تاریخ امروز :
تالار های نیک صالحی - Powered by vBulletin
تبلیغات
تولبار جدید و آپدیت شده مخصوص نیک صالحی آماده دانلود است ، برای دانلود کلیک کنید.

آخرین ارسالهای انجمن




صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از 81 به 99 از 99

افسانه ها و اسطوره هاي بسيار زيباي يونان باستان

  1. #81
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    خ

    خائوس
    chaos یا آشوب اولیه دراساطیر یونان وضعیت ابتدایی پیش از آفرینش را بیان می‌کند. البته در این داستان‌هادر اشاره‌هایی خائوس دارای شخصیتی انسانی تصویر شده‌است.
    در ابتدای آفرینش خلاءیا خائوس به وجود آمد از خائوس زمین یا گایا بوجود آمد بعد بترتیب تاتاروس که دنیایزیرین است و اروس یا شهوت از خلاء به وجود آمدند. دیگر خدایان به وجود آمده ازخائوس عبارتند از تاریکی یا اربوس و شب یا نیخ.و اما از ازدواج آنها هامرا یا روز وروشنایی یا آتیر متولد شدند.از زمین یا همان گایا سه خدا متولد شد:آسمان یااورانوس،دریا یا پونتوس و کوهها یا اورئا .
    chaos
    منبع الهامی برای نام گذاریسیستم خاصی در ریاضی شده که گاه به صورت آشوبی هم برگرداندهشده‌است.
    خاروبدیس
    بهیونانی: Χάρυβδις)، در اسطوره‌های یونان گردابی افسانه‌ایدر تنگه مسینا است.
    خاروبدیس را دختر پوسیدون و گایا می‌دانند که هیولایی مادهاست و در هر شبانه‌روز سه بار آب دریا را می‌بلعد و دوباره بیرون می‌فرستد واین‌گونه کشتی‌ها را در هم می‌شکند.

    خارون
    به یونانی: Χάρων)، در اسطوره‌های یونان، پسر اربوس و نوکس است.
    خارونزورق‌بانی است که مردگان را از رود ستوکس می‌گذراند و به هادس می‌برد. برای این کاریک اوبولوس مزد می‌گرفت. یونانیان به هنگام دفن مرده یک اوبولوس در دهان ویمی‌گذاشتند تا به خارون بپردازد. زمانی که هراکلس او را مجبور کرد تا وی را به جهانزیرزمین ببرد، هادس، خارون را یک‌سال به زنجیر کشید.
    خاریتس الاهگان رحمت
    خاریتس (به یونانی:Charites )، در اسطوره‌های یونان، الاهگان رحمت هستند.
    روایت‌های مختلفی درباره پدر و مادر و تعدادشان وجود دارد. اما معمولا سه تا فرض می‌شوند و مامور بخشیدن آرامش، زیبایی و محبویتند

    خروسس
    خروسس (به یونانی:Χρύσης )، در اسطوره‌های یونان، کاهن معبد آپولون در تروا است.
    پس از آن‌که یونانیان معبد آپولون را گرفتند، آگاممنون خروسئیس را ربود. خروسس به آپولون شکایت کرد و آپولون یونانیان را به طاعون مبتلا کرد. پس از نه روز آگاممنون راضی شد که خروسئیس را پس بدهد

  2. تشکرها از این نوشته :


  3. #82
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    اين خبر در تاپيك تازه هاي جالب تاريخي درج شده اما به دليل جالب بودن خبر براي علاقمندان به اساطير باستاني و با توجه به اينكه نيم قرن براي جمع آوري اين اثر تلاش شده در اين تاپيك هم دوباره ذكر ميشه .



    مقدمه دایرهٔ المعارف "اساطیر و آیینهای باستانی جهان" منتشر شد

    مقدمه دایرهٔ المعارف مصور "اساطیر و آیینهای باستانی جهان" تالیف دکترغلامرضا معصومی به کوشش پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی حوزه هنری منتشر شد وبخشهایی از این مجموعه نیز آماده چاپ است.

    به گزارش خبرگزاری مهر، معصومی درباره این اثر گفت: در سال ۱۳۳۷ پایاننامه دوره فوق لیسانس خود را تحت عنوان "مذهب در دنیای باستان" ارائه کردمکه مورد توجه استادان دانشگاه، به خصوص کلنل علی نقی وزیری قرار گرفت وایشان پس از مطالعه دقیق این کتاب، آن را مرجعی علمی و اثری ارزشمند دانستو با معرفی اثر به دکتر سیمین دانشور همسر مرحوم جلال آل احمد، خواستارتحقیق و پژوهش بیشتر و جدی تر بر روی این اثر شد.

    وی ادامه داد: در سال ۷۰ و پس از سالها کار پژوهشی و تحقیقاتی، این اثر رابرای چاپ به حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی معرفی کردم که مورد توجهمدیران وقت قرار گرفت و بنا به خصوصیات و ظرفیتهای بالای علمی، پژوهشی وآموزشی اثر توافق شد تا این مجموعه به عنوان یک دایرهٔ المعارف علمی و بانام "اساطیر و آیین های باستانی جهان" عرضه شود.

    این استاد دانشگاه با اشاره به نیم قرن تحقیق بر روی این اثر گفت: علاوهبر کارهای تحقیقاتی و پژوهشی و ترجمه متونی از میان دو هزار جلد کتاب بهمنظور استخراج مطالب مفید، تمامی عکسهای مربوط به مطالب نیز در مدت ۵۰ سالاز موزه ها و کتابخانه های سراسر جهان تهیه شد که از حاصل این تحقیقات پنججلد کتاب دیگر در خصوص ایران باستان، بین النهرین، یونان، مصر و رم باستانتهیه و چاپ شد.

    معصومی درباره دلایل نگارش این مجموعه گفت: از عمده ترین دلایل تالیف اینکتاب، سوالی بود که همواره در خصوص فراوانی و ازدیاد خدایان در دورانباستان از خود می پرسیدم و اینکه چرا انسان از بت پرستی به یکتا پرستیرسیده حال آنکه یکتا پرستی از همان ابتدا به عنوان یک ودیعه الهی در ذات وفطرت انسان قرار داده شده است.

    این استاد دانشگاه همچنین درباره بازتاب این مجموعه در میان جامعه علمی ودانشگاهی نیز گفت: این مجموعه اثری بین المللی است و مورد استفاده تمامیدانشجویان، محققان، پژوهشگران و علاقه مندان به دین، مذهب، باستان شناسی و ... قرار خواهد گرفت و هم اکنون نیز درخواست ترجمه این کتاب از سوی کشورهلند مطرح شده است و پروفسور آمیه رئیس موزه "لوور" فرانسه نیز باپیشنهادی درخور توجه، خواستار مهاجرت اینجانب به کشور فرانسه است.

    معصومی در پایان با مفید دانستن همکاریهای حوزه هنری برای چاپ و ارائه ایناثر آن را قابل توجه ولی ناکافی دانست و عنوان کرد: امیدوارم در آینده اینهمکاریها به شکلی جدی و کامل تری ادامه پیدا کند تا این اثر آن طور کهباید به جامعه جهانی معرفی شود.

    هم اکنون حرف (a) این مجموعه در ۵۲۲ صفحه و حرف (الف) آن در ۸۰۰ صفحهآماده چاپ است و مقدمه آن نیز در ۳۶۵ صفحه با مروری بر اساطیر و آیینهایباستانی جهان، عارفان، حکیمان، فرزانگان، معماران بزرگ، کتاب های مقدس درآیین های مختلف، اسطوره ها، نمادها، باورهای دوران کهن، نقشه های باستانی،افسانه خلقت در باور پادشاهان، شاهزادگان، معابد، مجسمه ها، بتها، خدایانباستانی را در تمدنهای بزرگی همچون بابل، بین النهرین، سومر، یونان، مصر،روم، ایران و ... از سوی انتشارات "سوره مهر" به چاپ رسیده است.

    خبرگزارى مهر

  4. #83
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    د


    داردانوس
    داردانوس (به یونانی:Δάρδανος )، در اسطوره‌های یونان، بنیان‌گذار شهر داردانیا است. فرزند زئوس و الکترا بود. او را سر سلسله‌ٔ داردانیان می‌دانند.


    دافنیس
    در اسطوره‌های یونان، چوپانی از اهالی سیسیلاست.
    ادعا می‌کرد که هرگز عاشق نمی‌شود. اما اروس او را به عشق نائیس دچار کرد. نائیس به شرط آن‌که دافنیس تا ابد وفادار باشد، با او ازدواج کرد. دافنیس توسط زنیبه نام کسنیا فریفته شد و نائیس او را برای این پیمان‌شکنی کور کرد. وی برای تسلیخود به نواختن نی روی آورد و سرانجام خود را در رود آناپوس غرق کرد

    .
    دانائوس
    به یونانی: Δαναός)، در اسطوره‌های یونان، پادشاه آرگوس است.
    پسر بلوس وبرادر دوقلوی آیگوپنوس بود. دانائوس پنجاه دختر (دانائیدها) و برادرش آیگوپتوسپنجاه پسر داشت.. دانائوس به همراه دخترانش از ترس برادر به آرگوس فرار کرد وپادشاه آن‌جا شد. پسران آیگوپتوس چون شهرت دانائوس و عظمت آرگوس را شنیدند، بهخواستگاری دخترانش رفتند. دانائوس پذیرفت و از دخترانش خواست در شب عروسی با خنجریکه از پدر گرفتند شوهرانشان را بکشند. همه دختران پذیرفتند، جز هوپرمنسترا کهلونکئوس را نکشت. بعدها همین فرد دانائوس را به قتل رساند.


    دئوکالیون
    به یونانی: Δευκαλίων)، در اسطوره‌های یونان، پسر پرومته و پرونویااست.
    دئوکالیون با پورها نخستین زن میرا ازدواج کرد. زمانی که زئوس تصمیم گرفتانسان را به وسیله طوفان نابود کند، پرومته به پسرش گفت که کشتی‌ای بسازد و در آنغذا ذخیره کند. به این ترتیب دئوکالیون و پورها نجات یافتند. اما چون نسلی از انسانباقی نمانده بود. وخشی به آن‌ها گفت که سنگ‌هایی از بالا به پشت پرتاب کنند. سنگ‌های دئوکالیون مرد و سنگ‌های پورها زن شدند و نژاد انسانی ایجاد شد. آن‌دو پنجفرزند به نام‌های هلن، آمفیکتوئون، پروتوگنیا، پاندورا، تویا داشتند

    .
    دایدالوس
    به یونانی: Δαίδαλος)، در اسطوره‌های یونان، صنعت‌گر افسانه‌ای یوناناست.
    برای پاسیفائه همسر مینوس گاوی از چوب ساخت. پاسیفائه درون آن خوابید ومینوتور را به دنیا آورد. مینوس به دایدالوس فرمان داد که هزارتویی بسازد تامینوتور را در آن بیندازد. اما دایدالوس راه فرار از هزارتو را به آردیانه و تسئوسآموخت. به این جرم مینوس او و پسرش ایکاروس را در هزارتو زندانی کرد. اما آن‌دو بهکمک بال‌هایی که از موم ساخته بودند، فرار کردند

    .
    دمتر
    دمتر (به یونانی:Δημήτηρ )، در اسطوره‌های یونان، یکی از اولمپیان و الهه حاصلخیزی استفرزند کرونوس و رئا بود. از برادرش زئوس، پرسفون را به دنیا آورد


    دمودوکوس
    دمودوکوس (به انگلیسی: Demodocus) در اسطوره‌های یونان، نوازندهٔ نابینای دربار آلکینوئوس استزمانی که اودوسئوس مهمان آلکینوئوس بود، دمودوکوس با خواندن نغمه‌ای درباره سقوط تروا، اودوسئوس را به گریه انداخت


    دوروس
    دوروس (به انگلیسی: Dorus)، در اسطوره‌های یونان، پسر هلن و اورسئیس است.
    او سر سلسله دوریاییها محسوب می‌شود.


    دولون
    دولون (به یونانی:Δόλων )، در اسطوره‌های یونان، قاصد تروایی استتنها فرزند ائومدس بود. برای جاسوسی به اردوگاه یونانیان رفت. اودوسئوس و دیومدس دستگیرش کردند و اطلاعات نظامی تروا را از او گرفتند و سپس او را کشتند.

    دیانیرا
    به یونانی: Δῃάνειρα)، در اسطوره‌های یونان، زن دوم هراکلس است.
    دختراوینئوس و آلتالیا بود. نسون یکی از کنتاورها سعی کرد دیانیرا را برباید اما هراکلساو را کشت. نسوس قبل از مرگ چند قطره از خون خود را به دیانیرا داد و گفت دیانیرابا آن می‌تواند هر زمان که خواست عشق هراکلس را از نو زنده کند. زمانی که هراکلسعاشق یولا شد، دیانیرا جامه هراکلس را با آن خون آغشته کرد. اما خون مسموم بود وباعث مرگ هراکلس شد. دیانیرا از غم مرگ او خود را کشت.


    دیدو


    دیرکه
    دیرکه (به یونانی:Δίρκη )، در اسطوره‌های یونان، همسر لوکوس است.
    لوکوس، آنتیوپه را که در مرگ برادرش مقصر می‌دانست، به عنوان کنیز دیرکه بخشید. دیرکه قصد کشتن وی را داشت اما پسران آنتیوپه، او را نجات دادند و دیرکه و لوکوس را کشتند.


    دیکه


    دیومدس (پسر آرس)
    در اسطوره‌های یونان، پادشاه بیستون‌ها درتراکیا است.
    پسر آرس و کورنه بود. چهار مادیان داشت که با گوشت انسان تغدیهمی‌کردند. هشتمین شاهکار هراکلس رام کردن این مادیان‌ها و کشتن دیومدس بود

    .
    دیومدس (پسر تودوئوس)
    به یونانی: Διομήδης)، در اسطوره‌های یونان، از دلیرترین جنگ‌جوهاییونانی جنگ تروا است.
    فرزند تودئوس و دئیپوله بود. از اپیگون‌ها بود. در جنگتروا به همراه اودوسئوس به جنگ‌جویان تروا دلاوری‌های بسیاری داشت. پاندوراس راکشت. آینیاس و آفرودیته را زخمی کرد .


    دیونوسوس
    بهیونانی: Διόνυσος)، دراسطوره‌های یونان، نام خدایی یونانیاست.
    رومیان این خدا را بیشتر با نامباکخوس (بهیونانی: Βάκχος) یاباکهوس (بهلاتین: Bakchos) می‌خواندند. فرزندزئوسوسملهبود. در افسانه‌ها آمده است از ران زئوسمتولد شد. پرستش او در یونان و روم با مراسم شرابخواری همراه بوده است

    .
    دیونه
    دیونه (به انگلیسی: Dione)، در اسطوره‌های یونان، دختر اوکئانوس است.
    از الهگان زمینی و معشوقه زئوس بود. به روایتی مادر آفرودیته است.

  5. تشکرها از این نوشته :


  6. #84
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    ر


    رئا
    به یونانی: Ῥέα) یکی از خدایان خورشید در یونانباستان بود. او فرزند گایا و اورانوس بود. او خواهر و همسر کرونوس بود و مادر دمتر،هادس، هرا، پوزئیدون و زئوس است. او اغلب بین دو شیر و یا سوار بر ارابه ای که توسطشیرها کشیده می شوند توصیف می شود.
    کرونوس به قدرت فرزندان خود در آینده حسودیمی کرد به همین علت برای بقای سلطنت خود هر کدام از بچه‌های خود را هنگام تولدمی‌بلعید. اما هنگام تولد زئوس، رئا از گایا کمک خواست تا نگذارد کرونوس زئوس رانیز بخورد. رئا سنگ بزرگی را به کرونوس داد و وی نیز که فکر میکرد این سنگ بزرگزئوس است آن را بجای او خورد. رئا زئوس را به جزیره کرت برد و بزرگ کرد.


    رئاکوبله


    رادامانتوس
    به یونانی: Ῥαδάμανθυς) در اسطوره‌های یونان، فرزند زئوس و ائوروپهاست.
    وی برادر مینوس و سارپدن بود. به روایتی پیش از مینوس پادشاه کرت بود. قوانین بی‌نظیری در اداره کرت داشت که بعدها اسپارتیان از آن تقلید کردند. پس ازمرگ داور اعمال مردگان شد.


    ریتا

  7. #85
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    ز


    زاگرئوس
    در اسطوره‌های یونان، خدای مردم کرتاست.
    مطابق با دیونوسوس دانسته می‌شود. طبق افسانه‌ها پس از این‌که دمتر پرسفونهرا به دنیا آورد. از زئوس و پرسفونه فرزندی به دنیا آمد که زاگرئوس نامیده شد وقرار بود وارث زئوس باشد. تیتان‌ها کودک را ربودند، تکه تکه کردند و خورند. تنهاقلب کودک باقی ماند که آتنه نجات داد وبه زئوس برگرداند. زئوس از این قلب در بدنسمله بچه‌ای ایجاد کرد که زمانی که متولد شد، دیونوسوس نام گرفت.

    زئوس
    زئوس (به یونانی:Ζεύς ) و (به انگلیسی: Zeus) در اسطوره‌های یونان، پادشاه خدایان است. معادل آن در اسطوره‌های رومی ژوپیتر و در دین کرتیان ولخانوس است. زئوس جوانترین فرزند رئا و کرونوس بود. او بزرگترین فرمانروای کوه المپ و معبد تمام خدایانی که در آنجا بنا شده بودند، بود. با بودن بزرگترین حکفرما او قانون، عدالت و معنویت را تعیین می‌نمود، و این مسئله او را رهبر روحانی خدایان و انسان‌ها نمود. زئوس خدای آسمان‌ها بود، و در اصل به عنوان خدای آسمان و هوا از طرف قبایل یونانی پرستش می‌شد. نام زئوس مربوط است به کلمهٔ یونانی dios به معنی «درخشان». از دیگر نشانه‌های او همانند آذرخش می‌توان به عصای سلطنتی، عقاب و سپره او (ساخته شده از پوست بز املتیا) اشاره کرد.
    در هنر، معمولا زئوس به مانند یک مرد میان سال همراه با ریش اما دارای یک فیگور جوان و دارای نیرو تصویر می‌شد. او بسیار شاهوار و با ابهت به نظر می‌رسید. نقاشان و هنرمندان سعی در بازسازی قدرت زئوس در کارهای خود دارند، معمولا با دادن حالت و ژست‌هایی که انگار در حال پرتاب کردن آذرخش خود است. مجسمه‌های زیادی از زئوس وجود دارد، اما بدون شک زئوس آرتیمیزیوم زیباترین آنهاست. در گذشته گمان می‌شد که آن پوزئیدون است، این مجسمه در موزهٔ ملی آرکیولاجیکال آتن قابل دیدن است.

    نبرد با کرونوس
    کرونوس شنیده بود که توسط یکی از فرزندانش سرنگون خواهد شد. به همین دلیل فرزندان خود را می‌بلعید. اما زئوس که فرزند ششم بود توسط رئا و گایا نجات پیدا کرد. سپس زئوس با کرونوس و دیگر تیتان‌ها وارد جنگ شد و آن‌ها را شکست داد و پدر را سرنگون کرد. بچه‌های بلعیده شده را از شکم کرونوس بیرون آورد و کرونوس را تا ابد در تارتاروس زندانی کرد. سپس با برادرانش براساس قرعه، فرمان‌روایی عالم را میان خود تقسیم کردند و زئوس فرمان‌روای آسمان و زمین شد.
    سلاح او آذرخش بود که آن را به سمت کسی که او را ناخشنود کرده، پرتاب می‌کرده‌است. یکی از مواردی که او را بسیار خشمگین می‌کرد دروغگویی و پیمان شکنی بوده‌است



    زندگي
    بر طبق افسانه، متیس الهه پروا اولین همسر زئوس بود که آتنه را برای او به دنیا آورد. او با هرا که خواهرش بود، ازدواج کرد، هرا برای او آرس، هفایستوس، هیبه و ایلیتویا «Eileithyia» را به دنیا آورد. اما به خاطر داشتن ماجراهای عشقی فراوان‌ او از معشوقه‌هایش فرزندان بسیاری داشت. لتو برای او دوقلوهای آپولون و آرتمیس را به دنیا آورد. هنگامی که او لیدا ملکه اسپارت را فریفت، خود را به شکل یک قوی زیبا درآورد و ۲ جفت فرزند دوقلو به دنیا آمدند: کستور «Castor» و پولیدوسز «Polydeuces» و کلیتمنسترو «Clytemnestra» و هلن تروایی.



    در تروا
    در جنگ تروا پس از آن‌که با شکست پاریس از منلائوس از سپاه یونانیان، جنگ به ظاهر پایان می‌یابد، خدایان در المپ شورایی برپا می‌کنند و خواستار خون بیشتری می‌شوند. زئوس به صلح رای می‌دهد ولی چون همسرش هرا سخن به مخالفت با او می‌راند، ترسان رای خود را پس می‌گیرد و به نابودی تروا رضایت می‌دهد.

    زتوس


    زفوروس
    به یونانی: Ζέφυρος) در اسطوره‌های یونان، مظهر باد غرب است.
    پسر آسترایئوس و ائوس بود. از آرام‌ترین بادها و در مقابل باد وحشی شمال، بورئاس بود.پسوخه را در راه رسیدن به اروس یاری داد. به روایتی ایریس الهه رنگین کمان همسر او بود.

  8. تشکرها از این نوشته :


  9. #86
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    س


    سابازیوس


    ساتیرها - ساتورها
    ساتیرها (به یونانی:Σάτυροι ) در اسطوره‌های یونان، ارواح جنگلی با شکل انسانی و اعضای حیوانی هستند.

    ساتیرها همراه با سیلون‌ها جزو شرکت‌کنندگان همیشگی در مراسم دیونوسوسی بودند.

    سانتور
    سانتور (به یونانی: Κένταυροι،تلفظ: کنتاوروس) در میان اساطیر یونان جز معروف ترین موجودات است. سانتور موجودیاست نیمی انسان و نیمی اسب، با سر و دو دست و بالاتنهٔ انسان و بدن و چهار پای اسب،به این شکل که قسمت انسانی از جایی که گردن اسب باید شروع می‌شد به جای آن قراردارد.
    سانتورها قدرت تکلم انسان را دارند و در رنگ های گوناگون یافت می شوند. سانتورها با روش های ویژه ای از دید انسان ها مخفی می مانند. همچنین آن ها در جنگلزندگی می کنند و زیستگاه اصلیشان کشور یونان است.
    سانتور ها روش‌های ویژه‌ای دراستتار و مخفی ماندن دارند که این روش ها هنوز در پرده ای از ابهام قرار دارد. آنها به صورت قبیله ای زندگی می کنند و از علومشان برای زندگی استفاده می کنند ... سانتور ها بر علوم سحر آمیز شفا و پیش گویی و همچنین نجوم تسلط خاصیدارند.
    سانتورها با تیر و کمان زبانزد خاص و عام است. اکثر سانتورها از برخورد ومعاشرت با انسان ها خوشنود نمی شوند و خود را بسیار برتر از انسان می دانند و باانسان بر خورد خوبی ندارند که می توانی سانتوری را نام برد که در افسانه های یونانباعث مرگ هرکول شد.


    سانتور ها جانوراني اسطوره اي هستند كه پا و بدن اسب ولي نيم تنه،دست و سر شبيه به انسان دارند.بر طبق افسانه ها سانتورها به كوههاي يونان تعلق دارند يعني مكاني كه در آن سانتورها با مردم محلي تا اندازه اي ارتباط داشتند.برخي از سانتور ها علاقه زيادي به شراب داشتند به همين دليل موجوداتي خشن و نا آرام بودند و به سرعت عصباني مي شدند.سانتور ها جنگهاي زيادي با انسانها كرده اند.مشهورترين جنگ آنها با انسانها پس از يك مراسم عروسي اتفاق افتاد كه در طي آن ،آنها مانند هميشه در خوردن شراب زياده روي كرده بودند.سانتور ها تلاش كردند عروس را با خود ببرند كه اين امر موجب جنگ بزرگي شد(سانتور ها در آن جنگ شكست خوردند) صحنه هاي مربوط به آن جنگ يكي از زينتهاي مورد علاقه كوزه گران يوناني بود.
    ولي برخي از سانتور ها موجوداتي شريف و بزرگوار بودند.خداياني همچون آپولو و آرتميس،هنر هايي از قبيل پزشكي و شكار را به سانتوري به نام "چيران" آموختند.او نيز مدرسه اي را بنا نهاد كه در آن به برخي از قهرمانان بزرگ دنيا خود همچون "آشيليوس" و "اوديسه" تعليم داد.


    سپرخئوس
    سپرخئوس (به یونانی:Σπερχειός ) در اسطوره‌های یونان، خدای رود تسالی است.
    سپرخئوس پدر منسستیوس و پولودورا بود


    ستوکس
    به یونانی: Στύξ) در اسطوره‌های یونان، الهه‌ بزرگ‌ترین رود هادساست.

    او مانند بیشتر رودها فرزند اوکئانوس و تتوس بود. با پالاس ازدواج کردو صاحب چهار فرزند به نام‌های زلوس، نیکه، گراتوس و بیا شد. در جنگ تیتان‌ها بازئوس، فرزندان خود را به یاری زئوس فرستاد. زئوس نیز در برابر این خدمت فرزندان اورا نزد خود نگاه داشت و مقرر کرد سوگندی که با آب ستوکس از طرف خدایان یاد گردد،هرگز نباید شکسته شود.


    ستنلوس
    در اسطوره‌های یونان، پسرپرسئوس و آندرومه است.
    با نیکیپه دختر پلوپس ازدواج کرد و صاحب سه فرزند بهنام‌های ائوروستئوس، آلکوئونه و مدوسا شد. پس از آن‌که برادرش آلکتروئون به دست بهدست آمفیتروئون کشته شد، حکومت موکنای را تصاحب کرد و آمفیتروئون را به تبعیدفرستاد. سپس حکومت بخشی از قلمرو خود را به برادرهای همسرش، آترئوس و توئستسسپرد

    .
    پرندگان ستومفالوسی
    در اسطوره‌های یونان،پرندگان مهاجم به سواحل ستومفالوس هستند.
    این پرندگان به مردم ناحیه ستومفالوسدر آرکادیا حمله می‌بردند و با پرهای لبه فولادی خود آنان را می‌کشتند و محصولات رااز بین می‌بردند. ششمین شاهکار هراکلس از بین بردن این پرندگان با میله‌ای بود کهاز هفایستوس گرفته بود.


    سراپیس


    سکولا
    به یونانی: Σκύλλα) در اسطوره‌های یونان، هیولای دریایی تنگه مسینااست.
    او در واقع پری دریایی زیبایی بود. گلاوکوس عاشقش شد و او نپذیرفت. گلاوکوسبرای چاره‌جویی نزد ساحره‌ای به نام ***که رفت. ***که به گلاوکوس دل بست اما چونجواب رد شنید. از سر انتقام سکولا را به هیولایی با دوازده پا و شش سر تبدیل کرد. که هر سر یک دهان و هر دهان یک ردیف دندان داشت. تنها راه رهایی از دست او پناهبردن به مادرش کرتائیس بود.

    سلنه
    به یونانی: Σελήνη) در اسطوره‌های یونان، الهه ماه است.
    دختر هوپریون وتئیا بود. با زئوس ازدواج کرد و صاحب دو دختر به نام‌های هرسه (شبنم) و پاندیا شد. مشهورترین افسانه‌ او، عشقش به اندومیون است

    .
    سمله
    در اسطوره‌های یونان، دخترکادموس و هارمونیا است.
    سمله معشوق زئوس بود. زئوس به صورت مردی زمینی باسمله در ارتباط بود. هرا فهمید و سمله را فریب داد که ادعای معشوقش مبنی بر این‌کهزئوس است دروغی بیش نیست. سمله از زئوس خواست نشانه‌ای به او نشان دهد و با همهجلال و عظمت پیش او ظاهر شود. زمانی که زئوس این کار را کرد، سمله از شعله نور اوسوخت. اما زئوس فرزند او را که در شکمش بود را پیش از سوختن نجات داد و در ران خودجای داد. این پسر بعدها دیونوسوس نامیده شد.



    سیرنها


    سیکلوپها -کوکلوپس‌ها

    سایکلوپ (Cyclope) یا غول یک‌چشم یکی از موجودات افسانه‌ای در اساطیر یونان است.
    یونانیان خدایان و هیولاها را فرزندان تیتان‌ها- خدایان اولیه- می‌دانستند کهبیشتر آ‌ن‌ها فرزند گایا الهه مادر و اورانوس بودند. اورانوس خدای آسمان و فرزندگایا بود و گایا خود به تنهایی او را به وجود آورده بود. این دو با یکدیگر فرزندانبسیاری به وجود آوردند که شامل 12 تن از تایتان‌ها نیز هست. سایکلوپ‌ها، کهغول‌هایی یک چشم بودند، سه نفر بودند و نماد تندر، برق و آذرخش به شمار می‌‌آمدند. این غول‌ها، اولین آهنگران بودند و توسط تایتانی به نام کرونوس، زندانی شدند. زئوسهنگام شورش بر علیه تایتان‌ها، سایکلوپ‌ها را آزاد کرد و در عوض آن‌ها اسلحه معروفاو، صاعقه و تندر را به او هدیه دادند. هزیود از سیکلوپها به عنوان دیو توفان یادکرده است. زیرا نامشان این را می نمایاند: برونتها، تندر، استروپها، برق، آرژها وآذرخش.


    به یونانی: Κύκλωψ) در اسطوره‌های یونان، غول‌هایی با یک چشم در وسط پیشانیهستند. آنها قدرتمند، سرسخت بودند. حرکات آنها همیشه همراه با خشونت و قدرتبود.
    این غول‌ها در جزیره‌ای با هم می‌زیستند. وقتی اودوسئوس به جزیره‌ آن‌هاوارد شدند، شش تن از ملوانان او را خورد. اودوسئوس او را مست کرد و با میله‌ای داغکورش کرد. در افسانه های یونان دو نسل از سایکلاپ ها وجود داشتند. نسل اول شامل سهبرادر، برونتس ("تندرگر")، استروپس ("فلشر")، آرگس ("درخشانگر")، که از وصلت گایا واورانوس بوجود آمده بودند. نسل دوم از نوادگان پوزئیدون، و بلندآوازه ترین آنهاپولیفموس از ادیسه هومر بود.

    سیلنوس - سیلنوس‌ها
    سیلنوس (به یونانی:Σειληνοί ) در اسطوره‌های یونان، کهن‌سال‌ترین همراه ماینادها (زنان مرید دیونوسوس) است.
    پسر پان یا هرمس بود. دماغی پهن و دم و گوشی شبیه اسب داشت. بسیار دانا و دارای نیروی پیش‌گویی بود. پسرانش همگی شبیه او بودند و سیلنوس‌ها خوانده می‌شدند.
    ویرایش توسط pareparvaz51 : February 24th, 2011 در ساعت 01:48 PM دلیل: افزودن متن

  10. تشکرها از این نوشته :


  11. #87
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    ف


    فاونوس



    فاونها


    فایاکیا - فایاکس


    فایتون


    فائِتون یا فایِتون (به یونانی:Φαέθων به معنی "درخشنده"، بهانگلیسی: Phaëton )، نام فرزند هلیوس (فوبوس) است. فائِتون از مادرش کلایمین می‌خواهد به او اطمینان دهد در مورد پدرش راست می‌گوید که پدرش، هلیوس، خدای خورشید است. فوبوس به او وعده داد که هر آرزویی داشته باشدبرمی‌آورد.
    فایتون خواست که یک روز ارابه‌ی خورشید را براند. فوبوس با پشیمانیپذیرفت. فایتون بیش از حد به زمین نزدیک شد و آن را به آتش کشید. زمین و اقیانوس بهزئوس شکایت کردند و زئوس با آذرخشی فایتون را از کشت

    فایدرا


    فایدرا (به انگلیسی: Phaedra)، در اساطیر یونان دختر مینوس و پاسیفائه است.
    پس از مرگ مینوس، پسرش دئوکالیون، فایدرا را به همسری تسئوس درآورد تا اتحادشان را محکم کند. تسئوس درگذشته با خواهر فایدرا، آدریانه ازدواج کرده اما او را رها کرده بود.
    فایدرا عاشق هیپولوتوس، پسر تسئوس شد. اما هیپولوتوس عشق او را نپذیرفت. پس فایدرا او را متهم کرد که قصد تجاوز داشته، سپس خود را به دار آویخت. هیپولوتوس نیز از نفرین پدر درگذشت.

    فریکسوس


    فریکسوس (به یونانی:Φρίξος ) در اسطوره‌های یونان، پسر آتاماس و نفله است.
    آتاماس بعد از این‌که نفله جدا شد، با ینو، دختر کادموس ازدواج کرد. زمانی که سرزمین‌شان دچار قحطی شد، آتاماس با تحریک ینو تصمیم به قربانی کردن فریکسوس و هله گرفت. اما درست زمانی که قصد این‌کار را داشت، ‌قوچی جادویی ظاهر شد که یکی از خدایان (هرمس یا زئوس) به خواست نفله برای کمک فرستاده بودند. این قوچ حرف می‌زد و پشم‌های زرین داشت. به دستور قوچ، فریکسوس و هله بر پشت او سوار شدند و قوچ پرواز کرد. هله در راه در دریا افتاد اما فریکسوس به سلامت به کولخیس،‌ نزد آیتس رسید.

    فویبه


    فوبه یا فیبی (به یونانی:Φοίβη )، "تاج گل طلایی" (golden-wreathed) در اساطیر یونان دختر اورانوس و گایا یکی از تیتان‌های اصلی بود.
    او با برادر خود کئوس ازدواج کرد و از او لتو مادر آپولو و آرتمیس و آستریا الههٔ ستاره را به دنیا آورد. گفته شده پیشگوی دلفی متلعق به او بود قبلاً از آنکه آپولو آن را در اختیار خود بگیرد. بواسطهٔ اینکه فوبه مادربزرگ آپولو و آرتمیس بود، نام فوبه یا فوبوس به عنوان واژهٔ مترادف برای آرتمیس و لقب آپولو بکاربرده می‌شود.

    فیلوکتتس


    فیلوکتتس (به یونانی:Φιλοκτήτης ) در اسطوره‌های یونان، پسر پویاس و دموناسا است.
    هراکلس قبل از مرگ تیر و کمان خود را به او داد. در راه عزیمت به تروا، ماری او را گزید و زخمی شد و اودوسئوس او را در جزیره لمنوس رها کرد. اما زمانی که وخشی خبر داد که بدون تیر و کمان هراکلس شکست دادن تروا ممکن نیست، او را بارآوردند. او پاریس را با تیر خود کشت


    ق
    قنطروس

  12. تشکرها از این نوشته :


  13. #88
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    ك


    کنتاورها


    کادموس
    کادموس (به یونانی:Κάδμος )، در اسطوره‌های یونان، بنیان‌گذار شهر تب است.

    وخش دلفی به او دستور داد دنبال گاوی برود و هر جا گاو ایستاد، ‌شهری بنا کند. به این ترتیب شهر تب بنا شد.
    او اژدهای پاسبان چاه نزدیک آن‌جا را کشت و دندان‌هایش را دفن کرد. از این دندان‌ها تعدادی مرد جنگی برآمدند که همدیگر را کشتند. تنها پنج تن از آن‌ها زنده ماندند که مردم تب از نسل آن‌ها بودند.

    کاساندرا

    کتاب پیشگویی را که بر طرف کردن ابهامات آینده نام دارد زنی به نام کاساندرا وابلاتسکی نوشته و دانش آموزان هاگوارتز در کلاس پیشگویی از آن استفاده می کنند. این نام برای متخصص پیشگویی نامی بسیار کامل و برازنده است.این نام از نام دو انسان مشهور برگرفته شده است که نامشان با پیشگویی و جادو در ارتباط است.
    در اسطوره شناسی یونان باستان کاساندرا پیشگو بود یعنی می توانست آینده را ببیند. این توانایی را یکی از خدایان به نام آپولو که به کاساندرا علاقه داشت به وی اهدا کرده بود.آپولو قول داد توانایی پیشگووی را به کاساندرا اعطا کند به شرطی که کاساندرا عشق او را پاسخ بگوید. اما کاساندرا پس از آنکه پیشگو شد و به نهان بینی دست یافت نظرش تغییر کرد به همین دلیل آپولو با خشم او را نفرین کرد و آرزو نمود که هرگز کسی حرف کاساندرا را باور نکند . این امر موجب حزن و اندوه کاساندرا شد.

    كاساندرا در تروا

    کاساندرا در داستان مشهور تروی نیز نقشی ایفا می کند.کاساندرا دختر شاه پریام پادشاه شهر تروی بود و هنگامی که سربازان یونانی به ظاهر دست از حمله کشیدند و شیئی ارزشمند و گرانبها به شکل یک اسب چوبی بزرگ را در خارج شهر رها کردند و عقب نشینی کردند کاساندرا به پدرش هشدار داد که برای جشن گرفتن عجله نکند و از همه مهمتر اسب را به داخل شهر نیاورد(البته در فیلم تروی پسر پادشاه این نظر را می دهد که یک از اشتباهات فیلمنامه است ) ولی به دلیل نفرین آپولو پدرش به حرف او توجهی نکرد.سربازان یونانی درون اسب مخفی شده بودند.آنها منتظر ماندند تا اسب به درون شهر برده شد و همه به خواب رفتند سپس به آرامی از داخل اسب چوبی بیرون آمدند و شهر را تصرف کردند.
    بدون شک نام خانوادگی کاساندرا وابلاتسکی از نام هلنا پترونا بلاواتسکی بر گرفته شده است که یکی از بنیانگذاران جامعه اشراق بود.از جمله اهداف جامعه اشراق "بررسی قوانین توضیح داده نشده طبیعت و قدرتهای نهفته در وجود انسان"و یا به عبارت دیگر جادو بود.

    کالوپسو
    کالوپسو (به یونانی:Καλυψώ )، در اسطوره‌های یونان، یک پری دریایی است
    دختر اطلس بود و در جزیره اوگوگیا زندگی می‌کرد. اودوسئوس در راه بازگشت از تروا، به این جزیره وارد شد. کالوپسو به او دل بست و او را هفت سال نزد خود نگاه داشت. به اودوسئوس پیشنهاد کرد همیشه با او بماند و جاودان شود. اما اودوسئوس در هوای خانه بود. عاقبت زئوس، هرمس را فرستاد تا کالوپسو را راضی کند دست از ادوسئوس بردارد.


    کالیوپه


    کرئون (۱)


    کرئون (۲)


    کرس


    کرها
    کرها(به یونانی:Κῆρες )، در اسطوره‌های یونان، ارواح مرگ هستند.
    کر در یونانی به معنای ویرانی است. کرها از نظر شکل ظاهری مشابه ارینوئس هستند. گاهی مطابق مویرای فرض می‌شوند.

    کرونوس
    کرونوس (به یونانی:Κρόνος ) و (به انگلیسی: Cronus) در اسطوره‌های یونان پادشاه تیتان‌ها است.
    در ابتدای آفرینش خلاء یا خائوس به وجود آمد. از خائوس زمین یا گایا بوجود آمدند بعد بترتیب تارتاروس که دنیای زیرین است و اروس یا شهوت از خلاء به وجود آمدند. دیگر خدایان به وجود آمده از خائوس عبارتند از تاریکی یا اربوس و شب یا نیخ. و اما از ازدواج آنها هامرا یا روز و روشنایی یا آتیر متولد شدند. از زمین یا همان گایا سه خدا متولد شدند: آسمان یا اورانوس، دریا یا پونتوس و کوه‌ها یا اورئا.
    آسمان هر شب با زمین (گایا و اورانوس) هم آغوشی می‌کرد.از این هم آغوشی ۱۲ تایتان بوجود آمد سه غول یک چشم و سه غول صددست که اینان در واقع نسل اول خدایان بودند.
    اورانوس که در واقع پدر این ۱۲ تایتان بود از ایشان تنفر داشت به همین جهت آنان را در تارتاروس یعنی دنیای زیرین زندانی کرد. این عمل باعث خشم مادر تیتان‌ها یعنی زمین یا گایا شد و از تیتان‌ها خواست انتقامشان را از اورانوس یا آسمان بگیرند. تنها کورونوس که کوچکترین تایتان بود حاضر به انجام این کار شد. در نتیجه گایا به او داسی آهنی داد تا اورانوس را اخته نماید. در هنگام شب اورانوس که برای نزدیکی با گایا نزدیک می‌شد توسط کورونوس اخته شد.
    کورونوس آلت اخته شده اورانوس را به دریا انداخت که از آن آفرودیت یا خدای عشق زاده شد. هنگامی که کورونوس بعد از پدرش اورانوس به سلطنت خدایان رسید حاضر به آزاد کردن تایتانها از تاتاروس نشد. اورانوس و گایا یعنی مادر و پدر کورونوس پیش بینی کردند که خود کورونوس هم توسط فرزندش سرنگون می‌شود. زمانی که کورونوس با رئا خواهرش ازدواج کرد حاصل این ازدواج به ترتیب هستیا، دمتر، پوزیدون، هرا، هادس وزئوس بودند. اما کورونوس برای اینکه پیش بینی والدینش به حقیقت نپیوندد هر کدام از بچه‌های خود را هنگام تولد می‌بلعید. اما هنگام تولد زئوس، رئا از اورانوس و گایا کمک خواست تا نگذارند کورونوس زئوس را نیز بخورد. رئا سنگ بزرگی را به کورونوس داد و وی نیز که فکر می‌کرد این سنگ بزرگ زئوس است آن را بجای زئوس خورد. رئا زئوس را به جزیره کرت(در نزدیکی یونان) برد و بزرگ کرد. هنگامی که زئوس بزرگ شد داروی تهوع آوری را به کورونوس خوراند که باعث شد وی فرزندانی را که خورده بود بالا بیاورد که در این موقع جنگی ۱۰ ساله میان تایتانها و فرزندان کورونوس شکل گرفت که کورونوس شکست خورد و سلطنت میان زئوس و برادران و خواهرانش تقسیم گشت.
    چکشی که در دست کرونوس بود و با آن مخالفان خود را سرکوب می‌کرد اکنون به عنوان مثالی برای سرکوبی مخالفان در کشورهای دیکتاتوری به کار می‌رود.

    کسوتوس
    کوتوس (به یونانی:Ξοῦθος ) در اسطوره‌های یونان، پسر هلن و اورسئیس است.
    برادر دوروس (جد دوریایی‌ها) و آیولوس (جد آیولیایی‌ها) بود. دو برادر او را از یولکوس راندند. او به آتن رفت و با دختر شاه ارختئوس، کرئوسا ازدواج کرد و صاحب دو پسر به نام‌های آخایوس (سرسلسله آخایایی‌ها و یون (سرسلسله یونیایی‌ها شد. او جد این دو قوم محسوب می‌شود.

    ککروپس
    کِکروپس (به یونانی:Κέκροπας )، یکی از موجودات اساطیری یونان باستان است.
    او مار_مردی زمین‌داده، نخستین ساکن اتیک است که از خاک اتیک هستی می‌یابد. سکروپس برای تملک اتیک، دور از اختلاف پوزئیدون و آتنا شهادت می‌دهد که نخستین درخت زیتون را آتنا در اتیک غرس کرد و پوزئیدون توفانی برمی انگیزد و اتیک را غرق می‌کند. دختران سکروپس پرستاری مارــ مردی دیگر را به نام اریکتونیوس که پسر آتنا است را به عهده دارند.

    کلوتایمنسترا
    کلوتایمنسترا (به یونانی:klaɪtəm'nɛstɹə ) در اسطوره‌های یونان، دختر توندائوس و لدا است.
    با تانتالوس ازدواج کرد و صاحب فرزندی شد. آگاممنون شوهر و بچه‌اش را کشت و با او ازدواج کرد. از آگاممنون چهار فرزند داشت، ایفیگنیا، الکترا، خروسوتمیس و اورستس. زمانی که آگاممنون می‌خواست ایفیگنیا را قربانی کند به خشم آمد. با آیگیستوس به طور پنهانی رابطه برقرار کرد. آیگیستوس پس از بازگشت آگاممنون از تروا، او و کاساندرا را کشت. اورستس به کمک الکترا گریخت و بعدها انتقام پدر را از مادر و معشوق گرفت.

    کلیو


    کوبله
    کوبله (به انگلیسی: Cybele)، از شخصیت‌های اسطوره‌های یونان می‌باشد.


    کودروس
    کودروس (به یونانی:Κόδρος ) در اسطوره‌های یونان، پادشاه آتن است.
    در نبردی تن به تن کسوتوس پادشاه آتن را کشت و به جای او نشست. زمانی‌ که دوریایی‌ها به آتن حمله کردند، وخشی تنها راه پیروزی را کشته شدن کودروس دانست. پس او داوطلبانه پیش تاخت و خود را به کشتن داد و آتن پیروز شد.

    کودیپه
    کودیپه (به یونانی:Κυδίππη )، در اسطوره‌های یونان، همسر آکونیتوس است.
    دختری آتنی و از خانواده‌ای مرفه بود. آکونیتوس به او دل بست و از آن‌جا که جوان فقیری بود، خانواده کودیپه به شدت با ازدواج آن‌ها مخالف بودند. آکونیتوس سیبی به کودیپه داد که روی آن نوشته بود: «قسم می‌خورم جز با آکونیتوس ازدواج نکنم.» چون کودیپه این را باصدای بلند خواند، مجبور شد با وجود مخالفت خانواده با او ازدواج کند.


    کورونیس
    کورونیس (به یونانی:Κορωνίς ) در اسطوره‌های یونان، دختر فگوالس است.
    یکی از معشوقه‌های آپولون بود اما زمانی که آسکلیپوس را باردار بود به آپولون خیانت کرد و با ایسخوس ازدواج کرد. آرتمیس به خواهش آپولون جان او را گرفت اما بچه‌اش را نجات داد و به خیرون سپرد.

    گيرکه
    (به یونانی:Kírkē ) در اسطوره‌های یونان، دختر هلیوس و پرسه است.
    جادوگری قدرتمند بود که دشمنانش را به حیوان تبدیل می‌کرد. پیکوس، سکولا و همراهان اودوسئوس از جمله کسانی بودند که مورد خشم او قرار گرفتند.
    ویرایش توسط pareparvaz51 : February 24th, 2011 در ساعت 01:41 PM

  14. تشکرها از این نوشته :


  15. #89
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    گ

    گانومده
    گانومده (به یونانی:Γανυμήδης ) در اسطوره‌های یونان، پسر تروس و کالیرهوئه است.
    جوان بسیار زیبایی بود. زئوس او را ربود، به آسمان برد و ساقی خدایان المپ کرد. در عوض یک جفت مادیان جاودان و تاکی زرین ساخته هفایستوس به پدرش داد.

    گایا
    از خدایان اساطیری آفرینش یونان و ایزدبانوی زمین است. او از اولین الهه های زمین است و میگویند او زادهٔ کی آس (Chaos) است. اواورانوس را به عنوان همسر خود برگزید که پسر او نیز بود، که فرزندانشان شامل تایتانها بودند، ۶ پسر و ۶ دختر. او سایکلاپسها (Cyclops) و سه هیولا که با نام هکاتونچيرس "Hecatonchires" شناخته می شوند را به دنیا آورد.
    این گایا بود که زئوس را از بلعیده شدن توسط کرونوس نجات داد، بعد از اینکه زئوس به دنیا آمد، گایابه رئا کمک کرد تا سنگی را برای فریب دادن کرونوس در لباس قنداق پیچیده تا تصور کنداین زئوس است، چون کرونوس آگاه شده بود بعدها توسط یکی از فرزندانش سرکوب می شود،برای خلاص شدن از دست فرزندانش آنها را می بلعید اما حیلهٔ گایا اثر کرد و زئوس نجات پیدا کرد و به کریت برده شد.

    گراس
    گراس (به یونانی:Γῆρας ) در اسطوره‌های یونان، خدای پیری است.

    گروئون
    گروئون (به یونانی:Λαοκόων ) در اسطوره‌های یونان، غول سه سر با بدن سه شاخه است.
    دهمین شاهکار هراکلس کشتن او و دزدیدن گله گاوش بود.

    گورگون‌ها
    یکی از موجودات افسانه‌ای در اساطیر یونان باستان بوده‌اند.
    دراساطیر یونان، گورگون ها هیولاهایی مونث، با بدنی پوشیده از فلسهایی نفوذ ناپذیر،موهایی از مارهای زنده، دندانهایی تیز و چهره‌ای چنان زشت بوده‌اند که هر کس به آنها نگاه می‌کرد به سنگ تبدیل می‌شد. آنها سه تن بودند که دوتا از آنها جاودانبودند و سومی که مدوزا نام داشت فانی بود. یونانیان از تصویر سر این هیولا برای آراستن سپرهای خود استفاده می‌کردند تا دشمنان خود را وحشت زده کرده و خود را از قدرتهای شیطانی محافظت کنند.

  16. تشکرها از این نوشته :


  17. #90
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    ل

    لئاندر
    لئاندر (به یونانی:Λαοκόων ) در اسطوره‌های یونان، عاشق هرو کاهنه معبد آفرودیته است.
    به علت کاهنه بودن هرو، این دو حق ازدواج نداشتند. بنابراین عشق‌شان را پنهان داشتند. لئاندر هر شب شناکنان خود را به هرو می‌رساند و هرو با روشن کردن چراغی راهنمایی‌اش می‌کرد. یک شب زمستانی چراغ خاموش شد و لئاندر غرق گشت، صبح روز بعد جسدش را در ساحل پیدا کردند. هرو نیز خود را از برجی به زیر انداخت و کشت.

    لیاندروس

    لالوداماس
    لالوداموس (Laodamas) در اسطوره‌های یونان، پادشاه تب است.
    بر علیه اپیگون‌ها جنگید و آیگیالئوس را کشت. به روایتی خود نیز به دست آلکمئون کشته شد.

    لائودیکه
    لائودیکه (به انگلیسی: Laodice) در اسطوره‌های یونان، دختر پریاموس و هکابه است.
    با هلیکانون پسر آنتنور ازدواج کرد. زمانی که آکاماس به عنوان قاصد یونانیان برای بازگرداندن هلن به تروا آمد، لائودیکه به او دل بست و از او بچه‌ای به دنیا آورد. در شب غارت تروا،‌ زمین دهان گشود و او را بلعید.

    لائوکوئون
    لائوکوئون
    (به یونانی:Λαοκόων ) در اسطوره‌های یونان، کاهن پوسیدون در تروا است. پسر کاپوس و برادر آنخیسس بود. در جنگ تروا پس از اهدا شدن اسب چوبی، نسبت به پذیرفتن آن به مردم هشدار داد اما بلافاصله به همراه دو فرزندش توسط دو اژدهای دریایی کشته شد. اهالی تروا به گمان آن‌که او به سبب بی‌حرمتی به اسب مورد خشم خدایان قرار گرفته، اسب را به درون شهر راه دادند و تروا سقوط کرد.

    لائومدون
    لائومدون
    (به انگلیسی: Laomedon) در اسطوره‌های یونان، پادشاه تروا استپسر ایلوس و ائورودیکه بود. زئوس،‌ آپولون و پوسیدون را به عنوان تنبیه برای یک سال کار اجباری نزد او فرستاد. آن دو دیوارهای شهر تروا را ساختند. اما لائومدون مزدشان را نپرداخت. آپولون نیز برای انتقام تروا را به طاعون مبتلا کرد و پوسیدون نیز هیولایی دریایی به این شهر فرستاد. لائومدون دخترش هسیونه را به عنوان قربانی به صخره بست و پیشکش هیولا کرد. هراکلس هسیونه را نجات داد اما لائومدون پاداش او را هم نپرداخت. پس هراکلس به تروا حمله کردو لائومدون را کشت و پسرش پریاموس به جای او نشست.

    لابداکوس
    لابداکوس (به یونانی:Λάβδακος ) در اسطوره‌های یونان، پسر پولودوروس استدر کودکی وارث پادشاهی تب شد. زمانی که به سن بلوغ رسید به جنگ پاندوین شاه آتن رفت. او در این جنگ به سختی شکست خورد و اندکی بعد مرد. از او پسری به نام لایوس به جا ماند که جانشین‌اش شد.

    لاپیتها

    لایوس
    لایوس (به انگلیسی: Laius) در اسطوره‌های یونان، پادشاه تب استپسر لایداکوس بود. هنگامی که آمفیون و زئوس تب را تسخیر کردند به کمک مردم به دربار پلوپس پناه برد. پس از مرگ دو مهاجم به سرزمین خود بازگشت و تاج و تخت را پس گرفت. اما پسر کوچک پلوپس، خروسیپوس را ناجوانمردانه ربود و دچار نفرین شد. با یوکاسته ازدواج کرد و صاحب پسری به نام اودیپ شد. پیشگویان به لایوس گفتند که توسط پسری که از یوکاسته خواهد داشت، کشته خواهد شد. او نیز اودیپ را پس از تولد طرد کرد. اودیپ توسط چوپانان به پولوبوس پادشاه کورنت سپرده شد. در جوانی با لایوس روبه‌رو شد و نادانسته در نزاعی پدر را کشت و با مادرش ازدواج کرد.

    لتو
    لتو یا لیتو (به انگلیسی: Leto)، در اساطیر یونان دختر تیتان فوبه و کئوس و نام او به معنی پنهان یا درخشان است، که قبلا برای الههٔ ماه، سیلینی آمده است.

    هرا به خاطره اینکه همسرش زئوس عاشق لتو شده بود به او حسودی می‌کرد. به هنگام وضع حمل او به دستور هرا هیچ زمینی او را نپذیرفت. سرانجام زئوس جزیره‌ای را به کف دریا زنجیر کرد تا او دو طفل خود، آپولو و آرتمیس را به دنیا بیاورد.
    لتو در سراسر یونان، اما بیش از همه در لیشیا (Lycia)، جنوب غربی آسیای صغیر پرستش می‌شد. در دلوس و آتن، معبدهایی وجود دارند که به او اختصاص داده شده اند. اگرچه در سرزمین‌های بیشماری او با وابستگی که به فرزندانش، آپولو و آرتمیس داشت پرستیده می‌شد. در مصر معبدی برای لتو وجود دارد با نام Wadjet واقع در بوتو (Buto)، که هرودوت آن را بدین گونه توصیف می‌کند، آن به جزیره‌ای شناور متصل است.
    در اساطیر روم معادل نام لتو، لاتونا لاتین شدهٔ نام او است

    لته
    لته (به یونانی:λήθη; ) در اسطوره‌های یونان، رود فراموشی است. در هادس جاری بود. مردگانی که به هادس می‌رفتند از آب آن می‌خوردند و زندگی گذشته خود را فراموش می‌کردند.

    لدا
    لدا
    (به یونانی:Λήδα ) در اسطوره‌های یونان، ملکه اسپارت استدختر تستیوس، پادشاه آیتولیایی بود. با توندارئوس پادشاه اسپارت ازدواج کرد و هلن، کلوتایمنسترا، کاستور و فویبه را به دنیا آورد. در افسانه‌ها آمده است زئوس به شکل قویی در آمد و لدا را فریفت و او پدر حقیقی هلن، کاستور و پولوکس بوده است.

    لوتوفاگسی

    لوطس خوران

    لوکائون
    لوکائون (به یونانی:Λυκάωνος ) در اسطوره‌های یونان، پسر پریاموس و لائوتوئه استدر جنگ تروا آخیلس او را دستگیر کرد و به عنوان برده به پادشاه لمنوس فروخت. دوستی او را خرید و به تروا بازگرداند. چند روز بعد باز با آخیلس روبه‌رو شد و این‌بار آخیلس او را کشت.

    لیاندروس

    لینوس
    پاپ لینوس
    (به انگلیسی: Pope Linus) یکی از پاپ‌های کلیسای کاتولیک رم بود که در توسکانی به دنیا آمد و بین سال‌های ۶۴ تا ۷۶ میلادی(به روایتی دیگر۷۹ میلادی) پاپ بود.
    ویرایش توسط pareparvaz51 : February 24th, 2011 در ساعت 12:36 PM

  18. #91
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    م


    مارسواس، فلوت‌نوازی که بر سر رقابت با آپولون کشته شد.
    به یونانی: Mαρσύας) یکی از شخصیت‌هایافسانه‌ای یونان است.
    آتنه فلوتی دو سر ساخت برای آن‌که ادای گورگون‌ها را درسوگ مدوسا در بیاورد. پس از مدتی آن را دور انداخت. مارسواس آن را یافت و در نواختنآن ماهر شد و آپولون را به رقابت طلبید. پس از رقابتی طولانی و به داوری موزها،آپولون در رقابت پیروز شد و مارسواس را کشت و پوست او را کند و از خونش رود مارسواسجاری شد.

    متیس، دختر اوکئانوس و تتوس.
    در اسطوره‌های یونان دختر اوکئانوس و تتوساست.
    به خواست زئوس دارویی تهوع‌آور به کرونوس داد که باعث شد او فرزندانش را کهبلعیده بود، بالا بیاورد. زئوس با او ازدواج کرد. زمانی که متیس باردار بود اورانوسو گایا به او هشدار دادند که فرزند متیس از پدر قوی‌تر خواهد بود. زئوس، متیس رابلعید و متیس دخترش را در شکم زئوس به دنیا آورد. هفایستوس به فرمان زئوس، سر او راشکافت و آتنه با سلاح و زره برتن از سر شکافتهٔ زئوس بیرون آمد. متیس که نامش بهمعنای خرد بود، تا ابد در شکم زئوس ماند و زئوس از خرد او بهره‌مند شد.


    مخالفان هفت‌گانهٔ تب، هفت قهرمان که شهر تب را محاصره کردند.
    هفتقهرمان که شهر تب را محاصره کردند.
    زمانی که اتئوکلس برخلاف قرار قبلی، حکومتیک‌ساله را به برادرش پولونیکس تحویل نداد. پولونیکس به آدراستوس پناه برد. تودئوسنیز که از کالودون رانده شده بود، نزد آدراستوس آمد. آدراستوس دو دختر خود را بهعقد آن‌دو درآورد و قول داد آن‌ها را به تاج و تخت بازگرداند. سپس با سپاهی بزرگ باهفت فرمانده به سوی تب عازم شد. این هفت تن عبارت‌اند از: آدراستوس، پولونیکس،تودئوس، پارتنوپایوس، کاپانیوس، هیپومدون و آمفیارائوس. هر هفت تن در این جنگ کشتهشدند و ده سال بعد اپیگون‌ها (فرزندان این هفت تن)‌ انتقام مرگ پدرانشان راگرفتند.


    مدیا، دختر آیتس و ایدویا. مدئا
    مِدِئا (به یونانی:Μήδεια )، نام زنی در اسطوره‌ها و داستان‌های یونانی است که از اهالی منطقه کولخیس در گرجستان بود.
    مدئا دختر آئیتس و ایدویا بود.
    زمانی که یاسون برای یافتن «پشم زرین» به کولخیس آمد. مدئا عاشق او شد و یاسون را در انجام شرط‌های سخت پدر و سرانجام ربودن پشم زرین یاری داد. آن‌ها با هم گریختند و ازدواج کردند. بعدها یاسون او را رها کرد تا با گلاوکه، دختر کرئون ازدواج کند. مدئا از شدت رشک و خشم و گلاوکه و کرئون و فرزندان خود را کشت.

    مدوسا
    مدوسا (به یونانی:Μέδουσα، بهانگلیسی: Medusa ) به معنی فرمانروا، یکی از گورگون‌ها، و تنها فناپذیر در بین آن‌ها، او می‌توانست هر کس که به چشمانش نگاه می‌کرد را تبدیل به سنگ کند. مدوسا در ابتدا دوشیزه‌ای بسیار زیبا بوده است اما پس از اینکه پوزئیدون، خدای دریا او را در معبد آتنا اغوا می‌کند، موجب خشم این الهه می‌شود و آتنه، او را به شکل کریه ترین موجود ممکن، یعنی یک گورگن در می‌آورد، آتنا موهای او را تبدیل به مار می‌کند. از آنجایی که مدوسا در اصل انسان بوده است و فناپذیر در نهایت توسط یکی از قهرمانان اساطیری به نام پرسئوس (Perseus) کشته می‌شود.

    مریخ

    مارس
    مدوسا (به یونانی:Μέδουσα، بهانگلیسی: Medusa ) به معنی فرمانروا، یکی از گورگون‌ها، و تنها فناپذیر در بین آن‌ها، او می‌توانست هر کس که به چشمانش نگاه می‌کرد را تبدیل به سنگ کند. مدوسا در ابتدا دوشیزه‌ای بسیار زیبا بوده است اما پس از اینکه پوزئیدون، خدای دریا او را در معبد آتنا اغوا می‌کند، موجب خشم این الهه می‌شود و آتنه، او را به شکل کریه ترین موجود ممکن، یعنی یک گورگن در می‌آورد، آتنا موهای او را تبدیل به مار می‌کند. از آنجایی که مدوسا در اصل انسان بوده است و فناپذیر در نهایت توسط یکی از قهرمانان اساطیری به نام پرسئوس (Perseus) کشته می‌شود.

    آرس
    آرس می‌تواند به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد
    ۱. آرس خدای جنگ و پسر زئوس و هرا در اساطیر یونانی است.

    مریونوس

    مگارا
    مگارا (به یونانی:Μεγάρα ) (به معنی «خانه‌های عظیم») شخصیتی در اساطیر یونان است که دختر بزرگ کِرآن (Creon) پادشاه تبس بود. او برای قدردانی از هراکلس به خاطره دفاع از تبس در مقابل اُرکومنوس (Orchomenus) در یک جنگ تن به تن، دختر خود مگارا را به هراکلس تقدیم کرد و هراکلس او را به وطن خود و خانهٔ آمفیتروئون برد. مگارا برای او یک پسر و دختر به دنیا آورد که هراکلس آنها را همراه با مگارا هنگامی که هرا او را دچار دیوانگی موقتی کرده بود کشت. در بعضی از تفسیرات آمده مگارا را به لولائوس پهلوان تبسی دادند بعد از اینکه هراکلس تبس را برای همیشه ترک کرد.

    ملئاگر

    ملئاگروس

    ملپومنه

    منلائوس
    نام منلائوس ممکن است به یکی از این موارد اشاره کند:
    منلائوس (شاه اسپارت)
    منلائوس (شاه مصر)
    منلائوس (ریاضی‌دان)
    قضیه منلائوس در هندسه

    منموسونه

    مورتیلوس

    موزها - موسای

    موسایوس

    مویرای الاهگان سرنوشت
    مویرای (به یونانی:Μοῖραι ) در اسطوره‌های یونان، الاهگان سرنوشت هستنددختران زئوس و تمیس بودند و کلوتو (بافنده)، لاخسیس (قرعه) و آتروپوس (گریزناپذیر) نامیده می‌شدند. در اساطیر رومی مطابق با فاتا هستند.

    مینوتاوروس
    مینوتاوروس (به یونانی:Μῑνώταυρος ) در اسطوره‌های یونان، هیولایی با سر گاو و بدن انسان است.
    پاسیفائه به گاو پوسیدون دل بست و از او صاحب مینوتاوروس شد. مینوس او را در لابیرنت ساخته دایدالوس زندانی کرد. خوراک او جوانان آتنی بودند. به دست تسئوس کشته شد.

    مینوس
    مینوس (به یونانی:Μίνως )، (به انگلیسی: Minos) در اسطوره‌های یونان، پادشاه افسانه‌ای کرت است.
    او پسر زئوس و ائوروپه بود و با پاسیفائه، دختر خدای خورشید هلیوس ازدواج کرد. مینوس به همراه برادرانش رادامانتوس و سارپدون در کاخ سلطنتی کنوسوس بزرگ شده‌اند. بر سر جانشینی ناپدری‌ با برادرانش اختلاف پیدا کرد. مینوس به درگاه پوسیدون پناه برد و کمک خواست. پوسیدون نیز گاوی را برای قربانی فرستاد. اما مینوس پس از رسیدن به پادشاهی از قربانی کردن گاو سرباز زد. پس پوسیدون مهر گاو را در دل پاسیفائه انداخت. پاسیفائه از گاو صاحب فرزندی به نام مینوتاوروس شد. دئوکالیون، آردیانه، فایدرا وکاترئوس فرزندان مینوس از پاسیفائه بودند. مینوس به سبب عدالت پس از مرگ بصورت قاضی مردگان در هادس درآمد. تمدن مینوسی‌ها از نام او برگرفته شده‌است.

  19. #92
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    ن

    نارکیسوس، پسر کفسیوس و لیریوپه
    پسر کفسیوس و لیریوپه.جوانی بسیار زیبا بود و دل‌بستگان فراوانی از جمله اخوداشت اما به همه پاسخ رد داد. سرانجام یکی از عاشقان وی به نمسیس شکایت کرد و نمسیسنارکیسون را محکوم کرد که عاشق تصویر خود شود. او آن‌قدر در آب استخری به تصویر خودنگریست تا جان داد.

    نئوپتولموس، پسر اخیلس و دیدامیا.
    نئوپتولموس (به یونانی:Νεοπτόλημος ‏) در اسطوره‌های یونان، پسر اخیلس و دیدامیا است. او پورهوس نیز نامیده می‌شد. در جنگ تروا شرکت داشت و پریاموس پادشاه تروا را کشت و پولوکسنا را بر مزار پدر قربانی کرد. پس از جنگ آندروماخه بیوه هکتور را به عنوان پاداش گرفت. سرانجام در معبد دلفی به دست اورستس کشته شد.

    ناوسیکائا، دختر آلکینوئوس
    دخترآلکینوئوس.زمانی که اودوسئوس به جزیرهٔ سخریا رسید او عاشق اودوسئوس شد و ازپدر خواست اجازه دهد با وی ازدواج کند. اما اودوسئوس که قصد بازگشت به سرزمین خودرا داشت نپذیرفت

    نایادها، پریان رودها و چشمه‌ها و آب‌ها

    نایاس‌ها

    نرئیدها، پریان دریا
    نرئید‌ها (به یونانی:Νηρηΐδες )، در اسطوره‌های یونان، پریان دریا هستندآن‌ها پنجاه دختر نرئوس و دوریس بودند. مشهورترین‌شان تتیس معشوقهٔ زئوس و پوسیدون و آمفیتریته ، زن پوسیدون و پساماته و گالاتیا بودند.

    نستور، شاه پولوس
    نستور (به یونانی:Νέστωρ )، در اسطوره‌های یونان، شاه پولوس است.
    پسر نرئوس و خلوریس بود. از میان دوازده پسر نرئوس تنها او بود که از حملهٔ هراکلس به پولوس جان سالم در برد. در جنگ تروا سالخورده‌ترین و عاقل‌ترین جنگاور محسوب می‌شد.

    نمسیس، الههٔ نیک و بد
    Nemesis ، الههٔ نیک و بد.دخترنوکس (شب) بود. او مجازات کنندهٔ عاشقان بی‌وفا و قانون‌شکنان و مغرورانبود

    نوتوس، باد جنوب
    نوتوس (به انگلیسی: Notus) ، در اسطوره‌های یونان، باد جنوب است.
    او را برادر بورئاس و زفوروس می‌دانند. او طبیعتی آرام و گرم داشت اما در فصل پائیز توفان بر پا می‌کرد و موجب از بین رفتن محصولات کشاورزان می‌شد.

    نیکه، الههٔ پیروزی
    نیکه (به یونانی:Νίκη ) در اساطیر یونان و فرهنگ یونان باستان الههٔ پیروزی بود.
    او دختر بالاس و ستوکس بود. او بیشتر به عنوان یک نماد شناخته شده است. به صورت دختری بالدار با تاج پیروزی تصویر می‌شود.
    نام شرکت نایکی که کفش و دیگر وسائل ورزشی می‌سازد از نام این ایزدبانو گرفته شده است.

    نیوبه، دختر فورونوس
    نیوبه (به یونانی:Νιόβη )، در اسطوره‌های یونان، دختر فورونوس است. او نخستین همسر زمینی زئوس بود و آرگوس را به دنیا آورد.

  20. #93
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    و

    ولخانوس

    زئوس (به یونانی:‎Ζεύς ‏) و در اسطوره‌های یونان، پادشاه خدایان است. معادل آن در اسطوره‌های رومی ژوپیتر و در دین کرتیان ولخانوس است. زئوس جوانترین فرزند رئا و کرونوس بود. او بزرگترین فرمانروای کوه المپ و معبد تمام خدایانی که در آنجا بنا شده بودند، بود. با بودن بزرگترین حکفرما او قانون، عدالت و معنویت را تعیین می‌نمود، و این مسئله او را رهبر روحانی خدایان و انسان‌ها نمود. زئوس خدای آسمان‌ها بود، و در اصل به عنوان خدای آسمان و هوا از طرف قبایل یونانی پرستش می‌شد. نام زئوس مربوط است به کلمهٔ یونانی dios به معنی «درخشان». از دیگر نشانه‌های او همانند آذرخش می‌توان به عصای سلطنتی، عقاب و سپره او (ساخته شده از پوست بز املتیا) اشاره کرد.
    در هنر، معمولا زئوس به مانند یک مرد میان سال همراه با ریش اما دارای یک فیگور جوان و دارای نیرو تصویر می‌شد. او بسیار شاهوار و با ابهت به نظر می‌رسید. نقاشان و هنرمندان سعی در بازسازی قدرت زئوس در کارهای خود دارند، معمولا با دادن حالت و ژست‌هایی که انگار در حال پرتاب کردن آذرخش خود است. مجسمه‌های زیادی از زئوس وجود دارد، اما بدون شک زئوس آرتیمیزیوم زیباترین آنهاست. در گذشته گمان می‌شد که آن پوزئیدون است، این مجسمه در موزهٔ ملی آرکیولاجیکال آتن قابل دیدن است.

    ونوس

    ونوس، در اسطوره‌های رومی، ایزدبانوی عشق و زیبایی و بارآوری است. برابر آن در اسطوره‌های یونان آفرودیت است.
    او همسر ولکان بود و نیای مردم روم، از طرف بانی اسطوره‌ایش، آئناس مطرح می‌شود و نقش کلیدی را در جشن های مذهبی رومیان و افسانه هاشان بازی می‌کرده است.
    مانند بیشتر خدایان و ایزدبانوها در اسطوره‌های رومی، ونوس نیز کاملاً مشخصاتی با برابر خود در اسطوره‌های یونان، یعنی افرودیت ، قرض کرده است.
    اروپائیان نام ونوس را بر دومین سیاره منظومه شمسی نیز نهاده‌اند. (این سیاره در فارسی به یاد ایزدبانوی ناهید نام گرفته)

    وولکانوس


  21. #94
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    ه

    هادس، خدای جهان زیر زمین. گرچه همواره از خدایان مهم به شمار می‌رود، در زیر زمین جای دارد.
    هادس یا هِیدیز (به یونانی:ᾍδης، به انگلیسی: Hades ) در اسطوره‌های یونان، فرمانروای مردگان و دنیای زیرزمین، فرزند کرونوس و رئا است.
    او، در قرعه‌کشی با برادرانش، بدترین سهم را برنده شد و آن جهان زیرین یا دنیای مردگان بود درصورتی که برادران او زئوس و پوزئیدون به ترتیب آسمان و دریا نصیبشان شد. از آنجایی که رعایای هادس را مردگان تشکیل می‌دادند، او به کسانی که موجب افزایش جمعیت سرزمینش می‌شدند بسیار علاقه داشت. مانند ارینی‌ها Erinnyes یا خشم و ناامیدی، که کارشان تعقیب گناهکاران و سوق دادن آن‌ها به سمت خودکشی بود.
    هادس به دلیل حکومت بر زیرزمین، صاحب معادن زیرزمینی هم بود و خدای پروت هم به‌شمار می‌رفت. برای مدتی او با همکاری پرسفون که از دنیای آسمان ربوده بودش بر دنیای زیر زمین فرمانروایی می‌کردند، اما زئوس به او فرمان داد تا پرسفون را برای مراقبت از مادر خود دیمیتر آزاد کند. اما قبل از اینکه آنجا را ترک کند هادس به او یک انار داد و وقتی او آنرا خورد، تا ابد در دنیای زیر زمین گرفتار شد. هادس خدای جهان مردگان بود اما خدای مرگ نبود، تاناتوس Thanatos خدای مرگ بود.
    هادس بر روی تختی ساخته شده از درخت ابنوس می‌نشست و یک عصای سلطنتی با خود حمل می‌کرد. او همچنین دارای یک کلاه خود بود که سیکلوپ‌ها به او داده بودند و می‌توانست به وسیلهٔ آن ناپدید شود. او یک سگ سه‌سر به نام سربروس داشت که نگهبان در ورودی دنیای زیر زمین بود، او اجازه ورود به روح‌های جدید به دنیای مردگان را می‌داد اما به هیچ کس اجازه خروج نمی‌داد. بسیاری از پهلوانان اساطیر یونانی به دنیای زیرزمین فرستاده شدند تا از سایه‌ها سوال بپرسند یا اینکه سعی کنند آن‌ها را آزاد کنند. گرچه هادس به هیچ کس اجازه خارج شدن از قلمرو خود را نمی‌داد، فقط در چندین مورد استثنا او اجازه خروج داده بود از قبیل اورفئوس که خواستار بازگشت عشق خود ائورودیکه (Eurydice) از دنیای زیر زمین بود و هرکول که سربروس را برای مدتی بر‌روی سطح زمین آورد که آخرین خان او به حساب می‌آمد

    هالیاس
    هالیاس (به انگلیسی: Halias) در اسطوره‌های یونان، یکی از نرئیدها است.

    هایمون
    دختر نرئوس و دوریس و یکی از پنجاه پری دریایی بود.هایمون (به یونانی: Άιμον )، در اسطوره‌های یونان، پسر کرئون و همسر آنتیگونه است.
    پس از جنگ مخالفان هفت‌گانه تب و کشته شدن پولونیکس به دست برادرش اتئوکلس، ‌کرئون تدفین پولونیکس را ممنوع کرد. آنتیگونه از این فرمان سرپیچی کرد و برادر را به خاک سپرد. کرئون آنتیگونه را به جرم سرپیچی از فرمانش زنده به گور کرد. هایمون نیز از غم آنتیگونه خود را کشت.
    هایدرا
    هایدرا (به یونانی: Λερναία Ὕδρα) ، (به انگلیسی: Lernaean Hydra) یک هیولای وحشتناک که مانند شیر نیمیا فرزند اکیدنا (هیولای مونثنیمه پری و نیمه مار)، و تایفون (دارای ۱۰۰ سر) بود.
    او در مردابی نزدیک به شهرباستانی لرنا در آرگوس میزیست. هایدرا دارای بدنی شبیه به مار و سرهای فراوان بود(تعداد سرهای او از پنج تا صد متغیر هستند اما عموماً تعداد نه سر برای او پذیرفتهشده)، وقتی یک سره هایدرا بریده میشد یک سره جدید به جای آن میرویید (در بعضی ازتفسیرات دو سره جدید روییده میشد)، و یکی از سرهای آن جاودانه بود و با هیچ سلاحیآسیب نمی دید. همچنین بوی زنندهٔ نفس هایدرا کافی بود تا یک انسان یا جانور رابکشد. (در تفسیرات دیگر به مانند یک زهر کشنده است). وقتی هایدرا از مرداب بیرون میآمد به گله های روستاییان محلی حمله می کرد و آنها را با سرهای بیشمار خود میبلعید.

    هرکول با یک ارابهٔ تندرو همراه با پسر برادرش Iolaus براییافتن هایدرای وحشتناک به دریاچه لرنا سفر کردند. بالاخره وقتی آنها به مخفیگاههایدرا رسیدند، هرکول به Iolaus گفت کنار اسب ها بماند تا او بتواند هیولارا بوسیلهٔ تیرهای آتشین از سوراخ خود بیرون بکشد. این کار باعث بیرون آمدن هیولایمخوف شد. هرکول دلیرانه به هیولا حمله کرد، و تک تک سرهای او را با شمشیر برید (دربعضی از تفسیرات با داس)، اما به زودی متوجه شد وقتی یک سر بریده میشد، سری دیگرجایگزین آن میشد. هرکول از Iolaus تقاضای کمک کرد، و از او خواست برایش یکمشعل آتشین بیاورد و وقتی هرکول سرها را یکی پس از دیگری قطع می کند، Iolaus هم با مشعل جای زخم سره بریده شده را بسوزاند و از رشد مجدد آن جلوگیری کند. هرکولتقریباً داشت بر اثر نفس سمی هایدرا خفه میشد، اما سرانجام، با کمک Iolaus،هرکول توانست تمام سرها را جدا کند به غیر از یکی. سری که مانده بود جاودانه بود وبا هیچ سلاحی آسیب نمی دید، بنابراین او گرز سنگین خود را برداشت، و یک ضربه محکمبه آن زد، سپس به سرعت با دست های عریان سره آن را بلند و در اعماق زمین دفن کرد وتخته سنگ بزرگی را بر روی آن قرار داد. بعد از کشتن هایدرا، هرکول نوک پیکان هایخود را به خون هایدرا آغشته کرد، که به شدت سمی بود و آنها را مرگبار ساخت، (هرکولبعدها از این تیرهای سمی برای کشتن نسوس "Nessus" استفاده کرد).
    درتفسیرات دیگر آمده وقتی هرکول در حال نبرد با هایدرا بود، هرا یک خرچنک غول پیکر رابه پایین به سوی آنها فرستاد که به پای او حمله کرد. این افسانه از روی خطاطی هایبرجسته بر روی سنگ مرمری با تاریخ قرن دوم پیش از میلاد مسیح در شهر باستانی لرناپیدا شده است، که نشان میدهد هرکول در حال حمله به هایدرا است و در کنار پای او یکخرچنگ بزرگ وجود دارد. کشتن هایدرا دومین خان هرکول به حساب می آمد.

    هبه، الههٔ جوانی.
    دختر زئوس و هرا وخواهر آرس بود. ساقی خدایان در المپ بود. زمانی که هراکلس کشته شد و تن زمینی راترک کرد و به المپ آمد، هبه را به همسری او درآورند. در اساطیر رومی با یوونتاسمطابق است.

    هرا،ملکهٔ آسمان‌ها.

    هراکلس، پسر زئوس و آلکمنه.
    هرکول (به لاتین: Hercules) نام رومی او، یا هراکلس، نام قهرمان اسطوره‌ای یونان و روم باستان فرزند خدای زئوس و آلکمنه است. دشمن اصلی هرکول هرا بود. هنگام کودکی هرا دو مار را در گهوارهٔ هرکول قرار داد اما او با قدرت زیادی که داشت آن‌ها را خفه کرد. او بالاخره هرکول را دیوانه کرد. به سبب بی عقلی، هرکول همسره خود مگارا (Megara) و سه فرزندشان را بقتل رساند. او بسیار غمگین بود و بمحض بهبود یافتن و برای جبران کار خود با پیشگوی معبد آپولون مشورت و از او سوال کرد چگونه می‌تواند آن شرف و عزت خود را باز بیابد. پیشگو به او گفت نزد ائوروستئوس پادشاه میسینی (Mycenae) برو و به مدت دوازده سال به او خدمت کن. ائوروستئوس هیچ کار دشواری به ذهنش نمی‌رسید که پسره قدرتمند زئوس از پس آن بر نیاید، بنابراین هرا از کاخ خود در المپ پایین آمد تا به او کمک کند. با همکاری یکدیگر دوازده وظیفه را برای ناپسری فناپذیر هرا در نظر گرفتند که به دوازده خان هرکول معروف است. این دوازده خان عبارت بودند از:
    ۱- کشتن شیر نیمیان (Nemean Lion)، هرکول آن را بدون هیچ دردسری خفه کرد.
    ۲- کشتن مار نه سر هایدرا (Hydra). وقتی یک سره هایدرا بریده می‌شد دو سره جدید به جای آن می‌رویید و یکی از سرهای آن جاودانه بود و با هیچ سلاحی آسیب نمی‌دید. هرکول ۸ سره آن را سوزاند و سره جاودانه را زیره تخته سنگی قرارداد.
    ۳- گرفتن گوزن "Ceryneian". پس از چند ماه تعقیب و گریز بالاخره آن را در تله انداخت.
    ۴- کشتن گراز وحشی اریمنتوس (Erymanthus). یک جدال وحشیانه، اما فوق العاده آسان: هرکول برنده شد.
    ۵- تمیزکردن اصطبل شاه آوگیاس (Augeas). او بوسیلهٔ وصل کردن رودی در نزدیکی اصبل موفق به شستن آن شد.
    ۶- کشتن پرندگان گوشت‌خوار در استیمفالوس.
    ۷- کشتن گاو وحشی واقع در کریت.
    ۸- گرفتن جادوگر آدم‌خوار دایامیدیس.
    ۹- بدست آوردن کمربند هیپولیتا (Hippolyta)، ملکه آمازون‌ها (که در حقیقت کاره آسانی نبود).
    ۱۰- گرفتن گلهٔ "Geryon" جیریان.
    ۱۱- بدست آوردن سیب‌های زرین از باغ هسپریدس (Hesperides)، که همیشه بوسیله اژدهای صدسر لادون "Ladon" نگهبانی می‌شد. هرکول اطلس را با پیشنهاد نگه داشتن زمین فریب داد تا سیب‌ها را برایش بیاورد. وقتی او با سیب‌ها بازگشت، هرکول از او خواست که زمین را برای چند لحظه نگه دارد تا او بتواند بالینی برای درد شونه‌هایش بیاورد. اطلس این کار را کرد، و هرکول با سیب‌هایش آنجا را ترک کرد.
    ۱۲- آوردن سربروس، سگ سه سره هادس، بر روی سطح زمین.

    شرح كامل خوانهاي هركول در اين تاپيك در صفحات قبل آمده است .

    بالاخره، بعد از دوازده سال و دوازده خان، هرکول یک انسان آزاد بود. همچنین او بعد از دوازده خان به آرگونوت‌ها برای پیدا کردن پشم زرین پیوست.
    هرکول به روستای (Thebes) رفت و با دیانیرا (Deianira) ازدواج کرد. او فرزندان زیادی برایش به دنیا آورد. مدتی بعد یک سانتور مرد (Centaur) "حیوان افسانه‌ای با بالا تنهٔ انسان و پایین تنه اسب" به نام نسوز (Nessus) دیانیرا را ربود، اما هرکول با پرتاب یک تیره زهرآلود به نسوز او را آزاد کرد. نسوز هنگام مرگ به دیانیرا گفت قسمتی از خون او را نگه دارد و هنگامی که حس کرد هرکول را دارد از دست می‌دهد از آن به عنوان داروی عشق بر روی هرکول استفاده کند. بعد از گذشت چندین ماه دیانیرا فکر کرد زن دیگری وارد زندگی او و هرکول شده است، بنابراین دیانیرا یکی از لباس‌های هرکول را با خون نسوز شست و به او داد تا به تن کند. نسوز به او دروغ گفته بود و خون به مانند یک زهر بر روی هرکول اثر کرد، بعد از این ماجرا هرکول به المپ برده شد و به او وعده زندگی ابدی دادند و با دیگر خدایان زندگی کرد. او در المپ با هبه الههٔ جوانی، فرزند زئوس و هرا ازدواج کرد.

    هراکلیدای، فرزندان هراکلس.
    هراکلسزادگان.آن‌ها نسل هراکلس بودند. پادشاهی آرگوس که حق هراکلس بود، با توطئه هرابه ائوروستئوس رسید. بعد از مدتی فرزندان هراکلس مدعی آن شدند و به تسئوس پناهبردند و به جنگ ائوروستئوس رفتند. هراکلیدای به رهبری هولوس که رئوستوس را کشت،پیروز شدند. اما به دلیل طاعون آن‌جا را ترک کردند. آن‌ها همواره در فکر تسخیرپلوپونس بودند اما تا نسل سوم موفق نشدند

    هرمافرودیته، پسر هرمس و آفرودیته.
    پسر هرمس و آفرودیته.نام دیگرش آتلانتیوس و زیباترین پسر بچهٔ دنیا بود. یک پری به نام سالکاکیس عاشقش شد و روزی که هرومافرودیته در چشمه آب‌تنی می‌کرد، به داخلآب پرید و او را در آغوش کشید و از خدایان خواست تا آن دو یکی شوند. از آن پسهرمافرودیته به صورت نیمی مرد ونیمی زن درآمد.



    هرمس، خدای باروری و حامی مسافران و دزدان.
    هِرمِس یا هِرمیز (به یونانی:Ἑρμῆς، به انگلیسی: Hermes ) در اسطوره‌های یونان، پیام رسان ایزدان در اساطیر یونان است.
    در ابتدا ایزد موسیقی و به ‌وجود آورنده ساز چنگ بود، همچنین ایزد چوپان‌ها، بازرگانان، اندازه و وزن، سخنرانی، ادبیات، ورزشکاری و دزدی بود. پدرش زئوس و مادرش مایا نام داشتند.
    او در کودکی با دزدیدن گاوهای آپولو و کشتن آن‌ها از روده‌های آن‌ها چنگ را ساخت. در ابتدا این امر خشم آپولو را برانگیخت اما بعد از شنیدن صدای چنگ نظرش عوض شد و چنگ را با خود برد.
    پسر هرمس پان خدای نی پان بود. مادر پان یک حوری دریایی بود

    هسپریدس، پری‌های محافظ سیب‌های زرین هرا.
    درافسانه‌های یونان باستان نام پری‌های محافظ سیب‌های زرین هرا، ملکهٔ آسمان‌ها،است.
    پری‌هایی که در باغی در کوه اطلس از کوه‌های آرکادی از سیب‌های زرینی کهگایا به عنوان هدیهٔ عروسی به هرا داده بود، محافظت می‌کردند و اژدهایی به ناملادون در این کار آن‌ها را یاری می‌داد. هراکلس اژدها را کشت و سیب‌ها را برد. اماآتنه سیب‌ها را بازگرداند. پری‌ها به درخت تبدیل شدند.

    هستیا – وستا ، پسر زئوس و هرا. هستیا جای خود را به دیونیسوس داد تا در میان انسان‌ها زندگی کند.
    ایزدبانوی باکرهٔ اجاق خانهو کانون خانواده در اساطیر یونان بود. او بزرگ‌ترین خواهر زئوس بود و در تمام مراسمخانوادگی قربانی‌ای برای او انجام می‌شد. رومیان هم او را با ناموستامی‌پرستیدند.
    هستیا یکی از سه الههٔ بزرگ نسل اول المپ نشینان (هرا، دیمیتر وهستیا) بود که با زئوس، پوسیدون و هادس فرزندان کرونوس و رئا بودند. او در اصل یکیاز دوازده خدای المپ‌نشین بود، اما جای خود را به هفائیستوس داد تا به مراقبت ازآتش مقدس اجاق المپ بپردازد.
    در روایتی آمده که او چنان برای برقراری رابطه ازسوی پوسیدون و آپولو تحت فشار قرار گرفت که به سر زئوس قسم یاد کرد بکارتش را تاابد حفظ کند.


    هفایستوس، پسر زئوس و هرا.
    او به خاطر طرفداری از مادر توسط زئوس به زمین افکنده شد و لنگ شد. در روایتیدیگر لنگ به دنیا آمد و به همین سبب از آسمان‌ها رانده شد. صنعتگر ورزیده‌ای بود ودر جزیرهٔ لمنوس زندگی مي‌کرد. پاندورا از ساخته‌های اوست. در اساطیر رومی باوولکانوس مطابق است.

    هکوبا،(به انگلیسی: Hecuba)
    هکابه یا هکوبا (به یونانی:Εκάβη )، (به انگلیسی: Hecuba یا Hekabe) در اسطوره‌های یونان،دختر دوماس و متوپه است.
    با پریاموس ازدواج کرد و صاحب چندین فرزند شد. از جمله هکتور، پاریس، پولوکسنا، کرئوسا، لائودیکه، کاساندرا، پولودوروس. در جنگ تروا شوهر و فرزندان‌اش کشته شدند و به عنوان کنیز به اودوسئوس داده شد. پولومنستور را که پسرش پولودوروس را کشته بود، کور کرد و کودکان نوزادش را کشت. مدتی بعد تبدیل به سگ شد.

    هکاته، از الاهگان زیر زمین.
    دختر پرسس و آستریا بود. روح شرور هادس و الههٔوحشت و تاریکی شب بود. در اساطیر رومی، تریویا است.

    هکاتونچیرس ها
    هکاتونکایر یا هکاتونچيرس (Hecatonchire) یکی از موجوداتافسانه‌ای در اساطیر یونان است.
    هکاتونکایر به معنی «صد دست» است. اینموجودات با ۵۰ سر و ۱۰۰ دست قدرتمند، فرزندان گایا و اورانوس بودند. این سه موجودصد دست، از پدر خود متنفر بودند و اورانوس آن‌ها را به رحم مادرشان باز گرداند. آنها بعدها در شورشی علیه اورانوس شرکت کردند، اما کرونوس (برادرشان) باز هم آن‌هارا به زندان انداخت و بعد توسط زئوس آزاد شدند و به نبرد با تایتان‌ها پرداختند. آنها می‌توانستند در آن واحد چندین تخته ‌سنگ عظیم را به سمت دشمنان خود پرتابکنند. از اسم هکتانخیرها یا سنتیمان ها-« دارای صد دست»- میشود به شخصیت آنها پیبرد. آنان سه تن بودند: کوتوس خشمناک، بریارئوس نیرومند،گیژر بزرگ اندام.

    هکتور، رهبر نیروهای تروا.
    بهیونانی: Ἕκτωρ) یک از شخصیت‌ها دراسطوره‌های یونانبود.او درجنگ ترواوایلیادهومر نقش مهمی داشت.او فرزند محبوبپریامپادشاه تروا بود.او بااندروماخازدواج کرد.او در جنگ تروا توسطآشیلکشته شد.

    هلنوس، پسر پریاموس و هکابه.
    هلنوس (به یونانی:Ἕλενος ) در اسطوره‌های یونان، پسر پریاموس و هکابه است.
    قدرت پیشگویی داشت. در جنگ تروا در کنار تروایی‌ها جنگید. اما چون پس از مرگ پاریس، هلنه را به او ندادند تروا را ترک کرد و به یونانیان پیوست و با پیشگویی‌هایش آن‌ها را یاری داد.

    هلن، پسر بزرگ دئوکالیون و پورها. (سرسلسلهٔ نژاد هلنی)
    هِلِنبه یونانی: Ἕλλην)، یکی از شخصیت‌های اساطیر یونان است. او پسر بزرگ دئوکالیون و پورها بود. اوسردودمان نژاد هلنی بود. با اورسئیس ازدواج کرد و فرزندانش دوروس (سردودماندوریایی‌ها) و آیولوس (سردودمان آیولیایی‌ها) و کسوتوس (نیای یونانی‌ها وآخایایی‌ها) بودند.

    هلن تروايي
    بیونانی: Ἑλένη) در اسطوره‌های یونانی دختر زئوس و لدا وهمسر منلابود. گریختن وی با پاریس به تروا سبب جنگ تروا شد. در بعضی از منابعفارسی هلنه ثبت شده است.

    هلنه، دختر زئوس و لدا، زیباترین دختر روی زمین.
    هِلِن (به یونانی:Ἑλένη ) در اسطوره‌های یونانی که هلن اسپارتی و پس از ازدواج با پاریس هلن تروایی نیز نامیده می‌شود، دختر زئوس و هرا و همسر منلائوس بود. زیباترین دختر روی زمین شمرده می‌شد. بسیاری خواستار ازدواج با او بودند اما ناپدریش توندارئوس از همه خواستگاران قول گرفت انتخاب هلن را بپذیرند و حامی شوهرش باشند. هلنه منلائوس را پذیرفت. زمانی که وی با پاریس گریخت همه شاهزادگان بر طبق پیمان به کمک منلائوس آمدند و جنگ تروا درگرفت. پس از جنگ و سقوط تروا، او را به منلائوس بازگرداندند و تا پایان عمر نزد او ماند. در بعضی از منابع فارسی هلنه ثبت شده است.

    هلیوس، خدای خورشید
    او پسر هوپریون و تئیا، برادر سلنه و ائوس بود. هر صبح باارابه آتشین چهار اسبهٔ خوداز شرق راه می‌افتاد و تا غروب می‌راند. از همسرش پرسه ودیگر معشوقه‌هایش فرزندان بسیاری داشت. نام یکی از پسرانش فایتون بود. در اساطیرروم، سول است.

    هله، دختر آتاماس

    هوپنوس، خداوند خواب
    او پسرنوکس (شب) وبرادرتاناتوس (مرگ)‌ بود. هنگام جنگ تروازئوسرا خوابکرد تا خدایان دیگر به کمک یونانیان بروند. در اساطیر روم با سومنوس مطابقاست.


    هوگیایا، الههٔ تندرستی

    هورای -ساعت‌ها
    دخترانزئوسوتمیسبودند. اگرچه نام‌شان از نظر لغوی بهمعنی ساعت‌های روز است اما در اساطیر یونان به معنای فصل‌های سال هستند. هورایمعمولاً سه تا ذکر مي‌شدند، تالو (بهار)، کارپو ( پائیز و برداشت محصول)،‌ آوکسو (تابستان، افزایش). هزیود به آن‌ها نام‌های اخلاقی می‌دهد: ائونومیا (نظم وقانون)،‌ دیکه (عدالت) و ایرنه (صلح). هورای از نگهبانان آسمان بودند و ابرها را ازدروازهٔالمپ می‌راندند

    هولاس، تئوداماس و منودیکه
    پسرتئوداماسومنودیکهیکی ازشخصیت‌های افسانه‌اییونانباستان است.
    هراکلسعاشقپسرک شد، پدرش را کشت و او را ربود و معشوق و همراه خود کرد. پری چشمه‌ای به نامپگایعاشق او شد و وی را به تهچاه کشید. هراکلس کیوسی‌ها را مامور یافتن وی کرد. آنان تا قرن‌ها هولاس رامی‌جستند.


    هولوس، سرکردهٔ هراکلیدای.
    بهیونانی: Ὕλλος)، دراسطوره‌هاییونانپسرهراکلسودیانیرااست.
    او سرکردهٔهراکلیدایبود. پس از آن‌کهائوروستئوسرا کشت و برآرگوسمسلط شد، مجبور شد به دلیلطاعونشهر را ترک کند. درحملهٔ‌ دوم برای تسخیرپلوپونز،پیشنهاد کرد با حریفی تن به تن بجنگد و در صورت شکست خوردن تا نیم قرنهراکلیدایحملهٔ دیگری نکند. اما در نبردتوسطاخموسکشتهشد.



    هومنئوس، الههٔ ازدواج.
    هیپودامیا (1)
    هیپودامیا (۲)

    هیپولوتس، پسر تسئوس و هیپولوته.
    هیپولوتس (به انگلیسی: Hippolytus)، در اسطوره‌های یونان، پسر تسئوس و هیپولوته است.
    فایدرا همسر تسئوس به او دل بست اما هیپولوتس عشق او را نپذیرفت. فایدرا نیز نزد تسئوس او را متهم به قصد تجاوز کرد. تسئوس او را از خود راند. هیپولوتس با نفرین پدر درگذشت.

    هپیومنس، رهبر آرگونات‌ها.

  22. تشکرها از این نوشته :


  23. #95
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    ي


    یاسون، رهبر آرگونوت‌ها.
    به یونانی: Ιάσων)، دراسطوره‌های یونان رهبر آرگونوت‌ها است.
    پلیاس پدر وی را از حکومت برکنار کرد. اما یاسون را نجات دادند و به خیرون سپردند تا بزرگش کند. چون به سن بلوغ رسید طالب تاج و تخت پدر شد و پلیاس شرط آن رابه دست آوردن «پشم زرین» قرار داد. یاسون کشتی بزرگی به نام آرگو ساخت و جمعی ازدلاوران یونان را به نام آرگونات‌ها گرد آورد. و به سوی کولخیس رهسپار شد. در آن‌جا شرط‌های دشوار آیتسرا برای گرفتن «پشم زرین» به کمک مدیا دختر آیتس انجامداد. اما آیتس به قول خود وفا نکرد و یاسون به کمک مدیا «پشم زرین» را ربود و با همبه کشور یاسون فرار کردند. او بعدها مدیا را رها کرد. سرانجام در اثر ضربهٔ میله‌ایکه از کشتی‌اش افتاد، کشته شد.

    یاکخوس
    یاکخوس (به یونانی:Ἴακχος )، در اسطوره‌های یونان یکی از خدایان نامشخص است که در اسرار الئوسی پرستیده می‌شد. گاه فرزند دمتر، گاه شوهر وی، و گاه پسر پرسفونه و مطابق زاگرئوس دانسته ‌شده است.

    یو، دختر ایناخوس و ملیا.
    یو (به انگلیسی: Io)، در اسطوره‌های یونان دختر ایناخوس و ملیا است
    زئوس عاشق اوشد. هرا به این علاقه پی برد، زئوس او را تبدیل به گاوی سفید تبدیل کرد. هرا آگاه شد و
    آرگوس صد چشم را به نگهبانی او گماشت زئوس به دست هرمس آرگوس را از پا درآورد و سپس هرا خرمگسی را مامور آزار یو کرد و خرمگس وی را همه جا دنبال می‌کرد تا آن‌که او به رود نیل رسید و در آن‌جا شکل انسانی خود را بازیافت و آن‌جا پسری برای زئوس به دنیا آورد

    یوپیتر - ژوپیتر
    زئوس (به یونانی:Ζεύς ) و (به انگلیسی: Zeus) در اسطوره‌های یونان، پادشاه خدایان است. معادل آن در اسطوره‌های رومی ژوپیتر و در دین کرتیان ولخانوس است. زئوس جوانترین فرزند رئا و کرونوس بود. او بزرگترین فرمانروای کوه المپ و معبد تمام خدایانی که در آنجا بنا شده بودند، بود. با بودن بزرگترین حکفرما او قانون، عدالت و معنویت را تعیین می‌نمود، و این مسئله او را رهبر روحانی خدایان و انسان‌ها نمود. زئوس خدای آسمان‌ها بود، و در اصل به عنوان خدای آسمان و هوا از طرف قبایل یونانی پرستش می‌شد. نام زئوس مربوط است به کلمهٔ یونانی dios به معنی «درخشان». از دیگر نشانه‌های او همانند آذرخش می‌توان به عصای سلطنتی، عقاب و سپره او (ساخته شده از پوست بز املتیا) اشاره کرد.
    در هنر، معمولا زئوس به مانند یک مرد میان سال همراه با ریش اما دارای یک فیگور جوان و دارای نیرو تصویر می‌شد. او بسیار شاهوار و با ابهت به نظر می‌رسید. نقاشان و هنرمندان سعی در بازسازی قدرت زئوس در کارهای خود دارند، معمولا با دادن حالت و ژست‌هایی که انگار در حال پرتاب کردن آذرخش خود است. مجسمه‌های زیادی از زئوس وجود دارد، اما بدون شک زئوس آرتیمیزیوم زیباترین آنهاست. در گذشته گمان می‌شد که آن پوزئیدون است، این مجسمه در موزهٔ ملی آرکیولاجیکال آتن قابل دیدن است

    یوکاسته
    يوکاسته (به یونانی:Iοκαστη )، در اسطوره‌های یونان، همسر لایوس استلایوس شنیده بود به دست پسرش که از یوکاسته به دنیا می‌آید کشته خواهد شد. به همین دلیل اودیپ را پس از تولد طرد کرد. اودیپ که توسط چوپانان به پولوبوس پادشاه کورنت سپرده شده بود، در جوانی ناخواسته پدر را در نزاعی کشت و با یوکاسته ازدواج کرد. چون حقیقت برملا شد یوکاسته خود را کشت. وی از اودیپ صاحب دو دختر به نام آنتیگونه و ایسمنه شد.

    یولا، دختر ائوروتوس
    یولا (به انگلیسی: Jola)، در اسطوره‌های یونان دختر ائوروتوس است
    پدرش قول داده بود که فردی را به عنوان همسر او بپذیرد که بتواند در کمانداری بر او غلبه کند. چون هراکلس او را شکست داد، ائوروتوس به قول خود عمل نکرد. چند سال بعد هراکلس او را کشت و یولا را معشوق خود کرد. دیانیرا، همسر هراکلس چون به ماجرا پی برد، ناخواسته جامه‌ای زهرآلودی برای هراکلس فرستاد که موجب مرگ او شد.

    یولائوس، پسر ایفیکلس و آتومدوسا
    یولائوس (به انگلیسی: Jolaus)، در اسطوره‌های یونان پسر ایفیکلس و آتومدوسا استاو ارابه‌ران و دوست باوفای هراکلس بود. پس از مرگ هراکلس حامی هراکلیدای بود و در جنگ با ائوروستئوس یاریشان داد و بنابر روایتی شخصا او را کشت.

    یون، پسر کسوتوس و کرئوسا.
    یون (به انگلیسی: Ion)، در اسطوره‌های یونان، پسر کسوتوس و کرئوسا استبا هلیله دختر پادشاه آیگیاسوس ازدواج کرد و وارث تاج و تخت او شد. مردم این منطقه از آن پس به نام او یونیانی خوانده شدند. آتنیان او را به عنوان رهبرشان در جنگ با الئوسیس برگزیدند. وی در این جنگ کشته شد. ( شايد انتخاب نام جزيره يونيا هم به همين دليل بوده ! )

  24. تشکرها از این نوشته :


  25. #96
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط sociologist نمایش پست ها

    قوانین هم در مورد خدایان و هم در مورد انسان‌ها صادقند. برای مثال هرا که حافظ قوانین مقدس خانواده است هم بر کار انسان‌ها و هم بر کار خدایان نظاره دارد. اگر خدائی دچار خطا شود مجازات میشود و اگر این خطا بزرگ باشد خدای مزبور از خدائی خلع و به نیم خدا تبدیل میشود.

    زئوس علی رغم برتری اش بر دیگر خدایان قادر مطلق نیست. تعظیم و بله قربان گوئی در میان خدایان وجود ندارد و در افسانه‌های یونان به چشم نمی‌خورد.

    در میان خدایان یونان دموکراسی حاکم بود. دوازده خدای المپ جلسات بحث و مشاوره و تصمیم گیری دارند. در این جلسات هر خدا دارای یک رای است. اموری که مربوط به همه خدایان است در مجلس خدایان طرح و

    پس از بحث و مشاوره در مورد آن قضاوت و تصمیم گیری میشود. تصمیمات مربوط به مجازات‌های شدید خدایان به این جلسات مربوط می‌شد. در آئین یونانیان بر خلاف آئین‌های دیگر خوبی کامل در یکطرف و بدی کامل در طرف دیگر (خدا و شیطان – اهورامزدا و اهریمن) – دوآلیسم تفکر وجود نداشت. خوبی وبدی هر دو باهم بروز می‌کردند و یک شخص معمولا درستکار میتوانست در موارد متعددی نیز دچار اشتباه گردد. این مساله که در زندگی انسان کشیدن مرز روشن میان خوبی‌ها و بدی‌ها غالبا بسیار مشکل است در فلسفه این افسانه‌ها کاملا منعکس است.

    انسان‌ها خود را با خدایان سر بسر می‌دانستند و "فاصله" خدایان المپ با انسان‌ها به "فاصله" خدایان با مردم در ادیان دیگر نبود. حتی یک خدا در جنگ مستقیما به نفع گروهی از انسان‌ها علیه دیگران شرکت می‌کرد. همچنین یک انسان میتوانست با خدائی رابطه زناشوئی بر قرار سازد. از ازدواج یک خدا و یک انسان یک نیم خدا بدنیا می‌آمد که عمر جاودانه داشت.


    اساس افسانه‌های یونان یک تئوری خشک و بی روح نبود بلکه یک زندگی شیرین، جوشان و سرشار از عشق و تحرک را در بر داشت. گوستاو شواب (١) پیدایش افسانه‌های یونان را چنین توضیح می‌دهد: "یونان قدیم جامعه برده داری بود. فرهنگ آن فرهنگی بود که برده داران برآن حاکم کرده بودند. هنگامی که از میان توده مردم که اکثرا دهقان وابسته به زمین و بردگان بودند توده جدیدی به نام "انسان‌های آزاد" یا "انسان‌های ممتاز" تشکل یافت، در میان این انسان‌های آزاد اعتقاد به خدایان مرسوم شد و از میان این خدایان خدایان المپ موجودیت خاصی یافتند". بدین ترتیب قابل توضیح میشود که این انسان‌ها (آنطور که انگلس در کتاب منشا خانواده می‌نویسد) حاضر نبودند بعنوان پلیس و ژاندارم (نه برای حفظ امنیت بلکه - نگارنده) به عنوان وسیله زور و اعمال قدرت طبقات حاکم علیه طبقات دیگر بکار گرفته شوند و از قبول این قبیل شغل‌ها سر باز میزدند.

    مدل فکری خدایان المپ متعلق به حدود سه هزار سال پیش است اما این مدل هنوز نکات آموزنده بسیاری دارد.

    نسبت به دوران خود یونان جامعه شکوفائی بود. فلاسفه‌ای چون سقراط، افلاطون و ارسطو که از اولین پایه گذاران علوم بشری هستند از این جامعه بودند. اشعار و نوشته‌هائی که از شاعران و نویسندگان این جامعه به جای مانده است شاهد شکوفائی و رونق علم، دانش و فلسفه در جامعه یونان هستند. در این دوران اولین قانون اساسی به رشته تحریر در آمد و به آزمایش و اجرا گذاشته شد. اولین کوشش‌ها برای تدوین قوانین مدنی، تعریف حق و عدالت انجام گرفت. قوانین مدنی نسبتا پیچیده‌ای تدوین گردید و به صورت اجرا در آمد.

    بناها، نقاشی‌های روی ظروف و مجسمه‌هائی که از این دوران باقی هستند گواه رشد معماری و رونق علم و هنر در این دورانند. جامعه یونان خود را جامعه‌ای بر مبنای دموکراسی می‌دانست. این دموکراسی چنان فرهنگی از خود برای بشر به جای گذاشته است که جوامع امروزی هنوز خود را متاثر از آن می‌دانند. این دموکراسی نبود که بعد‌ها آتن را به نابودی کشانید، بلکه برده داری که کار شهروندان آزاد را تحقیر می‌کرد باعث نابودی آتن شد.
    واقعا" پست خوبي بود مخصوصا" براي كساني كه فكر ميكنن چند خدايي در يونان نشونه ي خرافاته اما قافل از اينكه حتي افسانه ها و خشم خدايان هم نكات آموزنده و كاربردي در زندگي رو شامل ميشه .
    حيف كه فقط 1 بار ميشه سپاس زد ، 1 سپاس براي اين پست واقعا" كمه !
    ممنون دوست گرامي


  26. تشکرها از این نوشته :


  27. #97
    I s i L D u r آواتار ها
    I s i L D u r آفلاين است مدیر بخش تاریخ
    عدالت با من چنین می گوید : انسان ها برابر نیستند و هرگز نیز برابر نخواهند شد .
    تاریخ عضویت
    May 2009
    سن کاربر
    25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,807
    تشکر
    2,680
    تشکر شده 12,718 بار در 3,314 پست
    لايك دريافتي
    46
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط pareparvaz51 نمایش پست ها
    یو، دختر ایناخوس و ملیا.
    یو (به انگلیسی: Io)، در اسطوره‌های یونان دختر ایناخوس و ملیا است
    زئوس عاشق اوشد. هرا به این علاقه پی برد، زئوس او را تبدیل به گاوی سفید تبدیل کرد. هرا آگاه شد و
    آرگوس صد چشم را به نگهبانی او گماشت زئوس به دست هرمس آرگوس را از پا درآورد و سپس هرا خرمگسی را مامور آزار یو کرد و خرمگس وی را همه جا دنبال می‌کرد تا آن‌که او به رود نیل رسید و در آن‌جا شکل انسانی خود را بازیافت و آن‌جا پسری برای زئوس به دنیا آورد
    در فیلم Clash of the titans خود آیو میگه که دچار نفرین خدایان بوده که باعث میشه سنش بالا نره و توقف کنه و اون وقت مرگ همه آشنایان و بستگانش رو می بینه و زجر می کشه . شخصیت آیو ، دختری پاک و نجیب و آرومی بود که بیشتر حالت راهنما برای پرسیوس ( پسر زئوس از همسر پادشاه آکرسیوس ) داشت داشت ، که تقریبا میشه گفت کمی هم مهارت جنگی داشت و آیو ، به پرسیوس کمک میکنه تا کراکن ( موجودی که هیدیس برادر زئوس از گوشت خودش اون رو میسازه تا پدرانشون رو نابود بکنه ) را نابود کنه البته در این راه بهش کمک می کنه اما در بیرون آتنا در حالی که پرسیوس با سر مدوسا بر می گرده آیو توسط آکرسیوس کشته میشه و آکرسیوس هم که توسط هیدیس (یزادر زئوس و فرمانروای دنیای مردگان ) مامور شده تا پرسیوس رو بکشه تا انتقامش رو از زئوس که همسر اون رو باردار کرده بگیره و هم اینکه هیدیس رو نجات بده تا در مقابل هیدیس هم زئوس رو از بین ببره ، در نهایت توسط پرسیوس و با شمشیر پگاسوس کشته میشه البته این رو هم بگم که آکرسیوس پادشاهی بود که بر ضد خدایان قیام کرد و به الیمپوس هم میرسه اما زئوس به خاطر علاقه ای که به بشر داشت حاضر به کشتن او نشد و با باردار کردن همسرش خواست اون رو تنبیه کنه که البته آکرسیوس بعد از این واقعه همسرش رو کشت اما فرزنش که در واقع فرزند زئوس بود یعنی پرسیوس زنده موند و انتقام والدینی که اون رو بزرگ کرده بودن و توسط هیدیس کشته شده بودند رو با کشتن کراکن توسط سر مدوسا و سنگ شدن کراکن و فرستادن هیدیس به دنیای مردگان با همون شمشیر پگاسوس میگیره . در نهایت میشه گفت که پرسیوس با آیو ازدواج میکنه چون پرسیوس پیشنهاد خدا شدن از جانب زئوس رو رد میکنه و ترجیح میده همون انسان بمونه اما زئوس در واقع میشه گفت که آیو رو به اون هدیه میده . در این فیلم دیالوگهای جالبی بین دو برادر یعنی زئوس و هیدیس رد و بدل میشه و میشه گفت زئوس ادامه کارش رو مدیون پرسیوس میشه چون هیدیس قصد انتقام گرفتن از زئوس رو داره . اگه اشتباه نکرده باشم قسمت بعدی این فیلم هم در حال ساخت هست یا اینکه ساختش تموم شده .


    اقتباس از فیلم Clash of the titans
    ویرایش توسط I s i L D u r : January 14th, 2012 در ساعت 04:55 AM
    بدبخت ملتی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملتی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملتی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .


    وقایع نگاری رایش سوم

  28. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما I s i L D u r برای ارسال این پست سودمند:


  29. #98
    yasamansh آفلاين است تازه وارد
    har dastani rishe dar vagheiyat darad ta nabashad chizaki mardom naguyand chizhaa
    تاریخ عضویت
    Feb 2013
    سن کاربر
    16
    نوشته ها
    2
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    عالی بود:flower::flower: در صورت امکان از افسانه های کشور های مختلف هم بگذارید

  30. #99
    I s i L D u r آواتار ها
    I s i L D u r آفلاين است مدیر بخش تاریخ
    عدالت با من چنین می گوید : انسان ها برابر نیستند و هرگز نیز برابر نخواهند شد .
    تاریخ عضویت
    May 2009
    سن کاربر
    25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,807
    تشکر
    2,680
    تشکر شده 12,718 بار در 3,314 پست
    لايك دريافتي
    46
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط yasamansh نمایش پست ها
    عالی بود:flower::flower: در صورت امکان از افسانه های کشور های مختلف هم بگذارید
    درود بر شما

    دوست گرامی به این لینک مراجعه کنید :

    افسانه ها ، اسطوره ها ، الهه ها و خدايان باستان
    بدبخت ملتی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملتی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملتی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .


    وقایع نگاری رایش سوم

  31. تشکرها از این نوشته :


صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 06:17 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به  شرکت فرهنگ سازان  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت پيگرد قانوني دارد
سئو و بهينه سازي : سئو
Powered by vBulletin® Version 4.2.2 Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved