تاریخ امروز :
تالار های نیک صالحی - Powered by vBulletin
تبلیغات
تولبار جدید و آپدیت شده مخصوص نیک صالحی آماده دانلود است ، برای دانلود کلیک کنید.
نمایش نتایج: از 1 به 16 از 16

بيماريهاي رواني، علل پيدايش، درمان

  1. #1
    karrar آواتار ها
    karrar آفلاين است كاربر فعال بخش بازی های کامپیوتری
    تاریخ عضویت
    Dec 2006
    سن کاربر
    20
    نوشته ها
    140
    تشکر
    102
    تشکر شده 388 بار در 145 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    Post اسكيزوفرني

    اسکيزوفرنی ( جنون جوانی )
    مقدمه
    جنون جوانی يک بيماری مزمن و اغلب ناتوان کننده روانی است . اين بيماری می تواند باعث شود که از مردم و فعاليتهای دنيای اطرافتان جدا بيفتيد و به دنيای هذيان پس رفت کنيد يا از واقعيت جدا بيفتيد.
    جنون جوانی نوعی از جنون است که يک اختلال تفکر محسوب مي شود و در آن تفسير واقعيت غيرطبيعی است. جنون نشانه ای از يک مغز آسيب ديده است.
    اين بيماری حدود 1% جمعيت دنيا را مبتلا می کند . شايعترين سن ظهور آن بين 13 تا 25 سالگی است و در مردان زودتر از زنان اتفاق می افتد. در مردان جنون جوانی در سنين نوجوانی تا 20 سالگی عموميت دارد. در زنان شروع بيماری مشخصاً در سالهای 20 سالگي يا اوايل 30 سالگی است.
    غالباً درمانی برای بيماری وجود ندارد، اما با کار مداوم با يک روانپزشک يا ساير کارشناسان بهداشت روانی اين بيماری مي تواند با موفقيت کنترل شود. خصوصاً زمانی که تشخيص زود هنگام داده شود. خوشبختانه، داروهاي جديد در حال قابل کنترل کردن بيشتر اين بيماری کم شناخته شده هستند.
    علايم و نشانه ها
    علايم و نشانه های جنون جوانی می تواند شامل موارد زير باشد :
    - هذيان : اعتقادات فردی که بر اساس واقعيت نيستند، مانند بدبينی در مورد اينکه عليه شما توطئه چينی می شود يا مورد آزار قرار می گيريد.
    - هذيانهای عجيب و غريب : مثلاً اعتقاد به اينکه مريخی ها افکار شما را کنترل می کنند.
    - توهم : احساس اشياء و چيزهايی که وجود ندارد، مانند تصور صداهای در هم و بر هم
    - فقدان احساس يا نشان دادن احساسات نامتناسب
    - اختلال عملکرد در محل کار يا موقعيتهاي اجتماعی
    - مشکلات بهداشت شخصی
    به طور کلی، جنون جوانی باعث کاهش تدريجی و پيشرونده توانايی کار در نقشهای مختلف، خصوصاً در شغل فرد و زندگی فردی می شود. علائم و نشانه های جنون جوانی به ميزان زيادی متغير است.
    يک فرد ممکن است در زمانهای مختلف به شکل متفاوتی عمل کند. ممکن است به شدت پرخاشگر و عصبی شود، يا دچار حالت کاتاتونيا ( حالت بدون حرکت، بدون پاسخ و شبه بیهوشی) شود، يا ممکن است اکثر اوقات رفتار طبيعی داشته باشد. علائم و نشانه هايی که حداقل به مدت 6 ماه مداوم و پيشرونده هستند نشاندهنده جنون جوانی هستند.
    به طور کلی جنون جوای دارای علائم مثبت و علائم منفی است.
    علائم منفی
    علائم منفی ممکن است در اوايل بيماری اتفاق بيفتد و فرد ممکن است نداند که به درمان نياز دارد. علائم منفي عموماً همراه با اختلال تدريجی در عملکرد هستند و باعث می شوند کمتر اجتماعی باشيد. اين علائم می تواند شامل : بی احساسی / احساسات نامتناسب مانند ( خنديدن هنگام توصيف تصورات وحشتناک) و تغيير در صحبت کردن ( صحبت کند و يکنواخت )
    علائم مثبت
    علائم مثبت غالباً شامل توهم و هذيان است:
    - توهم : توهم زمانی اتفاق می افتد که چيزهايی را که وجود ندارند حس می کنيد. شايعترين توهم در جنون جوانی شنيدن صداهاست. ممکن است با صداهايی که هيچ کس ديگری نمی شنود گفتگو کنيد . يا ممکن است صداهايی را که شما را به انجام کاری تشويق مي کنند بشنوید. توهم ممکن است باعث آسيب رساندن به ديگران شود.
    - هذيان : هذيان عقايد متعصبانه فردی هستند که هيچ پايه واقعی ندارند ، شايعترين زير مجموعه جنون جوانی، جنون جوانی پارانوئيد ( بدبينانه ) است که در آن عقايد غير منطقی مبنی بر اينکه ديگران عليه شما توطئه مي چينند يا به شما آسيب می رسانند داريد. مثلاً بعضی افراد دچار جنون جوانی ممکن است باور داشته باشند که تلويزيون رفتارهای آنها را جهت می دهد يا نيروهای خارجی افکار آنها را کنترل می کنند.
    علتها :
    محققين هنوز علت يا علتهای جنون جوانی را شناسايي نکرده اند، گر چه معتقدند که عوامل ژنتيکی در اين بيماری نقش دارد. اختلالات ساختمانی شيميايی مخفی در مغز می تواند با ايجاد بيماری مرتبط باشد .
    جنون جوانی ممکن است به تنهايی يا همراه با ساير بيماريهای روانی يا طبی بروز کند.
    درک نادرست از جنون جوانی و ارتباط آن با ساير بيماريهای روانی فراوان است، حقايق زير می تواند به روشن کردن آنچه هست و آنچه نيست کمک کند :
    - جنون جوانی مشابه چند شخصيتی بودن نيست. اختلال چند شخصيتی يک وضعيت جداگانه و نادر است.
    - گرچه برخی افراد دچار جنون جوانی تمايل به خشونت دارند، اکثر آنها اين چنين نيستند.
    - بسياری از آنها به جای تقابل با ديگران در خود فرو می روند.
    - هر کسی که بدبين است يا رفتار خشنی دارد، دچار جنون جوانی نيست. برخی افراد اختلال شخصيت بدبينانه دارند، نوعی گرايش به مظنون بودن يا بی اعتمادی به ديگران، بدون ساير نمودهای جنون جوانیهر کس که صدايی را می شنود دچار جنون جوانی نيست. بعضی افراد افسرده هم ممکن است صداهايی بشنوند.
    - شنيدن صدا ممکن است در نتيجه يک بيماری خطرناک طبی يا به علت اثر داروها ايجاد شود.
    چه وقت بايد به دنبال توصيه پزشکي بود
    جنون جوانی غالباً بيماری نيست که فرد خودش به دنبال درمان برود. براي فردی که جنون جوانی دارد هذيانها و توهمات واقعی هستند و او غالباً تصور می کند که نيازی به کمک پزشکی ندارد. اگر شما يکي از اعضای خانواده يا دوست فردی هستيد که علايم محتمل جنون جوانی يا ساير بيماريهای روانی را نشان می دهد، می توانيد فردی باشيد که او را نزديک پزشک می بريد تا مورد بررسی قرار گيرد .
    غربالگری و تشخيص
    تشخيص زود هنگام و درمان جنون جوانی بسيار مهم است. پيش از گذاشتن تشخيص جنون جوانی، احتمالاً پزشکتان ساير علتهای محتمل علائم مطرح کننده جنون را رد خواهد کرد. احتمال دارد ساير بيماريهای روانی يا جسمی علايمی مشابه جنون جوانی ايجاد کنند.
    پزشک ممکن است سابقه خانوادگی و طبی شما را بخواهد و معاينه بدنی انجام دهد. در ضمن ممکن است آزمايش خون و ادرار نيز انجام دهد تا ببيند آيا داروها، سوء مصرف مواد و ساير بيماريهای جسمی عامل علايم شما هستند يا خير.
    در ميان ساير بيماريهاي روانی که حداقل تا حدی امکان دارد جنون جوانی را تقليد کنند، افسردگی، اختلالات دو قطبی، ساير انواع جنون و سوء مصرف الکل و ديگر داروها قرار دارد.
    احتمال دارد بيماريهای جسمی مانند عفونتهای خاص، سرطانها، اختلالات دستگاه عصبی، اختلالات دستگاه ايمنی و ساير بيماريها نيز بعضی علائم جنون را توليد کنند. از سوی ديگر جنون می تواند عارضه جانبی برخی داروها نيز باشد.
    اگر هيچ علت زمينه ای ديگر يافت نشود، پزشک تشخيص جنون جوانی را براساس علائم و
    نشانه هايی که در بالا خلاصه شد، می گذارد.

    درمان
    درمانهای ضد جنون، که به نام نورولپتيک نيز گفته می شوند، سنگ بنای درمان هستند. تا سال 1990 داروهای ضد جنون بيشتر بر روی علائم مثبت اثر می کردند تا علائم منفی، نسل جديدی از داروهای ضد جنون اثرات بيشتری را بر روي هر دو نوع علائم مثبت و منفی می گذارد. اين داروهای ضد جنون جديد شامل کلوزاپين( کلوزاريل)، رسپيرودون (ريسپيردال) ، اولانزاپين (زيپرکس)، کوتياپين (سروکوئل)، زيپراسيدون (گئودون ) و آری پيپرازول ( آبيليفی ) هستند.
    براساس توصيه انجمن ديابت آمريکا، داروهای ضد جنون خاصی امکان دارد، خطر ديابت چاقی و افزايش فشار خون را افزايش دهند. به اين دليل، مطالعه ای در فوريه 2004 با عنوان مراقبت ديابت توصيه می کند که پزشکان بر وضعيت افرادی که کلوزاريل، ريسپردال، زيپرکس، سروکوئل، گئودون يا آبيلنفی مصرف مي کنند نظارت داشته باشند.
    مهارتهای سازگاری
    سازگاری با بيماری برای افراد خانواده و دوستان فردی که مبتلا به جنون جوانی است،
    می تواند تعهد زمانی و تلاش بسيار زيادی را باعث شود.

    گروههای حمايتی
    گروههای حمايتی می توانند بخشهای ارزشمندی از شبکه وسيعتری از حمايت اجتماعی باشند که شامل مراقبين بهداشتی، خانواده، دوستان و محلی برای عبادات مذهبی است.
    گروههای حمايتی مختلف افراد دوستان و خانواده را که با انواع مختلفی از مشکلات بهداشت روانی يا جسمی دست و پنجه نرم می کنند، گرد هم می آورند. گروههای حمايتی برای جنون جوانی مکانی را تأمين می کنند که افراد می توانند مشکلات شايع خود را درآن با هم سهيم شوند و حمايت مداومی برای يکديگر ايجاد کنند.
    از پزشک خود درباره گروههای کمک به خود که ممکن است در جامعه شما وجود داشته باشد سؤال کنيد. بخش بهداشت محلی تان، کتابخانه عمومی، دفترچه تلفن و اينترنت می تواند منابع خوبی برای يافتن يک گروه حمايتی در منطقه شما باشند.
    ترجمه : دکتر رها پازکی- مرداد 84

  2. کاربران : 5 تشکر کرده اند از شما karrar برای ارسال این پست سودمند:


  3. #2
    amirala آواتار ها
    amirala آفلاين است کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    Apr 2006
    سن کاربر
    33
    محل سکونت
    3250
    نوشته ها
    593
    تشکر
    704
    تشکر شده 1,579 بار در 576 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض بيماريهاي رواني، علل پيدايش، درمان

    دراين تايپيك ميتونيم درباره بيماريهاي رواني وعلل پيدايش وكمي هم درباره درمان اونها البته بصورت اجمالي صحبت كنيم تا اطلاعات هم ما هم دوستان درباره بيماريها بيشتربشه

    اولين مورد رابنده اشاره مي كنم البته دكتر سفيدچيان وسركارخانم الاداهم حتما دراين زمينه ماراهمراهي خواهند كرد اميدوارم دوستان استفاده كنند

    اختلال شخصيت پارانوئيد:

    شخصيت هاي پارانوئيد بطور كلي با سوءظن ديرپا و عدم اعتماد به مردم، مشخص هستند. اين افراد مسئوليت احساسات خود را نپذيرفته و آن را به ديگران نسبت مي دهند. اين طبقه در بر گيرنده نامطلوبترين منش ها است كه در زندگي روزمره با آن ها برخورد مي شود ــ آدم متعصب كلكسيونر مدارك بي عدالتي، همسري كه حسادت بيمارگونه دارد، و شخصي كه وسواس مرافعه و منازعه دارد.

    ويژگي هاي باليني :

    خصوصيات اساسي اين اختلال ميل نافذ و بي مورد به تعبير اعمال ديگران به عنوان تحقيرآميز و تهديد كننده عمدي است؛ اين ميل در اوائل جواني شروع شده و خود را در زمينه هاي مختلف نشان مي دهد. تقريباً همه آنها نگران نوعي آسيب ديدن و سوء استفاده از جانب ديگران هستند. مبتلايان به اين اختلال به كرات وفاداري و قابل اعتماد بودن دوستان و بستگان خود را مورد پرسش قرار مي دهند. چنين افرادي غالباً حساد بيمارگونه دارند و بدون دليل در وفاداري همسر و شريك زندگي خود ترديد مي كنند.

    اين بيماران با بروني سازي هيجانات خود و استفاده از مكانيسم دفاعي فرافكني تكانه ها و افكار نامقبول خود را به ديگران نسبت مي دهند. عقايد انتساب و خطاهاي حسي كه بيمار بطور منطقي از آن ها دفاع مي كند، شايع است. بيماران پارانوئيد از نظر عاطفي محدوديت نشان مي دهند و براي ديگران افراد فاقد هيجان به نظر ميرسند، به منطقي و عيني بودن خود افتخار مي كنند، ما واقعيت غير از اين است. اين بيماران فاقد صميميت بوده و به قدرت و مقام اهميت و توجه خاصي دارند و نسبت به افراد ضعيف ملايم طبع و عليل و ناقص ابراز ناخرسندي و نفرت مي كنند. در موقعيت هاي اجتماعي، افراد مبتلا به اختلال شخصيت پرانوئيد ممكن است كارا و مرتب بنظر برسند، اما در ديگران ايجاد ترس و تعارض مي كنند.

    درمان :


    رواندرماني : رواندرماني درمان انتخاب است، در مدارا با شخصيت پارانوئيد درمانگر بايد در تمام مناسباتش با او رو راست باشد. اگر درمانگر به علت اشتباه يا قصور، مثلاً دير رسيدن به جلسه، مورد اعتراض بيمار واقع شود، اظهار حقيقت و يك عذرخواهي مختصر بهتر از توضيحات دفاعي تأثير مي گذارد. درمانگر بايد متوجه باشد كه نقاط ضعف بيمار پارانوئيد در زمينه اعتماد و صميميت است. رواندرماني انفرادي مستلزم برخورد حرفه اي نه چندان گرم از جانب درمانگر است. بيمار پارانوئيد در گروه درماني چندان جا نمي افتد و تحمل فشار رفتار درماني را هم ندارد.


    درمان دارويي :

    درمان داروئي براي فرونشاندن اضطراب و تحريك مفيد است. در اكثر موارد يك داروي ضد اضطراب مثل ديازپام كافي است.
    وقتي چشم اميدتان به خداباشد:
    هيچ چيز انقدر عجيب نيست كه پيش نيايد
    هيچ چيز آنقدر عجيب نيست كه راست نباشد
    هيچ چيز آنقدر عجيب نيست كه دير نپايد




  4. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما amirala برای ارسال این پست سودمند:


  5. #3
    .sefid. آواتار ها
    .sefid. آفلاين است کاربر متخصص بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    Aug 2006
    نوشته ها
    3,219
    تشکر
    5,480
    تشکر شده 7,266 بار در 2,983 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض آشنایی با کلیات اختلالات شخصیتی

    کلیات اختلالات شخصیتی
    *شخصيت : مجموع صفات هيجاني و رفتاري شخص در زندگي روزمره را در برگرفته که در شرايط معمول، شخصيت هر كس نسبتاً ثابت و قابل پيش بيني است
    * اختلال شخصيت : واريانتي از اين صفات منشي استکه فراتر از آنچه در اكثر مردم ديده ي شود،مي رود.
    * ويژگي ها
    - صفات فراگير و مستمر هستند.
    - تشخيص مستلزم سابقه مشكلات دراز مدت در زمينه هاي مختلف زندگي است
    - خودپذيري (ego - syntonic ) صفات وجود دارد.
    - صفات allo plastic ( بيمار در پي تغيير محيط است تا خود)
    - حفظ شدن صفات بصورت انعطاف ناپذير وجود دارد
    - بروز الگوهاي دفاعي ويژه با مقاومت در مقابل تكانه هاي دروني و استرس هاي بيروني بوجود می آید.
    - بي علاقگی به درمان و عدم قبول بيماري در فرد، از مشکلات شایع است.
    * همه گيري شناسي
    - شيوع كلي 9-6% (حتي تا 15%)
    - بروز معمولاً در اواخر نوجواني يا اوايل جواني
    - شيوع كلي در مرد = زن
    - وجود انتقال ژنتيك نسبی در اكثر اختلالات شخيصتی به اثبات رسیده است.
    * سبب شناسی
    - چند عاملي
    - عوامل تعيين كننده زيست شناختي آشكار (صدمات حین زایمان ، عفونت مغزی ، ضربه به سر)
    - دو قلوي تكي تخمي < دو تخمي
    - ميزان بالاي سطوح تستسترون ،‌17- استراديول واسترون درافراد با صفات تكانشي بالا دیده شده.
    - وجودرابطه بین سطح پایين 5-HIAA با اقدام به خودكشي ،تكانشگري وپرخاشگري بیشتر، دیده شده.
    - وجودرابطه بین نشانه هاي خفیف نورولوژيك با اختلال شخصيت ضد اجتماعي ومرزي
    - (goodness of fit بهم خوردن حسن انطباق ) بين كودك و والدين، بیانگر نبود یک ارتباط مناسب است
    - وجودرابطه بین اختلال كاركرد لوب Forontal ( قسمتی از مغز)با تكانشگري ،ضعف قضاوت و بي ارادگي بیشتر، دیده شده.
    - تخريب در كاركرد اجزاء روانی و عصبی فرد
    * سير اختلال و پيش آگهي : متغیر است(برخي سير قهقهرائي وبرخي بهتر می شوند)
    * درمان:
    - بیماران بدون انگيزه براي درمان هستند.( به عبارتی از دیدگاه آنان اصلاً بیماری ندارند)
    - استفاده از روش هاي چند گانه ( دارو + انواع رواند رماني ها )
    - توصیه به درمان علامتي، تحت نظر پزشک میشود( مثال: وقتی سوءظن شدید یا پرخاشگری آسیب رساننده و... وجود داشته باشد)
    هیچ کس نباید شب به بستر برود قبل از اینکه از خود بپرسد: امروز چه کرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم.(دکتر شوایتزر)

  6. #4
    .sefid. آواتار ها
    .sefid. آفلاين است کاربر متخصص بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    Aug 2006
    نوشته ها
    3,219
    تشکر
    5,480
    تشکر شده 7,266 بار در 2,983 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    Angry آیا کسانی که از اسکیزوفرنیا رنج می برند خطرناک هستند؟

    در وسایل ارتباط جمعی در باره اسکیزوفرنیا بیش از سایر اختلاطات روانی دیگر اطلاعات غلط وجود دارد. یکی از اسطوره های غلط عمومی در این باره این است که گویا اسکیزوفرنی به معنای "شخصیت دوگانه" است و کسی که از این وضعیت رنج می برد ممکن است از حالت آرام به حالت غیر قابل کنترل تغییر مزاج بدهد.
    اغلب در مطبوعات و تلویزیون داستانهای اغراق آمیزی در باره "اسکیزوفرنیک ها" وجود دارد و از آنها بعنوان افرادی خطرناک که باید تحت کنترل داروهای آرامبخش باشند و در تیمارستان نگه داشته شوند، یاد می کنند.
    بسیاری از کسانی که از اسکیزوفرنیا رنج می برند مرتکب جرایم خشونت آمیز نمی شوند و بسیاری از این گونه جرایم توسط این افراد صورت نمی گیرد. مطابق تحقیقات صورت گرفته افرادی که معتاد به الکل یا مواد مخدر هستند ممکن است دو برابر افراد مبتلا به اسکیزوفرنی مرتکب جرایم خشونت آمیز شوند.
    رابطه بین اسکیزوفرنیا و جرایم جدی چنان غیر متعین است که هر گونه پیش بینی درباره ارتباط این دو تقریبا غیرممکن است. مردم اغلب از دست کسانی که صداهایی می شوند، خیلی می ترسند. مهم است که به یاد داشته باشیم که چنین کسانی علیرغم شنیدن این گونه صداها از قدرت تشخیص برای آنکه بر اساس آنها رفتار کنند یا نکنند برخوردارند درست مثل بقیه که به آنها گفته شود کاری را بکنند. این صداها اغلب به این افراد می گویند که خودشان را بکشند تا اینکه فرد دیگری را به قتل برسانند.خیلی ها علیرغم شنیدن روازنه این صداها تصمیم می گیرند زنده بمانند.
    هیچ کس نباید شب به بستر برود قبل از اینکه از خود بپرسد: امروز چه کرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم.(دکتر شوایتزر)

  7. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما .sefid. برای ارسال این پست سودمند:


  8. #5
    مريم.ج آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Jan 2007
    سن کاربر
    33
    نوشته ها
    19
    تشکر
    25
    تشکر شده 43 بار در 20 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    اختلال شخصيت مرزي :
    بيماران مبتلا به اختلال شخصيت مرزي با بي ثباتي فوق العاده عاطفه، خلق، رفتار، روابط شيئي، و تجسم نفس مشخص هستند.

    ويژگي هاي باليني :
    بيماران مرزي تقريباً هميشه به نظر مي رسد كه در يك بحراني قرار دارند. نوسان خلق در آن ها شايع است. ممكن است بيمار لحظه اي اهل بحث و مجادله به نظر برسد. لحظه اي ديگر افسردگي نشان دهد و زماني ديگر از فقدان هرگونه احساس در خود شكايت كند. ماهيت دردناك زندگي انها را در اقدام هاي مكرر خودآزارانه مي توان مشاهده كرد. اين بيماران ممكن است به قصد اخذ كمك از ديگران اقدام به تيغ زدن مچ دست يا رفتارهاي خود آزارانه ديگر نمايند، يا اينكه ابراز خشم كرده و يا خود را به طريقي از عواطف غير قابل مقاومت رها سازند.
    شخصيت مرزي در بين ديگر اختلالات شخصيت در به بازي گرفتن ديگران همتا ندارد. بيماران مرزي تنهايي را خوب تحمل نكرده و جستجوي همنشين را ( مهم نيست چقدر نامطلوب باشد )، به تنها نشستن و احساس پوچي و بي كسي كردن ترجيح مي دهند. از نظر علمي بيمار مرزي بالغ در روابط خود مردم را به دو گروه تماماً خوب و تماماً بد تقسيم مي كند. مردم در نظر آن ها يا تكيه گاه و پرورش دهنده هستند يا آدم هايي نفرت انگيز و ساديست كه بيمار را از احساس ايمني محروم كرده و هر زمان كه او احساس وابستگي نمايد تركش مي كنند در نتيجه اين اشتقاق آدم هاي خوب به صورت ايده آل بيمار درآمده و بدها ارزش داده نمي شوند. چرخش وفاداري از فرد يا گروهي به فرد يا گروهي ديگر فراوان ديده مي شوند.

    درمان :
    رواندرماني : بيماران مبتلا به اختلال شخصيت مرزي در محيط بيمارستان، كه در آن رواندرماني فشرده فردي و گروهي دريافت مي كنند، پيشرفت نشان مي دهند. همچنين فرصت تكامل با كادر آموزش ديده از رشته هاي مختلف را پيدا كرده و از درمان هاي تفريحي، كادر درماني، كادر درماني، و آماده سازي شغلي بهره مند مي گردند. چنين برنامه هايي مخصوصاً وقتي محيط خانه به دليل تعارض هاي درن خانوادگي يا استرس هاي ديگر نظير سوء رفتار والدين براي توان بخشي بيمار مخرب باشد، كمك كننده هستند.
    بيمار مبتلا به اختلال شخصيت مرزي را كه بيش از حد متمايل به جرح خويشتن است، مي توان در محيط حفاظت شده بيمارستان تحت نظر و تحت شرايط ايده آل بيماران تا زماني كه بهبودي كامل نشان دهنده قرار داده، كه البته ممكن است تا يك سال به طول انجامد.

  9. تشکرها از این نوشته :


  10. #6
    .sefid. آواتار ها
    .sefid. آفلاين است کاربر متخصص بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    Aug 2006
    نوشته ها
    3,219
    تشکر
    5,480
    تشکر شده 7,266 بار در 2,983 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    Angry اختلال شخصیت ضد اجتماعی

    انواع مختلفی از رفتارهایی که مطابق ارزش‌های جامعه و قانون ارتکاب به آنها «نهی یا جرم» تلقی شده است؛ در افراد دچار شخصت ضد اجتماعی دیده می‌شود. «دروغ گویی ، فرار از مدرسه و خانه بصورت مکرر ، دزدی ، نزاع ، سوء مصرف الکل و مواد ، تجاوز (به همجنس یا غیرهمجنس ) ، بد رفتاری با همسر و فرزندان » فقط نمونه‌هایی از اعمال و رفتار این بیماران است. افراد ضد اجتماعی در به بازی گرفتن دیگران مهارت دارند و به راحتی می‌توانند دیگران را برای شرکت در طرح‌هایی که برای بدست آوردن پول و شهرت نزدیکترین راه است، راغب سازند. شاید اصطلاح «مردان گوش بر یا گول زن» بتواند ویژگی‌های افراد ضد اجتماعی را در خود جمع کند.
    با وجود اعمال ضد اجتماعی و خلاف قانون و با اینکه اکثرا پرونده‌های متعددی در محاکم قضائی دارند، ولی در این افراد رفتار یا صحبتی که حاکی از پشیمانی و ناراحتی واقعی از اعمال گذشته باشد دیده نمی‌شود و موقعی که از زندان آزاد می‌شوند، فورا کارهای ضد اجتماعی خود را از سر می‌گیرند. گوئی این افراد فاقد وجدان هستند. نکته مهمی که شاید باعث تعجب شود این است که ظاهر افراد ضد اجتماعی راضی کننده و حتی فریب دهنده است. فریبنده از آن جهت که افراد با دیدن بیماران ضد اجتماعی در ظاهرشان نوعی قابل اعتماد بودن را احساس می‌کنند، ولی در پس این روکش «تنش ، خصومت ، تحریک پذیری و خشم» نهفته است.
    همچنین این بیماران موقع صحبت (مصاحبه) با هوش کلامی خود افراد (درمانگر) را تحت تأثیر قرار می‌دهند. آنها وقایع و کارهای غیر قانونی خود را (بعد از تحریف حقایق) با «آب و تاب» و شرح جزئیات هیجان ‌انگیز بیان می‌کنند. افراد ضد اجتماعی با این توانایی خود با تجربه‌ترین پزشکان را هم می‌توانند فریب دهند.

    یک مثال
    «نوجوانی 17 ساله پس از بازداشت شدن توسط پلیس ، حادثه منجر به بازداشت را اینگونه توضیح داد: من ماشین را دزدیدم و وقتی یک افسر پلیس جلو آمد او را زیر گرفتم و به سرعت به سمت مخالف خیابان پیچیدم. خیلی زود سرعت من به صد کیلومتر در ساعت رسید. وقتی به موانع خیابان رسیدم تصمیم گرفتم از آنها بگذرم. یک گلوله به سوی ماشین شلیک شد و به یکی از چرخ‌ها اصابت کرد و با ماشین به داخل یک گودال پیچیدم و آنها (پلیس ها) مرا دستگیر کردند. ولی ارزش داشت چه هیجانی!»

    ملاکهای تشخیص اختلال ضد اجتماعی
    الگوی مستمر بی‌اعتنایی و زیر پا نهادن حقوق دیگران که از پانزده سالگی شروع می‌شود و وجود سه علامت (یا بیشتر) از علائم زیر برای تشخیص ضروری است.
    ناتوانی برای سازگاری با موازین اجتماعی و قانونی که با دست زدن به اعمال تکراری زمینه ساز دستگیری ، تظاهر نماید.
    فریبکاری ، که با دروغ گویی مکرر ، استفاده از نام‌‌های غیر واقعی یا «گوش بر» برای نفع و لذت شخصی ، مشخص می‌شود.
    رفتار تکانشی (لحظه‌ای) و ناتوانی برای طرح ریزی پیشاپیش.
    تحریک پذیری و پرخاشگری که با نزاع و حملات فیزیکی مکرر تظاهر می‌کند.
    بی‌احتیاطی نسبت به ایمنی (سلامت) خود و دیگران.
    عدم احساس مسئولیت مستمر که با ناتوانی مکرر برای حفظ شغل و عدم احترام به تعهدات مالی تظاهر می‌کند.
    فقدان احساس پشیمانی ، که با بی تفاوتی یا دلیل تراشی نسبت به آزار ، بد رفتاری یا دزدیدن مال دیگران ، تظاهر می‌کند.
    سن فرد بالای 18 سال است.
    شواهد اختلال سلوک با شروع قبل 18 سالگی وجود دارد.

    رفتار غیر قانونی
    افراد زیادی کارهایی انجام می‌دهند که بر خلاف قانون یا ارزشهای اجتماع است ولی تمام آنها تشخیص ضد اجتماعی دریافت نمی‌کنند. با توجه به اینکه رفتار ضد اجتماعی شامل زمینه‌های متعدّدی از زندگی شخص دچار اختلال می‌شود، از رفتارهای غیر قانونی قابل تشخیص است. در زیر به علت شناسی اختلال ضد اجتماعی پرداخته می‌شود.
    عوامل زیست شناختی اختلال شخصیت ضد اجتماعی
    مطالعات آزمایشی نشان داده است که افراد ضد اجتماعی کوچکترین اضطرابی در مورد تنبیه شدن و ناراحتی‌های آینده (نتیجه کارها) ندارند. به عنوان نمونه در یک آزمایش دو گروه آزمودنی (گروه اول: افراد سالم ، گروه دوم: افراد دچار شخصت ضد اجتماعی) در انتظار دریافت شوک الکتریکی قوی به پوستشان بودند. (قبلا دستگاههای اندازه گیری به پوست دو گروه وصل شده بودند). نتایج نشان داد افراد سالم هرچه به زمان دریافت شوک نزدیک می‌شدند، تنش و اضظراب بیشتری نشان می‌دادند و در لحظه وارد شوک ، مقاومت پوستشان بصورت ناگهانی یافت (علامت افزایش اضطراب).
    ولی هیچ یک از افراد ضد اجتماعی چنین واکنش پوستی که حاکی از اضظراب در آنها باشد، نشان ندادند. تحقیقات بیشتر این فرض را مطرح می‌کنند که ممکن است دستگاه عصبی خودکار در افراد ضد اجتماعی از همان آغاز تولد «کم واکنش» باشد. چنین کمبودی می‌تواند تبیین کند که چرا این افراد این همه به دنبال شور و هیجان هستند و تنبیه و مجازات نمی‌تواند آنها را از کارشان باز دارد.
    عوامل خانوادگی اختلال شخصیت ضد اجتماعی

    نظریه روانکاوی
    نظریه روانکاوی ، رشد وجدان (فرا خود) را به میزان رابطه محبت آمیز کودک با والدین وابسته می‌داند. در یک خانواده سالم چنین محبتی باعث می‌شود که کودک «ارزشهای والدین خود را (که بازتاب ارزشهای جامعه است) درونی سازد (قبول کند) چون دوست دارد مانند والدین خود باشد و از این می‌ترسد که اگر بر خلاف خواسته‌های (ارزشهای) والدین رفتار کند از محبت آنها محروم شود. بدین ترتیب کودکی که از والدین خود محبتی دریافت نکرده، ترسی هم برای از دست دادن آنها ندارد و در نهایت وجدان (فرا خود) در آنها تشکیل نمی‌شود. این نظریه اگر چه منطقی بنظر می‌رسد، اما نتایج تحقیقات نشان داده‌اند که همه کودکان محروم از محبت والدین شخصیت ضد اجتماعی نمی‌شوند و برخی از کودکان برخوردار از محبت والدین نیز ضد اجتماعی شده‌اند.
    نظریه یادگیری اجتماعی
    برای کودک «جامعه» و بویژه «والدین» الگوهای خوبی برای «تقلید و یادگرفتن» نوع رفتار مورد قبول ارزشهای جامعه است. در بعضی از خانواده‌ها کودک یاد می‌گیرد که با«جذاب بودن ، دوست داشتنی بودن و توبه کردن» می‌تواند از تنبیه کار بد خود معاف شود. چنین الگویی می‌تواند به این یادگیری منجرشود که «نوع کردار (رفتار) مهم نیست بلکه توانایی وانمود کردن ، توبه کردن و پشیمانی» از همه مهمتر است.

    درمان اختلال ضد اجتماعی
    روان درمانی
    اگر شخصیتهای ضد اجتماعی از حرکت بازداشته شوند (مثل بستری کردن در بیمارستان) همچنین «گروه‌های خود یاری» بیشتر از زندان و بیمارستان روانی برای این افراد مفید است. نکته مهم در روان درمانی این افراد ایجاد محدودیت‌های صریح قبل از شروع درمان است.
    دارو درمانی
    درمان دارویی بیشتر برای بهبود علائم اضطراب ، خشم یا افسردگی همراه با رفتار ضد اجتماعی مورد استفاده قرار می‌گیرد. اما چون این افراد اکثرا سوء مصرف الکل و مواد داشته‌اند، باید در تجویز داروها احتیاط کرد.
    هیچ کس نباید شب به بستر برود قبل از اینکه از خود بپرسد: امروز چه کرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم.(دکتر شوایتزر)

  11. #7
    amirala آواتار ها
    amirala آفلاين است کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    Apr 2006
    سن کاربر
    33
    محل سکونت
    3250
    نوشته ها
    593
    تشکر
    704
    تشکر شده 1,579 بار در 576 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    اختلال شخصيت اسكيزوتايپي :
    شخص مبتلا به اختلال شخصيت اسكيزوتايپي كسي است كه حتي در نظر مردم عادي هم عجيب و غريب و غير عادي است. تفكر سحرآميز، اشتباه حسي و مسخ واقعيت قسمتي از دنياي روزمره اين بيمار است.

    ويژگي هاي باليني :
    در اختلال شخصيت اسكيزوتايپي تفكر و رابطه كلامي مختل است. شخصيت اسكيزوتايپي، مثل بيماري اسكيزونيك، ممكن ممكن است سر از احساس هاي خود در نياورد. با اين وجود نسبت به احساسات ديگران، بخصوص عواطف منفي مثل خشم، بسيار حساس است. ممكن است موهوم پرست باشد و ادعاي نهان بيني داشته باشد دنياي درونش ممكن است پر از انسان هاي خيالي، ترس و خيال پردازي كودكانه باشد. ممكن است خود را صاحب قدرت فكري و بصيرت خاصي نپندارد، هر چند اختلال تفكر واضح وجود ندارد. كلامش در مواردي محتاج تغيير است. ممكن است بپذيرد كه اشتباهات حسي درشت بيني دارد، يا مردم براي او آدمك هاي چوبي و يكسان مي نمايند. صحبت شخصيت هاي اسكيزوتايپي ممكن است غريب و اختصاصي بوده و فقط براي خودش معني داشته باشد. ممكن است روابط بين فردي ضعيفي داشته و رفتارشان نيز نامتناسب باشد. در نتيجه افرادي تنها هستند و اگر دوستاني هم داشته باشند تعداد آن ها معدود است. ممكن است اين بيماران خصوصيات اختلال شخصيت مرزي نشان دهند، در واقع هر دو تشخيص را توأماً مي توان داد. تحت استرس،شخصيت هاي اسكيزوتايپي ممكن است پسرفت پيدا كرده و علائم رواني پيدا كنند، اما معمولاً عمر اين علائم كوتاه است. در موارد شديد، افسردگي و عدم احساس لذت ممكن است پيدا شود.

    درمان :
    رواندرماني : اصول اختلال شخصيت اسكيزوتايپي از اختلال شخصيت اسكيزوئيد چندان متفاوت نيست. با اين وجود با تفكر غريب و غيرعادي آن ها بايد با احتياط مدارا نمود. بعضي از بيماران به فرقه هاي غريب پيوسته و به ممارست هاي مذهبي غير عادي و فلسفه رمز و راز مي پردازند. درمانگر نبايد اين فعاليت ها را به مسخره بگيرد و در مورد باورها و فعاليت هاي بيمار قضاوت نمايد.
    وقتي چشم اميدتان به خداباشد:
    هيچ چيز انقدر عجيب نيست كه پيش نيايد
    هيچ چيز آنقدر عجيب نيست كه راست نباشد
    هيچ چيز آنقدر عجيب نيست كه دير نپايد




  12. تشکرها از این نوشته :


  13. #8
    .sefid. آواتار ها
    .sefid. آفلاين است کاربر متخصص بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    Aug 2006
    نوشته ها
    3,219
    تشکر
    5,480
    تشکر شده 7,266 بار در 2,983 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    Post رژیم غذایی در اسکیزو فرنی

    مطالعات جدید تاثیر رژیم غذایی بهتر بر کسانی که به داشتن اسکیزوفرنی تشخیص داده شده اند را بررسی کرده است. نتیجه برخی از این مطالعات بر فواید روغن ماهی که از جمله در ساردین و قرص های تقویتی (supplements) وجود دارد، اشاره دارند.
    هیچ کس نباید شب به بستر برود قبل از اینکه از خود بپرسد: امروز چه کرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم.(دکتر شوایتزر)

  14. تشکرها از این نوشته :


  15. #9
    .sefid. آواتار ها
    .sefid. آفلاين است کاربر متخصص بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    Aug 2006
    نوشته ها
    3,219
    تشکر
    5,480
    تشکر شده 7,266 بار در 2,983 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    Red face اختلال شخصیت منفعل-مهاجم (Passive Aggressive Disorder)

    اختلال شخصیت منفعل-مهاجم (Passive Aggressive Disorder)
    ویژگی بالینی
    بهترین توصیف از شخصیت‌های منفعل - مهاجم این است که این افراد بلی می‌گویند و به نه عمل می‌کنند، آنان پرخاشگری پنهانی خود را بصورت انفعال ، عدم کارایی ، رفتارهای منفی و فراموشی عمدی نشان می‌دهند؛ اما برای این رفتارهای منفی خود دلیل تراشی (Rationalization) می‌کنند و اشتباه را به دیگران (که با آنها ارتباط دارند) نسبت می‌دهند؛ ولی با آنها قطع رابطه نمی کنند. بیماران مبتلا به اختلال شخصیت منفعل - مهاجم به نفرت خود بیشتر از رضایت خویش وابسته هستند و ممکن است هرگز ندانند برای لذت بردن خود چه چیزی می‌خواهند.

    ملاکهای تشخیص افتراقی اختلال شخصیت منفعل- مهاجم
    الگوی مستمر مقاومت منفی در مقابل در خواست دیگران برای عملکرد کافی که در اوایل بزرگسالی شروع شده و در زمینه‌های گوناگون ظاهر می‌شود. برای تشخیص اختلال وجود حداقل چهار علامت از علائم زیر ضروری است :
    - منفعلانه در انجام تکالیف شغلی و اجتماعی مقاومت می‌کند.
    - از اینکه دیگران اورا درک نکرده و قدرش را نمی‌دانند، شکایت می‌کند.
    - ترشرو و اهل جر و بحث است.
    - بطور غیر منطقی انقاد کرده و به اولیا امور اهانت می‌کند.
    - نسبت به کسانی که ظاهرا شانس بیشتری دارند رشک و تقویت می‌کند.
    - از بدبختی‌های خود بطور اغراق آمیز و مستمر شکایت می‌کند.
    درمان:
    رواندرمانی و در مواردی درمان علامتی با دارو تحت نظر روانپزشک
    هیچ کس نباید شب به بستر برود قبل از اینکه از خود بپرسد: امروز چه کرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم.(دکتر شوایتزر)

  16. #10
    amirala آواتار ها
    amirala آفلاين است کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    Apr 2006
    سن کاربر
    33
    محل سکونت
    3250
    نوشته ها
    593
    تشکر
    704
    تشکر شده 1,579 بار در 576 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    اختلال شخصيت اسكيزوئيد :
    اختلال شخصيت اسكيزوئيد در كساني تشخيص داده مي شود كه عمري را در كناره گيري از اجتماع گذرانده اند. احساس ناراحتي آن ها در روابط اجتماعي، درونگرايي، و عواطف محدود و كند آن ها قابل توجه است. شخصيتهاي اسكيزوئيد در نظر ديگران آدم هائي مردم گريز، منزوي، يا تنها هستند.

    ويژگيهاي باليني :
    شخصيت اسكيزوئيد با كناره گيري، عدم دخالت در امور روزمره و اهميت ندادن به ديگران مشخص است. چنين كسي آرام، مردم گريز، درونگرا و غير اجتماعي است. ممكن است زندگي خود را با جزئي ترين وابستگي عاطفي با ديگران سپري كند، اسكيزوئيد در هماهنگي با مد زمان آخرين نفر است.
    معمولاً تمام عمر در ابراز مستقيم خشم ناتوان بوده است. شخصيت اسكيزوئيد ممكن است انرژي عاطفي قابل توجهي در مسائل نامربوط به انسان، نظير رياضيات و ستاره شناسي، بكر برد. اغلب با سرگرمي ها و هوس هاي رژيم غذايي و مستلزم دخالت شخصي نيست، سرخود را گرم نگاه مي دارد.
    هر چند شخصيت اسكيزوئيد درونگرا و خيال پرداز است ولي ظرفيت او براي شناخت واقعيت كمتر نيست. چون حركات پرخاشگرانه در واكنش هاي عادي او جائي، با هرگونه تهديد، واقعي يا خيالي، با تصورات صاحب قدرت مطلق بودن مي شمرند، در بعضي موراد چنين شخصي قادر به رشد و تكامل بوده و مي تواند عقايد بديع و سازنده به جهان ارائه نمايد.

    درمان :
    رواندرماني : درمان شخصيت اسكيزوئيد مشابه شخصيت پارانوئيد است. با اين وجود تمايلات بيمار اسكيزوئيد براي درون نگري هماهنگ با انتظارات درمانگر بوده و ممكن است به بيماري فداكار، هر چند دوري گزين، مبدل گردد. با پيدايش اعتماد، ممكن است بيمار اسكيزوئيد با ترس و هراس زياد دنيايي از خيال پردازي، دوستان خيالي و ترس از وابستگي هاي غير قابل تحمل حتي نزديك شده به درومانگر – از خود نشان دهد.
    در گروه درماني ممكن است بيمار اسكيزوئيد يك سال ساكت بنشيند، اما بالاخره درگير مي شود. بيمار را بايد از جملات پرخاشگرانه ساير اعضا گروه نسبت به سكوت بيمار حفظ كرد، با گذشت زمان ممكن است گروه تجربه اي با معني براي بيمار گرديده و علاوه بر درمان تماس هاي اجتماعي را براي او امكان پذير سازد
    وقتي چشم اميدتان به خداباشد:
    هيچ چيز انقدر عجيب نيست كه پيش نيايد
    هيچ چيز آنقدر عجيب نيست كه راست نباشد
    هيچ چيز آنقدر عجيب نيست كه دير نپايد




  17. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما amirala برای ارسال این پست سودمند:


  18. #11
    .sefid. آواتار ها
    .sefid. آفلاين است کاربر متخصص بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    Aug 2006
    نوشته ها
    3,219
    تشکر
    5,480
    تشکر شده 7,266 بار در 2,983 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    Unhappy ختلال شخصیت وابسته (Dependent Personality Disorder)

    نگاه اجمالی
    در برخورد با افراد شخصیت‌های وابسته آنها را مطیع ، فروتن ، توافق پذیر ، همیشگی و خود شیرین دائمی در می‌یابید که به افراد دیگر اجازه می‌دهد در تصمیمات مهم زندگی آنها دخالت کنند، زیرا اعتماد به نفس بالایی نداشته ، قادر به اداره زندگی خود بطور مستقل نیستند. شخصیت‌های وابسته در روابطشان با رفتارهای مطیعانه و خوش مشرب افراطی سعی می‌کنند که هیچ نتواند خواهان ترک اجتماعی آنها باشد و هرگونه تنهایی و رها شدن به حال خود ، احساسات خالی بودن و اضطراب بیش از اندازه را در آنها بوجود می‌آورد. روابط این بیماران محدود به کسانی است که به آنها اتکا دارد.
    یک نکته در زندگی شخصیت‌های وابسته پذیرفتن هر نوع بد رفتاری دیگران نسبت به خودشان بدون اعتراض است. اگر این بیماران والدین یا همسر سلطه‌جو داشته باشند، والدین مسلط احساس سودمندی ، قدرت و شایستگی نموده بطور ناخواسته این رفتار را در فرزندان شان دامن می‌زنند و همسران مسلط احتمالا به سوء استفاده‌های بدنی و جسمی آنها مبادرت می کنند؛ بدون اینکه با اعتراض یا ترک جسورانه آنها روبرو شوند.

    ملاکهای تشخیص اختلال شخصیت وابسته
    نیاز عمیق و مفرط برای مورد قبول واقع شدن که به رفتار مطیعانه و وابسته می انجامد و ترس از جدایی که در اوایل بزرگسالی شروع می‌شود و برای تشخیص وجود پنج (یا بیشتر) علامت از علایم زیر ضروری است :
    - بدون راهنمایی و اطمینان بخشی مفرط دیگران قادر به اخذ تصمیمات روزمره نیست.
    - احتیاج دارد که دیگران مسولیت اکثر زمینه‌های مهم زندگی او را بپذیرد.
    - در ابراز مخالفت با دیگران به دلیل ترس از قطع حمایت و مقبولیت آنان دچار اشکال است (ترس‌های واقع گرایانه از عقوبت یا تلافی منظور نمی‌شود.).
    - در شروع برنامه‌ها و انجام کارها به تنهایی دچار اشکال است (به دلیل اعتماد به نفس در قضاوت یا توانایی تا فقدان انگیزش و انرژی).
    - در طلب محبت و حمایت دیگران افراط می‌کند. تا حدی که داوطلب انجام کارهایی می‌شود که ناخوشایند هستند.
    - وقتی تنها است به دلیل ترس مبالغه آمیز از ناتوانی برای مراقبت از خود ، احساس ناراحتی و درماندگی می‌کند.
    - وقتی یک رابطه نزدیک درهم می‌گسلد فورا در پی آن رابطه دیگری به عنوان منبع حمایت و مراقبت در می‌آید.
    - اشتغال ذهنی غیر واقع گرایانه با ترس از رها شدن به حال خود دارد.

    درمان اختلال شخصیت وابسته
    روان درمانی
    روان درمانی بیماران وابسته بخصوص با استفاده از درمان‌های بینش‌گرا ( Insight Therapy) موفقیت‌های زیادی بدنبال می آورد و با حمایت درمانگر چنین بیمارانی می توانند "استقلال و قاطعیت و اعتماد به نفس بیشتری پیدا می‌کنند. اما نباید در این کار عجله کرد، چون باعث سردرگمی بیمار می‌شود. در کنار درمان بینش‌گرا استفاده از رفتار درمانی ، آموزش قاطعیت و اظهار وجود ، خانواده درمانی می‌تواند به موفقیت بیشتر درمان منجر شود.

    دارو درمانی( تحت نضر روانپزشک)
    بیماران وابسته علائم فرعی دیگری نظیر اضطراب و افسردگی را نشان می‌دهند که می‌توان از ضداضطراب‌ها و ضدافسردگی‌ها برای بهبودی آنها استفاده کرد. از این داروها می‌توان به ایمی پرامین (Imipramine) ، بنزدویاژپین‌ها (Benzdoiazpins) اشاره کرد.
    هیچ کس نباید شب به بستر برود قبل از اینکه از خود بپرسد: امروز چه کرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم.(دکتر شوایتزر)

  19. #12
    .sefid. آواتار ها
    .sefid. آفلاين است کاربر متخصص بخش پزشکی
    تاریخ عضویت
    Aug 2006
    نوشته ها
    3,219
    تشکر
    5,480
    تشکر شده 7,266 بار در 2,983 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    Red face اختلال شخصیت خودشیفته

    لغت «خود شیفته» ترجمه لغت Narcissism (نارسیسم) است که از یک افسانه یونانی گرفته شده است. در این افسانه مرد جوانی به نام «نارسیوس» عاشق عکس خود که در آب افتاده بود شد. و وقتی به آب پرید تا آن را که فکر می‌کرد حوری دریایی است بگیرد، غرق شد. بعدها با استعمال عمومی ، این اصطلاح در روانشناسی برای توصیف طبقه‌ای از اختلالات شخصیت مورد استفاده قرار گرفت.

    نگاه اجمالی
    بیماران خود شیفته با احساس عمیق«اهمیت خود ، خود بزرگ بینی و نوعی بی‌نظیر بودن» مشخص می‌شوند. این افراد خود را آدمهای خاصی می‌پندارند و انتظار دارند بطور خاصی نیز با آنها رفتارشود. تحمل انتقاد بر ایشان سخت است و در مقابل آن خشمگین شده ، فرد مورد نظر را به «نادانی ، حماقت و عدم درک واقعیت» متهم می‌کنند. خود را قوی ، مشهور ، داناترین و ... قلمداد کرده ، انتظار اطاعت و پیروی دیگران را دارند. چون دیگران نمی‌توانند خواسته‌های آنها را برآورده سازند. چون بزرگ بینی او در تضاد با واقعیت است، روابط اجتماعی شان شکننده بوده و مسائل بین فردی ، شغلی و فقدانهای زیادی دارند که با رفتارخود آنها را بوجود می‌آورند، در حالی که هیچ بینش و آگاهی نسبت به آنها ندارند.

    ملاکهای تشخیص اختلال خود شیفته
    الگوی مستمرخود بزرگ بینی (در خیال یا رفتار) نیاز به تمجید و فقدان هم حسّی که در اوایل بزرگسالی شروع می‌شود و در زمینه‌های گوناگون وجود دارد و وجود پنج علامت از علائم زیر برای تشخیص ضروری است:
    - احساس خود بزرگ بینی مبنی بر مهم بودن خود دارد (مثلا در دستاوردها و استعدادهای خود مبالغه می‌کند و انتظار دارد بدون موفقیت‌های مناسب فرد برتر شناخته شود).
    - اشتغال ذهنی با تخیلات : موفقیت ، قدرت ، استعداد ، درخشندگی ، زیبایی و عشق ایده‌ال.
    - معتقد است فردی استثنائی و خاص است و فقط افراد (یا نهادهای) استثنائی و خاص می‌توانند او را بفهمند و یا با او «نشست و برخاست» داشته باشند.
    - احساس صاحب استحاق بودن یا شایستگی دارد. یعنی انتظارات غیرمنطقی برای مدارای خاص و مطلوب یا موافقت حتمی با توقعات خود را دارد.
    - در روابط بین فردی استثمارگر است. یعنی برای رسیدن به اهداف خود از دیگران بهره‌کشی می‌کند.
    - فاقد هم حسّی است: نسبت به شناخت و همانند سازی با احساسات دیگران تمایلی ندارد.
    - غالبا به دیگران حسادت می‌ورزد یا معتقد است دیگران حسودی او را می‌کنند.
    - نگرش یا رفتارهای خود خواهانه و پرنخوت نشان می‌دهد.

    علت شناسی اختلال خود شیفته
    بیشترین توجه در مورد خود شیفتگی بیمارگونه بعضی افراد در نظریه روانکاوی صورت گرفته است. از نظر فروید «خود شیفتگی» مرحله‌ای از رشد طبیعی است که بعدا در مراحل رشد یافته تر به «عشق خارجی (دیگری)» متحول می‌شود و کودک قادر می‌شود به دیگران عشق بورزد. خود شیفتگی بیمار گونه زمانی ظاهر می‌شود (به عشق خارجی متحول نمی‌شود) که کودک اغلب بوسیله کسانی مراقبت شوند که بطور اطمینان بخشی او را دوست نداشته باشند. فروید اعتقاد داشت که اکثر افراد خود شیفته والدینی «سرد ، بی‌تفاوت» و در عین حال نسبت به کودک خود «پرخاشگری و کینه توزی» داشته‌اند. در این وضعیت کودک برای بدست آوردن «محبت و عشق مطمئن» به درون برمی‌گردد تا براحساس شکننده طرد شدن (دوست نداشته شدن) غلبه کند.

    درمان اختلال خود شیفته
    روان درمانی
    روان درمانی اختلال شخصیت خود شیفته بی نهایت مشکل است. چون برای پیشرفت درمان این افراد باید دست از تمایلات خود شیفتگی بردارند تا بتوانند با درمانگر رابطه برقرار نمایند. و این مستلزم بینش و آگاهی بیمار نسبت به رفتار وتفکر خود است. این بینش در اصل وجود ندارد و اگر هم به مشکل خود بینش پیدا کنند به دنبال آن تصویر متلاشی شده خود باعث می‌شود که دوباره رفتار و تفکر خود بزرگ بینی را در پیش بگیرند.

    دارو درمانی
    همراه با روان درمانی استفاده از ضد افسردگی‌ها و کربنات لیتیوم برای تحمل بهتر احساس طرد شدن و نوسانات خلقی مفید است.
    هیچ کس نباید شب به بستر برود قبل از اینکه از خود بپرسد: امروز چه کرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم.(دکتر شوایتزر)

  20. #13
    amirala آواتار ها
    amirala آفلاين است کاربر ویژه
    تاریخ عضویت
    Apr 2006
    سن کاربر
    33
    محل سکونت
    3250
    نوشته ها
    593
    تشکر
    704
    تشکر شده 1,579 بار در 576 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    امروزه‌ بسياري‌ از خانواده‌ها از خشونت‌ و پرخاشگري‌ فرزندان‌ خود شكايت‌ دارند. آنها تمايل‌ دارند كه‌ علت‌ اين‌ رفتارها را بدانند و راه‌هاي‌ پيشگيري‌ و اصلاح‌ رفتار را در اين‌ زمينه‌ به‌ كار گيرند. در اين‌ نوشتار به‌ تعريف‌ رفتار پرخاشگرانه‌ پرداخته‌ مي ‌شود، انواع‌ آن‌ بيان‌ مي ‌گردد و راه‌هاي‌ مناسب‌ مقابله‌ با پرخاشگري‌ مورد بررسي‌ قرار مي ‌گيرد.

    تعريف‌ پرخاشگري‌

    پرخاشگري‌ يك‌ نوع‌ رفتاري‌ است‌ كه‌ از خشم‌ و عصبانيت‌ نشأت‌ مي ‌گيرد.اين‌ رفتار را مي ‌توان‌ به‌ دو گروه‌ تقسيم‌ بندي‌ كرد:

    پرخاشگري‌ خصمانه؛ رفتاري‌ است‌ كه‌ به‌ منظور صدمه‌ و آزار رساندن‌ به‌ ديگري‌ يا ديگران‌ ابراز مي ‌شود؛ و هدف‌ در آن‌ صرفاً آزار رساندن‌ است. مثلاً كودكي‌ كودك‌ ديگر را مي ‌زند و يا در مدارس‌ ديده‌ مي‌ شود كه‌ زنگ‌هاي‌ تفريح، كودكان‌ در حياط‌ مدرسه‌ بعضاً به‌ كتك ‌كاري‌ مي ‌پردازند.

    پرخاشگري‌ وسيله‌ اي؛ رفتاري‌ است‌ كه‌ فرد به‌ وسيله‌ آن‌ خواستار به‌ دست ‌آوردن‌ هدفي‌ ديگر است‌ و ابداً قصد حمله‌ به‌ ديگران‌ يا اذيت‌ كردن‌ آنها را ندارد. البته‌ در اين‌ ميان‌ ممكن‌ است‌ لطمه‌ اي‌ نيز به‌ كسي‌ وارد شود. مثلاً كودكي‌ بزهكار كيف‌ خانمي‌ را مي ‌ربايد تا به‌ اين‌ وسيله‌ مورد تشويق‌ و تأييد گروه‌ همسالان‌ قرار گيرد.

    ممكن‌ است‌ پرخاشگري‌ جنبه‌ انتقام‌ گيري‌ نيز داشته‌ باشد. يعني‌ كودكي‌ كه‌ مورد اذيت‌ و آزار قرار گرفته‌ و نتوانسته‌ خشم‌ خود را ابراز كند، اكنون‌ با پرخاشگري‌ به‌ كاهش‌ اضطراب‌ خود مي ‌پردازد. در اين‌ جا پرخاشگري‌ وسيله‌ اي‌ است‌ كه‌ كودك‌ با توسل‌ به‌ آن‌ مي ‌خواهد به‌ هدف‌ خود يعني‌ كاهش‌ اضطراب‌ دست‌ يابد.

    جهت‌ پرخاشگري‌ ممكن‌ است‌ به‌ يكي‌ از اين‌ دو صورت‌ باشد:

    الف) پرخاشگري‌ دروني‌

    ب) پرخاشگري‌ بيروني‌

    چنانچه‌ جهت‌ پرخاشگري‌ به‌ طرف‌ درون‌ باشد، كودك‌ خشم‌ را به‌ درون‌ خود مي ‌افكند و دچار خشم‌ فرو خورده‌ مي‌ شود. پيامد چنين‌ عملي‌ مي‌ تواند افسردگي‌ نيز باشد. كودكان‌ افسرده‌ در واقع‌ از دست‌ خودشان‌ عصباني‌ هستند.

    خشم‌ دروني‌ عصبانيت ‌ و نارضايتي‌ از خود را به‌ وجود مي ‌آورد.

    خشم‌ بيروني؛ كودك‌ ممكن‌ است‌ خشم‌ خود را به‌ صورت‌ رفتارهايي‌ از قبيل‌ فرياد كشيدن، پا به‌ زمين‌ كوبيدن‌ يا پرتاب ‌كردن‌ اشيا بروز دهد.

    علل‌ خشونت‌ و پرخاشگري‌ در كودكان‌

    1. الگوپذيري‌ كودكان‌ از والدين‌

    يكي‌ از دلايل‌ بسيار مهم‌ پرخاشگري‌ در كودكان‌ يادگيري‌ است. يعني‌ كودكاني‌ كه‌ الگوهاي‌ رفتاري‌ پرخاشگرانه‌ داشته‌ اند، همانند الگوهاي‌ خود رفتار مي ‌كنند. چنانچه‌ پدر يا مادري‌ خلق ‌و خويي‌ عصباني‌ و پرخاشگر داشته‌ باشند، مسلماً فرزندشان‌ نيز پرخاشگر خواهد شد. اين‌ رفتار توسط‌ كودك‌ ياد گرفته‌ مي ‌شود. از آنجا كه‌ كودكان‌ با والدين‌ همانند سازي‌ مي ‌كنند، بنابراين‌ بسياري‌ از رفتارهاي‌ پدر و مادر ناخودآگاه‌ توسط‌ فرزندان‌ فرا گرفته‌ مي ‌شود. توضيح‌ اين‌ كه‌ فرايند همانند سازي‌ كاملاً ناخودآگاه‌ صورت‌ مي ‌پذيرد.

    نكته‌ ديگر اين‌ كه‌ حتماً لازم‌ نيست‌ والدين‌ با خودِ كودك‌ پرخاشگري‌ كرده‌ باشند؛ چنانچه‌ او شاهد رفتارهاي‌ خشونت ‌بار پدر و مادر با افراد ديگر نيز باشد، اين‌ گونه‌ رفتار را فرامي‌ گيرد. بنابراين‌ كودكان‌ از طريق‌ مشاهده، رفتارهاي‌ والدين‌ را مي ‌آموزند.

    بر اين‌ نكته‌ مي توان تأكيد کرد‌ كه‌ كودكان‌ با چشمان‌ خود مي ‌آموزند؛ يعني‌ آن‌ چه‌ را مشاهده‌ مي ‌كنند، ياد مي ‌گيرند؛ حتي‌ اگر آن‌ رفتار به‌ طور مستقيم‌ در مورد خود آنها صورت‌ نگيرد.

    2. كودكان‌ ناكام‌ پرخاشگر مي‌ شوند

    ناكامي ‌ يكي‌ از مسائلي‌ است‌ كه‌ به‌ پرخاشگري‌ مي‌ انجامد. وقتي‌ كودك‌ به‌ هدف‌ خود دست‌ نيابد و ناكام‌ شود، يكي‌ از رفتارهايي‌ كه‌ از او سر مي‌ زند پرخاشگري‌ است.

    3. اضطراب‌ و پرخاشگري‌

    كودكان‌ مضطرب‌ نمي ‌توانند كودكان‌ آرامي‌ باشند. آنها رفتارهايي‌ پرخاشگرانه‌ از خود بروز مي ‌دهند؛ البته‌ بلافاصله‌ پشيمان‌ مي ‌شوند و از والدين‌ خود عذرخواهي‌ مي‌ كنند. اگر از كودك‌ مضطرب‌ بپرسيم‌ كه‌ چرا پرخاش‌ مي‌ كني‌ و عصباني‌ هستي؛ خواهد گفت‌ نمي‌ دانم.؛ يا خواهد گفت‌ دست‌ خودم‌ نيست.


    چنانچه‌ كودكي‌ بلافاصله‌ بعد از عصبانيت‌ و پرخاشگري‌ پشيمان‌ شد و عذرخواهي‌ كرد، علت‌ پرخاشگري‌ او اضطراب‌ است. براي‌ از بين ‌بردن‌ خشم‌ كودك‌ بايستي‌ اضطراب‌ و نگراني‌ وي‌ را شناسايي‌ كنيم‌ و در رفع‌ آن‌ بكوشيم.
    4. پرخاشگري، نشانه‌اي‌ از تضادهاي‌ دروني‌

    گاهي‌ كودكان‌ در دوگانگي‌ و تضادهاي‌ دروني‌ قرار مي‌ گيرند. يا بهتر بگوييم، گاهي‌ بر سر دو راهي‌هايي‌ گير مي ‌كنند و نمي‌ دانند كدام‌ راه‌ را انتخاب‌ كنند؛ و اين‌ حالت‌ آنها را دچار تعارض ، اضطراب‌ و خشم‌ مي ‌كند. مثلاً كودكي‌ كه‌ دوست‌ دارد نزد مادرش‌ در منزل‌ بماند و از طرفي‌ وقتي‌ مي ‌بيند تمام‌ كودكان‌ به‌ مدرسه‌ مي‌ روند، همزمان‌ تمايل‌ به‌ مدرسه ‌رفتن‌ نيز دارد، دچار دوگانگي‌ مي ‌شود. به‌ كودكان‌ خود كمك‌ كنيم‌ كه‌ در دو راهي‌هاي‌ زندگي، مدتي‌ طولاني‌ قرار نگيرند. آنها بايستي‌ به ‌سرعت‌ و با دقت‌ درست ‌ترين‌ كار را انجام‌ دهند.

    5. پرخاشگري‌ و افسردگي‌

    پرخاشگري‌ و كج‌ خلقي‌ در كودكان‌ چنانچه‌ با علامت‌هاي‌ ديگر همراه‌ باشد، مي ‌تواند نشانه ‌اي‌ از افسردگي‌ باشد كه‌ در اين‌ صورت‌ لازم‌ است‌ شرايط‌ زندگي‌ كودك‌ تمام‌ و كمال‌ مورد بررسي‌ قرار گيرد.

    6. پرخاشگري؛ بيماري‌ها؛ مصرف‌ دارو

    بعضي‌ از بيماري‌ها به‌ مصرف‌ دارو نياز دارد و ممكن‌ است‌ از عوارض‌ جانبي‌ داروها كج ‌خلقي‌ و رفتارهايي‌ باشد كه‌ خشونت‌ را برمي‌ انگيزند.
    مجله سروش
    وقتي چشم اميدتان به خداباشد:
    هيچ چيز انقدر عجيب نيست كه پيش نيايد
    هيچ چيز آنقدر عجيب نيست كه راست نباشد
    هيچ چيز آنقدر عجيب نيست كه دير نپايد




  21. تشکرها از این نوشته :


  22. #14
    god_girl آواتار ها
    god_girl آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    May 2007
    سن کاربر
    26
    نوشته ها
    983
    تشکر
    1,564
    تشکر شده 2,125 بار در 1,061 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    زندگى شكستنى است
    آن را با احتياط حمل كنيد





    آيا تاكنون شده كه ناگهان بسيار نگران و يا افسرده و عصبى شويد بى اين كه علت آن را بدانيد و يا يك عصر، همانطور كه نشسته و چاى مى خوريد، فكر كنيد كه خودكشى تنها راه فرار از اين زندگى است؟ آيا تا به حال براى غلبه بر مشكلات زندگى مواد مخدر يا دارو يى مصرف كرده ايد؟
    افزايش اختلالات رفتارى در جوامع انسانى مى گويد كه بسيارى از افراد در عمر خود ممكن است به ناراحتى هاى روانى مبتلا شوند و كمتر كسى است كه در برابر مشكلات روانى مصون باشد.
    بنابراين، افراد همانطور كه به جسم خود اهميت مى دهند، لازم است كه به سلامت و بهداشت فكر و روان خود نيز توجه كنند. زيرا بى ترديد تن و روان آدمى به هم وابسته و سلامت يكى در گرو سلامت ديگرى است.
    در گيرى جهانيان با بحران بيماريهاى روانى بيش از پيش توجه به بهداشت روانى و شناخت اهداف و اصول آن را مى طلبد، زيرا بهداشت روانى در مسير اصلى ترين هدف خود، يعنى پيشگيرى، مى كوشد تا از وقوع ناراحتى هاى روانى جلوگيرى و سلامت و نشاط افراد را تضمين كند.
    بهداشت روانى: بهداشت روانى به مجموعه اى از روشها، اقدامات و فعل و انفعالهايى گفته مى شود كه ما را به سوى تأمين سلامت روانى فردى و اجتماعى هدايت كرده و از ابتلا به بيماريهاى روانى مصون مى دارد.
    با وجود تعاريف متفاوت در اين زمينه متخصصان امر غالباً در بيان ملاك تعادل و سلامت روانى به نكاتى مانند، توانايى سازش با خود و محيط، انعطاف پذيرى و تشخيص موقعيتهاى مكانى و زمانى تأكيد مى كنند.
    بنابراين مى توان گفت بهداشت روانى علمى است كه فرد را به روشهاى عاطفى و روانى مجهز مى كند و منجر به سازگارى فرد با موقعيتهاى گوناگون خواهد شد و او را براى يافتن راهكارهاى مناسب در برابر مشكلات توانا مى كند.
    نهضت بهداشت روانى: اوايل سالهاى ۱۹۰۰ اغلب مردم، تا زمانى كه «كليفورد بيرز» آموزش همگانى بهداشت روانى را بنيان نهاد با اختلالات روانى نا آشنا بودند و رفتارى آميخته با ترس در برابر بيماران روانى و مراكز نگهدارى آنان داشتند. بيرز كه خود در جوانى دچار اختلال شيدايى افسردگى (مانيك ـ دپرسيو) شده بود، پس از بهبود، نوشته هاى خود را در كتابى با عنوان «ذهنى كه خود را بازيافت» منتشر كرد.
    اين نوشته ها كه حاصل دوران رنج آلود حبس بيرز در يك مركز روانى بود، آنچنان بر اذهان عمومى تأثير گذاشت كه مردم را براى اصلاحاتى نوع دوستانه در برابر بيماريهاى روانى به تفكر و تعمق واداشت. به دنبال همين ذهنيت اجتماعى، به كمك چند تن از روانشناسان برجسته آن زمان مثل «ويليام جيمز» و «آدلف ماير» جنبش بهداشت روانى با ايجاد چند مؤسسه روانى به راه افتاد. اين مؤسسه ها كه بعدها به صورت مراكز بهداشت روانى جامعه درآمدند، امروزه «بيمارستانهاى روان پريشى» ناميده مى شوند.

    يكى از اهداف ايجاد مؤسسه هاى روان درمانى، درمان بيماران روانى به جاى نگهدارى از آنهاست. مهمترين اهداف تأسيس اين مؤسسه بدين شرح است.
    ۱ـ بيمارى روان پريشى بعد از شروع، بلافاصله شناسايى و درمان شود.
    ۲ـ بيمار از خانواده و ساير منابع حمايتى خود جدا نشود.
    ۳ـ از اطلاعات مفيدى استفاده شود كه خانواده بيمار در اختيار درمانگر مى گذارد.
    ۴ـ با تأسيس بيمارستانهاى مجهز، توجه و علاقه پزشكان براى درمان بيماران روانى بيشتر شود.

    در اوايل قرن بيستم براى مطالعه، مراقبت و درمان افرادى كه از نظر روانى وضع اسفبارى داشتند، بخشى به وجود آمد كه «نهضت بهداشت روانى» نام گرفت. اين نهضت موجب شد تا مؤسسه هاى توانبخشى ايجاد و اهميت بيماران روانى آشكار شود.
    اهداف و ابعاد فعاليتهاى بهداشت روانى: هدف اصلى بهداشت روانى ايجاد محيط فردى و اجتماعى سالم و نيز تأمين سلامت فكر و روان افراد جامعه است كه با پيشگيرى از وقوع ناراحتى هاى روانى و همچنين درمان اختلالات جزيى رفتار، از بروز بيماريهاى شديدتر روانى جلوگيرى مى كند. بنابراين تأمين بهداشت روانى، از جمله وظايف دولتها و افراد جامعه است.
    با توجه به مطالبى كه در اين زمينه گفته شد، ابعاد فعاليتهاى بهداشت روانى در سه بعد پيشگيرى، درمان و بازتوانى، تقسيم مى شود:
    ۱ـ پيشگيرى: در اين مجموعه از فعاليتها، تلاشها و تدابير اتخاذ شده براى جلوگيرى از بروز يا افزايش بيماريهاى روانى در جامعه است كه عموماً اين فعاليتها در سه زمينه زير صورت مى گيرد:
    الف) پيشگيرى از پيدايش اختلالات روانى
    ب) پيشگيرى از شدت يافتن اختلالات روانى
    ج) پيشگيرى از بازگشت اختلالات روانى
    ۲ـ درمان: هدف از فعاليتهاى درمانى، كمك به بهبود اختلالات روانى بيمار و كاهش عوارض ناشى از آن است. اين مرحله كه خود نوعى پيشگيرى است، ضمن بازگشت بيمار به خانواده، از مشكلات و نابسامانيهايى كه ممكن است گريبانگير او و اطرافيان شود، جلوگيرى مى كند.
    ۳ـ بازتوانى: براى اينكه بيمار بتواند به محل كار و زندگى خانوادگى و اجتماعى خود بازگردد و آنجا مفيد واقع شود، بايد از طريق آموزش و طى مراحل درمانى تواناييهاى از دست رفته اش به وى بازگردانده شود.
    هشدار سازمان بهداشت جهانى درباره بيماريهاى روانى
    نتايج تحقيقات و پژوهش هاى سازمان بهداشت جهانى مى گويد كه امروزه بيش از ۴۵۰ ميليون نفر از مردم دنيا مشكلات فراوان روحى، روانى دارند. حال آنكه محققان و پژوهشگران پيش بينى كرده اند اين رقم تا بيست سال آينده رشد چشمگيرى خواهد داشت.

    براساس يافته هاى علمى جهان به طور متوسط براى هر صد هزار نفر يك روانشناس وجود دارد. در حالى كه اين نسبت در كشورهاى فقير و ثروتمند بسيار با هم متفاوت است.
    به طورى كه براى ۶۵۰ ميليون نفر ساكنان قاره سياه ( آفريقا) فقط ۱۲۰۰ روانشناس و روانپزشك وجود دارد و بر خلاف آن در اروپا براى ۸۵۰ ميليون اروپايى بيش از ۸۵ هزار روانشناس و روانپزشك و حدود ۳۰ هزار پرستار متخصص وجود دارد. يعنى به عبارتى براى هر ۱۰۰ هزار اروپايى تقريباً ۹ روانپزشك متخصص وجود دارد.
    تحقيقات علمى سازمان بهداشت جهانى همچنين از فقدان برنامه ريزى لازم و مناسب براى پيشگيرى و درمان بيماران روانى در بسيارى از كشورها حكايت دارد.
    آمار و ارقام ارائه شده از بيماران روانى جهان و اثرات مخرب ناشى از وجود اين بيماران در سطوح مختلف جامعه به قدرى تكان دهنده و تفكر برانگيز است كه دبير كل سازمان ملل متحد را بر آن داشت تا در آستانه روز جهانى بهداشت، به همه مسؤولان ارشد بهداشت، اجتماعى و مسؤولان تأمين رفاه اجتماعى مردم هشدار دهد كه هرچه سريعتر براى كاهش شمار مبتلايان بيماريهاى روحى، روانى و اثرات تخريبى ناشى از بيمارى روانى يك راهبرد و برنامه جهانى براى حل بحران بهداشت روانى اتخاذ كنند. مدير كل سازمان جهانى بهداشت نيز از مقامات ارشد تمامى ملل دنيا خواست ضمن توجه جدى به معضل حاد و فراگير بيمار روانى، درمان اين بيمارى را نيز جزو سيستم مراقبتهاى بهداشتى، اصل و پايه خود قرار دهند.
    وى بر اين باور است كه جهانيان براى رهايى يا كاهش معضلات ناشى از بيمارى روانى بايد با پيروزى از اصول و راهكارهاى علمى و عملى ارائه شده از سوى سازمان بهداشت جهانى حركت كنند تا به اهداف مطلوب برسند.
    «گروهارلم براتلند» مدير كل سازمان جهانى بهداشت با اشاره به افزايش شمار خودكشى ها در جهان اعلام كرد كه تحقيقات اخير نمودار نگران كننده اى از رشد ثابت ميزان خودكشى و غفلت از بيماريهاى روانى در ۳۷ كشور آسيايى شرق اقيانوس آرام را نشان داده است، زيرا فقط يك درصد بودجه بهداشتى صرف بيماريهاى روانى مى شود.
    بر اين اساس خودكشى با آمار سالانه يك ميليون نفر در جهان، يكى از عوامل مهم مرگ و مير زنان جوان است.
    حال در چنين وضعيتى كه شاهد عزم جدى جهانيان براى رهايى از مشكلات مربوط به خيل عظيم بيماران روانى و كاهش عوارض و زيانهاى مادى و معنوى ناشى از اين پديده هستيم با رويكردى به درون جامعه ايرانى در مى يابيم كه متأسفانه كشور ما آمار و ارقامى جامع درباره تعداد مبتلايان به بيماريهاى روحى ـ روانى نداشته و برنامه اى جدى هم براى مقابله با شيوع اين قبيل بيماريها و درمان بيماران مبتلا ندارد.
    عوامل مؤثر در ايجاد بيماريهاى روانى
    بيماريهاى روانى ممكن است براثر توارث، ضربه مغزى، شوك و يا فشارهاى ناشى از روابط ناسالم اجتماعى به وجود بيايند. به عبارت ديگر بيمارى روانى صرفاً يك پديده فيزيكى يا بيولوژيكى نيست و رويدادى متأثر از محيط اجتماعى افراد است كه برخى از اين مسائل و مشكلات، ناشى از بافت روانى روابط اجتماعى افراد مى باشد. طبيعى است كه مراحل زندگى براى انسان، مسائل روانى متعددى به همراه دارد و به يك طبقه خاص جامعه منحصر نمى شود و همه مردم از هر گروه و دسته اى مسائل خاص خود را دارند. برخى مسائل از كم فكرى، بى احتياط و كج روى هاى خود افراد به وجود آمده و نحوه برخورد افراد نيز با اين امر مختلف است.
    بعضى افراد براى مقابله با دشواريها و عوامل نامطلوب مسير زندگيشان، به نيروى عقل و انديشه متوسل مى شوند و با مقاومت و تدبير موفق به حل آن مى شوند و بعضى ديگر به محض قرار گرفتن در موقعيت منفى و ناخوشايند، ميدان زندگى را براى هجوم غم و اندوه خالى مى كنند و زود از پاى در آمده و به دام بيماريهاى روانى مى افتند.

    علاوه بر عواملى كه بدانها اشاره شد، روانشناسان در پژوهشهاى خود دريافته اند زمينه هاى ديگر نيز ممكن است در ايجاد بيماريهاى روانى مؤثر باشد، از جمله:
    ۱ـ فقر و نابسامانى مالى وعدم تأمين اجتماعى طبقات پايين
    ۲ـ ناكامى در جلب رضايت پدر و مادر در امرى خاص
    ۳ـ بيماريهاى مزمن و نداشتن هوش و استعداد كافى براى نيل به اهداف اجتماعى و هنرى
    ۴ـ ميل به ازدواج و نداشتن امكانات لازم
    ۵ـ عشقهاى يك طرفه و بى سرانجام
    ۶ـ تشنج و ناامنى در محيط كار و خانواده
    ۷ـ تعارضات خانوادگى و اجتماعى
    ۸ـ شكست و ناكامى در انتخاب شغل
    ۹ـ داشتن فرزندان منحرف و به اصطلاح ناباب
    ۱۰ـ اختناق فكرى و عقيدتى

    اصول بهداشت روانى
    بهداشت روانى مانند هر نوع شناختى تابع اصول است تا به اهداف عاليه خود دست يابد. چنان كه گذشت، نيل به اين اهداف منوط به ايجاد محيط فردى و اجتماعى مناسب است. ذيلاً به اصول كلى بهداشت روانى اشاره مى كنيم:
    ۱ـ عزت نفس و حرمت ديگران؛ مهمترين اصل بهداشت روانى احترام به شخصيت خود و ديگران است، زيرا اگر شخصيت افراد در معرض خطر باشد، ديگر سلامت روان معنا يى ندارد.
    برهمين اساس روانشناسان عقيده دارند كه يك فرد سالم از نظر روانى، در درجه اول به شخصيت خود با ديده احترام مى نگرد، پس از آن سعى مى كند تا به شخصيت وحيثيت ديگران هم احترام بگذارد. در نتيجه همه افراد جامعه وظيفه دارند تا محيط امن براى افراد فراهم كنند و اولين قدم آن نيز برخورد مناسب والدين با فرزندان، معلمان با دانش آموزان، كارفرمايان با زير دستان و ... است، كه زمينه را براى احترام متقابل آماده كند.
    ۲ـ شناخت محدوديتها: يكى ديگر از اصول مهم بهداشت روانى، شناخت محدوديتها است.
    هر يك از ما با مجموعه اى از استعدادها و ضعفها به دنيا مى آييم و در مسيرى قرار مى گيريم كه طبعاً در اجراى برخى كارها امكان موفقيت و ارتقا به سطوح بالا را مى يابيم و در بعضى ديگر محدود بوده و تلاشهاى ما در آن بيهوده است. بنابراين اگر فردى به ابعاد گوناگون شخصيت خود پى برده و تواناييهاى بالقوه خود را كشف كند، يا به عبارتى به خودشناسى برسد، خود را آنگونه كه هست باور مى كند و دست به كارهاى ناممكن نمى زند. به علاوه شناخت محدوديتها باعث مى شود تا انتظارات فرد از ديگران در حد معقول باشد و تجربه هاى ناموفق در زندگى فردى و اجتماعى كاهش يابد.
    ۳ـ اصل علت و معلول: از نظر علمى هيچ پديده اى ممكن نيست خود به خود و مستقل از علت به وجود بيايد و رابطه علت و معلولى بر آن حكمفرما نباشد، لذا پى بردن به علت يك عمل، يا به عبارتى كشف رابطه علت و معلول در پديده اى، موجب شناخت بيشتر آن مى شود، مثلاً پى بردن به دليل بارش باران باعث مى شود تا پيش بينى زود هنگام بارش نيز ميسر شود.
    براى رفتار انسان نيز در هر پديده اى علت يا مجموعه علتهايى وجود دارد كه البته پى بردن به دلايل نهفته بسيارى از رفتارها مشكل است. بر همين اساس روانشناسان، افراد را به دليل اختلالات رفتارى مجازات نمى كنند، بلكه تا آنجا كه ممكن است، در پى يافتن علل بخصوصى هستند تا بتوانند به درمان آنها بپردازد.
    ۴ـ نيازهاى اصلى: احتياجات به عنوان قوه و عامل اصلى بروز رفتار، از اهميت ويژه اى برخوردار است و ايجاد بهداشت روانى مستلزم دانستن و ارزش دادن به احتياجات اصلى افراد است. نيازهاى انسان به دو دسته بدنى و روانى تقسيم مى شوند، مثلاً غذا و خواب از نيازهاى جسمانى و نياز به پذيرش جامعه و امنيت، جزو نيازهاى روانى انسان است. اين نيازها در واقع نيروى محركه بيشتر فعاليتها و تلاشهاى فرد بوده، رفتار و واكنش او را به نسبت محروميت يا ارضاى هر كدام از آنها به وجود مى آورد. كسى كه با آگاهى از نيازهاى اصلى اش براى رفع آنها تلاش مى كند، واقع بينانه تصميم مى گيرد و روش واقع گرايى را به جاى خيال پردازى، براى رسيدن به اهداف خود انتخاب مى كند، در اين صورت فعاليتهاى او در مسير نيل به اهدافش، وسيله اى براى تضمين سلامت روانى اش نيز مى شود.
    شيوه هايى براى بهبود بهداشت روانى فردى
    براساس تجارب درمانگران، رعايت نكات زير در حفظ سلامت روانى افراد مؤثر است:
    ۱ـ پذيرش احساسات خود: با قبول اين نكته كه احساساتمان متعلق به خودمان است، مى توانيم با يافتن راهى براى برون ريزى هيجانات شديد، از فشارهاى روانى رها شويم. براى مثال در مواقع بروز خشم، پياده روى طولانى، كوبيدن برتوپ تنيس و يا در ميان گذاشتن مسأله با يك دوست همدل، ميزان خشم را مى تواند كاهش دهد. هيجانات، طبيعى هستند و اگر راه ابراز مستقيم آنها بسته باشد، بى شك راههاى غير مستقيم و مضر زيادى براى بروز آنها پيدا خواهد شد.
    ۲ـ شناسايى زمينه هاى آسيب پذيرى خود: شناسايى و برخورد مناسب با موقعيتهايى كه در ما حس نا امنى ايجاد مى كنند. به اين ترتيب با يافتن دلايل حس نا امنى در مواقع مشخص، راه حلهايى مناسب براى از بين بردن آن مى توانيم پيدا كنيم.
    ۳ـ پرورش استعدادها و علايق خود: براى رهايى از حس ناخوشنودى و كسالت كه از ويژگى هاى بارز افراد بى حوصله و افسرده است، ساعاتى را به يادگيرى نكات تازه و مورد علاقه مى توان اختصاص داد تا با اين كار بعضى استعدادهاى خود را شكوفا كرد. علاوه بر اين، احساس شايسته بودن ناشى از دست يافتن به مهارتها، نقش بسيار مهمى دربالا بردن عزت نفس دارد كه خود در حفظ سلامت روان بسيار مؤثر است.
    ۴ـ برقرارى روابط صميمانه با ديگران: با توجه به اينكه انسان موجودى اجتماعى است، به برقرارى روابط عاطفى، جلب اطمينان، دريافت محبت و بسيارى از مسكن هاى روحى ديگر نياز دارد، كه تنها از طريق ارتباط اجتماعى حاصل مى شود، لذا براى برآورده كردن اين نيازها بايد ارتباط صميمانه اى با ديگران برقرار كرد و در جريان اين ارتباطات است كه مى توانيم از راه در ميان نهادن نگرانيهايمان با ديگران بويژه با روانشناسان و مشاوران مشكلات خود را بهتر بشناسيم و خود را گرفتار يك دغدغه بى مورد نكنيم. علاوه بر اين با كمك به افراد نيازمند يارى ما براحساس ارزشمندى خود مى توانيم بيفزاييم.
    ۵ـ كمك خواستن به موقع ازديگران: اگر چه مطلع بودن از اصل بهداشت روانى و استفاده از اين اصول تا حدودى مى تواند در سلامت روانى افراد مؤثر باشد، اما بايد توجه كرد كه محدوديتهاى زيادى در راه خودشناسى و خود يارى وجود دارد كه موجب مى شود فرد مشكلات خود را به تنهايى نتواند حل كند، از اين گذشته، آشنا نبودن به همه آن راه حلهاى احتمالى يك مشكل و تمايل به خود فريبى، سبب مى شود كه شخص به طور واضح مشكلات خود را بررسى نكند و از عهده حل آن برنيايد، بنابر اين كمك گرفتن از روانشناسان، مشاوران، روان پزشكان و درمانگران متبحر به هنگام بروز احساس درماندگى از حل مشكلات، راه حل بسيار مناسبى است كه از نشانه هاى پختگى تمايل فرد به كمك به خويشتن است.

    [IMG]http://i24.*******.com/16a5d1k.jpg[/IMG]

    دوستان خدانگهدر بالاخره نوبت رفتن ما هم رسيد با بهترين آرزوها برای تک تک شما

  23. #15
    Mohammad Hossein Hashemi آواتار ها
    Mohammad Hossein Hashemi آفلاين است مدیر ارشد تالار اکوتوریسم - طبیعت گردی
    امروز ورزش نکنی فردا پیر میشی می افتی میمیری
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    سن کاربر
    ۲۳
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    3,889
    تشکر
    7,480
    تشکر شده 9,358 بار در 3,221 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    اسكيزوفرني نوعي اختلال شديداست كه بر كل شخصيت تاثير ميگذارد ولي همه نشانه هاي آنرا ميتوان بادرمان كنترل كرد.برخي از مبتلايان به اسكيزوفرني براي كنترل نشانه هاي بيماري خود بايد هميشه دارو مصرف كنند،برخي ديگر براي دوره محدودتري نياز به دارو دارند وبالاخره عده اي كه بيماري آنها در پي استرس حاد نظير بيماري جسمي يا زايمان شروع شده ممكن است طي مدت زمان كوتاهي بهبود باليني كامل پيدا كنند.

    نشانه هاي بيماري:

    درافراد مختلف متفاوت است ولي اغلب شامل تغيير در بهداشت فردي، افسردگي ،رفتار عجيب و غريب ، تحريك پذيري، خواب زياد يا عدم توانائي در خوابيدن ، گوشه گيري ، خصومت بي دليل ، فراموشي،واكنش شديد در بحران ها، عدم توانائي درگريه كردن يا گريه هاي شديد، درك احساس غيرمعمول ، استفاده از الكل ومواد مخدر ،تراشيدن موهاي سر وبدن و خودكشي

    درمان:

    داروهاي ضدجنون بهترين درمان است كه بيماري را قطعا"درمان نمي كنند يا تضميني براي عود مجدد بيماري نيست.

    هنگام ويزيت ،پزشك چه سوالاتي ازبيمار مي كند؟

    1- براي رسيدن به تشخيص صحيح، پزشك ازبيمار خواهد خواست كه درباره نشانه هاي خود، احساسات راجع به آنها و نيز اينكه آيا آنها رابه مثابه قسمتي از بيماري تلقي مي کند يا نه گفتگوکند.

    2- داروهائي كه اخيرا"مصرف كرده است زيرا تعدادي از داروها ومواد اعتيادآور مي توانند نوعي بيماري با نشانه هاي شبيه اسكيزوفرني ايجاد كنند.

    3- جهت شناخت بيشتر افكار و هيجانات بيمار، پزشك ممكن است معني يك ضرب المثل يا دادن شرح مفصلي از آنچه در يك طرح يا نقاشي ميبينيد، بپرسد.

    4- بيماريها ، ناراحتي ها و مشكلاتي كه اخيرا"به آن گرفتار شده است نيز ميتواند با وضعيت فعلي بيمار مرتبط باشند.

    اگر پزشك براي بيمارداروي تزريقي تجويز كرد وظيفه بيمارچيست؟

    1- اين تزريقها درد ندارند وبه بيماركمك ميكنند كه بر بيماري خود فائق آيد.

    2- منظم بودن تزريق دارو بسيار مهم است چون در غير اينصورت ممكن است بيماري عود كند.

    3- اگرقصد مسافرت به داخل يا خارج كشور داردبا روانپزشك خود صحبت کند چون همه داروها در كشورهاي ديگر موجود نيستند ودر برخي از كشورها هم گران هستند.

    4- درصورتيكه بيمار به دارو پاسخ نداد به پزشك خود اطلاع بايددهد زيرا ممكن است تغيير يا تعويض دارو لازم باشد.

    5- هرگز بطور ناگهاني دارو را قطع نکندچون اين كار ممكن است به بازگشت شديد وناتوان كننده بيماري بيمارمنجر شود.

    بيماركدام علائم را به پزشك معالج خود اطلاع دهد ؟

    اگردچار سفتي گردن ، آبريزش از دهان ، تب ، گلودرد، اختلال در تعادل، بيقراري، بثورات پوستي، كاهش ديد، لرزش دست ها وتشنج شد حتما"به پزشك معالج خود اطلاع دهد.

    آموزش به بيمار:

    1- اگر موقتا"اشكالي در بخواب رفتن بوجود آمدبايد دليل آنرا يافت.از زيادهروي در مصرفچاي و قهوه در ساعات بعد از ظهر خودداري کند.فعاليت خود را بايد در طي روز افزايش دهد.

    2- از مصرف داروهاي كنترل چاقي پرهيز کرده زيرا ممكن است سبب ايجاد يا تشديد نشانه هاي اسكيزوفرني شوند.

    3- طبق دستور پزشك با پزشكش جهت ويزيت ملاقات کند.

    4- براي حل مشكلاتش بايد تلاش کند.

    5- داروها را طبق دستور پزشك معالج خود مصرف کرده واز قطع ناگهاني وزياد كردن تعداد آنها بدون دستور پزشك جدا"خودداري كند.

    6- به پزشكش اعتماد داشته تا با برقراري رابطه خوب بتواند هرگونه علائم را به موقع به وي اطلاع دهد تا از عود بيماري پيشگيري بعمل آيد.

    7- از انزوا وگوشه گيري خودداري كند.


    تهيه و تنظيم :حليمه شيخلو کارشناس ارشد روان پرستاري مرکز آموزشي درماني روانپزشکي اورميه
    http://sahand2723.*********.com/290574.htm
    «رد پا» باید تنها اثری باشد که از اکوتوریست در طبیعت به جا گذاشته می شود

  24. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما Mohammad Hossein Hashemi برای ارسال این پست سودمند:


  25. #16
    cinderella22 آواتار ها
    cinderella22 آفلاين است همکار قدیمی
    تاریخ عضویت
    Feb 2006
    محل سکونت
    nokia n73
    نوشته ها
    1,215
    تشکر
    880
    تشکر شده 2,965 بار در 1,157 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    من خاله ام اين بيماري و داشت كه الان به خوبي كنترل شده با قرص..مثلا تو جمع نشسته بود به يه جا خيره مي شد...يا بي خودي مي خنديد يا گريه مي كرد...به وضع ظاهرش هم توجه نداشت.

    به سراغ من اگر مي آييد ...نرم و آهسته بياييد مبادا كه ترك بردارد...چيني نازك تنهايي من

  26. تشکرها از این نوشته :


موضوعات مشابه

  1. كرم‌هاي ضد پيري، كارآيي ندارند
    توسط raya در انجمن اخبار،حوادث،تازه ها و رويدادهاي پزشکي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: February 11th, 2011, 03:13 AM
  2. مباحث پزشكي ، آموزشي، درماني و پيشگيري در ورزش
    توسط cinderella22 در انجمن بخش متفرقه ورزش
    پاسخ: 73
    آخرين نوشته: November 28th, 2009, 05:38 PM
  3. مصرف قرص‌هاي پيشگيري از بارداري، نازايي ايجاد نمي‌كند
    توسط iman game در انجمن اخبار،حوادث،تازه ها و رويدادهاي پزشکي
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: September 17th, 2009, 12:36 AM
  4. كرم‌هاي ضد پيري، كارآيي ندارند
    توسط ghorobfarda در انجمن آرایشی
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: December 4th, 2008, 03:53 PM
  5. اينترنت ملي، محدودكننده يا سهولت‌بخش؟
    توسط BUD در انجمن اخبار IT فن آوری اطلاعات
    پاسخ: 0
    آخرين نوشته: September 1st, 2008, 02:43 PM

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 12:17 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به  شرکت فرهنگ سازان  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت پيگرد قانوني دارد
سئو و بهينه سازي : سئو
Powered by vBulletin® Version 4.2.2 Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved