزند و در ساعات فراغت درس بخواند .
    اوپس از يك سفر به آلمان و فرانسه تصميم به باز كردن يك دفتر مطبوعاتي درپاريس گرفت و از آنجا رويدادهاي فرانسه را براي رسانه هاي سوئد مي فرستادو به تدريج به ارسال اخبار اجتماعي و مطالب در رابطه با زندگاني مردمگرايش بيشتر يافت و نوشتن اين نوع گزارشها كه خود داستانهاي كوتاه بودندوي را داستان نويس كرد .
    نخستين كتاب او « چهار غريبه » عنوانداشت كه مجموعه اي از داستانهاي كوتاه بود و چون مورد استقبال مردم قرارگرفت ؛ دست از روزنامه نگاري كشيد ، به زادگاه خود بازگشت و داستان نويسيرا پيشه كرد و دهها داستان خوب نوشت كه معروفترين آنها « بازگشت به ايچاتا » است . داستانهاي يانسون به بسياري از زبانها ترجمه شده است.

    قتل دو کنسول رومي که روميان از آنان خرسند نبودند
    در سال 238 ميلادي (29 ژوئيه) افسران گارد کاخ امپراتوري روم، دو كنسولروم (مشتركا: امپراتور) به نامهاي پوپيه نوس و بالبينوس را در دفتر كارخود كشتند زيرا كه مردم از آن دو ناراضي بودند.
    پوپيه نوس درزماني كه يك ژنرال بود در جنگ با ايران شكست خورده و فرار كرده بود و ازآن پس زير انتقاد قرارداشت و روميان او را شايسته كنسول بودن نمي دانستند. اين دو، تنها 3 ماه حكومت كرده بودند. سناي روم كه آنها را به سمت كنسولانتخاب كرده بود به همين سبب از چشم مردم افتاده بود.

    تاريخچه دست دادنبه عنوان علامت دوستي و احترام
    سكهدوران كوتاه حكومت بالبينوسBalbinus و شريك ، تاريخ دست دادن به نشانهابراز دوستي و احترام را نشان مي دهد. در پشت سكه باليبينوس تصوير «دستيدر دست فرد ديگر» را نشان مي دهد و به علامت دوستي و اتحاد دو كنسول آنزمان روم ، بالبينوس و پوپيه نوسPupienus ساخته شده است تا رومي ها مطمئنشوند كه ميان دو امپراتور شريك نفاق وجود ندارد. اين سكه ها در ژوئيه 238ميلادي و سه هفته پيش از ترور بالبينوس در كاخ خود ضرب و رايج شده و از آنپس با توجه به اين سكه، دست دادن ( Hand Shake) با دست راست در قلمرو رومو سپس ساير نقاط جهان مرسوم شده و باقي مانده است.
    ترور همزمانباليبينوس امپراتور وقت با شريك حكومتش «پوپيه نوس» به دست افسران شورشيروم 29 ژوئيه 238 روي داد. تاريخدانان بعدا ابراز عقيده كرده اند كه هدفباليبينوس از نقش تصوير دست دادن در پشت سكه، اين بود كه نشان دهد باپوپيه نوس متحد و يگانه است.
    در آن زمان، سناي روم دو نماينده (كنسول) را انتخاب مي كرد تا به اتفاق زمام امور اجرايي امپراتوري روم رابه دست گيرند و انتخاب اين دو بايد هر سال تجديد مي شد.

    زادروز موسوليني و تاريخچه واژه فاشيست که از يک اندرز ايران باستان ساخته شد
    بهمناسبت زادروز «بنيتو موسولينيBenito Mosolini» كه 29 ژوئيه 1883 به دنياآمد، حزب فاشيست را تاسيس و 21 سال بر ايتاليا حكومت كرد اشاره به تعريفواژه فاشيست و تاريخچه اين واژه بي فايده نخواهد بود، از اين قرار:
    نظاميان رومي در جنگهاي سده سوم ميلادي با ايران (دوران اردشير ساساني وپسرش شاپور اول) مشاهده كرده بودند كه پياده نظام ايران در دسته هاي ده ـدوازده نفري در سنگرها و خاكريز ها مستقر مي شود و سواره نظام ايران نيرويدشمن را به ميان آنان مي كشاند و اين صف آرايي و تاكتيك براي روميان تازگيداشت. در زمينه اين تاكتيك، روميان از نظاميان ايراني شنيده بودند كه بهآنان اندرز داده شده كه يك شاخه درخت را به آساني مي توان شكست، ولي اگرچند شاخه را در كنار هم قرار دهند (متحد كنند) شكستن مجموعه آنها كاريآسان نخواهد بود. نظاميان رومي اين اندرز را با خود به روم (ايتاليا) بردند و ميان مردم پخش كردند كه به زبان لاتين، «فاشس (دسته اي از شاخه هاو يا ميله ها)» خوانده مي شد كه بعدا معناي مجازي دسته، گروه و اتحاديه بهخود گرفت و در لاتين تازه (ايتاليائي) به صورت «فاشيو» كه در جمع مي شود «فاشي» درآمد و به تدريج بر سنديكا هم اطلاق شد. در دهه 1870 سوسياليستهايجزيره سيسيل (جنوب ايتاليا) نام اتحاديه خود را «فاشيو سيسيليانو» گذاردهبودند.
    پدر موسوليني يك كارگر فلزكار (آهنگر) بود و بنيتو در جوانيبمانند پدرش عقايد سوسياليستي داشت و با همين افكار، در سال 1914 در ميلان «حزب اقدام انقلابي» را با آرمان سوسياليستي ملي (نه جهاني) تاسيس كرد ودر عنوان حزب، واژه فاشي (جمع واژه مفرد فاشيو) را به جاي «حزب» بكار بردكه در سال 1921 اين نام به «فاشيست ملي (اتحاد ملي)» تبديل شد زيرا كهموسوليني در عين حال كه يك سوسياليست بود، يك ناسيوناليست هم بود و همهچيز را براي ايتاليا و ايتاليايي ها مي خواست.
    پس از جنگ جهانيدوم، فاتحان جنگ و مخالفان انديشه ناسيونال سوسياليسم و عمدتا كمونيستها،واژه فاشيست (به معناي حزبي ـ اتحاديه ـ گروهي) را به صورتي در جملات وخطاب به ديگران بكار بردند كه مفهوم بي رحم و ظالم به خود گرفته است.
    موسولينيدر عين حال از دوستداران تاريخ ايران بود و آرزو داشت كه ايران بار ديگرجايگاه قديم خود را در ميان ملل جهان به دست آورد و در طول حكومت خود بهايران كمك بسيار كرد، ازجمله براي ايران يك نيروي دريايي به وجود آورد كهايران با كمك اين نيرو، چند نقطه از اراضي خود در خليج فارس را از انگليسيها گرفت، از جمله پايگاه انگليسي «باسعيدو» را متصرف شد.
    موسولينيدر جواني مدتي هم روزنامه نگاري و داستان نگاري كرده بود و داستان او «رفيقه كاردينال» به چندين زبان ترجمه شده و هنوز تجديد چاپ مي شود. موسوليني روزنامه « ايل پوپولو دا ايتاليا» را شخصا تاسيس كرده و سازمان،برنامه و شرح وظايف تحريريه اش را نوشته و سردبيرش را منصوب كرده بود.

    ترور پادشاه ايتاليا
    ژوئيه 1900 اومبرتو اول humbert-1 پادشاه وقت ايتاليا ترور شد . وي 22 سالبر ايتاليا سلطنت کرده بود. اومبرتو برخلاف پدرش مردي محافظه کار و علاقهمند به تقويت ارتش و سياست خارجي بود و به همين سبب به آلمان نزديک شدهبود. مورخان او را بنيادگذار اتحاد مثلث مي دانند. اومبرتو که کوچکترينناارامي را تحمل نمي کرد به ارتش دستور داده بود که تظاهرات نسبتا آرامسال1898کارگران در ميلان را زير آتش توپ قرار دهند که جمع کثيري کشتهشدند. اومبرتو به دست آنژلو برشچي کشته شد . آنژلو گفته بود که انتقام خونکارگران ميلان را گرفته است.
    درپي ترور اومبرتو پسر 31 ساله اش ويتوريو امانوئله پادشاه ايتاليا شد.


  18. #178
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض


    30جولاي


    مرگ بلاش اول شاه باتدبير اشکاني
    بلاش اول شاه انتخابي ايران در دوران اشكانيان، سي ام ژوئيه سال 77 ميلاديدرگذشت. وي كه غربيها نامش را Vologeses مي نويسند منسوب به مادها (مردمشمالغربي ايران- ساتراپي ري و مناطق واقع در غرب آن) و يكي از شاهان باتدبير ايران باستان بود و 25 سال سلطنت كرد.
    وي در ژوئيه سال 76،يكسال پيش از اين كه فوت شود دستور داده بود «اوستا» به صورت كتاب درآيدكه اين كار او را بعدا اردشير پاپكان تكميل كرد.
    پس از درگذشتبلاش اول، مهستان (سناي ايران) بر سر تعيين شاه بعدي مدتها به توافق نميرسيد و با اين عمل، كشور در آستانه بحران سياسي قرار گرفته بود.

    مديريت خوب از ديدگاه خواجه نظام الملك طوسي و اندرزهاي او به سران کشورها
    ترجمهكتاب سياستنامه (سيّر الملوك) تأليف خواجه نظام الملك (ابوعلي حسن طوسي) در ژوئيه 1891 ميلادي به زبان فرانسه در پاريس انتشار يافت.
    خواجه كه سي سال وزير بود و تمامي عمر خود پس از تحصيلات مرسوم آن زمان رادر امور اداري دولت گذرانده بود اين كتاب را ظاهرا سال آخر عمر خود تكميلكرده بود. خواجه كه بنيادگذار دانشكده هاي موسوم به «نظاميه» هم هست دومنوامبر سال 1092 ميلادي در سر راه خود به بغداد، در نزديكي كرمانشاه بهدست يكي از فدائيان (پيروان حسن صباح) به قتل رسيد.
    خواجه طوسيكه در نيشابور مدفون است سياستنامه را عمدتا خطاب به سران كشورها نوشته ودر آن به آنان اندرز داده است. سبك نگارش وي تفاوتي با سبكهاي پيشرفتهامروز ندارد. به اين ترتيب كه اصل اندرز خود را در پاراگراف اول بيانداشته و در اثبات آن متوسل به روايات و حكايات و امثله شده است كه با اينكه حكايات به نظر؛ تاريخي مي رسند، ولي مفسران اين كتاب ، آنها را در حدداستان مي دانند.
    خواجه هريك از فصول كتاب خود را به يك اندرزاداري (سياسي) اختصاص داده از جمله لزوم دادن وقت ملاقات از جانب يك مديرارشد به متقاضيان - بدون تبعيض، و شنيدن درد دل آنان «بدون واسطه»، و درملاقات عمومي (به اصطلاح آن زمان: بار عام) به يك چشم نگاه كردن حاضران.
    در فصلي ديگر، خواجه به سران و مديران تراز اول- و عمدتا رئيس كشور- اخطارگونه گوشزد كرده است كه در انتخاب معاشران و نزديكان خود (به اصطلاحآن زمان: نديمان) نهايت دقت را به عمل آورند كه از اين موقع (منزلت) خودسوء استفاده نكنند و درهرحال، نديمان رئيس كشور نبايد از مقامات دولتيباشند كه گستاخ خواهند شد و اجحاف خواهند كرد.
    فصول ديگر دربارهعجله نكردن در تصميم گيري هاي مهم، رعايت نظم و نسق، نگماردن يك فرد ـ دریک زمان براي انجام دو كار، لزوم تشويق و تنبيه كاركنان، داشتن دستگاه جمعآوري خبر از مشكلات و نظرات مردم كه خواجه از آنها به عنوان «جاسوسان» نامبرده كه مي توانند به لباس درويش، سياح و بازرگان درآیند و به جمع آورياطلاعات دست بزنند به منظور حل مسائل، پيش از آن كه مسائل بزرگ و لاینحلشوند.
    خواجه شديداً ضد بيگاري و كارمفت كشيدن از مردم است وتأكيد بر منصف و عادل بودن مدير ارشد و رئيس كشور دارد و توصيه به مشورتبا اهل اطلاع و خبرگان در زمينه حل مسائل مي كند.
    خواجه درموارد متعدد توصيه به استفاده بهينه از مهارت «تجربه آموختگان» و از دستندادن آنان دارد كه ثروت ملي بزرگي هستند. خواجه توصيه هاي متعدد درانتخاب و چگونگي قضات و سپاهيان كرده است از جمله تهيه بهترين و تازه تريناسلحه براي ارتش و توجه خاص به صنايع نظامي و ....

    آيين دادرسي كيفري و ماده منحصر به فرد آن که ریشه در فرهنگ باستانی ایرانیان دارد: تکلیف نگهداری فرزندان از والدین ازکارافتاده
    مجلسشوراي ملي هشتم امرداد 1307 (30 ژوئيه سال 1928) قانون آيين دادرسي كيفريرا از تصويب گذراند و ايران داراي اصولی مصوّب و یکنواخت برای محاکماتجزایی مشابه كشور بلژيك شد، زيرا بسياري از مواد اين قانون از قوانينبلژيك ترجمه شده بود که بلژيکي ها هم آن را از فرانسه اقتباس کرده بودند. شنيده شده است که طراحان این آئين دادرسي براي دستگاه قضايي ايران، هنگامبررسي قوانین دادرسی کیفری ملل مختلف، با روش دادرسي انگلوساكسون كه عبارتاست از محاكمه كيفري با حضور هيأت منصفه، مخالفت کرده و در عوض محاکماتجنایی را با حضور سه قاضی و رای اکثریت پیشنهاد کرده بودند که به همینصورت تصویب شده بود. با وجود این، چند دهه بعد مجلس تصویب کرد که محاکمهمتهمان جرائم سیاسی و مطبوعاتی با حضور هیات منصفه انجام شود و تشخیصمجرمیت و یا برائت با این هیات باشد که در صورت مجرم شناخته شدن و احیاناتوصیه تخفیف، قاضی محکمه حکم مجازات را انشاء کند.
    کیفرهمگانیایران (چه عملی جرم است، از چه درجه و میزان مجازات هر جرم) بعدا و بهتدریج تکمیل شد. هنگام افزودن یک ماده بر شمار جرائم، به فرهنگ و اخلاقایران باستان و تکلیف فرزندان در نگهداری از والدین در دوران پیری وازکارافتادگی استناد شده بود و هنگام بحث، نمایندگان مجلس آنچنان مجذوبتاریخ وطن و منش ایرانی شده بودند که آن را در ردیف ترک انفاق قراردادند وبرای فرزند و یا فرزندانی که از نگهداری والدین سالخورده امتناع و غفلتکنند مجازات زندان تعیین کردند و برآن نام ماده 214 مکرّر گذاردند که ماده 214 مربوط به مجازات ترک انفاق (خودداری از تامین نفقه متناسب زوجه ای کهناشزه نباشد و فرزندان زیر 18 سال تمام) بود. این ماده مکرر که مایهافتخار و مباهات نظام کیفری ایران بود در دائرة المعارف بین المللی قانونو رسالات مربوط (در همه زبانها) مورد تفسیر و تمجید قرارگرفته است. ایندائره المعارف در استدلال خود به منطقی و طبیعی بودن این ماده از کیفرعمومی ایران چنین آورده است: به همانگونه که والدین مکلّف به نگهداریبهینه از فرزند خود تا رسیدن به سن قانونی هستند؛ فرزند و فرزندان هممتقابلا و مشترکا موظف به نگهداری از والدین در دوران پیری شان باید باشندو شانه خالی کردن از آن پذیرفتنی نیست.
    از نیمه دهه 1330 به بعد کهروزنامه های تهران (به توصیه دکتر ویلسون رئیس گروه روزنامه نگاری دانشگاهیوتای آمریکا که برای آموزش ژورنالیسم مدرن به تهران آمده بود) دارای صفحهحوادث شدند سردبیران اکیدا از خبرنگاران قضایی میز مربوط در اطاق خبر میخواستند که احکام دادگاهها در مورد محکومیت چنان فرزندانی را از قلمنیاندازند تا انتشار یابد و درس عبرت شود. روزنامه های تهران قبل از نیمهدهه 1330، اخبار حوادث شهری و محاکمات را به صورت متفرق در همه صفحات خودچاپ می کردند و صفحه اختصاصی و حتی میز حوادث با دبیر ویژه وجود نداشت. دولت وقت از ایجاد صفحه اخبار حوادث استقبال کرده بود زیرا که مایل بودمطالب سیاسی مطبوعات به حد اقل برسد.

    در گذشت «ديدورو» نويسنده و فيلسوف فرانسوي
    «دوني ديدورو Denis Diderot» نويسنده، فيلسوف، روشنفكر، دائره المعارفنويس، نقد نويس و طنزگوي قرن 18 فرانسه سي ام ژوئيه سال 1784 (در آستانهانقلاب بزرگ) در 71 سالگي درگذشت. وي از فلاسفه «ماترياليسم» بود و اينافكار او در دو كتاب فلسفي اش منعكس است.
    ديدورو به عنوان سردبير «دائره المعارف» تقريبا همه نويسندگان عصر روشنگري فرانسه را به كار گرفتو از قلم و اطلاعات آنان بهره برد و «دائره المعارف» يعني گردآوري دانشبشر و "اطلاعات پايه " در هر زمينه در يك مجموعه، كمك بزرگي به پيشرفتفرهنگ و تمدن و توسعه انديشه بوده است.
    «
    ديدورو» كتابهاي داستانيمتعدد نوشته است و نوشته هاي ديگر او و نامه هايش منعكس كننده اوضاع روز (آن زمان) بوده و واقعيات زمان خود را به خوبي ترسيم كرده است . وي در عينحال نفوذ زياد روي كاترين دوم رهبر وقت روسيه داشت.

    پدر تلويزيون يك روس مهاجر بود
    ولاديمير كسما زوريكينV.K.Zworykin مخترع لامپ پرتاب الكترون از ملح يكفلز مشخص برحسب ميزان نوري كه به آن تابانيده شود(لامپ تصوير) كه پدرتلويزيون خوانده مي شود 30 ژوئيه سال 1889 در روسيه متولد شد و در انستيتومهندسي سن پترزبورگ تحصيل كرد و در 1919 به آمريكا مهاجرت و به عنوانمهندس در كارخانه وستينگهاوس به كار پرداخت.
    وي اختراع خود ،چراغهاي تلويزيون سياه و سفيد را در سال 1923 و تلويزيون رنگي را دو سالبعد به ثبت رساند و در كارخانه «آر. سي ، ا» به ساختن فرستنده و گيرندهتلويزيون پرداخت.
    مهندس زوريكين كه دهها سال رئيس آزمايشگاه پژوهشياين كارخانه بود بعدا به اختراع ميكروسكپ الكترونيك ، دستگاه تبديل اشعهماوراء بنفش به اشعه قابل رويت و سپس مانيتور كامپيوتر موفق شد. او در طولجنگ جهاني دوم مشاور الكترونيك دولت آمريكا بود.
    مهندس زوريكين در 1982 در 93 سالگي در گذشت.


    سقوط پكن
    در اين روز در سال 1937 ارتش امپراتوري ژاپن كه به چين تجاوز كرده بودلشكر 37 پياده چين را كه از پل «ماركوپولو» دفاع مي كرد در هم شكست و درپي آن شهر پكن سقوط كرد.

    تأسيس شهر «تورنتو» كانادا
    سي ام ژوئيه سال 1793 سالروز ايجاد «تورنتو» بزرگترين شهر كاناداست كه درزمان تأسيس «يورك» نامگذاري شده بود و از سال 1834 به «تورنتو» تغيير نامداد. اين شهر كه تا مرز ايالات متحد، فاصله زياد ندارد از شهرهاي ايالت «انتاريو» كنفدراسيون كاناداست كه در خود بيش از سي هزار ايراني را جايداده است. تورنتو (تلفظ محلي تورانتو) توسط «جان سيم كو» بنا گرديد.

    داستان غرق شدن رزمناو ايندياپوليس
    سي ام ژوئيه 1945 و يك هفته پيش از بمباران اتمي هيروشيما، يكزيردريايي ژاپني كه فرماندهي آن را موچيتسوكا هاشيموتو بر عهده داشترزمناو بسيار سنگين آمريكايي ايندياناپوليس را با پرتاب دو اژدر در آبهايدرياي فيليپين غرق كرد. در اين رويداد 883 تن از افسران و ملوانان ناوآمريكايي كشته شدند، ولي «چارلز باتلر مكوي» فرمانده كشتي زنده ماند. بسياري از خدمه ايندياناپوليس كه روزگاري هم فلگ شيپ (كشتي فرماندهي) ناوگان پنجم آمريكا بود توسط كوسه هاي دريا خورده شده بودند زيرا تا رسيدنواحدهاي نجات، پنج روز در آبهاي پر از كوسه، گرسنه و تشنه و بعضا مجروحسرگردان بودند. ايندياناپوليس 16 ژوئيه 1945 بمب هاي اتمي را كه قرار بودبر هيروشيما و ناگاساكي فرو افكنده شوند به نام يك محموله فوق سري و فورياز پايگاه دريايي سانفرانسيسكو تحويل گرفته و به پايگاه بمب افكنهاي مربوطدر جزيره تينيان واقع در اقيانوس آرام جنوبي تحويل داده بود كه در بازگشتاز اين ماموريت گرفتار زير دريايي «آي ـ 58» ژاپن شده بود.
    ژاپنماه بعد، پس از اصابت دو بمب اتمي تسليم شد و چند ماه از آن زيردريايي «آيـ 58» را اوراق كردند. مكوي فرمانده ايندياناپوليس پس از درمان زخمهايش دربيمارستان به دادگاه نظامي تسليم شد كه چرا با حركت زيگزاگ، كشتي را نجاتنداده بود كه موچيتسوكا فرمانده زيردريايي ژاپني با شهادت خود در دادگاهاو را نجات داد. موچيتسوكا در دادگاه گفت كه حتي اگر ايندياپوليس زيگزاگكرده بود غرق مي شد و دادگاه با اين شهادت، فرمانده كشتي را تنها به اخراجاز نيروي دريايي محكوم كرد. ولي، با اين مجازات سبك، مكوي آسوده خاطر نشد. خانواده هاي خدمه مقتول ناو آنقدر به او تلفن كردند و نامه نوشتند و وي رامسئول مرگ فرزندان خود خواندند كه مكوي خسته شد و خودكشي كرد.

  19. #179
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    31 جولاي

    ورود ابومسلم به خراسان
    طبق روايات متعدد و تطبيق تقويم ها، ابراهيم بن محمد معروف به ابومسلم كهدر «تاريخ» ابومسلم خراساني ناميده شده است 31 ژوئيه سال 745 ميلادي (نهمامرداد) براي سر و سامان دادن به مخالفان بني اميه كه در عين حال از بنيعباس پشتيباني مي كردند وارد خراسان شد. وي ظرف دو سال و چند ماه بر همهخراسان (خراسان بزرگتر و ازجمله شامل منطقه فرارود) تسلط يافت و در شهرمرو مستقر شد.
    پاره اي از مورخان، ابومسلم را كه در اصفهان بهدنيا آمده و در كوفه (همسايه شهر نجف) بزرگ شده از فرزند زادگان بزرگمهر (بوذرجمهر) وزير بنام ساسانيان نوشته اند. او مردي دلير و باهوش و مصمم بهبرچيدن حكومت بني اميه بود كه به اظهار وي عيّاش، آزمند، دنيا دوست وهمانند سلاطين قديم ظالم، متكبر و فاسد شده بودند و به اين هدف خود نيزرسيد.

    روزي كه «السيد» درگذشت
    ژوئيه سال 1099ال سيد (رودريگو دياز دو ويوار) ژنرال اسپانيايي در شهر والنچيا درگذشت. وي 55 سال عمر كرده بود.
    ال سيد نخست از سرداران ارتش آلفونسو چهارم پادشاه كاستيل( قسمتي ازاسپانيا) بود كه چون مورد بي مهري پادشاه قرار گرفت به صورت يك ژنرالمرسنر درآمد، گاهي براي مسلمانان اسپانيا شمشير و مهارت جنگي خود را بكارمي برد و بعضي وقت ها در كنار مسيحيان مي جنگيد و سرانجام والنچيا را درپي يك محاصره طولاني تصرف كرد و خود را حاكم اين شهر ساحل مديترانه كرد. والنچيا قبلا در دست مسلماناني بود كه از شمال آفريقا به اسپانيا رفتهبودند.
    عمل آلفونسو چهارم با السيد و مرسنر شدن او، ضرب المثليبين المللي شده است كه حكمران نبايد مردان كشور (از مردان شمشير تا مردانفكر) را با يك برخورد كوچك و به آساني از دست بدهد تا ويرانگر شوند.
    مسلماناننام السيدEl – Cid (ال سيدي ـ سيد به معناي آقا و برتر) را بر «رودريگو» گذارده بودند. در باره السيد داستانسرايي بسيار شده و يك فيلم سينمايي نيزبر پايه اين داستانها توليد شده است.

    1556: سن ايگناشيوس موسس فرقه مسيحي « ژوزويت » در رم درگذشت.

     1777: موسسان ايالات متحده آمريكا به «ماركيز دو لافايت» فرانسوي كهبه كمك آنان شتافته بود درجه ژنرالي و مقام فرماندهي در ارتش انقلاباستقلال دادند.

    1945: 1945 پير لاوال نخست وزير پيشين فرانسه كه پس از شكست آلمان درجنگ به اتريش گريخته بود خود را تسليم كرد و 15 اكتبر همان سال به جرمسازش با هيتلر اعدام شد.

    1981: ژنرال عمر تريحوس رئيس كشور پاناما در يك سانحه هوائي كه نسبت بهعادي بودن آن ترديد است كشته شد و ژنرال نوريه گا برجاي او نشست. تريحوسبا كارتر رئيس جمهوري وقت آمريكا پيمان واگذاري آبراه پاناما را به اينكشور امضاء كرده بود و به شاه اجازه داده بود كه درپاناما اقامت كند.

    1991: بوش ( پدر ) و گورباچف قرارداد محدود كردن تسليحات استراتژيك امضاء كردند.

  20. #180
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    1 آگوست

    داستان شنيدني نامگذاري ماه اوت (آگست ـ اوگوست)

    اوت (آگست ـ اوگوست)، هشتمين ماه ميلادي در تقويم گريگوري (يونيورسال)، ازامروز آغاز مي شود كه نامگذاري آن داستاني جالب دارد، از اين قرار:
    درتقويم رومي كه به دستور «ژوليوس سزار» در قرن يکم قبل از ميلاد تدوين شدهبود، «سال» بمانند تقويم ايرانيان از مارس (نوروز) آغاز مي شد، ماه اوتفعلي که ماه هشتم است در آن زمان ماه ششم بود و ***tilis (ماه ششم) خواندهمي شد. ماه پيش از آن را به اين مناسبت كه ژوليوس سزار در آن به دنيا آمدهبود، ژولاي (جولاي ـ ژوئيه) نامگذاري كرده بودند كه پس از گذشت بيش از دوهزار سال به همين نام باقي مانده است.
    پس از سزار، پسر خوانده او «گايوس اوكتاويوسGaius Octavius» به سمتامپراتور انتخاب شد و سزار اوكتاويانوس نام گرفت. سناي روم پس از غلبهاوكتاويانوس بر مخالفين و در صدر آنان ماركوس آنتونيوس و كلئوپاترا ملكهيوناني تبار مصر، وي را لقب «اوگوستوسAugustus» داد و پيشنهاد اورا كه بهتنهايي حكومت كند و شريك نداشته باشد تصويب كرد. گام بعدي اوگوستوس كه پادر جاي پاي پدر خوانده اش مي گذارد، قرار دادن نام خود بر يكي از ماههايسال بود و ماه ششم را كه متعاقب ماه ژولاي (ماه ژوليوس سزار) بود برگزيد وآن را «اوگوست» ناميد كه هنوز باقي مانده است. كار بعدي او كه خودخواهيمحض خوانده شده است اين بود كه اعلام كرد ماه اوگوست بايد مانند ماه ژولاي 31 روزه باشد تا دست كمي از ماه ژوليوس سزار نداشته باشد كه عملي شده استو به اين ترتيب، سال ميلادي كه خورشيدي است داراي هفت ماه 31 روزه است!.
    اوگوستوس پس از 40 سال حكومت در نوزدهم اوگوست (ماهي كه به نام خودش بود) در سال 14 ميلادي درگذشت.
    از كارهاي ديگر اوگوستوس كه به ميراث باقي مانده و برخي از دولتها در طولتاريخ و تا به امروز از آن استفاده كرده اند، اصطلاح «صلح رومي (Pax Romana)» است. وي مي گفت كه دولت روم با هيچ دولتي سر جنگ ندارد و تجاوزياز ناحيه روم صورت نمي گيرد و جنگهايي كه انجام مي شود، تنها به خاطر صلحو حفظ امنيت اتباع روم است و تعرض محسوب نمي شوند!.

    نويسنده داستانهايي با زمينه دريا
    امروززادروز هرمن ملويل Herman Melville داستان نويس و شاعر آمريكايي است كهاول اوت 1819در شهر نيويورك در يك خانواده بازرگان به دنيا آمد و 28سپتامبر 1891 در گذشت. هرمن 12 ساله بود كه پدرش از اندوه ورشكستگي ديوانهشد و درگذشت .پدر هرمن وارد كننده كالا از فرانسه بود. هرمن كه در زمينهادبيات و كارهاي شكسپير مطالعه فراوان داشت تصميم به كار در كشتي گرفت واز كشتي هاي شكار نهنگ آغاز كرد و به عنوان ملوان نيروي دريايي آمريكاپايان داد. وي به هاوايي و بعدا به ميان تاپي ها رفت و زندگاني پر ماجراييداشت. در بازگشت به نيويورك و سكونت با مادر، به نوشتن داستان پرداخت.
    داستان هاي او همه در رابطه با دريا بود ؛ آن چه را كه ديده و بر سرش آمدهبود كه مي توان آنها را نوعي خاطرات توام با داستان توصيف كرد. يك داستاناو كه « مابي ديك » عنوان دارد يك شاهكار ادبي است. كتاب معروف ديگرش « اومو » درباره جزاير جنوبي يونان است كه در طول كار در نيروي درياييآمريكا به آنجا رفته بود . داستان معروف ديگر او « تاي پي » عنوان دارد كهدرباره اين قوم اقيانوس آرام است كه مدتي با آنان زندگي كرد. آخرين داستاناو كه نيمه تمام ماند و نويسنده اي ديگري آن را به پايان برد « بيلي باد » عنوان دارد كه شرح اعدام يك ملوان جوان انگليسي است كه به خاطر جرمي كهفرمانده كشتي مرتكب شده بود او را محاكمه و اعدام كردند. ماجرا در جريانيك جنگ دريايي انگلستان و فرانسه رخ داده بود.

    نويسنده اي كه آخرين تاليفش را در 99 سالگي نوشت ـ تاليفات او همه اش پند و واقعیت است
    امروزسالگشت درگذشت «نيراد چودريNirad Chowderi» نويسنده و تاریخدان بنگالي استكه یکم آگوست سال 1999 در يكصد و دو سالگي درگذشت و دهها اثر از خود بهجاي گذارد که همه اش پند و واقعیت است. چودري كه در بنگال شرقي (بنگلادشامروز) به دنيا آمده و در هند و انگلستان زندگي كرده بود در 99 سالگيآخرين كتاب خود تحت عنوان «3 سوار» را نوشت. نوشتن يك كتاب كامل، جالب وبدون نقص در اين سن، در تاريخ ادبيات جهان بي سابقه بوده است.
    چودري كه در دانشگاه كلكته، رشته تاريخ را تحصيل كرده بود، كار نويسندگيرا از نوشتن مقاله و تفسير خبر آغاز كرد. وي براي راديو هند هم تفسير مينوشت و شخصا اين تفسيرها را مي خواند.
    نخستين اثر چودري كه در عينحال معروفترين آنها است «سرگذشت يك هندي گمنام» عنوان دارد. پيروزي اينكتاب، باعث شد كه چودري بيشتر كتابهايش را به شكل بيوگرافي بنويسد. كتابمعروف ديگر او «خاور، خاور است و باختر، باختر(غرب)» ضعف و عقب ماندگی مللشرق را عادت چاپلوسي، كتمان حقيقت، به كم ساختن (قناعت)، ترس از مافوق،تصوّر برتری آدم اروپایی و نيز رواج رشوه و امروز و فرداکردن در سازمانهايدولتي، فساد اداري و نپوتيسم (قوم و خويش بازي) به دست داده و این وضعیترا به حساب مغولها گذارده كه پس از استيلا بر بيشتر مناطق آسيا (ازمدیترانه تا دریای ژاپن)، با بي رحمي، زورگويي و خشونت هايي كه نسبت بهمردم مغلوب بكاربردند آن خصلت ها و روانشناسی را بوجود آورده اند که بایدسریعا اصلاح شود. چودري در اين كتاب، يک ضعف ديگر ملل شرق را نداشتنروزنامه نگار واقعي و قاضي تمام عيار به دست داده است.
    كتاب مهمديگر چودري، «كارهاي ماكس مولرMax Muller» شرقشناس آلماني است كه تاريخاديان مشرق زمين را در يك مجموعه 50 جلدي منتشر ساخت و همه عمرش را صرفمطالعه درباره مشرق زمين، هند و مزدائيسم (خداپرستي ـ آيين زرتشت ـمعتقدان به اهورا مزدا) كرد. کتاب پر از پند و اندرز چودری، «زندگي كردن ويا زنده بودن و زندگي نكردن» عنوان دارد. وی در این کتاب اثبات کرده استکه مسائل و مشکلات یک انسان از خود اوست و نداشتن برنامه، تفکّر و دورنگریکردن پیش از دست زدن به هرکاری مخصوصا ازدواج و انتخاب پیشه و استفادهنکردن از تجربه بویژه لغزش های دیگران است. تالیفات دیگر چودری عبارتند از «گذرگاه»، «دست تو، اي ماجراجوي بزرگ»، «قاره جادوگران»، «درباره كلايو Clive» که يك تاريخ است در زمينه استعمار هند توسط انگليسي ها و 39 تالیفدیگر.

    ترس كلاديوس Cladius از امپراتوري ايران
    يکم اوت سال دهم پيش از ميلاد،كلاديوس كه 25 ژانويه سال 41 ميلادي در 51سالگي از سوي سناي روم جانشين «كاليگولا» شد به دنيا آمد و در طولزمامداري خود كوشش بسيار كرد تا طرز تفكر روميها با توجه به حقايق زمانتغيير يابد. از جمله پيشروي و توسعه روم بايد عمدتا در غرب صورت گيرد تاشرق زيرا، براي توسعه قلمرو روم در شرق نياز به مقابله با ايرانيان است كهروم استطاعت آن را ندارد و هميشه تلفات و هزينه سنگيني متحمل شده است. همين طرز فكر باعث تصرف كامل انگلستان توسط رومي ها شد. يكي ديگر ازاصلاحات او؛ عضويت نمايندگان سرزمينهاي متصرفه روم در سناي اين كشور كهمردم اين سرزمين ها احساس كنند جزيي از خاك روم هستند و بدون تأييدسناتورهاي آنان قانوني وضع نخواهد شد كه به زيانشان باشد. اجباري كردنتدريس تاريخ، فلسفه، رياضيات و ادبيات در مدارس قلمرو روم كه آنها رامعلومات اربعه ناميد و بدون تسلط بر آنها، هيچكس نمي توانست مقام دولتي،ژنرال ارتش و فرماندار شهرستان شود، از جمله اصلاحات ديگر وي بود. تكليفقرار دادن براي امپراتور (منتخب سنا)، كه مايحتاج غذايي مردم را تأمين كندو به همين دليل، وي در 24 كيلومتري جنوب شهر رم بند «استيا Ostia» را ساختتا كشتي هاي بزرگ حامل غلات، حبوبات و احشام بتوانند در آنجا بار خود راتخليه كنند، توسعه تجارت با «شرق دور», هند و بنادر جنوبي ايران در خليجفارس از طريق مصر و درياي سرخ، اجباري كردن تدريس فن بيان و درست سخن گفتندر مدارس و آزاد شدن بردگاني كه با سواد شوند و زبان رومي (لاتين) و تاريخروم و حساب كردن را فراگيرند از موارد اصلاحات كلاديوس Cladius به شمار ميروند. خود او الكن بود و با ممارست بسيار بر اين عيب كه اصلاح آن لازمهرهبري كشور است فايق آمده بود.
    پيروزي كلاديوس در اجراي طرحهايشعمدتا در اين بود كه در آن زمان دربار سلطنتي ايران گرفتار كشمكششاهزادگان بود. در سناي روم به كلاديوس تأكيد شد كه از اين نزاع خانوادگياستفاده كند و ارمنستان را وارد قلمرو روم سازد كه وي ضمن رد پيشنهاد گفت: همين كه لژيونرهاي رومي عازم شرق شوند، جاسوسان ايران كه دريانوردانفينيقي (سوريه و لبنان) هستند به تيسفون (پايتخت وقت ايران در نزديكيبغداد معروف به مداين يا طاق كسري) خبر خواهند داد و شاهزادگان ايراني باهم آشتي خواهند كرد و دست به دفاع و سپس حمله متقابل خواهند زد كهامپراتوري روم استطاعت تأمين هزينه جنگ و تحمل تلفات آن را ندارد و به اينترتيب سنا را قانع كرد. كلاديوس «روز 13 اكتبر سال 54 ميلادي» در 64 سالگيبه دست زن بانفوذش مسموم شد و سناي روم نرون پسر همين زن از شوهر قبلي اشرا با اكثريت آراي ناچيزي جانشين كلاديوس كرد. دوسال پيش از مرگ كلاديوس،ايران نيز داراي شاه متقدري به نام «بلاش» شده بود و برادر خود تيرداد راشاه ارمنستان كرده بود كه درگيري دو ابرقدرت از سر گرفته شد و اين بار برسر ارمنستان. بايد دانست كه كاليگولا كه كلاديوس 25 ژانويه سال 41 ميلاديجانشين وي شده بود روز 24 ژانويه پس از اين كه گفت: من برتر از انسانهاهستم و بايد يكي از خدايان باشم به دست دو افسر ارتش روم كشته شده بود. اصلاحات كلاديوس كه دائي كاليگولا بود تحولات بزرگي در امپراتوري روم پديدآورد و چون او مخالف لشكركشي به شرق (از ترس ايران) بود، در غرب، انگلستانو سرزمينهاي بيشتري را ضميمه قلمرو روم ساخت و نمايندگان آنها را وارد سناكرد.

    ژوستينيان امپراتور شد
    در اين روز در سال 527 ميلادي ژوستينيان Justinian (ژوستينيانوس) امپراتورروم شد و 38 سال حكومت كرد. وي و معاصر او خسرو انوشيروان آخرين حكمرانانبزرگ دو امپرتوري روم و ايران بودند و بمانند يكديگر توجه خاص به ايجاددادگاههاي مختلف و وضع قوانين دادرسي داشتند. ژوستي نيان در طول حكومت 38ساله خود، در آفريقا و اسپانيا و غرب به فتوحات بزرگي نائل آمد ولي سه باراز ايرانيان شكست نظامي خورد و اراضي وسيعي را از دست داد. در سال 545ميان دو امپراتوري يك قرارداد صلح امضاء شد ولي اين قرارداد به اختلافات ونزاع دو دولت پايان نداد.

    بازي هاي المپيك سال 1936 در برلين
    هشتمين دور تازه بازيهاي المپيك در اين روز در سال 1936 در شهر برلين آغازشد و هيتلر از آن وسيعا بهره برداري تبليغاتي کرد. براي انجام اين دورمسابقه ها كه در آن ورزشكاراني از 52 ملت شركت كرده بودند بزرگتريناستاديوم آن زمان جهان ساخته شده بود. اين استاديوم در طول دو سال آمادهشده بود. هيتلر در مراسم آغاز اين مسابقه ها شركت كرده بود و ورزشكاران ازبرابر او رژه رفته بودند و 3 هزار كبوتر پرواز داده شده بود. در مراسمگشايش اين بازي ها يكصد هزار تن و عمدتا آلماني حضور يافته بودند و برايهيتلر سرود خوانده و كف زده بودند.


صفحه 9 از 20 نخستنخست ... 567891011121319 ... آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 06:19 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به  شرکت فرهنگ سازان  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت پيگرد قانوني دارد
سئو و بهينه سازي : سئو
Powered by vBulletin® Version 4.2.2 Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved