دوستان مطالب مربوط به انواع پرنده شکاری را در این بخش قرار دهید
دوستان مطالب مربوط به انواع پرنده شکاری را در این بخش قرار دهید
باز، عقاب و لاشخور
بزرگترین و نامتجانسترین خانواده پرندگان شکاری روز می باشد ، اندازه آنها بسیار متفاوت است و منقاری نسبتا کوتاه و کاملا قلاب مانند دارند که نیم نوک بالایی بر خلاف شاهینها دندانه ندارد.
گردنشان کوتاه است ، پاهای آنها قوی و دارای چنگالهای کلفت و قلاب مانند می باشد . این پرندگان معمولا تکزی هستند ، نر و ماده آنها غالبا همشکل است ولی مادهها بزرگترند. روی درختها ، صخرهها و یا زمین آشیانه می سازند ، غذای آنها شامل پستانداران ، پرندگان ، خزندگان ، دوزیستان ، ماهیها ف نرمتنان ، بیمهرگان مختلف و لاشه حیوانات است.
این خانواده شامل کور کورها ، قوشها ، سارگپهها ، عقابها ، لاشخورها و سنقرها می باشد.
کور کورها - Kites
بالهای دراز و زاویهدار و دم دوشاخه دارند ، پرواز آنها سبک و توام با بالبازروی است.نر و ماده آنها همشکل می باشد و روی درختها آشیانه می سازند .پرندگان این گروه ( کورکورها ) گاهی از لاشه حیوانات نیز تغذیه می کنند
قوش ها- Hawks
از بقیه گروههای این خانواده کوچکترند ، با بالهای کوتاه ، گرد و دم دراز در پرواز سریع بین درختها در تعقیب شکار مهارت خاصی دارند، مادهها خیلی بزرگتر از نرها هستند و روی درختها آشیانه می سازند .
سارگپه ها - Buzzards
گردن کوتاه ، بالهای بلند و دم نسبتا کوتاه دارند ، معمولا در حال بالباز اوجگیری و چرخش دیده می شوند.مانند عقاب های کوچک بنظر می رسند ولی سر و منقارشان بالنسبه کوچکتر است ، رنگ پرو بال آنها خیلی متغیر است و از لحاظ تشخیص ارزش محدودی دارد ( به جز نوارهای دم یا طرح زیر بال ) نر و ماده آنها همشکل است و روی درختها یا صخرهها اشیانه می سازند .
عقاب ها - Eagles
شکاریهای بزرگ با بالهای دراز و پهن ، سر و منقار بزرگ ، دم پهن و پاهای پرداراغلب بالباز اوج می گیرند و پروازی باشکوه دارند . تغییرات پروبال انها تدریجی و کند است ، در نتیجه تشخیص نابالغها خیلی دشوار است ، نر و ماده آنها همشکل است ولی مادهها اندکی از نرها بزرگترند .بعضی از عقابها فقط لاشه می خورند ، روی درختها یا صخرههای مرتفع آشیانه می سازند .!
لاشخورها - Vultures
خیلی بزرگ و کند حرکت هستند با بالهای خیلی دراز و پهن ، دم کوتاه و سر بدون پر ( به جز هُما ) معمولا با بالهای باز اوج می گیرند و اغلب با عقابها اشتباه می شوند ولی سرشان کوچکتر است و طرح پرواز متفاوتی دارند ، نر و ماده آنها همشکل است . اغلب با هم دیده می شوند ، از لاشه حیوانات تغذیه می کنند ، روی درختها یا صخرههای مرتفع آشیانه می سازند .!
سنقرها - Harriers
بدنی باریک ، بال های دراز و اندکی زاوهدار ، دم دراز و پاهای دراز دارند.منقارشان چندان ضخیم نیست ، معمولا در ارتفاع کم پرواز می کنند و در پرواز سر بالها را اندکی بالا نگهمیدارند ، نر و ماده آنها همشکل نیست و نرها معمولا از مادهها کوچکترند ، سنقرها روی زمین و یا در نیزارها آشیانه می سازند .
خانواده شاهین
یک خانواده خیلی مشخص از شکاریان روز که دارای بالهای دراز ، نوکتیز و داس شکل و دم نسبتا دراز هستند . منقار آنها کوتاه و قلاب مانند است، با نیم نوک بالایی دندانهدار و پاهای آنها انگشتانی دراز با چنگالهای قوی وقلاب مانند دارد .
پروازی سریع و عالی دارند که شامل بالزدنهای تند و بالبازروی است، کمتر بالباز اوج میگیرند ، معمولا طعمه را با پا می گیرند و با منقار ، گردن آن را از سمت پشت جدا می کنند . اغلب شکار خود را با یک پا نگهمیدارند . نــر و ماده آنها معمولا همشکل است ولی مادهها بزرگترند .
روی درخت ، صخرهها و یا روی زمین آشیانه میکنند و معمولا تکزی هستند .
غذای آنها شامل پستاندارن ، پرندگان ، جوندگان ، دوزیستان ، سختپوستان ، حشرات ، نرمتنان و لاشه حیوانات است .!
دلیجه کوچک نام انگلیسی : Lesser kestrel
نام فرانسوی : Faucon crecerellette
لاتین : Falco Naumanni
چطور پیدایش کنیم:
دلیجه کوچک جنس ماده
اندازه این پرنده 27-33 سانتیمتر است و طول بالهای باز آن 63-72 سانتی متر می شود ؛ این پرنده شبیه دلیجه ولی کوچکتر و رنگش روشنتر است، دم و بالهایش نیز کوتاهتر از دلیجه است. رفتار جسورانهتر ، سر و صدای زیادتر و آشیانه ساختن دستهجمعی ، آن را از دلیجه متمایز می سازد . پرواز آن نرمتر از پرواز دلیجه و دمش باریکتر است ( بخصوص در قاعده ) . به ندرت درجا بالمی زند ، ولی اغلب بالباز روی می کند ، پرنده نــر در سطح پشتی به رنگ بلوطی خوشرنگ ، بدون خال و لکه و سر و دم آن آبیتر از دلیجه نــر است . ماده و نابالغ این پرنده ، شباهت بیستری به ماده و نابالغ دلیجه دارند . در حال پرواز سطح زیرین بالها و دم خیلی کمرنگ است ، با لبه سیاه و در سطح پشتی لکه کبودرنگ بزرگ روی شاهپرهای ثانوی بال دیده می شود . دلیجه کوچک ناخنهایش سفید است ( نام قدیمی : دلیجه ناخن سفید ) ولی ناخنهای دلیجه سیاه می باشد ( نام قدیمی : دلیجه ناخن سیاه ) . دلیجه کوچک معمولا از حشرات در حال پرواز تغذیه می کند.
زیستگاه :دلیجه کوچک جنس نر
اغلب در ساختمانهای متروک ، درههای تنگ و سنگی، شکاف درختان و امثال آن دیده می شود . ولی معمولا در فضاهای باز به شکار می پردازد . به صورت دستهجمعی در سوراخ دیوارهای بلند ، پشت بامها و شکاف صخرهها همراه با کبوترها و گنجشکها ، لانهسازی و زادوولد می کند .
در فصل تولید مثل بین 3-6 تخم می گذارد. ماننده سایر شاهین ها آشیانه دلیجه کوچک هیچگونه ساختاری ندارد و فقط شکاف ها را برای آشیانه بر می گزیند بدون اینکه عملیات ساختمانی روی آن انجام دهد.
دلیجه کوچک جنس نر
پیغوی کوچک نام انگلیسی : Shikra
نام فرانسوی : Epervier shikra
نام لاتین : Accipiter badius
چطور پیدایش کنیم:
پیغوی کوچک
پیغوی کوچک، یکی از کوچکترین پرنده های شکاری و از خانواده قوش ها است. نر و ماده آن شبیه به هم هستند اما جنس ماده بزرگتر است، اندازه جنس نر 29 سانتیمتر ، و ماده آن 33 سانتیمتر ؛ پرنده نر خیلی شبیه نر پیغو ، ولی کوچکتر و رنگ خاکستری سطح پشتی آن کمرنگتر است. بالهای کوتاه و دمی بلند دارد. طرفین سر و گردنش خاکستری کمرنگ است و گاهی در ناحیه گردنش طوق مشخص و کمرنگی مشاهده می شود . چهار یا پنج نوار پهن قهوهای رنگ دارد که این نوارها روی شاهپرهای وسطی دم امتداد پیدا نمی کند . چانه و گلویش سفید یا نخودی است و معمولا اثری از رنگ خاکستری دارد . سطح شکمی آن خرمایی رنگ است و رویهمرفته کمرنگتر از سطح شکمی سایر پیغوها می باشد . پرنده ماده در سطح پشتی قهوهایتر است و روی شاهپرهای وسطی دم آن اثری از راهراه عرضی مشاهده می شود . مانند سایر پرنده های شکاری شکار می کند، بطور غافلگیرانه از روی درختی که خود را روی آن پنهان کرده به سرعت به سمت طعمه حمله ور می شود.
زیستگاه :
جنگلهای تنک و زمین های زراعتی با درختهای پراکنده را ترجیح می دهد و معمولا در جنگلهای انبوه و یا مناطق باز و بیابانی دیده نمی شود . پیغوی کوچک روی درخت آشیانه می سازد . هر سال یک آشیانه جدید می سازد.
صدای پرنده:پیغوی کوچک
پیغوی کوچک صدای بسیار واضح و مشخصی دارد که می گوید : "پیغو... پیغو..."
پراکندگی :
بهطور کلی پیغوی کوچک در گذشته نچندان دور و در فصل تابستان نسبتا فراوان بوده است . و اما در حال حاضر از پراکندگی چندانی برخوردار نیست ، پرندهای است نادر ، اما هنوز هم تعداد قابل توجهای از آنها را می توان در شمال شرقی تا شمال غربی ایران در حوالی سرخس و استان خراسان تا ناحیه خزری و یا آنکه در استان سیستان مشاهده کرد .!
دلیجه
نام انگلیسی : Kestrel
نام فرانسوی : Faucon Crecerelle
نام لاتین : Falco Tinnunculus
چطور پیدایش کنیم:
دلیجه
طول بدن حدود 32 تا 38 سانتی متر است و هنگامیکه بالهایش را باز می کند حدود 60سانتی متر گسترده شده و بزرگتر به نظر می آید ؛ بالهای نوکتیز و دم باریک ، این پرنده را در زمره شاهینها قرار می دهد و اندازه کوچک و عادت درجا بالزدنهای طولانی ، نشانه دلیجه بودن آن است.بالها باریک ودراز و منقار کوتاه وقلاب مانند است و دم نسبتاً بلندی دارد که در انتها کمی گرد می شود.
دلیجه دورنگی- جنسیتی دارد بدین معنی که رنگ نر آن با رنگ ماده آن تفاوت دارد. سر و دم دلیجک نر آبی-خاکستری است. در مادهها، دم قهوهای با نوارهای سیاه است. پرنده نــر ، سطح پشتی بلوطی رنگ و خالدار و سطح شکمی نخودی با خالهای سیاه پراکنده دارد . سر ، دمگاه و دمش خاکستری است و نوار پهن سیاهی نزدیک انتهای سفید دمش دیده می شود ، شاهپرهای اولیه و ثانویه سیاه دارد . پرنده ماده سطح پشتی قهوهای مایل به خرمایی با راهراه عرضی ( نه خالدار ) و دم خرمایی رنگ راهراه دارد. البته در هر دو جنس ناخنها سیاه رنگ است.
در بیشتر ساعات روز تا تاریک و روشن شدن هوا به دنبال طعمه می گردد، پرواز بسیار سریع و دید قوی دارد . ابتدا در آسمان چرخ می زند و موش یا قورباغه ای را لای علفها زیر نظر گرفته و از فاصله 10تا20متری در هوا وبالای سر آن در حالیکه در جا بال می زندد ر یک موقعیت مناسب با سرعت و قدرت به پایین شیرجه رفته و مستقیماً روی سر شکار خود فرود می آید و طعمه را با چنگالهایش می گیرد پرنده بسیار جسوری است و با منقار ،گردن شکار را از سمت پشت جدا می کند و اغلب شکار را با یک پا نگه می دارد و حتی در وزش بادهای سخت با بالهای کشیده و چشمانی که به زیر خیره شده است بدون آنکه سرش را تکان دهد بی حرکت در آسمان می ماند.دلیجه
معمولاً پستانداران کوچک ،مارمولک ها ،نرم تنان،موش ها، قورباغه ها یا حشرات بزرگ را شکار می کند و حتی توانایی شکار قمر یها و مرغان زیبای در حال پرواز را دارد.
دلیجه از پرندگان شکاری (روز زی)و از تیره شاهینیان است که با تکنیک خاص خود در شکار طعمه ،از گونه های دیگر به خوبی تشخیص داده می شود و دلیجه و تعدادی اندک از پرندگان دیگر از جمله پرستوهای دریایی تنها برای چند ثانیه قادرند قبل از یورش به طرف طعمه در هوا بالبال زنان درجا باقی بمانند.دلیجه
در زیستگاههای مختلفی به سر می برد و معمولاً تکزی بوده و در از بین بردن جانوران موذی که به محصولات کشاورزی و باغ ها و درختان آسیب می رسانند نقش مهمی دارد.
صدای پرنده:
معمولاً پرنده ساکتی است اما در هنگام احساس خطر صدای جیغ مانندی به صورت kikikikiki از آن شنیده می شود و گاهی اوقات vriiiiiiih را زوزه می کشد.
زیستگاه :
دلیجه در مناطق باز ،درختزارها و حاشیه تالابها،روی تیرهای برق و صخره ها در نزدیکی شهرها و روستاها به سر می برد.
در علفزارها ، سواحل ، کشتزارها ، فضای باز جنگلها و گاهی در شهرها دیده می شود . در لانه متروک کلاغ و زاغی و امثال آنها ، یا روی صخره های بلند ، ساختمانها و گاهی در شکاف درختها زادوولد می کند .
دلیجه
پراکندگی :
دلیجه از جمله پرندگان بومی ایران است و در گذشته نه چندان دور از پراکندگی فراوانی برخوردار بوده و اما در حال حاضر و طی پانزده سال گذشته اطلاع دقیق و مستندی از وضعیت این پرنده در دست نیست .
باز
باز (باز، قوش، شاهین)، باز بزرگترین پرنده این خانواده است که ۶۱ سانتیمتر طول، وگاهی هم بیشتر طول دارد. این پرندگان در نواحی قطبی شمال آمریکا ، اروپا و آسیا زندگی میکنند. کو چکترین پرنده این خانواده از آن آسیای جنوبی است با طول حدود ۱۵ سانتیمتر. مادهها گاه از نرها بزرگترند اما هردو معمولاً همرنگ هستند. هردو جنس نیز منقاری قوی، تیز، وپاهای نیرومند دارند. شاهین ها به پرندگانی به اندازه خود وگاه بزرگتر از خود نیز حمله میکنند، وبسیاری از پرندگان را میکشند. شاهینها روزگاری در سراسر دنیا میزیست. اما امروزه به شدت کمیاب شده ودر برخی جاها دیده میشوند. احتمالاً معدودی از پرندگان میتوانند تندتر از شاهینها پرواز نمایند. گاه سرعتش هنگام شکار به ۲۹۰ کیلومتر در ساعت میرسد. به آسانی میتواند تندپروازترین اردک ها،کبوتر ها ، کبکها را شکار نماید. طول آن به ۴۶ سانتیمتر میرسد، بالهای گسترده اش به حدود ۱۰۹ سانتیمتر میرسد. قسمت بالای بدنش آبی خاکستری، وقسمت پائین سفید وبالکههای مایل به سیاه است. لانه اش را درکنار صخره های بزرگ میسازد و ۲تا ۶ تخم میگذارد.
عقاب طلایی
این جانور در ایران در امتداد دو رشته کوه البرز و زاگرس و کویرهای مرکزی سکونت دارد. ماده از نر بزرگ تر است و جز این تفاوتی ندارند. در 4 تا 5 سالگی بالغ می شود. عقاب طلایی نام خود را از پرهای طلایی و برنزی تاج، سر و پشت گردنش گرفته است. قهوه ای تیره است و از دور به سیاهی می زند. ساق یا چکمه ای و از هر دو طرف پوشیده از پر است. در هنگام پرواز بالها کمتر به بالا خم شده و تقریبا مسطح است. مناطق صخره ای، چشم اندازهای فراخ را به زمینهای هموار و مناطق جنگلی ترجیح می دهد. عقاب طلایی تنها با یک جفت دیده می شود و تک همسر است و احتمالا تا پایان عمر پیوند جفتها برقرار می ماند.
این جانور برای شکار استراتژیهای گوناگونی دارد. هرکدام قلمرویی به وسعت 90 کیلومتر دارند و می توانند طعمه ای به وزن 6/3 کیلوگرم را طی پرواز حمل کنند. سرعت متوسط عقاب طلایی 50 کیلومتر در ساعت ثبت شده است که می تواند در زمان شیرجه آن را به 320 برساند. این حیوان به طور متوسط روزانه 300 گرم گوشت می خورد که عمدتا از پستانداران تغذیه می کند و پرندگان انتخاب دوم آن است. چند لانه دارند که به طور چرخشی از آن استفاده می کنند و در شرایط لانه می توانند 3 متر قطر و 4 متر ارتفاع داشته باشند. معمولا 2 تخم می گذارند و تا 45 روز روی آنها می خوابند.
انواع عقاب جزء گونههاي جانوري حمايت شده از سوي سازمان حفاظت محيطزيست به شمار مي آيد و زندهگيري و نگهداري آن ممنوع است و متخلفان از اين قانون به پرداخت يك ميليون و 200 هزار تومان (12 ميليون ريال) جزاي نقدي، جريمه خواهند شد.
عقاب طلایی در اساطیر
ابوريحان بيرونی مینويسد که عقاب بال گشوده را که پرچم ايرانيان بود بر سر نيزه بلندی در پيشاپيش سپاهيان میگرفتند. گزنفون تاريخ نويس يونانی می گوید: «پرچم ايرانيان عقابی بود از زر ناب که بر سر نيزه میافراشتند.» و در پيوند با به فال نيک گرفتن آن و اينکه نمادی از بهروزی و پيروزی بوده است، داستانی درباره کوروش بزرگ نوشته است که هنگامی که وی با سپاهيان خود به جنگ آشور میرفت پدرش او را تا مرز کشور پارس همراهی کرد و در آنجا عقابی ديد که پيشاپيش آنان در پرواز است. پدر کوروش آن را به فال نيک گرفت و با خود گفت که پسرش در اين جنگ پيروز خواهد شد.
بر روی يک قطعه کاشی که در کاوشهای باستان شناسی در تخت جمشيد يافت شده، نقش شاهينی با بالهای گشاده ديده میشود که در چنگال خود گويی را گرفته و گوی ديگری نيز بر سر دارد. به گمان پژوهشگران اين عقاب بال گشوده نمادی از خداوند است که بر روی پرچم هخامنشيان نيز نقش میشده است. زيرا بيشتر تاريخ نويسان گذشته يادآوری کردهاند که بر پرچم ايران عقابی نقش بسته بوده است که آن را پيشاپيش سپاه می گرفتند، و اين خود نمادی از پيروزی بوده است.
عقاب طلايي Golden Eagle با نام علمي Aquila chrysaetos (خانواده Accipitridae) يكي از زيباترين پرندگان شكاري است كه در بسياري از مناطق جهان زيست ميكند و در ايران، نيز به صورت بومي وجود دارد. از گذشته دور، اين نوع عقاب به عنوان يك پرنده شكاري محبوب، توسط بشر تربيت شده است. در حال حاضر، عقاب طلايي، با توجه به تهديدات موجود، در زمره پرندگاني است كه نياز به حمايت و حفاظت دارد.
مشخصات ظاهري
پر و بال در هر دو جنس يكسان بوده ولي، ماده بزرگتر از نر ميباشد. اين پرنده داراي جثه درشت، چنگالهاي بزرگ، دم مستطيلي نسبتاً بلند و پهن و بالهاي بلند و عريض است. شاهپرهاي اوليه بال، گسترده و بالا برگشته هستند. پر و بال پرنده بالغ، يك دست تيره و عموماً به رنگ قهوهاي تيره بوده ولي، ناحيه فرق سر، پس گردن، طرفين گردن و صورت، و پوشپرهاي ثانويه بال، رنگ طلايي يا مسي طلايي دارد (نام پرنده، بر اساس همين ويژگي است). دم به رنگ قهوهاي مايل به خاكستري ميباشد.
پرهاي پروازي بزرگ بالها، از زير، خاكستري مايل به قهوهاي ديده ميشود در حالي كه سر، تنه و پرهاي كوچكتر قسمت قدامي بالهاي باز، مايل به سياه هستند. چشمان بالغين، قهوهاي تيره و منقار و چنگالها، سياه ميباشد در حالي كه پايه منقار و پاها زرد رنگ است. سراسر ساق پا تا پنجه از پر پوشيده شده است.
پرنده نابالغ، قهوهاي تيره بوده و پرهاي پس سر آن به رنگ زرد مسي با قاعده سفيد بيرنگ ميباشد. شاهپرهاي اوليه و ثانويه، سفيد چركي است. دم نيز داراي رنگ سفيد چركي به همراه نوار انتهايي تيره و پهني است كه با افزايش سن، از سفيدي آن كاسته ميشود. تنوع رنگ پر و بال در پرنده نابالغ ممكن است موجب اشتباه آن با عقابهاي شاهي، تالابي، جنگلي و دشتي گردد. بال و پر پرندگان جوان، در سنين 4 - 6 سالگي، شبيه بالغين ميگردد. 5 يا 6 زيرگونه شناخته شده از عقاب طلايي وجود دارد كه از نظر انتشار جغرافيايي، اندازه و رنگ، با هم تفاوت دارند.
جنس ماده، در مقايسه با نر، طول بيشتري دارد (طول نر، 76 - 89 و ماده، 89 - 104 سانتيمتر). اين پرنده با داشتن پهناي بال 187 الي 230 سانتيمتري، يكي از بزرگترين عقابهاي نيمكره شمالي است. وزن آن، 3 - 6/5 كيلوگرم (وزن نر 3/6 - 4/5 و ماده 6/5 - 1/4 كيلوگرم) ميباشد.
صدا و پرواز
صداي اين پرنده به صورت پارس كردن بلند و شبيه «كلياك - كلياك - كلياك» (kliak - kliak - kliak) شنيده ميشود.
عقاب طلايي توانايي بالايي در پرواز داشته و بالزنيهاي متفاوتي را به نمايش ميگذارد. از نشانههاي تشخيصي آن در حين پرواز، بال باز روي يا بال باز اوجگيريهاي با شكوه، همراه با بال زدنهاي گاه و بيگاه، ميباشد. عقاب مزبور، در هنگام بال باز روي يا بال باز اوجگيري، بالها را بالا نگه داشته و شاهپرهاي اوليه را ميگستراند و آن را اندكي رو به بالا، به شكل V و كاملاً به جلو نگه ميدارد. سر جلو آمده و دم پهن در حالت بال باز اوجگيري، از اشتباه شدن اين عقاب با سارگپهها جلوگيري ميكند. در هنگام پرواز، در مقايسه با عقاب دريايي نابالغ دم سفيد، داراي دمي درازتر و چهارگوشتر بوده ولي، بالهايش كمتر مستطيلي است. در حين پرواز، بر خلاف ديگر قوشها و كركسها، بالها را در حالت افقي نسبت به بدن، نگه ميدارد.
اين عقاب بالهاي عريضي جهت پرواز در ارتفاع داشته و براي صعود بيشتر، پرهاي پروازي شكاف داراي مشابه انگشتان دست دارد. پرنده در ارتفاع قابل توجهي از زمين پرواز كرده و تا حد ممكن، كمتر بال ميزند و منطقه زير پايش را به دنبال غذا، زير نظر ميگيرد. براي شكار طعمه، از ارتفاع خيلي كم، حمله كرده و شكارش را با يك پرواز سريع رو به پايين، ميگيرد و ميتواند در حين پرواز، تا بيش از 8 پوند را حمل كرده و با سرعت بالاي 80 مايل در ساعت پرواز كند (سرعت متوسط آن، 28 الي 32 است). سرعت در موقع شيرجه ميتواند تا بيش از 200 مايل در ساعت برسد.
رفتار و زيستگاه
عقابهاي طلايي، پرندگاني نيمه مهاجر هستند به گونهاي كه برخي در يك محل باقي مانده و پارهاي ديگر مهاجرت ميكنند. آنها عموماً به صورت انفرادي يا جفت زندگي ميكنند، هر چند كه ممكن است پرندگان جوان غير جفت، در دستجاتي ديده شوند، يا بالغين در آب و هواي نامعتدل يا وجود غذاي بسيار فراوان، به صورت گروههايي مشاهده شوند.
عقاب طلايي در زيستگاههاي باز و نيمه باز و در ارتفاع 3600 متري از سطح دريا يافت ميشود. زيستگاههاي مورد سكونت آن شامل توندراها، بوتهزارها، چمنزارها، بيشهزارها، درختزارها و جنگلهاي مخروطي است. بيشتر اين عقابها در نواحي كوهستاني يافت ميشوند، ولي، در تالابها و زيستگاههاي ساحلي و مصبي نيز لانهگزيني ميكنند. به طور كلي، عقاب طلايي در كوهستانهاي كم گياه و خشك، و گاهي جنگلهاي كوهستاني و صخرههاي ساحلي و دشتها زندگي ميكند.
توليدمثل و رشد
سن بلوغ جنسي در نر و ماده، 4 - 7 سالگي است. اين پرنده در هر سال، يك بار زاد و ولد ميكند. فصل توليدمثل، بسته به موقعيت جغرافيايي، از ماه اسفند و مرداد است. اين عقابها تك همسر بوده و ممكن است چندين سال، روابط جفتي خود را حفظ كنند. در جمعيتهاي غير مهاجر، جفتها در تمام طول سال، با هم ميمانند. در انواع مهاجر، جفتگزيني و روابط جنسي، زماني آغاز ميشود كه آنها به نواحي توليدمثلي بر ميگردند. فعاليتهاي جفتگيري شامل پرواز موجوار يك يا هر دو جفت، تعقيب، شيرجه رفتن، حمله كردنهاي ظاهري، نمايش چنگالها، با هم اوج گرفتن و چرخيدن است.
عقاب طلايي، اغلب در لبه پرتگاهها يا نوك صخرهها و هم چنين، روي درختان بلند يا عمارتهاي ساخته بشر، نظير آسياب بادي، برج ديدباني و دكل برق، آشيانه ميسازد. نر و ماده، در بهار، با كمك تكههاي چوب و شاخههاي ضخيم، لانهاي سكو مانند با عرض بيش از 2 متر، در ارتفاع تا 107 متري ساخته و داخل آن را با گياهان نرم، علف، برگ و پوست درختان، خزه و گلسنگ آستر ميكنند. جفتهاي نر و ماده ميتوانند در منطقه توليدمثلي خود، چندين لانه داشته باشند كه اغلب، از سالي به سال ديگر و قبل از هر فصل جفتگيري، آنها را بازسازي كرده و مجدداً به كار ميگيرند. نر و ماده، در ساخت يا مرمت لانه شركت ميكنند.
در فصل توليدمثل، 1 الي 4 تخم (به طور متوسط، 2 تخم) به رنگ سفيد كدر با نقاط يا لكههاي قهوهاي يا قهوهاي مايل به قرمز، به فواصل 3 تا 4 روز، گذاشته ميشود. وظيفه اصلي خوابيدن روي تخمها، بر عهده ماده است هر چند كه نر نيز اغلب در اين كار مشاركت ميكند. 35 تا 45 روز (متوسط 42 روز) طول ميكشد تا جوجهها از تخم بيرون آيند. والدين، به تغذيه جوجهها ميپردازند، هر چند كه جنس نر، به ويژه در چند هفته نخست، بخش عمده غذا را فراهم ميكند. 45 تا 81 روز وقت لازم است تا جوجهها پر در بياورند. در اين زمان، آنها از طريق راه رفتن، جست و خيز يا افتادن از لانه، آن را ترك ميكنند. آنها پرواز را در سن 10 هفتگي شروع كرده و 80 - 32 روز بعد از پر درآوري، زندگي مستقلي را آغاز ميكنند. عقاب طلايي، در حالت وحشي، بالاي 30 سال و در اسارت، بيش از 46 سال عمر ميكند.
رژيم غذايي
اين پرنده، به عنوان پرندهاي شكارگر، رژيم غذايي متنوعي از حيوانات زنده و مرده، عمدتاً شامل پستانداران كوچكي نظير خرگوش، سنجاب، موش خرما و راسوي بدبو دارد كه به ميزان كمتر، پرندگاني مثل باقرقره، زاغي و كبوتر، خزندگان (لاكپشت و مار) و ماهيان را شامل ميشود. والدين، تا چند ماه بعد از پر درآوردن جوجهها، با تكه تكه كردن غذا، به تغذيه آنها ميپردازند.
دشمنان شكارچي عقابهاي طلايي كم هستند. بعضي مواقع، جوجههي آنها توسط ساير پرندگان شكارگر صيد ميشوند.
پراكندگي جغرافيايي
عقاب طلايي در نيمكره شمالي، در نواحي امريكاي شمالي (عمدتاً در نيمه غربي)، سراسر اروپا، آسيا و شمال افريقا پراكنده است. عقاب طلايي در ايران به صورت بومي و به تعداد فراوان يافت ميشود. اين پرنده، ساكن نواحي كوهستاني و مرتفع غرب و شمال ايران است.
وضعيت حفاظت
در گذشته، اين عقيده نادرست كه عقاب طلايي به احشام (گوسفندان) و طيور حمله ميكند موجب شد پرنده مزبور به طور گسترده مورد بيمهري انسان واقع شود. گاهاً اين عقاب را با هدف تربيت آن به عنوان پرنده شكاري، به دام مياندازند. در حال حاضر، اين پرنده در بسياري از كشورها مورد حمايت قرار گرفته و در ايران نيز، در رديف پرندگان حفاظت شده قرار دارد. عقاب طلايي در مناطق مربوطه با تراكم نسبتاً بالايي يافت ميشود.
شاهین
شاهین پرنده ای از راسته شکاریان روزانه از تیره بازها است. شاهین جزو شکاریان بسیارجسور و با شهامت است، و با وجود آنکه از قوش کوچکتر است ولی بعلت جسارتیکه دارد گاهی عموماً به عقاب وقوش حمله میکند. در حدود ۴۰ گونه از اینپرنده شناخته شده است که با نامهای گوناگون زیستگاهشان در سراسر کره زمینپراکنده است. شاهین عموماً آشیانه خود را در کوهستانهای بلند و دور افتادهو در غارهای مشرف به پرتگاهها و صخرهها بلند میسازد ولابلای صخره هایکوهستانی تخم گذاری میکند. گونههای مختلف این پرنده در کوههایایرانفراوان است. شاهین را صیادان جهت شکار تربیت میکنند. زیستگاه این پرندهدر کوهستانهای بلند و دور افتاده، و آشیانه خود را در غارها مشرف بهپرتگاهها و صخرهها بلند میسازد.
نمای ظاهری
شاهین دارای قرنیهای سیاه رنگ و پرهایی زرد رنگ است که به خاکستریمیگراید، و زیر گلو وزیر شکمش قهوهای و دارای خالهای تیره است. نر اینپرنده قدری کوچکتر از ماده است.
ریشه تاریخی
شاهین در پارسی یعنی ازشاه، مانند آهنین که ریشه اش از آهن می آید. شکار کردن با شاهین با آنکه تاریخ اش به دوره پادشاهیآشورمی رسد، بدون شک در دورهساسانیورزش شاهان بوده زیرا در دوره اسلامی گسترش یافت. شکار با شاهین پس از آنبه اروپا گسترش پیدا کرد. نام شاهین می تواند از شکار کردن شاه با پرندهشکاری ریشه گرفته باشد.
شاهینروزگاری در سراسر دنیا میزیست. اما امروزه به شدت کمیابشده ودر بعضی جاها دیده میشود. احتمالاً معدودی از پرندگان میتوانندتندتر از شاهینها پرواز نمایند. گاه سرعتش هنگام شکار به ۲۹۰ کیلومتر درساعت میرسد. طول آن به ۴۶ سانتیمتر میرسد. بالهای گسترده اش به ۱۰۹سانتیمتر میرسد. شاهینها به پرندگان به اندازه خود وگاه بزرگتر از خودنیز حمله میکنند، بسیاری از پرندگان را میکشند.
چرخ Saker falcon
چرخ يا بالابان (Saker falcon) با نام علمي Falco cherrug يكي از گونههاي بزرگ تيره شاهينيان (Falconidae) است.
چرخ بزرگترين شاهين بومي ايران است. طول بدن آن از ابتداي خم بال تا انتهاي دم در حالت معمولي از 38 سانتي متر تا 43 سانتي متر متغير است و در حالات بسيار استثنايي به 47 سانتي متر نيز ميرسد. به اين اندازه رسيدن چرخ بستگي به پارامترهاي زيادي از جمله مساعد بودن شكارگاه، جواني والدين و نوع زير گونه اين پرنده دارد. اما عموما طول پرندگان بومي ايران به زحمت از 43 سانتي متر (از ابتداي خم بال تا انتهاي دم) تجاوز ميكند. در تيره شاهينيان پرندگان ماده بزرگتر از نرها هستند. به طور تقريبي ميتوان گفت اندازههايي مابين 38-40 سانتي متر و از 40 سانتي متر به بالا ماده هستند.
پرندگاني كه روي گستره مرزي تشخيص نر و ماده از لحاظ اندازه قرار دارند را ميتوان از روي بزرگي سر و پنجهها تشخيص داد. پرندگان ماده سري كوچكتر و پنجههايي كلفتتر دارند. اما از لحاظ رنگآميزي تفاوتي بين نر و ماده وجود ندارد.
دم اين پرنده نسبتا بلند و داراي بالهايي دراز و نوك تيز است. طول بالهاي اين شاهين بزرگ بين 105 تا 129 سانتي متر متغير است. اين پرنده گونه مهاجر است و در فصول سرد سال به مناطق گرمتر مهاجرت ميكنند. به اين پديده اصطلاحا زمستان گذراني گفته ميشود. تمامي زير گونههاي اين پرنده مهاجرت دارند، حتي پرندگان بومي نيز اين كار را انجام ميدهند؛ اما مسافتي كه مهاجرت ميكنند بسيار كمتر از پرندگان ديگر است.
زيست گاه
در حقيقت چرخ را ميتوان شكارچي روز زي علفزارهاي وسيع دانست. اما اين امر بدين معني نيست كه اين پرندهن در كوهستان و كوهپايهها ديده نميشود. در واقع استپ را اولين و اصلي ترين زيستگاه اين پرنده قلمداد ميكنند. اگر بالاباني در شكاف صخرهاي تخم گذاري كرده باشد؛ يقين بدانيد اين لانه مشرف به دشت وسيعي است. دليل اين امر نيز بسيار واضح است: به دليل مورفولوژي خاص اين پرنده كه شامل بالهاي بلند و نوك تيز است؛ قدرت شكار در مناطق جنگلي پردرخت را ندارد.
پراكندگي جغرافيايي در دنيا
گاهي اوقات به اين پرنده، شاهين بيابان (Desert falcon) اطلاق ميشود. پراكندگي جغرافيايي چرخ از اروپاي غربي تا شمال كره و از مرزهاي جنوبي جنگلهاي تايگا سيبري تا بيابانها و استپهاي مرتفع خاورميانه و تبت است، چرخ در حقيقت يك پرنده بياباني و نيمه بياباني است.
پراكندگي جغرافيايي در ايران
در فصل مهاجرت اين پرنده در تمامي نقاط ايران به جز مناطق جنگلي ديده ميشود؛ بالابانهايي كه در ايران توليد مثل ميكنند د رتمامي نقاط ايران به جز نواحي جنوبي استانهاي سيستان و بلوچستان، هرمزگان و بوشهر وجود دارند. اما در بعضي از مناطق مانند نواحي شمال شرقي (استانهاي گلستان، خراسان شمالي، خراسان رضوي و سمنان) ورشته كوههاي زاگرس توليد مثل آنها بيشتر است. در بقيه مناطق ايران و به خصوص استان تهران نيز اين پرنده توليد مثل ميكند.
رژيم غذايي
اين پرنده شكاري پستانداران و پرندگان كوچك تا متوسط را در طبيعت شكار ميكند. رژيم غذايي چرخ در وحش بسيار متنوع است. اين پرنده از خانواده موشها Muridae شامل موشها ،هامسترها، ولها و عمدتا جربيلها، خانواده سنجابها Sciuridae، تيره كبوتريان columbidae راسته سوسمارها order sauria وعمدتا خانواده آگاماهاAgamidae، حشرات مناطق استپي مانند ملخ و بسياري ديگر از جانوران در رژيم غذايي خود استفاده ميكند. ميزان مصرف از هر يك از اين منابع غذايي بسته به سن پرنده ومنطقه زيست آن متفاوت است. براي مثال بالابان ماده در سه روز اول خارج شدن جوجهها از تخم فقط آنها را با حشراتي مانند ملخ و آگاماها تغذيه ميكند. چرا كه گوشتي زودهضم و مقوي براي جوجهها دارند. يكي ديگر از موارد، منطقه زيست اين پرنده است. اگر چرخ در مناطقي زيست كند كه در آن موش به وفور يافت شود، بيشتر به شكار آنها ميپردازد.
اما مطلبي كه در اين باب اهميت دارد اين است كه تقريبا در بين تمامي بالابانها جدا از زيرگونه و مناطق زيستشان ولها Arvicolinae و جربيلها Gerbillinae سهم بسيار عمدهاي در رژيم غذايي اين پرنده شكاري دارند.
لانه سازي Nesting
فصل جفت گيري اين پرنده از اواسط اسفند ماه تا اوايل فروردين ماه در ايران است كه البته با توجه به شرايط آب و هوايي داراي تلرانس 15 روزه است در فصل جفت گيري اين شاهين بزرگ لانه سازي نميكند وترجيح ميدهد از لانههايي كه توسط ساير پرندگان مانند كلاغ سياه Ravens، كوركور سياه Black kite، سارگپه پا بلند long - legged buzzard، عقاب شاهي Imperial Eagle، و يا حتي لانههايي كه به دست بشرت ساخته شده اند Artificial nest استفاده كند.
در بسياري از مناطق كشورمان سرزمينهاي استپي وسيعي وجود دارند. پوشش گياهي شامل رستنيهاي كوتاه قامت است و تا جايي كه چشم كار ميكند از اين گياهان ديده ميشود. در اين بيابانها، ظرفيت بسيار بالايي براي زندگي پستانداران و پرندگان كوچك وجود دارد و ليكن لانههاي مناسب براي پرندگان شكاري در محدوديت قرار دارد. در اين گونه استپها است كه چرخ falco cherrug روي زمين لانه ميسازد.
به علت عدم وجود مكاني مناسب براي لانه سازي و در دسترس بودن فراوان دكلهاي برق در ساليات اخير بالابانها روي آنها توليد مثل ميكنند. اين پديده براي ادامه نسل اين گونه بسيار مضر است.وجود ميدانهاي مغناطيسي قوي در حوالي دكلهاي برق و خطوط انتقال آن ، اثرات سويي روي جوجهها و حتي والدين ميگذارد و در ساليان آينده قدرت باروري آنها به شدت تهديد ميشود. حتي اين مسدانهاي قوي مغناطيسي ممكن است در سال اول نيز از تبديل شدن تخمها به جوجه جلوگيري كند.
اين پرنده در هر سال بين 1 تا 6 تخم ميگذارد و 28 تا 32 روز روي آنها ميخوابد. طي اين مدت ماده توسط نر تغذيه ميشود. در حالت خاصي مخصوصا در هنگام غذا خوردن ماده ديده شده است كه نر نيز مدت كوتاهي روي تخم ميخوابد. در سالهاي اول باروري تعداد تخمها از ساليان آخر باروري بيشتر است. در سالهاي آخر ديده شده است كه پرنده 1 تخم ميگذارد و به دليل كهولت سن والدين آن تخم هم تبديل به جوجه نميشود.
زير گونه (Sub Secies)
مي توان اين گونه بدين مطلوب پرداخت كه تا حال حاضر هيچ منبعي درباره انواع زير گونههاي اين پرنده وجود ندارد. با وجود اين ، دو زيرگونه مشخص و قابل شناسايي اين پرنده تحت عنوان چرخ شرقي Falco cherrug milvipes و چرخ غربي Falco cherrug cherrug نام دارند.
در مورد زير گونه F.c.cherrug در پرندگان بالغ بالها و پشت فاقد نوارهاي عرضي است در حالي كه زيرگونه milvipes داراي خطوطي در پشت و روي بالهاي خود هستند.
تمامي زير گونهها در مورد پرندگان نابالغ بسيار شبيه يكديگرند و تشخيص آنها از يكديگر بسيار مشكل است. در صورتي كه پرنده براي يك دوره پر ريخته باشد، شناسايي زيرگونه آن راحتتر است. اين امر بدان معني است كه در سال دوم تشخيص زير گونهها آسانتر ميشود. با وجود اين دو زيرگونه اصلي، يك لانه ممكن است حاوي يك جوجه با رنگ بسيار عجيب باشد كه براي بالابان كمياب است. براي مثال بالابان سياه كه به آن سينجاري يا سينياري Singari گفته ميشود و يا چرخهاي سفيدي كه در فصل زمستان از ايران عبور ميكنند از سري پرندگان بسيار كمياب هستند.
با اين تفاسير، چرخ يك گونه پلي تيپيك Polytypic است، به اين معني كه اين پرنده داراي انواع مختلفي است كه تحت عنوان زير گونه شناخته ميشوند. همچنين اين گونه پلي مرفيك Polymorfic است. پلي مرفيك به معني وجود جوجههاي متفاوت با رنگهاي مختلف در يك لانه است.
همچنين در حالت خاصي اين پرنده قادر به توليد مثل در طبيعت با شنقار Gry Falcon است. پرنده شناسان نظريات متفاوتي را در مورد اين دو رگههاي طبيعي Natural Hybrids ارايه داده اند. اين پرندگان در روسيه، قزاقستان، تركمنستان و مغولستان توليد مثل ميكنند و بعضي از آنان به ندرت در فصل مهاجرت از ايران عبور ميكنند. گروهي از پرنده شناسان اين پرندگان را جزو زير گونهاي خاص از بالابان تحت عنوان Falco cherrug altaicus قرار داده اند و استدلالشان اين است كه اين پرندگان از لحاظ رفتارشناسي بسيار شبيه بالابان هستند. گروهي ديگر آنها را تحت عنوان گونهاي جداگانه به نام شاهين آلتايي Altaie falcon معرفي كرده اند. چرا كه شاهين آلتايي داراي رنگهاي بسيار متنوع از فازهاي بسيار تيره تا رنگهاي بسيار روشن است. عمدتا آلتاييهاي بسيار تيره و بسيار روشن متعلق به نواحي شماليتر مانند نواحي سردسير سيبر هستند. چرا كه شنقار سياه Black Gry و شنقار سفيد خالص Pure white Gyr بومي آن مناطق است. شاهين آلتايي در تحمل گرما طاقتش كمتر از چرخ است.
در موارد بسيار استثنايي ديده شده است كه چرخ بالا چين Lanner falcon و لاگر Lugger توليد مثل كرده است. همين تنوع نژادي در اين پرنده است كه شناسايي زير گونههاي اين پرنده را بسيار مشكل ميكند.
تهديدات
دلايل متعددي براي كاهش نسل اين پرنده شكاري در حال حاضر وجود دارد. اولين آسيب جدي به اين پرنده در اويل قرن بيستم روي داد. چرا كه اغلب زيستگاههاي استپي باقي مانده تبديل به زمينهاي زراعتي شد.
كشاورزي مكانيزه مشكلات بسيار زيادي را براي تمامي پرندگان شكاري ايجاد كرد. اين پديده به عنوان يك آفت بسيار مهم در اروپا كه يكي از مهم ترين زيستگاههاي بالابان به شمار ميرفت، محسوب ميشد. استپهاي مناسب براي زندگي بالابان ميزبان هزاران گونه جانوري بوده اند كه شامل پستانداران كوچك مانند انواع سنجابها ، پايكا (نوعي خرگوش) وانواع موش بوده است. اين زيستگاهها شكار گاه عمده بالابان به شمار ميرفتند. شخم زدن و مسموم كردن پستانداران كوچك شديدا تنوع گونهها را در اين استپها كاهش ميدهد از بين رفتن استپهاي وسيع زيستگاه عمده بالابانها را نابود كرد.
آسيب جدي ديگري كه به اين پرنده وارد شد، در اواسط قرن 20 ميلادي روي داد. آفت كشها و سموم نقش بسيار مخربي بر روي جمعيت اين گونه داشت. رواج استفاده از DDT نواحي باقي مانده توليد مثل چرخ راكاهش داد وبالابانهاي مولد را به صورت جمعيتهاي پراكنده و جدا از يكديگر درآورد.
در شوروي سابق در طي اين سالها پروژههايي تحت عنوان كنترل آفت Plague control شكل گرفت كه به طور وسيعي كلني سنجابها و موشها را تحت تاثير منفي قرار داد. اين پروژه مسيرش را در سرزمينهاي قزاقستان، ازبكستان و جنوب سيبري كه يكي از مهم ترين زيستگاههاي چرخ در آن قرار داشت، ادامه داد. در طي ساليان بعد از پروژه با همكاري شوروي سابق به ساير كشورهاي كمونيستي از جمله مغولستان و چين راه پيدا كرد. اصلي ترين ماده مورد استفاده براي كنترل جمعيت موشها ماده شيميايي DDT بوده است. پس از مدتي استفاده از DDT موشها چرخ طبيعي خود را از دست دادند و با كاهش شديد مواجه شدند. بنابراين جمعيت بسياري از پرندگان شكاري از جمله بالابان رو به افول نهاد.
اثرات مضر DDT اين ماده شيميايي مهلك از سه جهت قابل بررسي است. اول اينكه خوداين ماده شيميايي مستقيما سبب نابودي موشها ميشود و در نتيجه از يكي از عمده ترين منابع غذايي چرخ كاسته ميشد. دوم اينكه پس از مدتي موشها به اين ماده شيميايي مقاومت پيدا ميكردند اما كماكان سم در بدن آنها باقي بود. چرخهايي كه آنها را شكار ميكردند با وجودي كه زنده بودند اما سم بدنشان اين پرندگان را نابود ميكرد و آخرين مورد به نازك شدن ضخامت تخمها در اثر مصرف DDT برمي گردد. از اينرو تخمهاي اين پرنده در اثر وزن مادر ميشكستند و به جوجه تبديل نميشدند.
خصوصيات ديگر
متوسط طول عمر چرخ در وحش چيزي حدود 10-12 سال است اما در اسارت و با ايجاد شرايط مناسب ديده شده است كه اين پرنده ميتواند تا 20 سال عمر كند. اين پرنده از چشمان بسيار نيرومندي برخوردار است و در شكار علاوه بر تند پروازيش از چشمان خود نيز بهره ميجويد، بر خلاف بازها (Hawks) كه عمدتا شكار را غافلگير ميكنند، اين پرنده با تعقيب و گريز طولاني عمده غذاي خود را تامين ميكند.
رنگ آميزي اين گونه بسيار متنوع است. خاكستري تيره تا روشن قهوه اي، خرمايي و ياحتي گاهي اوقات سياه و سفيد چرخ را بسيار متنوع كرده است. تنوع رنگ آميزي براي اين گونه بستگي به منطقه زيست و نوع زير گونه آن دارد. در خانواده شاهين سر روشنتر از قسمتهاي ديگر بدن است.
در تيره شاهينيان و بالاخص بالابان، پرندگان بالغ نسبت به جوان ترها بالهايشان نازكتر و باريكتر است. اين خصيصه آنها را براي پرواز با سرعت بالا و تغيير جهتهاي آني مهيا ميكند. پرندگان جوانتر در سال اول پروازشان، پرهاي پروازي بلندتري دارند. اين ويژگي سبب عريضتر شدن بالهاي آنها ميشود. عريضتر شدن بالها كمك به آسانتر شدن پرواز ميكند بعد از يادگيري فنون پرواز و مهارت در شكار در سال بعد از به پرريزي (طولك) ميروند، به تدريج داراي بالهايي نازكتر و باريكتر ميشوند.
چرخ Saker falcon
چرخ يا بالابان (Saker falcon) با نام علمي Falco cherrug يكي از گونههاي بزرگ تيره شاهينيان (Falconidae) است.
چرخ بزرگترين شاهين بومي ايران است. طول بدن آن از ابتداي خم بال تا انتهاي دم در حالت معمولي از 38 سانتي متر تا 43 سانتي متر متغير است و در حالات بسيار استثنايي به 47 سانتي متر نيز ميرسد. به اين اندازه رسيدن چرخ بستگي به پارامترهاي زيادي از جمله مساعد بودن شكارگاه، جواني والدين و نوع زير گونه اين پرنده دارد. اما عموما طول پرندگان بومي ايران به زحمت از 43 سانتي متر (از ابتداي خم بال تا انتهاي دم) تجاوز ميكند. در تيره شاهينيان پرندگان ماده بزرگتر از نرها هستند. به طور تقريبي ميتوان گفت اندازههايي مابين 38-40 سانتي متر و از 40 سانتي متر به بالا ماده هستند.
پرندگاني كه روي گستره مرزي تشخيص نر و ماده از لحاظ اندازه قرار دارند را ميتوان از روي بزرگي سر و پنجهها تشخيص داد. پرندگان ماده سري كوچكتر و پنجههايي كلفتتر دارند. اما از لحاظ رنگآميزي تفاوتي بين نر و ماده وجود ندارد.
دم اين پرنده نسبتا بلند و داراي بالهايي دراز و نوك تيز است. طول بالهاي اين شاهين بزرگ بين 105 تا 129 سانتي متر متغير است. اين پرنده گونه مهاجر است و در فصول سرد سال به مناطق گرمتر مهاجرت ميكنند. به اين پديده اصطلاحا زمستان گذراني گفته ميشود. تمامي زير گونههاي اين پرنده مهاجرت دارند، حتي پرندگان بومي نيز اين كار را انجام ميدهند؛ اما مسافتي كه مهاجرت ميكنند بسيار كمتر از پرندگان ديگر است.
زيست گاه
در حقيقت چرخ را ميتوان شكارچي روز زي علفزارهاي وسيع دانست. اما اين امر بدين معني نيست كه اين پرندهن در كوهستان و كوهپايهها ديده نميشود. در واقع استپ را اولين و اصلي ترين زيستگاه اين پرنده قلمداد ميكنند. اگر بالاباني در شكاف صخرهاي تخم گذاري كرده باشد؛ يقين بدانيد اين لانه مشرف به دشت وسيعي است. دليل اين امر نيز بسيار واضح است: به دليل مورفولوژي خاص اين پرنده كه شامل بالهاي بلند و نوك تيز است؛ قدرت شكار در مناطق جنگلي پردرخت را ندارد.
پراكندگي جغرافيايي در دنيا
گاهي اوقات به اين پرنده، شاهين بيابان (Desert falcon) اطلاق ميشود. پراكندگي جغرافيايي چرخ از اروپاي غربي تا شمال كره و از مرزهاي جنوبي جنگلهاي تايگا سيبري تا بيابانها و استپهاي مرتفع خاورميانه و تبت است، چرخ در حقيقت يك پرنده بياباني و نيمه بياباني است.
پراكندگي جغرافيايي در ايران
در فصل مهاجرت اين پرنده در تمامي نقاط ايران به جز مناطق جنگلي ديده ميشود؛ بالابانهايي كه در ايران توليد مثل ميكنند د رتمامي نقاط ايران به جز نواحي جنوبي استانهاي سيستان و بلوچستان، هرمزگان و بوشهر وجود دارند. اما در بعضي از مناطق مانند نواحي شمال شرقي (استانهاي گلستان، خراسان شمالي، خراسان رضوي و سمنان) ورشته كوههاي زاگرس توليد مثل آنها بيشتر است. در بقيه مناطق ايران و به خصوص استان تهران نيز اين پرنده توليد مثل ميكند.
رژيم غذايي
اين پرنده شكاري پستانداران و پرندگان كوچك تا متوسط را در طبيعت شكار ميكند. رژيم غذايي چرخ در وحش بسيار متنوع است. اين پرنده از خانواده موشها Muridae شامل موشها ،هامسترها، ولها و عمدتا جربيلها، خانواده سنجابها Sciuridae، تيره كبوتريان columbidae راسته سوسمارها order sauria وعمدتا خانواده آگاماهاAgamidae، حشرات مناطق استپي مانند ملخ و بسياري ديگر از جانوران در رژيم غذايي خود استفاده ميكند. ميزان مصرف از هر يك از اين منابع غذايي بسته به سن پرنده ومنطقه زيست آن متفاوت است. براي مثال بالابان ماده در سه روز اول خارج شدن جوجهها از تخم فقط آنها را با حشراتي مانند ملخ و آگاماها تغذيه ميكند. چرا كه گوشتي زودهضم و مقوي براي جوجهها دارند. يكي ديگر از موارد، منطقه زيست اين پرنده است. اگر چرخ در مناطقي زيست كند كه در آن موش به وفور يافت شود، بيشتر به شكار آنها ميپردازد.
اما مطلبي كه در اين باب اهميت دارد اين است كه تقريبا در بين تمامي بالابانها جدا از زيرگونه و مناطق زيستشان ولها Arvicolinae و جربيلها Gerbillinae سهم بسيار عمدهاي در رژيم غذايي اين پرنده شكاري دارند.
لانه سازي Nesting
فصل جفت گيري اين پرنده از اواسط اسفند ماه تا اوايل فروردين ماه در ايران است كه البته با توجه به شرايط آب و هوايي داراي تلرانس 15 روزه است در فصل جفت گيري اين شاهين بزرگ لانه سازي نميكند وترجيح ميدهد از لانههايي كه توسط ساير پرندگان مانند كلاغ سياه Ravens، كوركور سياه Black kite، سارگپه پا بلند long - legged buzzard، عقاب شاهي Imperial Eagle، و يا حتي لانههايي كه به دست بشرت ساخته شده اند Artificial nest استفاده كند.
در بسياري از مناطق كشورمان سرزمينهاي استپي وسيعي وجود دارند. پوشش گياهي شامل رستنيهاي كوتاه قامت است و تا جايي كه چشم كار ميكند از اين گياهان ديده ميشود. در اين بيابانها، ظرفيت بسيار بالايي براي زندگي پستانداران و پرندگان كوچك وجود دارد و ليكن لانههاي مناسب براي پرندگان شكاري در محدوديت قرار دارد. در اين گونه استپها است كه چرخ falco cherrug روي زمين لانه ميسازد.
به علت عدم وجود مكاني مناسب براي لانه سازي و در دسترس بودن فراوان دكلهاي برق در ساليات اخير بالابانها روي آنها توليد مثل ميكنند. اين پديده براي ادامه نسل اين گونه بسيار مضر است.وجود ميدانهاي مغناطيسي قوي در حوالي دكلهاي برق و خطوط انتقال آن ، اثرات سويي روي جوجهها و حتي والدين ميگذارد و در ساليان آينده قدرت باروري آنها به شدت تهديد ميشود. حتي اين مسدانهاي قوي مغناطيسي ممكن است در سال اول نيز از تبديل شدن تخمها به جوجه جلوگيري كند.
اين پرنده در هر سال بين 1 تا 6 تخم ميگذارد و 28 تا 32 روز روي آنها ميخوابد. طي اين مدت ماده توسط نر تغذيه ميشود. در حالت خاصي مخصوصا در هنگام غذا خوردن ماده ديده شده است كه نر نيز مدت كوتاهي روي تخم ميخوابد. در سالهاي اول باروري تعداد تخمها از ساليان آخر باروري بيشتر است. در سالهاي آخر ديده شده است كه پرنده 1 تخم ميگذارد و به دليل كهولت سن والدين آن تخم هم تبديل به جوجه نميشود.
زير گونه (Sub Secies)
مي توان اين گونه بدين مطلوب پرداخت كه تا حال حاضر هيچ منبعي درباره انواع زير گونههاي اين پرنده وجود ندارد. با وجود اين ، دو زيرگونه مشخص و قابل شناسايي اين پرنده تحت عنوان چرخ شرقي Falco cherrug milvipes و چرخ غربي Falco cherrug cherrug نام دارند.
در مورد زير گونه F.c.cherrug در پرندگان بالغ بالها و پشت فاقد نوارهاي عرضي است در حالي كه زيرگونه milvipes داراي خطوطي در پشت و روي بالهاي خود هستند.
تمامي زير گونهها در مورد پرندگان نابالغ بسيار شبيه يكديگرند و تشخيص آنها از يكديگر بسيار مشكل است. در صورتي كه پرنده براي يك دوره پر ريخته باشد، شناسايي زيرگونه آن راحتتر است. اين امر بدان معني است كه در سال دوم تشخيص زير گونهها آسانتر ميشود. با وجود اين دو زيرگونه اصلي، يك لانه ممكن است حاوي يك جوجه با رنگ بسيار عجيب باشد كه براي بالابان كمياب است. براي مثال بالابان سياه كه به آن سينجاري يا سينياري Singari گفته ميشود و يا چرخهاي سفيدي كه در فصل زمستان از ايران عبور ميكنند از سري پرندگان بسيار كمياب هستند.
با اين تفاسير، چرخ يك گونه پلي تيپيك Polytypic است، به اين معني كه اين پرنده داراي انواع مختلفي است كه تحت عنوان زير گونه شناخته ميشوند. همچنين اين گونه پلي مرفيك Polymorfic است. پلي مرفيك به معني وجود جوجههاي متفاوت با رنگهاي مختلف در يك لانه است.
همچنين در حالت خاصي اين پرنده قادر به توليد مثل در طبيعت با شنقار Gry Falcon است. پرنده شناسان نظريات متفاوتي را در مورد اين دو رگههاي طبيعي Natural Hybrids ارايه داده اند. اين پرندگان در روسيه، قزاقستان، تركمنستان و مغولستان توليد مثل ميكنند و بعضي از آنان به ندرت در فصل مهاجرت از ايران عبور ميكنند. گروهي از پرنده شناسان اين پرندگان را جزو زير گونهاي خاص از بالابان تحت عنوان Falco cherrug altaicus قرار داده اند و استدلالشان اين است كه اين پرندگان از لحاظ رفتارشناسي بسيار شبيه بالابان هستند. گروهي ديگر آنها را تحت عنوان گونهاي جداگانه به نام شاهين آلتايي Altaie falcon معرفي كرده اند. چرا كه شاهين آلتايي داراي رنگهاي بسيار متنوع از فازهاي بسيار تيره تا رنگهاي بسيار روشن است. عمدتا آلتاييهاي بسيار تيره و بسيار روشن متعلق به نواحي شماليتر مانند نواحي سردسير سيبر هستند. چرا كه شنقار سياه Black Gry و شنقار سفيد خالص Pure white Gyr بومي آن مناطق است. شاهين آلتايي در تحمل گرما طاقتش كمتر از چرخ است.
در موارد بسيار استثنايي ديده شده است كه چرخ بالا چين Lanner falcon و لاگر Lugger توليد مثل كرده است. همين تنوع نژادي در اين پرنده است كه شناسايي زير گونههاي اين پرنده را بسيار مشكل ميكند.
تهديدات
دلايل متعددي براي كاهش نسل اين پرنده شكاري در حال حاضر وجود دارد. اولين آسيب جدي به اين پرنده در اويل قرن بيستم روي داد. چرا كه اغلب زيستگاههاي استپي باقي مانده تبديل به زمينهاي زراعتي شد.
كشاورزي مكانيزه مشكلات بسيار زيادي را براي تمامي پرندگان شكاري ايجاد كرد. اين پديده به عنوان يك آفت بسيار مهم در اروپا كه يكي از مهم ترين زيستگاههاي بالابان به شمار ميرفت، محسوب ميشد. استپهاي مناسب براي زندگي بالابان ميزبان هزاران گونه جانوري بوده اند كه شامل پستانداران كوچك مانند انواع سنجابها ، پايكا (نوعي خرگوش) وانواع موش بوده است. اين زيستگاهها شكار گاه عمده بالابان به شمار ميرفتند. شخم زدن و مسموم كردن پستانداران كوچك شديدا تنوع گونهها را در اين استپها كاهش ميدهد از بين رفتن استپهاي وسيع زيستگاه عمده بالابانها را نابود كرد.
آسيب جدي ديگري كه به اين پرنده وارد شد، در اواسط قرن 20 ميلادي روي داد. آفت كشها و سموم نقش بسيار مخربي بر روي جمعيت اين گونه داشت. رواج استفاده از DDT نواحي باقي مانده توليد مثل چرخ راكاهش داد وبالابانهاي مولد را به صورت جمعيتهاي پراكنده و جدا از يكديگر درآورد.
در شوروي سابق در طي اين سالها پروژههايي تحت عنوان كنترل آفت Plague control شكل گرفت كه به طور وسيعي كلني سنجابها و موشها را تحت تاثير منفي قرار داد. اين پروژه مسيرش را در سرزمينهاي قزاقستان، ازبكستان و جنوب سيبري كه يكي از مهم ترين زيستگاههاي چرخ در آن قرار داشت، ادامه داد. در طي ساليان بعد از پروژه با همكاري شوروي سابق به ساير كشورهاي كمونيستي از جمله مغولستان و چين راه پيدا كرد. اصلي ترين ماده مورد استفاده براي كنترل جمعيت موشها ماده شيميايي DDT بوده است. پس از مدتي استفاده از DDT موشها چرخ طبيعي خود را از دست دادند و با كاهش شديد مواجه شدند. بنابراين جمعيت بسياري از پرندگان شكاري از جمله بالابان رو به افول نهاد.
اثرات مضر DDT اين ماده شيميايي مهلك از سه جهت قابل بررسي است. اول اينكه خوداين ماده شيميايي مستقيما سبب نابودي موشها ميشود و در نتيجه از يكي از عمده ترين منابع غذايي چرخ كاسته ميشد. دوم اينكه پس از مدتي موشها به اين ماده شيميايي مقاومت پيدا ميكردند اما كماكان سم در بدن آنها باقي بود. چرخهايي كه آنها را شكار ميكردند با وجودي كه زنده بودند اما سم بدنشان اين پرندگان را نابود ميكرد و آخرين مورد به نازك شدن ضخامت تخمها در اثر مصرف DDT برمي گردد. از اينرو تخمهاي اين پرنده در اثر وزن مادر ميشكستند و به جوجه تبديل نميشدند.
خصوصيات ديگر
متوسط طول عمر چرخ در وحش چيزي حدود 10-12 سال است اما در اسارت و با ايجاد شرايط مناسب ديده شده است كه اين پرنده ميتواند تا 20 سال عمر كند. اين پرنده از چشمان بسيار نيرومندي برخوردار است و در شكار علاوه بر تند پروازيش از چشمان خود نيز بهره ميجويد، بر خلاف بازها (Hawks) كه عمدتا شكار را غافلگير ميكنند، اين پرنده با تعقيب و گريز طولاني عمده غذاي خود را تامين ميكند.
رنگ آميزي اين گونه بسيار متنوع است. خاكستري تيره تا روشن قهوه اي، خرمايي و ياحتي گاهي اوقات سياه و سفيد چرخ را بسيار متنوع كرده است. تنوع رنگ آميزي براي اين گونه بستگي به منطقه زيست و نوع زير گونه آن دارد. در خانواده شاهين سر روشنتر از قسمتهاي ديگر بدن است.
در تيره شاهينيان و بالاخص بالابان، پرندگان بالغ نسبت به جوان ترها بالهايشان نازكتر و باريكتر است. اين خصيصه آنها را براي پرواز با سرعت بالا و تغيير جهتهاي آني مهيا ميكند. پرندگان جوانتر در سال اول پروازشان، پرهاي پروازي بلندتري دارند. اين ويژگي سبب عريضتر شدن بالهاي آنها ميشود. عريضتر شدن بالها كمك به آسانتر شدن پرواز ميكند بعد از يادگيري فنون پرواز و مهارت در شكار در سال بعد از به پرريزي (طولك) ميروند، به تدريج داراي بالهايي نازكتر و باريكتر ميشوند.
سلام عزیزم.از بابت عکسهای قشنگت ممنون.
من دنبال عکس عقاب هستم ،بزرگ با کیفیت عالی با بال های کاملاً باز در حال پرواز از نمای بسیار نزدیک چون میخوام چاپ وقابش کنم وبزنم به دیوار.اگر براتون مقدور هست این عکس وبرام بذارید.ممنون میشم.
موفق باشید عزیزماگر به ایمیل آدرس من میل کنید بهترهroze_m242002***********
ببخشد شما پرنده ی شکاری نمیشناسید که رنگ نوک مدادی یا طوسی مایل به قهوای با اندازه پیغوباشه چشمش هم قرمزه پا های ضعیفی هم داره ممنونتون میشم اگه بگین چیه
سلام بچه ها من میخوام درمورد باز ها بخصوص کوچک تحقیق کنم اگه ممکنه کمکم کنید
تو اون شام مهتاب کنارم نشستی... عجب شاخه گل وار به پایم شکستی...
قلم زد نگاهت به نقش آفرینی... که صورت گری را نبود این چنینی...
تو دونسته بودی چه خوش باورم من... شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من....
تا گفتم کی هستی تو گفتی یه بیتاب... تا گفتم دلت کو؟تو گفتی که دریاب..
گذشت روزگاری از اون لحظه ی ناب... که معراج دل بود به درگاه مهتاب...
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم... تو هر شام مهتاب به پایت شکستم
تو از این شکستن خبر داری یا نه... هنوز شور عشقو به سر داری یا نه...
هنوزم تو شب هات اگه ماهو داری... من اون ماهو دادم به تو یادگاری...
طبقهبندی علمی: فرمانرو: جانوران
شاخه: طنابداران
رده: پرندگان
راسته: شاهین سانان
خانواده: قوشیان
نماد عقاب در ملل مختلف:
- روی کت نیروهای نظامی آلبانی یک عقاب سیاه دو سر وجود دارد.
- بر روی لباس نظامی نیروهای ارمنستان یک عقاب و شیر طلایی وجود دارد.
- روی لباس نظامی نیروهای اتریش یک عقاب سیاه وجود دارد.
- روی کت نیروهای نظامی مصر یک عقاب طلایی که به سمت چپ نگاه میکند وجود دارد.
- همچنین روی لباس فرم نظامی بسیاری از کشورها از جمله مکزیک,اردن,عراق,اندونزی,نیجری ه,نیروی هوایی پاکستان,فیلیپین,پاناما ,روسیه,رومانی,صربستان,سوریه نیز عقاب وجود دارد.
- عقاب دوسر نماد امپراتوری بیزانس بود.
تو اون شام مهتاب کنارم نشستی... عجب شاخه گل وار به پایم شکستی...
قلم زد نگاهت به نقش آفرینی... که صورت گری را نبود این چنینی...
تو دونسته بودی چه خوش باورم من... شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من....
تا گفتم کی هستی تو گفتی یه بیتاب... تا گفتم دلت کو؟تو گفتی که دریاب..
گذشت روزگاری از اون لحظه ی ناب... که معراج دل بود به درگاه مهتاب...
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم... تو هر شام مهتاب به پایت شکستم
تو از این شکستن خبر داری یا نه... هنوز شور عشقو به سر داری یا نه...
هنوزم تو شب هات اگه ماهو داری... من اون ماهو دادم به تو یادگاری...
دوستان من وبلاگي دارم كه بطور تخصصي در زمينه پرندگان شكاري هستش خوشحال ميشم سري به ما بزنيد
www.homa-ngo.******.com