تاریخ امروز :
تالار های نیک صالحی - Powered by vBulletin
تبلیغات
تولبار جدید و آپدیت شده مخصوص نیک صالحی آماده دانلود است ، برای دانلود کلیک کنید.

آخرین ارسالهای انجمن




صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 81 به 100 از 113

همه چیز درباره مارها

  1. #81
    babi 007 آفلاين است همکار قدیمی
    انسان به امید زنده است
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    5,690
    تشکر
    6,897
    تشکر شده 12,387 بار در 4,855 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    مختصري راجع به سم مار


    سم مار عمدتاً براي بي حركت كردن و كشتن شكار مي باشد و از نظر دفاعي احتمالاً اهميت حياتي دارد . نيش دندان يا فنگ Fang را به دندان تغيير شكل يافته مار گويند كه شيار دار يا مجوف است (همانند سوزن تزريقات) .
    فنگ‌ها در گروه افعيها بزرگ هستند و روي استخوان فك بالا قرار دارند و توسط ماهيچه‌ها حركت مي كنند . در صورتيكه فنگ‌ها در گروه الاپيده مانند كبراها كوتاهتر و به طور ثابت روي استخوان فك بالايي قرار مي گيرند . اين فنگ‌ها در مار دريايي كوتاهتر و همراه چند دندان معمولي روي استخوان فك بالايي قرار دارند .
    مارهاي نيمه سمي گروه كلوبريده غالباً داراي فنگ‌هاي شيار دار و در قسمت خلفي فك بالايي قرار مي گيرند .
    سم مار كه به آن ونوم Venom مي گويند ، مخلوطي از مواد بيولوژيكي متشكل از پلي پپتيدهاي آنزيمي و غير آنزيمي كه عملشان در انسان موجب بروز مسموميت‌هاي مار گزيدگي مي شود . در اغلب مارها سم توليد شده در يك جفت غده سمي ذخيره مي گردد . غده سمي مار از نظر تشريحي شبيه به غده تغيير شكل يافته پاروتيد پستانداران است . اين غده در اغلب مارها در فضايي واقع در پشت چشم و روي استخوان فك بالايي كه به سمت پائين و عقب چشم امتداد دارد به عبارت ديگر بين چشم و گوشه دهان قرار مي گيرد . با حركت سريع استخوان‌هاي سر و فشار وارده توسط ماهيچه‌ها به غده سمي ، مقداري سم از راه كانالي كه به دندان سمي متصل است به شكار منتقل مي شود .
    سم مار حاوي فسفوليپاز A و يا تركيبي از آنست (Phospholipase A) بعضي از فسفوليپازها نسبتاً غير سمي و برخي ديگر به شدت سمي و عصب گرا (Neurotoxic) و ماهيچه گرا (Myotoxic) هستند . سم اغلب افعي‌ها داراي اندوپپتيداز و ارژنين استرهيدروليز مي باشد (Endopeptidases and arginine esterhydrolases) كه در بروز كاهش فشار خون ، خونريزي و نكروز كمك مي كنند . سم مار جعفري (Echis carinatus) احتمالاً داراي اكارين (Ecarin) است كه اثر شديد پروترومبين را دارد و اختلالات انعقادي را باعث مي شود . ظاهراً سم افعي شاخدار يا (Cerastes) اثر مشابهي دارد . سم كبراي جنوب (Walterinnesia) و كفچه مار (N.naja oxiana) مانند ساير گروه الاپيده داراي پلي پپتيد نروتوكسين همراه با فلجي پس سيناپس اعصاب ماهيچه اي است . سم مار شاخدار ايراني خاصيت پيش سيناپسي نروتوكسين و فسفوليپااز را دارد . سم مارها دريايي داراي خواص نروتوكسين و مايوتوكسين و فسفوليپاز مي باشند .
    پراكندگي و ويژگيهاي مارهاي سمي جهان در جدول شماره 3 تحت عنوان رده بندي مارهاي سمي جهان نشان داده مي شود .
    علاوه بر آنزيمها ، مقادير مختلفي از تركيبات پلي پپتيدي يا ليپيدها ، كربوهيدراتها و يونهاي فلزي مانند سديم ، پتاسيم ، منيزيم ، روي ، كلسيم ، مس ، منگنز و از عناصر غير فلزي سموم مي توان فسفر و كلر را نام برد كه به نسبت‌هاي مختلف در بعضي از سموم مارها وجود دارد . بطور كلي 90 تا 92 درصد وزن خشك سم مار حاوي بيش از يك توكسين اصلي است . اثر سم مار در انواع مارها بر روي نسوج زنده متفاوت و ممكن است يك يا چند خاصيت سمي در سم يك نوع مار موجود باشد . با تزريق سم مار به حيوانات آزمايشگاهي آثار ظاهر شده با نشاني هاي باليني از تمام خواص سم خواهد بود . به عبارت ديگر سم مار از نظر آزمايشگاهي از يك سري عوامل و فاكتورهاي مختلف تشكيل مي شود . بنابراين تصوير نهايي مسموميت با سم مار حاصل فعل و انفعالات پيچيده متقابل بين پلي پپتيدهاي زهري با آنزيمهاي گوناگون و محيط داخلي بدن انسان است .
    به طور كلي آثار مسموميت با سم مار به دو گروه موضعي و سيستميك تقسيم مي شود آثار مسموميت موضعي عبارت از ورم موضعي ، نكروز بافت ، طاول و غيره مي باشند . از آثار مسموميت سيستميك مي توان از مسموميت عصبي ، مسموميت خوني ، مسموميت عضلاني و مسموميت‌هاي قلبي و كليوي نام برد .
    از نظر باليني زهر افعيها خون گرا يا موثر در خون (Vasculotoxin) و زهر مارهاي الاپيده مانند كبرا عصب گرا يا موثر در عصب (Neurotoxin) و زهر مارهاي دريايي ماهيچه گر يا موثر در ماهيچه (Myotoxin) ميباشند .
    به طور خلاصه سم مار ممكن است حاوي فاكتورهاي نروتوكسين ، پروتئوليتيك ، انعقاد كننده خون ، فسفاتازها ، كولينسترازها ، هيالورونيدازها ،‌ امينو اسيد اكسيداز و آنزيمهاي ديگر باشد كه مي توان آنها را جداگانه مورد مطالعه قرار داد .
    براي مطالعه فاكتورهاي مختلف سم از روشهاي متفاوتي استفاده مي شود . روشهاي فيزيكي و شيميايي مانند كروماتوگرافي ، ژا فيلتراسيون به وسيله سفادكسها ،‌جدا سازي پروتئين‌ها توسط الكتروفورز ، اسپكتروفوتومتري و تعيين PK‌ها ، مطالعه متابوليكي مانند اندازه گيري فعاليت آنزيمي ، روشهاي ايمونوشيميايي مانند ايمونوديفوزيون اوكترلوني Ouchterlony، ايمونوالكتروفورز و غيره .
    مي دانيم كه مايعات بيولوژيك حاوي مجموعه اي از پروتئين‌هاي مختلفي بوده و به منظور بررسي پروتئين به خصوص ، روش جداسازي مي بايستي به گونه اي انتخاب شوند تا نسبت به پروتئين مورد نظر كاملاً ويژگي داشته باشند . تهيه پادتن بر عليه پروتئين‌هاي بخصوص داراي ويژگي بوده و بر همين اساس مي توان پروتئين مورد نظر را از يك نظر را از يك مجموعه جدا نمود .
    روشهايي كه در حال حاضر مورد استفاده قرار مي گيرند همگي بر مبناي كمپلكس بين پادتن – پادگن استوار مي باشند و روشهاي ايمونولوژي با اندازه گيري يك و يا تعدادي از تركيبات نظير سيستم پادتن ، پادگن و مجموعه زينهاري انجام مي شوند كه در زير اختصاراً به آنها اشاره مي گردد :
    1-Recovery of immune complex
    (a) Assay of weight
    (b) Assay of volume (immunocrit)
    (c) Measurement of protein of nitrogen .
    2- Gel precipitation
    (a) Radial immunodiffusion (Mancini)
    (b) Double diffusion (Oucterlony)
    (c) Immunoelectrophoresis
    3- Labelled antigen or antibody
    (a) Radioimmunoassay
    (b) Haemagglutination
    (c) Enzyme linked immunoabsorbent assay (ELISA)
    4- Light Scatterung
    (a) Immunonephelometry
    (b) Immunoturbidimetry
    5- Other
    (a) Changes in viscosity
    (b) Changes in sedimentation
    براي كسب اطلاعات بيشتر و به خصوص از جزئيات روشهاي متداول به كتاب بيوشيمي كاربردي ،‌1370، انتشارات دانشگاه تهران ، ترجمه استاد محترم آقاي دكتر اسماعيل علمي آخوني مراجعه شود .
    اثر سم روي عناصر سلولي و مايعات بدن :
    سموم منعقد كننده به دو گروه تقسيم مي شوند : گروه اول كه با استفاده از روش آزمايشگاهي يا اين ويترو (invitro) فيبرينوژن خالص را بدون حضور كلسيم يا عصاره سلولي و پروترمبين منعقد و آنزيمهاي پروتئولتيك اين سمها مانند پاپائين فيبرينوژن را به ژل فيبريني تبديل مي كند . گروه دوم قادر به انعقاد فيبرينوژن نيستند و آنها پروترومبين را ترومبين تبديل مي كنند و مي توان گفت كه خاصيت آنها مانند تريپسين ولي به مراتب قويتر و موثرتر است . آنزيمهاي پروتئولتيك اين سم‌ها تخريب سلولهاي ماهيچه اي را افزايش مي دهند و از رساندن خون به سلولها جلوگيري مي كنند و احتمالاً هيستامين را آزاد مي نمايند . فسفاتازها رل بسيار مهمي در مسموميتها دارند و باعث هموليزخون و ناراحتي هاي قلبي مي شوند . هموليزي كه در اثر سم ظاهر مي شود به علت تبديل شدن ليستين به ليزوستين است كه روي ماهيچه‌هاي قلب و عمل فيبرين سازي اثر دارد و با ايجاد نقصان در پتاسيم و آب بدن و همچنين مورد حمله قرار دادن سلولهاي اندوتليوم باعث خونريزي ششها مي گردد .
    چنانچه سم كبرا رقيق باشد اين عمل ساده تر انجام مي گيرد . از نظر باليني سمهاي منعقد كننده خون اگر به مقدار زياد و به تدريج و آهسته وارد جريان خون شوند خاصيت انعقاد خون را از بين مي برند يعني خون را دفيبرينه نموده باعث عدم انعقاد خون مي گردند . اگر مقدار اين سم زياد باشد و به سرعت وارد جريان خون گردد باعث انعقاد خون در عروق شده و سرانجام مرگ فرا مي رسد . در مورد سمهاي پروتئولتيك مقدار سم چنانچه كم باشد در محل گزش تورم و درد ايجاد مي شود و اگر زياد باشد موجب قانقرايا يا نكروز موضعي مي گردد . در مورد سمهاي همولتيك وجود هموكلوبينوري يا خونريزي در ادرار و كم خوني از نشاني هاي باليني بشمار مي روند . معمولاً سمي كه خون را منعقد مي كند خاصيت پرتئولتيك را نيز دارد .
    سم عصب گرا يا نروتوكسين عوارض مختلفي مانند فلجي و غيره در سلولهاي عصبي ايجاد مي كند تقريباً 21 درصد پروتئين اصلي سم كبراي را فاكتور نروتوكسين تشكيل مي دهد . از نشاني‌هاي باليني اين سم اختلال بينايي ، فلج و تنگي نفس مي باشد . در اين حالت بيمار با يك چشم اشياء را بهتر تشخيص مي دهد و چنانچه از او پرسش‌هايي شود مانند اشخاص مست پاسخ مي گويد و خيلي آهسته صحبت مي كند . علائم مسموميت سيستميك توسط مار كبرا به سرعت آشكار شده ( در مدت 5 تا 10 دقيقه) و مراجعه سريع بيمار به بيمارستان را ايجاب مي نمايد . سم اين گروه از مارها عوارض عصبي محيطي و مركزي دارند . در مورد اعصاب محيطي اثر اين سم مانند كورار بوده اختلال انتقال عصبي در سيناپس عصبي – عضلاني از پي آمد آن است . علائم عصبي محيطي اين مسموميت عبارتند از فلج عضلاني ( از جمله ماهيچه‌هاي تنفسي ) ، اختلال در اعصاب جمجمه اي مانند افتادگي پلكها Ptosis، لوچي Strabismus تنگي مردمك چشم ، ناتواني در اداي صحيح كلمات ، اختلال در عمل بلع و ريزش آب دهان ، علائم سيستميك مسموميت به صورت توقف مراكز عصبي تنفسي ، گيجي ، تهوع و استفراغ شديد ، خواب آلودگي ، بيهوشي و ندرتاً با جملات تشنجي توام مي باشد . علت مرگ معمولاً توقف تنفس به علت فلج عضلات تنفسي است كه ممكن است حتي در كمتر از 30 دقيقه پس از گزش اتفاق بيافتد .
    بعضي از بيماران به علت عوارض مسموميت مراكز عصبي در حالت اغماء و بيهوشي مي ميرند . مهمترين تظاهرات باليني زهر افعيها ،‌ورم و درد موضعي همراه با نكروز و گانگرن اندام است . زهر افعيها از طريق عروق لنفاوي سطحي پوست منتشر مي شود و در مسير خود سبب درد و تورم شديد ،‌گاهي همراه با طاول ، تراوشات خونابه اي و ترمبوزهاي سطحي مي باشد كه به آهستگي گسترش مي يابند .
    از علائم مسموميت با زهر مار جعفري (اكيس) ، پيدايش ورم ، درد و نكروز است . تهوع ، استفراغ ، سرگيجه و سر درد در عده اي ديده شده است . افزايش ضربان قلب ، بزرگ شدن غدد لنفاوي و دردناك بودن آنها ،‌پيدايش طاول و نكروز بافت اطراف محل گزش را مي توان از آثار باليني بشمار آورد . عوارض خوني سم مار جعفري در اثر آنزيم انعقاد زا سبب تبديل پروترومبين به ترومبين و در نهايت با رسوب فيبرينوژن همراه با پلاكت‌ها به صورت لخته‌هاي كوچك و در نتيجه كاهش فاكتورهاي انعقادي ظاهر مي گردد . اين مجموعه همزمان فيبرينوليز ثانويه و يك فاكتور مخرب عروقي (Vasculotoxin) به نام Hemorragin سبب خونريزي عمومي در بيماران مي گردد .
    سم مار دريايي سبب مسموميت عضلاني ، فلج عضلات چشم ، گشادي مردمك چشم ،‌قفل شدن دهان ، اختلال بلع ، گاهي نارسايي حاد كليوي به علت ميوگلوبينوري و بالاخره نارسايي كبدي مي گردد . سم مار حاوي آنزيمهاي ديگري مانند پروتئاز (Protease) كه در سم كفچه مار و بعضي انواع افعيها وجود دارد عملش مانند تريپسين بوده ولي قدرت و اثرش به مراتب بيشتر است . ارپسين (Erepsin) و فسفواستراز Phosphosterase و كولين استراز Cholinsterase آنزيمهاي ديگري هستند كه در سم كبرا وجود دارند و باعث پيدايش كولين و اسيد استيك مي گردند . احتمالاً اين آنزيمها در سم گروه افعيها وجود ندارند . هيالوذونيداز Hyaluronidase آنزيمي است كه باعث افزايش بيماري‌هاي جلدي نزد پستانداران مي شود . اسيد هيالورونيك مقاومت سلولها و بافتهاي مختلف را افزايش مي دهد و از نفوذ مواد خارجي به سلولها جلوگيري مي كند . در صورتيكه هيالورونيداز اين مقاومت را تقليل مي دهد و باعث نفوذ مواد خارجي و جذب سلولي كي گردد . ژل داخل سلولي و نسج همبند مانند سد محكمي است كه مانع نفوذ سم به داخل بافتها مي شود و احتمالاً اين سد توسط هيالورونيداز كه يك آنزيم حلال است شكسته مي شود .
    آنزيمهاي ريبونوكلئاز و ديزوكسي ريبونوكلئاز (Ribonuclease and Desoxyribonyclease) عمل هيدروليز را افزايش مي دهند و اغلب در سم مارهايي كه داراي خاصيت عصب گرا يا نروتوكسين هستند مانند كبرا وجود دارند . آنزيم افيواوكسيداز Ophio-oxidase به تنهايي سمي نيست ولي موجب آزاد شدن پروتئاز و باندهاي چربي و در نتيجه اتوليز و عفونت را باعث مي گردد . به طور كلي هيالورونيداز جذب سلولي را تسريع و افيواوكسيداز به اتوليز و فاسد شدن مواد كمك مي كند . سم عصب گرا شكار را فلج كرده و لستياناز Lecithinase قسمت داخلي و شفاف اندوتليال را مورد حمله قرار مي دهد و ليزوستين توليد شده در تخريب و از بين بردن سلولها موثر است و سرانجام پروتئاز به گلبولهاي قرمز حمله مي كند و موجب تخريب آنها مي شود . به عبارت ديگر سم اغلب مارها داراي خواص منعقد كننده و پروتئولتيك است كه از اجزاء مختلف تشكيل مي شود . اين اجزاء را همانطوري كه گفته شد مي توان با روشهاي آزمايشگاهي مورد بررسي قرار داد . سم مار خاصيت اسيدي دارد و وزن مخصوص آن بين 1030-1070مي باشد سم خشك شده در آب مقطر و سرم فيزيولوژي به خوبي قابل حل است . جدول شماره 4 مقايسه وزن مولكولي و سم نوروتوكسين در نمونه‌هايي از چهار گروه اصلي مارهاي سمي جهان را نشان مي دهد .
    تهيه سم مار :
    براي تهيه سم مار در گروه الاپيده مانند كبرا از يك شيشه مخصوص استفاده مي شود . درب شيشه را با يك ورقه لاستيك نازك مي بندند (مثلاً از جنس تيوپ موتور سيكلت) ، با يك چوب يا عصايي كه در پس گردن مار قرار مي گيرد آنرا مهار مي كنند . بدين ترتيب مار كبرا را با دست مي گيرند و دهانش را به شيشه نزديك مي كنند و در اين موقع مار پوشش لاستيكي را گاز مي گيرد و چند قطره سم داخل شيشه مي ريزد .
    در انواع افعيها احتياجي به پوشش لاستيكي نيست و دندان سمي يا فنگ مستقيماً داخل شيشه قرار داده مي شود و با فشار مختصري به غده سمي محلول سم داخل شيشه ريخته مي شود .
    غلظت و مقدار سم بستگي به انواع و جثه مار‌ها و فصل سم گيري دارد . سم حاصل را در شرايط خاصي در دستگاه خشك كننده يا در مجاورت P2O5 يا كلروكلسيم در ديسكاتور تحت خلاء يا بدون خلاء خشك مي كنند كه دور از نور ، رطوبت و حرارت مي توان آنرا براي مدت زيادي حفظ كرد . رنگ سم در انواع مارها متفاوت است. ممكن است سفيد روشن يا كدر يا زرد روشن يا نارنجي متمايل به قهوه اي باشد . گاهي سم مترشحه از غده‌هاي چپ و راست مار از حيث كميت و كيفيت با هم اختلاف دارند و اين تفاوت در جنسهاي نر و ماده مارهايي كه از يك نوعند نيز مشاهده مي شود . مقدار سم كبراي نر بيشتر از سم كبراي ماده است ولي اين نسبت در گروه افعيها صدق نمي كند . سم كبراي مسن و تيره رنگ بيشتر از كبراي جوان و كم رنگ مي باشد . مقدار سم مار كبرا بيش از انواع ديگر مارهاي ايراني است .
    بطور كلي با توجه به ميزان ترشح سم و قدرت كشندگي يا LD50 آن ، ‌مار كبرا ، مار جعفري ، افعي يا گرزه مار و مار شاخدار به ترتيب از ساير انواع ديگر مارهاي سمي ايران خطرناك تر هستند .
    مقدار سم نوزادان مارهاي سمي گاهي براي كشتن يك فرد بالغ كافي مي باشد و گاهي مقدار تزريق سم به شكار كمتر است . اين كيفيت بستگي به بلندي و كوتاهي دندان سمي ، ‌جثه ، تغذيه ،‌فصل و نحوه گزش دارد .
    بر حسب گونه‌هاي مار ، علائم مار گزيدگي متفاوت است . حجم مار ، سن ، مقدار تزريق سم ، قدرت كشندگي سم ، محل تزريق سم در بدن و فاكتورهاي متفاوت ديگر همگي قابل بررسي هستند . علائم باليني شناخته شده از مسموميت مار گزيدگي در ايران در جدول شماره 9 بطور فشرده بيان شده است . گزش هاي خطرناك مار گزيدگي در ايران اكثرا مربوط به گروه افعيها و مخصوصاً گزش گرزه مار يا افعي است كه غالباً در چراگاه‌ها و مناطق كشاورزي اتفاق مي افتد . علائم باليني اين مارها معمولاً حدود 15 دقيقه يا كمي بيشتر پس از گزش ظاهر مي شوند . نشاني‌ها غالباً با درد ، تورم ، تشنگي ، تهوع و گاهي اسهال همراه هستند . تورم در ناحيه گزش به سرعت پيشرفت مي كند و غدد لنفاوي مربوطه بزرگ و حساس مي شود . كاهش فشار خون و تاكي كاردي مي تواند پيش درآمد يك شوك باشد . اگر گزش در نواحي فوقاني بدن اتفاق افتد ،‌تورم طي 24 ساعت گسترش مي يابد ، ادرار كم مي شود ، كبودي و طاول در محل گزش و افزايش درجه حرارت بدن حتي بدون عفونت ديده مي شود .
    جدول شماره 9 – مهمترين علائم باليني مسموميت‌هاي حاصل از گزش مارهاي سمي ايران كه تا به حال گزارش كرده اند . در مورد علائم باليني مار شاخدار Psedocerastes persicus و كبراي جنوب ايران Walterinnesia aegyptia و ساير مارهاي سمي ايران گزارش مدوني وجود ندارد .
    معمولاً تورم حدود يك هفته ادامه دارد . نكروزهاي موضعي كه موجب سلب فعاليت بيمار گردد به ندرت ديده مي شود . خونريزي و شوك باعث مرگ مي گردد و درمان ناقص غالباً باعث ناهنجاري و ميزان تلفات را به 33 درصد افزايش مي دهد .
    گزش مار جعفري (Echis carinatus) داراي علائم مشابهي است ولي تورم چندان گسترش ندارد و شوك زودرس ندرتاً ديده مي شود . طي 6 ساعت سير بيماري پيشرفت مي نمايد و اختلالات انعقادي ظاهر مي شود . خونريزي هنگام سرفه كردن ، خونريزي از بيني و در ادرار و مدفوع خون وجود دارد .
    اختلالت انعقادي 3 تا 4 هفته خاتمه مي يابد . مواردي از مرگ به علت خونريزي داخلي تا 3 هفته بعد از گزش هم گزارش كرده اند . با وجود مراقبت هاي بيمارستاني ممكن است 5 تا 10 درصد بيماران تلف شوند . علائم باليني گزش افعي شاخدار (Cerastes) چندان مشخص نيست . درد موضعي ، تورم و طاول را معمولاً از نشاني هاي باليني گزش اين مار مي دانند . موارد مرگ ناشي از گزش اين افعي خيلي كم است . چون در تشخيص نوع مار شك و ترديد دارند لذا جزئيات علائم باليني كاملاً مشخص نمي باشد . در مورد علائم باليني مار شاخدار ايراني Pseudocerastes) اطلاعات كافي وجود ندارد . از نتايج بررسي سم اين مار بر روي حيوانات آزمايشگاهي چنين استنباط مي شود كه گزش اين مار براي انسان خطرناك است . همچنين در مورد گزش كبراي جنوب و غرب كشور (Walterinnesia) اطلاعات كافي وجود ندارد .
    ولي در گزش كفچه مار (Naja naja oxiana) همانند ساير كبراها ، متعاقب گزش مار ، درد و تورم موضعي همراه با علائم عصبي از قبيل افتادگي پلكها ، تاري ديد و اختلال بينايي و اتساع مردمك چشم و اختلال تكلم و مشكل بلع ممكن است در طي 30 دقيقه ظاهر شود . فلج شامل تمام عضلات و از بين رفتن رفلكس‌هاي تاندوني ،‌خواب آلودگي و گيجي را به دنبال دارد . مشكل تنفس ، تشنج و اغماء و در نهايت مرگ را باعث مي شود . چون سم كبراي جنوب و غرب كشور (Walterinnesia) شبيه سم كفچه مار است لذا ممكن است اين نوع مار علائم باليني مشابهي داشته باشند .
    گزش مار دريايي موجب درد و تورم نمي شود . در حدود 50 درصد از گزش هاي مار دريايي مسموميت قابل توجهي را نشان نمي دهند . اولين تظاهرات مسموميت حاصل از سم دريايي به صورت دردهاي عضلاني است كه الزاماً در نزديكي محل گزش نمي باشد . بروز يا احساس درد معمولاً طي دو ساعت بعد از گزش است و عضلات در لمس دردناكند . علائم عصبي همانند آنچه در مسموميت با كبرا گفته شده ممكن است ديرتر پديد آيد . نارسايي تنفسي ،‌ايست قلبي در اثر هيپركالمي يا نارسايي كليوي ممكن است باعث مرگ بيمار شوند . اثرات سموم تمام مارهاي دريايي ظاهراً مشابه اند .
    گزش مارهاي نيمه سمي ندرتاً باعث مسموميت مي شود . تظاهرات مسموميت معمولاً به صورت درد ، تورم و خون مردگي در اطراف ناحيه گزش است و گاهي باعث تورم غدد لنفاوي ناحيه مي شود . همچنين مواردي از گز گز و انقباضات غير ارادي عضلاني ، افتادگي پلكها ، مشكل بلع و اختلال تنفسي و حتي مرگ گزارش شده است .

  2. تشکرها از این نوشته :


  3. #82
    babi 007 آفلاين است همکار قدیمی
    انسان به امید زنده است
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    5,690
    تشکر
    6,897
    تشکر شده 12,387 بار در 4,855 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    كفچه مار(سمي) نام علمی : Naja oxiana
    نام انگلیسی: Cobra
    نام فارسی: كفچه مار


    مشخصات : مردمك چشم گرد و متمايل به بيضي ، در مار زنده گردن به شكل كفچه ،
    اندازه پولكهاي بين بيني برابر يا كمي كوتاهتر از پولكهاي جلو پيشاني ، داراي يك پولك جلو چشمي و سه پولك عقب چشمي ، لب بالا داراي 7 پولك و لب پائين 8 پولك (سومين و چهارمين پولك لب بالا متصل به چشم ) پولكهاي گيجگاهي 3+2 يا 4+2 عدد، پولكهاي سطح پشتي صاف ، كم و. بيش زيگزاك مانند و در 21 رديف ، پولكهاي سطح شكمي 192 تا 206 و سطح زيرين دم 51 تا 70 عدد ، پولك مخرجي منفرد .
    بدن به رنگ زرد تيره يا قهوه اي كم رنگ ، قهوه اي تيره يا خاكستري متمايل به سياه ، بدون خال يا نقوش مشخص ، داراي يك يا چند حلقه تيره رنگ در قسمت قدامي سطح شكمي ، نوزادان داراي حلقه‌هاي تيره رنگ در سرتاسر بدن .
    حداكثر طول 165 سانتيمتر ، دم 27 سانتيمتر .
    تغذيه از قورباغه‌ها ، موشها ، پرندگان ، پرندگان كوچك ، جوندگان ، مارمولكها ، و تخم پرندگان ، ماهيها .
    زاد و ولد : تخمگذار ، 8 تا 12 تخم در فصل تابستان .
    زيستگاه : صخره‌ها ، لاي سنگها ، بوته‌ها ، علفزارها .
    انتشار جغرافيايي : مناطق مجاور درياي خزر ، تركمنستان ، ازبكستان ، تاجيكستان ، افغانستان ، ايران ، كشمير ، پنجاب ، شمال و شمال شرقي بلوچستان .
    پراكندگي : استانهاي خراسان ، مازندران ، گلستان ، سمنان .

  4. #83
    babi 007 آفلاين است همکار قدیمی
    انسان به امید زنده است
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    5,690
    تشکر
    6,897
    تشکر شده 12,387 بار در 4,855 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    كمك‌هاي اوليه مار گزيدگي



    متاسفانه كمك‌هاي اوليه غالباً باعث گمراهي در تشخيص و درمان مناسب مي شود . از طرفي نوع مار گزنده ، محل گز ، شرايط و امكانات محلي ، زمان لازم براي رساندن مصدوم به مراكز درماني ،‌وسيله نقليه ،‌شدت مسموميت ،‌ تجهيزات مراكز درماني نزديك به محل حادثه و ساير موارد همگي متفاوت هستند . لذا ارائه يك دستورالعمل كلي و قابل اجرا در تمام موارد مار گزيدگي و براي تمام مناطق و كشورها مقدور نمي باشد . كمك‌هاي اوليه بستگي به شرايط محلي دارد و بايد حتي‌المقدور سريع ، ساده ، سودمند و به بيمار آسيب نرساند و انجامش براي هر كس مقدور باشد . بهترين نوع كمك‌هاي اوليه همان رساندن بيمار هر چه سريعتر به مراكز درماني است تا از امكانات و مراقبت‌هاي لازم پزشكي بهره مند گردد . ضمناً در طي اين مدت بيمار را در محلي كه به اندازه كافي هوا داشته باشد ، گرم و بي حركت و در استراحت كامل قرار دهند . از هر گونه شرح و بياني كه باعث هيجان در بيمار شود بايد خودداري كرد . رفتار آرام و برخورد محبت آميز و جلب اعتماد بيمار از هيجان او مي كاهد .
    استفاده از روش‌هاي قديمي كمك‌هاي اوليه از قبيل شكاف دادن زخم (Incision)، بريدن زخم (Excision)، سوراخ كردن زخم (Pinches)، مكيدن زخم (Suction)، گذاردن كيسه يخ ، داغ كردن محل گزش ، قطع عضو ، شوك الكتريكي ، بستن تورنيكه محكم و ماليدن يا تزريق مواد شيميايي يا دارويي در محل گزش امروزه توصيه نمي شود و معتقدند كه مخاطرات و عوارض اين گونه اعمال بيش از منافع آنها است . بطور كلي كمك‌هاي اوليه را به شرح زير مي توان خلاصه كرد :
    1- به منظور جلوگيري از نفوذ و جذب سم بايد از روش بانداژ استفاده نماييد . ولي اگر امكانات محلي تنها روش بست يا تورنيكه را ترجيح و اجازه مي دهد در اين صورت بهتر است اصول مشروحه زير مراعات و عملي گردد :
    بعد از گزش مار ، فوراً بالاي محل گزش را با بست يا تورنيكه (Tourniquet) مي بندند . براي بستن مي توان از نوار پارچه اي (به عرض سه سانتيمتر) استفاده كرد . تا زمانيكه بست مناسب تهيه شود ، ناحيه بالاي گزش را بايد با دست و با فشار مناسب گرفت تا مانع نفوذ سم شود . توصيه مي شود كه ميزان محكم بستن تورنيكه بايد به اندازه اي باشد كه يك انگشت دست نه به سهولت و نه به سختي از زير آن رد شود. پس از بستن بالاي موضع هر 15 دقيقه آنرا به مدت چند ثانيه (يك و نيم دقيقه) باز نموده و مجدداً بست و بيمار را به درمانگاه يا پزشك رساند . اگر بست پهن و ضخيم باشد ، مي توان به مدت يك و نيم تا دو ساعت از آن استفاده كرد .
    در موارد زير از بست يا تورنيكه استفاده نمي شود :
    • موقع تزريق سرم ضد مار گزيدگي
    • موقع بروز تورم ناشي از مار گزيدگي
    • بيش از يك ساعت از گزش مار گذشته باشد .
    • نوع مار غير سمي باشد.
    • 2- روش بانداژ و بي حركت نگهداشتن اندام : محل گزش و اطراف آنرا (حداكثر ممكن از اندام مصدوم) فوراً بايد باند پيچي نمود. براي بانداژ از باند يا نوار پارچه اي نسبتاً پهن مانند مچ پيچ استفاده مي شود (باند از پارچه كرپ يا هر پارچه نرمي مانند حوله كه به صورت بريده يا نوار پهن باشد ، انتخاب مي كنند) . عضو مصدوم را بايد ثابت نگهداشت . براي ثابت كردن يا بي حركت نمودن اندام از تخته شكسته بندي يا چوب و غيره نيز مي شود استفاده كرد اندام مصدوم را بايد روي تخته مزبور قرار داد و مجدداً باند پيچي نمود و او را هر چه زودتر به درمانگاه يا پزشك رسانيد . تا رسيدن به مراكز درماني يا پزشك ، عضو مصدوم را بايد ثابت و بي حركت نگهداشت و بانداژ را باز نكرد . در صورت انجام اين روش (Bandage and immobilization) ديگر از روش بست يا تورنيكه استفاده نمي شود .
    3- اگر گزش مستقيم و عمقي باشد ، محل گزش را سوراخ نمي نمايند و شكاف نمي دهند .
    4- در صورت امكان مار گزنده را بكشند و همراه بيمار به مراكز درماني يا پزشك ببرند .
    5- روش بانداژ تا حدي از نفوذ و حركت سم در بدن جلوگيري مي كند و در حالات خفيف گزش ، اصولاً روش مناسبي مي باشد .
    6- اگر بانداژ ناحيه كتف مقدور باشد ، انجام آن نبايد مانع حركت آزاد قفسه سينه شود .
    7- گزش در ناحيه گردن و سر كمك‌هاي اوليه ندارد .
    8- در روش بانداژ دو موضوع ناخوشايند وجود دارد (1) اگر گزش مار داراي اثر تخريب كننده موضعي باشد در اين صورت مشكل شدت پيدا مي كند (2) اگر باند پيچي محكم تر از حد معمول انجام شود به گردش خون آسيب مي رساند و درد را افزايش مي دهد .
    9- روش بانداژ به عنوان كمك‌هاي اوليه از 3 لحاظ مفيد و مورد توجه است (1) اگر بيمار در مدت 3 ساعت نتواند به مراكز درماني برسد (2) اگر گزش توسط مارهاي كبراي جنوب كشور يا كفچه مار يا مار دريايي انجام پذيرد (3) اگر گزش توسط مارهاي ناشناخته انجام شود .
    10-بطور كلي هيچ نوع ماده خوراكي اعم از غذا و نوشيدني نبايد به بيمار خوراند . در صورت نياز و ضرورت مقدار كمي آب براي رفع تشنگي و با احتياط مي توان به بيمار خوراند . در صورت نداشتن علائم عصبي تجويز مقدار كمي آرام بخش مانند ديازپام خوراكي ضرري ندارد ولي از مصرف آسپرين بايد خودداري شود . از مصرف مشروبات الكلي و يا تجويز مرفين جداً بايد خودداري شود .
    تشخيص مار گزيدگي :
    اصولاً دست يا پا بيشتر در معرض گزش مار مي باشد . چنانچه تصادفاً سرخ رگها يا سياهرگي مورد حمله مار قرار گيرد و سم مستقيماً و به مقدار كافي وارد جريان خون شود ، غالباً مرگ با يك تشنج سريع در چند دقيقه فرا مي رسد . بطور كلي مسموميت با زهر مار يك حالت اورژانس دارد كه مستلزم مراقبت فوري و داشتن تجربه كافي در تشخيص و درمان است . تاخير در مداوا يا درمان ناقص چه بسا عواقب وخيمي به بار خواهد آورد
    گاهي ممكن است دندان مار آلوده به ميكروب ،‌ويروس يا انگل باشد در اين صورت گزش آن باعث جراحات سخت و احياناً سبب انتقال بعضي بيماري‌هاي ميكربي ،‌ويروسي يا انگلي خواهد بود . شك و ترديد در سمي و غير سمي بودن باعث ناراحتي فردي مي شود و احتمال دارد با گزش يك مار سمي زهر وارد بدن شكار نشود يا برعكس گزش مار غير سمي باعث احساس هيجان و حتي عوارض عصبي و رواني گردد . اين هيجانات ممكن است سستي و ناتواني و سرگيجه ايجاد كند و موجب تشديد و بي نظمي تنفس و نبض و گاهي هم بروز يك حالت شوك ابتدايي شود . از طرفي تمام اين علائم ممكن است بعد از يك مسموميت واقعي ظاهر شود بنابراين در موقع درمان يك مصدوم بايد تمام نشانيها را به خاطر داشت .
    اصولاً زهر مار از نظر آزمايشگاهي از يك سري عوامل مختلف تشكيل مي شود در حالي كه از نظر باليني زهر افعي‌ها روي خون (Vasculotoxin) و زهر مارهاي دريايي روي ماهيچه‌ها (Myotoxin) اثر مي كند .
    گزش‌هاي ناشناخته اي كه در مار گزيدگي غالباً موجب ترديد مي شوند عبارتند از :
    (1) آسيب‌هاي حاصله از برخورد با اشياء (تيغ ، خار و اشياء نوك تيز و غيره )
    (2) آسيب‌هاي حاصله از گزش و نيش عقرب ، رتيل ، حشرات ، جوندگان و جانوران آبزي .
    (3) مار گزيدگي با علائم يا بدون علائم مسموميت .
    (4) مار گزيدگي با داشتن علائم خفيف مسموميت و يا داشتن علائم شديد مسموميت كه منجر به مرگ مي شود .
    درد و تورم در آسيب‌هاي حاصله از اشياء غالباً پيشرفت مستمر ندارد و محدود مي باشد . گزش و نيش بند پايان به ندرت باعث خونريزي مي شوند و سوراخ زخم كمتر قابل جستجو است و غالباً ديده نمي شوند .
    گزش مارهاي زميني دردناك و سوراخ ريز دندان‌ها روي زخم مشهود و خون آلود است . گزش مار دريايي دردناك نيست و مشاهده سوراخ جاي دندان كار روي زخم خيلي مشكل است .
    گزش مار افعيها با درد موضعي ، تورم و تغيير رنگ موضع گزش غالباً طي 15 دقيقه بعد از گزش شروع مي شود و مسموميت به تدريج پيشرفت مي نمايد . حساس شدن غدد لنفاوي مربوطه غالباً طي يك ساعت بعد از گزش آشكار مي گردد و از علائم مسموميت محسوب مي شود . مشاهده تورم در مسموميت‌هاي شديد كمي مشكل است لذا محيط يا حجم عضو مصدوم و غير مصدوم بايد اندازه گيري شود و با هم مقايسه گردد . در گزش افعي‌ها معمولاً ادرار خوني يا هموكلوبينوري و بعد عدم انعقاد خون ظاهر مي شود . در شرايطي كه تجهيزات و امكانات آزمايشگاهي در اختيار نباشد ، آزمايش ساده زمان لخته شدن خون كامل بسيار مفيد خواهد بود . براي اين منظور مقدار چند ميلي ليتر از خون بيمار را داخل لوله تميز آزمايشگاهي قرار مي دهند و آن را به مدت 20 دقيقه در حرارت اطاق بطور عمودي نگهداري مي نمايند چنانچه در طي اين مدت خون منعقد نگردد دليل بر اختلالات انعقادي است .
    بعضي از كارشناسان به منظور سرعت عمل اظهار مي دارند كه چنانچه خون بيمار را در لوله‌هاي بسيار نازك يا لوله‌هاي شعريه به مدت 2 تا 3 دقيقه در حرارت اطاق قرار دهند اگر خون منعقد نشود دليل بر اختلال در فيبرينوژن خون است . در هموكلوبينوري رنگ پلاسماي بيمار قرمز يا تيره مي باشد سم بعضي افعي‌ها اثري روي انعقاد خون ندارند . گزش گروه افعي‌ها غالباً همراه با تورم شديد و علائم خونريزي همراه با تورم شديد و علائم خونريزي موضعي و ظهور دانه‌هاي قرمز و چسبندگي خون در يكي دو ساعت اول است .

    ولي اگر بستن تورنيكه (Tourniquet) به عنوان كمك‌هاي اوليه بكار برده باشند ظهور اين نشانيها 4 تا 5 ساعت به تاخير مي افتد . بطور كلي تورم شديد موضعي ،‌تاول و نكروز همراه با وضعيت غير عادي انعقاد خون مربوط به گزش مارهاي گروه افعي‌ها مي شود .
    در گزش گروه الاپيده مانند كبرا يا كفچه مار ،‌سستي و خواب آلودگي و فلج حلق از علائم مهم به شمار مي رود . خونريزي يا هموراژي و عدم انعقاد خون مشهود است . بطور كلي در موارد گزش كبراها ، علائم افتادگي پلكها ، اختلال در بلع و ساير علائم مسموميت عصبي يا نروتوكسين طي يك ساعت اول ظاهر مي شود و به سرعت پيشرفت مي كند . به نحوي كه سستي و اختلال دستگاه تنفسي و احياناً شوك قلبي را همراه دارد . ولي اگر بستن تورنيكه را به عنوان كمك‌هاي اوليه بكار برده باشند اين نشانيها طي ده ساعت ظاهر مي گردد . معمولاً تورم موضعي شديد ، تاول و نكروز همراه با وضعيت عادي انعقاد خون و داشتن علائم عصبي مربوط به گزش مارهاي گروه كبرا يا الاپيده است . در گزش مارهاي دريايي ،‌وجود درد و حساس بودن عضلات در لمس تيره شدن رنگ ادرار كه نتيجه خونريزي داخل ماهيچه اي و وجود ميوگلوبين در ادرار است از علائم مسموميت با سم مارهاي دريايي است . در خونريزي داخل ماهيچه اي اصولاً رنگ ادرار قرمز يا قهوه اي مي شود كه نبايد آن را با هموكلوبينوري حاصل از سموم همولتيك اشتباه كرد . چه وجه افتراق هموكلوبينوري و خونريزي داخل ماهيچه اي در رنگ پلاسما است . در هموكلوبينوري رنگ پلاسما تيره مي باشد در صورتي كه در خونريزي داخل ماهيچه اي رنگ پلاسما طبيعي ولي ادرار خوني بوده و در ماهيچه‌ها خونريزي مشاهده مي شود . گزش مارهاي دريايي همراه با پيدايش خون در ادرار در يكي دو ساعت اول بوده و بعد سستي و اختلال تنفس ظاهر مي شود . تهيه الكتروكارديوگرام به منظور پيش بيني و جلوگيري از بروز حوادث نامطلوب در حالات مختلف مفيد است . تورم اطراف گزش و همچنين ادامه توسعه تدريجي آن دليل بر نفوذ مقدار زياد سم است . نكروز موضع دليل ديگر بر مسموميت است كه بيشتر در شست انگشتان ظاهر مي شود . گاهي پيشرفت نكروز يا قانقرايا تا تاندونها و ماهيچه‌ها و حتي استخوانها مي رسد . عفونت‌هاي ميكروبي گاهي تا حد مفاصل پيشرفت مي كند . در بعضي موارد چنانچه به عنوان كمك‌هاي اوليه موضع را شكاف نداده باشند اين عفونت مشاهده نمي شود .
    بررسي‌هاي آزمايشگاهي :
    در اكثر موارد درمان بيماران بدون انجام تست‌هاي آزمايشگاهي صورت مي پذيرد و از طرفي اغلب گزش‌هاي مار گزيدگي به عنوان مار ناشناخته درمان مي شوند . در حالي كه اگر امكانات لازم فراهم باشد و درمان با تشخيص مار و نتايج تستهاي آزمايشگاه تكميل گردد ،‌اطلاعات ارزشمندي فراهم خواهد شد . بطور گلي با توجه به امكانات موجود و شرايط محلي و وضعيت بيمار ممكن است نياز به انجام يك و يا چند مورد از آزمايشات زير باشد :
    آزمايش ادرار (Urinalysis) – هموگلوبين (Hemoglobin) – هماتوكريت (Hematocrit) – شمارش گلبولب يا Cell Blood Count) CBC – تعيين گروه خون (Blood typing) – سديمنتاسيون يا Sedimentation) ESR – مقدار اوره (Urea) – گازهاي خون شرياني (ABG) – اختلالات انعقادي : زمان پروترومبين يا Prothrombin time) PT – زمان نسبي ترمبوپلاستين يا (Partial thromboplastin) PTT – فيبرينوژن (Fibrinogen) – سطح فراورده‌هاي حاصل از تخريب فيبرين (Fibrin split product level) – آزمايش ساده يا 20 دقيقه اي لخته شدن خون كامل (The 20 minutes whole Blood clotting Test) معمولاً اين آزمايشات در مورد گزش افعيها و مارهاي ناشناخته انجام مي شود و در 48 ساعت اول هر 6 تا 8 ساعت يك بار تكرار مي شود . اندازه گيري الكتروليتهاي سرم Electrolytes غالباً مفيد است .
    در مواردي كه گزش مار باعث نكروز عضلاني مي شود سطح كراتين فسفوكنياز يا (Creatine Phosphokinase) و لاكتيك دي هيدروژينار يا (Lactic dehydrogenase) LDH به مقدار قابل توجهي افزايش مي يابد و اين امر اهي در تشخيص افتراقي كمك كننده است . در انواع مار گزيدگي‌ها به خصوص گزش مارهاي دريايي ،‌گرفتن نوار قلبي يا ECG از بيماران بيش از 45 سال توصيه مي شود .
    درمان مار گزيدگي :
    هر بيمار مار گزيده كه طي دو ساعت اول گزش دچار تورم و تغيير رنگ موضع به شعاع 15-10 سانتيمتر در محل گزش شد ، يا دچار درد و حساسيت در غدد لنفاوي ناحيه مربوطه بشود ، يا علائم سيستميك مسموميت را نشان دهد بايد در واحد مراقبت‌هاي ويژه (ICU) بستري شود . معمولاً از طريق راه وريدي (i.v.) تزريق محلول كريستالوئيد يا قندي 5%‌برقرار مي شود . علائم حياتي بايد دقيقاً كنترل شود . برون ده ادراري بايد در حد قابل قبولي حفظ شود . مسكن‌ها (Analgesic) در موارد مقتضي براي تسكين درد تجويز مي شوند . از مصرف آسپرين خودداري شود و گاهي در صورت نياز ،‌ديازپام (Diazepam) خوراكي به عنوان آرام بخش توصيه مي شود . سرم ضد مار گزيدگي يا آنتي ونوم (antivenom) به مقدار كافي باعث برطرف شدن تظاهرات خطرناك سيستميك سم مار مي شود ولي روي علائم موضعي چندان اثر ندارد . لذا طبيعي شدن علائم حياتي و بر طرف شدن اختلالات انعقادي بدون توجه به تورم موضعي نشانگر تاثير و كفايت مقدار سرم است . موثرترين سرم ضد مار گزيدگي سرمي است كه اختصاصاً بر ضد همان مار تهيه شده باشد . ولي معمولاً اين سرمها در دسترس عموم نمي باشند اصولاً استفاده از سرم ضد مار گزيدگي براي خنثي كردن سم است و دقيقاً نمي توان در تمام موارد دستور واحدي براي شروع درمان توصيه كرد .
    بطور كلي موارد استعمال سرم ضد مار گزيدگي (1) در گزش افعيها شامل كاهش ناپايداري قابل توجه فشار خون ، ادم انژيونوروتيك (Angionourotic edema)، اسهال و اختلالات انعقادي با خونريزي‌هاي خارجي است (2) در گزش كبراها يا مسموميت‌هاي عصبي شامل علائم درگيري اعصاب جمجمه از قبيل افتادگي پلكها ، اختلال بلع ، اختلال تنفس و بينايي است (3) در مسموميت با سم مارهاي دريايي شامل سوزش و دردناك بودن عضلات هنگام لمس و ميوگلوبينوري است . از آنجاييكه سرم مار گزيدگي منشاء حيواني (غالباً سرم اسب) دارد لذا مصرف آن ممكن است موجب انافيلاكسي و ساير واكنش‌هاي حساسيتي شود .
    در اغلب كشورها آزمايش مقدماتي حساسيت پوستي براي سرم انجام مي شود . گرچه تست منفي مويد قطعي عدم حساسيت نيست و تست مثبت هم حتماً از پيدايش انافيلاكسي خبر نمي دهد .
    افرادي كه داراي سابقه بيماريهاي حساسيتي نظير آسم ، تب يونجه ، اگزما و حساسيتهاي غذايي و دارويي مي باشند يا افرادي كه داراي سابقه واكنش به سرم اسبي هستند ، بيشتر از سايرين مستعد بروز واكنش‌هاي شديد تزريق سرم ضد مار گزيدگي مي باشند . در اين موارد برخي معتقدند كه بري پيشگيري از بروز واكنش‌ها و يا كاهش شدت آن قبل از تزريق سرم مار گزيدگي ، آدرنالين ، آنتي هيستامين و كورتيكواستروئيد تجويز گردد .
    سرم ضد مار گزيدگي بهتر است به صورت داخل وريدي و رقيق شده به نسبت 5/1 يا 10/1 طي 15 تا 30 دقيقه تزريق شود . تجويز سريع سرم توصيه نمي شود و تجوز دز اوليه سرم بستگي به نوع و خلوص سرم مصرفي و فاكتورهاي متفاوتي از قبيل سن ، وضعيت فيزيكي و حال عمومي بيمار دارد و بايد زير نظر پزشك انجام شود . در حالات خفيف بيماري ، تزريق يك يا دو واحد در حالات سخت بيماري 2 تا 6 واحد و حتي بيشتر از سرم پلي والان ضد مار گزيدگي ساخت ايران تجويز مي شود . در اغلب موارد مار گزيدگي در ايران ،‌تزريق سرم پلي والان توصيه مي شود مگر در موارد كبرا يا كفچه مار ترجيحاً‌ از سرم اختصاصي يا منووالان استفاده شود (سرم پلي والان ايران نيز موثر است ) .
    توجه به نمودار شماره 1 براي بررسي كلي درمان مار گزيدگي مفيد خواهد بود .
    بعضي هر يك شيشه يا آمپول را يك واحد دانسته و برخي هر صد (LD50) خنثي شدن سم را يك واحد و برخي خنثي شدن 1/0 ميلي گرم سم را يك واحد مي دانند . همچنين عده اي معتقدند كه هر واحد سرم ضد مار گزيدگي مقدار سرمي است كه اگر درون رگ تعداد معيني موش آزمايشگاهي (به وزن 18 تا 20 گرم) تزريق شود و بلافاصله پس از 5 تا 10 MLD (حداقل مقدار كشنده) از سم مورد نظر تزريق گردد و قدرت نگهداشتن 50% از اين موشها را داشته باشد . اين واحد سرمي را با علامت (Antivenom Unit) Au نشان مي دهند .
    همانطور كه اشاره شد در موارد سخت گاهي بيش از 6 آمپول مثلاً ده واحد و حتي بيشتر و گاهي تا 45 واحد يعني 450 ميلي ليتر سرم براي يك بيمار مصرف شده كه اين مقدار خطرناك است و نبايد تجويز شود .
    هنگام تزريق سرم ضد مار گزيدگي مي بايستي سرنگ محتوي آدرنالين 1000/1 جهت مقابله با انافيلاكسي آماده و در دسترس باشد . به دنبال تزريق سرم ضد مار گزيدگي احتمال بروز بيماري سرم Serum Sichness) وجود دارد . بسياري از سرمهاي ضد مار گزيدگي خاصيت پيروژني يا تب زدايي دارند . اگر سرم ضد مار گزيدگي در دسترس نباشد بايد به درمانهاي علامتي متوسل شد . شوك معمولاً با اقدامات رايج مثل استفاده از مايعات و الكتروليتها و تجويز مناسب داروهاي واز و پرسور (Vasopressor) درمان مي شود . تزريق پلاسماي منجمد تازه يا (Fresh Frozen Plasma) FFP ، فاكتورهاي انعقادي و پلاكت ممكن است در اختلالت انعقادي موثر باشد . تاثير مثبت هپارين (Heparin) ثابت نشده است . گاهي در مار گزيدگي به علت نارسايي كليه‌ها ممكن است نياز به دياليز باشد ولي نارسايي دائمي كليه به ندرت ديده مي شود . فلج تنفسي ناشي از سموم نروتوكسين ممكن است به سختي با تجويز سرم ضد مار گزيدگي برطرف شود و گاهي نياز به اقدامات حمايتي تنفسي و تراكئوستومي است (Tracheostomy).
    ادروفونيوم هيدروكلرايد يا تنزيلون Edrophonium (Tensillon) hydrochlorise موقتاً در بلوك عصبي عضلاني ناشي از سم كبرا اثر دارد . بعضي معتقد به تزريق همزمان سرم مار گزيدگي و كوردتيكواستروئيدها (Corticosteroids) هستند ولي معمولاً اين روش توصيه نمي شود . در مار گزيدگي فاسيوتومي Fasciotomy توصيه نمي گردد . ولي به ندرت در موارد ضروري از آن استفاده مي نمايند .
    بروز عفونت در مار گزيدگي معمولاً شايع نيست مگر در مواردي كه به عنوان كمك‌هاي اوليه محل گزش را بريده يا شكاف مي دهند و به نحوي باعث آلودگي موضع مي شوند . در عفونت‌هاي حاصله كه گاهي گرم منفي هستند پس از كشت و انتي بيوگرام ، آنتي بيوتيك انتخابي تعيين مي شود . مگر در حالات حاد و شديد كه مستقيماً آنتي بيوتيك مناسب تجويز مي گردد . در مورد افرادي كه قبلاً مايه كوبي عليه كزاز شده اند يك تزريق يادآور يا تزريق يك دز واكسن كزاز كافي است ولي اگر مايه كوبي نشده باشند و احتمال آلودگي كزاز وجود داشته باشد ، تزريق يك دز واكسن كزاز همراه با سرم ضد كزاز توصيه مي شود .
    پيش بيني وضع بيماران:
    تا زماني كه ضربان قلب وجود دارد مي توان به بهبود بيمار اميدوار بود . گاهي مصدوم يا مار گزيده بدون درمان اصلي بهبود پيدا مي كند و نيز ممكن است مرگ خيلي سريع بعد از گزش گروه الاپيده فرا رسد . حد متوسط زمان فرا رسيدن مرگ معمولاً پنج ساعت بعد از گزش است ولي ممكن است مرگ تا هفت روز پس از گزش نيز به تاخير بيافتد . توجه به پائين آمدن فشار خون و مشاهده علائم باليني ، اختلالات دستگاه تنفس و گردش خون موضوع را تا حدي روشن مي نمايد . در گروه الاپيده يا كبرا اساساً مرگ در اثر فلج دستگاه تنفسي است . ضعف ماهيچه‌ها ‌، ازدياد ترشح بزاق و استفراغ بيش از حد مزيد بر علت و گاهي موجب خفگي مي شود . در حاليكه در گروه افعي‌ها خونريزي و شوك بيشتر باعث مرگ مي گردد . در صورت عدم مشاهده نكروز ممكن است درد به طور نادر تا دو هفته ادامه يابد . معمولاً تورم تا دو هفته از بين مي رود و به ندرت مشاهده شده است كه يكي دو ماه اين تورم ادامه يابد . چنانچه زخم را ضد عفوني كنند و آزاد بگذارند در طي يكي دو هفته خشك خواهد شد ولي اگر به عللي زخم بسته شود ممكن است عفوني شده و بهبودي طولاني تر شود و حتي ديده شده كه زخم چند ماه ادامه داشته و سرانجام به مراقبت و عمل جراحي احتياج پيدا كرده است . به افرادي كه سرم اختصاصي براي درمان تزريق مي شود گاهي علائم در طي يكي دو روز از بين مي رود و به ندرت بيش از دو هفته اين علائم باقي مي ماند .
    دوران بيماري در گزش مارهاي دريايي كمي طولاني تر بوده و شايد چندين ماه طول بكشد تا بيمار سلامت خود را باز يابد . در گزش افعي‌ها كه سم آنها خاصيت خونريزي داشته باشد معمولاً بيمار طي يك هفته بهبود پيدا مي كند . اما گزش افعي‌هايي كه سم آنها خاصيت انعقاد خون را تغيير مي دهد و سرم غير اختصاصي در مورد آنها تجويز مي گردد دوران بيماري دو سه هفته طول خواهد كشيد تا بهبود حاصل گردد . در حالات سخت بيماري ، ابتدا جريان خون سريع مي شود و بعد اين جريان به كندي صورت مي گيرد . در چنين وضعي خون به قلب و مغز به كندي مي رسد و ممكن است اين عمل در اثر شوك (12 تا 72 ساعت بعد از گزش) يا در اثر خونريزي داخلي يا از محل گزش باشد


  5. تشکرها از این نوشته :


  6. #84
    babi 007 آفلاين است همکار قدیمی
    انسان به امید زنده است
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    5,690
    تشکر
    6,897
    تشکر شده 12,387 بار در 4,855 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض مقالات مربوط به خزندگان و دوزیستان

    خانواده مارهاي سمي (Venomous)

    خانواده الاپيده FAMILY ELAPIDAE

    اصولا اين گروه از مارها را مي توان جزو مارهاي پروتروليفا (Proteroglypha) از خانواده كلوبريده دانست . ساختمان و شكل اين مارها كوتاهتر و داراي نيش دندان يا فنگ (Fang) سمي بزرگ مي باشد (شكل 11 و 16). دم اين مارها تا حدي كه بتوان آن را وسيله شنا دانست رشد نكرده است . اين مارها فاقد پولك گونه اي هستند . تنها دو جنس از اين مارها در ايران پيدا مي شود .

    جنس ناجا Genus Naja

    مشخصات : گردن قابليت اتساع را به شكل كفچه دارد . در قسمت قدامي فك بالايي يك جفت دندان بزرگ سمي يا فنگ (Fang) قرار دارد . بعد از يك فاصله يا فضاي خالي غالباً 1 تا 3 دندان كوچك در قسمت خلفي فك بالايي وجود دارد . سوراخ بيني بزرگ و كاملا بين پولكهاي بيني واقع است . مردمك چشم گرد و پولك جلو چشمي و يكي از پولك‌هاي لب بالايي (معمولاً سومين آن) به چشم متصل و نيز به قسمت خلفي پولك بيني مرتبط مي باشند . در اين جنس پولك گونه اي وجود ندارد . پولكهاي سطح پشتي صاف و به شكل زيگزاك و اريبي مخصوصا در قسمت قدامي بدن ديده مي شود. پولكهاي سطح زيرين دم در دو رديف قرار دارند .

    جنس والترنيزيا Genus Walterinnesia

    مشخصات : نيش دندان سمي يا فنگ‌ها بزرگ هستند و در فك بالايي به طور ثابت قرار دارند . قسمت خلفي فنگ‌ها فاقد دندان است . سطح فوقاني سر با 9 عدد پولك بزرگ و قرينه پوشيده مي باشد . پولك گونه اي ندارد و پولك مخرجي منقسم است .
    سطح پشتي بيش از 22 رديف پولك مورب دارد كه قسمت قدامي آن صاف و قسمت خلفي و روي ناحيه دم تيغه دار مي باشد .


    خانواده هيدروفيده (مار دريايي) FAMILY HYDROPHIDAE

    زيستگاه مارهاي دريايي بيشتر در مناطق استوايي اقيانوس هند و اقيانوس كبير است . اين مارها از خليج فارس تا جنوب ژاپن و در سواحل درياهاي خند و استراليا و سواحل جنوبي اقيانوس كبير پيدا مي شوند. نوعي از مار دريايي بنام پلاميس پلاتوروس Plamis Platurus انتشار و پراكندگي وسيع تري دارد . اين مار را مي توان تا صدها كيلومتر دورتر از سواحل پيدا كرد . در حاليكه ساير انواع مارهاي دريايي در آبهاي كم عمق و نزديك ساحل به زندگي خود ادامه مي دهند . مارهاي دريايي در آبهاي كم عمق و نزديك ساحل به زندگي خود ادامه مي دهند . مارهاي دريايي از ماهيها تغذيه مي كنند . سر اين مارها عموما كوچك و داراي بدني استوانه اي شكل و كشيده و دمي پهن مي باشند . تمام مارهاي دريايي سمي و زنده‌ زا هستند . حداكثر طول مار دريايي را تا 257 سانتيمتر گزارش كرده اند . درياي مازندران فاقد مار دريايي بوده است و در سالهاي اخير هم موردي گزارش نشده است . مارهاي دريايي ايران كه در خليج فارس تا بحال صيد شده اند به شرح زير است :

    جنس انهيدرينا Genus Enhydrina

    مشخصات : استخوان ماكزيلر به سمت جلو بيش از استخوان كام (پالاتين) پيشرفت ندارد و خميدگي آن به سمت جانبي است . 3 تا 5 دندان بعد از نيش دندان يا فنگ‌ها وجود دارد . پوزه به شكل منقار است . پولكهاي ناحيه سر بزرگ هستند . سوراخ بيني به سمت بالا متمايل است . پولكهاي بيني بهم متصل مي شوند . قسمتي از پولكهاي سطح پشتي به وسيله همديگر پوشيده مي شوند و در 49 تا 69 رديف طولي قرار دارند . پولكهاي سطح شكمي كوچك و كمي پهن تر از پولكهاي مجاور هستند . پولك رسترال پائيني يا منتال كوچك و كمي پهن تر از پولكهاي مجاور هستند . پولك رسترال پائيني يا منتال باريك و بلند و قسمتي از آن در شيار عميق پولك چين خلفي مخفي مي شود .

    جنس هيدروفيس Genus Hydrophis

    مشخصات : استخوان ماكزيلر به سمت جلو بيش از استخوان كام (پالاتين) پيشرفت ندارد . بعد از نيش دندان يا فنگ‌ها 1 تا 18 دندان ديده مي شود . پوزه از نيمرخ گرد مي نمايد . پولكهاي ناحيه سر بزرگ هستند . چشم كوچك و مردمك آن گرد است . سوراخ بيني به سمت بالا متمايل مي باشد . پولكهاي بيني بهم متصل مي شوند، پولك منتال يا پولك رسترال پائيني شكل طبيعي دارد . پولكهاي سطح پشتي به وسيله يكديگر قسمتي يا كمي پوشيده مي شوند يا پهلوي هم قرار مي گيرند . و در 29 تا 57 رديف طولي در قسمت ميان بدن شمارش مي گردد . پولكهاي سطح شكمي كوچك و با اينكه از پولكهاي مجاورش پهن تر است معذالك تشخيص آنها آسان نيست .

    جنس لاپميس Genus Lapamis

    مشخصات : در فك بالايي دندان سم يا فنگ‌ها قرار دارند كه بعد از فاصله اي 3 تا 6 دندان ديگر ديده مي شود . سوراخ بيني به سمت بالا متمايل است و پولكهاي بيني با يكديگر متصل هستند . سر نسبتاً بزرگ و بدن تنومند است . پولكهاي سطح پشتي شش گوشه يا چهار گوشه يا روي همديگر قرار مي گيرند . سه يا چهار رديف از‌هاي زيرين آن بزرگتر هستند . پولكهاي سطح خلفي بدن اين پولكها خيلي كوچك و نامشخص هستند .

    جنس پلاميس Genus Pelamis

    مشخصات : دم خيلي فشرده و به شكل پارو و بدن از پهلو بهم فشرده است . استخوان ماكزيلر به سمت جلو بيش از استخوان كام (پلاتين) پيشرفت ندارد. در دنباله نيش دندانها (فنگ‌ها) س از يك فاصله يا فضاي خالي تعداد 7 تا 11 دندان كوچك قرار دارد . سر باريك و پوزه كشيده است . پولكهاي سطح فوقاني بزرگ هستند . سوراخ بيني به سمت بالا متمايل و پولكهاي بيني به يكديگر متصل مي شوند . لب بالايي 7 تا 10 پولك دارد . پولكهاي سطح پشتي به شكل چهار گوش يا شش گوش و پهلوي هم مي باشند . پولكهاي سطح شكمي كوچك و به سختي از پولكهاي مجاور متمايز مي شوند . معمولاً پولكها با شكاف مياني كه دارند به شكل منقسم ديده مي شوند و يا نامشخص مي باشند و تعداد آنها 264 تا 406 عدد است .

    خانواده ويپريده (افعي‌ها)FAMILY VIPERIDAE

    اين مارها داراي بدني ضخيم و دمي كوتاه هستند ، سر كاملا مشخص ، پهن و مثلثي شكل است . استخوان فك بالايي (ماكزيلر) كوتاه و بطور عمودي قرار دارد . اين استخوان داراي يك جفت نيش دندان سمي لوله اي شكل است كه قابليت تحرك زيادي دارد . به عبارت ديگر وضع دندان سمي نسبت به دهان متغير است و مي تواند حالت خميده يا افقي و يا حالت عمودي نسبت به سقف دهان داشته باشد . دندانهاي سمي همراه با چند دندان سمي يدكي است كه در مواقع لزوم مي توانند جانشين دندان سمي اصلي شوند . تمام گونه‌هاي اين خانواده سمي هستند . مارهاي اين گروه تماما به استثناي اتراكتاسپين (Atractaspis) زنده زا يا حد فاصل بين زنده زا و تخمگذار ي باشند . به عبارت ديگر تخم اين مارها حاوي جنين زنده است كه قسمتي از رشد آن در داخل شكم و بقيه در خارج از بدن انجام مي گيرد .

    جنس سراستس Genus Cerastes

    مشخصات : سر و گردن مشخص است . ناحيه فوقاني سر از پولكهاي كوچك و برجسته كه پهلوي هم قرار دارند پوشيده مي باشد . مردمك چشم بيضي و بطور عمودي است . سوراخ بيني كوچك و به سمت بالا و جانبي متمايل و در يك پولك منفرد يا منقسم قرار دارد . سطح پشتي تيغه دار و در 25 تا 35 رديف است . رديف مياني ظهري آن در يك خط مستقيم و ساير پولكهاي سطح پشتي در جهت طولي بدن و رديفهاي جانبي كوچكتر و به شكل مورب و در سمت پائين بدن به طور اره مانند قرار مي گيرند . پولكهاي سطح شكمي گرد هستند . دم كوتاه و پولكهاي سطح زيرين آن منقسم مي باشند .

    جنس اكيس Genus Echis

    مشخصات : سر و گردن كاملا مشخص است . سر از پولكهاي كوچك و برجسته پوشيده مي باشد . مردمك چشم بيضي و عمودي است. سوراخ بيني كوچك و در يك پولك قرار دارد و جهت آن به طرف بالا و جانبي است . پولكهاي سطح پشتي تيغه دار و در 25 تا 40 رديف مي باشد . رديف مياني ظهري آن در خط مستقيم و ساير پولكها در جهت طولي بدن قرار دارد و پولكهاي جانبي آن در خط مستقيم و ساير پولكها در جهت طولي بدن قرار دارد و پولكهاي جانبي آن كوچكتر و مورب و به سمت پائين بدن به شكل اره امتداد دارند . پولكهاي سطح شكمي گرد و تيغه دار است . دم كوتاه و پولكهاي سطح زيرين آن و پولك مخرجي منفرد مي باشند .

    جنس اريستيكوفيس Genus Eristicophis

    مشخصات : سر و گردن كاملا مشخص است . سطح فوقاني سر از پولكهاي كوچك پوشيده مي باشد . امتداد سوراخ بيني در جهت خارج است و بين پولك بزرگ بيني و پولك بالاي بيني و چند پولك كوچك قرار مي گيرد . پولكهاي سطح پشتي 25 تا 27 عدد و تيغه دار و در امتداد هم قرار دارند . تيغه‌ها كوتاه و به انتهاي پولك نمي رسند . پولكهاي سطح جانبي مورب و تيغه دار و پولكهاي سطح شكمي در قسمت جانبي آن تيغه دار مي باشند .

    جنس پسودوسراستس Genus Pseudocerastes

    مشخصات : ناحيه گردن كاملا مشخص و سر از پولكهاي كوچك پوشيده مي باشد . مردمك چشم عمودي است . سوراخ بيني در جهت بالا و به سمت خارج متمايل است و در ميان دو پولك كوچك بيني قرار دارد . لبه تحتاني پولكهاي لب بالا دندانه دندانه يا اره مانند است كه با حفره‌هاي موجود روي آن با لب پائيني جفت مي شوند . پولكهاي سطح پشتي در 21 تا 25 رديف طولي تيغه دار قرار مي گيرند ، تيغه‌ها به انتهاي خلفي پولك نمي رسند . تيغه‌ها يكنواخت و فاقد دندانه يا اره مانند هستند . دم كوتاه و پولكهاي سطح زيرين آن در دو رديف مي باشند .

    جنس ويپرا يا افعي Genus Vipera

    مشخصات : سر و گردن متمايز و مشخص و ناحيه سر به وسيله پولكهاي كوچك پوشيده مي باشد . اين نوع مارهاي سمي داراي نيش دندان يا فنگ‌هاي مجوف بزرگ خميده در جهت عكس سقف دهان است كه روي استخوان ماكزيلر قرار دارند . حفره يا پيت بين چشم و سوراخ بيني وجود ندارد . سوراخ بيني در سمت جانبي است . مردمك چشم بيضي عمودي است و چشم‌ها با لب بالايي اتصال ندارند . گاهي در ناحيه سر پولكهاي پيشاني و آهيانه كوچكي ديده مي شود . پولكهاي سطح پشتي تيغه دار و در 19 تا 33 رديف طولي قرار دارند . پولكهاي سطح شكمي صاف و گرد و پولكهاي سطح زيرين دم در دو رديف مي باشند .

    خانواده كروتاليده (افعيهاي حفره دار) FAMILY CROTALIDAE

    خانواده كروتاليده شباهت زيادي به خانواده ويپريده دارد و عده اي از مولفين آن را زير خانواده ويپريده مي دانند ولي اختلاف عمده آنها بشرح زير است :‌
    (1)وجود حفره يا پيت بين چشم و بيني (2) وجود شكاف يا بريدگي عميق در سطح فوقاني قدامي لبه استخوان ماكزيلر (3) ساختار ناحيه دم در بعضي گونه‌ها انتهاي آن به صورتي پيشرفت نموده كه با حركتش صداي مخصوص شنيده مي شود (مار زنگي).


    جنس اكيسترودن Genus Agkistrodon

    مشخصات : داراي حفره عميق يا پيت بين چشم و بيني است . در دو طرف سر و در ناحيه گيجگاهي دو غده سمي بزرگ قرار دارد . مردمك چشم به شكل بيضي عمودي است . نيش دندانهاي بزرگ خميده لوله اي شكل در فك بالايي قرار دارد و با يك رديف نيش دندان كوچك جانشين همراه است . دندان‌هاي ساده فك بالايي بين 10 تا 20 عدد است . پولك عقب چشمي به پولك پيشاني متصل يا به نزديكي آن مي رسد . پوزه باريك و سطح فوقاني سر پهن است . سوراخ بيني در ميان دو پولك قرار مي گيرد . داراي دو پولك جلو چشمي است و پولك عقب چشمي و زير چشمي آن از دو ،‌سه ،‌چهار و يا پنج پولك تركيب مي شود . داراي يك عدد پولك گونه اي كه در بعضي گونه‌ها فاقد آنست . معمولاً لب بالايي 7 يا 8 پولك و لب پائيني 9،‌10 يا 11 پولك دارد . سه رديف پولك گيجگاهي به لب بالايي متصل مي شود ،‌ پولكهاي گيجگاهي فوقاني همانند پولكهاي سطح پشتي است . پولكهاي چين يك جفت مي باشد . پولكهاي سطح شكمي بين 127 تا 178 عدد و سطح زيرين دم (در اين منطقه از جهان) 31 تا 47 عدد و در دو رديف قرار دارند . پولك مخرجي منفرد است . پولكهاي سطح پشتي كم و بيش تيغه دار و در قسمت پائيني سطح جانبي ممكن است فاقد تيغه باشند . پولكهاي سطح پشتي 19 تا 27 عدد و در بيشتر گونه‌ها 21 تا 23 عدد مي باشد . حداكثر طول را 189 سانتيمتر گزارش كرده اند اما در ايران طول به 67 سانتيمتر مي رسد . سطح پشتي داراي خالهاي عرضي تيره يا نيم دايره اي يا دايره اي شكل است . تعداد خالها بين 10 تا 50 عدد متفاوت است . نقش و نگار سطح شكمي خيلي متغير و گاهي همراه با خالهاي بزرگ يا كوچك يا خطوط مختلف است .

  7. #85
    babi 007 آفلاين است همکار قدیمی
    انسان به امید زنده است
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    5,690
    تشکر
    6,897
    تشکر شده 12,387 بار در 4,855 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    خانواده مارهاي نيمه سمي (Opisthpglypha)

    خانواده بویگا Genus Boiga

    مشخصات : سر مار بزرگ و از ناحيه گردن متمايز مي باشد چشم بزرگ و مردمك آن عمودي است . پولكهاي سطح پشتي صاف و رديف ظهري آن بزرگ است . بدن از پهلو بهم فشرده و پولكهاي سطح زيرين دم در دو رديف قرار مي گيرند . داراي 10 تا 14 دندان در فك بالايي كه دو يا سه دندان آخري آن بزرگتر و نيش دندان خلفي شيار دار و در انتهاي فك بالايي قرار دارد . دندانهاي فك پائيني بتدريج به سمت عقب دهان كوتاهتر مي شوند .

    جنس ماپولون Genus Malpolon

    مشخصات : سر از پولكهاي بزرگ و قرينه پوشيده مي باشد . داراي پولك گونه اي و حداقل يكي از پولك‌هاي لب بالا به چشم متصل است . پولكهاي سطح پشتي صاف (فاقد تيغه) و 17 يا 19 رديف مي باشند . سطح فوقاني پوزه داراي شيار طولي و از نيمرخ به شكل محدب است . پولكهاي سطح شكمي بزرگ و تمام سطح زيرين بدن را مي پوشاند . پولكهاي سطح زيرين دم در دو رديف قرار دارند . دندانهاي فك بالايي كوچك هستند و اندازه آنها تقريبا يكسان است و بعد از يك فضاي خالي يك يا دو دندان بزرگ شياردار يا نيش دندان خلفي قرار دارد .


    جنس پساموفيس Genus Psammophis

    مشخصات : سر و گردن مشخص هستند . سطح فوقاني سر از پولكهاي بزرگ و قرينه پوشيده است . ناحيه فوقاني پوزه صاف ، پهن و از نيمرخ محدب نمي باشد . حداقل يكي از پولكهاي لب بالايي به چشم متصل مي شود . پولكهاي گيجگاهي دو عدد يا بيشتر است . پولكهاي سطح پشتي صاف . پولك‌هاي سطح شكمي بزرگ كه سطح پائين بدن را مي پوشاند. پولهاي سطح زيرين دم در دو رديف قرار دارند . دندان خلفي فك بالايي بزرگ است و نيش دندان شيار دار را تشكيل مي دهد .

    جنس تلسكوپوس Genus Telescopus

    مشخصات : سر بيضي شكل و ناحيه گردن كاملا مشخص است . پولكهاي سطح پشتي صاف ، مورب و در قسمت مياني بدن 19 تا 25 رديف مي باشد . طول پولكهاي چين خلفي تقريبا 3/2 طول پولكهاي چين قدامي را دارند . فك بالايي 10 تا 13 دندان دارد و دندان خلفي آن بزرگ و شيار دار و نيش دندان خلفي را تشكيل مي دهد . مردمك چشم بيضي عمودي است . بدن از پهلو كمي فشرده مي باشد .
    اين گروه از مارها نياز به مطالعه بيشتري دارد و در اين مختصر مجال بحث آن نيست . براي رفع ابهام نياز مبرمي به تجديد نظر در شناخت گروه احساس مي شود.

  8. تشکرها از این نوشته :


  9. #86
    babi 007 آفلاين است همکار قدیمی
    انسان به امید زنده است
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    5,690
    تشکر
    6,897
    تشکر شده 12,387 بار در 4,855 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    خانواده مارهای غیر سمی (aglypha)

    خانواده تيفلوپيده Family Typhlopidae

    مارهاي اين خانواده عموماً كوچك و كرمي شكل هستند . بدنشان از پولك‌هاي نسبتاً گرد و صاف پوشيده است . ناحيه دم كوتاه ، هم عرض سر و منتهي به يك زائده شاخي است . پولك‌هاي سطح شكمي كوچك و شكل آنها با پولك‌هاي ناحيه پشتي تفاوت چنداني ندارد . پولك‌هاي دور بدن بيش از 14 عدد چشم كوچك و در زير پولك شفاف قرار دارد . داراي يك پولك جلو پيشاني و يك يا دو پولك بيني نسبتاً وسيع در ناحيه سر و فك پائيني دهانشان فاقد دندان است . در دو طرف مخرج خارك يا زائده شاخي ديده مي شود . بدن اين مارها در يك گونه ايراني به نام تيفلوپس ورميكولاريس به رنگ قهوه اي يكنواخت و فاقد خطوط و نقوش است. شکل

    جنس تيفلوپس Genus Typhlops

    مشخصات : ناحيه سر و گردن نامشخص است . پولك‌هاي رسترال ،‌بيني ، چشمي و جلو چشمي بزرگ هستند . پولك بيني كم و بيش به قسمت قدامي پائيني و قسمت خلفي و بالايي تقسيم شده است . شكاف پولك بيني در جهت سوراخ بيني امتداد دارد . شكاف پائيني پولك هميشه وجود دارد ولي شكاف پائيني پولك بيني ممكن است باشد يا نباشد . لب پائيني داراي چهار پولك است . دهان كوچك و در قسمت تحتاني ناحيه سر قرار دارد . فاقد پولك‌هاي وسيع سطح شكمي و كيسه مخرجي است .


    خانواده ليپتوتيفلوپيده FAMILY LEPTOTYPHLOPIDAE

    مارهاي اين خانواده عموماً كوچك و كرمي شكل هستند . قطر بدن تقريباً به يك اندازه و از پولك‌هاي حلقوي يكنواخت پوشيده مي باشد . چشم كوچك و در زير پولك قرار دارد . گونه‌هايي ايراني از نظر ظاهري با تيفلوپس كه پولك بيني و چشمي آن به لب بالايي متصل است قابل تفكيك مي باشند . در اين خانواده پولك جلو مخرجي بزرگ است و دور بدن داراي 14 پولك است . فك پائيني داراي دندان و فك بالايي فاقد دندان مي باشد . در دو طرف مخرج خارك يا زائده شاخي ديده مي شود . بدن مارها در گونه‌هاي ايراني در قسمت قدامي بدن رنگ پريده و بقيه بدن به رنگ خاكستري روشن و يكنواخت و فاقد خطوط و نقوش است .

    جنس ليپتوتيفلوپس Genus Leptotyphlops

    مشخصات : پولك‌هاي رسترال ،‌بيني و چشمي بزرگ هستند . پولك پيشاني كوچك و همانند پولك‌هاي سطح پشتي است . پولك بيني تقسيم شده يا نيمه تقسيم شده مي باشد و از سطح بالايي سر در دو طرف پولك رسترال تا لب پائيني امتداد دارد . پولك چشمي به دهان متصل است .

    خانواده بوئيده (بوآ) FAMILY BOIDAE


    بزرگترين مارهاي دنيا (آناكندا يا بوآ) جزء اين خانواده است . بدن اين مارها از پولك‌هاي پهن طولي و مورب پوشيده مي باشد . در اطراف پولك مخرجي آثاري از اندام خلفي يا زائده شاخي مشاهده مي شود كه در جنس نرها بهتر مشخص مي باشد . مردمك چشم عمودي و فك بالايي و پائيني داراي دندان است . مارهاي اين خانواده معمولاً داراي دو ريه مي باشند . در اين خانواده 20 تا 33 جنس و بيش از 60 گونه در سطح جهاني وجود دارد . در ايران از اين خانواده تنها يك جنس كه شامل 8 گونه است شناسايي شده است .

    جنس اريكس Genus Eryx

    مشخصات : دندان‌هاي قسمت قدامي فك بالايي و پائيني اين مارها بلندتر از دندان‌هاي قسمت خلفي است . گردن كم و بيش نامشخص و ناحيه سر از پولك‌هاي كوچك پوشيده شده است . داراي پولك رسترال بزرگ ، چشم كوچك يا خيلي كوچك كه مردمك آن عمودي است . دم كوتاه و پولك‌هاي سطح زيرين آن غالباً در يك رديف قرار دارند . پولك‌هاي سطح پشتي صاف يا تيغه دار و طول مار معمولاً كمتر از يك متر است . تخم اين مار‌ها حاوي نوزاد كوچكي است . آثاري از استخوان لگن و دست و پا در اين مارها وجود دارد كه به صورت خارك يا زائده شاخي در دو طرف مخرج پنهان مي باشد . به اين مارها به علت داشتن چشم كوچك كور مار و به سبب كلفتي و كوتاهي دم كه گاهي با ناحيه سر مشتبه مي شود مار دو سر نيز مي گويند . البته مار دو سر حقيقي را كه موجودي غير طبيعي است نبايد با اين نوع مار اشتباه كرد .

    خانواده كلوبريده FAMILY COLUBRIDAE

    بزرگترين و متنوع‌ترين خانواده مارها مي باشد . اندازه آنها بسيار متفاوت است . جنس نر و ماده آنها غالباً هم شكل است ولي دم ماده‌ها بلندتر است كه به تدريج باريك مي شود . پولك‌ها در سطح فوقاني سر وسيع و قرينه مي باشند . پولكهاي سطح پشتي بدن صاف يا تيغه دار هستند . معمولاً چشمها بزرگ و مردمكشان گرد يا عمودي است . استخوان فك بالايي بطور افقي قرار گرفته و ثابت است . اين خانواده شامل دو گروه متفاوت است .
    الف – مارهاي غير سمي Agiypha داراي دندان‌هاي ساده و فاقد نيش دندان Fang هستند (شكل 8 و 13) .
    ب – مارهاي نيمه سمي Opisthoglipha داراي دندانهاي خلفي شيار دار يا نيش دندان مي باشند كه در قسمت عقب و در فك بالا قرار دارند .


    جنس كلوبر Genus Coluber

    مشخصات : سطح فوقاني سر از پولكهاي بزرگ و قرينه پوشيده مي باشد . مردمك چشم گرد يا مدور است . پولكهاي سطح پشتي صاف و داراي حفره يا اپيكال پيت است . گاهي در قسمت خلفي بدن پولكهاي سطح پشتي كمي تيغه دار مي باشد . پولكهاي سطح شكمي تمام پهناي بدن مار را در بر مي گيرد و تعداد آن بين 150 تا 250 عدد مي باشد .
    ناحيه دم بلند و استوانه اي شكل است . پولكهاي سطح زيرين دم منقسم مي باشد . فك بالايي اين مارها بين 12 تا 18 عدد دندان دارد . اين جنس از مارها با داشتن 25 گونه متفاوت انتشار وسيعي در سطح جهاني دارد و در ايران ده گونه آن شناسايي شده است .


    جنس كرونلا Genus Coronella

    مشخصات : ناحيه سر كم و بيش پهن و گردن مار كمي مشخص و متمايز است . مردمك چشم گرد و كوچكهاي سطح پشتي صاف مي باشد . كوچكهاي سطح زيرين دم در دو رديف قرار دارند . اندازه دندان‌هاي فك بالايي به سمت عقب دهان بتدريج بزرگتر مي شوند . دو دندان آخر فك بالايي در رديف ساير دندان‌ها قرار دارد لذا فضاي خالي دنداني وجود ندارد . طول استخوان گيجگاهي فوقاني كمتر از نصف طول جمجمه مي باشد و انتهاي خلفي آن باعث برآمدگي در قسمت خلفي محفظه مغز نمي شود .

    جنس ارنيس Genus Erenis

    مشخصات : سر كوچك و سطح بالايي پوزه تقريبا گرد است . سوراخ بيني در پولك غير منقسم يا نيمه منقسم شده قرار دارد . مردمك چشم گرد و داراي يك عدد پولك جلو چشمي است . در اغلب گونه‌ها يك عدد پولك گونه اي مشاهده مي شود . پولك گيجگاهي قدامي يك عدد است . هر دو پولك چين خلفي خيلي كوتاهتر از دو پولك چين قدامي مي باشند . پولك‌هاي سطح پشتي صاف و 15 يا 17 عدد است . پولك‌هاي سطح شكمي گرد و پولك‌هاي سطح زيرين دم منقسم مي باشند .
    فك بالايي داراي 10 تا 22 دندان است كه 3 يا 4 عدد قدامي آن كوچكتر و ساير دندان‌ها تقريبا هم اندازه هستند .


    جنس ليكودن Genus Lycodon

    مشخصات : سه تا شش دندان قدامي فك بالايي در جهت عقب دهان به طولشان افزوده مي شود . بعد از يك فاصله يا فضاي خالي تعداد 7 تا 15 دندان به سمت عقب دهان افزايش طول دارند . دندان قدامي فك پائين از ساير دندان‌ها بلند تر است . گردن نامشخص يا ناحيه سر كمي از گردن متمايز مي باشد . چشم كوچك و مردمك آن عمودي است . سوراخ بيني نسبتاً وسيع و بدن كم و بيش كشيده و استوانه اي شكل است . پولكهاي سطح پشتي صاف يا تيغه دار و در سطح جانبي برجستگي دارد .. اندازه دم متوسط و پولكهاي سطح زيرين آن منفرد يا منقسم است .

    جنس ليتورنكوس Genus Lytorhynchus

    مشخصات : سطح فوقاني سر از پولكهاي بزرگ و قرينه پوشيده مي باشد . پوزه پهن و برجسته است . سوراخ بيني دو پولك بزرگ و به طور مورب قرار دارد مردمك چشم عمودي است ، پولكهاي سطح پشتي صاف يا كمي تيغه دار و فاقد حفره‌هاي پولكي (اپيكال پيت) و در قسمت مياني بدن پولكهاي سطح پشتي به تعداد 19، 17 و يا 15 عدد به طور طولي قرار دارند . پولكهاي سطح زيرين دم در دو رديف قرار مي گيرند . فك بالايي اين مارها بين 6 تا 9 دندان دارد و دندان‌هاي خلفي آن بلندتر از دندان‌هاي قدامي است . دو دندان آخري با ساير دندان‌هاي قدامي فاصله دارد و فاقد شيار مي باشد . فك پائيني بين 3 تا 5 دندان دارد . بدن كشيده و استوانه اي شكل با دمي نسبتاً كوتاه است .

    جنس ناتريكس (مار آبي) Genus Natrix

    مشخصات : ناحيه سر پهن از گردن متمايز است . سطح فوقاني سر از پولكهاي بزرگ و قرينه پوشيده مي باشد . داراي بدني كشيده و استوانه اي شكل است . سوراخ بيني در پولك بيني تقسيم شده اي قرار دارد . داراي پولك گونه اي است . پولكهاي ناحيه سر بزرگ و منظم مي باشد . مردمك چشم گرد است . پولكهاي سطح پشتي به طور مشخص تيغه دار و داراي حفره‌هاي پولكي است (اپيكال پيت) . پولكهاي سطح شكمي پهن و گرد است ، پولكهاي سطح زيرين دم در دو رديف قرار دارند . پولك مخرجي منفرد يا منقسم مي باشد .

    جنس اوليگودن Genus Oligodon

    مشخصات : سر كوتاه و كمي از ناحيه گردن متمايز . پولكرسترال كاملا به سمت سطح فوقاني پوزه خميده مي باشد . مردمك چشم گرد و پولك پيشاني خيلي پهن است . 6 تا 16 دندان در فك بالايي و 5 تا 20 دندان در فك پائيني وجود دارد . پولكهاي سطح پشتي صاف و 13 تا 23 عدد است . پولكهاي سطح زيرين دم در دو رديف مي باشند .

    جنس پسودوسيكلوفيس Genus Pseudocyclophis

    مشخصات : همانند جنس ارنيس است ولي پولكهاي سطح پشتي 15 عدد و شيار پولك بين بيني برابر يا بزرگتر از شيار پولك جلو پيشاني است . سر كوچك و مردمك چشم رد مي باشد . داراي دو پولك بين بيني و پولك بيني منفرد يا تقسيم نشده است . پولك جلو چشمي يك عدد و پولك گيجگاهي قدامي يك عدد است . دو پولك چين خلفي كوتاهتر از دو پولك چين قدامي است . پولكهاي سطح شكمي در نرها بيش از 180 عدد و در ماده‌ها بيش از 200 عدد مي باشد .

    جنس رينكوكالاموس Genus Rhynchocalamus

    مشخصات : دندان‌هاي فك بالايي 6 تا 8 عدد و خلفي آن بلندتر و محكم تر و شيار طولي دندان را ندارد . دندانهاي قدامي فك پائين بلندتر از خلفي است . سر كوچك و ناحيه گردن نامشخص مي باشد . چشم كوچك و مردمك آن گرد است . داراي پولك گونه اي يا فاقد آن است . سوراخ بيني در پولك بيني منفرد (تقسيم نشده ) قرار دارد . طول پولك پيشاني نصف طول پولك آهيانه مي باشد . پولكهاي سطح پشتي صاف و 15 عدد است . پولك مخرجي و پولكهاي سطح زيرين دم منقسم مي باشند .

    جنس اسپالروزوفيس Genus Spalerosophis

    مشخصات : قسمت قدامي سطح فوقاني سر به وسيله 20 تا 25 پولك نامنظم پوشيده مي باشد . اين پولكها جاي پولكهاي بين بيني ، جلو پيشاني ، پيشاني ، بالاي چشمي و آهيانه را مي گيرند . چشمها به وسيله 10 تا 13 پولك متفاوت محصور مي شوند و باعث عدم اتصال پولك لب بالا به چشم مي شود . پولك رسترال در انتهاي پوزه شكل خميده پيدا مي كند . پولك بيني منقسم است . پولك گيجگاهي به تعدادي پولك كوچك تقسيم مي شود . لب بالايي داراي 10 تا 17 پولك است . پولكهاي سطح پشتي در قسمت مياني بدن 25 تا 45 عدد مي باشند . اندازه دندانهاي فك بالايي يكسان است .

  10. تشکرها از این نوشته :


  11. #87
    babi 007 آفلاين است همکار قدیمی
    انسان به امید زنده است
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    5,690
    تشکر
    6,897
    تشکر شده 12,387 بار در 4,855 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    مارها در زندگی انسان


    محل و مبداء ظهور مارها بطور کامل و دقیق روشن نیست . مارها جز در دو قطبین ، ایسلند و ایرلند و نیوزلند در تمام نقاط دنیا پراکنده هستند . درباره خزندگان سمی و خطر احتمالی آنها و عواقب گزش مارها داستانهای زیادی نسل به نسل نقل شده و این امر به ترس و وحشت مردم از این موجود زیبا و خوش خط و خال افزوده است . با وجود این اغلب بازدیدکنندگان باغ وحشها برای تماشا و شناسائی این موجودات که نامطبوع می نمایند ، علاقه زیادی نشان می دهند .
    عمر قدیم ترین یادداشتهای طبی که در این مورد تهیه شده است به 1600سال قبل از میلاد مسیح می رسد که به مصریان قدیم مربوط است . به نظر می رسد که نحوه شناسائی جانوران سمی و درمان گزش آنها نخست در این کشور پیشرفت کرده و بعدأ به یونان و از آنجا به امپراطوری رم راه یافته و گسترش پیدا کرده باشد . روشهای درمان جدید گزش این جانوران دنباله راههای درمانی طب قدیم و مکمل آن است . مارهای شناخته شده تقریبأ 2400 نوعند که در حدود 400 نوع آنها سمی است . بیشتر مارها ، نقاط گرمسیر و استوائی را برای زندگی ترجیح می دهند . از نظر کثرت انتشار گونه های مختلف مار جهان ، به ترتیب می توان قاره های استرالیا ، آفریقا ، آمریکا، آسیا و اروپا را نام برد . وجود مار د رمزارع و کشتزارها باعث از بین رفتن موشها ، کرمها و حشرات مختلف است و از این راه کمک مؤثری به افزایش محصولات کشاورزی می شود .
    اگر زیانهای ناشی از گزش مار با زیانهای ناشی از جانوران دیگر و همچنین بیماریها مقایسه شود ناچیز خواهد بود . در اغلب کشورهای جهان برای خرید و فروش و مبادله مار یا سم آن بخشهای عمومی و خصوصی وجود دارد . در ایران در چند سال اخیر مؤسسه دولتی سرم و واکسن سازی رازی به منظور تهیه سم و سرم ضد مارگزیدگی مورد نیاز کشور به آموزش و آشنا کردن مارگیرهای محلی به روش صحیح صید و طرز نگهداری و حمل و نقل مارها پرداخته است و همه ساله تعدادی مار برای همین منظور خریداری می کند . البته تعداد معدودی از مارگیرها به منظور امرار معاش به خرید و فروش و معاوضه مارها ، ، خاصه مارهائی از نوع کبرا یا کفچه اشتغال دارند .
    معمولأ این افراد برای اینکه خطری متوجه آنها نشود قبلأ دندان سمی را می کشند . غافل از اینکه این کار آنان با جانشین شدن دندانهای سمی خنثی می شود . مارگیرهائی که در این کار ورزیده تر هستند برای مصون ماندن از خطر گزش ، عمل کشیدن دندان زهری را بموقع تجدید می کنند . در بعضی کشورها مانند چین برمه ، ژاپن و حتی آمریکا ، بعضی رستورانها از گوشت مار و مخصوصأ مار بوآ غذای مطبوعی برای علاقمندان تهیه می کنند برخی گوشت مار زنگی را از مطبوع ترین غذاها می دانند .در دنیائی که گوشت فورباغه و خرچنگ در تغذیه استفاده می شود ، گوشت مار نیز می تواند در برنامه غذائی بشر جائی داشته باشد ، البته به شرطی که به طرز صحیحی تهیه و طبخ شود . موش مار یکی از انواع مارهای غیر سمی است و معمولأ هفتاد عدد تخم می گذارد . این تخم ها کمی بزرگتر از تخم مرغ است و جداری نازک تر از آن دارد . بعضی مردم عقب افتاده با علاقه زیادی از تخم این مارها تغذیه می کنند . در قدیم در بعضی کشورها از روغن مار برای از بین بردن غده ها و معالجه سرمازدگی دست و پا و بر طرف کردن بعضی دردهای عصبی استفاده می شد. برخی از مردم کشورهای آسیائی اعتقاد دارند که مخلوطی از مار مرده و ارسنیک در درمان سفلیس مؤثر است . یا مخلوط سم مار و ارسنیک و مرفین و مشک به عنوان داروی تقویت کننده قلنج های کبدی ناشی از بیماری وبا مفید است .در ایران بعضی معتقدند که روغن مار برای رشد و نموی موی سر سودمند است . این خواص تمامأ مشکوک و مردود و بدون پایه و اساس علمی است و چه بسا از استعمال این مواد ناراحتیهای جبران ناپذیری نیز حاصل شود .
    اخیررأ موضوع مار و سم آن مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته و با مراعات اصول فنی به تهیه بعضی فراورده ها ی داروئی اقدام کرده اند که برای عوارضی از نوع خونریزیهای شدید و برطرف کردن دردهای عصبی مورد استعمال دارد . فراورده ای از سم مار کبرا را که قبلأ سمیت آن برای هر بیمار بطور جداگانه اندازه گیری شده باشد ، می توان برای بر طرف کردن دردهای عصبی و ماهیچه ای یا بیماری صرع توصیه کرد . به نظر می رسد که سمیت این نوع فراورده به مراکز فوقانی مغز نفوذ نمی کند و ممکن است در آتیه به جای مرفین برای بعضی بیماران حساس نیز تجویز شود . فراوده هائی که از سم افعیها مانند بوتروپس(Bothrops ( یا راسل (V.Russelli ( و غیره ساخته می شود گاهی در درمان بیمارهای هموفیلی و خونریزیهای شدید از قبیل خونریزی رحم و شبکیه چشم و دهان به کار می رود . همچنین ممکن است که سم مار زنگی و کری فراورده ای تهیه شود که در درمان بیماریهای صرع ، آسم یا تنگی نفس ، دردهای عصبی ، لومباگو و سیاتیک مورد استفاده قرار گیرد . سم مار به عنوان بند آورنده خون هم مورد استفاده بوده است . برخی از سموم مارها علاوه بر فاکتور منعقد کننده ، دارای فاکتور ضد انعقاد هم هستند . عمل این فاکتورها بستگی به غلظت سم دارد . در رقتهای کم خاصیت انعقادی و در رفتهای بالاتر خاصیت ضد انعقادی آنها ظاهر می شود .
    در بعضی از کشورهای شرقی آسیا ، از پوست ، گوشت و حتی خون مارها برای درمان بغضی بیماریها استفاده می کنند . از پوست مار نیز در صنعت چرمسازی استفاده می شود . از آن کفش ، کمرند ، کیف و بعضی لوازم لوکس تهیه می کنند .
    در ادبیات و افسانه های عامیانه کشورهای مختلف داستانهای زیادی درباره نقش مار در زندگی مردم یافت می شود . بعضی از سرخپوستاان با مار به انجام مراسم ویژه ای می پردازند . این مراسم را از قدیمیترین مراسم مذهبی با مار می دانند که تا زمان ما ادامه یافته است . بطور کلی مار در رابطه با انسان در نقش اقتصادی ، مذهبی ، هنری ، پزشکی و ادبی ظاهر شده است .

  12. تشکرها از این نوشته :


  13. #88
    babi 007 آفلاين است همکار قدیمی
    انسان به امید زنده است
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    5,690
    تشکر
    6,897
    تشکر شده 12,387 بار در 4,855 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    مشخصات اختصاصی مارها


    شرح کالبد شناسی و طبقه بندی کامل مارها که بسیار مفصل و پیچیده است در حوصله این کتاب نیست . مشخصات عمده مارها به شرح زیر است :
    1- گوش خارجی ندارند .
    2- انتهای قدامی زبان آنها دو شاخه است و در داخل کیسه یا غلافی در دهان قرار دارند .
    3- چشم آنها فاقد پلک بالائی است و پلک پائین به طرف بالا امتداد دارد و ضمن اتصال به کره چشم آنرا می پوشاند بنحوی که همیشه چشم مار باز می نماید .
    4- فک های پائینی آنها بوسیله وترهای نرم به هم مربوط است . اتصال مفصلی استخوانهای دهانشان طوریست که حرکت آزاده دارند و بلع شکار را سریع و آسان می کند .
    5- مارها استخوان جناق سینه ، لگن و دست و پا ندارند مگر در خانواده بوآ و مارهای کرمی شکل که فقط آثاری از دست و پا در اطراف آنال یا مخرجشان مشاهده می شود .
    ساختمان داخلی مارها :
    اسکلت استخوانی مارها از جمجمه و ستون فقرات و دنده ها تشکیل می شود . نامگذاری آنها تقریبأ شبیه نامگذاری استخوانهای انسان و سایر حیوانات است . از ذکر جزئیات استخوانها و طرز قرار گرفتن آنها صرفنظر می شود ولی باید دانست که شناسائی این استخوانها تقریبأ اساس کار تشخیص و طبقه بندی مارها است . فقدان استخوان جناغ سینه و کثرت تعداد دنده ها (100-400 و حتی بیشتر ولی معمولأ بیش از 200 عدد ) و طرز قرار گرفتن آنها با کمک ماهیچه ها موجب حرکت آزاد دنده ها می شود . بنابراین عمل تنفس و خزیدن و بلع مارها را آسان می کند .
    تعداد دندانها و طرز قسرار گرفتن آنها در خانواده های مختلف مارها متفاوتند . شناسائی دندانها ساده ترین و مطمئن ترین راه تشخیص و تفکیک مارهای سمی از غیر سمی است . ماهیچه های ناحیه سر وظائف عمل بلع و ترشح غدد سمی را انجام می دهند . طول مری و معده نسبتأ زیاد ولی طول روده ها کم است و نحوه انیساط آنها یکی دیگر از مشخصات مارها است . کیسه صفرا کمی دورتر از کبد و در سمت چپ طحال قرار گرفته است . غدد سمی در دو طرف استخوان فک فوقانی و زیر ناحیه چشم قرار دارند که بوسیله مجرائی به دندان سمی یا فنگ Fang متصل می شوند .شش جفت غدد بزاقی در ناحیه سر قرار دارد . قلب مار کمی پائین تر از ناحیه سر قرار گرفته است . قلب از دو دهلیز مستقل و یک بطن که بطور ناقص تقسیم شده است تشکیل می شود . تغذیه جسم اغلب از خون مختلط سیاهرگ و سرخرگ انجام می شود . مارها فاقد مثانه اند و دارای دو کلیه در قسمت خلفی بدن و نزدیک آنال یا مخرج هستند . در قسمت خلفی کلیه ها ، لوله حالب قرار دارد . مجرای ادرار مستقیمأ در آنال (یا بالوعه یا مخرج ) باز می شود . بیضه ها در قسمت قدامی کلیه ها قرار گرفته اند و در قاعده آنال و در امتداد دم یک جفت آلت تناسلی تر وجود دارد که دارای خارکهای مخصوص و مجرای اسپرم (نطفه نر)است (هنگام مقاربت از یک آلت تناسلی نر استفاده می شود ).در جنس ماده به جای بیضه ها تخمدان قرار گرفته که به مهبل منتهی و به آنال یا مخرج متصل است . از نظر تولید مثل ظاهرأ مارها یا تخم گذار یا زنده زا هستند و گاهی حد فاصل این دو می باشند . در حالت اخیر تخم دارای جنین زنده ایست که قسمتی از رشد طبیعی آن در داخل شکم و قسمتی در خارج بدن انجام می گیرد .
    دستگاه عصبی مارها از یک مغز کوچک و نخاع شوکی بزرگ تشکیل می شود .
    قوی ترین حس مار همان لمس با زبان است که صدا و حرکات مختلف را از راه جذب ارتعاشات به استخوان گوش داخلی منتقل و ضعف بینائی را جبران می کند .
    تغذیه مارها بر حسب نوع آنها از پستانداران ، قورباغه ها ، ماهی ها ، مارمولک ها ، تخم پرندگان ، کرمها و حشرات تأمین می شود . عمل هضم به کندی صورت می گیرد و جانور به هضم تمام مواد جز ناخن ، مو و پر قادر است .

  14. تشکرها از این نوشته :


  15. #89
    babi 007 آفلاين است همکار قدیمی
    انسان به امید زنده است
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    5,690
    تشکر
    6,897
    تشکر شده 12,387 بار در 4,855 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    شکل ظاهری مارها



    یکی از عوامل تشخیص مارها شکل و مشخصات ظاهری آنها است . در اندام مارها سه ناحیه مشخص وجود دارد ( ناحیه سر، ناحیه شکم و ناحیه دم ) . فاصله بین انتهای سر و قلب را گردن می نامند . شکل مارها متفاوت و اکثرأ استوانه ای شکل و قابل انبساط است . دم مارها معمولأ مدور و یا گرد است مگر در مارهای دریائی که دارای دمی مسطح و پهن هستند (همانند پاروی قایق رانی ) . بعضی مارها خیلی بزرگ مانند بوآ و برخی کوچک که با کرمها قابل اشتباه اند . طول مارها از 15 سانتیمتر تا 4/11 متر می رسد . بدن مارها از پولکهائی پوشیده شده است که در قسمتهای مختلف بدن به نامهای مختلفی موسوم اند . دانستن تعداد ، شکل و طرز قرار گرفتن این پولکها روی بدن ، از نظر شناسائی مارها بسیار حائز اهمیت است . این پولکها در ناحیه سر نامهای مختلفی دارند و در ناحیه بدن در قسمت بالائی بنام پولکهای پشتی که ممکن است صاف یا تیغه دار باشند و در قسمت پائینی بنام پولکهای شکمی و در انتهای بدن و ابتدای دم بنام پولک مخرجی یا آنال و در سطح پائینی یا تحتانی از ناحیه آنال تا انتهای دم بنام پولکهای سطح زیرین دم یا سوب کودال موسوم اند . ناگفته نماند که سطح فوقانی این ناحیه را بنام پولکهای فوقانی دم یا کودال می نامند .
    بطور کلی طرز قرار گرفتن پولکهای ناحیه سر و بدن ، شکل مردمک چشم یعنی گرد یا بیضی یا عمودی بودند ( مقصود از عمودی بودند حالتی است نظیر حالت مردمک چشم گربه در مقابل نور آفتاب ) ، زیستگاه و منطقه پراکندگی مارها حائز اهمیت است . اندازه مار در متن کتاب به سانتیمتر تعیین شده است . طول بدن مار با اندازه گیری فاصله ما بین نوک پوزه یا قسمت قدامی دهان تا انتهای دم و طول دم از ابتدای آنال یا پولک مخرج تا انتهای دم به حساب می آید .
    مارهای بزرگ ایران تا آنجائی که مشاهده و مطالعه شده است در حدود دو مترند و مارهای کوچک از چند سانتیمتر تجاوز نمی کنند . دم مارهای سمی معمولأ کوتاه است ولی گاهی هم ممکن است که بلند باشد . بطور کلی می توان نشانی های مارهای سمی را چنین خلاصله نمود .
    در گروه افعیها سر مثلثی شکل یا گوشه دار و از پولکهای کوچک پوشیده شده است مردمک چشم عمودی و دم کوتاه است و دارای گردن مشخصی هستند . در گروه الاپیده یا مارهای کبرا معمولأ سر مار به اندازه بدن و در امتداد آن قرار دارد و از پولکهای مشخصی یا قرینه که با شکل پولکهای بدن متفاوت است پوشیده می باشد .در حالت طبیعی ناحیه گردن کاملأ مشخص نیست . مردمک چشم گرد یا بیضی و دم نسبتأ بلند است . در مارهای نیمه سمی یا اوپیستوگلیف Opisthoglyphous کم و بیش شبیه مارهای گروه الاپیده یا کبرا می باشند . ولی دندانهای سمی در قسمت خلفی دهان قرار دارد و بندرت گزش آنها باعث مرگ می شود . اما در مارهای دریائی که فقط در آبهای شور (خلیج فارس ) دیده می شوند ، سر کوچک است و در امتداد بدن قرار دارد ، دم مار پهن است و به حرکت مار در آب کمک می کند . تمام مارهای دریائی سمی هستند . رنگ بدن مارها متفاوت است گاهی یکنواخت و ساده و گاهی از خطوط و نقوش و خالهای عرضی و طولی که انواع مختلف مارها متفاوت است توأم می باشد .


  16. تشکرها از این نوشته :


  17. #90
    babi 007 آفلاين است همکار قدیمی
    انسان به امید زنده است
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    5,690
    تشکر
    6,897
    تشکر شده 12,387 بار در 4,855 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    زیستگاه مارها


    می دانیم که حیات گیاهان و جانوران از خیلی جهات به یکدیگر وابسته است و به همین سبب بصورت مجموعه هائی با هم زندگی می کنند . محل استقرار این مجموعه ها زیستگاه آن گیاهان یا جانوران است . زیستگاه جائی است که در آن یک گیاه یا جانور از شرایط لازم یعنی آب و هوا و غذا و پناهگاه مناسب برای ادامه زندگی برخوردار است . ممکن است این زیستگاه بزرگ یا کوچک باشد . زیستگاه مار هم از این قاعده مستثنی نیست . با مطالعه طرز زندگی مارها و شناخت نوع آب و هوا و شرایط اقلیمی هر منطقه در فصول مختلف سال ، می توان حدس زد که چه نوع مارهایی در مناطق مختلف زندگی می کنند . مارهای زمینی اغلب در بیابانها ، دشتها ، کوهستانها، و لای بوته ها ، زیر تخته سنگها و داخل حفره ها و یا روی درختها و گاهی در باطلاقها یا در آب رودخانه ها زندگی می کنند . اما مارهای دریائی در محیطی جز آب دریاها قادر به ادامه زندگی نیستند . البته بعضی از انواع مارهای دریائی گاهی در سواحل صخره ای به خشکی می آیند ولی از ساحل زیاد دور نمی شوند و مجددأ به دریا مراجعت می نمایند . فشردگی و پهنی ناحیه دم یکی از مشخصات مارهای دریائی است . مارهای زمینی اغلب جاهای آرام و ساکت را برای زندگی انتخاب می کنند . در فصل بهار و تابستان که دوران فعالیت و جنبش آنها است به شکار می پردازند . و در فصل زمستان سستی و رخوت پیدا می کنند و به اصطلاح به خواب زمستانی می روند که این یکی از مختصات حیوانات خونسرد است و بخصوص در مناطق معتدل .
    پوست اندازی یکی دیگر از شرایط و عوامل ادامه زندگی مارها است که در اثر آن نشاط و سلامت خود را حفظ می کنند . ضمنأ پوست اندازی با نحوه تغذیه و رشد مار ارتباط دارد . تعیین سن دقیق مارها بعلت رشد سریع و کوتاهی دوران نوزادیشان مقدور نیست . در این کار غالبأ رنگ ، جثه ، طول و سایر مشخصات مارها نیز کمکی نمی کند . بنظر می رسد که مارها از یک عمر طولانی بهره دارند ، برخی از مولفان دوران عمر آنها را 12تا40 سال گزارش کرده اند . البته این رقم بر مبنای مطالعه روی مارهائی که در باغ وحشها نگهداری می شوند به دست آمده است . از شکل ظاهری دم تا حدی می توان جنس مار را تعیین کرد . مارهائی که دمشان بتدریج باریک می شود ماده و آنهائی که دمشان دفعتأ باریک می شود ، نر هستند . البته با بازرسی آنال یا مخرج مار و مشاهده آلت تناسلی این تشخیص تکمیل می گردد .

  18. تشکرها از این نوشته :


  19. #91
    babi 007 آفلاين است همکار قدیمی
    انسان به امید زنده است
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    5,690
    تشکر
    6,897
    تشکر شده 12,387 بار در 4,855 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    شناخت زندگی مارها


    مارها ، مناطق آرام و ساکت را برای زندگی ترجیح می دهند . حرکت مارهای سمی معمولأ بطئی است . در حالی که مارهای نیمه سمی مانند مارهای غیر سمی سریع و چابک هستند . نوعی مار وجود دارد که در موقع احساس خطر سر خود را بالا نگه می دارد و با تغییر دادن شکل یا حالت عضلات ناحیه گردن و پهن کردن آن شکل کفچه را می گیرد و به همین دلیل به کفچه مار یا کبرا موسوم است . در حالی که نوع دیگر کبرا که در جنوب ایران پراکنده است با جهشهای کوتاه و صدای مخصوص خود جلب توجه می کند . مار شاخدار با داشتن دو زائده شاخی در قسمت فوقانی چشم مشخص است . مار جعفری علامت صلیبی شکل سفید رنگ در سطح فوقانی سر دارد و مانند مار شاخدار از پهلو حرکت می کند . معمولأ مارها به طور مارپیچ حرکت می کنند .
    مارها با کمک عضلات قوی ستون فقرات و ماهیچه های بین دنده ها قادرند انتهای آزاد دنده ها را به حرکت درآورند و عمل خزیدن را انجام دهند . بعضی مارها هوای فشرده و ذخیره شده در ششهایشان را با صدای خاصی خارج می کنند که موجب توجه می شوند . البته این صدا در انواع مختلف آنها متفاوت است . گاهی مارها با ایجاد صدا بر اثر مالش پولکها به یکدیگر مانند مار جعفری و یا به حرکت در آوردن سریع زائده غضروفی دم در افعی قفقازی و یا طلحه مار به تقلید از مار کبرا تا حدودی گردن خود را پهن می کند یا آلو سر بنام بویگا حالت حمله مار جعفری را بخود می گیرد . بعضی از مارهای غیر سمی هم با کشیدن نفیر ادای افعی ها را در می آورند . انواعی از مارها مثل مار آبی هنگام ترس و برای دور کردن دشمن ترشحات بدبویی از غده های واقع در ناحیه آنال یا مخرج خارج می کنند . مارها دارای قدرت تشخیص مکان مناسب برای زندگی هستند و از محل مسکونی خود چندان دور نمی شوند . ولی اگر شرایط محیط ریست آنها تغییری نامناسب داشته باشد ، به مکان مناسبتری مهاجرت می کنند . مارها انگیزه مسکن گزینی دارند و تغییر مکان اجباری آنها تا مدتها موجب اختلال در پوست اندازی ، تولید مثل و حتی تغذیه آنها می شود . اعتصاب غذا در برخی از مارها که از محیط طبیعی خود جدا شده و در شرایط نامساعد نگهداری می شوند مشاهده می گردد . این اعتصاب غذا اغلب تا مرحله مرگ ادامه می یابد . مارها زندگی انفرادی دارند ، تجمع برخی از آنها هم ، که در محل معینی به طور گروهی دیده می شوند ، نتیجه رفتار اجتماعی نیست و این گردهمایی تنها به علت وجود محیط زیست مساعد در مکان ویژه ای است . این جانوران در شرایط اسارت نیز که برای آنها محیطی غیر طبیعی است بمنظور فرار از نور مستقیم بر روی هم انباشته می شوند . گاهی نگهداری از تخم و نوزادان در بین مارها دیده می شود ، ولی نوزادان را در تغذیه کمک نمی کنند . مارها جز در فصول سرد که صبح ها برای آفتاب گرفتن در مقابل اشعه خورشید قرار می گیرند ، از نور مستقیم گریزان اند و به مکانهای نیمه تاریک و عاری از نور شدید پناه می برند . مارهایی وجود دارند که فقط شبها برای شکار و تغذیه از پناهگاه خود خارج می شوند . خلاف بعضی دیگر که در ساعات معین از روز عمل تغذیه را انجام می دهند . مارها معمولأ شناگران ماهری هستند و می توانند مدت نسبتأ زیادی در زیر آب بمانند . این خصوصیت گاهی موجب اشتباه آنها با مارهای آبی می شود . مارهای مناطق گرمسیر غالبأ بدن خود را زیر ماسه ها پنهان و سر خود را بیرون نگاه می دارند و به این ترتیب باعث گمراهی شکار می شوند مانند کک مار یا اریستیکوفیس ماکماهونی . گاهی بعضی مارها در بیابانها طوری سر خود را بلند و بی حرکت نگاه می دارند که پرندگان و حشرات آنها را چوب یا شاخه ای از درخت می پندارند و از این راه مارها طعمه خود را شکار می کنند . قدرت پرش یا جهش مار معمولأ یک سوم طول آن است چنانچه این پرش در جریان باد شدید یا از نقطه مرتفعی انجام شود ممکن است به چند متر برسد .
    مارها اصولأ با اشخاص انس یا آشنائی پیدا نمی کنند و هر وقت احساس ترس کنند ، حمله می کنند . برخی از انواع مارها معمولأ حالت غیر طبیعی دارند یا عصبانی هستند و از این رو بی جهت و بدون هدف مشخص طرف مقابل را مورد حمله قرار می دهند . گاهی مشاهده می شود که بعضی افراد چنان بر اعصاب خود مسلط هستند که خطرناکترین مار را بدون ترس ووحشت از زمین بنحوی بلند می کنند که مار کوچکترین احساس ناراحتی نمی کند و هیچ خطری را باعث نمی شود . در هر حال مطالعه طرز رفتار و زندگی مارها و بررسی دقیق آنها ، هم لذت بخش است و هم از لحاظ پیشگیری عواقب گزش بسیار ثمر بخش .

  20. تشکرها از این نوشته :


  21. #92
    babi 007 آفلاين است همکار قدیمی
    انسان به امید زنده است
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    5,690
    تشکر
    6,897
    تشکر شده 12,387 بار در 4,855 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    تشخیص مارها


    بسیاری از اشخاص با اینکه به خزندگان علاقه دارند و خاصه به دیدن مارها اشتیاق فراوان نشان می دهند ، صرفأ به این سبب که نمی توانند یک مار سمی را از مار غیر سمی تشخیص دهند ، از پی گیری در امر شناسائی و مطالعه دقیق مارها خود داری می ورزند و همه مارها را خطرناک تلقی می کنند . گروه دیگر ظاهرأ از نام مارها و اصطلاحات نامأنوس مربوط به مارها گریزانند در حالیکه تمام اینها حاصل ترس بی مورد و عدم آگاهی صحیح از خصوصیات این موجود زنده است .
    شاید بخاطر آوردن داستانهای وحشت انگیز و اغراق آمیز که درباره مارها بیان کرده اند ، سهمی در ایجاد بی علاقگی در امر شناسائی مارها داشته باشد . گرچه شناسائی مارها از نظر علمی به اصول فنی مانند مطالعه کالبد شناسی ، استخوان شناسی ، شکل شناسی یا تاکسونومی و زیست شناسی متکی استولی برای تفکیک شناسائی مارهای سمی از غیر سمی احتیاج به مطالعه فراوانی نیست و با توجه به اینکه اغلب مارها غیز سمی هستند یا به عبارت دیگر انواع مارهای غیر سمی به مراتب بیشتر از انواع مارهای سمی است ، با کمی دقت و حوصله در وضع مناطق از حیث نحوه پراکندگی مارها به راحتی می توان مارهای سمی را شناخت و در حوادث اتفاقی با کمک های اولیه خطر را به حداقل رسانید . از هیچ کس انتظار نمی رود که در وهله اول هر ماری را که می بیند بشناسد خاصه اگر مبتدی باشد شناسائی مارها در صورتی میسر است که بتوان مشخصات ظاهری آنها را دقیقأ مشاهده کرد زیرا مارها به محض آنکه انسانی را می بینند غالبأ دچار وحشت می شوند و با حرکتی سریع به پناهگاهی می خزند و مخفی می شوند . البته مارهایی هم هستند که حالت غیر طبیعی پیدا کرده و با حرکات و صداهای مخصوصی که اصطلاحأ فیش فیش یا هیس هیس مار یا نفیر مار می گویند (این صدا در نتیجه ذخیره کردن هوا در ششها و خارج کردن آن با فشار و گاهی همراه با صدائی که در اثر مالش پولکها به یکدیگر ایجاد می شود ) ایجاد ترس می کنند و برای حفظ خود به گزیدن طرف مقابل مبادرت می ورزند .
    مارها در زمره جانوران خونسردند و برخلاف حرارت بدن پرندگان و پستانداران با تنظیم شدن متابولیسم بدن تأمین نمی گردد . بلکه درجه حرارت بدن آنها تابع حرارت محیط است چنانچه سرما شدید باشد درجه حرارت بدنشان پائین می آید و دچار نوعی سستی و رخوت می شوند و به خواب زمستانی فرو می روندد . اگر درجه حرارت محیط مناسب و مساعد باشد ، فعالیتشان از سر گرفته می شود . در فصل بهار و تابستان و پائیز در ساعات معینی از شبانه روز، مارها برای شکار و تأمین غذا و گاهی برای استفاده از آفتاب از پناهگاه خود خارج می شوند . در این موقع می توان مارها را مشاهده نمود و به مطالعه پرداخت البته باید دقت کرد که مار هراسان نشود و نگریزد .



  22. تشکرها از این نوشته :


  23. #93
    babi 007 آفلاين است همکار قدیمی
    انسان به امید زنده است
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    5,690
    تشکر
    6,897
    تشکر شده 12,387 بار در 4,855 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    گزش مارهای سمی


    اغلب مارها موقعی که بترسند برای دفاع از خود حمله کرده و بوسیله دندان سمی یا فنگ Fang سم خود را به شکار تزریق می کنند . چگونگی تزریق سم به شکار بستگی به طرز قرار گرفتن استخوانهای سر دارد که در انواع مختلف مارها متفاوت است . بطور کلی با حرکت استخوانهای سرو ایجاد فشار بوسیله ماهیچه های مربوط به غده سمی ، مقدار سم لازم از راه کانالی که از یک طرف به غده سمی ، و از طرف دیگر به دندان سمی متصل است ، سم به شکار منتقل می گردد . غده سمی از نظر تشرحی شبیه به غده تغییر شکل یافته پاروتید پستانداران است . این غده در اغلب مارها در فضائی واقع در پشت چشم و روی استخوان فک بالائی که به سمت عقب امتداد دارد قرار می گیرد .سم مار شکار را فلج کرده احتمالأ به هضم مواد غذائی مار کمک می کند . مقدار کشنده سم مار برای انسان متغییر است وبستگی به میزان ترشح سم ، نوع و جثه مار و همچنین خواص سمی آن دارد . با وجود اثرات کشنده مسلم سم مار ، شخصی که دچار مارگزیدگی گردیده ممکن است تلف نشود . از طرف دیگر امکان دارد در شرایط خاصی ماری که دندان سمی آنرا کشیده باشند باعث مرگ مصدوم گردد . معمولأ مارهای غیر سمی سهم بیشتری در بوجود آوردن حوادث مارگزیدگی دارند . چون تشخیص افتراقی این گزشها در اغلب موارد مشکل است ، بنابراین به چند نکته باید توجه کرد :
    گزش افعیها موجب یک یا دو سوراخ در محل زخم می شود .
    عمق سوراخ بستگی به جثه مار و شرایط گزش دارد . در اینگونه موارد معمولأ آثار دندانهای دیگر روی زخم مشاهده نمی شود . اما در گزش مارهای کبرا معمولأ یکی دو سوراخ کوچک در محل زخم دیده می شود و گاهی آثار یک یا چند سوراخ ممکن است در محل زخم باشد . ولی در گزش مارهای دریائی چندین سوراخ در محل زخم مشاهده می شود .
    ضمنأ باید توجه کرد که شخصی ممکن است مورد گزش مار سمی قرار گیرد و هیچگونه علائم مسمومیت را نشان ندهد . در 30-40% حوادث مارگزیدگی که بوسیله مار سمی اتفاق افتاده باشد علائم مسمومیت در آنها پیشرفت نمی کند . این نمایانگر آن است که سم در داخل زخم تزریق نشده است . ولی در حوادث مصنوعی یعنی موقعی که مار را وادار به گاز گرفتن کنند پیشرفت علائم مسمومیت بخوبی مشهود است . با اینکه اغلب مارها غیر سمی هستند و گزش بسیاری از مارهای سمی کشنده نمی باشد معذالک مارها ترس و وحشت بی مورد بین مردم ایجاد کرده اند و چه بسا عده زیادی از مارگزیده ها از شدت ترس نیمه جان می شوند یا جان خود را از دست می دهند . به کرات مشاهده شده فردی مورد گزش کرمی قرار گرفته و تمام علائم بالینی مارگزیدگی را نشان داده است یا اینکه به وسیله سوزن مجروح شده و چون قیافه ماری را می بیند دفعتأ لرزش بر اندامش مستولی می شود و طپش قلب و سوزش در ناحیه جراحت احساس می کند و تمام علائم مارگزیدگی را نشان می دهد ولی بمجرد اینکه اطمینان حاصل می کند که به وسیله کرم بی آزار و یا سوزن معمولی مجروح شده است تمام علائم مارگزیدگی در او از بین می رود و حالت عادی پیدا می کند. این شواهد نمایانگر اثر روانی امر در مصدوم است . با آشنا کردن مردم به نشانیهای مارهای سمی و غیر سمی و تعلیم کمک های اولیه به آنان می توان از بروز اینگونه ترسها و وحشتها جلوگیری کرد .

  24. #94
    babi 007 آفلاين است همکار قدیمی
    انسان به امید زنده است
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    5,690
    تشکر
    6,897
    تشکر شده 12,387 بار در 4,855 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    مختصري راجع به سم مار (قسمت اول)


    سم مار عمدتاً براي بي حركت كردن و كشتن شكار مي باشد و از نظر دفاعي احتمالاً اهميت حياتي دارد . نيش دندان يا فنگ Fang را به دندان تغيير شكل يافته مار گويند كه شيار دار يا مجوف است (همانند سوزن تزريقات) .
    فنگ‌ها در گروه افعيها بزرگ هستند و روي استخوان فك بالا قرار دارند و توسط ماهيچه‌ها حركت مي كنند . در صورتيكه فنگ‌ها در گروه الاپيده مانند كبراها كوتاهتر و به طور ثابت روي استخوان فك بالايي قرار مي گيرند . اين فنگ‌ها در مار دريايي كوتاهتر و همراه چند دندان معمولي روي استخوان فك بالايي قرار دارند .
    مارهاي نيمه سمي گروه كلوبريده غالباً داراي فنگ‌هاي شيار دار و در قسمت خلفي فك بالايي قرار مي گيرند .
    سم مار كه به آن ونوم Venom مي گويند ، مخلوطي از مواد بيولوژيكي متشكل از پلي پپتيدهاي آنزيمي و غير آنزيمي كه عملشان در انسان موجب بروز مسموميت‌هاي مار گزيدگي مي شود . در اغلب مارها سم توليد شده در يك جفت غده سمي ذخيره مي گردد . غده سمي مار از نظر تشريحي شبيه به غده تغيير شكل يافته پاروتيد پستانداران است . اين غده در اغلب مارها در فضايي واقع در پشت چشم و روي استخوان فك بالايي كه به سمت پائين و عقب چشم امتداد دارد به عبارت ديگر بين چشم و گوشه دهان قرار مي گيرد . با حركت سريع استخوان‌هاي سر و فشار وارده توسط ماهيچه‌ها به غده سمي ، مقداري سم از راه كانالي كه به دندان سمي متصل است به شكار منتقل مي شود .
    سم مار حاوي فسفوليپاز A و يا تركيبي از آنست (Phospholipase A) بعضي از فسفوليپازها نسبتاً غير سمي و برخي ديگر به شدت سمي و عصب گرا (Neurotoxic) و ماهيچه گرا (Myotoxic) هستند . سم اغلب افعي‌ها داراي اندوپپتيداز و ارژنين استرهيدروليز مي باشد (Endopeptidases and arginine esterhydrolases) كه در بروز كاهش فشار خون ، خونريزي و نكروز كمك مي كنند . سم مار جعفري (Echis carinatus) احتمالاً داراي اكارين (Ecarin) است كه اثر شديد پروترومبين را دارد و اختلالات انعقادي را باعث مي شود . ظاهراً سم افعي شاخدار يا (Cerastes) اثر مشابهي دارد . سم كبراي جنوب (Walterinnesia) و كفچه مار (N.naja oxiana) مانند ساير گروه الاپيده داراي پلي پپتيد نروتوكسين همراه با فلجي پس سيناپس اعصاب ماهيچه اي است . سم مار شاخدار ايراني خاصيت پيش سيناپسي نروتوكسين و فسفوليپااز را دارد . سم مارها دريايي داراي خواص نروتوكسين و مايوتوكسين و فسفوليپاز مي باشند .
    پراكندگي و ويژگيهاي مارهاي سمي جهان در جدول شماره 3 تحت عنوان رده بندي مارهاي سمي جهان نشان داده مي شود .
    علاوه بر آنزيمها ، مقادير مختلفي از تركيبات پلي پپتيدي يا ليپيدها ، كربوهيدراتها و يونهاي فلزي مانند سديم ، پتاسيم ، منيزيم ، روي ، كلسيم ، مس ، منگنز و از عناصر غير فلزي سموم مي توان فسفر و كلر را نام برد كه به نسبت‌هاي مختلف در بعضي از سموم مارها وجود دارد . بطور كلي 90 تا 92 درصد وزن خشك سم مار حاوي بيش از يك توكسين اصلي است . اثر سم مار در انواع مارها بر روي نسوج زنده متفاوت و ممكن است يك يا چند خاصيت سمي در سم يك نوع مار موجود باشد . با تزريق سم مار به حيوانات آزمايشگاهي آثار ظاهر شده با نشاني هاي باليني از تمام خواص سم خواهد بود . به عبارت ديگر سم مار از نظر آزمايشگاهي از يك سري عوامل و فاكتورهاي مختلف تشكيل مي شود . بنابراين تصوير نهايي مسموميت با سم مار حاصل فعل و انفعالات پيچيده متقابل بين پلي پپتيدهاي زهري با آنزيمهاي گوناگون و محيط داخلي بدن انسان است .
    به طور كلي آثار مسموميت با سم مار به دو گروه موضعي و سيستميك تقسيم مي شود آثار مسموميت موضعي عبارت از ورم موضعي ، نكروز بافت ، طاول و غيره مي باشند . از آثار مسموميت سيستميك مي توان از مسموميت عصبي ، مسموميت خوني ، مسموميت عضلاني و مسموميت‌هاي قلبي و كليوي نام برد .
    از نظر باليني زهر افعيها خون گرا يا موثر در خون (Vasculotoxin) و زهر مارهاي الاپيده مانند كبرا عصب گرا يا موثر در عصب (Neurotoxin) و زهر مارهاي دريايي ماهيچه گر يا موثر در ماهيچه (Myotoxin) ميباشند .
    به طور خلاصه سم مار ممكن است حاوي فاكتورهاي نروتوكسين ، پروتئوليتيك ، انعقاد كننده خون ، فسفاتازها ، كولينسترازها ، هيالورونيدازها ،‌ امينو اسيد اكسيداز و آنزيمهاي ديگر باشد كه مي توان آنها را جداگانه مورد مطالعه قرار داد .
    براي مطالعه فاكتورهاي مختلف سم از روشهاي متفاوتي استفاده مي شود . روشهاي فيزيكي و شيميايي مانند كروماتوگرافي ، ژا فيلتراسيون به وسيله سفادكسها ،‌جدا سازي پروتئين‌ها توسط الكتروفورز ، اسپكتروفوتومتري و تعيين PK‌ها ، مطالعه متابوليكي مانند اندازه گيري فعاليت آنزيمي ، روشهاي ايمونوشيميايي مانند ايمونوديفوزيون اوكترلوني Ouchterlony، ايمونوالكتروفورز و غيره .
    مي دانيم كه مايعات بيولوژيك حاوي مجموعه اي از پروتئين‌هاي مختلفي بوده و به منظور بررسي پروتئين به خصوص ، روش جداسازي مي بايستي به گونه اي انتخاب شوند تا نسبت به پروتئين مورد نظر كاملاً ويژگي داشته باشند . تهيه پادتن بر عليه پروتئين‌هاي بخصوص داراي ويژگي بوده و بر همين اساس مي توان پروتئين مورد نظر را از يك نظر را از يك مجموعه جدا نمود .
    روشهايي كه در حال حاضر مورد استفاده قرار مي گيرند همگي بر مبناي كمپلكس بين پادتن – پادگن استوار مي باشند و روشهاي ايمونولوژي با اندازه گيري يك و يا تعدادي از تركيبات نظير سيستم پادتن ، پادگن و مجموعه زينهاري انجام مي شوند كه در زير اختصاراً به آنها اشاره مي گردد :
    1-Recovery of immune complex
    (a) Assay of weight
    (b) Assay of volume (immunocrit)
    (c) Measurement of protein of nitrogen .
    2- Gel precipitation
    (a) Radial immunodiffusion (Mancini)
    (b) Double diffusion (Oucterlony)
    (c) Immunoelectrophoresis
    3- Labelled antigen or antibody
    (a) Radioimmunoassay
    (b) Haemagglutination
    (c) Enzyme linked immunoabsorbent assay (ELISA)
    4- Light Scatterung
    (a) Immunonephelometry
    (b) Immunoturbidimetry
    5- Other
    (a) Changes in viscosity
    (b) Changes in sedimentation
    براي كسب اطلاعات بيشتر و به خصوص از جزئيات روشهاي متداول به كتاب بيوشيمي كاربردي ،‌1370، انتشارات دانشگاه تهران ، ترجمه استاد محترم آقاي دكتر اسماعيل علمي آخوني مراجعه شود .
    اثر سم روي عناصر سلولي و مايعات بدن :
    سموم منعقد كننده به دو گروه تقسيم مي شوند : گروه اول كه با استفاده از روش آزمايشگاهي يا اين ويترو (invitro) فيبرينوژن خالص را بدون حضور كلسيم يا عصاره سلولي و پروترمبين منعقد و آنزيمهاي پروتئولتيك اين سمها مانند پاپائين فيبرينوژن را به ژل فيبريني تبديل مي كند . گروه دوم قادر به انعقاد فيبرينوژن نيستند و آنها پروترومبين را ترومبين تبديل مي كنند و مي توان گفت كه خاصيت آنها مانند تريپسين ولي به مراتب قويتر و موثرتر است . آنزيمهاي پروتئولتيك اين سم‌ها تخريب سلولهاي ماهيچه اي را افزايش مي دهند و از رساندن خون به سلولها جلوگيري مي كنند و احتمالاً هيستامين را آزاد مي نمايند . فسفاتازها رل بسيار مهمي در مسموميتها دارند و باعث هموليزخون و ناراحتي هاي قلبي مي شوند . هموليزي كه در اثر سم ظاهر مي شود به علت تبديل شدن ليستين به ليزوستين است كه روي ماهيچه‌هاي قلب و عمل فيبرين سازي اثر دارد و با ايجاد نقصان در پتاسيم و آب بدن و همچنين مورد حمله قرار دادن سلولهاي اندوتليوم باعث خونريزي ششها مي گردد .
    چنانچه سم كبرا رقيق باشد اين عمل ساده تر انجام مي گيرد . از نظر باليني سمهاي منعقد كننده خون اگر به مقدار زياد و به تدريج و آهسته وارد جريان خون شوند خاصيت انعقاد خون را از بين مي برند يعني خون را دفيبرينه نموده باعث عدم انعقاد خون مي گردند . اگر مقدار اين سم زياد باشد و به سرعت وارد جريان خون گردد باعث انعقاد خون در عروق شده و سرانجام مرگ فرا مي رسد . در مورد سمهاي پروتئولتيك مقدار سم چنانچه كم باشد در محل گزش تورم و درد ايجاد مي شود و اگر زياد باشد موجب قانقرايا يا نكروز موضعي مي گردد . در مورد سمهاي همولتيك وجود هموكلوبينوري يا خونريزي در ادرار و كم خوني از نشاني هاي باليني بشمار مي روند . معمولاً سمي كه خون را منعقد مي كند خاصيت پرتئولتيك را نيز دارد .
    سم عصب گرا يا نروتوكسين عوارض مختلفي مانند فلجي و غيره در سلولهاي عصبي ايجاد مي كند تقريباً 21 درصد پروتئين اصلي سم كبراي را فاكتور نروتوكسين تشكيل مي دهد . از نشاني‌هاي باليني اين سم اختلال بينايي ، فلج و تنگي نفس مي باشد . در اين حالت بيمار با يك چشم اشياء را بهتر تشخيص مي دهد و چنانچه از او پرسش‌هايي شود مانند اشخاص مست پاسخ مي گويد و خيلي آهسته صحبت مي كند . علائم مسموميت سيستميك توسط مار كبرا به سرعت آشكار شده ( در مدت 5 تا 10 دقيقه) و مراجعه سريع بيمار به بيمارستان را ايجاب مي نمايد . سم اين گروه از مارها عوارض عصبي محيطي و مركزي دارند . در مورد اعصاب محيطي اثر اين سم مانند كورار بوده اختلال انتقال عصبي در سيناپس عصبي – عضلاني از پي آمد آن است . علائم عصبي محيطي اين مسموميت عبارتند از فلج عضلاني ( از جمله ماهيچه‌هاي تنفسي ) ، اختلال در اعصاب جمجمه اي مانند افتادگي پلكها Ptosis، لوچي Strabismus تنگي مردمك چشم ، ناتواني در اداي صحيح كلمات ، اختلال در عمل بلع و ريزش آب دهان ، علائم سيستميك مسموميت به صورت توقف مراكز عصبي تنفسي ، گيجي ، تهوع و استفراغ شديد ، خواب آلودگي ، بيهوشي و ندرتاً با جملات تشنجي توام مي باشد . علت مرگ معمولاً توقف تنفس به علت فلج عضلات تنفسي است كه ممكن است حتي در كمتر از 30 دقيقه پس از گزش اتفاق بيافتد .
    بعضي از بيماران به علت عوارض مسموميت مراكز عصبي در حالت اغماء و بيهوشي مي ميرند . مهمترين تظاهرات باليني زهر افعيها ،‌ورم و درد موضعي همراه با نكروز و گانگرن اندام است . زهر افعيها از طريق عروق لنفاوي سطحي پوست منتشر مي شود و در مسير خود سبب درد و تورم شديد ،‌گاهي همراه با طاول ، تراوشات خونابه اي و ترمبوزهاي سطحي مي باشد كه به آهستگي گسترش مي يابند .
    از علائم مسموميت با زهر مار جعفري (اكيس) ، پيدايش ورم ، درد و نكروز است . تهوع ، استفراغ ، سرگيجه و سر درد در عده اي ديده شده است . افزايش ضربان قلب ، بزرگ شدن غدد لنفاوي و دردناك بودن آنها ،‌پيدايش طاول و نكروز بافت اطراف محل گزش را مي توان از آثار باليني بشمار آورد . عوارض خوني سم مار جعفري در اثر آنزيم انعقاد زا سبب تبديل پروترومبين به ترومبين و در نهايت با رسوب فيبرينوژن همراه با پلاكت‌ها به صورت لخته‌هاي كوچك و در نتيجه كاهش فاكتورهاي انعقادي ظاهر مي گردد . اين مجموعه همزمان فيبرينوليز ثانويه و يك فاكتور مخرب عروقي (Vasculotoxin) به نام Hemorragin سبب خونريزي عمومي در بيماران مي گردد .
    سم مار دريايي سبب مسموميت عضلاني ، فلج عضلات چشم ، گشادي مردمك چشم ،‌قفل شدن دهان ، اختلال بلع ، گاهي نارسايي حاد كليوي به علت ميوگلوبينوري و بالاخره نارسايي كبدي مي گردد . سم مار حاوي آنزيمهاي ديگري مانند پروتئاز (Protease) كه در سم كفچه مار و بعضي انواع افعيها وجود دارد عملش مانند تريپسين بوده ولي قدرت و اثرش به مراتب بيشتر است . ارپسين (Erepsin) و فسفواستراز Phosphosterase و كولين استراز Cholinsterase آنزيمهاي ديگري هستند كه در سم كبرا وجود دارند و باعث پيدايش كولين و اسيد استيك مي گردند . احتمالاً اين آنزيمها در سم گروه افعيها وجود ندارند . هيالوذونيداز Hyaluronidase آنزيمي است كه باعث افزايش بيماري‌هاي جلدي نزد پستانداران مي شود . اسيد هيالورونيك مقاومت سلولها و بافتهاي مختلف را افزايش مي دهد و از نفوذ مواد خارجي به سلولها جلوگيري مي كند . در صورتيكه هيالورونيداز اين مقاومت را تقليل مي دهد و باعث نفوذ مواد خارجي و جذب سلولي كي گردد . ژل داخل سلولي و نسج همبند مانند سد محكمي است كه مانع نفوذ سم به داخل بافتها مي شود و احتمالاً اين سد توسط هيالورونيداز كه يك آنزيم حلال است شكسته مي شود .
    آنزيمهاي ريبونوكلئاز و ديزوكسي ريبونوكلئاز (Ribonuclease and Desoxyribonyclease) عمل هيدروليز را افزايش مي دهند و اغلب در سم مارهايي كه داراي خاصيت عصب گرا يا نروتوكسين هستند مانند كبرا وجود دارند . آنزيم افيواوكسيداز Ophio-oxidase به تنهايي سمي نيست ولي موجب آزاد شدن پروتئاز و باندهاي چربي و در نتيجه اتوليز و عفونت را باعث مي گردد . به طور كلي هيالورونيداز جذب سلولي را تسريع و افيواوكسيداز به اتوليز و فاسد شدن مواد كمك مي كند . سم عصب گرا شكار را فلج كرده و لستياناز Lecithinase قسمت داخلي و شفاف اندوتليال را مورد حمله قرار مي دهد و ليزوستين توليد شده در تخريب و از بين بردن سلولها موثر است و سرانجام پروتئاز به گلبولهاي قرمز حمله مي كند و موجب تخريب آنها مي شود . به عبارت ديگر سم اغلب مارها داراي خواص منعقد كننده و پروتئولتيك است كه از اجزاء مختلف تشكيل مي شود . اين اجزاء را همانطوري كه گفته شد مي توان با روشهاي آزمايشگاهي مورد بررسي قرار داد . سم مار خاصيت اسيدي دارد و وزن مخصوص آن بين 1030-1070مي باشد سم خشك شده در آب مقطر و سرم فيزيولوژي به خوبي قابل حل است . جدول شماره 4 مقايسه وزن مولكولي و سم نوروتوكسين در نمونه‌هايي از چهار گروه اصلي مارهاي سمي جهان را نشان مي دهد .


  25. تشکرها از این نوشته :


  26. #95
    babi 007 آفلاين است همکار قدیمی
    انسان به امید زنده است
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    5,690
    تشکر
    6,897
    تشکر شده 12,387 بار در 4,855 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    مختصري راجع به سم مار (قسمت دوم)

    تهيه سم مار :
    براي تهيه سم مار در گروه الاپيده مانند كبرا از يك شيشه مخصوص استفاده مي شود . درب شيشه را با يك ورقه لاستيك نازك مي بندند (مثلاً از جنس تيوپ موتور سيكلت) ، با يك چوب يا عصايي كه در پس گردن مار قرار مي گيرد آنرا مهار مي كنند . بدين ترتيب مار كبرا را با دست مي گيرند و دهانش را به شيشه نزديك مي كنند و در اين موقع مار پوشش لاستيكي را گاز مي گيرد و چند قطره سم داخل شيشه مي ريزد .
    در انواع افعيها احتياجي به پوشش لاستيكي نيست و دندان سمي يا فنگ مستقيماً داخل شيشه قرار داده مي شود و با فشار مختصري به غده سمي محلول سم داخل شيشه ريخته مي شود .
    غلظت و مقدار سم بستگي به انواع و جثه مار‌ها و فصل سم گيري دارد . سم حاصل را در شرايط خاصي در دستگاه خشك كننده يا در مجاورت P2O5 يا كلروكلسيم در ديسكاتور تحت خلاء يا بدون خلاء خشك مي كنند كه دور از نور ، رطوبت و حرارت مي توان آنرا براي مدت زيادي حفظ كرد . رنگ سم در انواع مارها متفاوت است. ممكن است سفيد روشن يا كدر يا زرد روشن يا نارنجي متمايل به قهوه اي باشد . گاهي سم مترشحه از غده‌هاي چپ و راست مار از حيث كميت و كيفيت با هم اختلاف دارند و اين تفاوت در جنسهاي نر و ماده مارهايي كه از يك نوعند نيز مشاهده مي شود . مقدار سم كبراي نر بيشتر از سم كبراي ماده است ولي اين نسبت در گروه افعيها صدق نمي كند . سم كبراي مسن و تيره رنگ بيشتر از كبراي جوان و كم رنگ مي باشد . مقدار سم مار كبرا بيش از انواع ديگر مارهاي ايراني است .
    بطور كلي با توجه به ميزان ترشح سم و قدرت كشندگي يا LD50 آن ، ‌مار كبرا ، مار جعفري ، افعي يا گرزه مار و مار شاخدار به ترتيب از ساير انواع ديگر مارهاي سمي ايران خطرناك تر هستند .
    مقدار سم نوزادان مارهاي سمي گاهي براي كشتن يك فرد بالغ كافي مي باشد و گاهي مقدار تزريق سم به شكار كمتر است . اين كيفيت بستگي به بلندي و كوتاهي دندان سمي ، ‌جثه ، تغذيه ،‌فصل و نحوه گزش دارد .
    بر حسب گونه‌هاي مار ، علائم مار گزيدگي متفاوت است . حجم مار ، سن ، مقدار تزريق سم ، قدرت كشندگي سم ، محل تزريق سم در بدن و فاكتورهاي متفاوت ديگر همگي قابل بررسي هستند . علائم باليني شناخته شده از مسموميت مار گزيدگي در ايران در جدول شماره 9 بطور فشرده بيان شده است . گزش هاي خطرناك مار گزيدگي در ايران اكثرا مربوط به گروه افعيها و مخصوصاً گزش گرزه مار يا افعي است كه غالباً در چراگاه‌ها و مناطق كشاورزي اتفاق مي افتد . علائم باليني اين مارها معمولاً حدود 15 دقيقه يا كمي بيشتر پس از گزش ظاهر مي شوند . نشاني‌ها غالباً با درد ، تورم ، تشنگي ، تهوع و گاهي اسهال همراه هستند . تورم در ناحيه گزش به سرعت پيشرفت مي كند و غدد لنفاوي مربوطه بزرگ و حساس مي شود . كاهش فشار خون و تاكي كاردي مي تواند پيش درآمد يك شوك باشد . اگر گزش در نواحي فوقاني بدن اتفاق افتد ،‌تورم طي 24 ساعت گسترش مي يابد ، ادرار كم مي شود ، كبودي و طاول در محل گزش و افزايش درجه حرارت بدن حتي بدون عفونت ديده مي شود .
    جدول شماره 9 – مهمترين علائم باليني مسموميت‌هاي حاصل از گزش مارهاي سمي ايران كه تا به حال گزارش كرده اند . در مورد علائم باليني مار شاخدار Psedocerastes persicus و كبراي جنوب ايران Walterinnesia aegyptia و ساير مارهاي سمي ايران گزارش مدوني وجود ندارد .
    معمولاً تورم حدود يك هفته ادامه دارد . نكروزهاي موضعي كه موجب سلب فعاليت بيمار گردد به ندرت ديده مي شود . خونريزي و شوك باعث مرگ مي گردد و درمان ناقص غالباً باعث ناهنجاري و ميزان تلفات را به 33 درصد افزايش مي دهد .
    گزش مار جعفري (Echis carinatus) داراي علائم مشابهي است ولي تورم چندان گسترش ندارد و شوك زودرس ندرتاً ديده مي شود . طي 6 ساعت سير بيماري پيشرفت مي نمايد و اختلالات انعقادي ظاهر مي شود . خونريزي هنگام سرفه كردن ، خونريزي از بيني و در ادرار و مدفوع خون وجود دارد .
    اختلالت انعقادي 3 تا 4 هفته خاتمه مي يابد . مواردي از مرگ به علت خونريزي داخلي تا 3 هفته بعد از گزش هم گزارش كرده اند . با وجود مراقبت هاي بيمارستاني ممكن است 5 تا 10 درصد بيماران تلف شوند . علائم باليني گزش افعي شاخدار (Cerastes) چندان مشخص نيست . درد موضعي ، تورم و طاول را معمولاً از نشاني هاي باليني گزش اين مار مي دانند . موارد مرگ ناشي از گزش اين افعي خيلي كم است . چون در تشخيص نوع مار شك و ترديد دارند لذا جزئيات علائم باليني كاملاً مشخص نمي باشد . در مورد علائم باليني مار شاخدار ايراني Pseudocerastes) اطلاعات كافي وجود ندارد . از نتايج بررسي سم اين مار بر روي حيوانات آزمايشگاهي چنين استنباط مي شود كه گزش اين مار براي انسان خطرناك است . همچنين در مورد گزش كبراي جنوب و غرب كشور (Walterinnesia) اطلاعات كافي وجود ندارد .
    ولي در گزش كفچه مار (Naja naja oxiana) همانند ساير كبراها ، متعاقب گزش مار ، درد و تورم موضعي همراه با علائم عصبي از قبيل افتادگي پلكها ، تاري ديد و اختلال بينايي و اتساع مردمك چشم و اختلال تكلم و مشكل بلع ممكن است در طي 30 دقيقه ظاهر شود . فلج شامل تمام عضلات و از بين رفتن رفلكس‌هاي تاندوني ،‌خواب آلودگي و گيجي را به دنبال دارد . مشكل تنفس ، تشنج و اغماء و در نهايت مرگ را باعث مي شود . چون سم كبراي جنوب و غرب كشور (Walterinnesia) شبيه سم كفچه مار است لذا ممكن است اين نوع مار علائم باليني مشابهي داشته باشند .
    گزش مار دريايي موجب درد و تورم نمي شود . در حدود 50 درصد از گزش هاي مار دريايي مسموميت قابل توجهي را نشان نمي دهند . اولين تظاهرات مسموميت حاصل از سم دريايي به صورت دردهاي عضلاني است كه الزاماً در نزديكي محل گزش نمي باشد . بروز يا احساس درد معمولاً طي دو ساعت بعد از گزش است و عضلات در لمس دردناكند . علائم عصبي همانند آنچه در مسموميت با كبرا گفته شده ممكن است ديرتر پديد آيد . نارسايي تنفسي ،‌ايست قلبي در اثر هيپركالمي يا نارسايي كليوي ممكن است باعث مرگ بيمار شوند . اثرات سموم تمام مارهاي دريايي ظاهراً مشابه اند .
    گزش مارهاي نيمه سمي ندرتاً باعث مسموميت مي شود . تظاهرات مسموميت معمولاً به صورت درد ، تورم و خون مردگي در اطراف ناحيه گزش است و گاهي باعث تورم غدد لنفاوي ناحيه مي شود . همچنين مواردي از گز گز و انقباضات غير ارادي عضلاني ، افتادگي پلكها ، مشكل بلع و اختلال تنفسي و حتي مرگ گزارش شده است .

  27. #96
    babi 007 آفلاين است همکار قدیمی
    انسان به امید زنده است
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    5,690
    تشکر
    6,897
    تشکر شده 12,387 بار در 4,855 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    آمار مار گزيدگي در ايران

    سم مارهاي دريايي به مراتب قويتر و كشنده تر از سموم افعي‌ها و كبراها مي باشد . جدول شماره 5 قدرت كشندگي (ld50) و حد متوسط سم هر يك از مارهاي ايران را نشان مي دهد . اين ارقام با توجه به بررسيهاي نويسنده در طي بيش از سي سال اخير روي بيش از يكصد و سي هزار مار سمي ايران استخراج شده است . متاسفانه آمار مدون و دقيقي از تلفات يا بطور كلي از حوادث مار گزيدگي در ايران وجود ندارد ، آنچه را كه از مراكز مختلف درماني و متفرقه جمع آوري كرده‌ام غالباً از نظر فني ناقص و غير قابل بررسي است . در بسياري موارد مار گزنده ناشناخته بوده و يا مريض پس از درمان سر پايي و تزريق سرم مرخص شده است . بنابراين آماري كه داراي پايه و اساس علمي باشد فعلا در اختيار نيست يا از آن اطلاعي ندارم . جدول شماره 10 آماري كه از مارهاي شناخته شده ايران بين سالهاي 1339 تا 1370 و جدول شماره 11 تركيب و تنوع مارهاي ايران و جدول شماره 12 مقايسه جمع آوري جانوران را در يك دهه از مناطق مختلف كشور به وسيله انستيتو رازي نشان مي دهد .
    بيان دو نكته زير تا حدي مي تواند مورد توجه باشد . طي سالهاي 1340 تا 1370 تحويل سرم ضد مار گزيدگي از طرف انستيتو رازي به سازمانهاي بهداشتي كشور گاهي متجاوز از بيست و سه هزار آمپول در سال بوده است . بدون شك اين رقم تماماً به مصرف درمان مار گزيدگي نرسيده است بلكه در اثر گسترش شبكه درماني كشور و به خصوص اعزام كارشناس به نقاط دور افتاده مقداري از اين سرمها به عنوان پيشگيري و احتياط مورد استفاده بوده است . با توجه به جدولهاي 10 تا 12 كه تعداد مارهاي سمي و نسبت آن را در سطح كشور و بخصوص جدول شماره 5 و 13 كه در آن مقدار سم هر مار و قدرت كشندگي (ld50) سم را نشان مي دهد احتمالاً به ترتيب موارد گزش مار جعفري ، افعي يا گرزه مار ، مار شاخدار و كفچه مار بيش از انواع ديگر است . اغلب معتقدند كه گزش مار سمي باعث مرگ مي شود در حالي كه عملاً چنين نيست ،‌زيرا اصولاً مارها به دو منظور حمله مي كنند : اول اينكه حمله و گزش را براي شكار تغذيه انجام مي دهند كه در اين صورت قسمت بيشتر سم خود را به شكار تزريق مي كنند ، تا پس از كشتن آن عمل بلع آسان گردد .
    دوم اينكه از ترس و براي دفاع از خود عمل گزش را انجام مي دهند كه در اين حالت فقط قسمتي از سم خود را تزريق مي كند و ممكن است مصدوم از مرگ نجات پيدا كند . در نوع اول (كه تقريبا 4/1 از مار گزيدگي‌ها از اين نوع است) بيمار حالت سخت مسموميت را نشان مي دهد و در اين مورد تاخير در درمان غالباً موجب مرگ مي شود . گاهي مرگ در اثر ترس است كه حالت نامطلوبي دارد . ترس درجات مختلفي دارد و اغلب موجب مي شود كه حتي يك دقيقه بعد از گزش ، علائم مسموميت ظاهر شود . در صورتي كه در مسموميت كلاسيك معمولاً ظهور نشاني‌هاي مسموميت نيم ساعت تا يك ساعت بعد از گزش طول مي كشد . افرادي كه بيش از حد ترسيده باشند دچار سردي پوست و بعد سستي نبض و سرعت تنفس مي شوند و در آنان درد در محل گزش خيلي زود ظاهر مي شود كه گاهي يك تزريق بي اثر مثلاً سرم فيزيولوژي تا حدي آلام مريض تسكين مي يابد . بطور كلي ترس اثر مهمي در تلفات ناشي از مار گزيدگي دارد . آن دسته از افراد علاقمند و محقق و مسئول كه مي خواهند در آتيه با مطالعات ارزنده خود مسئله مار گزيدگي را در ايران دقيقا از نظر آماري مطالعه كنند توجه خواهند داشت كه علاوه بر ثبت سوابق درماني بيمار و مشاهدات باليني و آزمايشگاهي كه بايستي متكي بر تشخيص نوع مار و عوارض مسموميت باشد ،‌موضوع واكنش‌هاي سرمي را مد نظر بگيرند . به عنوان مثال واكنش‌هاي سرم ضد مارگزيدگي در سنين مختلف بررسي شود و عوارض ناشي از تزريق سرم‌ها در بيماران در مناطق مختلف جغرافيايي مشخص گردد . متاسفانه از اين قبيل آمار هنوز در مورد گزش مارهاي ايران تهيه نشده است .

  28. تشکرها از این نوشته :


  29. #97
    babi 007 آفلاين است همکار قدیمی
    انسان به امید زنده است
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    5,690
    تشکر
    6,897
    تشکر شده 12,387 بار در 4,855 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    سرم ضد مار گزيدگي

    سرم ضد مار گزيدگي به مواردي اطلاق مي شود كه خاصيت خنثي كننده سم مار را داشته باشد . اين سرم كم و بيش هترولوگ است (Heterologous) و با ايمن سازي حيوان (اسب حيوان انتخابي) بر ضد سموم مار تهيه مي گردد . تزريقات سم به اسب از مقدار كم شروع و بتدريج افزايش مي يابد . پس از اينكه مقدار كافي پادتن تهيه شد از حيوان خونگيري به عمل مي آيد . پلاسماي خون را جدا مي كنند و با استفاده از روش انزيماتيك يا هضم با پپسين و فراكسيونه كردن با سولفات آمونيوم (NH4)2SO4 پلاسما طبق دياگرام يا نمودار شماره 2 تصفيه و تغليظ مي گردد (لطيفي 1978). سرم‌هاي درماني بايد از نظر شيميايي و بيولوژيكي آزمايش شوند . سرم داراي اندكي فنل است و به صورت پلي والان (چند ظرفيتي) يا منووالان (اختصاصي) در آمپولهاي ده ميلي ليتري به نام سرم پلي والان ضد مار گزيدگي (Polyvalent antivenom) يا سرم منو والان ضد مار گزيدگي Monovalent antivenom يا Species – Specific antivenom تقسيم مي كنند و همراه دستورالعمل و تاريخ مصرف به صورت مايع يا ليوفيليزه عرضه مي شود . سرم پلي والان ضد مار گزيدگي ساخت انستيتو رازي بر ضد سم پنج نوع افعي (گرزه مار ، مار شاخدار ،‌مار جعفري ، افعي زنجاني ، افعي قفقازي) و يك نوع كبراي ايران يا كفچه است . سرم‌هاي منو والان يا اختصاصي كه بر ضد زهر هر يك از انواع مارهاي ياد شده تهيه مي شود فقط در انستيتو رازي موجود است و تنها در موارد ضروري و فوري به درخواست كننده عرضه مي گردد .
    ارزش درماني هر يك از سرمها بستگي به ميزان قدرت خنثي كننده سم هر ميلي ليتر سرم و ساير خصوصيات آن دارد . بعضي از خصوصيات سرم ضد مار گزيدگي در جدول شماره 14 نشان داده مي شود . براي سنجش عيار زهر و پاد زهر از رقتهاي مختلف زهر يا مخلوطي از سم و سرم در حجم 5/0 ميلي ليتر استفاده مي شود كه به داخل رگ موش به وزن 20-18 گرم تزريق مي گردد . مقدار زهر خنثي شده در هر ميلي ليتر از سرمهاي منووالان و پلي والان ضد مار گزيدگي در جدول شماره 15 مشخص مي باشد . همچنين جدول شماره 16 اثر اختصاصي و غير اختصاصي سرم را در برابر سموم مارهاي ايران نشان مي دهد .

  30. تشکرها از این نوشته :


  31. #98
    babi 007 آفلاين است همکار قدیمی
    انسان به امید زنده است
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    5,690
    تشکر
    6,897
    تشکر شده 12,387 بار در 4,855 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    كلياتي درباره مارهاي ايران

    مارها در مناطق گستردهای از زمین پراکنده می باشند کشور ما به ویژه در بخشهای مرکزی بعلت کویری بودن و خشک بودن این مناطق محل مناسبی برای زندگی برخی مارها می باشد که عمدتا خطر ناک هستند مانند انواع افعی ها از جمله افعی شاخدار، تیر مار ، مار جعفری ، گرزه مار و برخی دیگر از انواع شاید بد نیست بدانید مارها در عین حال اینکه حیواناتی خطر ناک و مهاجم هستند بسیار حیوانات ترسوئی نیز میباشند اگر به انها زیاد نزدیک نشوید و یا در موقعیت مناسبی قرار داشته باشید که مار نتواند به شما حمله کند این حیوان به سرعت سعی به فرار می کنداغلب حمله انها به انسان بدلیل بی احتیاطی است از انجا که مارها اغلب هم رنگ محیط اطرافشان هستند از این رو دیدن انها بسیار دشوار است و به همین لحاظ اغلب بدلیل ندیدن انه بیش از حد به انها نزدیک می شویم و حیوان بدون اطلاع از اشتباه ما تنها برای دفاع اقدام به حمله میکند و یا بدون توجه دست در زیر سنگ و یا بوته ها بردن و یا بازی با انها همه از عوامل حمله این حیوان خوش خط و خال به انسان میباشد. بد نیست اشاره شود احتمال روبرو شدن با مار و حمله ان به انسان بسیار ضعیف است. برای روشن شدن باید بدانید مرگ حاصل از اصابت برق اسمان تلفات بیشتری از گزش این حیوان دارد. جالب توجه است اگر بدانید بیش از 90% افرادی که بعلت مارگزیدگی جان می بازند علت مرگ انها وجود سم مار در بدن مقتولان نیست بلکه ترس و استرس از این حیوان و وحشت از ان باعث مرگ می شود حتی در بعضی از موارد روی بدن جان باختگان اثری از گزش پیدا نمیشود. دلیل این امر بسیار روشن است و این مربوط به عوامل مختلفی است که توضیح داده می شود اول باید مکانیزم عمل سم مارها را بدانیم سم مارها به دو گونه عمل میکنند یکی از خطر ناکترین این مکانیزمها اثر سم بر روی سیستم عصبی و در نتیجه فلج عمومی بدن صیداست و دیگری تاثیر بر روی خون که در نوع اخیر سم موجب تخریب گلبولهای قرمز یا به عبارتی موجب همولیز شدن گلبولهای قرمز می شود. به هر حال برای تاثیر هر دو نوع سم نیاز به مقدار کافی از سم می باشد. اما مورد بعدی ساختار تزریق توسط حیوان می باشد برخی از مارها در داخل دندانهای نیش خود حفرهای دارند که مستقیم به کیسه حاوی زهر در فک بالائی حیوان متصل می باشد و در موقع لزوم و فشار بعلت گزش سم از کیسه ها خارج شده و از تریق کانال مذکور به بدن صید تزریق میگردد. در این حالت سم به میزان بیشتر و بدون انکه به اطراف ریخته شود وارد بدن صید میشود. اما برخی دیگر از مارها تنها بر روی دندانهای نیش خود دارای شیار ظریفی هستند که روی ان باز می باشد و سم از این طریق به بدن صید میرسد در این شکل مقدارقابل توجهی از سم حدر رفته و همه ان به بدن صید نمیرسد سوم همانطور که گفته شد ترسیدن بیش از حد این حیوان از انسان و همینطور انسان از مار می باشد. نتیجه اینکه مجموع این سه عامل موجب میشود تا انقدر هم که فکر میکنیم مارها خطر ناک نیستند. یعنی دوز یا مقدار سم که بتواند خطر ناک باشد به ندرت توسط مار امکان دارد در بدن انسان تزیق شود. چرا که حتما در موقع تزریق سم هم فرد گزیده شده و هم مار از وجود هم مطلع شده و واکنشهای سریع و خارج از تصوری برای فرار از مهلکه از خود نشان میدهند و به همین دلیل اغلب مار حتی اگر دارای دندان کانال دار و سم مهلک عصبی داشته باشد فرصت تزریق نمی یابد و بسیاری از مواقع ممکن است مار برای شکار و تهیه غذا حیوان دیگری را در موقع صید گزیده باشد که در این صورت فشار مایع سم برای تزریق و مقدار ان در کیسه های زهر کاهش یافته است. به هر ترتیب باید از مارها پرهیز کرد. اما باید توجه داشت این حیوان که بسیار برای ما مرموز و اسرار آمیز است. علاوه بر داستانها و روایتهای تاریخی و حتی احترام برخی از ملل و اقوام به این حیوان از دیر باز ( مصر باستان ) تا امروز ( در برخی کشورهای افریقائی به ویژه هندوستان ) باید اعتراف کرد وجود این حیوان در چرخه اکوسیستم در بسیاری از بیومها ی طبیعی نقشی کاملا مثبت و متعادل کننده بوده و هر گونه تغیر در جمعیت و یا از بین رفتن این حیوان می تواند لطمه سنگینی به محیط زیست وارد نماید. مهمترین عامل کنترل تعداد موشها در مناطق بیابانی و کویری وجود مارها می باشد که نبودن انها موجب افزایش جمعیت این جونده شده و در نتیجه پوشش گیاهی یک منطقه و سایر عوامل موجود در چرخه اکوسیستم یک محیط را به نابودی بکشاند. در روایتها و داستانهای کهن از مار به عنوان نگهبان گنجهای بزرگ و افسانه ای یاد شده و امروزه این حیوان گرانبها ترین گنج انسان امروزی که همان محیط زیست است را نیز نگهبانی میکند. با امید به اینکه به خاطر ترس کاذب خود و یا تفریح به حیوانات آسیب نرسانیم و وجود انهارا در طبیعت پیرامون خود لازم و محترم بشماریم
    تشخیص مارهای سمی و غیر سمی محسن ادیب
    تشخیص سمی بودن مار کار خیلی دشواری نیست موارد زیر روش تشخیص سمی بودن مار را به شما آموزش می دهند :
    سر مارهای سمی مثلثی شکل و بیرون زده از راستای بدن است در حالی که مارهای غیر سمی سری معمولا گرد و مدور و در راستای بدن دارند .
    در مارهای سمی دندانهای نیش از سایر دندانها بزرگترند در نتیجه در نقطه گزش معمولا جای دو دندان به خوبی قابل تشخیص است در حالی که در مارهای غیر سمی دندانه یک اندازه هستند و در نقطه گزش جای دو سری دندان موازی دیده می شود .
    مارهای سمی دارا مردمک چشم بیضی شکل هستند در حالی که مارهای غیر سمی مردمکی گرد دارند ( مار مرجانی که از مارهای منلطق کویری و بسیار خطرناک است دارای مردمک گرد است ولی حلقه های رنگین موجود در پوست آن را مشخص می کند )
    مارهای سمی دارای پوستی رنگین و پر خط و خال هستند در حالی که مارهای غیر سمی پوستی ساده دارند
    مارهای سمی دارای فرورفتگی در بین دو چشم هستند در حالی که مارهای غیر سمی فروررفتگی در بین دو چشم ندارند .
    مارهای کوچک اکثرا سمی هستند و مارهای بزرگ اکثرا غیر سمی هستند .

  32. تشکرها از این نوشته :


  33. #99
    babi 007 آفلاين است همکار قدیمی
    انسان به امید زنده است
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    5,690
    تشکر
    6,897
    تشکر شده 12,387 بار در 4,855 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    انواع مارهای ایران

    - دکتر محمود لطیفی

    تا آنجایی كه مشاهده و مطالعه شده است، مارهای بزرگ ایران در حدود 2متر هستند و مارهای كوچك از چند سانتیمتر تجاوز نمی‏كنند. در ایران بیش از 21گونه مار سمی ونیمه سمی و 35گونه مار غیر سمی و بیش از 5گونه مار دریایی وجود دارد. مارهای ایران به اسامی مختلفی از جمله موارد زیر نامیده می‏شوند: افعی البرزی، افعی پلنگی، طلحه مار، یله مار، تیرمار، آلوسر، كورمار، مارشتری، مار درفشی، مار پلنگی، گرگ مار، گوند مار، لوس مار، سیاه سوجه، مار آتشی، قمچه مار، مار قیطانی، مار خالدار، كك مار، افعی زنجانی، افعی دماوندی، افعی تكابی، افعی آذربایجانی، كوتوله مار، مارگورخری، مارخاكی .

    در ایران چهار گروه مار سمی به شرح زیر وجود دارد كه ممكن است گزش آنها عوارض نامطلوبی به بار آورد:

    .1گروه افعی‏ها (مانند افعی و گرزه مار) .2گروه مارهای كبرا (مانند كبرا و كفچه مار) .3گروه مارهای دریایی .4گروه مارهای نیمه سمی .

    لازم به ذكر است كه معمولا مارهای غیر سمی سهم بیشتری در به وجود آوردن حوادث مارگزیدگی دارند. گزشهای خطرناك مارگزیدگی در ایران بیشتر مربوط به گروه افعی‏ها و به خصوص گزش گرزه مار یا افعی است كه غالبا در چراگاهها و مناطق كشاورزی اتفاق می‏افتد.


    شایع‏ترین نقاط بدن كه توسط مارها مورد گزش قرار می‏گیرند، دستها و پاها هستند. بر حسب گونه مار، علایم و نشانه‏های بالینی مارگزیدگی متفاوت است. حجم مار، سن مار، مقدار تزریق سم، قدرت كشندگی سم، محل تزریق سم در بدن و فاكتورهای متفاوت دیگر در بروز تظاهرات بالینی مارگزیدگی مؤثرند. با توجه به این عوامل بسیاری از افرادی كه توسط مارهای سمی گزیده می‏شوند دچار مسمومیت خفیف شده و تظاهرات بالینی قابل توجهی از خود نشان نمی‏دهند. لازم به ذكر است كه بسیاری از تظاهرات بالینی مارگزیدگی ارتباطی به آثار اختصاصی سم تزریق شده توسط مار ندارد. به طوری كه تهاجم مار و فروشدن دندانها در بدن، باعث ترس و وحشت فرد مارگزیده خواهد شد و علاوه بر آن انجام بعضی از اقدامات و كمكهای اولیه ممكن است باعث تپش قلب، لرزش، برافروختگی، تعریق، احساس سنگینی، درد قفسه سینه، نفس زدن، گیجی، غش، گرفتگی و بی حسی دست و پا، بی حالی و كرختی شود، یا به عنوان مثال بستن محكم عضو مورد گزش توسط بند و غیره می‏تواند باعث تورم و تغییر رنگ عضو شود. مصرف بعضی داروهای سنتی نیز می‏تواند باعث تهوع و استفراغ شود.
    به طور كلی، آثار مسمومیت با سم مار شامل:

    آثار موضعی مانند: تورم، التهاب، سیاه شدن موضع گزیده شده، تاول و...

    آثار عمومی مانند: تهوع، استفراغ، سر درد، فلج اعصاب، اختلالات خونی، فلج تنفس، مشكلات عضلانی، قلبی، كلیوی، و غیره است. این علایم معمولا در ظرف مدت چند دقیقه تا چند ساعت و روز اتفاق می‏افتد .

    ولی گاهی ممكن است به علت واكنشهای حساسیتی نسبت به سم مار در طی مدت زمان كوتاهی اختلال هشیاری، استفراغ، دردهای شكمی، و خس خس سینه بروز كند.


    توپوگرافى مارها





    یكى از عوامل تشخیص مارها شكل و مشخصات ظاهرى آنها است. در اندام مارها سه ناحیه وجود دارد ( سر ، شكم و دم ). فاصله بین انتهاى سر و قلب را گردن مى نامند. شكل مارها متفاوت و اكثرا استوانه اى شكل و قابل انبساط است. دم مارها معمولا مدور و گرد است مگر در مارهاى دریایى كه داراى دمى مسطح و پهن هستند. بعضى مارها خیلى بزرك مانند بوآ و برخى كوچك كه با كرمها قابل اشتباه اند. بدن مارها از پولك هایى پوشیده شده است كه در قسمتهاى مختلف بدن به نامهاى مختلفى موسوم اند. دانستن تعداد ، شكل و قرار گرفتن این پولكها روى بدن ، از نظر شناسایى مارها بسیار حائز اهمیت است. این پولك ها در ناحیه سر نامهاى مختلفى دارند.

    پولك ها در ناحیه بدن در قسمت بالایى بنام پولك هاى پشتى كه ممكنست صاف یا تیغه دار باشند و در قسمت پائینى بنام پولك هاى شكمى و در انتهاى بدن و در انتهاى دم بنام پولك هاى سطح زیرین دم موسوم اند.

    در شكل زیر روش شمارش پولكهاى سطح پشتى نشان داده شده است.

    به طور كلى طرز قرار گرفتن پولك هاى ناحیه سر و بدن ، شكل مردمك چشم یعنى گرد یا بیضى یا عمودى بودن ، رفتار ، زیستگاه و منطقه پراكندگى مارها حائز اهمیت است. طول بدن مار با اندازه گیرى فاصله مابین نوك پوزه یا قسمت قدامى دهان تا انتهاى دم و طول دم از ابتداى آنال یا پولك مخرج تا انتهاى دم به حساب مى آید.

    مارهاى بزرگ ایرانى تا آنجایى كه مشاهده و مطالعه شده است در حدود دو مترند و مارهاى كوچك از چند سانتیمتر تجاوز نمى كنند. دم مارهاى سمى معمولا كوتاه است ولى گاهى ممكن است كه بلند باشد . به طور كلى مى توان نشانى هاى مارها سمى چنین خلاصه نمود:

    در گروه افعیها سر مثلثى شكل یا گوشه دار و از پولك هاى كوچك پوشیده شده است ، مردمك چشم عمودى و دم كوتاه است و داراى گردن مشخص هستند. در گروه الاپیده یا مارهاى كبرى معمولا سر مار به اندازه بدن و در امتداد آن قرار دارد و از پولك هاى مشخص یا قرینه كه با شكل پولك هاى بدن متفاوت است پوشیده مى باشد. در حالت طبیعى ناحیه گردن كاملا مشخص نیست . مردمك چشم گرد یا بیضى و دم نستا بلند است.

    تغذیه این مارها متناسب با اندازه و نوع زیستگاهشان متفاوت است، مارهای آبی که زیستگاهشان منحصرا آب نیست- از قورباغه، ماهی و حیوانات کوچکی که در مناطق جنگلی و مرطوب شمال یافت می شوند تغذیه میکنند، مارکوتوله معمولی، عمدتا حشرات را شکار میکند و مارهای بزرگتر، جوندگان، پرندگان کوچک، سوسمارها و مارهای دیگر را شکار می کنند، مار آبی طعمه را با دهان می گیرد، گرگ مار با مهارت دور شکار خود حلقه میزند که از دست نرود، در حالی که حلقه بستن ماردرختی و گونه مار به دورشکار به منظور انقباض و خفه کردن آن است. هشت گونه از مارهای خانواده کلو بریده سمی و بقیه غیر سمی اند، سم نیش خلفی هشت گونه از این مارها، هنگام شروع به بلعیدن طعمه و جهت بی جان کردن آن موثر واقع می شود، نیش خلفی بیشتر جهت محکم گرفتن شکار اختصاص یافته و معمولا برای کار دفاعی مورد استفاده قرار نمی گیرد.

    زهر آلود شدن انسان توسط این مارها بسیار نادر است و معمولا زمانی روی می دهد که در موقع دستگیری یا اسارت با بی احتیاطی با آنها رفتار شود، البته گزش این مارها دردناک است ولی خطر مرگ ندارد.

    رفتار بعضی ازمارهای این گروه از دید رفتارشناسی نیز درخور توجه است، طلحه مار با بلند کردن سرو پهن کردن پوست گردن حرکات کبری را تقلید می کند، شتر مار (که سمی نیست) درمواردی که احساس خطر میکند، ادای مارجعفری را درمی آورد، حتی از لحاظ تقلید صدای جزجزآن و با جدیت تمام، مانند افعی ها سر را برای گاز گرفتن به جلو می اندازد، واکنش مار موشخور خاوری که غیر سمی و بی آزاد است در مقابل تجاوز، بسیار کمیاب است، چون پس از برخاستن ، به طور تهدید آمیزی، خود را با جهش از هوا به طرف متجاوز پرتاب میکند.

  34. تشکرها از این نوشته :


  35. #100
    babi 007 آفلاين است همکار قدیمی
    انسان به امید زنده است
    تاریخ عضویت
    Apr 2008
    محل سکونت
    مشهد
    نوشته ها
    5,690
    تشکر
    6,897
    تشکر شده 12,387 بار در 4,855 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    چرا گاهی اوقات مار ها غذا نمی خورند

    غذا نخوردن مار ها می تواند علت بیماری یا غیر از آن باشد . اگر شرایط محیط زیست جانور از قبیل دما ، درصد رطوبت و مقدار روشنایی از حد معمول لازم برای زندگی تغییر کند ، طبیعتا تغذیه مار مختل می شود ، بنابراین در مواردی که مار از خوردن امتناع می ورزد ، ابتدا باید عوامل محیطی را مورد بررسی قرار داد . دمای محیط نگهداری مار در روز بین 25 تا 30 درجه سانتیگراد است و در شب نباید از 20 درجه کمتر باشد.
    مار ها از محیط پر جنب و جوش و پر سر و صدا گریزانند و به طور طبیعی خود را از معرض دید پنهان نگه می دارند . برای تعبیه محیط امن برای آنها می توان شیشه قفس را از کف تا ارتفاع 30 سانتیمتر با رنگ سیاه تیره کرد تا مار در پشت آن پناه گیرد . برخی از مارها در شب تغذیه می کنند و برخی در روز .
    ضمنا مارها بر حسب نوع از رژیم غذایی ویژه ای پیروی می کنند . برخی تخم خوار هستند ، برخی از دیگر خزندگان یا جوندگان و برخی هم از غورباقه یا ماهی تغذیه می کنند. انواعی هم به علت کوچکی دهان و نوع اتصال استخوانی آن از کرم و حشرات استفاده می کنندکه باید در امر تغذیه مورد توجه قرار گیرد.
    معمولا پس از مناسب شدن شرایط محیط زیست ، مار شروع به کار تغذیه می کند ولی اگر مدت غذا نخوردن طولانی باشد به طوری که مقدار زیادی از وزن و اب بدن را از دست بدهد ، خود جانور قادر به تغذیه نخواهد بود و باید به اجبار تغذیه شود .


  36. تشکرها از این نوشته :


صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 06:48 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به  شرکت فرهنگ سازان  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت پيگرد قانوني دارد
سئو و بهينه سازي : سئو
Powered by vBulletin® Version 4.2.2 Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved