اين تاپيك فقط متعلق به اختلال در رفتار و عادات كودكان مي باشد.لطفا مطالب سودمند خود را در اين زمينه و به صورت فارسي تايپ شده! قرار دهيد.
با تشكر
اين تاپيك فقط متعلق به اختلال در رفتار و عادات كودكان مي باشد.لطفا مطالب سودمند خود را در اين زمينه و به صورت فارسي تايپ شده! قرار دهيد.
با تشكر
برخي کودکان قادر نيستند در تاريکي بخوابند
وحشت برخي کودکان از تاريکي، برخلاف تصور بعضي از والدين که آن را تلاش کودک براي جلب توجه مي دانند، مي تواند ناشي از شب کوري باشد.
پژوهشگران مي گويند که اين ناراحتي نادر و تشخيص طبي آن دشوار است.
چشم اکثر مردم پس از مدت کوتاهي به تاريکي عادت مي کند، اما چشم برخي از کودکان، که ظاهرا از هيچ گونه ضعف بينايي رنج نمي برند و در محيط پرنور به خوبي مي بينند، به تاريکي عادت نمي کند.
ترس از سايه
پژوهشگران بيمارستان عمومي "گارتناول" در شهر گلاسکو در اسکاتلند با انتشار نتايج تحقيقات خود در "نشريه پزشکي بريتانيا" يکي از دو نوع ناراحتي مادرزادي شب کوري را تشريح کرده اند.
والدين يک دختربچه سه ساله که او را نزد پزشکان برده بودند گفتند که بچه بي وقفه از نابينايي در تاريکي شکايت مي کند.
او به سختي به خواب مي رفت و در تاريکي قادر به حرکت از يک اتاق تاريک به اتاق تاريک ديگر نبود، در حالي که مي توانست به سوي محيط روشن حرکت کند.
پدر و مادر کودک او را تنها پس از آن که مشخص شد خواهر سه ماهه اش به ضعف بينايي مبتلا است نزد پزشک بردند.
مورد دوم به يک دختربچه دو ساله مربوط مي شد که علاوه بر مشکل بينايي در تاريکي دائم به اشيا برخورد مي کرد و زمين مي خورد.
اين دختر بچه نيمه شب درحال گريه از خواب برمي خاست اما به اتاق خواب پدر و مادرش نمي رفت و شديدا وحشتزده مي شد. او همچنين از سايه مي ترسيد.
پزشکان دريافتند که در خانواده اين کودک، مشکلات بينايي از جمله شب کوري سابقه دار است.
به اين کودک چراغ قوه اي داده شد تا در تاريکي با خود حمل کند و اتاق خواب او شب ها روشن نگاه داشته شد.
به نظر مي رسد به اين ترتيب وحشت او از شب برطرف شده باشد.
گروه پژوهشگران که سرپرستي آن را "گوردون داتون"، متخصص چشم به عهده داشت، نوشت: "نابينايي شبانه در کودکان مي تواند باعث وحشت عميق از تاريکي شود."
وي افزود: "تشخيص اين ناراحتي و اختيار دادن به کودک براي کنترل نور محيط مي تواند زندگي خانوادگي را متحول کند
باز هم بينتيجه بود. با دو دست شقيقههايش را فشار داد. سرش گيج ميرفت. اينبار ديگر ميخواست به معلم مدرسة پسرش بگويد كه او را سر كلاس و جلو دانشآموزان ديگر براي اين عادت زشتش سرزنش كند.
همة راهها را امتحان كرده بود. انواع تنبيهها و تشويقها را براي ترك اين عادت ناپسندش در نظر گرفته بود. اما هيچكدام مؤثر نبود. شبها همهچيز خوب بود. پسرك قول ميداد و با وعدههاي مادر بهخواب خوش فرو ميرفت. اما صبح روز بعد، مادر ميماند و يك رختخواب خيس. پسرك انكار ميكرد: «من اينكار را نكردهام!»
مادر درمانده شده بود. شايد در تربيت كودكش سستي و سهلانگاري كرده بود. به چشمانش نگاه كرد، معصوم بودند و ترسان. دستش پايين افتاد و در برابر كودك بيگناه شرمگين شد...
رختخواب خيس
شبادراري به معناي ناتواني در كنترل ادرار در طول ساعات شب است. اغلب پزشكان اين اصطلاح را براي كودكان زير پنج سال بهكار ميبرند؛ با اين حال، 5 ميليون كودك در ايالات متحدة امريكا زندگي ميكنند كه بعد از شش سالگي هم رختخواب خود را خيس ميكنند. پس بپذيريد كه كودك شما تنها نيست.
براي شناخت پديدة شبادراري بايد بدانيم كه كليهها چگونه كار ميكنند. كار كليهها ساختن ادرار است. ادرار از طريق حالبها به مثانه فرستاده ميشود. مثانه شبيه بالون است و ادرار را در خود نگه ميدارد. يك دريچة عضلاني نيز مانع خروج ادرار از مثانه ميشود. با پر شدن مثانه، يك پيام عصبي به مغز ميرسد و مغز دستور باز شدن دريچة عضلاني را صادر ميكند. اگر كودك در زمان خواب اين پيام را دريافت نكند، مثانة او خودبهخود خالي ميشود.
علل ايجادكنندة شبادراري ناشناختهاند. اما عوامل متعددي با اين عارضه ارتباط دارند:
1. حجم مثانه: شبادراري ممكن است بهدليل ظرفيت كم مثانه باشد.
2. سابقة خانوادگي: كودكانِ والديني كه شبادراري داشتهاند، بيشتر احتمال دارد كه به اين عارضه دچار شوند.
3. عفونت: عفونت كليهها يا مثانه ممكن است باعث شبادراري كودكي شود كه سابقة اين مشكل را نداشته است.
4. كمبود هورمون ضد ادرار: ميزان اين هورمون در بدن كودكاني كه رختخواب خود را خيس ميكنند كمتر از سايرين است. اين هورمون ساخت ادرار را كاهش ميدهد. بنابراين، افراد داراي سطح پايين هورمون ضد ادرار ممكن است ادرار بيشتري بسازند و مستعد شبادراري باشند.
5. تأخير در رشد و نمو: كودك ممكن است به علت تأخير رشد دستگاه عصبي خود قادر به دريافت پيام از مثانة پر نباشد.
6. خواب بسيار عميق: تعدادي از پزشكان به در نظر گرفتن اين عامل بهتنهايي اعتقادي ندارند.
7. رژيم غذايي: مصرف شكلات و مواد كافئيندار و محصولات غذايي حاوي مواد رنگي مصنوعي كودك را مستعد شبادراري ميكند.
8. علل رواني و عاطفي: برخي از كودكان دچار مشكلات رواني و عاطفياند و اعتمادبهنفس كافي براي كنترل ادرار پيدا نكردهاند. اين كودكان نيز مستعد شبادرارياند.
كودكان در حدود پنج الي شش سالگي كنترل ادرار در طول شب را بهدست ميآورند. اما 15 درصد كودكان پس از پنج سالگي همچنان در شب رختخواب خود را خيس ميكنند. جالب آنكه 3 درصد افراد تا پانزده سالگي نيز گاهگاه به اين مشكل دچار ميشوند. آنچه اهميت دارد دانستن اين موضوع است كه شبادراري بيماري نيست، بلكه وضعيتي است كه نياز به درمان مؤثر و مداوم دارد.
آشنا كردن كودك با عارضة شبادراري
گاه كودك از شما ميپرسد: «من نميخواهم رختخوابم را خيس كنم. نميخواهم شما را به دردسر بيندازم. پس چرا اين اتفاق ميافتد؟»
ابتدا بايد به كودك بفهمانيد كه شبادراري گناه نيست. خودتان هم باور كنيد كه كودك بدون هيچ غرضي اين كار را انجام ميدهد. پس تنبيه يا شرمنده كردن او وضع را بهتر نخواهد كرد. براي كودكتان توضيح دهيد كه احتمالاً كلية او بيشتر از كلية ديگران ادرار ميسازد يا مثانهاش قادر به نگهداري ادرار نيست. ميتوانيد با يادآوري اين مسئله كه شما و پدرش هم مثل او بودهايد، فرزند خود را متوجه كنيد كه تنها نيست. يك بادكنك را از آب پر كنيد. به كودك بگوييد كه اين بادكنك شبيه مثانه است. وقتي پر ميشود به ديوارههايش فشار ميآيد و كشيده ميشود. تا زماني كه دهانة بادكنك بسته باشد، آب از آن خارج نميشود. هرگاه مغز دستور دهد، دهانة بادكنك باز ميشود و ادرار بيرون ميريزد. به كودك بفهمانيد كه فرمان مغز همان چيزي است كه او بايد هنگام خواب دريافت كند. همچنين، كودك بايد از نظر مشكلات و بيماريهاي مربوط به شبادراري بررسي شود. بخصوص كودكي كه علاوه بر شب، در طول روز هم دچار مشكل در كنترل ادرار است. اين كودك را بايد پزشك معاينه كند و تحت آزمايشهاي ادراري قرار گيرد. خوشبختانه بجز در مورد كودكاني كه دچار بيماريهاي زمينهاي مانند ديابت و عفونت يا ناهنجاريهاي مادرزادياند، اغلب معاينات كودك را طبيعي نشان ميدهند.
درمان شبادراري كودكان
راههاي متفاوتي براي جلوگيري از شبادراري كودكان وجود دارد. توصيههاي كاربردي زير را بهخاطر بسپاريد:
1. نوشيدن مايعات را قبل از خواب كودك محدود كنيد. بعد از شام، نوشيدن حداكثر يك ليوان آب كافي است. مقدار دقيق مايع مورد نياز بدن كودك خود را از پزشك بپرسيد.
2. كودك را پيش از خواب به توالت بفرستيد. اگر مثانهاش پر نيست، مجبورش نكنيد كه آن را خالي كند. اينكار باعث ميشود كه رختخوابش را خيس كند زيرا در كار مثانه اختلال بهوجود ميآورد.
3. محدودسازي مصرف مايعات در طول روز هيچ كمكي به بهبود شبادراري نميكند. محدودسازي مايعات بايد حداكثر دو الي سه ساعت قبل از خواب كودك باشد.
4. شبها چراغ توالت را روشن بگذاريد. گاه ترس از تاريكي باعث ميشود كه كودك رختخوابش را ترك نكند.
5. ميتوانيد از روش جايزه و ستاره كمك بگيريد. جدولي براي كودك رسم كنيد و هر روز در آن يادداشت كنيد كه شب قبل را خشك گذرانده يا خيس. بهازاي شبهاي خشك به او ستاره بدهيد و بعد از آنكه چند ستاره گرفت، تشويقش كنيد.
استفاده از زنگ هشداردهنده
در كودكي كه رختخوابش را خيس ميكند، بايد راه عصبي مغز به مثانه تقويت شود. زنگهاي هشداردهنده براي تقويت اين مكانيسم بهكار ميروند. يك گيرندة رطوبت، بلافاصله پس از شروع ادرار كردن كودك، در رختخواب او فعال ميشود و زنگ را بهصدا درميآورد. برخي از اين زنگها لرزشي هستند كه براي كودكانِ دچار مشكلات شنوايي يا آنهايي كه به همراه سايرين در يك اتاق ميخوابند بهكار ميروند. هنگامي كه كودك بيدار ميشود و به سمت توالت ميرود، اين زنگ هشداردهنده عضلات سقف لگن را تحريك و منقبض ميكند. در نتيجه، جلو خروج بيشتر ادرار گرفته ميشود. بهتدريج كودك ميآموزد كه پيش از بهصدا درآمدن زنگ از خواب بيدار شود يا تمام شب را بدون نياز به ادرار كردن به خواب رود. به اين ترتيب، مشكل شبادراري حل ميشود. استفاده از اين روش براي كودكان زير هفت سال مناسب نيست. زيرا كودك بايد آنقدر بزرگ شده باشد كه مشكل شبادراري را دريابد و، بهعنوان بخشي از درمان، با والدين و پزشك همكاري كند. براساس آمار بهدستآمده، اين زنگها ميتوانند تا 70 درصد در درمان شبادراري مؤثر باشند. اما در 10 الي 15 درصد موارد، احتمال عود شبادراري وجود دارد. توصيه ميشود كه استفاده از اين زنگها حداقل سه هفته پس از خشك شدن رختخواب كودك ادامه يابد. بهنظر ميرسد كه درمان هر كودك با اين روش به چهار الي پنج ماه زمان نياز دارد.
درمان دارويي شبادراري كودكان
داروها بسيار سريعتر از زنگهاي هشداردهنده عمل ميكنند، بخصوص در كودكاني كه به اردو يا سفر چندروزه ميروند. اما اين داروها، بهجاي معالجه كردن عارضه، آن را براي مدت كوتاهي پنهان ميكنند.
اسپري استنشاقي دسموپرسين براي مدت زمان كوتاه مفيد است. اين دارو باعث كاهش توليد ادرار ميشود، بسيار سريع اثر ميكند و عوارض جانبي بسيار كمي دارد. طرز مصرف آن به صورت يك پُف در هر سوراخ بيني قبل از خواب است.
داروي ايميپرامين هم كه در درمان افسردگي بالغين بهكار ميرود، با بهبود وضعيت خواب كودك، از عارضة شبادراري جلوگيري ميكند. همچنين اين دارو، با اثر بر عضلات مثانه، مانع شبادراري ميشود. بهخاطر داشته باشيد كه نبايد بيش از سه ماه از اين دارو استفاده كنيد زيرا ميتواند موجب تغيير رفتار كودك شود.
در مورد برخي كودكان كه عضلات مثانة آنها قبل از پر شدن كامل مثانه منقبض ميشود، اكسيبوتين كاربرد دارد.
عود شبادراري
گاه كودكاني كه مدتهاي طولاني رختخواب خود را خيس نكردهاند، دوباره شروع به شبادراري ميكنند. اين عارضه در اغلب موارد علت رواني دارد. كودك بهدليلي كه ميتواند تولد يك خواهر يا برادر جديد باشد مضطرب و نگران است. چنين كودكي نياز به مشاورة رواني دارد و لازم است با او دربارة آنچه نگرانش ميكند صحبت شود.
از هر صد كودك مبتلا به شبادراري، يك تا دو كودك تا پانزده سالگي رختخواب خود را خيس ميكنند. شبادراري عارضهاي پردردسر ولي خوشخيم است و در بيشتر موارد بهسادگي برطرف ميشود. بسياري از كودكان سعي ميكنند بيدار بمانند تا جلو اين اتفاق را بگيرند. بايد به چنين كودكاني اطمينان داد كه اين مسئله دير يا زود حل خواهد شد. پزشك و پدر و مادر در كنار او هستند و او را حمايت ميكنند تا مشكل بهطور كامل برطرف شود.■
شبادراري كودكان: علتها و درمانها
دكتر نازيلا سلطاني
زماني كه نوزاد متولد ميشود، والدين عكسالعملهاي گوناگوني از خود نشان ميدهند، بعضيها از خوشحالي فرياد برمي آورند و عدهاي با اين احساس كه ممكن است نتوانند فرزندشان را درست تربيت كنند، دلواپس و نگران ميشوند. بنابراين بسياري از عكسالعملهاي ما به صورت آگاهانه و يا ناخودآگاه با عكسالعملهاي والدينمان نسبت به ما در كودكي ارتباط دارد.
زماني كه مادر پس از تولد اولين نوزاد خود از بيمارستان به خانه برمي گردد، روابط خانوادگي نيز تغيير پيدا ميكند. پدر خانواده كه قبل از تولد كودك، محبت همسرش تمام وقت متوجه او بوده است، درمي يابد كه همسرش زمان درازي را صرف نوزاد ميكند. او ناگهان احساس ميكند كه قادر نيست نقش همسر و يا پدر را بازي كند.
اگر پدري از توجه همسرش به فرزند، ناراحت و عصباني ميشود و يا در خود هيچ كششي نسبت به نوزاد احساس نميكند، بايستي براي پيدا نمودن دليل آن به جستجوي خاطراتي بپردازد كه در زمان كودكي نسبت به تولد خواهر يا برادرش، احساس ميكرده است.
از طرفي بسياري از پدرها فكر ميكنند كه مراقبت از نوزاد، تنها وظيفه و مشغوليات مادر است و آنها نبايد در اين كار دخالت نمايند. در حالي كه اين برداشت اشتباهي است و پدران بايستي از بدو تولد نوزاد، در امر مراقبت و مواظبت او دخالت نمايند. زيرا تا نوزاد را در آغوش نگيريم و در غذا خوردن، تعويض پوشك و.... او دخالت نكنيم نميتوانيم به طور عميق به او وابسته شويم.
ز هوشياران عالم هر كه را ديدم غمي دارد
دلا ديوانه شو ديوانگي هم عالمي دارد
پنج سال اول زندگي، جهت پرورش و شخصيت كودك از مهمترين سالهاي رشد اوست و از ميان اين سالها، اولين سال تولد مهمتر از بقّيه سالها ميباشد. زيرا عامل بنيادي شكل بندي شخصيت كودك در اين سال تعيين ميشود و اين شكل بندي در ارتباط با ادراك و تصوري است كه كودك از خود پيدا ميكند.
از تولد تا 18ماهگي: كودك در اين فاصله سنّي به دنياي اطراف خود اعتماد ميكند يا نسبت به آن بياعتماد ميشود. اگر پدر و مادر نيازهاي كودك را مرتفع نسازند، احساس اعتماد و اطمينان در كودك شكل ميگيرد و اگر نيازهاي او برآورده نشود، كودك نسبت به محيط زندگي خود نامطمئن ميشود.
از 18ماهگي تا 3سالگي: اگر نيازهاي رشدي كودك بر طرف شده باشد، او به احساسي از استقلال و خود مختاري ميرسد. اما اگر نيازهاي رشدي كودك بر طرف نشده باشد، در او احساسي از خجالت ايجاد ميشود. اگر شما پدر و مادر كودك تازه به راه افتاده هستيد به طور همزمان او را جالب و نيز خسته كننده ميبينيد. در اين سن كودك، فاقد هر گونه ذهن منطقي است و ممكن است خودش را به خطر اندازد.
از 3تا 6سالگي: مرحلهاي است كه كودك يا صاحب ابتكار ميشود با تحت تأثير احساس گناه قرار ميگيرد. كودك در اين سن و سال، منطقيتر از كودك نوپاست. صرف وقت كردن با او جالب است. ميتواند حرف شما را درك كند و در فعاليتهايي با شما مشاركت داشته باشد و اغلب ميخواهد محدوديتهاي خود را بيازمايد.
6تا 12سالگي: كودك احساس انگيزه و يا احساس حقارت پيدا ميكند. هر دو اين حالات بستگي به اين دارد كه با او در مرحله قبلي رشد چگونه رفتار شده است. اشخاصي كه از انگيزه و تلاش برخوردارند، مطالب و نقطه نظرهاي جديد را به راحتي ميآموزند و نسبت به طرز كار و علل انجام آنها كنجكاوند..و كساني كه احساس حقارت دارند، نسبت به كم و كيف و چگونگي انجام كارها بي علاقهاند.
12تا 20سالگي :اين سالها به سالهاي نوجواني مشهور است. دوراني است كه در آن بچهها با مباحث هويت دست به گريبان هستند. كساني كه احساس هويت قوي دارند از يك برداشت باثبات در قبال خويشتن برخوردارند كه به سادگي تغيير نميكند.اما كساني كه در زمينه هويت با بحران رو به رو هستند، برداشت با ثباتي از خود ندارند.
ز هوشياران عالم هر كه را ديدم غمي دارد
دلا ديوانه شو ديوانگي هم عالمي دارد
اضطراب جدايي از والدين
اگر كودكي در زمان جدا شدن از منزل يا افرادي كه به آنها وابستگي دارد دلهره و اضطراب بيش از حد نشان دهد،مشكوك به اين بيماري ميشويم كه مهمترين شكل بروز آن در كودكان سنين مدرسه به صورت بي ميلي جهت رفتن به مدرسه و يا خروج تنها از خانه، نگراني زياد در مورد آسيب به فرد محبوب و وابسته خود در زمان دور بودن از وي، وحشت زياد از ربوده شدن و يا گم شدن، ترس از حضور تنها در منزل و عدم تمايل براي خوابيدن به تنهايي و ديدن خوابهاي وحشتناك در زمينههاي جدايي است. تعدادي از اين كودكان در زمان جدايي دچار علايم متعدد جسمي مثل سردرد، دل درد، تهوع، استفراغ و حتي طپش قلب و سنكوپ ميشوند در صورتي كه هيچ مشكل خاصي از نظر جسمي ندارند. بيشترين سن ابتلا حدود 7-8سالگي است. مسائل مختلفي در ايجاد بيماري نقش دارند و اصولا زمينه وراثتي و خانوادگي بيشترين علت آن ميباشد. در كودكان بر حسب سن و رشد آنها يك سري از ترسها و اضطرابها طبيعي تلقي ميشود امّا اگر اين مسائل آن قدر كه در كار و عملكرد آنها تأثير منفي بگذارد و مانع ارتباطات تحصيلي و اجتماعي گردد آن وقت بيماري تلقي ميگرددو (بروز علايم متعدد و امتناع از رفتن به مدرسه و نگراني از جدا شدن از خانه و خانواده را به حساب لجبازي ومنفي كاري كودك نگذاريد) بايد درمان شوند، بعضي از انواع روان درماني مثل رفتار درماني، شناخت درماني، تشويق و پاداش در صورت نشان دادن رفتارهاي غير اضطرابي و ترس آلود و يا تنبيه به شكل حذف پاداش در موارد بروز رفتار ترس آلود ميتواند كمك كننده باشد. در موارد مقاوم، دارو درماني و رفتار درماني و شناخت درماني مؤثّر ميباشد
ز هوشياران عالم هر كه را ديدم غمي دارد
دلا ديوانه شو ديوانگي هم عالمي دارد
لكنت زبان
لكنت زبان عبارت است از تكرار و طولاني شدن اصوات و كلمات كه باعث كاهش رواني كلام ميشود و معمولا همراه با وقفهها و سكوتهاي مكرر است. 5درصد كودكان دچار لكنت زبان هستند و معمولا تا سنين نوجواني ادامه پيدا كرده و بيشتر آنها بدون درمان بهبود پيدا ميكنند. در پسرها بيشتر از دخترهاست و در سنين 2تا 3/5سالكي بيشترين شيوع را دارد. اين گونه كودكان به هنگام روخواني، صحبت كردن باخود در تنهايي و آواز خواندن لكنت ندارند. شايعترين علل آن: - 1رشد رواني، احساسي و هوشي كودك سريعتر از رشد فيزيولوژيك دستگاه عصبي و عضلاني و تكلم است كه پايدار نيست و خود به خود بهبود مييابد. - 2احساس تهديد و نا امني در خانواده - 3تنبيههاي بدني در مدرسه و خانه، اضطراب، ترس و يا مرگ عزيزان. توصيههايي به والدين براي درمان لكنت زبان: ايجاد امنيت و از بين بردن عوامل استرس زا و اضطرابانگيز در خانواده - حوصله و محبت والدين نسبت به كودك - تحقير و مسخره نكردن كودك - اجتناب از فحش و تنبيه بدني - اطمينان دادن به كودك كه مشكل او رفع خواهد شد- جايزه دادن به كودك بنا به مناسبتهاي مختلف جهت تصحيح رابطه با پدر و مادر - ياد دادن اين كه آرام و شمرده صحبت كند- تماس بدني (آغوش گرفتن و نوازش كودك). در صورت ناموفق بودن اقدامات فوق به پزشك مراجعه شود. تعدادي از بيماران با درمان دارويي بهبود مييابند و تعداد كمي نيز پس از معاينات اوليه به گفتار درماني معرفي ميشوند
ز هوشياران عالم هر كه را ديدم غمي دارد
دلا ديوانه شو ديوانگي هم عالمي دارد
ناخن جويدن ومكيدن شصت
ناخن جويدن و شست مكيدن يك اختلال عادتي در كودكان است كه تا سن هفت سالگي شايع بوده از آن به بعد به ندرت ديده ميشود. اين اختلال در دخترها شايعتر بوده و علت اصلي آن اضطراب ميباشد. معمولا كودك موقعي كه در محيطهاي ناامن قرار گرفت، دچار اضطراب شده و براي كاهش آن به اين عادت متوسل ميشود. درخانوادههايي كه بين پدر و مادر اختلاف موجود بوده و يا براي تربيت كودكان از فحش و كتك استفاده ميكنند، بيشتر ديده ميشود. توصيه هايي به والدين براي درمان: تحقير و تنبيه نكردن كودك به خاطر اين عادت و بيتفاوت بودن نسبت به آن - تصحيح محيط نا امن خانوادگي و درگيريهاي خانوادگي، جلوگيري از مشاهده صحنهها و فيلمهاي اضطراب آور - محبت و مهرباني بيشتر نسبت به كودك - اشتغال دستهاي كودك در اوقات فراغت توسط نقاشي، كاردستي و...- تشويق و جايزه دادن به ازاء هر بار ناخن كوتاه كردن، سعي شود از جايزه مورد علاقه كودك استفاده شود- تميز نگاه داشتن ناخنها و انگشتان براي پيشگيري از بيماريهايي نظير اسهال و انگل - در صورتي كه اقدامات فوق نتيجه بخش نباشد، آغشته كردن انگشتان كودك به روغن بادام تلخ به مدت يكماه يا به دست كردن دستكش پارچهاي كلفت در تمام مدت روز به مدت حداقل يك ماه. در صورتي كه ناخن جويدن درمان نشد، نبايد نگران شد، آن را رها كنيد و كودك را مورد سرزنش قرار ندهيد
ز هوشياران عالم هر كه را ديدم غمي دارد
دلا ديوانه شو ديوانگي هم عالمي دارد
شب ادراري
شب ادراري عبارت است از دفع ارادي و غير ارادي و تكرار شونده ادرار در شلوار يا رختخواب، در روز و يا شب و بعد از 5سالگي. دفع ادرار تا 5سالگي و حداقل ماهي يكبار را طبيعي ميدانند. پسرها دو برابر دخترها دچار اين مشكل هستند. %10اين كودكان مبتلا به شب ادراري دچار ضايعات عفوني مثل بيماري قند، صرع، عفونتهاي ادراري و يا سنگ مجاري ادراي هستند و %90علل غير عضوي دارند. %75كودكاني كه دچار شب ادراري هستند يكي از بستگانشان نيز شب ادراري دارند. علل غير عضوي آن شامل: تأخير در رشد دستگاه عصبي عضلاني كنترل كننده دفع ادرار- سردي هوا- مصرف مايعات زياد در عصر و شب - سنگين بودن خواب كودك به علت فعاليت زياد در روز يا سرشت طبيعي كودك - احساس ناامني در محيط خانواده يا مدرسه - ترس از دستشويي و يا تاريكي و دور بودن دستشويي از محل خواب - كم بودن گنجايش مثانه براي حفظ ادرار به علتاضطراب و فشارهاي رواني روزمره (تولد نوزاد جديد، تغيير مدرسه، خانه و..). توصيههايي براي درمان: توجيه اين مسئله براي پدر و مادر به عنوان بيماري- اطمينان دادن به كودك كه مشكل او رفع خواهد شد - او را سرزنش نكنيد حتي شرايطي فراهم آوريد كه خودش در تنهايي لباسها و ملحفهاش را عوض كند كه موجب خجالت نشود- محبت و مهرباني به كودك و بي تفاوتي در مقابل شب ادراري - تشويق و محبت و دادن ستاره، كارت و جايزه به ازاي هر شبي كه ادرار نميكند- بيدار كردن كودك هر ساعت يكبار و بردن او به دستشويي به مدت حداقل 2هفته - محدود كردن ميوه جات و مايعات در عصر و شب به مدت يك ماه - ايجاد محيط آرام و با امنيت در خانه و مدرسه. معمولا با اقدامات فوق مشكل كودك حل خواهدشد و در صورت استمرار به پزشك ارجاع گردد.
ز هوشياران عالم هر كه را ديدم غمي دارد
دلا ديوانه شو ديوانگي هم عالمي دارد
در چه مواردي توجه كم وفعاليت زياد در كودكان بيماري محسوب مي شود؟
اگر بچهاي از مجموعه علايم زير حداقل 6مورد آن را طي زمان خاصي در دو مكان متفاوت منزل و مدرسه و يا كوچه و خيابان بروز دهد تا حدي كه بر عملكرد تحصيلي و روابطش با ديگران تأثير نامطلوب بگذارد، به عنوان بيمار تلقي ميشود. علايم شامل: بي دقتي به جزئيات كارهاي مدرسه و درس و مشق روزانه، عدم توجه كافي در تكاليف و بازيها، گوش ندادن به حرف ديگران، گم كردن وسايل شخصي، حواس پرتي، فراموشي، عدم انجام دستورات و نصف و نيمه ول كردن كارها، در كلاس درس جاي خود ننشيند، آرام و قرار نداشته باشد، از جاهاي نامناسب بالا رود، در زمان بازي و فعاليت جيغ و داد زيادكرده، پر حرفي، عدم تحمل انتظار كشيدن و در صف ماندن، جواب دادن به سئوال تمام نشده و حرف ديگران را قطع كند. هر چند سن شروع آن ممكن است قبل از 3سالگي بوده باشد اما تا زماني كه به مدرسه نرود و الزام و اجباري جهت رعايت اصول كلاس نداشته باشد، ممكن است شناسايي نگردد. بيشترين سن تشخيص 7تا 9سالگي بوده، پسران و مخصوصا اولين فرزند پسر بيشترين خطر ابتلاء را دارند. حدود 5تا 10درصد بچههاي مدرسهاي احتمالا به آن مبتلا بوده و اين بيماران نصف بيماران تحت درمان روان پزشكان اطفال را تشكيل ميدهند. مجموعهاي از دلايل ارثي، مشكلات قبل از تولد (مثل مصرف بعضي مواد توسط مادر حامله) و نيز ضربههاي موقع زايمان و نيز تولد زودتر از موعد و پايين بودن وزن نوزاد موقع تولد ميتوانند دخيل باشند
ز هوشياران عالم هر كه را ديدم غمي دارد
دلا ديوانه شو ديوانگي هم عالمي دارد
كم توجهي وبيش فعالي در كودك
اين كه بعضي ميگويند بچه بزرگ ميشود و عاقلتر شده و دست از خطاهاي خود بر ميدارد، افسانهاي بيش نيست. اين بيماري در كنترل و اختيار بچه نيست كه فكر كنيم عاقلتر ميشودو حرف گوش كنتر، ولي ممكن است شكل بروز علايم فرق كند. مثلا اگر در كوچكي در خانه از در و ديوار بالا ميرفت و داخل حرف پدر و مادر ميپريد، با بزرگ شدن از ديوار ساختمانها در خيابان سركي به منزل ديگران كشيده يا بدون نوبت سوار اتوبوس شود و بنابراين مثل هر بيماري ديگر پس از تشخيص، درمان و پيگيري كامل نياز دارد، غير از آموزشهاي خاصي كه به خانواده بيمار داده ميشود، براي بچه نيز وظايف و محدوديتهايي قائل ميگردند. در جريان گذاشتن اولياي مدرسه و جلب همكاري آنان ضروري است. بيشترين و مؤثرترين درمان فعلي درمان دارويي است. بيشترين اثر دارو درماني روي علايم كم توجهي و بي دقتي خواهد بود، حواس پرتي بهتر ميشود، حرف شنوي زيادتر ميگردد و همكاري بيشتري با والدين و آموزگاران نشان ميدهند، خلاقيت و خودكاري بچهها افزايش يافته و از اشتباهات در تست زدن و حتي روخواني پيشگيري ميگردد. فعاليتهاي بي هدف كودك كاهش يافته و جيغ و داد كمتر ميشود. در نهايت هيچ وقت بيمار را نبايد به حال خود رها نمود و يا سرزنش و ملامت نمود، چرا كه اين بيماري است كه باعث مشكلات وي گرديده است و نه سهل انگاري و خطاكاري عمدي. بادرمان صحيح و مناسب از پيشرفت بيماري و كشيده شدن آن به سالهاي بعدي زندگي پيشگيري نماييد
ز هوشياران عالم هر كه را ديدم غمي دارد
دلا ديوانه شو ديوانگي هم عالمي دارد
تيكها را ذر كودكان چگونه بشناسيم؟
تيكها طبق تعريف انقباضهاي عضلاني تكراري و سريعي هستند كه منجر به توليد حركات يا اصواتي ميشوند و فرد قدرت كنترل آنها را ندارد. كودكان و نوجوانان ممكن است به دنبال برخورد با محركي خاص يا در پاسخ به يك ميل دروني قوي، رفتارهاي تيك را بروز دهند. هر چند تيكها ارادي نيستند اما در برخي افراد براي دورههاي معيني سركوب ميشوند. تيكهاي حركتي مانند چشمك زدن، حركت دادن ناگهاني گردن، بالا انداختن شانهها، شكلك در آوردن و تيكهاي صوتي مانند: سرفه كردن، صاف كردن گلو، غر غر كردن، بالا كشيدن بيني، بوئيدن اشياء و... ميباشد. نخستين گام در تعيين شيوه درماني مناسب، بررسي كاركرد كلي كودك يا نوجوان است (خانواده، معلمين و همسالان گاهي تيكها را به عنوان رفتاري هدفمند تفسير ميكنند). درمان بايد با آموزش جامع خانواده شروع شود به طوري كه كودك مبتلا ندانسته به خاطر رفتارهاي تيك تنبيه نشود. مداخلات دارويي در سركوب تيك تا حدودي مؤثرند. و از مداخلات رفتاري نظير فنون "وارونه سازي عادت" استفاده ميشود تا افراد مبتلا از تيك خود آگاهي بيشتري پيدا كنند و حركات ارادي را شروع كنند كه تيكها را جبران كنند. ساير روشها از جمله تمرين تمركز، خود باز بيني و آموزش واكنش ناسازگار ميباشد. تصور ميشود فنون رفتاري و دارو درماني اثرات يكديگر را تقويت ميكنند
ز هوشياران عالم هر كه را ديدم غمي دارد
دلا ديوانه شو ديوانگي هم عالمي دارد
تفاوت نوجواني وبلوغ
بلوغ روندي جسمي است و شامل بروز تغييرات جسمي است كه به آنها صفات ثانويه جنسي ميگويند. اما نوجواني يك فرايند رشد رواني است هر چند كه در شرايط مطلوب، بلوغ و نوجواني هم زمان با هم شروع ميشوند، اما اگر هم زمان نباشند (چنان كه غالبا اين طور است) نوجوان بايد با استرسي تازهاي مقابله كند، يعني پيش از آنكه به سن نوجواني برسد، قبلا صفات ثانويه جنسي مانند رويش موي صورت و كلفت شدن صدا( در نوجوان پسر) ايجاد ميشود يا برعكس پس از آغاز نوجواني هنوز خبري از صفات ثانويه جنسي نباشد. دختران حدود 11سالگي و پسران حدود 13سالگي بالغ ميشوند. نوجوانان به اظهار نظر همسالان خود بسيار حساس اند و مرتبا خود را با آنهامقايسه ميكنند و اگر كمبودي نسبت به آنها داشته باشند منجر به احساس حقارت، خود كم بيني و از دست دادن اعتماد به نفس آنان ميشود. در ابتداي بلوغ، تفكر نوجوان آينده نگر ميشود. بسياري از نوجوانان خلاقيتهايي در زمينه نوشتن، هنر و موسيقي از خود نشان ميدهند. نوجوانان به هر شكلي ميخواهند به خانواده خود اعلام كنند كه خودشان داراي فكر و ايده مستقل هستند. پاسخ منفي روش كلامي و فعالي است كه نوجوانان با آن خشم خود را بروز ميدهند و به هر وسيلهاي ميخواهند استقلال خود را اعلام نمايند. معمولا درگيريها و مشاجرات والدين - نوجوان زماني شروع ميشود كه رفتارهايي كه والدين انتظار ندارند، از نوجوان بروز ميكند، اين درگيري حول و حوش مسائلي مثل امور تحصيلي در مدرسه، شيوه لباس پوشيدن يا آرايش موي سر، ساعت خواب در شبها و مقررات خانه و انجام پارهاي وظايف در منزل ميباشد.
ز هوشياران عالم هر كه را ديدم غمي دارد
دلا ديوانه شو ديوانگي هم عالمي دارد
نحوه رفتار والدين با فرزندان نوجوان
- 1رفتارهاي نوجوان با دوران قبل و و يا بعد از آن تفاوتهايي دارد - 2در صدد آن نباشيد كه نظريات خود را بر آنها تحميل نماييد. - 3حمايت خود را در جهت كسب استقلال فكري و تصميمگيري مناسب از آنها دريغ ننمائيد. - 4رفتار و قضاوت همسالان براي نوجوان مهم است در انتخاب گروه دوستان آنهارا ياري دهيد. - 5در صورت مشاهده موارد غير طبيعي و غير قابل تصور از مشاوره يا مربيان تربيتي، متخصصين روانشناسي و روان پزشك غافل نباشيد. - 6پرورش نوجوانان برومند و متفكر قسمتي از وظايف و لذايذ زندگي شماست. اگر اختلافات و درگيريهايي كه ميان والدين و نوجوان وجود دارد، موقّت و گذرا باشد، در محيطي مملو از ارتباط دو طرفه و نزديك رخ دهند و با شيوههاي حل مسأله سنجيده و با مرور برطرف گردند، خود موجب نتيجهاي مثبت ميگردند. عدم هدايت صحيح و برخورد مناسب با اين اختلافات و تعارضهاي حل نشده ميتواند موجب مشكل رواني- اجتماعي طي دوران نوجواني شوند. در اين سنين سئوالات زيادي در ذهن نوجوان مطرح است!من كي هستم؟ آيا ديگران مرا دوست دارند؟ آيا بدن من كامل و سالم است؟ به چه كسي اعتماد كنم؟ در آينده چه شغلي را برگزينم ؟و...اين سئوالات در واقع نشانگر روند تكامل نزد نوجوان است و از آن نبايد هراس داشت.
ز هوشياران عالم هر كه را ديدم غمي دارد
دلا ديوانه شو ديوانگي هم عالمي دارد
چگونه تشويق كنيم؟
اين مطلب در پي پاسخ به سوال خانوادهها و اوليايي كه مايل هستند بدانند چگونه رفتار خوب و پسنديده در فرزندان و... ايجاد كنند و رفتارهاي معيوب و تخريبي آنان را اصلاح نمايند. اصولا جواب و عكس العمل ما در برخورد با نوعي رفتار ميتواند سبب افزايش ويا كاهش آن رفتار گردد، به عبارت ديگر اگر برخورد و عكس العمل ما سبب شود كه فرد مقابل رفتار قبل را بيشتر بروز دهد، يعني وي را تشويق نمودهايم، اما اگر جواب، طوري باشد كه فرد مقابل رفتار قبلي را تعديل نمايد و يا بروز نمايد، پس پاسخ ما تنبيه بوده است. بهترين شكل تشويق اين است كه شما بتوانيد بلافاصله بعد از انجام عمل موفق و نيكو و مفيد به هر شكل فرد را مورد تحسين قرار دهيد و اين كار باعث تقويت رفتار و يادگيري بيشتر خواهد شد اما اگر چند بار بي توجه باشيد و فراموش كنيد، كم كم اين رفتار و فعاليت مطلوب ضعيف شده و از بين ميرود. شكل ديگري از تشويق به صورت پاداش متناوب وجود دارد كه پسنديدهتر و پايدارتر است و آن اينكه به ازاي هر چند بار رفتار خوب به وي جايزه بدهيد، براي تشويق كردن شرايط زير را در نظر بگيريد: به شرط انجام كار خوب و رفتار مناسب پاداش دهيد- بين رفتار مناسب مورد نظر و تشويق فاصله زياد نباشد - بين كار و رفتار مورد نظر و پاداش بعدي مورد شرط تناسب وجود داشته باشد - در تشويق و پاداش نياز فرد را در نظر بگيريد. پاداشها ميتوانند مادي، كلامي و معنوي باشند
ز هوشياران عالم هر كه را ديدم غمي دارد
دلا ديوانه شو ديوانگي هم عالمي دارد
دعواي والدين
اينكه پدر و مادر ها ، گاهي اوقات با هم مخا لفت و گاهي هم بحث مي كنند ، يك مساله عادي است . آنها ممكن است راجع به پول ، كار هاي خانه يا اينكه وقت شان را چطور با هم بگذرانند، مخالفت كنند . گاهي درباره ي مسائل مهم كه مربوط به خانواده است و البته خيلي وقت ها هم به خاطر مسائل كم اهميت مثل اينكه شام چي باشد يا كي به خريد برود ، ممكن است مخالفتي پيش بيايد . كساني كه مدت زيادي با هم زندگي مي كنند به طور طبيعي ، گاهي با هم مخالفت يا بحث مي كنند .
بعضي وقت ها آنها با هم مخالفت مي كنند ولي با آرامش با هم حرف مي زنند و هر دو به هم شانس شنيدن و گفتن را
مي دهند. گاهي هم مخالفت شان را با دعوي و داد زدن به هم نشان مي دهند . بيشتر بچه ها از اين دعوا ها خيلي نگران مي شوند . صدا هاي بلند و كلمات نا مهربان اوليا باعث مي شود كه آنها احساس ترس يا غمگيني پيدا كنند . حتي وقتي كه اوليا با هم قهر مي كنند و اصلا حرف نمي زنند هم ، مي تواند براي بچه ها آزار دهنده باشد .
گاهي بچه ها فكر مي كنند كه در دعوي اوليا مقصر هستند ، مثلا وقت هايي كه به خاطر موضوعي كه به بچه ها مربوط ميشود. در اين موقع احساس گناه و تقصير در بچه ها ايجاد مي شود . اما اين مهم است كه بچه ها بدانند كه در رفتار هاي اوليا شان هيچ وقت مقصر نيستند .
ز هوشياران عالم هر كه را ديدم غمي دارد
دلا ديوانه شو ديوانگي هم عالمي دارد
·معني دعوي اوليا چيست ؟
بيشتر وقت ها، بچه ها به اين فكر مي كنند كه منظور پدر و مادر شان از دعوي چيست ؟ ممكن است با خودشان فكر كنند كه اولياي آنها همديگر را دوست ندارند و حتي ممكن است كه فكر كنند كه معني دعوي آنها اين است كه مي خواهند همديگر را طلاق بدهند . اما دعوي پدر و مادر ها معمولا اين معاني را ندارد . اين مهم است كه بچه ها بدانند كه بزرگتر ها هم گاهي درست مثل خود بچه ها ، با هم دعوي مي كنند و در موقع دعوي ممكن است كه حرف هايي زده شود كه واقعا" منظور آنها نباشد . بعضي روز ها بزرگتر ها خسته و كم حوصله مي شوند و شايد از دست كسي عصباني باشند ، اين وقت ها ممكن است در خانه بحث و دلخوري و يا شايد دعوي پيش بيايد .
·احساس بچه ها در موقع دعوي پدر و مادر ها چيست؟
شنيدن صداي بلند يا كلمات نا مهربان از اوليا ، معمولا بچه ها را غمگين مي كند . ديدن ناراحتي و غمگيني اوليا و اينكه نمي توانند عصبانيت خودشان را كنترل كنند ، باعث مي شود بچه ها بترسند يا احساس تنهايي كنند . موقع دعوي ، بچه ها ممكن است بيشتر نگران يكي از اوليا باشند كه بيشتر غمگين شده يا حتي بيشتر سرش فرياد كشيده شده است . يا ممكن است يكي از اوليا ،آنقدر خشمگين شده باشد كه احساس خطر پيش بيايد . گاهي هم اولياي عصباني با فرزندشان هم ، عصباني ميشوند . بعضي اوقات ، بچه ها از دعوي بزرگتر ها دل درد مي گيرند يا گريه مي كنند . يا خوابشان نمي برد يا مدرسه رفتن برايشان سخت مي شود . يكي از كار هاي مهم اين است كه اين احساس را با خود اوليا در ميا ن بگذارند تا آنها به كمك بچه ها بيايند . شايد بزرگتر ها اصلا حواسشان نباشد كه بچه ها ترسيده اند و يا به آنها علت بحث را توضيح بدهند و احساس منفي بچه ها را بر طرف كنند .
ز هوشياران عالم هر كه را ديدم غمي دارد
دلا ديوانه شو ديوانگي هم عالمي دارد
وحشت برخی کودکان از تاريکی، برخلاف تصور بعضی از والدين که آن را تلاش کودک برای جلب توجه می دانند، می تواند ناشی از شب کوری باشد.برخی کودکان قادر نيستند در تاريکی بخوابند
پژوهشگران می گويند که اين ناراحتی نادر و تشخيص طبی آن دشوار است.
چشم اکثر مردم پس از مدت کوتاهی به تاريکی عادت می کند، اما چشم برخی از کودکان، که ظاهرا از هيچ گونه ضعف بينايی رنج نمی برند و در محيط پرنور به خوبی می بينند، به تاريکی عادت نمی کند.
ترس از سايه
پژوهشگران بيمارستان عمومی "گارتناول" در شهر گلاسکو در اسکاتلند با انتشار نتايج تحقيقات خود در "نشريه پزشکی بريتانيا" يکی از دو نوع ناراحتی مادرزادی شب کوری را تشريح کرده اند.
والدين يک دختربچه سه ساله که او را نزد پزشکان برده بودند گفتند که بچه بی وقفه از نابينايی در تاريکی شکايت می کند.
او به سختی به خواب می رفت و در تاريکی قادر به حرکت از يک اتاق تاريک به اتاق تاريک ديگر نبود، در حالی که می توانست به سوی محيط روشن حرکت کند.
پدر و مادر کودک او را تنها پس از آن که مشخص شد خواهر سه ماهه اش به ضعف بينايی مبتلا است نزد پزشک بردند.
مورد دوم به يک دختربچه دو ساله مربوط می شد که علاوه بر مشکل بينايی در تاريکی دائم به اشيا برخورد می کرد و زمين می خورد.
اين دختر بچه نيمه شب درحال گريه از خواب برمی خاست اما به اتاق خواب پدر و مادرش نمی رفت و شديدا وحشتزده می شد. او همچنين از سايه می ترسيد.
پزشکان دريافتند که در خانواده اين کودک، مشکلات بينايی از جمله شب کوری سابقه دار است.
به اين کودک چراغ قوه ای داده شد تا در تاريکی با خود حمل کند و اتاق خواب او شب ها روشن نگاه داشته شد.
به نظر می رسد به اين ترتيب وحشت او از شب برطرف شده باشد.
گروه پژوهشگران که سرپرستی آن را "گوردون داتون"، متخصص چشم به عهده داشت، نوشت: "نابينايی شبانه در کودکان می تواند باعث وحشت عميق از تاريکی شود."
وی افزود: "تشخيص اين ناراحتی و اختيار دادن به کودک برای کنترل نور محيط می تواند زندگی خانوادگی را متحول کند
ز هوشياران عالم هر كه را ديدم غمي دارد
دلا ديوانه شو ديوانگي هم عالمي دارد
كودك در سه سالگي كشف ميكند كه پدر و مادر با يكديگر روابط خاصي دارند و رفتارشان با او متفاوت ميباشد. دراين سن پسر كوچك مادر را به نوعي ديگر دوست دارد و ميخواهد جانشين پدر شده و مادرش فقط متعلق به او باشد و اغلب ديده ميشود كه پسرك سه ساله ميگويد:"وقتي بزرگ شوم با مامان ازدواج خواهم كرد."حرفهاي او را زياد تمسخر نكنيد.
زيرا بدين وسيله طبيعت او ميخواهد، او را براي مرد شدن آماده سازد. ولي دير يازود پسرك متوجه ميشود كه نميتواند جانشين پدر شود و بنابراين تصميم ميگيرد كه شبيه او شود و در اين جاست كه فرايند همسانسازي با پدر شروع ميشود. در مورد دختران هم همين طور است .
رشد بدني و شناخت آگاهيهاي جنسي نزد دختران و پسران متفاوت ميباشد. دخترها به دليل رشد سريعتري كه در اين سن دارند،نسبت به شناخت مسايل جنسي نيز كشش بيشتري پيدا ميكنند ولي خجالت ميكشند اين مسايل را از مادر سئوال كنند و ترجيح ميدهند پرسشهاي خود را در كتابهاي علمي جستجو نمايند.
ز هوشياران عالم هر كه را ديدم غمي دارد
دلا ديوانه شو ديوانگي هم عالمي دارد
فرزندتان مايل است كه ذوق و سليقه خود را در انتخاب لباس، كتاب، موسيقي و دكوراسيون اتاقش بيان كند و عقيده خود را درباره مسائلي كه به او مربوط ميشود اظهار نمايد. به او در اين زمينه كمك كنيد تا چشم انداز وسيعتري براي نگريستن به زندگي پيداكند.
كتابهاي مورد علاقه فرزندتان را تهيه كرده و در اختيارش قرار دهيد و چنانچه او به مجلهاي علاقه خاصي دارد آن را برايش آبونه نمائيد. در همان حال برايش توضيح دهيد كه نحوه مطالعه كتاب هاي داستان و مجلات با كتابهاي درسي متفاوت است .
توصيه ديگر اين است كه بازيهاي فكري را در اختيارش قرار داده و يا اجازه دهيد برنامههاي آموزشي تلويزيون و يا راديو را ضبط كرده و به دلخواه مورد استفاده قرار دهد. اين امر باعث ميشود تا علاوه بر يادگيري لغات جديد، افكارش به صورت منطقيتر پرورش يابد.
ز هوشياران عالم هر كه را ديدم غمي دارد
دلا ديوانه شو ديوانگي هم عالمي دارد