خرید کریو

خرید vpn

خرید کریو

خرید vpn

خرید وی پی ان

وی پی ان

دانلود فیلم

خرید کریو

خرید vpn

خرید کریو

خرید vpn

خرید وی پی ان

وی پی ان

دانلود فیلم

انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی ایران
تاریخ امروز :
تالار های نیک صالحی - صفحه اصلی
تبلیغات
تولبار جدید و آپدیت شده مخصوص نیک صالحی آماده دانلود است ، برای دانلود کلیک کنید.
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

مشاهده : 2721 , پاسخ ها : 9
موضوع: انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی ایران

  1. Top | #1
    تالار های نیک صالحی
    کاربر خوب




    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    میانگین پست در روز
    0.20
    نوشته ها
    375
    تشکر
    49
    تشکر شده 321 بار در 268 پست

    پیش فرض انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی ایران

    ( انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی ایران)
    ((شعبه شیراز))


    هموطن کمک شما به انجمن به مصرف نیازهای درمانی و رفاهی بیمارانی که کلیه های خود را از دست داده اند و با کمک دیالیز یا پیوند به حیات خود ادامه می دهند خواهد رسید.

    ضمنا" جهت کسب هر گونه اطلاعات بیشتر در این زمینه میتوانید با این انجمن با شماره تلفن 678888-0711 تماس حاصل فرمائید.
    شماره حساب انجمن 48321 بانک ملی شعبه شیراز و 2238بانک صادرات شعبه استقلال میباشد.

    مــوضوع پــست: انجمن خیریه حمایت از بیماران کلیوی ایران, ارسـال کـننده: khodro, انـــجمن: تالار های نیک صالحی

  2. تشکرها از این نوشته :


  3. Top | #2
    تالار های نیک صالحی
    کاربر خوب




    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    میانگین پست در روز
    0.20
    نوشته ها
    375
    تشکر
    49
    تشکر شده 321 بار در 268 پست

    پیش فرض

    دیالیز یا پیوند کلیه
    از طرف آشنا :

    سلام چند ماهی از ازدواجم نگذشته که حالا متوجه
    شدیم که همسرم دو کلیه اش کار نمی کند کراتین 8 و اوره 60 آیا راهی برای برگشتن به زندگی عادی برایش است آیا دارویی برای برگشت کلیه ها است ؟خواهش می کنم مرا راهنمایی کنید که دارم دچار بیماری روحی و افسردگی می شوم سن همسرم 23 سال است آیا ازدواج باعث آن شده حال باید چکاری انجام دهم ...آیا راهی برای عمر کردن طبیعی او است آیا تا زمانی که شنت او آماده شود احتیاجی به دیالیز است آیا راهی برای کم خونی است آیا بدون دیالیز و در مرحله اول می توان پیوند زد آیا امکان پس زدن پیوند تا چه مدتی هست ایا پیوند از مادرش که 49 سال دارد خوب است ... لطفا" مرا راهنمایی کنید هزینه پیوند چقدر است؟آیا کلیه +o براحتی میتوان پیدا کرد ؟ آیا پیوند از برادر و یا بستگان نزدیک بهتر از دیگری است ؟ آیا بعد از پیوند عمری معمولی می توان داشت ؟ بهترین مکان پیوند در ایران کجا است ؟

    التماس دعا التماس دعا التماس دعا التماس دعا التماس دعا التماس دعا

  4. تشکرها از این نوشته :


  5. Top | #3
    تالار های نیک صالحی
    کاربر خوب




    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    میانگین پست در روز
    0.20
    نوشته ها
    375
    تشکر
    49
    تشکر شده 321 بار در 268 پست

    پیش فرض

    الفبای زندگی من ....

    ...به من گوش بسپار ...روایت امروز ، لحظه هایی است از زندگی........لحظه هایی از امروز و دیروزصدای خنده های شاد ندا گاهی آنچنان در گوشم زنگ می زند که هراسان و با بُغض از جا برمی خیزم ، پدرم می گوید سعی کن کمتر به گذشته فکر کنی ...اما چگونه؟!!! من چگونه می توانم .... پدرم هم دروغ می گوید !! چیزی را از من می خواهد که خود نتوانسته انجام دهد ؛ نشان به آن نشان که بارها سر زده او را با دیدگان پراشک بر بالین ندا دیده ام ....نه نمی شود ! خاطرات گذشته در جَنین حافظه محفوظ است ...هرگز...هرگز محو نخواهد شد . ندا نیمی از خود من بود و اینک نیمی از من در کنار ندا خفته و این منی که اینک هستم یلدایی با شبهایی تاریکتر و بس طولانی تر و پُر اضطرابتر از شبهای یلدا !!!..... تقصیر از من و تو نبود ، تقصیر از روزگار بود که چنین کرد ، تقصیر از شبهای ظالم و سیاه بود که روشنایی ها را از ما گرفت . من تو را لعنت کنم زمین ...من تو را لعنت کنم فلک ...باز به نا کجا آباد خواهم رسید زیرا که شما خود لعنت شده روزگار هستید ...پس تو را لعنت خواهم کرد روزگار! و شکایتت را نزد خدا خواهم کرد و خوب می دانی که شکایتم نزد خدا بی پاسخ نخواهد ماند که تو خود نیز لعنت شده ی خدا هستی !!!!!! و من اینک اینجا با روزها و شبهایی خالی و سرد به خدا دخیل بسته ام و تنها دلخوشیم خاطرات تلخ و شیرین گذشته است ....صدای محزون آهنگ مورد علاقه من و ندا به گوشم می رسد ...ای شکسته ....تو شکستی ....مویه کردی ، غصه خوردی ...از ته دل گریه کردی

    دو سال پیش بود که ندا دچار نا رسائی کلیه شد ، دکتر همان روز نخست با دیدن جواب آزمایشها هیچ پاسخ امیدوار کننده ای که حاوی بهبود ندا با مصرف دارو باشد به ما نداد در عوض گفت که با دارو از کار افتادن کامل کلیه ها را فقط می توان یه مدت به تآخیر انداخت و بعد از آن مدتی دیالیز و در نهایت پیوند کلیه !.....چه تلخ بود شنیدن این حقیقت ...چه سخت بود دیدن اشک بی گناه و معصوم ندا ...حق داشت گریه کند ...جوان بود ...زیبا بود ...آرزوهای دور و دراز و قشنگ داشت ....معصوم بود پاک بود .........سزاوار نبود این درد برای او ....سزاوار نبود !...من اینرا وقتی تنها شدم به فریاد به خدایم گفتم اما مادرم بود که در آغوشم گرفت و با گریه از من خواست که توکل به خدا داشته باشیم ، او بود که گفت هرگز مقابل دیدگان ندا اشک نریزیم و در برابر او نقاب خنده بر چهره بزنیم و نگذاریم هرگز بابت بیماریش غصه بخورد ...مادرم ! این اسطوره صبر و بردباری .....و من کردم آنچه را که مادرم گفت ...با ندا بودم هر لحظه ...با خنده هایش خندیدم و با اشکهایش بُغض کردم لیک آنرا فرو داده و به دلداریش پرداختم...شبها فقط ما هر دو بودیم که تا نیمه های شب گاهی به سقف اتاق خیره می شدیم و گاهی درد دلهای شبانه و گاه صدای ریز خنده هامون که مامان و بابا رو بی خواب و اونا رو به اتاق ما می کشوند تا گوشزدمان کنند ...یواشتر !!!!!!!!....و فقط ما هر دو بودیم که با شیطنت خود را به خواب می زدیم .....چه روزایی داشتیم !!!....هر ماه به دکتر رفتن ...هر ماه در خیابانهای شیراز قدم زدن ...سرمای زمستانها ،گرمای تابستانها ...زیر برفها و بارانها ...میان جاده ها ...خنده ها و غصه ها....همه و همه ....چگونه از یاد ببرم؟!! گاه که موقعیت رفتنم با ندا به شیراز جور نمی شد تا رفتن و بازگشتن آنها در آن چند روزه هزاران بار می مردم و زنده می شدم ...از لحظه حرکت گوشی در دست من بود و هر بار جواب می شندیم که «مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد» تا آن لحظه که عاقبت صدای آرام و قشنگ ندا به گوشم برسه و اطمینان بده که به سلامت رسیده اند .....چه لحظاتی بود!...دو سال همچو برق و باد با خنده ها شادی ها ، اشکها و غصه ها گذشت تا ندای خوب من به مرحله دیالیز رسید...آخر خط و پایان هر چه امید که تا آنزمان برای شفا و بهبود ندا و نرسیدن او به مرحله دیالیز و پیوند کلیه داشتیم....اما باز مادرم ....آن مهربان با دلی پر غصه اما صبور بود که گفت همه اینها امتحان الهیه ، منبه خدا توکل کردم ...و اما روز نخست دیالیز شدن ندا ...چگونه از یاد ببرم با بدرقه اشک مادرم راهی شدیم ، یک به یکبا پرسنل بخش دیالیز آشنا شدیم اول از همه آقای احمدی بود که دستش را برای باب آشنایی به طرفمان دراز کرد و من و ندا رو دچار تردید نمود او وقتی که تردید و مکث ما رو دید با همان حالت شوخ خود دستش را عقب کشد و گفت: احمدی هستم !!و من قبل از آنکه او خود را معرفی کند روی جیب روپوش او خوانده بود«محمد احمدی- کارشناس پرستاری» مردی مهربان که پدر و مادرش شمال و خود به تنهایی اینجا زندگی میکرد ....و به زودی او نیز چون من مونسی شد برای ندا تا با حرفهای امیدوار کننده اش غصه ها را از ندا دور کند و به او بفهماند که بیماریش چندان سخت نیست و با پیوند کلیه او نیز به زندگی سالم با ز می گردد ....آقای احمدی ندا را با همسن و سالهای خودش که بیماری مشابه ندا داشتند آشنا کرد و ندا عاقبت دیگر مریضی خود را پذیرفته و دیگر غصه دار نبود ....اصلآ هر کسی که او را می دید باور نمی کرد بیمار باشد! هر هفته دو بار دیالیز شدن ندا به مدت سه ساعت ....سه ساعت کنار تخت او نشستن و با او از هر دری سخن گفتن و گاه حضور احمدی و شوخی ها و سر به سر گذاشتنهای او و خندانیدن ما.....همه روزگاری شده بود که ما داشتیم ....وقتی دیالیز تمام می شد و به خونه بر می گشتیم به محض خروج از بخش می دیدم که ندا هوای تازه بیرون را نفس می کشد و چگونه پر از حس بودن می شود ! یکماه از آن لحظات گذشته بود ...همه ما برای پیوند کلیه ندا عجله داشتیم اما دکتر گفته بود حد اقل باید تا چهار ماه ندا دیالیز بشه تا بدن او آمادگی پیوند رو پیدا کنه ...اما قرار بود بعد از عید برای آزمایشات مقدماتی راهی شیراز واسه همیشه شویم .....اما افسوس که .....بهار آمد و عید شد ....چند روز قبل از آن به ما گفته بودن ششم عید بخش دیالیز تعطیل است و چون یه نوبت از دیالیز ندا همون ششم عید می افتاد پرسنل بخش اعلام کردند که روز بعد یعنی هفتم برای دیالیز برویم.....هفتم عید هم ما طبق روال همیشه رآس ساعت همان 5 بعد از ظهر راهی بخش دیالیز شدیم اما در آن را بسته دیدیم ...پدرم به در کوبید و یکی از پرسنل آقای اوجی در را گشود و وقتی با حیرت ما مواجه شد گفت ما ساعت 12 ظهر منتظر ندا بودیم ...ندا گفت اما شما نگفته بودید ساعت 12 بیام ،شماره منزل که داشتید زنگ می زدید ...آقای اوجی جوابی نداد اما چون بخش دیگر تعطیل کرده بودن ندا رو دیالیز نکرد حتی با خنده گفت الان که حالت خوبه...برو اگه حالت بد شد بیا اورژانسی دیا لیزت می کنیم .....او بی جا میگفت او باید ندا رو دیالیز می کرد اصلآ وظیفه داشتند ...مسئولیت داشتند در قبال مریضشون ...آنها مریض خاص بودند اما زبان همه قفل بود ...اگر ندا .......وای که اگر ندا فقط دو ساعت هم دیالیز شده بود آن اتفاق شوم نمی افتاد.....ما به خانه بازگشتیم و چه شب خوبی بود آن شب ....چگونه از یاد ببرم من؟!!!!!!....ندا چقدر گفت و خندید ...نمی دانستیم هیچکدوم نمی دانستیم فردا چه سر نوشتی در انتظارشه ....و صبح فردا بود که ندا بعد از بیدار شدن از خواب چند بار نفس عمیق کشید ...پرسیدم ندا حالت خوبه؟ و او در حالیکه می رفت تا دست و صورتش را بشوید به آرامی گفت یه کم نفسم می گیره.....دلشوره دیروز باز به سراغم آمد با عجله به اتاق بابا رفتم و اونو صدا زدم ...تا به ندا رسیدیم او سرگرم خشک کردن صورتش بود که ناگهان به دیوار تکیه داد و باز نفس عمیق کشید ...اما به سختی......بابا که حسابی هول شده بود گفت عجله کن لباس بپوش تا بریم بیمارستان اما ندا دست بابا رو گرفت و با ناله گفت : بابا نمی تونم نفس بکشم.......خدا من چطور اون لحظات رو فراموش کنم چطور آخرین حرف ندا رو که آنطور با ناله سخن گفت فراموش کنم ...این آخرین حرفش هنوز تویه گوشم زنگ می زنه...توان پاهای ندای من فقط تا راهرو خانه مان بود و همانجا بود که زانوهایش سست و نقش بر زمین شد ...جیغ کشیدم و کنارش زانو زدم...من چگونه چهره زیبای او را که برای نفس کشیدن سعی می کرد از یاد ببرم......چگونه از یاد ببرم که دکتر در بیمارستان به محض گوشی گذاشتن روی قلب او سر تکان داد و گفت متآسفم!!!! مگر خدا آن لحظه نظاره گر نبود....چگونه باور کنم ندای خوب من با شوک به دنیا بازگشت....45 روز در ای سی یو و اینک همچنان خفته در خانه ...ندا به علت ایست قلبی و تنفسی آنهم به علت دیالیز نشدن و بالا رفتن سم خون دچار آسیب مغزی شد و اینک اوست که در کما زندگی نباتی در پیش گرفته .....باز هم هفته ای دو بار به بخش دیلیز میره اما خفته در تخت...هنوز هم آقای احمدی کنار تخت او می ایستد اما دیگر چون ما خنده بر لب نمی نشاند تنها با نگاهی خیس اشک به ندا و چشمان اشکبار ما نگاه می کند ...و من ....لعنت می کنم روزگار و آنکسی که بی رحمانه عزیز ما را برای چند ساعت زودتر رسیدن خودش به خانه از زیبائیهای دنیا محروم کرد ...دیگر پرسنل بخش دیالیز می گویند آقای اوجی دچار عذاب وجدان شده و مدتی در مرخصی به سر می برد !!!!!!! شاید....شاید با ندیدن حال و روز زار ما و ندا آندنیققاحت باشد اما نزد خدا چه می خواهد بکند ...آیا پاسخگوی کم لطفی که در حق ندای من کرد نیز پیش درگاه الهی خواهد بود ....ما بگذریم؛آیا خدا نیز خواهد گذشت از سر تقصیرات او ...نه هرگز ......و اینک من هستم با دنیای غصه هام و ندای خفته ام و باز آهنگ مورد علاقه مان که هنوزم در کنار بالین او می نشینم و گوش می دهم و به یاد روزهای از دست رفته اشک می ریزم ....تا بداند هنوزم در کنارش هستم و باقی خواهم ماند ....زیرا که ندا نیمی از خود من بود و هست ... ای شکسته...تو شکستی...مویه کردی ، غصه خوردی ، از ته دل گریه کردیمن باهاتم ...خاک پاتممثل ماتم تو صداتم...من رفیق گریه هاتم... عشق در توست... شور در توستبی تو من جایی ندارمبی تو فردایی ندارم... من باهاتممثل بارون تو چِشاتم مثل غصه تو صداتم........چون پرنده در هواتم

  6. تشکرها از این نوشته :


  7. Top | #4
    تالار های نیک صالحی
    کاربر خوب




    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    میانگین پست در روز
    0.20
    نوشته ها
    375
    تشکر
    49
    تشکر شده 321 بار در 268 پست

    پیش فرض

    نارسائی کلیه
    کلیه ها ارگانهای لوبیایی شکلی هستند که اندازه هرکدام به اندازه مشت بسته شما می باشد.آنها در خلف قسمت فوقانی شکم و در دو طرف ستون مهره ها قرار گرفته اند.عملکرد اصلی کلیه ها دفع آب و مواد زائد از خون می باشد. زمانیکه این عملکرد دچار اختلال می شود آب و مواد زائد در خون افزایش می یابدکه به این حالت نارسائی کلیه گفته می شود.
    تالار های نیک صالحی
    گاهی این حالت به یکباره ایجاد می شود که به آن نارسائی کلیوی حاد می گویند. این حالت بیشتر بعد از جراحیها و صدمات شدید یا زمانیکه جریان خون کلیه ها قطع می شود رخ می دهد.583;.583;.583;.583;.583;.583;.583;.583;.583 ;.583;.583;.583;.583;.583;.583;.583;.583;.583;.583 ;.
    از سوی دیگر نارسائی کلیوی مزمن، به آرامی رخ داده و در مراحل اولیه علائم کمی دارد. بسیاری از افراد از نارسائی کلیه خود در این حالت اطلاعی ندارند تا زمانیکه عملکرد کلیه ها به کمتر از 25 درصد حد نرمال می رسد. فشار خون بالا و مرض قند از جمله شایعترین علل بروز این حالت هستند.در مراحل انتهایی نارسائی کلیه، عملکرد کلیه ها کمتر از 10 درصد خواهد بود. در این مرحله آنها قادر نیستند که شرایط بیولوژیکی طبیعی بدن را حفظ کنند. در این مرحله نیاز به دیالیز و یا پیوند کلیه وجود دارد. زمانیکه به هر دلیلی پیوند ممکن نباشد، دیالیز اولین اقدام درمانی خواهد بود.
    ? علائم و نشانه ها
    نارسائی کلیوی حاد:در این حالت عملکرد کلیه ها بصورت حاد دچار اختلال می شود و کلیه ها قادر نخواهند بود مواد زاید را از بدن دفع کنند.علائم و نشانه ها شامل احتباس مایعات ، خونریزی در معده و روده ، گیجی ، تشنج و کما می باشد.نارسائی کلیوی مزمن :بطور کلی این حالت منجر به بروز مسائلی نظیر نارسائی احتقانی قلب ، استخوانهای ضعیف، زخمهای معده و صدمه به سیستم اعصاب مرکزی خواهد شد. متأسفانه زمانی که صدمات غیر قابل برگشت رخ ندهد، علائم ایجاد نمی شود. این علائم شامل فشار خون بالا، کاهش وزن غیر قابل توجیه، کم خونی ، تهوع و استفراغ ، ضعف و خستگی ، سردردی که هیچ علت خاصی ندارد ، کاهش عملکرد ذهنی ، انقباضات عضلانی ، خونریزی در دستگاه گوارش لکه های زرد مایل به قهوه ای بر روی پوست، خارش دائمی واختلالات خواب می باشند مراحل انتهایی نارسائی کلیه :در بعضی از افراد این حالت بعلت نارسائی مزمن کلیه ایجاد می شود.بعضی عوارضی که در این حالت رخ می دهد به سرعت پیشرفت، بستگی دارد و شامل کم خونی ، فشار خون بالا، نارسائی احتقانی قلب ، بیماریهای استخوانی ، مشکلات دستگاه گوارش و اختلال عملکرد ذهنی می باشد.
    ? علل
    فاکتورهای زیادی منجر به بروز صدمه در کلیه ها می شوند که شامل : بیماریهای کلیوی، صدمات و تصادفات، فشار خون بالا، تماس با سموم، و داروهای خاص، سنگهای کلیه، سرطانها و حتی عفونت در سایر نقاط بدن می باشد. بسیاری از این موارد علائمی ایجاد نمی کند، تا زمانیکه تغییرات تخریبی غیرقابل برگشت باشند.
    ? نارسائی کلیوی حاد
    عواملی که می توانند منجر به اختلال حاد عملکرد کلیوی شوند، شامل موارد ذیل است:جراحی های سخت و سوختگیهای شدید و تصادفات، عدم خونرسانی کافی ومناسب به کلیه ها، داروها،( مواد حاجب،بعضی از آنتی بیوتیکها نظیر استرپتومایسن ،جنتامایسین و مسکنهای نظیر آسپرین و ایبوپروفن) سموم ( فلزات سنگین ، الکل، مواد حلال)، گرمازدگی بسیار شدید، اختلالات عملکردی سایر ارگانهای بدن نظیر کبد، ریه ها،قلب و مغز، انسداد مجاری ادراری و بیماریهای خود کلیه می باشد.
    ? نارسائی کلیوی مزمن
    برخلاف نارسائی کلیوی حاد، این فرم به تدریج سبب تخریب سلولهای کلیوی می شود. عواملی که منجر به این حالت می شوند شامل: دیابت، فشار خون بالا، بیماریهای کلیوی، تنگی شریان کلیوی و مسمومیت با سرب می باشند.
    ? بیماری مرحله انتهائی کلیه
    دیابت شایعترین علت بروز این حالت می باشد. سایر علل بروز این حالت شامل بازگشت ادرار از مثانه به حالبها و بیماری کلیوی می باشد.
    ? فاکتورهای خطر
    وجود دیابت اصلی ترین فاکتور خطر جهت ابتلا به نارسائی کلیه به حساب می آید. سایر مسایلی که سبب افزایش احتمال ابتلا می شوند.شامل فشار خون بالا، بیماری سلول داسی شکل، لوپوس، تصلب شرایین، گلومرولونفریت، اختلال مادرزادی حاد کلیه و بیماری های کیستی کلیه می باشد.بعلاوه مصرف بیش از حد داروهای مخدر، الکل، مصرف طولانی مدت داروهایی نظیر آسپرین، استامینوفن و ایبوپروفن و آنتی بیوتیک هایی نظیر استرپتومایسین، جنتامایسین سبب افزایش شانس ابتلا به بروز نارسائی کلیوی خواهد شد.صدمات شدید یا سوختگیهای وسیع یا جراحی های عارضه دار نیز سبب افزایش شانس ابتلا خواهد شد.
    ? در چه زمانی باید به پزشک مراجعه نمود؟
    اگر فردی مبتلا به بیماریهای مزمن باشد، باید در طی ویزیتهای معمول خود توسط پزشک از نظر فشار خون و عملکرد کلیوی، آزمایش ادرار و خون مورد بررسی قرار گیرد. اگر فردی دچار علائم مربوط به نارسائی مزمن کلیه نیز گردید، باید به پزشک مراجعه نماید این علائم ممکن است شامل: کاهش میزان ادرار کردن، کاهش وزن غیر قابل توجیه، تهوع و استفراغ ، خستگی ، سردرد و تغییر رنگ پوست زرد مایل به قهوه ای باشد. حتی اگر این علائم هم نباشد و بیماری مزمن نیز وجود نداشته باشد در صورت وجود ادرار بیش از حد یا کمتر از حد معمول یا وجود خون در ادرار حتماً باید به پزشک مراجعه شود.
    ? غربالگری و تشخیص
    در صورت وجود دیابت باید محتوایادرار مریض از نظر وجود پروتئین چک شود. این آزمایش جهت غربالگری و شناخت مراحل اولیه اختلال عملکرد کلیوی در طی دیابت می تواند مفید باشد.اگر شک به وجود نارسائی حاد یا مزمن کلیوی داشته باشد، باید حتماً جهت اندازه گیری مواد زاید خون نظیر اوره ، کراتینین، آزمایش خون و آزمایش ادرار داده شود.بعلاوه جهت بررسی وجود مایع در ریه ها می توان از آنها عکسبرداری نمود. بعلاوه جهت تائید و یا کمک به تشخیص نارسائی کلیوی می توان از روشهای تشخیصی نظیر سونوگرافی، سی تی اسکن، ام آر آی و نمونه برداری از کلیه ها نیز استفاده نمود.
    ? عوارض جانبی
    نارسائی مزمن کلیوی تقریباً هر قسمتی از بدن را تحت تأثیر قرار می دهد. عوارض جانبی بالقوه شامل احتباس مایعات است که بصورت تورم بافتها، نارسائی احتقانی قلب و وجود مایع در ریه ها خود را نشان می دهد ، افزایش یکباره در یون پتاسیم که خود قادر است منجر به اختلالات قلبی تهدید کننده حیات شود، استخونهای ضعیف که به سادگی می شکنند، کم خونی، زخم معده، تغییر رنگ پوست، صدمه به سیستم اعصاب مرکزی و بی خوابی می باشد.
    ? عوارض جانبی در اطفال
    از جمله عوارض بسیار مهم نارسائی کلیوی مزمن در اطفال اختلال رشد می باشد. علاوه بر تنظیم آب و مایعات و مواد زاید، کلیه ها به تولید گلبولهای قرمز نیز کمک می کنند. بعلاوه سبب تنظیم عملکرد ویتامین D و کلسیم می شوندکه هر دو برای رشد لازم و ضروری هستند.
    ? عوارض جانبی در طی بارداری
    از آنجایی که در طی حاملگی بار اضافی بر روی کلیه ها خواهد بود. لذا وجود نارسائی مزمن کلیوی مشکلات خاص خود را دراین دوران در پی خواهد داشت.در طول زمان باید از غذاهایی که حاوی مقادیر بالایی پتاسیم و فسفر هستند نیز اجتناب نمود. در صورت بالا بودن فشار خون می توان از داروهائی استفاده نمود که سبب کاهش فشار خون و حفظ عملکرد کلیوی می شوند، نظیر انالاپریل یا کاپتوپریل یا لوسارتان
    ? مراحل انتهایی نارسائی کلیه
    با گذشت زمان نارسائی مزمن کلیوی پیشرفت خواهد نمود تا به مراحل انتهائی برسد و هیچ اقدامی نمی تواند در دراز مدت مانع از آن شود. د راین حالت کلیه قادر به عملکرد درست خود نبوده و تنها راه درمان دیالیز یا پیوند کلیه است. معمولاً سعی می شود تا حد ممکن بصورت محافظه کارانه عوارض جانبی و علائم درمان شود.زیرا دیالیز یا پیوند دارای عوراض خاص خود خواهند بود اما گاهی می رسد که باید سود و زیان را در نظر گرفت و از این روشهای درمانی استفاده نمود.دیالیز خود انواع مختلف دارد که می توان بر اساس عوامل مختلفی بهترین نوع آنها را انتخاب نمود. این انتخاب باید توسط پزشک انجام شود.
    ? پیشگیری
    معمولاً پیشگیری از بروز نارسائی کلیه غیر ممکن است اما می توان شانس بروز را کاهش داد که می توان اقدامات زیر را بدین منظور انجام داد:از مصرف الکل یا داروهای خاص اجتناب ورزید و سعی کنید با موادی نظیر فلزات سنگین، حلالها یا سایر مواد سمی کمتر تماس داشته باشید در صورت وجود بیماری مزمن حتماً بطور دقیق به توصیه های پزشک خود عمل کنید. اگر مبتلا به نارسائی مزمن کلیه هستید و قصد بارداری دارید، حتماً با پزشک خود مشورت نموده و از مسائل مربوط به این دوران آگاه شوید و اگر هم حامله هستید حتماً تحت مراقبتهای ویژه پزشک خود باشید.

    مراقبت از خود اگر مبتلا به مراحل انتهائی بیماری کلیوی هستید، از مصرف آب و مایعات زیاد پرهیز نمائید.در صورتیکه مصرف مایعات کم شود ممکن است تحمل تشنگی سخت باشد که می توان اقدامات نظیر مکیدن یک قاچ لیمو، یا لیسیدن یک تکه یخ، خیس کردن لبها با آب، جویدن آدامس را جهت غلبه بر آن انجام داد.

  8. تشکرها از این نوشته :


  9. Top | #5
    تالار های نیک صالحی
    کاربر خوب




    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    میانگین پست در روز
    0.20
    نوشته ها
    375
    تشکر
    49
    تشکر شده 321 بار در 268 پست

    پیش فرض

    تغذیه ی سالم در نارسایی مزمن کلیه

    نارسایی مزمن کلیه ، بیماری است که در اثر تخریب پیشرونده و برگشت ناپذیر نفرونها توسط عوامل مختلف بوجود می آید . مهمترین این عوامل بترتیب ، بیماری های : دیابت ، فشار خون ، گلومرونفریت و کلیه پلی کیسیتیک می باشد .
    رژیم درمانی در مبتلایان به نارسایی مزمن کلیه
    1- از مصرف چربی های حیوانی ، روغن های و جامد خودداری کنید . شما می توانید از روغن های مایع مخصوصا از روغن زیتون ، کانولا برای طبخ غذا آنها را مورد استفاده قرار دهید . اما باید مراقب باشید که هنگام طبخ غذا حرات زیاد باعث دود کردن روغن نشود . بنابراین تا آنجایی که مقدور است از مصرف غذا های سرخ کردنیکمتراستفاده کنید .
    2- بدلیل بالا بودن میزان پتاسیم آب سبزی ها از مصرف آب سبزی خودداری کنید . در مورد سیب زمینی چون دارای پتاسیم قابل ملاحظه ای می باشد ، ابتدا آنرا پوست گرفته و مدتی آنرا در آب قرار دهید تا پناسیم آن کاهش یابد .
    3- چنانچه دچار اسهال یا استفراغ هستید از مواد غذایی پرپتاسیم : گوجه فرنگی 1 عدد متوسط ، یا کرفس پخته، یا کدو حلوایی یا سیب زمینی سرخ کرده ( 30 گرم ) ، یا سیب زمینی تنوری ( نصف یک عدد ، یا کیوی ( نصف 1 عدد ) ، یا انجیر خشک ( 2 عدد ) ، یا پرتقال ( 1 عدد ) ، یا موز ( نصف 1 عدد )
    4- برای جلوگیری از خارش به موارد زیر توجه کنید
    مصرف خامه ، شیر ، ماست ، بستنی ، پنیر ، دوغ ، کشک ، شیر کاکائو ، حذف یا محدود کنید .
    مصرف غلات کامل و نان های تهیه شده از غلات کامل و هر فرآورده غذایی حاوی سبوس خذف کنید .
    مصرف حبوبات از قبیل نخود ، لوبیا ، عدس ، لپه ، باقلا حذف کنید .
    از مصرف نوشابه خودداری کنید .
    از مصرف ماهی ساردین خودداری کنید .
    از مصرف مغز بادام ، پسته ، گردو ، فندق ، تخمه و کره بادام زمینی و محصولاتی که حاوی این مواد غذایی باشند خودداری کنید .
    از مصرف جگر ، دل ، قلوه پرهیز کنید .
    مصرف مواد پروتئینی نظیر گوشت قرمز و غیره باید در حدی باشد که متخصص تغذیه برای شما تعیین می کند . بنایراین از مصرف بیش از اندازه آنها بایستی پرهیز کنید .
    5- فقط زمانی آب مصرف کنید که واقعا احساس تشنگی می کنید . چنانچه شما از آن دسته از افرادی هستید که حجم مایعات مورد مصرف روزانه شما باید محدود باشد ، رعایت موارد زیر میتواند به شما کمک قابل توجهی کند :
    از غذا های حاوی سدیم فراوان ( نمک طعام ) اجتناب کنید .
    شستشوی دهان با آب
    استفاده از آب نبات ترش و سفت یا جویدن آدامس
    مصرف بخشی از مایعات مصرفی تعیین شده به صورت یخ ، بهتر است هنگام تهیه یخ به آب مورد نظر مقداری آب لیمو اضافه کنید .
    میوه و سبزیجات در نظر گرفته شده در رژیم غذایی را به صورت سرد مصرف کنید .
    مایعات را در لیوان کوچک یا استکان مصرف کنید .

  10. تشکرها از این نوشته :


  11. Top | #6
    تالار های نیک صالحی
    کاربر خوب




    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    میانگین پست در روز
    0.20
    نوشته ها
    375
    تشکر
    49
    تشکر شده 321 بار در 268 پست

    پیش فرض

    علائم پوستي شايع در بيماران مبتلا به نارسائي مزمن كليه
    تظاهرات پوستي در نارسائي كليه تنها در موارد پيشرفته بيماري ديده مي شود و به همين دليل ، اين علائم ارزش تشخيصي محدودي دارند.
    بيماران مبتلا به نارسائي مزمن كليه پوست خشكي دارند كه گاهي اوقات ممكن است همراه با پوسته هاي ظريفي باشد . كوچك شدن اندازه غدد عرق در اين بيماران ممكن است در ايجاد اين علامت دخالت داشته باشد . گرچه مقادير بالاي داروهاي مدرنيزيك عامل تشديد كننده خشكي پوست مي باشد .
    كم خوني كه بصورت رنگ پريدگي تظاهر پيدا مي كند از علائم اوليه و شايع در نارسايي كليه مي باشد .
    تيره شدن رنگ پوست و ناخن در بسياري از بيماران مشاهده مي شود . تيره شدن ناخن معمولا“ محدود به قسمت انتهائي ناخن مي باشد ، البته قسمت انتهايي ناخن قهوه اي يا قرمز هم مي تواند شود . قسمت ابتدائي ناخن سفيد رنگ مي شود ، بنابراين نماي مشخصي را ايجاد مي كند كه در حدود ۱۰% بيماران مبتلا به نارسائي كليه ديده مي شود .
    نقاط خونريزي كوچك ( پورپورا ) در پوست شايع است كه احتمالا“ به علت كاهش خفيف تعداد سلولهاي انعقادي خون و يا اشكال در عملكرد اين سلولها مي باشد كه ممكن است توسط دياليز اصلاح گردد .
    ترميم زخم در اين بيماران طولاني تر است و اين بيماران ممكن است بيشتر مستعد زخم بستر باشند . اكثريت بيماراني كه مبتلا به نارسائي كليه مي باشند خارش آزاردهنده اي را در بعضي از مراحل پيشرفت بيماري خود تجربه مي كنند. در بعضي از بيماران دياليز باعث بهبودي خارش مي شود در حاليكه در بعضي ديگراز بيماران ممكن است دياليز سبب شروع خارش گردد .
    تقريبا“ ۸۰ درصد بيماراني كه دياليز مي شوند خارش دارند و اگرچه پوست بعضي از بيماران خشك به نظر مي رسد اما اكثر بيماران پوست طبيعي دارند . از آنجائيكه خارش در نارسايي حاد كليه غير معمول مي باشد و كاهش ميزان اوره خون باعث بهترشدن خارش نمي شود ، علت اصلي خارش در اين بيماران روشن نيست و كيفيت خارش در بين اين بيماران متفاوت مي باشد .
    در بعضي از بيماران خارش دائمي ، وسيع و شديد بوده و در بعضي ممكن است موقتي و محدود به يك قسمت باشد . استفاده از آنتي هيستامين و پمادهاي استروئيدي در كنترل اين خارش مؤثر نمي باشند. اما كرم هاي مرطوب كننده در افرادي كه پوست خشك دارند ممكن است سبب تسكين خارش شود . در طولاني مدت تنها پيوند كليه مي تواند سبب تسكين دائمي اين عارضه ناراحت كننده دراين بيماران شود.

  12. تشکرها از این نوشته :


  13. Top | #7
    تالار های نیک صالحی
    کاربر خوب




    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    میانگین پست در روز
    0.20
    نوشته ها
    375
    تشکر
    49
    تشکر شده 321 بار در 268 پست

    پیش فرض

    موثرترين راه درمان نارسايي كليه

    تشخيص قبل از تولد نارسايي كليه مادرزادي موثرترين راه درمان به موقع اين بيماري است
    عفونت هاي ادراري همواره با علائم تب، بي اشتهايي و رشد نكردن و همچنين تغيير رنگ ادرار نشانه نارسايي كليه در سن كودكي است در صورتي كه با انجام سونوگرافي قبل از تولد نوزاد اين نارسايي شناسايي شود مي توان اقدامات درماني موثر را ارائه كرد.

    دكتر« عابد اصفهاني» نفرولوژيست در گفت‌و گو با خبرنگار سرويس «بهداشت و درمان» ايسنا واحدعلوم پزشكي ايران ضمن بيان مطلب فوق اظهار داشت: البته علاوه بر علايم مذكور وجود خون در ادرار نيز يك علامت هشدار دهنده است و والدين بايد با مشاهده اين مورد سريعا مراتب را به پز شك اطلاع دهند.
    وي با اعلام اينكه تغيير رنگ ادرار در كودكان مي‌تواند نشانه وجود سنگ يا تومور و يا نارحتي‌هاي ديگر كليوي باشد عنوان كرد: البته تغيير رنگ ادرار ممكن است به‌دنبال مصرف برخي مواد غذايي رخ دهد اما درهر صورت با تغيررنگ ادرار لازم است وضعيت كليه ها بررسي شود.
    اين متخصص با اشاره به اينكه نوزادان متولد شده با نارسايي كليوي تا سن يك تا دو سالگي كليه خود را از دست مي‌دهند، اظهارداشت: اين در حالي است كه مي توان با انجام سونوگرافي در دوران جنيني وجود اين مشكل را تشخيص داد.
    وي افزود: به اين ترتيب مي توان در صورت تشخيص مثبت، با روش‌هاي دارويي و عمل جراحي قبل از يك ماهگي نوزاد از سير پيشرونده بيماري جلوگيري كرد و حتي اگر درصد قابل توجهي از كليه از بين‌رفته باشد حداقل با اقدام به‌موقع از دياليزي شدن كودك جلوگيري مي‌شود.
    دكتر« اصفهاني» در پايان بيماري‌هاي مادرزادي كليه مثل كيستيك كليه، عفونت‌هاي عودكننده، عفونت هاي ادراري خصوصا در خانم‌هاي باردار و نيز بيماري‌هايي مانند ديابت و فشار خون را علايم تهديد كننده سلامت كليه‌ها در همه سنين دانست.


    مصرف زياد نمك احتمال ابتلا به نارسايي كليه را افزايش مي‌دهد
    ایسنا:نارسايي كليه بيماري مزمن كليوي است كه به دلايل مختلف از قبيل عدم تشخيص و درمان قطعي عفونت ادرار در سنين خردسالي، دفع نكردن به موقع ادرار به ويژه از سوي كودكان، تغذيه نادرست و كنترل نكردن فشار و قند خون در بيماران مبتلا به فشار خون و ديابت ايجاد مي‌شود.
    فشار خون يكي از اصلي‌ترين بيماريهاي زمينه‌ساز در جهت ابتلا به نارسايي كليه است.

    در اين ميان كنترل نكردن دقيق فشار خون در اين بيماران كه معمولا از تغذيه نادرست ناشي از خوردن غذاهاي پرچرب و پرنمك ناشي مي‌شود باعث افزايش فشار خون بدن مي‌شود كه اين عارضه به تدريج در روند فعاليت كليه‌ها اختلال ايجاد كرده و در نهايت نارسايي مزمن كليه را موجب مي‌شود.
    قابل ذكرست: علاوه بر فشار خون، ديابت يا مرض قند نيز از ديگر عوامل زمينه ساز ابتلا به نارسايي كليه است.
    بنابراين كنترل دقيق قند خون توسط شخص با تستر قند و همچنين تحت نظر مستمر معاينه پزشك قرار گرفتن از اقداماتي است كه بيماران ديابتي مي‌توانند در جهت پيشگيري از ابتلا به نارسايي كليه انجام دهند.
    گفتني است: كنترل دقيق قند خون به ويژه در مورد بيماران دياليزي از اهميت به سزايي برخوردارست زيرا افزايش ميزان قند خون بيش از حد معمولي مدت درمان اين بيماران را طولاني تر مي‌كند.
    بايد توجه داشت كه مصرف دقيق و درست داروها در زمان مقرر از سوي بيماران ديابتي فشار خوني مهمترين عامل در جهت پيشگيري از بيماريهاي كليوي به ويژه نارسايي مزمن كليه است.
    شايان ذكر است كه در حال حاضر طبق آخرين پژوهش‌هاي علمي صورت گرفته در سطح جهان خوردن بيش از حد نمك از عوامل بسيار مؤثر در ايجاد نارسايي كليه است. لذا نه تنها به بيماران مبتلا به فشار خون بلكه به همه افراد توصيه مي‌شود كه از خوردن نمك به ويژه مصرف زياد آن تا حد امكان خودداري كنند تا هرچه بيشتر از ابتلا به بيماريهاي كليوي پيشگيري شود.

    در نهايت قابل توجه است كه از سوي ديگر اگر از سوي خانواده‌ها آموزش لازم در جهت دفع به موقع ادرار كودكان ارائه و همچنين نسبت به بهداشت دستگاه دفع ادرار كودكان دقت كافي لحاظ شود، از عفونت ادرار كه يكي از شايعترين بيماريهاي اين دستگاه به ويژه در سنين خردسالي است پيشگيري شده و در نتيجه آمار مبتلايان به بيماري نارسايي كليه نيز از اين طريق كاهش مي‌يابد.
    ویرایش توسط khodro : August 11th, 2009 در ساعت 09:46 PM

  14. تشکرها از این نوشته :


  15. Top | #8
    تالار های نیک صالحی
    کاربر خوب




    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    میانگین پست در روز
    0.20
    نوشته ها
    375
    تشکر
    49
    تشکر شده 321 بار در 268 پست

    پیش فرض

    نارسايي مزمن كليه renal failure chronic
    نارسايي مزمن كليه ناتواني كليه ها در دفع مواد زايد بدن . در حالت طبيعي كليه ها به دفع مواد زايد بدن كمك كرده و در صورت نارسايي آنها، مواد زايد در بدن تجمع يافته و باعث ايجاد علايمي با شدت متغير مي گردند. نارسايي مزمن كليه معمولاً به طور تدريجي بروز مي كند.
    علايم شايع
    تا هنگامي كه 75%-60% قدرت تصفيه كليه ها از دست نرفته باشد، نارسايي مزمن كليه علامتي نداشته يا علايم اندكي دارد. پس از آن يك يا چند مورد از علايم زير ممكن است وجود داشته باشد:
    بيحالي ، گيجي و خواب آلودگي
    فشار خون بالا
    كوتاهي نفس
    بوي بد تنفس
    خونريزي و التهاب لثه و زخم هاي دهاني
    درد شكم
    خارش پوست
    كرختي ، گزگز و سوزش ساق و پا
    انقباضات عضلاني
    كاهش ميل جنسي
    قطع قاعدگي
    خونريزي غيرمعمول
    كم خوني ، با علايم رنگ پريدگي و خستگي
    درد عضلاني و استخواني ؛ بروز آسان شكستگي استخواني
    علل
    بيماري هاي كلاژن ، نظير لوپوس اريتماتوي منتشر
    گلومرولونفريت مزمن
    عفونت هاي مزمن مجاري ادرار
    ناهنجاري هاي مادرزادي كليه ، نظير بيماري كليه پلي كيستيك
    آسيب كليه در اثر ديابت شيرين
    انسداد مجاري ادرار
    مسموميت با بسياري از داروها و مواد شيميايي ، به خصوص فناستين يا استرپتومايسين
    بيماري هاي عروق خوني ، نظير تصلب شريان هاي داخل كليه يا منتهي به كليه
    عوامل افزايش دهنده خطر
    همه موارد ذكرشده در قسمت «علل »
    پيشگيري
    اقدام به درمان طبي بيماري هاي زمينه اي منجر به نارسايي كليه قبل از اينكه تا اين حد پيشرفته گردند.
    عواقب موردانتظار
    پيوند كليه گاهي مي تواند براي بيماران جوانتر علاج بخش باشد. در غير اين حالت ، نارسايي كليه به تدريج پيشرفت مي نمايد، اگرچه در صورت پايدار شدن وضعيت بيمار، طول عمر نزديك طبيعي محتمل است . دياليز مي تواند كيفيت زندگي بيماران را بهتر كرده و طول عمر آنها را تا چند سال افزايش دهد.
    عوارض احتمالي
    پريكارديت
    ميوكارديت
    پنوموني
    پانكراتيت
    كمبود هورموني
    عدم تعادل آب و الكتروليت
    زخم هاي گوارشي
    درمان
    اصول كلي
    - آزمون هاي تشخيصي ممكن است شامل آزمايش شمارش سلول هاي خون ، آزمايش هاي خون و ادرار براي ارزيابي عملكرد كليه و وضعيت آب و الكتروليت ؛ نوار قلب (روشي براي شناسايي بيماري هاي قلبي از طريق ارزيابي فعاليت الكتريكي قلب )؛ نمونه برداري سوزني كليه ؛ راديوگرافي شكم ، كليه ها، حالب ها و مثانه براي شناسايي سنگ كليه باشد.
    - جراحي در مواردي كه علت زمينه ساز نارسايي با جراحي قابل اصلاح باشد، توصيه مي گردد.
    - بستري فوري در بيمارستان جهت اصلاح وضعيت آب و الكتروليت و دياليز گاهي ضرورت مي يابد.
    - درمان باتوجه به علت زمينه ساز نارسايي كليه تعيين مي شود.
    - دياليز (روش مصنوعي دفع مواد زايد خون ) تا هنگام بهبود عملكرد كليه ممكن است لازم باشد.
    - در اين بيماران اندازه گيري و ثبت روزانه وزن توصيه مي شود.
    - اين بيماران بايد مقدار مايعات مصرفي و ادرار دفعي در هر روز را اندازه گيري كنند. مقادير اندازه گيري شده بايد ثبت گردد و هنگام مراجعه به پزشك با وي در ميان گذاشته شود. مقدار ادرار دفعي روزانه بايد 2500 ميلي ليتر يا بيشتر باشد. اگر مقدار ادرار روزانه كمتر از اين ميزان باشد، بيمار بايد مقدار مايعات مصرفي روزانه را تا ميزان حداكثر 800 ميلي ليتر بيش از مقدار ادرار روزانه كاهش دهد. به عنوان مثال ، اگر مقدار ادرار در 24 ساعت ، 2000 ميلي ليتر باشد، مقدار مايعات مصرفي در 24 ساعت آينده نبايد بيش از 2800 ميلي ليتر باشد.
    داروها
    داروهاي ادرارآور (ديورتيك ) براي كاهش احتباس مايعات
    مكمل هاي آهن و اسيدفوليك جهت كم خوني
    داروهاي ملين براي جلوگيري از يبوست
    ديژيتال براي نارسايي احتقاني قلب
    فعاليت
    فعاليت خود را كاهش دهيد. از تحرك بيش از حد اجتناب كرده و خود را زياد خسته نكنيد. خواب شبانه را افزايش داده و در طي روز نيز زمان هايي را براي استراحت در نظر بگيريد. اگر مجبور به استراحت دايم در بستر هستيد، به منظور پيشگيري از لخته شدن خون در وريدهاي اندام تحتاني ، ساق پا را به طور مكرر خم و راست كنيد.
    رژيم غذايي
    از يك رژيم غذايي كم نمك ، كم پتاسيم ، كم پروتئين و پرفيبر استفاده كنيد. رژيم غذايي را به صورت وعده هاي غذايي پركالري ، كم حجم و متعدد برنامه ريزي كنيد.

  16. تشکرها از این نوشته :


  17. Top | #9
    تالار های نیک صالحی
    کاربر خوب




    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    میانگین پست در روز
    0.20
    نوشته ها
    375
    تشکر
    49
    تشکر شده 321 بار در 268 پست

    پیش فرض

    در 85% -80% بيماران با نارسايي مزن كليه افزايش فشارخون ديده مي شود . شيوع هيپرتانسيون به صورت خطي با افت ( GFR )

    ( Glomerular Filtration Rate ) افزايش مي يابد . همانند بيماران بدون بيماري كليوي افزايش فشارخون در سياهان و افراد چاق بيشتر است . مطالعات متعددي نشان داده است كه با كاهش GFR از 85 به 15 ميلي ليتر در دقيقه بازاي 73/1 متر مربع سطح بدن افزايش فشارخون به صورت پيش رونده اي از 65%‌تا 95% ترقي مي كند .

    يك يا چند فاكتور در افزايش فشارخون بيماران با نارسايي مزمن كليه مي تواند نقش داشته باشد :

    1- احتباس سديم فاكتور مهم اوليه است . حتي اگر شدت افزايش ( Expansion ) حجم خارج سلولي براي توليد ادم كافي نباشد .

    2- افزايش فعاليت مستمر رنين آنژيوتانسين ( احتمالاً به دليل ايسكمي منطقه اي ناشي از ازسكار )اغلب پاسخگوي قسمتي از هيپرتانسيون بيماران بعد از طبيعي شدن حجم ( نوموولميا ) ( Normovolemia ) مي باشد .

    3- افزايش فعاليت سيستم سمپاتيك : به نظر مي رسد سيگنالهاي آوران از كليه نارسا افزايش مي يابد و اين پديد در بيماراني كه نفروكتومي دو طرفه شده اند ، ديده نمي شود . علت اين مسئله هنوز مشخص نيست ولي ممكن است به علت اثري مشابه با توكسين هاي اورميك باشد .

    4- هيپرپاراتيروئيديسم ( Hyper Parathyroidism ) ثانويه با افزايش غلظت كلسيم داخل سلولي منجر به انقباض عروق و هيپرتانسيون مي شود . كاهش ترشح هورمون پاراتيروئيد به وسيله تجويز مزمن آنالوگهاي ويتامين D فعال باعث كاهش كلسيم داخل سلولي و كاهش فشارخون مي شود .

    5- تجويز اريتروپوتين : در بيماران GRF با اريتروپويتين درمان مي شوند . هيپرتانسيون ممكن است اتفاق افتاده و يا تشديد شود . اين اثر مي تواند تا حدي به دليل بالا رفتن هماتوكريتها باشد . علاوه بر فاكتورهاي فوق كه مي توانند متوسط فشارخون را بالا ببرند . دو فاكتور ديگر نيز اهميت دارند .

    بيماران با ( End Stage Renal Disease)ESRD ممكن است مبتلا به افزايش فشار نبض و فشار سيستوليك به تنهايي باشند كه علت آن دقيقاً معلوم نيست ولي به نظر مي رسد سختي جدار آئورت و كاهش كمپليانس ( Stiffness ) آئورت نقش مهمي در ايجاد آن داشته باشد .

    بيماريزايي
    هيپرتانسيون يك يافته شايع در بيماريهاي كليوي حاد و مزمن بويژه اختلالات گلومرولي و عروقي است . البته شيوع هيپرتانسيون و پاتوژنز آن با نوع و مدت بيماري كليوي در ارتباط است .

    Acute Glomerular Disease : بيماران با بيماريهاي گلومرولار حاد مثل PSGN ( Postsreptococcal Glomerulonephritis ) و يا مامبرانوس ( Membranous ) به دليل احتباس آب و نمك دچار ادم مي شوند و افزايش فشارخون در اينها به دليل افزايش حجم مايع داخل عروقي است كه باعث مهار سيستم رنين آنژيوتانسين و افزايش ترشح ANP ( A- Norprogesterone ) مي شود . اگر چه اين تغييرات با پيشرفت بيماري واضح تر مي شود ولي شيوع هيپرتانسيون حتي با كراتينين طبيعي نيز افزايش مي يابد . در اين گروه بيماران زمينه خانوادگي و Sub Clinincal Volume Expansion از مهمترين عوامل هستند .

    مطالعات تجربي در سندرم نفروتيك و گلومرونفريت حاكي از آن است كه احتباس سديم به علت افزايش باز جذب آن از لوله هاي جمع كننده است ( لوله هاي جمع كننده محل اثر ANP و هورمونRelated Renal Urodilation است . )

    دو اختلال زير در توبولهاي جمع كننده باعث افزايش بازجذب سديم مي شود :

    1- مقاومت نسبي به ANP كه به دليل تجزيه CGMP ( Cyclic Glutamic Monophosphate ) در اثر آنزيم فسفودي استراز ( Phospho-D.Strase ) ايجاد مي شود و در نتيجه مهاركننده هاي فسفودي استراز اين مشكل را برطرف مي كند و باعث حفظ پاسخ ناريورتيك به افزايش حجم مي شود .

    2- افزايش فعاليت پمپ Na/k/ATPase در لوله هاي جمع كننده كورتيكال ( نه ديگر قسمتهاي نفرون ).

    Vascular Disease : هيپرتانسيون در بيماريهاي واسكولار حاد مثل واسكوليت ( Vasculitis ) و اسكلرودرمي (Scleroderma )

    شايع است . در اين گروه افزايش فشارخون بيشتر ناشي از فعاليت سيستم رنين آنژيوتانسين به دنبال ايسكمي است تا افزايش حجم. اين اختلاف در مكانيسم ايجاد هيپرتانسيون بين بيماري گلومرولار و اسكولار ممكن است اهميت تشخيصي داشته باشد . بيماراني كه با نارسايي حاد كليه ، فشارخون بالا وجود RBC و RBC Cast در ادرار مراجعه مي كنند ، تقريباً هميشه و اسكوليت يا گلومرونفريت دارند . فقدان ادم بيشتر به نفع بيماري و اسكولار است .

    بيماران با GRF ممكن است افت شبانه فشارخون را نداشته باشند كه خود باعث افزايش احتمال بروز عوارض هيپرتانسيون مي شود .

    Prehypertension : افزايش فشار خون در محدوده طبيعي ممكن است در بيماران مبتلا به بيماريهاي گلومرولار مزمن اتفاق افتد كه از نظر كلينيكي Siginficant باشد . يك مطالعه روي 19 بيمار با نفروپاتي IgA مزمن كه فشارخون طبيعي داشتند و مقايسه آنها با افراد سالم گروه كنترل ، مشخص كرد كه اين بيماران همچنين يك افزايش نسبي در ضخامت بطن چپ داشتند كه نشانگر اثر افزايش فشارخون در آسيب ارگانها است .

    درمان

    براساس نوع بيماري كليوي متفاوت است . هيپرتانسون در بيماري گلومرولار حاد همراه با ادم معمولاً بعد از خارج كردن مايع با ديورتك يا در صورت لزوم با انجام دياليز بهبود مي يابد . در بيماران مبتلا به واسكوليت يا اسكلرودرمي استفاده از ACE.I ( Adrenal Cortical Extract ) درمان انتخابي است . جالب است كه بدانيم اين داروها در پايين آوردن فشارخوني ناشي از رنين ( Renin Hypertension ) همراه با بيماري گلومرولار حاد نيز موثر هستند . اين پاسخ مي تواند انعكاسي از فعاليت سيستم رنين آنژيوتانسين بافتي در اعضايي مانند كليه ، اندولتيوم عروق و آدرنال باشد .

    در بيماران با بيماري كليوي مزمن درمان هيپرتانسيون حتي نوع خفيف آن اهميت ويژه اي به دليل پيشگيري از بيماري كارديوواسكولارو پيشرفت بيماري كليوي دارد . در بيماران با دفع پروتئين 3-2 گرم در روز در صورتي كه فشار دياستوليك را به زير 80 ميلي متر جيوه برسانيم ، بهترين محافظت را از كليه به عمل آورده ايم .

    كنترل مناسب فشارخون معمولاً با تركيب چند دارو مثل ACEI ، يك ديورتيك ، يك مهاركننده كانالهاي كلسيمي و در صورت لزوم يك بتابلوكر انجام مي شود . همانطور كه ذكر شد افزايش مايعات بصورت شديد يا ساب كلينيكال باعث افزايش فشارخون در بيشتر بيماران با بيماري كليوي مزمن مي شود . بنابراين ديورتيكها فشارخون را به حد طبيعي برگردانده يا اينكه بيمار را به وزن خشك مي رسانند و در صورت باقي ماندن فشارخون اين وزن به صورت زير تعريف مي شود كه عبارت است از وزني كه در صورت از دست دادن مايع بيشتر ، بيمار دچار علائمي از جمله خستگي – افت فشار وضعيتي و كاهش پرفيوژيون بافتي مي شود كه اين مسئله اخير خود را به شكل افزايش غيرقابل توجيه BUN ، كراتينين نشان مي دهد .

    جهت كاهش فشارخون و يا ادم در بيماري پيشرفته كليوي عموماً از يك لوپ ديورتيك استفاده مي كنيم ( ديورتيك هاي تيازيدي در دوز معمول وقتي GFR زير 20 ميلي ليتر در دقيقه است ،كمتر موثر است ).

    مهاركننده هاي كانال كلسيمي نيز در درمان فشارخون بيماران با نارسايي مزمن كليوي موثر هستند . اين داروها در بيماران با افزايش حجم نسبتاً موثرتر هستند . مكانيسم اين اثر هنوز شناخته نشده است ولي مشاهده شده كه با تجويز كلسيم بلوكرها در درمان فشارخون اوليه يا اسانسيل ، ( Essential ) افت فشار در بيماران با رژيم غذايي پرنمك بيشتر است . اين مسئله با بقيه داروهاي ضدفشار خون قابل مقايه است كه وقتي بيمار داراي محدوديت نمك است ، موثرتر است . داروهاي ديگر ضد فشارخون در صورت لزوم مي توانند در بيماران كليوي استفاده شوند . مينوكسيديل ( Minoxidil ) به عنوان يك وازوديلاتور قوي جهت درمان فشارخون مقاوم در نظر گرفته شده است . از عوارض جانبي اين دارو مي توان به احتباس سديم و ادم اشاره كرد .

    مهار كننده ACE ممكن است يك اثر مفيد اضافي در بيماران با بيماري مزمن كليوي داشته باشد ؛ اين داروها باعث كاهش مقاومت در آرتريول وابران ( Efferent ) گلومرول شده و در نتيجه فشار داخل گلومرول افت مي كند كه مي تواند سير بيماري كليوي را كند نمايد . با وجود اين با درجات مساوي كاهش فشارخون توسط داروهاي ديگر مثل بتابلوكرها ممكن است اثرات نگهدارنده كار كليه بدست آيد . يكي از عوارض مهم درمان با مهار كننده ACE ايجاد هيپركالمي است كه به علت از بين رفتن آنژيوتانسين II به عنوان محرك آزادسازي آلدوسترون ايجاد مي شود . اين مشكل بويژه در بيماران با پتاسيم پلاسمايي بالا يا در حد بالاي طبيعي قبل از شروع درمان اهميت خاصي دارد . بنابراين در اين موارد از رژيم كم پتاسيم و يا ديورتيك لوله اي ( لوپ ديورتيك ) استفاده مي كنيم و در بعضي بيماران مي توان از دوز پايين پودر كي اگزالات ( Kaexalate) حدود 5 گرم با هر وعده غذا براي پايين اوردن پتاسيم استفاده كرد .

    يك افزايش موقت در پتاسيم سرم نيز هنگام استفاده از بتابلوكرها بروز مي كند كه به علت كاهش ورود پتاسيم به سلول ناشي از مهارگيرنده هاي بتادو است . اين اثر بويژه با داروهاي غيراختصاصي مثل روپرانولول بيشتر و با داروهاي مهاركننده هاي اختصاصي رسپتور بتا يك مثل متوپرولول كمتر است .

    Maintanance Dialysis : درمان عمده در بيماران دياليزي و هيپرتانسيون است كه به تدريج مايع را از بدن خارج كرده و وزن خشك را تامين مي كند .

    افزايش فشارخون در بيماران دياليزي

    افزايش فشارخون يافته اي شايع در بيماران دياليزي است و بي شك هم مهمي در ايجاد بيماريهاي قلبي – عروقي دارد و عمده ترين علت مرگ در اين بيماران است . براساس دو مطالعه بزرگ ، بيش از 50 درصد بيماران همودياليزي و نزديك 30% آنهايي كه دياليز صفاقي مي شوند ، داراي افزايش فشارخون مي باشند . بايد خاطر نشان كرد كه شيوع افزايش فشارخون در ابتداي دياليز 80% است وليكن به علت كنترل بهتر حجم در انتهاي سال اول دياليز شيوع افزايش فشارخون كاهش مي يابد . دو سوال مهم در مورد افزايش فشارخون در اين بيماران مطرح است كه در طول بحث به پاسخ آنها خواهيم پرداخت :

    1- پاتوژنز افزايش فشارخون چيست ؟

    2- چگونه بايد افزايش فشارخون را در اين بيماران درمان نمود ؟

    به علاوه در بيماران ESRD بدون علت مشخص احتمال تنگي شرائين كليوي مطرح است زيرا با اصلاح تنگي عروقي ممكن است عملكرد كليوي بهبود يابد .

    پاتوژنز

    اتيولوژي افزايش فشارخون در نارسايي پيشرفته كليه معمولاً به چندين عامل بستگي دارد كه به آنها اشاره مي شود :

    1- افزايش آب و نمك به علت كاهش ظرفيت دفعي سديم .

    2- افزايش فعاليت سيستم رنين – آنژيوتانسين – آلدسترون به علت بيماري عروقي اوليه ايسكمي منطقه اي ايجاد شده توسط اسكار .

    3- افزايش فعاليت سيستم عصبي سمپاتيك .

    4- افزايش وازوكنستريكتورهاي با منشاء اندوتليوم ( نظير اندوتلين ) با كاهش وازوديلاتورهاي با منشاء اندوتليوم ( نظير نيتريك اكسايد ( Nitric Oxide ) .

    5- تجويز اريتروپوتيين .

    6- افزايش كلسيم داخل سلولي ناشي از مقادير بالاي PTH ( مشاهده شده كه اصلاح هيپرپاراتيروئيديسم از طريق تجويز ويتامين D يا پاراتيروئيديسم موجب كاهش فشارخون شده كه با تئوري مطابقت دارد ) در يك گزارش فشار متوسط سيستوليك در ظرف چند ماه بعد از پاراتيروئيد كتومي ، 9 ميليمتر جيوه كاهش داشته است .

    7- كليسفيكاسيون درخت شراياني .

    8- افزايش فشارخون اسانسيل

    بايد متذكر شد كه در بيماران ESRD ممكن است نوسانات شبانه روزي فشارخون ديده نشود . در بعضي بيماران عدم كاهش فشارخون در شب و يا حتي افزايش فشارخون شبانه ( كه ممكن است نياز به درمان داشته باشد ) مشاهده مي گردد كه با مانيتورينگ 24 ساعته فشارخون مي توان به اين مسئله پي برد زيرا فشارخون ممكن است در طي روز طبيعي باشد .

    افزايش حجم

    افزايش حجم عامل مهمي در ايجاد افزايش خون در بيماران دياليزي است صرف نظر از مكانيسم ايجاد افزايش فشارخون ، برداشت آب و نمك اضافي و رساندن به وزن بدن خشك موج طبيعي شدن فشارخون در بيش از 60% بيماران دياليزي مي شود . ميزان افزايش حجم خارج سلولي ممكن است براي ايجاد ادم ناكافي باشد ؛ بنابراين عدم وجود ادم رد كننده هيپرولمي نيست .

    افزايش فعاليت سمپاتيك

    مطالعات اخير نشان داده است كه افزايش فعاليت سمپاتيكي ، يافته شايعي در ESRD است و با افزايش مقاومت عروقي و افزايش فشارخون سيستميك ارتباط دارد . مكانيسم اين واقعه روشن نيست ولي سيگنال آوران ممكن است از كليه ارسال گردد زيرا فعاليت سمپاتيكي در بيماران آنفريك ديده نمي شود بنابراين تصور مي شود كه فعال شدن كمورسپتورهاي داخل كليه توسط متابوليتهاي اورميك ممكن است نقش مهمي ايفا نمايد . فعاليت اين كمورسپتورها موجب رفلكس عصبي شده كه از مسير آوران به سيستم عصبي مركزي منتقل شده و موجب افزايش تون و ابران سمپاتيكي مي گردد .

    تغيير عملكرد سلول آندوتليال

    صرف نظر از پاتوژنز افزايش فشارخون ESRD ، ترشح غيرطبيعي مواد فعال از لحاظ هموديناميكي از اندوتليال ديده مي شود . براي مثال افزايش سطوح پلاسمايي اندوتلين يك ( وازوكنستريكتور قوي ) در بيماران اورميك يافت شده است ، غلظت ساير ايزوفورمهاي اندوتلين نيز ممكن است افزايش يابد ولي فقط اندوتلين يك با افزايش فشارخون ارتباط دارد . معهذا ، بايد قبول كرد كه اين مشاهده اثبات كننده رابطه علت و معلولي نيست و قطعاً پيدا كردن يك روش براي مهار فعاليت اندوتلين ( نظير بلوك كردن رسپتوري ) براي تعيين اهميت فيزيولوژيك اندوتلين در اين بيماران لازم است . اندوتليوم موجب توليد وازوديلاتورها نظير پروستاسيكلين و نيتريك اكسايد نيز مي شود . نيتريك اكسايد محصول سنتتيك از ال آرژينين ( L. Arginine ) در سلولهاي اندوتليال بوده و يك وازوديلاتور قوي است . اخيراً ادعا شده كه پلاسماي اورميك حاوي مقادير بالاتر مواداندوژن است . كه سنتزنيتريك اكسايد را مهار مي سازند . اين مشاهدات احتمال نقش كمبود نيتريك اكسايد در ايجاد افزايش فشارخون در ESRD را مطرح مي نمايد .

    اريتروپويتين

    در حدود 3/1 بيماران مبتلا به نارسايي كليه كه اريتروپويتين مصرف نموده اند ، با افزايش 10 ميليمتر جيوه يا بيشتر در فشار خون مواجه شده اند . اين ريسك در افرادي كه اصلاح آنمي آنها شديدتر و سريعتر صورت مي گيرد و يا از قبل داراي افزايش فشارخون هستند ، بيشتر است .

    درمان

    كنترل وضعيت حجم مي تواند فشارخون را به حد طبيعي برساند يا كنترل افزايش فشارخون در اكثريت بيماران دياليزي را راحت تر نمايد . گرچه جلوگيري از افزايش وزن بيش از حد در بين دو دياليز كاملاً مطلوب است اما اغلب بيماران همكاري و پذيرش خوبي ندارند . به هر حال بايد مايع اضافي به تدريج در طي روزها و هفته ها در دياليز خارج گردد تا به وزن خشك پايدار برسيم . تعريف دقيق وزن خشك هنوز كاملاً مشخص نيست ولي تعاريف متعددي آورده شده است . براي مثال ، وزن خشك از لحاظ باليني به چند شكل زير تعريف شده است :

    v يا فشار خون طبيعي شود يا علائم كاهش حجم ظاهر شود ( به عدم وجود ادم تاكيد نشود ) .

    v فشارخون در حالت نشسته در حد اپتيمال باشد و هيپوتانسيون ارتوستاتيك علامتدار و افزايش حجم باليني بعد از دياليز مشاهده نگردد .

    v در انتهاي دياليز ، فشارخون بيمار در حد طبيعي باشد و تا جلسه بعدي دياليز بدون مصرف داروي ضد فشار خون طبيعي بماند .

    كوششهاي زيادي براي محاسبه دقيق تر وزن خشك صورت گرفته كه شامل پلاتيسموگرافي ايمپدانس ( Impedance Plethysmography ) و اندازه گيري قطر وريد اجوف تحتاني ، غلظتهاي پلاسمايي ANP ، حجم خون و ساير پارامترهاست .

    هر چند اين روشها مي توانند مفيد باشند ولي هنوز جاي روش تخمين باليني را نگرفته اند . متاسفانه مشكلي كه در ارزيابي باليني وضعيت حجم وجود دارد اين است كه افزايش حجم مي تواند حتي در كساني كه فكر مي شود به وزن خشك رسيده اند ، تداوم يابد . در يك مطالعه بر روي 35 بيمار همودياليزي پايدار ( 17 نفر با افزايش فشار خون و 18 نفر با فشار خون طبيعي ) حجم خون ، قطر IVC و وزن خشك بعد از همودياليزي ارزيابي شد و مشخص گرديد كه عليرغم دستيابي وزن خشك براساس معيارهاي باليني مرسوم ، حجم خون مبتلايان به افزايش فشارخون به طور قابل توجهي بالاتر از بيماران با فشار خون طبيعي است . اين مسئله كه افزايش حجم پايه مي تواند موجب عدم توانايي كنترل فشارخون در تعداد زيادي از بيماران مبتلا به فشارخون گردد نيز با مطالعاتي كه غلظت ANP پلاسما براي ارزيابي حجم خارج سلولي استفاده شده است مورد تاييد قرار گرفته است .

    براي مثال در يك مطالعه مقادير ANP قبل و بعد از دياليز اندازه گيري شد . مقادير قبل از دياليز به طور چشمگيري در مبتلايان به افزايش فشارخون در مقايسه با بيماران بعد از نورموتانسيو ( Normo Tansive ) بالاتر بود ؛ به علاوه غلظتهاي دياليز در ANP مبتلايان به افزايش فشارخون كه به دياليز حساس هستند ، طبيعي شده ولي در افراد مبتلا به افزايش فشارخون مقاوم به دياليز تغييري نمي كند .

    دو عامل ديگر مي تواند ميزان برداشت مايع را محدود كند كه اين دو عامل در تسهيل و يا ايجاد هيپوتانسيون ( كه موجب نياز به تجويز مايع مي شود ) در حين دياليز موثر هستند . اين دو عامل شامل تجويز داروهاي ضدفشارخون و برداشت سريع مايع در زمانهاي كوتاه دياليز است . بنابراين قطع دارو قبل از دياليز دچار كاهش فشارخون مي شوند و از رسيدن به وزن خشك و فشارخون طبيعي محروم مي گردند ، مفيد باشد .

    جلسات طولاني مدت دياليز

    يك مركز بزرگ دياليز در Tassin فرانسه همودياليز طولاني مدت و آهسته انجام مي دهد به طوري كه بيماران سه جلسه در هفته و هر جلسه 8 ساعت دياليز مي شوند . اكثريت قريب به اتفاق بيماران با اين روش بدون نياز به مصرف دارو فشار خون طبيعي پيدا كرده اند اگر چه اين نتيج عمدتاً به كنترل مناسب حجم نسبت داده مي شود وليكن ساير عوامل نيز ممكن است دخيل باشند . كنترل بهتر اورمي باعث كاهش فعاليت وابران سمپاتيكي مي شود ؛ در ضمن اين رژيم با افزايش بقاي عمر بيماران نيز همراه است .

    داروهاي ضد فشار خون : ( جدول يك )

    در 25 تا 30% بيماران كه به نظر مي رسد كنترل حجم مناسبي دارند ولي هنوز فشار خون آنها بالاست ، نياز به درمان با داروهاي ضد فشارخون است و نوع انتخاب درمان به بيماري هاي همراه بستگي دارد . چند نكته مختصر در مورد بعضي از داروهاي ضد فشارخون در اين قسمت ذكر مي شود .

    كلسيم بلوكرها

    اين داروها هم خيلي موثر هستند و هم به خوبي در بيماران دياليزي تحمل مي شوند ( حتي در آنهايي كه افزايش حجم دارند ) . اين داروها به ويژه در بيماراني كه هيپرتروفي بطن چپ و ديس فونكسيون دياستوليك دارند مفيد است . به دوزهاي مكمل بعد از دياليز نيز نيازي نيست .

    مهار كننده هاي ACE

    اين داروها به خوبي تحمل مي شوند به ويژه در مبتلايان به نارسايي قلبي به علت ديس فونكسيون سيستوليك موثر هستند . اين داروها ممكن است با بهبود سريعتر LVH همراه باشند . معهذا دو عارضه منحصر به فرد در بيماران ESRD مي توانند ايجاد نمايند . اين داروها مي توانند با فعاليت اريتروپويتين تداخل كنند و منجر به آنمي شديدتر در اين بيماران گردند . اين داروها باعث ايجاد واكنش آنافيلاكتوئيد ( Anaphylactoid ) ( احتمالاً با واسطه كينين ) در بيماران با صافي AN69 مي گردند .

    مهار كننده هاي ACE در بيماران دياليزي مي توانند موجب كاهش بيشتر هماتوكريت نسبت به ساير بيماران گردند . اين امر ممكن است از طريق كاهش ترشح اريتروپويتين يا مداخله با اثر آن باشد در نيتجه با مصرف اين داروها ، نياز به اريتروپويتين افزايش يافته و درمان گرانتر خواهد بود .

    بتابلوكرها

    اين دارو بخصوص در بيماراني كه اخيراً انفاركتوس قلبي داشته اند مورد استفاده دارند . لابتالول ( Labetalol ) ممكن است بتابلوكر انتخابي در بيماران ESRD باشد زيرا ريسك برونكواسپاسم ( Bronchospasm ) با اين داروها كمتر است و روي مقادير چربي نيز اثري ندارد .

    اگونيستهاي سمپاتيك مركزي

    اين داروها نظير متيل دوپا ( Methyldopa ) و كلونيدين ( Clonidine ) بخاطر عوارض جانبي ( مانند عوارض CNS ) كمتر مصرف مي شوند .

    آنتاگونيستهاي رسپتور آنژيوتانسين دو

    لوسارتان به عنوان يكي از آنتاگونيستهاي رسپتور آنژيوتانسين دو در دسترس است . تجارب كمي با اين دارو در ESRD وجود دارد . در يك مطالعه از 89 بيمار مبتلا به CRF ( كه 20 نفر آنها دياليز مي شوند ) پاسخ خوبي بدون عارضه جانبي مهم گزارش شد . لوسارتان توليد توليد كينين را زياد نمي كند . بنابراين نبايد ريسك واكنشهاي آنافيلاكتوئيد ذكر شده براي مهاركننده هاي ACE را افزايش دهد . بنا به اظهار كارخانه سازنده در نارسايي كليه نياز به تغيير مقدار دارو نيست .

    كاهش غلظت سديم مايع دياليز

    غلظت متغير سديم مايع دياليز مي تواند موجب مصرف كمتر داروهاي ضدفشار خون بعد از دياليز گردد . يك مطالعه تصادفي Cross Over اثرات ضد فشارخون برنامه كاهش تدريجي سديم مايع دياليز از 155-135 ميلي اكي والان در ليتر ( در نيم ساعت آخر دياليز روي 135 ميلي اكي والان در ليتر ثابت نگهداشته مي شود ) را با روش استاندارد غلظت ثابت سديم در مايع دياليز ( 140meq/1 ) مقايسه نموده است . فشارخون بعد از دياليز ، ( فشارخون نشسته و ايستاده بعد از دياليز ) و مصرف دارو در حالت دياليز با سديم متغير به طور قابل توجهي كمتر از دياليز با سديم ثابت بود . اگر چه نتايج مثبت اين روش بايد توسط ساير مطالعات نيز تاييد شود ، توصيه مي گردد از پروتكل سديم متغير در مايع دياليز در بيماران مبتلا به فشارخوني كه به خوبي به ساير روشهاي درماني پاسخ نداده اند ، استفاده شود .

    افزايش فشارخون بين جلسات دياليز

    در اكثر بيماران دياليزي انتظار مي رود به طور متوسط فشارخون بدون مصرف دارو كمتر از ميليمتر جيوه ( در صورت امكان ) باشد . ولي همانطوري كه قبلاً ذكر شد اين انتظار در اكثريت بيماران محقق نمي شود . در دو مطالعه اي كه فشارخون 24 ساعته بيماران را مانيتور نموده اند ، 60 % بيماران همودياليزي در بين جلسات دياليز فشار خونشان تحت كنترل نبوده است . اندازه گيري فشارخون قبل از دياليز ممكن است موجب افزايش تخميني 10 ميليمتر جيوه در فشارخون سيستوليك متوسط و بعد از دياليز مي تواند موجب كاهش تخميني 7 ميليمتر جيوه گردد . به هر حال اندازه گيري فشارخون بعد از دياليز بيشتر با فشارخون بين جلسات دياليز مطابقت دارد . مانيتورينگ سرپايي فشارخون ممكن است در تشخيص افزايش فشارخون سيستوليك ( بيش از 140 ميليمتر جيوه ) مفيد باشد . افزايش فشارخون سيستولك احتمالاً عامل مهمي در ايجاد هيپرتروفي بطن چپ به حساب مي آيد .

    بيماران اورميك مشكل ديگري نيز دارند بدين صورت كه نوسان طبيعي روزانه فشارخون در اين بيماران ممكن است ديده نشود و منجر به افزايش فشارخون شبانه گردد .بنابراين حتي در بيماراني كه تصور مي شود در طي روز فشارخون آنها خوب كنترل شده است ، ممكن است در ريسك موربيديتي كارديوواسكولر ناشي از افزايش فشارخون باشند .

    در افرادي كه عليرغم كنترل خوب فشارخون و كم خوني داراي هيپرتروفي بطن چپ هستند ، بايد به وجود افزايش فشارخون شبانه مشكوك شد كه در صورت اثبات بايد بيمار را تحت درمان قرار داد .

    افزايش فشارخون مداوم به درمان

    بعضي بيماران به كنترل حجم و داروهاي ضدفشارخون مقاوم هستند ؛ در اين حالت بايد به عواملي كه مي توانند موجب افزايش فشارخون شوند نظير داروهاي NSAID ( Non-Streroidal Antijnflammatory Drugs ) ، هيپرتانسيون رنوواسكولر و افزايش اندازه كيست در بيماري پلي كيستيك كليه توجه كرد . اگر علت قابل درماني را نتوان يافت ، مينوكسيديل ممكن است در كاهش فشارخون موثر باشد . بيماراني كه همكاري خوبي نداشته و كنترل حجم و افزايش فشارخون در آنها مقدور نباشد ، ممكن است از تغيير روش همودياليز به CAPD ( Continuous Ambulatory Peritoneal Dialysis ) فايده ببرند معمولاً CAPD با فشارخون هاي سيستوليك پايين تري نسبت به همودياليز همراه است . البته استفاده از جلسات طولاني مدت و آهسته همودياليز ( با kt/v متوسط 67/1 ) در 98% موارد ، موجب طبيعي شدن فشارخون شده است . اين رژيم موجب كنترل بهتر مايع و برداشت بيشتر متابوليتهاي اورميك ( كه ممكن است فعاليت عصبي آوران را كمتر نمايد ) مي شود ولي هنوز از اين روش بطور وسيعي استفاده نمي شود و توجه CAPD در اين بيماران مي تواند مفيد باشد .

  18. تشکرها از این نوشته :


  19. Top | #10
    تالار های نیک صالحی
    کاربر خوب




    تاریخ عضویت
    Feb 2009
    میانگین پست در روز
    0.20
    نوشته ها
    375
    تشکر
    49
    تشکر شده 321 بار در 268 پست

    پیش فرض

    تغذيه در بيماران دچار نارسايي مزمن کليه هاي غير دياليزي
    آب : يکي از مشکلات اوليه در بيماران دچار نارسايي کليه عدم توانايي در تغليظ ادرار است بنابراين ممکن است بيماران مقدار زيادي آب از دست بدهند.
    لذا تا زماني که فيلتراسيون ( CFR ) به کمتر از 20 ml / min نرسيده است بيماران محدوديتي در مصرف آب ندارند جز در موارد فشار
    تالار های نیک صالحیخون و بهترين روش اندازه گيري آب مصرفي اندازه گيري سديم خون است ولي مي توان مقدار ادرار و مايعات از دست رفته در يک 24 ساعت را با مقدار مايعات از دست رفته ناپيدا « از راه مدفوع، تنفس، پوست و غيره » که حدودا 600 سي سي مي شود جمع نمود مقدار مايعات مصرفي روزهاي بعد بيمار را تعيين نمود.
    ناگفته نماند وضعيت و شرايط بيمار و محيط او در محاسبه مقدار مايعات مصرفي يک شرط است. در موارد تب- تعريق زياد- محيط گرم و خشک- اختلالات تنفسي و گوارشي لازم است.
    مقداري مايع افزون تر محاسبه شود ولي از طرفي در محاسبه مقدار مايعات غذايي بايد به مواد خشک هم دقت کرد. مثلا نانها به طور متوسط 10% - گوشتها 60% و ميوه ها تا 90% آب دارند.
    شايد بهترين روش محاسبه مقدار نياز مايعات بدن اينگونه باشد که بيمار آن مقدار مايعات مصرف نمايد که در اندام تحتاني در وضعيت ايستاده به شرط عدم ضايعه و اختلال عمومي و موضعي ادم مختصري پيدا شود، نه به طور محسوس و واضح، ولي علمي ترين روش محاسبه وابستگي آب به کلرور سديم است که با محدوديت کلرور سديم آب بدن تنظيم شود.

    سديم :
    مي دانيم در نارسايي کليه سديم نمي تواند از لوله هاي ادراري کليه خارج شود که موجب افزايش حجم- اِدم- فشار خون مي شود.
    تالار های نیک صالحیبيماراني با نارسايي مزمن کليه ها هستند که به علت دفع زياده از حد سديم نياز به نمک کافي و حتي افزون بر حد معمول دارند مثلا بيماراني که دچار اسهال مزمن هستند و يا تعريق شديدي دارند و يا بيمار اين که دچار سندرم فانکوني و يا بيماري کيستيک مدولاري کليه باشند و يا هيپر کلسمي دارند که بايد کلرور سديم مصرفي روزانه آنها 100- 120 ميلي اکي والان يعني 8- 6 گرم باشد ولي به طور معمول در بيماراني که دچار نارسايي مزمن کليه ها بوده ولي دچار ادم، فشار خون هستند مي توان 80- 100 ميلي اکي والان کلرورسديم (3- 5 ) گرم نمک داد ولي اگر بيمار اوليگوريک شده و يا عوارض بالا را داشت محدوديت مصرف نمک يعني 60- 80 ميلي اکي والان برابر 3-2 گرم ضروري است.
    ناگفته نماند که نبايد فقط نمک به صورت پودر و افزودني را محاسبه نمود چون مواد غذايي مي توانند کم و بيش نمک داشته باشند و بعضي از مواد غذايي مقدار نمک زيادي دارند اگر چه نا محسوس است مثلا کيک ها که در ساخت آنها جوش شيرين به کار برده شده و يا غذاهاي کنسروي و نيز دسته غذاهايي مثل کالباس- سوسيس – ژامبون- سس هاي تجاري و ترشي هاي ساختگي غني از کلرور سديم مي باشند لذا در جدول غذايي بايد محاسبع شوند به طوري که در يک بيمار دچار نارسايي کليه که قرار است غذاي کم نمک در رژيم داده شود مقدار مصرف نمک ظاهري 2-1 گرم بيشتر نبايد باشد.
    پتاسيم :
    پتاسيم کاتيون اصلي داخل سلولي بدن است ولي در خارج سلول کم است اما انباشته شدن آن در خارج سلول با توجه به ضايعات قلبي خطرناک ترين سم در نارسايي کليه محسوب مي شود.
    اگر بيماري داراي رژيم محدوديت پروتئين باشد که صحبت خواهد شد با توجه به اينکه هر گرم از پروتئين داراي يک ميلي اکي والان پتاسيم است نياز بدن براي اين که کاتيون تامين مي شود زيرا مقدار 1-1.2 ميلي اکي والان پتاسيم براي هر کيلو وزن بدن در شبانه روز کافيست.
    البته تا زمانيکه کراتينين سرم به حد 3 mg / dl نرسيده باشد يعني فيلتراسيون (GFR ) کمتر از 15 ml نباشد محدوديت پتاسيم نيازي نيست و اين يون از توبول ها دفع مي شوند زيرا هيپوکالمي هم با آريتمي هاي کشنده اي که مي سازد مانند هيپرکالمي مضر است و در تعدادي از بيماران و داروها در زمينه نارسايي مزمن کليه ايجاد هيپر کالمي مي کند مثل هيپوالديترونسيم به هر علت و نيز بيماران تحت درمان با هپارين – بتابلوکر- بازدارنده هاي ACE ، سيکلوسپورين و از طرفي بيماراني که داروي دفع ادرار و هيدروکورتيزون مي گيرند و يا دچار RTA تيپ I هستند دچار هيپوکالمي مي شوند.
    از نظر پتاسيم همان رژيم با پروتئين محدود مقدار پتاسيم کافي به بدن مي دهد ولي چون اکثر غذاها داراي مقداري پتاسيم هستند شناختن غذاهاي غني از پتاسيم لازم است. تا در صورت امکان حداقل مصرف را داشته باشند و اگر مصرف زياده از حد شد درمان سريع هيپرکالمي بشود.
    بيشترين پتاسيم در آب ميوه- آب کمپوت و آبگوشت است. از ميوه ها : موز- کيوي- آلوزرد- شليل- خربزه- طالبي- غني از پتاسيم هستند. سيب زميني- جگر- بستني- لبنيات- گوشت هاي قرمز- بوقلمون- آجيل و خرما- خشکبار مقدار زيادي پتاسيم دارند.
    گوجه فرنگي- قارچ- آرد نخودچي- جو و از سبزيجات اسفناج- جعفري- ترخون- سير- فلفل- کنگر- داراي پتاسيم زيادي هستند.
    منيزيوم :
    بر خلاف نوشته هاي قبلي در مورد منيزيوم هيچگونه رژيم خاصي براي محدود کردن منيزيوم رژيم غذايي نياز نيست و در فيلتراسيون (GFR ) پايين تر از 15 ميلي ليتر در دقيقه بدن مي تواند مصرف زياده از حد منيزيوم را متعادل نمايد و حتي در نارسايي شديد کليه ها (ESRD ) و هيپرپاراتيروييد يسم شديد که منيزيوم خون به علت استئوديستروفي حداکثر ميزان است.
    نياز به محدوديت مصرف منيزيوم نيست ولي از مصرف زياد و ناگهاني منيزيوم بايد پرهيز نمود. منيزيوم در گوشت- سبزيجات و لبنيات بيشترين مقدار موجود را دارد و نيز ساخت آنتي اسيدها به کار مي رود.
    فسفر : کليه ها تا فيلتراسيون (GFR ) کمتر از 30 ml قادرند فسفر را دفع نمايند و سطح خوني فسفر نرمال است ولي پس از آن به همراه عدم جذب کافي کلسيم از روده ها در نارسايي کليه و عدم ساخت ويتامين D فعال و هيپرپاراتيروييد يسم ثانوي موجب عوارض و اختلالاتي مي شوند اينکه آيا محدود کردن فسفر رژيم غذايي کمکي در به تاخير انداختن هيپرپارا تيروييد يسم مي کند نامشخص است.
    اعتقاد بر اين است که چنانچه مقدار مصرف روزانه فسفر 300-500 ميلي گرم باشد فسفات کلسيم کمتر در بافتهاي نرم- جداره عروق و ساير بافتهاي غير استخواني مي نشيند و نيز کم بودن فسفر غذا موجب تحريک و ساخت بيشتر 25 (OH2) D3 ( ويتامين D ) مي شود.
    غذاهايي که داراي فسفر بيشتري هستند، عبارتند از پروتئين ها خصوصا پنير- حبوبات- زرده تخم مرغ- جوانه گندم- نان هاي سبوس دار- کله پاچه- ماهي ها خصوصا ماهي سفيد.
    پروتئين: در محدوديت مصرف پروتئين مباحث ضد و نقيض بسياز زياد است. طرفداران اين نظريه معتقدند که طول عمر بيشتر به کليه ها مي دهد و مخالفين معتقدند که موجب سوء تغذيه و اختلالات کلي در سيستم بدن مي شود ولي به هر صورت امروزه محدوديت گرم بر حسب هر کيلو وزن در حدود
    0.6g / kg / day در بيماران نارسايي مزمن کليه غير دياليزي توصيه ميشود. با چند شرط مهم. اول اينکه نوع پروتئين از اسيد آمينه هاي اصلي ساخته شده باشد که مسلما پروتئين هاي حيواني ارجح تر به پروتئين هاي گياهي هستند.
    دوم اينکه در کنار اين محدوديت غذايي، کنترل فشار خون، هيپرليپيدمي هيپرکلسترولمي و نيز محدوديت مصرف فسفر و کلسيم باشد و در مرحله بعدي کالري کافي 15 – 45 Kcal / kg در روز به بيمار برسد که از خودسوزي جلوگيري شود.
    شرط پاياني اينکه گروه ويتامين هاي B خصوصا B6 ، اسيد فوليک و موادي مثل Zn ، Fe در غذاها گنجانده شود.

  20. تشکرها از این نوشته :


تالار های نیک صالحی مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 06:20 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کدنویسی و
کليه حقوق اين سايت متعلق به  شرکت فرهنگ سازان  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت پيگرد قانوني دارد
سئو و بهينه سازي : سئو
Powered by vBulletin® Version 4.2.1 Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved

تالار های نیک صالحی

آکواريوم ماهي طوطي کاسکو