تاریخ امروز :
تالار های نیک صالحی - Powered by vBulletin
تبلیغات
تولبار جدید و آپدیت شده مخصوص نیک صالحی آماده دانلود است ، برای دانلود کلیک کنید.
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 20 از 30

سلسله مادها

  1. #1
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض سلسله مادها

    مادها
    ایرانیان و همسایگان آنان

    قبایل ایرانی در هنگام مهاجرات به ایران و تا مدتها پس از سکونت در این سرزمین مستقل از یکدیگر می زیستند . آنان برای خویش دارای سرزمینی بودند و فرمانروایی از آن خود داشتند . وجه اشتراک آنها ، فقط در فرهنگ و معتقدات بود . این فرهنگ و معتقدات آنان را از دیگر اقوام آریایی جدا می ساخت . به عنوان مثال انها با سکاها که دسته ای از اقوام آریایی بودند ، معتقدات متفاوتی داشتند . سکاها که به تعلیمات زرتشت ایمان نیاورده بودند ، همچنان به معتقدات قبلی آریائیها عمل می کردند ، بخصوص دسته ای از آنها که تورانی نامیده می شدند با پیروان زرتشت جنگهای بسیاری کردند و زرتشت نیز به دست همین قوم کشته شد .

    با ورود اقوام ایرانی به فلات ایران ، آنان مدتها درگیر جنگ با ساکنان قدیمی این سرزمین بودند ، اما به تدریج با یکدیگر آشنا و همنشین شدند .

    این آشنایی و همنشینی هنگامی صورت گرفت که ایرانیان به عنوان نیروی غالب و پیروز در فلات ایران ساکن شده بودند . از آن پس ایرانیان به تدریج با دستاوردهای تمدنی و فرهنگی اقوام قدیمی ساکن در ایران آشنا شدند . از میان این اقوام ، ایلامیها به دلیل پیشرفتهای فرهنگی و تمدنی بسیار که داشتند از اهمیت بیشتری برخوردار بودند . در نتیجه پس از مدتی ایرانیان خط ، کشاورزی و شهرسازی را از آنان فرا گرفتند . یکی از علل تحول جامعه آریایی از زندگی شبانی به زندگی کشاورزی و تلاشهای زرتشت در این مورد ، آشنایی ایرانیان با تمدن و فرهنگ اقوام قدیمی ساکن در ایران بود .

    با استقرار آریائیها در فلات ایران ، آنان با اقوامی که در سرزمین های اطراف زندگی می کردند نیز همسایگان فلات ایران در هنگام استقرار آریائیها ، آشوریان و کلدانی ها بودند . در نتیجه تماس با اقوام مجاور فلات ایران ، بخصوص اقوام که در کنار رودخانه هایی چون سیحون و جیحون و نیز دجله و فرات زندگی می کردند ، در فرهنگ و معتقداد ایرانیان تغیراتی رخ داد . چنانکه به تدریج اعتقاد به آناهیتا رواج یافت . در همین حال زرتشت در اندیشه های خود ، آناهیتا را یکی از ایزدان زیر دست اهورامزدا قرار داد .


    چگونگي تاسیس مادو قدرت یافتن آن

    قبایل ایرانی با همسایگان خود در خارج از فلات ایران تنها روابط تمدنی نداشتند بلکه جنگ و تهاجم نیز نیز بارها میان آنان رخ می داد . کوهستانهای شمال غربی ایران بیش از هر جای ایران دستخوش تهاجم بود . در این قسمت از گذشته های دور اقوامی ساکن گردید .

    همسایه غربی این منطقه دولت آشور بود که پی در پی برده و سنگهای معدنی به آنجا هجوم می آورد . تنها راهی که در پیش روی ساکنان کوهای زاگرس قرار داشت پناه گرفتن در کوخستان و اتحاد با یکدیگر بود . چنانکه پیش از این ، گوتی ها و لولوبی ها نیز برای مقابله با مهاجمان متحد شده بودند . اما این اتحاد ، گستذدگی و قدرت فراوانی نداشت بنابراین لازم بود اتحاد بزرگتری تشکیل گردد .

    در حدود سال هزار ق. م . دولت اورارتو نیز مانند دولت آشور به کوهستانهای شمال غربی ایران چشم طمع دوخت . در نتیجه سالیان متمادی میان آن دو جنگ در گرفت و فرصتی به دست آمد تا تعدادی از قبایل سامن در شمال غرب ایران اتحادیه ای تشکیل دهند که به اتحادیه ماننایی موسوم شده است . اتحادیه ماننایی برای مدتی توانست موقعیت خود را حفظ کند اما سرانجام در زیر ضربات اشوریان کمر خم نمود .

    تجربه اتحادیه ماننا به وسیله قبایل ماد مورد استفاده قرار گرفت و اتحادیه ای تاسیس گردید . که به مراتب وسیع تر و قدرتمند تر بود . در این اتحادیه قبایل ماد حتی از همراهی قبایل غیر آریایی نیز استقبال کردند . مقابله با تهاجمات آشوریان برایشان ضرورتی حیاتی یافته بود . زیرا آشوریان در هر هجوم هر آنچه را می یافتند به غارت می بردند ، خانه ها را ویران و مردمان را اسیر می کردند و یا می کشتند . کسی که هدایت قبایل ماد را به سوی وحدت بر عهده داشت دیاامو نام داشت .


    او از روسای طوایف بود و کدخدایی روستای خویش را بر عهده داشت . چنانکه گفته شده است او بواسط انصافی که در داوریهای خویش نشان می داد مورد توجه مردمان قرار گرفت ، در نتیجه روسای طوایف و قبایل او را فرمانروای خود نمودند .


    تشکیل اتحادیه قبایل ماد و بنیانگذاری دولت توسط آنان ، آشوریان را بر آن داشت که بر شدت حملات خود بر کوهستانهای شمال غربی ایران بیفزایند زیرا قدرت یافتن این اتحادیه می توانست برای آشور اسباب دردسر و خطر را فراهم سازد . در مقابل مادها برای آمادگی بیشتر در برابر تهاجمات ، دژ هگمتانه را ساختند . مادها قبلا نیز از دژهایی که در ارتفاعات می ساختند برای دفاع بهره می بردند لیکن دژ هگمتانه دارای دیوارهای متعدد و توان دفاعی بیشتری بود .


    این دژ که در محل شهر کنونی همدان قرار داشت مرکز دولت ماد به شمار می آمد و جایی بود که مادها دیااکو را بر خود به فرمانروایی شناختند .

    دیااکو که در حدود سال 708 ق . م به فرمانروایی مادها رسیده بود قریب پنجاه سال حکومت کرد و در این مدت تمام مساعی او صرف حفظ موجودیت اتحادیه ماد در برابر تهاجمات آشوریان گردید .

    پسر و جانشین دیااکو ، خشثریتی ( فرورتیش ) نام داشت . او از درگیری های آشور در بین النهرین و نواحی اطراف آن ، برای توسعه قدرت و قلمرو ماد بهره برد .

    اقدام اولیه خشترینی تشکیل ارتشی بود که سیاست دفاعی ماد را به سوی تهاجم و لشکر کشی هدایت کند . به همین جهت ارتشی مجهز تعلیم دیده و حرفه ای پدید آمد . این ارتش از یک سو اهداف خارجی دولت ماد را تعقیب می نمود و از سوی دیگر توسعه تشکیلات دولت ماد و تحول اجتماعی جامعه ماد را موجب می شد . تحولی که جهت اصلی آن ، افزایش توان نظامی روسای طوایف ( واسپوهران ) و گسترش املاک آنان بود .


    ارتش ماد به فرماندهی خشثریتی توانست قلمرو ماد را در فلات ایران توسعه دهد و مهمترین موفقیت آن مطیع و متقاعد نمودن پارسها بود . موفقیتهای داخلی خشثریتی او را بر آن داشت تا خاک آشور را مورد تهاجم قرار دهد .


    پس از مدتها ، این بار کوه نشینان زاگرس بودند که به سوی آشور می تاختند . هر چند آشوریان در این زمان ناتوان شده بودند ، اما در برابر تهاجم مادها ایستادگی کردند و در همان حال آن دسته از قبایل سکایی را که با خود متحد ساخته بودند ، برای حمله به سرزمین ماد به کمک طلبیدند . این امر نشان می داد که دولت ماد علیرغم افزایش توان نظامی خود ، توجهی به گسترش اقدامات سیاسی نداشته است . در نتیجه سکاها به سرزمین ماد سرازیر شدند . این در حالی بود که خشثریتی در میدان جنگ با آشوریان جان باخت .

  2. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما pareparvaz51 برای ارسال این پست سودمند:


  3. #2
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    روایات مربوط به تاریخ ماد، نزد دو مورخ یونان باستان، هرودت و كتسیاس


    روایات مربوط به تاریخ ماد، نزد دو مورخیونان باستان، هرودت و كتسیاس به كلی متفاوت است. شمار پادشاهان ماد و مدتفرمانروایی آنان‌ از نظر كتسیاس، بسیار بیشتر از آن است كه هرودت نقلكرده .


    در 715 یا 716 ق‌م روسا پادشاه اورارتو باكمك دیا اوكو در بعضی نقاط قلمرو آشور، شورشی به راه انداخت. اما سارگندوم، پادشاه آشور، آشوبگران را سركوب كرد و دیااوكو را با خانواده‌اشگرفته، به حماه در سوریه تبعید كرد.


    با اینكه تاریخ روزگار این دیااوكو باآنچه هرودت درباره دیوكس، بنیان‌گذار حكومت ماد، آورده، حدود 10 تا 15سال اختلاف دارد، احتمالاً دیوكس هرودت، همان دیااوكوی منابع آشوری است. در عین حال، آنچه هرودت درباره سلطنت مستقل دیوكس و ایجاد پایتختی دراكباتانا (همدان) با قلعه‌های تو در توی هفتگانه در زمان وی آورده، محلتردید است، زیرا بی شك فرمانروایان آشور، بنای چنین ارگ رفیعی را تحملنمی‌كرده‌اند.


    بر اساس روایت هرودت، مادها دیوكس را بهسبب درستكاری او، به امر قضا و اجرای عدالت در میان خود برگزیدند. وی چندیاز این كار كناره گرفت تا سرانجام مردم او را به پادشاهی برداشتند. به هرحال، فرمانروایی دیاوكوی مادی، تنها یك حكومت محلی بود و سلطنت مستقل ماد،سال‌ها بعد شكل گرفت.

    فرورتیش (در یونانی: فرا ارتس) در 675 یا 674 ‌ق‌مجانشین دیااوكو شد وظاهراً پس از آنكه پارسی‌ها را مطیع خود ساخت (ح 670‌ق‌م)، كوشید تا میان مادها با اتحادیه مانای و قبایل كیمری كه در اواخرسده 8 ق‌م از قفقاز به داخل فلات ایران آمده بودند، بر ضد آشور ائتلافكند، سرانجام وقتی فرورتیش و متحدانش به حدود نینوا، پایتخت آشور، رسیدند،سكاها از پشت سر بر مادها تاختند. در جریان هجوم سكاها كه ظاهراً بهدرخواست آشور انجام پذیرفت، فرورتیش كشته شد (653‌ ق‌م) و سكاها 28 سال برسرزمین ماد مسلط شدند.


    وقتی هووخشتره جانشین پدر شد، ظاهراً كم سال بود وبه ناچار با سكاها از در صلح درآمد،‌ اما سرانجام پادشاه سكاها وسركردگانش را كشت و به این غائله پایان داد (625 ق‌م)،‌هووخشتره بنیانگذارواقعی حكومت ماد به شمار می‌رود.


    وی سپاه را نظمی تازه بخشید، دسته‌هایپیاده نظام و سواره نظام به وجود آورد و باقی مانده سكاها را نیز در سپاهخویش به خدمت گرفت. پس از آنكه تمام طوایف ماد، پارس و مانای، فرمانرواییاو را گردن نهادند، از گرفتاریهای داخلی و خارجی آشور بهره برد و خود راآماده حمله به این امپراتوری كهن سال كرد.


    هووخشتره و متحدش نبوپولسر،حاكم بابل به دنبال چند حمله ناموفق سرانجام نینوا را در محاصره گرفته، پسازتصرف، آن را غارت و ویران كردند (612 ق‌م). چندی بعد، آخرین مقاومتهایآشور درهم شكسته شد(610 یا 609 ق‌م) و این امپراتوری به كلی از میان رفت. آنگاه قلمرو آشور، میان پادشاهان ماد و بابل تقسیم شد و حكومت ماد بهعنوان یك قدرت تازه، قدم به صحنه تاریخ نهاد.


    پس از آن، هووخشتره به بسطقلمرو خویش پرداخت و در آسیای صغیر با دولت لیدیا روبرو شد. نبرد این دودولت نوخاسته كه بیش از 5 سال به طول انجامید، سرانجام به سبب وقوع یككسوف كلی (28 مه‌ی 585 ق‌م) كه آن را به فال بد گرفتند، خاتمه یافت و رودهالیس (قزل ایرماق كنونی) مرز دو كشور شناخته شد. همزمان با گفت و گوهایصلح هووخشتره درگذشت و پسرش ایشتوویگو (در یونانی: آستواگس،‌آستیاگ) برجای او نشست (585 ق‌م). از سلطنت 35 ساله ایشتوویگو آگاهی‌های اندكی دردست است.


    او در اواخر سلطنت خویش، به فكر حمله به بابل و تسخیر حرانافتاد؛ ولی پیش از آنكه دست به حمله زند، خبر شورش طوایف پارسی به رهبریكورش هخامنشی، پادشاه انشان كه ظاهراً نواده‌ی او بود، در رسید وایشتوویگو به ناچار به پایتخت خویش بازگشت. پیكار میان دو رقیب 3 سال طولكشید.


    سرانجام لشكریان ایشتوویگو براو شوریدند و پادشاه ماد را تسلیم كورشكردند (550 یا 549 ق‌م). اندكی بعد، پایتخت مادها به دست كورش افتاد وبدین ترتیب، عصر اولین دولت مستقل ایرانی پایان یافت.



    منبع :

    زرین كوب ، روزبه . ” مدخل ایران “ . دایره المعارف بزرگ اسلامی . زیرنظر كاظم موسوی بجنوردی . تهران : مركز دایره المعارف بزرگ اسلامی ، 1367- ، جلد 10، ص 525 ـ 524

  4. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما pareparvaz51 برای ارسال این پست سودمند:


  5. #3
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    مبانی سیاسی - فرهنگی پایه گذاری دولت ماد

    از بعد سیاسی، یکی از عوامل عمده ی پیدایش اتحادیه ی ماد و سپس دولت وبالاخره تشکیل پادشاهی ماد را می توان در تجاوزگری های ویرانگرانه ی آشورجستجو کرد.



    هرودوت، اهمیت ویژه ای به جنبش ضد آشوری مردم ماد در حدود 672 پیش از میلاد به رهبری «فرورتیش» داده و گفته است : «مادی ها برایبدست آوردن آزادی، مبارزه را آغاز و در این راه به قدری تلاش و سرسختیکردند که سرانجام توانستند یوغ قیادت آشور را براندازند و خود را آزاد ومستقل سازند .



    بسیاری از آثار تمدنی منسوب به دولت هایی است که مدتزمانی در قالب پادشاهی ماد در کنار هم قرار گرفتند، از جمله ی این آثارقلعه سازی و شهرسازی آنان، بازتاب شرایط سیاسی - اجتماعی کمابیش یکسانیدارد که بر سراسر منطقه حاکم بوده است. تکیه بر جنبه های دفاعی قلعه ها وایجاد «قلعه - شهرها»، برای دفاع در برابر مهاجمان، از ویژگی های عمده وهمسان بیشتر جایگاه های شناخته شده، دست کم از نیمه ی هزاره دوم پیش ازمیلاد به بعد است.


    شکل گیری دولت مقتدر پادشاهی ماد با شرکت دولت ها و اتحادیه های طوایفخودمختار مستقر در قلمروهای معین، بدون خونریزی ها و ویرانگری های شدید،حکایت از آن دارد که بجز رهبران اتحادیه ها و مقام های سیاسی و حکومتیدولت ها که به حفظ قدرت خود علاقه مند بودند، ساکنان آن سرزمین ها از یکسو به دلیل پیوندهای فرهنگی با یکدیگر و از سوی دیگر، به منظور پایانبخشیدن به درگیری های پی در پی در منطقه، به وحدت با هم تمایل داشتند و ازایجاد یک دولت ماد توانا با مشارکت خود، استقبال می کردند.



    چنانکه جزدر چند مورد کوچک، از زمان تشکیل دولت بزرگ ماد تا پایان دوران هخامنشی،دیگر شاهد خیزش های تجزیه طلبانه در پادشاهی ماد و هخامنشی نیستیم. در آنشرایط (زمان ادغام پادشاهی ها و دولت های کوچک و متوسط در دولت ماد) عامهی مردم به طور کلی از استقرار یک قدرت مرکزی توانمند هواداری می کردند.


    از نظر فرهنگی، فرهنگ دوران مادی را می توان حاصل تکوین و تکامل فرهنگیدانست که از گذشته ی دور در بخش وسیعی از سرزمین فلات به نشو و نما پرداختکه نمودهای آن، دست کم از هزاره ی سوم پیش از میلاد تا دوران ماد، در جایجای آن دیده می شود.



    به دلیل پیوند و همسانی میان نمودهای فرهنگی ایندولت های کوچک با یکدیگر در ارتباط بوده و در جریان داد و ستدها و گاهبرخوردها، بر هم تاثیر گذارده و دیدگاه هایشان به یکدیگر نزدیک و نزدیک ترگردیده است، تا جایی که سرانجام مجموعه ی آفریده هایشان به صورت پیامیمشترک درآمده است.


    «ژرژکنتنو» در بررسی های مربوط به ریشه ی نژادی ساکنان هزاره ی سوم پیش ازمیلاد در منطقه ی غرب فلات بدین مطلب اشاره دارد که : «در هزاره ی سوم پیشاز میلاد، از همان اراضی سرد آسیای مرکزی، موج دیگری از مهاجران به راهافتاد که آنان را آریایی یا هند وایرانی لقب داده اند



    «
    ریچارد فرای» در همین باره اظهار می دارد : «دسته هایی از جنگاوران آریایی (پیش ازفرارسیدن گروه های عمده ی آریاها که در خاور نزدیک در هزاره ی دوم پیش ازمیلاد بنیان پادشاهی می گذاردند) به این سرزمین راه یافته بودند. گویی کهاین پیشتازان آریایی در جمعیت بومی مغرب فلات و دشت میان دو رود مستحیلشدند تا بعدها با فرارسیدن گروه های بزرگ ایرانیان، این سرزمین ها ایرانیشدند.
    ذکر این نقل قول ها، بدان جهت است که ذهن را متوجه جنبه های پیوستگی نژادی این مردم کرده باشیم.


    باید توجه داشت که مربوط ساختن بررسی تمدن و فرهنگ ایران دوران ماد با بحثهای مربوط به نژاد شناسی و زبان شناسی در پیوند با قوم ماد و دیگر اقواممنطقه، با توجه به اختلاف نظرها و در دست نبودن آگاهی های کافی، گام نهادندر راهی سنگلاخ خواهد بود. بنابراین، اشاره به این دو نظریه ی ذکر شده فقطبه این علت است تا یادآور شویم که عوامل همگن بسیاری از دیرگاه در اینمنطقه وسیع در کنارهم سبب شده است تا مردم بخش های مختلف، در کار آفرینشفرهنگ منطقه ی خویش، از دیدی نزدیک و همسان با همسایگان خود برخوردارباشند. نتیجه آنکه مجموع این پاره فرهنگ های منطقه ای، کلیتی یگانه رامینمایاند.


    نگاهی به جایگاه های باستان شناسی کاوش شده در آسیای مرکزی تا بخش هایشمال شرقی، مرکزی و غرب ایران کنونی، به گونه ای چشمگیر معرف پیوند فرهنگیمیان عمده ی این جایگاه ها از هزاره پنجم پیش از میلاد به بعد می باشند. یافته ها و بررسی های مربوط به هزاره ی نخست پیش از میلاد در جایگاه هاییچون «تخت قباد» در ساحل راست آمودریا، حصار، سیلک، خوروین، کلاردشت واملش، ناحیه ی لرستان، گودین تپه، نوشیجان، حسنلو، زیویه، سقز، قلایچی ، وبه گونه ای روشن و گویا معرف آن است که فرهنگ معروف به تمدن مادی، ازآغاز هزاره ی نخست پیش از میلاد در تمامی این جایگاه ها - باوجود فاصله یزیاد از هم - با شباهت ها و همسانی های بسیار، شکل گرفته و روند تکاملارزشمندی را پیموده است.


    «
    گیرشمن» در بحث شکل گیری تمدن مادی، این چنیناظهار نظر می کند :


    «هنر سیلک و بعد از آن، هنر خوروین و حسنلو و املش ولرستان جز جدانشدنی از این فرهنگ و تمدن جدیدند.» وی همچنین درباره یگنجینه ی جیهون که در ساحل آمودریا به دست آمده است، چنین می نویسد : «دراینجا، هنر مادی موضوع اصلی نقش های مجالس است و نفوذ هنرهای مختلف، رویآن پیوند شده است

  6. تشکرها از این نوشته :


  7. #4
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض شکل گیری و استقرار دولت ماد-1

    شکل گیری و استقرار دولت ماد

    ایران در هزاره نخست پیش از میلاد

    بررسی جامع تاریخ و فرهنگ و جغرافیای تاریخی ایران را در دوران ماد میتوان به اعتباری مشکل ترین و پیچیده ترین بخش از دوران های تاریخی اینسرزمین به شمار آورد.



    وجود نظریه پردازی های پژوهشگران مختلف که هر یکدر زمینه ای خاص، چون زبان شناسی، نژادشناسی، دین شناسی و… صاحب نظر بودهو از دیدگاه خود با موضوع برخورد کرده اند از یک سو، و نیز نظراتپژوهشگرانی که کار خود را متوجه بخش های خاصی از مجموعه جامعه ی ایرانهزاره ی نخست پیش از میلاد، مانند ایلامی ها، مانایی ها، اورارتوها و یاتمدن ها و دولت های همجوار چون آشور و بابل ساخته اند، از سوی دیگر عاملموثر در ایجاد پیچیدگی و دشواری مسیر پژوهش گردیده است.


    این پیچیدگی بدانجهت است که عمده ی این پژوهشگران کوشیده اند تا هر چه بیشتر بر موضوع موردنظر خود تاکید کنند و با مرز بندی های بسیار مستحکم، به هر بخش به عنوانواحدی مستقل در تمامی ابعاد بنگرند. عجیب آنکه با ورود به دوران هخامنشی،این نحوه ی برخورد به میزان غیر قابل تصوری دگرگون گردیده و با نگاهی جامعو فراگیر به آن، برخورد شده است.


    اما، با توجه به اینکه دانش باستان شناسی در این مورد بیشتر و بهتر ازعلوم دیگر می تواند اظهار نظر کند، در کل بررسی های این دوران، باستانشناسی نقش عمده و اساسی بر عهده ندارد.


    منابع نوشته ی کهن مربوط به دوران ماد، به زبان های گوناگون مانند بابلی،آشوری، ایلامی، اورارتویی، پارسی باستان، اوستایی، ارمنی قدیم، عبری قدیم،یونانی، لاتینی، آرامی و … می باشند که به دلیل تنوع آن ها، و مشکلاتفراوان در خواندن کامل برخی از این زبان ها و انجام نگرفتن یک بررسیتطبیقی بر روی آن ها نمی توان بهره ی لازم را از این منابع گرفت.


    از سویدیگر، در نوشته های آشوری با توجه به همجواری آن سرزمین با ایران در دورانماد و تعداد فراوان سنگ نبشته های به جای مانده در آن زبان که به اعتباریباید بیشترین اطلاعات را درباره ی این دوران دربرداشته باشند، از سال سیام سده ی هفتم پیش از میلاد به بعد هیچ چیز درباره ی ماده ها وجود ندارد.


    در میان نوشته های مختلف، بیش ازهمه رساله ی مختصر هرودوت است که با وجودهمه ی ایرادهای وارد بر آن، آگاهی های قابل ملاحظه ای درباره ی مادها بهدست می دهد، به ویژه درباره ی دوران مهم شکل گیری و گسترش آن دولت یعنیزمانی که منابع آشوری آن را مسکوت گذارده اند.


    در سده های آغازین هزارهی نخست پیش از میلاد تا زمان استقرار دولت قدرتمند ماد در واپسین دهه یسده ی هفتم پیش از میلاد در بخش پهناوری از شمال، غرب، جنوب غربی و بخشیاز جنوب فلات ایران، با نام قوم ها و دولت هایی چون مانایی ها، سکاها،کاسپی ها، اورارتوها، کاسی، ایلامی ها، سومری ها، پارس ها و … برمی خوریمکه در جریان درگیری های منطقه ی غرب فلات ایران بین خود و یا با آشوری ها - به عنوان حکومت های منطقه ای و قوم ها و طایفه های قدرتمند - حضوری فعالداشته اند.



    در همان هزاره ی نخست پیش از میلاد برخی از این قوم ها رابا نام های دیگری که از پیشینه ای بسیار کهن در منطقه برخوردار بودند، میخواندند، چنانکه «اورارتوییان» و مردم ماننا، ماد را «گوتی» می نامیدند.



    گوتیها در کنار لولوبی ها، میتانی ها، ایلامی ها، کاسی ها و کاسپی ها از جملهساکنان کهن فلات ایران به شمار می رفته اند که با نام و آثار آنان ازهزاره ی سوم پیش از میلاد، در منطقه آشنا هستیم.


    برای شناخت جامع فرهنگ و تمدن دوران ماد که تاثیری بنیادین بر دوران هایپسین و به ویژه، عهد هخامنشیان گذارده است، آگاهی بر وضع این اقوام و دولتهای منطقه ای گریزناپذیر می باشد. به ویژه آنکه گروهی از تاریخ نویسان برحسب گرایش های خاص خود درباره ی اصل و منشاء هر یک از این قوم ها و منطقهی حکمروایی، زبان و تمدن و رویدادهای مربوط به آنان، به گونه ای مطلب راعنوان کرده اند که خواننده بدون توجه به موقعیت جغرافیایی آنان و وسعتحوزه ی اقتدارشان، چنان می پندارد که هر یک به صورت جزیره ای جدا ازدیگران و با اصل و ریشه ای متفاوت، صاحب فرهنگ و تمدنی از ریشه ای ویژه ومستقل بودنده اند. ولی در اصل، بیشتر آنان قوم هایی بوده اند که در منطقههایی نه چندان پهناور - در کنار هم - هر یک در زیر چتر قدرت های سیاسیقومی و قبیله ای خود، توانسته بودند حکومت های محلی کوچک یا متوسطی راتشکیل دهند.



    شکی نیست که قدرت هایی چون ایلامی ها، کاسی ها و میتانی هادر طی دورانی طولانی از توانمندی های فراوان سیاسی و تمدنی شکوفا،برخوردار بوده اند. چنانکه اورارتوها از حدود 900 پیش از میلاد نزدیک بهسه سده موفق شدند که به مرحله ی ایجاد یک دولت مطرح با آثاری ارزشمند درمنطقه برسند و با نیرویی چون آشور، درگیر شوند.


    حال، با این مقدمه جا دارد تا بر چگونگی حضور و زندگی و پیوندهای برخی از این قوم های نامدار منطقه، مرور کوتاهی بکنیم.



    اقوامیکه از آخر سده ی هفتم پیش از میلاد به بعد، از وحدت و اجتماع آنان گستردهترین و مقتدرترین دولت زمان به نام «دولت ماد» پدیدار گشت. دولتی که معرففرهنگ و تمدنی شکوفا، با برخورداری از یکدستی ها، هماهنگی ها و پیوندهایچشمگیر است.

  8. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما pareparvaz51 برای ارسال این پست سودمند:


  9. #5
    I s i L D u r آواتار ها
    I s i L D u r آفلاين است مدیر بخش تاریخ
    عدالت با من چنین می گوید : انسان ها برابر نیستند و هرگز نیز برابر نخواهند شد .
    تاریخ عضویت
    May 2009
    سن کاربر
    25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,795
    تشکر
    2,679
    تشکر شده 12,685 بار در 3,302 پست
    لايك دريافتي
    46
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    دین مادها

    پیرامون معتقدات مادها سندی در دست نیست! ولی با توجه به قراین موجود و نقش
    برجسته ها میتوان تا حدودی کیش این اقوام را روشن کرد.مادها به خدای بزرگ
    اهورامزدا می گفتند و او را مورد پرستش قرار میدادند و از سوی دیگر داریوش بزرگ در
    کتیبه بیستون خود می گوید که : اهورامزدا خدای بزرگ اریاییان است.
    از سوی دیگر مادها به خدایان دروغین اهریمن یا دیو میگفتند. همچنین از نامهایی
    چون میترادات(مهرداد ) و اهورفرنه(دارای فر اهورایی) و ارته امبره در می یابیم که
    خدایانی چون اهورامزدا و میترا ونیرویی چون ارته(قانون درست) را میستودند.
    مغان طبقه روحانی و پیشگو و خوابگزار مادها بودند و بسیاری از ایشان از فرهنگ و دانش و ادب بهره تمام داشتند و چنانکه در ادب و زبان پارسی موبد(مغوپت) به
    مفهوم ادیب و اندرزگوی و خردمند به کار رفته است.
    در ضمن باید اشاره کرد که کشفّ و باستان شناسی محلهایی همچون نوشیجان تپه در لرستان که به زمان مادها تعلق دارد نیایش و تقدس اتش که از خصوصیات ایین
    زرتشتی است در این مکانها به اثبات رسیده است.
    همچنین در بالای ورودی گوردخمه هایی همچون قیزقاپان در سلیمانیه عراق و گور دخمه
    سکاوند درهرسین باختران که شکی در مادی بودن این گوردخمه ها نیست
    اتشدانهایی به صورت نقش برجسته دیده می شود که مردان روحانی در حال انجام
    مراسم دینی در دو سوی ورودی هستند
    بدبخت ملتی که تاریخ خود را نداند ، تیره بخت تر از آن ملتی است که علاقمند به دانستن تاریخ خود نباشد و شوربخت تر از همه ملتی است که تاریخ خود را به ریشخند بگیرد .


    وقایع نگاری رایش سوم

  10. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما I s i L D u r برای ارسال این پست سودمند:


  11. #6
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض شكل گيري و استقرار دولت ماد -2

    لولوبی

    لولوبی ها در بخش پهناوری از بالای رود دیاله تا دریاچه ی اورمیه اسقرارداشتند، که در سنگ نبشته های آشوری از بخش حکمرانی آنان، با نام «زاموآ» یاد شده است. آنان از هزاره ی دوم پیش از میلاد به عنوان یک قدرت، همیشهبا آشور در نبرد بوده اند. در هزاره ی سوم پیش از میلاد از این قوم، کهنترین سنگ نگاره ی ایران در سر پل ذهاب پدید آمده است که به نام نقش «آنوبانی نی» معروف است.


    از مهمترین ویژگی های این نقش، تصویر نخستین نفر از شش شخصیت کنده شده درزیر تصویر است که جامه و کلاه آن به طور کامل همان است که در نقش برجستههای تخت جمشید، شخصیت ها و افسران مادی در بردارند. به عبارت دیگر، در طولنزدیک به دو هزار سال، فرهنگ بخش پهناوری از فلات در زمینه ی هنر پوشاک،تداوم داشته است.


    گوتی ها

    گوتی نام مردانی بوده است که در همان هزاره ی سوم و دوم پیش از میلاد درشرق و شمال غربی منطقه، سکونت لولوبی ها (در منطقه ی آذربایجان و کردستان) می زیسته اند. از این مردم، سنگ نگاره ی معروف «هورین شیخان» در بالایرودخانه ی دیاله شناخته شده است که ترکیب و موضوع صحنه، شباهت بسیار بهسنگ نگاره ی «آنوبانی نی» داشته و حدود زمانی آن ها نیز، به هم نزدیکدانسته شده است.



    از دیگر آثار مربوط به گوتی ها، سر مجسمه ی مفرغی بهدست آمده در همدان است که آن را به یکی از شاهان گوتی در حدود سده هایپایانی هزاره ی دوم پیش از میلاد نسبت داده اند. از نظر انسان شناسی، ریختچهره ی این مجسمه و تصویر کماندار هورین شیخان را «کسون» با تیپ کردانمنطقه ی ابرسن (زاگرس) و «ا. ت. آمی» انسان شناس فرانسوی با آذربایجانیانو «ژرژکنتنو» با کاسی ها یکسان دیده اند.

  12. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما pareparvaz51 برای ارسال این پست سودمند:


  13. #7
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    میتانی ها

    این قوم در هزاره ی دوم پیش از میلاد در قسمت غرب فلات ایران، از موقعیتبرجسته ای برخوردار بوده و در حدود 1500 پیش از میلاد دولتی قدرتمند که ازدریای مدیترانه تا کوه های غربی آذربایجان و ابرسن (زاگرس) امتداد داشتهاست، تشکیل می دادند. سپس، آنان شمال میان دو رود را نیز به سرزمین خودپیوند دادند.



    نخست، پایتخت آنان شهر «واشوگانی»(Vashuganni) در محل «راس عین»(در خابور امروزی) بود. سپس به «آرپخا»(Arrapkha) در کرکوکانتقال یافت.


    میتانی ها را آریایی دانسته اند.


    یک دسته از اقوام هند واروپایی که به نظر می آید بیشتر آنان از افراد جنگجو بودند، از قفقاز عبورکردند و تا انحنای بزرگ رود فرات پیش راندند. این عده با «هوریان»(بومیانآن ناحیه که قومی از اصل آزیانی بودند) آمیخته شدند و پادشاهی میتانی راتشکیل دادند. این دسته، محل سکونت خود را تا میان دو رود شمالی توسعهدادند و آشور را محدود کردند و اقامتگاه های قوم گوتی را نیز (که در درههای شمالی ابرسن واقع بود) به قلمرو خویش افزودند.


    همچنین، مصر را متحدگردانیدند و مقتدرترین فراعنه، با دختران پادشاهی میتانی ازدواج کردند. میتانی ها نه فقط از نظر قدرت سیاسی و نظامی، بلکه از نظر سامان دهی اوضاعاجتماعی و تدوین قوانین نیز، از موقعیت چشمگیری برخوردار بودند. متن هایحقوقی به دست آمده از «نوزی» یا «یورگان تپه»(Urgantepe) در جنوب غربیکرکوک درباره ی قوانین مربوطه به زناشویی، بچه دار بودن یا نبودن، هبه وواگذاری اموال، ارث و قوانین کیفری و مجازات ها و مذهب آنان، اطلاعاتجالبی در اختیار می گذارند.



    کاسی ها

    از حدود هزاره ی سوم پیش از میلاد به بعد، این مردم به اعتباری، نخست درزمین های جنوب غربی دریای کاسپین (مازندران) و بعد در دامنه های سلسلهابرسن (زاگرس)، ساکن بودنده اند. مردم ناحیه ی لرستان کنونی را بازماندگانکاسی ها می دانند. در نوشته های آشوری، از آنان با نام «کاسی»(Kassi) یادشده است.


    نام هگمتانه یا همدان را آشوری ها پیش از دوران مادها «کار- کاسی» به معنی شهرکاسیان می نامیدند. همچنین، نام شهرهای قزوین و کاشان ودریای کاسپین را بر گرفته از نام این قوم می دانند.


    وسعت منطقه ی حضور کاسی ها در بخش های غربی فلات ایران، تا همدان امتدادداشته است. کاسیان در برخی از نواحی «ماد آینده» سکونت گزیده و به احتمالقوی، نواحی مزبور به وجهی استوار جزو قلمرو دولت کاسی شده است.


    زیرا، آثارنقاط مسکونی کاسیان در نواحی دوردست ماد نیز تا هزاره نخست پیش از میلادمحفوظ مانده و عنصر نژادی کاسی در حدود جنوب غربی ماد به طور قابل ملاحظهای انتشار یافته است.


    درباره ی نژاد کاسی ها و پیوندشان با آریایی ها، نظرات مختلفی وجود دارد. برخی، آنان را «آریایی» و برخی دیگر «آزیانی» گفته اند.


    توده ی جمعیت کاسی که در اصل آسیایی بودند، در آغاز هزاره دوم پیش ازمیلاد به توسط هند و اروپاییان که حکومتی اشرافی و نظامی با جمعیت اندکتشکیل داده بودند، مجاز شدند که خود را در میان طبقه ی حاکم جای دهند.



    همچنین، از نام بعضی خدایان کاسی پیداست که ارتباط خاصی میان آنان و نژاد هند و اروپایی وجود داشته است.

  14. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما pareparvaz51 برای ارسال این پست سودمند:


  15. #8
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    اورارتوها

    در سده های آغازین هزاره ی نخست پیش از میلاد نیز با نام پرآوازه ی حکومتها و اقوامی در غرب فلات و منطقه ای که بعد مرکز عمده ی دولت بزرگ ماد راتشکیل دادند، برخورد می کنیم که همه در جریان یک رویداد مهم تاریخی دنیایکهن، از دهه ی آخر سده ی هفتم پیش از میلاد به بعد، با نام دولت و تمدنماد به زندگی خود ادامه داده اند. بیشتر آنان عبارت بودند از : اورارتوها،مانایی ها، سکاها و سیمری ها.



    از میان این چهار گروه، اورارتوها از نظرتشکل سیاسی و سازماندهی به صورت یک دولت و به جای گذاردن آثار تمدنی، بهویژه معماری، از دیگران در شرایط ممتازتری بوده اند. این دولت در حدود سدهی نهم پیش از میلاد از اتحاد تعدادی از طایفه ها در پیرامون دریاچه ی وانبا مرکزی به نام «توشیا» سامان گرفت. در زمان های بعد، از یک سو تا دریاچهی وان و از سوی جنوب تا حوضه های رودخانه های دجله و بخش بالای فرات و گهگاه بخش هایی از آذربایجان کنونی را در برداشت.


    زبان اورارتویی را از گروه زبان های «آسیانی» دانسته اند که با زبان «هوریها» هم گروه بوده است. مهمترین ایزد آنان «خالدی» نام داشت. اورارتوها درکار معماری، فلزکاری و ایجاد کانال های آبیاری توانمندی های بسیار داشتند. ساکنان سرزمین اورارتو در شکل بخشیدن به هنر دوران ماد و سپس هخامنشی، چوندیگر اقوام ساکن فلات ایران، نقش موثری را بر عهده داشته اند. دولتاورارتو، در آغاز دهه ی آخر سده ی هفتم پیش از میلاد به اطاعت اتحادیه یمادها درآمد.



    مانایی ها

    مانایی ها از اقوام صاحب نام و نشانی بودند که در ناحیه ی ماد آتروپاتن یاآذربایجان کنونی، در سده های نخستین هزاره ی نخست پیش از میلاد تا زمانیکه جزیی از دولت بزرگ ماد گردیدند، از جمله دولت های منطقه ای به شمار میرفتند.



    ویژگی های قومی جامعه ی مانایی را چنین دانسته اند :

    مقارنهزاره ی نخست، مخلوطی از طوایف مهاجر و بومی - قفقازی و آریایی - به نام «مانای» در نواحی جنوب شرقی دریاچه ی اورمیه تا حدود جنوب غربی دریایکاسپین (مازندران)، به خصوص بین حدود مراغه تا بوکان و سقز امروزی سکونتداشتند.



    بیشتر پژوهشگران برآنند که مانایی ها شامل اتحادیه ای از طوایفمنطقه بودند و خود از گذشته، بخشی از سازمان های حکومتی لولوبی - گوتی راتشکیل می دادند.



    آنان با پیروزی بر دیگر اتحادیه های منطقه، دولت مانارا پایه گذاری کردند. آشوری ها به طور بی امان، در فرصت های مختلف برایحمله و غارت، به سرزمین مانا حمله می بردند و در هر یورش در پی ویرانگریخود، جمعی را به اسارت می گرفتند که حضور صنعتگران و هنرمندان مانایی درمیان آنان، غنیمتی گرانبها برای آشوریان به شمار می رفت. آنان از وجود ایناسرا در کار رونق شهرهای آشور، به ویژه نینوا بهره می جستند. میان ماناییها و اورارتوها نیز با وجود پیوندهای بسیار نزدیک فرهنگی، بر سر گسترشمنطقه ی نفوذ سیاسی درگیری هایی وجود داشت.



    مانایی ها، هم از نظراقتصادی، هم از نظر آفرینش آثار هنری، صاحب توان و رشد فرهنگی والاییبودند. به همین دلیل، در زمان ایجاد حکومت قدرتمند ماد، سرزمین مانا بهاعتباری قلب و مهمترین کانون فرهنگ و تمدن امپراتوری را دربرگرفت.


    مسلما مانای پیشین، مرکز اقتصادی و فرهنگی حکومت ماد بود. این ناحیه ازدیگر نواحی ماد از لحاظ اقتصادی پررونق تر بود و در آن، آبادترین کشتزارهاو بیشه ها وجود داشت.
    مبنای اقتصاد مانا را دامپروری و گله داری تشکیلمی داد. مانایی ها در خلق آثار هنری، در زمینه ی معماری و فلزکاریوسفالگری و به ویژه آثار تزیین طلا و آجرهای نقش دار، از اعتبار و هنروالایی برخوردار بودند. تاکنون، در سه محل با انجام کاوش های باستان شناسیآثار با ارزشی که به نام مانایی شهرت دارد به دست آمده است. این سه محل،عبارت اند از :

    زیویه، حسنلو و قلایچی.



    قلعه ی زیویه در 54 کیلومتری جنوب شرقی سقز و در شمال روستایی به همین نام،
    حسنلو در 9 کیلومتری شمال شرقی نقده و 12 کیلومتری جنوب غربی دریاچه ی اورومیه
    و قلایچی در حومه بوکان واقع شده اند.



    آثارهنری پرارزش و مشهور به دست آمده در زیویه و حسنلو، از نظر نشان دادنپیشرفت های خیره کننده ی فرهنگ و تمدن فلات ایران در هزاره ی نخست پیش ازمیلاد دارای اهمیتی بنیادین هستند. کاوش های انجام شده ی چند سال اخیر درقلایچی و به دست آمدن بنایی که به احتمال نیایشگاه مردم منطقه بوده است،از نظر بیان ارزش های هنر معماری، از جمله کاربرد آجرهای نقش دار گوناگون،حکایت از توانایی های آفرینش هنری ساکنان بخش غربی ایران در هزاره ی نخستپیش از میلاد دارد.


    در حقیقت، این شیوه را از تمدن کهن تری در فلات ایران،یعنی ایلامیان به ارث برده و آن را به اوج شکوفایی رسانده بودند.


    دولت مانا در دهه ی نخست سده ی هفتم پیش از میلاد جزیی از دولت بزرگ مادبه شمار می رفت. دو گروه دیگر یعنی سکاها و سیمری ها از نظر نژادی وزبانی، با مادها از یک بن و ریشه بودند. در حال حاضر با توجه به اطلاعاتکمی که در دست داریم، غیر ممکن است بتوانیم مادی ها را از سکایی ها وسیمری ها جدا نماییم. زیرا فرهنگ و تمدن این اقوام کاملا به هم بستگیداشته است.

    این عقیده را «هرتسفلد» پس از مطالعه ی نقوش برجسته ی تختجمشید اظهار کرد و از آن دفاع نمود، و امروزه ما با کمال اطمینان میتوانیم آن را بیان کنیم.

  16. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما pareparvaz51 برای ارسال این پست سودمند:


  17. #9
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    شکل گیری پادشاهی ماد


    بنابر گفته ی هرودوت، او طی نبردی، سران سکاییان را به اطاعت وادار کرد (در حدود سال های 613 و 612 پ.م.).

    دولت مانای تا قبل از 610 پیش از میلاد، سلطنت کیاکسار را به رسمیت شناخت و خود جزیی از دولت ماد گردید.

    دولت اورارتو نیز در آغاز واپسین دهه ی سده ی هفتم پیش از میلاد، رهبری کیاکسار را پذیرفت و جزیی از کشور ماد گردید.



    همدر زمان هوخشتره (کیاکسار)، سرزمین پارس به بخشی از سرزمین های دولت بزرگماد، تبدیل گردید و هوخشتره فرمانروایی پارس را بر عهده ی کمبوجیه پدرکورش بزرگ واگذاشت.



    به اعتباری، لوح سیمین «آریارمنه» در همین زمان به وسیله ی هوخشتره به هگمتانه - پایتخت مادها - انتقال یافت.



    همزمانبا این رویدادهای مهم و فراهم آمدن موجبات شکل گیری دولت بزرگ ماد، باپیوستن اتحادیه های طایفه ای و دولت های کوچک و بزرگ مستقر در فلات ایرانکه از هبستگی های فرهنگی دیرینه برخوردار بودند، هوخشتره زمان را برای درهم شکستن حکومت متجاوز و خونریز آشور که طی چند سده با یورش های پی در پی،به ویرانگری و کشتارهای وحشتناک در بخش وسیعی از فلات پرداخته بود، مناسبدید.


    از مدتی پیش، میان بابل و آشور درگیری هایی صورت گرفته بود، ولی بابلی هاکاری از پیش نبرده بودند. با توجه به تمامی زمینه ها، کیاکسار نیروهای خودرا با عبوراز گردنه های ابرسن (زاگرس) به ایالت «آراپخای» بالاتر ازنینوا، رسانید و بعد از تسخیر شهر «طربیس» از دجله گذشت و تا شهر مشهور «آشور» پیش راند و آن را به تصرف درآورد.



    پس از آن، بابلی ها که دولتماد را در آستانه ی در هم شکستن قطعی آشور دیدند، بر اساس توافق هایپیشین، به یاری مادها آمدند و با هم به محاصره ی «نینوا» پرداختند. در ماهاوت 612 پیش از میلاد، نینوا سقوط کرد و به دوران حکومت خشن ترین قدرتزمان، پایان داده شد.


    سقوط نینوا و از میان برداشته شدن دولت آشور، از جمله رویدادهایی است کهمورد استقبال فراوان همه ساکنان سرزمین های مجاور آن کشور که لطمه هایبسیار از آن دیده بودند، قرار گرفت.



    کیاکسار برای آنکه بار دیگر آشورسر بلند نکند، بازمانده ی نیروهای آشوری را که به «حران» رفته بودند، درهم کوفت و در نتیجه سراسر میان دو رود شمالی و تمامی کشور آشور و از جمله،ناحیه ی «سیرو - مدی» یا «سوریه - ماد» را به کشور ماد افزود.


    هوخشتره بعد از پیروزی درخشان بر آشور، به سوی غرب راند و با دولت لیدی (Lydia) مدت پنج سال به نبرد پرداخت. سرانجام، بر اثر پا درمیانی «بختنصر» - پادشاه بابل - میان دو دولت صلح برقرار گردید و رود «قزل ایرماق» یا «هالیس» به عنوان مرز دو کشور و به عبارتی، غربی ترین مرز پادشاهی مادتعیین شده.



    در این هنگام مادها از جنوب غربی با کشور بابل هم مرز بودندو از سوی شمال، سراسر سرزمین «وان» یا «ارمنستان» جزیی از کشور ماد بهشمار می رفت.



    هرودوت (در مجلد یکم، بند 104) یادآور شده است که «خاک ماد» با سرزمین «ساسپیریان» (یعنی قبایل ایبری و گرجی) هم مرز بود.



    درمورد سرزمین «کادوسیان» و «ماردان» یا گیلان و مازندران و نیز ایلام، برخیاز مورخان با شک و تردید سخن گفته اند، در حالی که در نوشته های کهن بهپیوستگی آنها با ماد اشاره شده است. از جمله «کتزیاس»، درباره ی کادوسی هااشاره دارد که آنان تا کمی به پایان دوران دولت ماد ، جزیی از آن کشوربوده اند. در مورد ایلام نیز باید گفت که سرزمین مزبور، دست کم بعد ازسقوط قدرت آشور نمی توانسته است به صورت مستقل باقی مانده و جزیی ازسرزمین ماد نشده باشد.



    دیاکونوف در بحث مربوط به ساتراپ های دولت ماددر عهد آستیاک (فرزند هوخشتره) سرزمین های زیر را نیز، افزون بر آنچه گفتهشده، به عنوان ساتراپ هایی از کشور ماد یاد می کند :



    «
    درنگیانا» و «کارمان» و «میکیان»(شامل سیستان، کرمان و بخشی از مکران وغرب افغانستان تا خط هرات - قندهار)ناحیه ی «پاریکانیان» و «حبشیان» آسیایی یا مکران و بلوچستان کنونی.

    «
    پارت» و «هیرکانیه»، مسلما «آره یا» و «سغدیانا» به احتمال، ولی گمان نمی رود تماما، و خوارزم به ظن بسیار ضعیف.

    هرودوتبه تسخیر این سرزمین ها توسط فرورتیش اشاره دارد. از این رو می توان به ظنقوی گفت که حدود ماد از طرف شرق تا «باختر» و «جیهون» امتداد داشته است.

  18. تشکرها از این نوشته :


  19. #10
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    ویژگی های دولت و تمدن ماد

    از نظر نام و عنوان، این درست است که شاهنشاهی بزرگ ماد دورانی طولانینپایید و جای خود را به شاهنشاهی هخامنشی سپرده، ولی نکته ی بسیار مهمآنکه شاهنشاهی هخامنشی چیزی جزه تداوم دولت و تمدن مادی نبود. همان اقوامو همان مردم، روندی را که برگزیده بودند با پویایی و رشد بیشتر تداومبخشیدند و در پهنه ای بسیار وسیع، آن را تا پایه ی بزرگ ترین شاهنشاهیشناخته شده جهان، اعتبار بخشیدند.


    عمده ترین ویژگی دولت ماد را می توان در توفیق ساماندهی و ایجاد دولتیبزرگ از مجموعه دولت ها و اتحادیه های طایفه ای مستقلی دانست که با وجودهمسانی ها و نزدیکی ها و پیوندهای چشمگیر فرهنگی، تا آن زمان در یک واحدبا هم پیوند سیاسی - سازمانی نیافته بودند.



    وجود جنگ قدرت میان دولتهای یادشده، هیچ گاه به عنوان درگیری «دولت - ملت»های مختلف شناخته نشده واز تمامی آنها، به عنوان دولت هایی که هر یک بخشی از سرزمین ایران بزرگ ومردم آن را در بر داشته اند یاد شده است.



    بنابر این، پایه گذاری دولتبزرگ ماد را باید به عنوان مهم ترین رویداد در تاریخ ایران به شمارآورد. رویدادی که موجب گردید تا نخستین دولت بر پایه ی «وحدت ملی» اقوام مختلفساکن فلات ایران با مشترکات و پیوندهای فرهنگی، استقرار یابد.


    بر اساس چنان شرایطی بود که دولت ماد امکان آن را یافت تا در کار ایجادسازمانی گسترده و دقیق و متکی بر نهادهای قدرتمند در زمینه های سیاسی ،اقتصادی، نظامی توفیق یابد و با الهام از ساختار کل جامعه و باورهای مردم،اصول و قوانین بسیاری برای ایجاد نظم و استقرار عدالت و تنظیم روابطاجتماعی در ابعاد مختلف، پایه ریزی کند. آنچه دولت ماد پایه گذارد، در سدههای مختلف پس از آن نیز همچنان مورد پذیرش و پابرجا ماند.



    دیاکونوف باتوجه به سنگ نبشته ی داریوش بزرگ در بیستون، نشان می دهد که نه تنهاسازمان دولتی، بلکه سازمان اجتماعی پارس نیز زیر نفوذ شدید نظامات مادی هابوده است. عمده ترین ویژگی دوران ماد را می توان به چگونگی فرهنگ و تمدنآن مربوط دانست. فرهنگ و تمدنی توانا و پویا و با هویت که تبلور سیرفرهنگی چند هزار ساله ی فلات را می توان در آن شاهد بود. فرهنگ و تمدنیمنسجم و توانا که در عین دربرگفتن تمامی پاره فرهنگ های منسوب به دولت هایمختلف مستقر در فلات - پیش از استقرار پادشاهی ماد - در مجموع بیان کنندهی ساختار پیکری یگانه بود و توانست تا پایان دوران هخامنشی، به راه خودادامه دهد.

  20. تشکرها از این نوشته :


  21. #11
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    نامواژه، دولت و مرزهاى ماد:

    در میان همه ی تیره های آریایی كه به سرزمین ایرانكوچیدند ، بزرگترین و نیرومندترین آنان مادها بودند. مادهاكه خودشان را با این نام می نامیدند ، خود را میان و ستونمهره ی آریاییان می انگاشتندو از همین روی بود كه خودرا ماد می خواندند.


    در زبان آنها، این واژه به معنای ستونمیانی و اساسی و دل كار بود. ماد ، مدی و مادی معنای
    میان و پارس و پارت معنای گرداگرد و پیرامون را میرساند. آنان چون خود را بسیار مهم می دانستند خود را بهاین نام می شناساندند.


    این واژه كه در زبان آریایی كنونیما به میان تبدیل شده، به زبانهای اروپایی نیز راه یافتهاست. همچنین در ساختن واژه های بسیاری در همه ی زبانهایاروپایی به كار گرفته شده است. برای نمونه در مدیوم بهمعنای میانه ( میانگین ) یا در نام جهانی دریای مدیترانهكه در جهان باستان آن را دریای میانه زمین می دانستند و اكنون نیز گروهی از ملتها درست همین نام را بكار می برند ( دریای میانه زمین ) نیز به خوبی آشكار است.


    مادها نخستین گروه مهم از آریاییانند كه به سازماندهیو پیكربندی حكومت ملی كامیاب شدند و درفش آزادیو خوداتكایی آریاییان را در بیش از سه هزاروسیصد سالپیش برافراشتند. نیاكان آریایی ما پس از شكست دادنامپراتوری خونخوار و ترسناک آشور كه در به بردگیكشاندن مردمان خاورمیانه سخت ترین شیوه ها را به كارمی برد ، نه تنها خود را از شرارتهای ایشان رها ساختند ،بلكه ملتهای همسایه ی دیگر را كه دامنه ی تجاوزهایآشوریان ، هر از چند گاه گریبانگیر ایشان می شد را هم آزاد كردند.


    اینگونه بود كه دامنه ی فرمانروایی ایشان در همهی بخش باختری ایران از دریای كاسپین ( مازندران ) وایران مركزی در خاور شمال خاوری تا همه ی سرزمینهایباختری ایران كنونی و بخشهای پهناوری از خاک تركیه یامروزی و دو كشور عراق و سوریه گسترش یافت . اكنوننیز پس از گذشت هزاران سال اگر به پراكندگی ایرانینژادان در سه كشور نامبرده نگریسته شود ، همه یبخشهای كردنشین این سه كشور و نیز سرزمینهایپیرامونی ایشان فرمانبردار مادها بوده اند و بخشی از ماد كهن را در بر می گرفته اند.

  22. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما pareparvaz51 برای ارسال این پست سودمند:


  23. #12
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض


    ماد در لغت نامه دهخدا و فرهنگ فارسي معين :

    ماد. (اِخ )
    دولتماد.
    پادشاهیماد.

    سلسله ٔ پادشاهیایرانیکهقومماد آنرا در سال 705 ق .م . در ناحیه ٔ مادتشکیل داد.
    قبایل مختلف ماد در برابر تجاوزهای پیدرپی پادشاهان آشور و از آنجمله وادانیراری سوم ، شلم نصر دوم ، شمسیاداد، تیگلات پالسر چهارم ، سارگن دوم و سناخریب متحد شدند و دولت ماد رابوجود آوردند.


    نام ماد برای نخستین بار در کتیبه ٔ شلم نصر دوم که در سال 844 ق .م . بهماد لشکر کشید، ذکر شده .


    شمسیاداد نیز ناممادها را بردهتیگلاتپالسر چهارمهمدر 744 ق .م . بهماد لشکر کشیدو از سرزمینماد بخشهاییرا بهکشور آشور ضمیمهکرد.
    او بیشاز 60 هزار اسیر گرفت و با گله های گاو، گوسفند، قاطر و شتر به کالاه (کالح ) پایتخت آشور برد.


    سارگن دوم با مردم «منای » که با مادها خویشی داشتند ودر جنوب دریاچه ٔ ارومیه ساکن بودند جنگ کرد و «دیااکو» را به اسارت بهحماة در شام برد.
    بعضی از مورخان این شخص را با نخستین پادشاه ماد کههرودوت آنرا «دیوکس » نامیده یکی می دانند.


    پس از هجوم کیمری ها به «اورارتو» و شمال آشور این دولت در خطر افتاد.
    «آسور حیدون » پادشاه آشورکه در برابر اتحاد کیمری ها با قبایل آریایی مسکون در آذربایجان قرارگرفتهبود تا کوه دماوند پیش راند ولی «کشات ریت » مادی با گروهی از مادها،کیمری ها، مانی ها و سکاها وی را عقب رانده ، و در قلعه ٔ «کی شاشو» بر اوحمله برد،اما شکست یافت .


    از مطالب بالا روشن می شود که در نیمه ٔ اول قرن 7 ق .م . در شمال غربی ایراندولتهایی وجود داشته که ماد نیز یکی از آنها بوده است .


    هردوت می نویسد: آشوریها در آسیا پانصد سال حکومت کردند.
    اول مردمی که سر از اطاعت آنهاپیچیدند مادها بودند.
    اینها برای آزادی جنگیدند، و رشادتها نمودند و ازقید بندگی رستند.


    هردوت از طوایف ماد شش طایفه را نام می برد،بوس ها،پارتاکن ها، ستروخات ها، آریسانت ها، بودیها و مغها.
    این طوایف هرکدامزندگی سیاسی و اجتماعی جداگانه داشتند که بنابر نوشته ٔ هردوت دیوکس آنهارا متحدساخت و دولت ماد را تشکیل داد.


    از نوشته های هرودوت چنین برمی آیدکه دولت ماد در 701 یا 708 ق .م . تأسیس شد و 150 سالدوامیافتو در سال550 ق .م . بهدستکورشبزرگبرچیدهشد.


    دولت ماد را می توان پیشاهنگ دولت آریایی و دولت بزرگ هخامنشیدانست چه «هووخشتر» دولتهای نیرومند آن زمان یعنی آشور و بابل را ضعیفساخت و بر ارمنستان و آسیای صغیر تا رود هالیس دست یافت . عیلام ، پارس ،هیرکانی ، طبرستان و باکتری از دولت ماد اطاعت میکردند. این دولت اصولکشورداری قبایل متحد و فنون نوین جنگ را بوجود آورد. چنانکه کوروش بزرگ پساز فتح ماد همدان را که پایتخت دولت ماد بود، مرکز پادشاهی خود قرار داد وپارسیان از آداب و رسوم و حتی طرز پوشاک مادها بهره مند شدند.



    از تمدندولت ماد آثار زیادی باقی نمانده و هیچ کتیبه ای که نشان دهنده ٔ خط وزبان آنها باشد بدست نیامده ، اما هم در کتیبه های آشور و هم در سنگ نوشتههای هخامنشی وجود تمدنی در ماد محرز میشود. بعلاوه چند نمونه از آثار مادباقی است که پایه ٔ تمدن آن را نشان میدهد. این آثار عبارتند :

    از مجسمه ٔشیری از سنگ در نزدیکی همدان ، صورت حجاری شده ٔمردی با لباس مادی در دخمهای نزدیک سرپل ذهاب که اکنون آنرا «دکان داود» مینامند،
    تصویر فروهر برسنگ در بالای دخمه در نزدیکی صحنه ،
    دخمه ای در دیران لرستان که اکنونآنرا «اتاق فرهاد» میخوانند.
    پیکره ٔ حجاری شده ٔ مردی در حالت پرستش دردخمه ٔ کوچکی در ده «نواسحاق وند» نزدیک کرمانشاه و تصویر شاه و روحانی دردو طرف مشعل آتش در قیز قاپان .
    علاوه بر اینها شهر همدان با هفت قلعه ٔرنگارنگ و کاخی که در آن بوده نشان دهنده ٔ تمدن درخشان ماد است .

    «پولیبیوس » درباره ٔ قصر همدان مینویسد: ستونهای این قصر از چوب سدر و سروساخته شده ، روی آنها را با لوحه های سیمین و زرین پوشانیده اند و تختههای پوشش عمارت هم از نقره ٔ خالص است .

    از زبان و خط مادنشانه ای نیست ولی مورخان معتقدند زبان آنها بازبان پارسها اختلاف زیادینداشته . از مذهب ماد نیز اطلاع صحیحی در دست نیست ولی از تصویر برجسته ٔسنگی که در قیزقاپان ، از دوره ٔ ماد پیدا شده و آن پادشاه و روحانی را دردو طرف آتش نشان میدهد، بر میاید که مادها نیز میترا پرست و آتش پرست بودهاند. و اگر گفته ٔ آن عده از تاریخ نویسان راست باشد که زردشت از کناردریاچه ٔ «چیچست » برخاسته باید گفت مادها نیز به دو نیروی آهورامزدا واهریمن عقیده داشتند. بنا بر عقیده ٔ همین محققان مغها که طایفه ٔ روحانیمادها بودند مذهب را با سحر و جادو آلوده ساختند و زردشت چون خواست دین راپاک گرداند، مغها بر او شوریدند و وی بناچار به باختر رفت و در آنجا دینخود را گسترد.


    تشکیل دولت ماد در تاریخ شرق قدیم از این لحاظ اهمیت داردکه برای نخستین بار دولتی بزرگ از میان نژاد آریا برخاست . برتری نژادسامی را پایان داد و سبب شد که دولت آریایی و بزرگ هخامنشی ایجاد شود،چنانکه پاره ای از محققان دولت هخامنشی را دنباله و مکمل دولت مادمیدانند.

  24. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما pareparvaz51 برای ارسال این پست سودمند:


  25. #13
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    پادشاهان ماد


    مادها نخستین قبایل ایرانی هستند که تشکیل حکومت و دولت مستقل داده و درفلات ایران سکنا گزیده اند. چه زمانی مادها به فلات ایران آمده اند، هیچکس آن را به درستی نمی داند ولی آنچه مسلم است که تاسیس دولت ایشان درروزگار اقتدار آشوریان بوده، چون که در کتیبه های آشوری به دفعات مختلف ازآن ها یاد شده است.


    هر چند در آثار آشوری که تقریبآ مربوط به سده ی نهم قبل از میلاد می باشد،از مادها نه به عنوان یک دولت، بلکه قبایلی پراکنده یاد شده است. هرودوتدر تاریخ خود ( پلوتارخ ) می نویسد:


    قبایل ماد شش قبیله می باشند، آنهامردمی کشاورز و دامپرور بوده که نه تنها با هم اتحادی نداشته بلکه گاهمنازعاتی بین ایشان روی می داد.

    همین تفرقه و تشت باعث شد تا قبایل شش گانه ی ماد زیر سلطه ی آشوریها قرارگیرند و توسط این قوم جنگ جو و سفاک قرنها استثار شوند. از آنجا که مادهافطرتا صلح جو آرامش طلب بوده اند و به جنگ دلبستگی نداشتند سلطه ی آشوریهارا پذیرفته بوده اند. از میان قبایل ماد، پارتاکن ها جنگجوی دلیر بوده اندوی بر عکس ایشان مغ ها، نجیب و صلح جو بوده اند. سرانجام یکی از بزرگان مابه نام دیااکو ( دیوکس ) که مقام قضاوت را در میان ایشان بر عهده داشت،قبایل شش گانه ی ماد را با هم متحد نمود و اولین دولت مادها را بنیاد نهاد.


    گویند دیااکو مقام شامخی در میان قبیله ی خویش داشت، او به منازعات ودرگیری های بین مردم قوم خود، رسیدگی می نمود و درباره ی کار ایشان قضاوتمی کرد. تا اینکه مدتی بعد به بهانه ی اینکه از کارهای شخصی خود عقبافتاده است، از این کار استعفا داد. بعد از این ماجرا دزدی و ناامنی آنجارا فرا گرفت و مادها دست به دامن او شده و از وی خواستند که ریاست آنها رابر عهده گیرد. دیااکو بعد از اینکه اختیارات تام از ایشان گرفت، اینکار راپذیرفت.




    مرحوم مشیرالدوله پیرنیا در تاریخ ایران باستان نوشته‌ی خویش، دو روایت درباره پادشاهان ماد نقل میکند که از قول دو مورخ یونانی به نام « کتزیاس»ctesias)) مورخ وپزشک دربار اردشیر دوم و ملکه پروشات (پری‌زاد) و دیگر هرودوت (herodotus) یونانی که به پدر تاریخ معروف است.
    مشیرالدوله پیرنیاروایت هرودوت را معتبر دانسته وروایت کتزیاس را مورد شک و تردید قرارداده و از این لحاظ ما دراین بخش نام پادشاهان ماد را طبق هر دو روایت نقل کرده و سپس مفصلاً به شرح مندرجات تاریخ هرودوت درباره مادها میپردازیم . کتزیاس تعداد پادشاهان ماد را 9 نفر به شرح زیر میداند که ما عیناً از تاریخ از ماد تا پهلوی نوشته استاد حبیب الله شاملوئی از انتشارات صفی علیشاه ، تهران 1348 نقل میکنیم .


    1- « آرباکس»(arbax)(28 سال)
    2- « مانداکس» (mandax)(50 سال)
    3- « سوسارمس»(sussarmease)(28 سال)
    4- « آرتی کاس»(articasse)(50 سال)
    5- « آربیان»(arbiyan)(22 سال)
    6- « آرتی یس»(arteyesse)(40 سال)
    7- « آرتی سن»(artyssen)(22 سال)
    8- « آستی باراس»(astibarasse)(40 سال)
    9- « آس تی گاس»(astigasse)(35 سال)

    طول مدت سلطنت آنها به 315 سال میرسد و در صورتی که طبق گفته هرودوت چهار نفر به شرح زیر سلطنت میکنند که مجموعاً 157 سال سلطنت میکنند .

    این دو مورخ یعنی هرودوت و کتزیاس فقط بر سر موضوع پادشاهی آخرین فرمانروای ماد یعنی آس تس گاس (استیاگس) اشتراک نظر دارند.



  26. کاربران : 4 تشکر کرده اند از شما pareparvaz51 برای ارسال این پست سودمند:


  27. #14
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    فهرست پادشان ماد از نظر هرودوت به قرار زیر است.

    1- «
    دیوکس»(diokes)(53 سال)
    2- «
    فروریتش»(fravartis)(22 سال)
    3- «
    هوخشتره»(huvakhsatra)(48 سال)
    4- «
    استیاگس»(astiagosse)(34 سال)

    اگراحتمالاً نوشته های کتزیاس درست باشد که نیست ، تاریخ مادها از آغاز سدهنهم قبل از میلاد آغاز میشود .«نولدکه»(noldke)خاورشناس آلمانی میگوید که : کتزیاس فهرست خود را موافق گفته ای مادی ها نوشته است و آنان خواسته انداز جهت احساسات قومی ، مدت دوام دولت خود را به دو برابر و بیشتر بکنند،به همین دلیل نوشته های کتزیاس مورد توجه نیست چون «دیودورسیسیلی»(diodore desicile)مورخ یونانی که در قرن اول قبل از میلاد میزیست بخشهایی از تاریخ کتزیاس درباره مادها را درتاریخ خود وارد کرده ومطالبی به آن افزوده است .


    دیااکو ( دیوکس ) ( 708 _ 655 قبل از میلاد )
    فروتیش ( 655 _ 633 قبل از میلاد )
    هووخ شتر ( 633 _ 585 قبل از میلاد )
    ایخ توویگو ( استیاگ ) ( 585 _ 550 قبل از میلاد )

  28. کاربران : 4 تشکر کرده اند از شما pareparvaz51 برای ارسال این پست سودمند:


  29. #15
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض


    دیااکو ( دیوکس ) ( 708 _ 655 قبل از میلاد )


    تاريخ تولد : 750 قبل از ميلاد
    تاريخ درگذشت : 675 قبل از ميلاد

    هرودوت تاريخ نويس يوناني مي گويد : ديااکو پسر فرورتيش چنانآوازه اي در حسن دادخواهي داشت که ابتدا اهالي روستايي که در آ» زندگي ميکردند و سپس همه افراد قبيله اش براي رفع دعواهايشان ؛ به او مراجعه ميکردند .


    وي چون قدرت خويش را دريافت شايعه در افکند که بخاطر بازماندن ازکارهاي خصوصي خود نمي تواند تمام اوقاتش را به داوري ميان افراد صرف کند . از اين رو از کار داوري کناره گرفت . به دنبال اين اقدام دزدي و بي نظميآغاز گرديد .


    روئساي طوايف و قبايل ماد دور هم گرد آمدند که چه کنيم کهديگر داوري چون ديوکس ( ديااکو ) بر ما داوري نخواهد کرد و هر روز دزدان وغارتگران بر ما هجوم مي آورند و از مجازات عمل نمي ترسند ؛ پس از شوري کهکردند به اين نتيجه رسيدند که از ديوکس ( ديااکو ) بخواهند تا به عنوانشاه به آنها حکومت کند وجلو اين دزدان و غارتگران را بگيرد پس به منزل وي رفته و تقاضايشان را بااو در ميان گذاردند . ديوکس هم که دقيقا همين انتظار را داشت گفت من برايقبول اين کار چند شرط دارم که بايد عملي کنيد .


    اول اينکه برايم قصريبسازيد و برايم سربازاني محيا سازيد تا از من حمايت و پاسداري کنند . اينشروط را روساي قبايل قبول کردند و ديوکس ( ديااکو ) از اين تاريخ به بعدشاه مادها شد .

    اولين اقدام شاه جديد فراهم آوردن نگهباناني براي خود وسپس ساختن پايتخت بود . وي براي اين منظور همدان را که يوناني ها اکباتانهميگويند جهت پايتخت برگزيد . البته ديوکس ( ديااکو ) از قرار معلوم اينشهر را بنا نکرد زيرا اين شهر در کتيبه تيگلات پلسر اول تخت عنوان امدانهذکر شده است .


    اما پادشاه ماد بر جمعيت آن افزود ؛ نام هگمتانه به معنيجاي اجتماع مي باشد و ظاهرا بدان اشاره دارد که طوايف مادي که در گذشتهپراکنده بودند ؛ به گونه اي متراکم در آنجا جمع شدند . شهر جديد احتمالااز روي نمونه شهرهاي جلگه اي بنا گرديد .


    اين شهر بر روي تپه اي ساخته شدهو هفت ديوار تو در تو داشت که ديوارهاي دروني به ترتيب مشرف بر ديوارهايبيروني بودند ؛ بطوري که دروني ترين ديوار از بقيه ديوارها بلند تر بود . قصر پادشاه که خزاين او در آنجا نگهداري مي شد ؛ درون هفتمين ديوار واقعشده بود .


    اين ديوار که دروني ترين ديوار هفتگانه به شمار مي رفت ؛ کنگرههاي زرگون داشت و حال آنکه ديوارهاي ديگر مانند برج بيروس نيمرود رنگهايروشن داشتند . اين کنگره ها و بويژه رنگ هاي آن در نزد بابليان نمادهايخورشيد و ماه و سيارات بودند اما در نزد مادها اين گونه رنگ آميزي صرفاوام گيري هنري بوده .


    ديوکس ( ديااکو ) ؛ در اين کاخ مراسمي براي بار نيزمقرر مي داشت که احتمالا به تقليد از دستگاههاي آشور بوده است . در اينکاخ کسي نمي توانست با شاه روبرو شود و دادخواست ها را پيامگذاران به شاهمي دادند .


    بدين منظور اين آيين تشريفات وضع شده بود تا با دشوار کردندسترسي به پادشاه ترس و اخترام در دل مردم القا کنند . ديوکس ( ديااکو ) در مدت پنجاه و سه سال پادشاهي فرصت آن را داشت که قبايل ماد را که تا آن زمان پراکنده بودند متحدسازد و به مليت واحدي مبدل کند .


    اگر او همان ديااکويي نباشد که در کتيبههاي آشوري از آن نام رفته لا اقل اين خوش اقبالي را داشته که آشوريان بهوي نپرداختند ( نجنگيدن ) زيرا سناخريب در جنگ بابل و ايلام ( سوزيانا ) آن قدر گرفتار بودند که ديگر مجال انديشيدن به کوههاي بلند و صعب العبورکردستان را نداشتند و تنها خطري که از جانب آشور ؛ مادها را تهديد مي کرد؛ اعزام نيروي آشوري يه الليپي يعني کرمانشاه کنوني بوده است . بقيه نقاطکشور همچنان در سکون و آرامش بود و خراجش را به صورتي منظم مي پرداختبطوري که آشوريان هيچ بهانه اي براي مداخله نيافتند .


    خلاصه :

    او هفت دیوار در اطراف همدان ایجاد نمود که هر یک از آنها دارای یک رنگبوده و برجهای آن طلایی رنگ بوده. دوران حکومت و پادشاهی دیااکو باپادشاهی سنخاریب سلطان آشور مصادف بود. از آنجایی که سنخاریب در طول حکومتخویش سر گرم جنگ با عیلامی ها و بابلی ها بود فرصت چندانی نداشت تا بهمادها توجه نماید، از طرف دیگر دیااکو که طبعی آرام و صلح جو داشت با دادنباج و خراج سرزمین خویش را از تعرض آشوریها مصون داشته بود.
    از کارهای مهم دیااکو متحد نمودن قبایل شش گانه ی ماد بود و علاوه بر آنبه آبادانی شهرها و مناطق مختلف سرزمین خود همت گمارد و از میان ایشان بهجمع آوری سپاه مشغول شد تا در صورت لزوم با دشمنان جنگیده و آنها را نابودگرداند. او میخواست دشمن اصلی مادها آشور را نابود کند ولی قبل از اینکهبتواند کاری انجام دهد دار فانی را وداع گفت.





  30. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما pareparvaz51 برای ارسال این پست سودمند:


  31. #16
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    کياکسار يا هوخشتره :

    تاريخ تولد : 655 قبل از ميلاد
    تاريخ درگذشت : 585 قبل از ميلاد

    نام هووخشتره به صورتهاي کياکسار ، کياکزار ، کواکسارس وسياکزار نيز ظبط شده است ، وي پسر خشثريت بوده است .آغاز سلطنت رسميهوخشتره پس از سال 625 قبل از ميلاد بوده است ، هوخشتره در همين سال بهکين خواهي پدرش از آشور به آنجا تاخت اما مورد مقاومت سکاها به فرماندهيماديس که متحد آشور بودند ، واقع گرديد ، سرانجام روزي هوخشتره و گروهي ازمادها جمع زيادي از سکاها را به ميهماني دعوت کردند و چون همه را مستکردند ، همه ايشان را به قتل رساندند ، و بدينگونه مادها توانستند قدرت ازدست رفته خود را باز يابند ، به روايت هرودوت هوخشتره توانست سپاه را براساس نوع اسلحه به گروه هااي نيزه دار ، کماندار و سواره نظام تقسيم کند ،همين نظام بخشيدن به لشکريان توانست در جنگهاي آينده ، کمک بزرگ و تعيينکننده اي براي او باشد آشور بانيپال حدود سال ??? ق . م درگذشت ؛ در ايامفرمانروايي جانشين او ساراکس ؛ بنوپلسنر ؛ جاکم بابل سربر افراشته و خودرا شاه خواند .

    وي نخست عليه مهاجمان ناشناخته اي که از دهانه هاي دجله وفرات مي آمدند لشکر کسيد ؛ ولي بعلت ناتواني بعدها مادي ها را به ياريخويش طلبيد و در نتيجه هوخشتره به او پيوست . نينوا در محاصره افتاد وهنگامي که پادشاه آشور مقاومت را بيهوده ديد ؛ خرمني از آتش برافروخت ؛خود و خانواده اش را در آن افکند و به هلاکت رساند .

    در نتيجه پايتخت آشور به اشغال سپاهيان دشمن در آمد و با خاک يکسانگرديد و چنانکه از لوح استوانه بنونيد پلسر ؛ حاکم بابل بر مي آيد ديگرشهر ها و معابدي که پلسر را ياري نکرده بودند به سرنوشت پايتخت آشورگرفتار آمدند .

    از اين تاريخ مادها بر بخش بزرگي از آسياي غربي فرمانروايييافتند . بنوکد نصر ( بخت النصر ) پسر و جانشين بنويد پلسر ؛ عقد اتحاديبا آنها منعقد کرد و با آمي تيس دختر هوخشتره ازدواج کرد ؛ درحاليکه بابليان دشت ها را در تصرف خويش داشتند .

    مادها نيز از فرصتاستفاده نموده تمامي سرزمين ايران را به تصرف خود در آورده و بتدريج ازيکطرف به ارمنستان و از طرف ديگر تا مرکز آسياي صغيريعني کاپادوکيه پيشرفتند . فتح تمامي اين مناطق براي مادها آسان تر بود ؛ زيرا کيمري ها ( سيمري ها ) و اسکيتها ( سکاها ) تمامي بلاد آباد و مناطق مذکور را غارت وويران کرده بودند و پيش از آمدن مادها مناطق فوق چنان دستخوش هرج و مرج وبي نظمي شده بود که قدرت ايستادن در برابر مهاجمان خارجي را نداشت .

    پيشروي مادها در کنار رود هاليس ( قزل ايرماق کنوني ) که خود را با مملکتجنگجو و قدرتمند ليدي رودررو ديدند متوقف کرديد . پادشاه ليدي در آن زمانآلياتس نام داشت که از پادشاهان مقتدر آن زمان بشمار مي رفت . البته جنگميان ليدي و ماد شش سال طول کشيد . و در اين مدت هيچ يک از طرفين بر ديگريپيروزي نيافت .

    در سال هفتم ؛ کسوفي پديد آمد که گويند تالس ميلتس فيلسوف يوناني آن را پيشگويي کرده بودطرفين از اين کسوف ترسيدند و دست از جنگ کشيدند و پس از گفتگويي چند و ميانجي گري پادشاه بابل بين دو طرف صلح برقرار شد و رودخانه هاليس ؛ مرز بين دو دولت تعيين شد . يکسال بعد از انعقاد قرارداد با دولت ليدي هوخشتره در گذشت او مي بايست شخصيتي پر توان و قدرتمند و همچنين سازماندهي برجسته بوده باشد ؛ زيرا ماد را که مغلوب آشوريان و سکاها بود ؛ به چنان پايگاهي رساند که بر هر دو دست يافته ؛ سکاها را از قلمرو خود بيرون و نينوا را فتح کرد و نيمي از آسياي صغير را به تصرف خود در آورد هرودوت مي گويد که هوخشتره ؛ هسته هاي جداگانه اي از تير اندازان و سواران را که در گذشته همه با هم مي جنگيدند تشکيل داد . هوخشتره در سال 585 قبل از ميلاد پس از صلح با ليدي درگذشت.


  32. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما pareparvaz51 برای ارسال این پست سودمند:


  33. #17
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    فروتیش ( 655 _ 633 قبل از میلاد )


    تاريخ درگذشت : 653 قبل از ميلاد

    محل دفن : به حدس کامرون در يکي از گور دخمه هاي کنار جاده اصلي ايران - بابل نزديک بيستون

    پس از ديوکس ( ديااکو ) پسرش فرورتيس که نام نياي خود را داشتبه تخت پادشاهي نشست . او با پرداخت منظم خراج به دولت آشور که در آنهنگام آشور بانيپال پادشاه آن بود . سياست پدر را که حفظ مناسب حسنه باآشور بود ادامه داد و نيز مانند پدر به فتح و جذب ديگر قبايل ماد که درفلات ايران مستقر شده بودند پرداخت .


    مادها در اين راه ولايت پارس را که با سکنه آن خويشاوند بودند متصرف شدند . آنها که با اين پيروزيهاشجاع و دلير شده بودند کوشيدند تا يوغ بندگي را از گردن خويش بردارند و دررسيدن به اين هدف به آشور حمله بردند ؛ اما سپاهيان کار آزموده آشوري کهسر انجام دولت ايلام را مغلوب و مطيع کرده بودند و از انضباط شديديبرخوردار بودند و نيز با جنگ افزار بزرگ مي شدند ؛ براي مادهاي مشهور وجسور ؛ بسيار خطرناک بشمار مي رفتند .


    در نتيجه سعي مادها ثمر بخش نبوده وعاقبت در برابر دشمن شکست خوردند و فرورتيس ( فرااورت ) ؛ پس از بيست و دوسال پادشاهي به هلاکت رسيد و بيشتر سپاهيانش نابود گرديدند .


    پس از کشتهشدن فرورتيس ؛ هوخشتره ( کياکسار ) که مديري قابل و سرداري فاتح بود بهپادشاهي رسيد . شکستي که به قيمت جان فرااورت ( فرورتيس ) تمام شده بود بهاو آموخت سربازاني که روساي زمين دار جمع مي کنند هرگز از عهده سپاهيانمنظم بر نمي آيند ؛ از اين رو بر آن شد تا سپاهي از روي نمونه سپاه آشورتشکيل دهد ؛ پيادگاني که هر يک به کمان و شمشير و يک يا دو زوبين مسلحبودند و سواراني که در سايه پرورش اسب که در ميان مادها رايج بود ؛ پيش ازسواره نظام دشمن بودند . لشکرياني که به تير و کمان مسلح بودند که در همهشرايط ؛ در حمله و عقب نشيني بسوي دشمن تيراندازي کنند .





    خلاصه :

    فروتیش پسر دیااکو بود که بعد از پدر به جانشینی او برگزیده شد. فروتیشهمان سیاست پدر را در پیش گرفت و کوشش خود را در اتحاد مادها به منتهیدرجه ی خود رسانید. او سعی در توسعه ی سرزمین مادها از جانت شرق و جنوبنمود و سپس سرزمین پارس را که یگی دیگر از اقوام ایرانی در آن سکنا داشتندبه تصرفات خویش افزود. او اینک گمان می کرد که انرژی لازم را برای جنگ باآشوری ها دارا می باشد.


    در این هنگام پادشاه آشور، آشور بنی پال که یکی از پادشاهان دلیر و جنگآور آن کشور بود، سرانجام دو پادشاه ایران و آشور با یکدیگر درگیر شدند وفروتیش پادشاه ماد از آشور بنی پال شکست خورد و خود در میدان کارزار کشتهشد.




  34. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما pareparvaz51 برای ارسال این پست سودمند:


  35. #18
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    آستيياگ يا ايخ توويگو :

    تاريخ درگذشت : 550 قبل از ميلاد

    جانشين کياکسار ( هوخشتره ) سلطنت خود از يک طرفبه سياست جهانگشايي را دنبال کرده و از سوي ديگر به سر و سامان دادن وضعداخلي کشور پرداخت . او چون بنا به قرارداد صلحي که پدرش با پادشاه ليديبسته بود نمي توانست به آسياي صغير دست يابد سپاهيان خوذ را براي فتح بينالنهرين و شمال سوريه گسيل داشت . حکومت آستيياگ در تاريخ ماد دوران اوجمادها را نشان ميدهد . در زمان حکومت اين پادشاه قلمرو مادها در شرق بهنواحي مرکزي فلات ايران در غرب به رود هاليس و در جنوب تا خليج فارس گسترشيافته بود . آستيياگ در طول حکومت خود کوشش کرد تا از قدرت نامحدود اشرافبکتهد روي همين اصل با آنها به گونه اي خودکامه رفتار مي کرد و در عين حالقدرت روحانيون ( مغ ها ) رو به فزوني مي رفت . در چنين شرايطي قسمتي ازاشراف ماد به رهبري يکي از خويشاوندان شاه و فرمانده ارتش به نام گارپاگاتماس هايي با شاه پارس يعني کورش دوم برقرار کردند و به اين ترتيب کورشعليه پادشاه ماد به پا خواست .سه سال پس از اين قيام هنگاميکه آستيياگ به پارس لشکر مي کشيد ارتش تحت فرمان او عليهپادشاه ماد شوريده او را دستگير کرده و به کورش تسليم کردند اين مطلب رايک تاريخ نگار بابلي گفته اما بنا بگفته هرودوت فقط قسمتي از ارتش ماد کهجزو توطيه کنندگان نبودند بسختي با پارس ها جنگيدند و ديگران آشکارا بهآنها پيوستند . بهر حال کورش دوم پادشاه هخامنشي در اين نبرد پيروز شده ودولت هخامنشي جايگزين مادها شده .

  36. کاربران : 3 تشکر کرده اند از شما pareparvaz51 برای ارسال این پست سودمند:


  37. #19
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض

    معماري دوران مادها


    بررسی هنر معماری ماد با کمبود مدارک موجود، کاری سهل و آساننیست، قطعاً مادها هم مانند اسلاف خویش برخوردار از آثار معماری قابل بحثیبوده اند موید این مطب آثار بدست آمده از کاوش های اخیر باستان شناسی تپههگمتانه و همچنین معماری صخره ای است که از آنها به جای مانده است.

    معماری مادی شامل دو بخش می باشد:

    معماریصخره ای:
    ایجاد حفره و وسعت دادن آن، فضای مورد احتیاج مثلاً خانه یاآرامگاهی ایجاد شود. حاصل این عمل مبارزه جویانه ی انسان با کوه و صخره راکه برای دستیابی به فضایی استوار و ماندگار انجام می شود، معماری صخره ایمی نامیم. به عبارت دیگر معماری صخره ای از مصالح آزاد و معمولی ساختمانبه وجود نمی آید بلکه از صخره ای طبیعی است و در جهت عکس معماری آزاد ومعمولی عمل می کند آثار معماری صخره ای مادها اکثراً در نواحی غرب ایران (کردستان – آذربایجان غربی- کرمانشاه و همچنین در بخشی از خاک عراق (کردستان عراق) پراکنده است و اغلب جنبه ی مذهبی دارند.



    معماری معمولی:
    این آثار در محلهایی به نام تپه نوشیجان ملایر و گودین تپه و باباخان، تپههگمتانه، زیویه و .... قرار دارند که در کاوش های باستان شناسی بدست آمدهاست.

  38. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما pareparvaz51 برای ارسال این پست سودمند:


  39. #20
    pareparvaz51 آواتار ها
    pareparvaz51 آفلاين است همکار قدیمی بخش فرهنگ و تاریخ
    تاریخ عضویت
    May 2008
    نوشته ها
    3,303
    تشکر
    3,970
    تشکر شده 8,245 بار در 3,636 پست
    لايك دريافتي
    0
    لايك كرده
    0

    پیش فرض


    با آغاز كاوش‌هاي جديد در تپه باستاني نوشيجان ملايرنيايشگاه مادها از دل خاك بيرون آمد

    با حمايت مالي سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان همدان،تعيين حريم «تپه باستاني نوشيجان» كه مهم‌ترين نيايشگاه مادها را در خودجاي داده است با انجام 70 گمانه باستان شناسي آغاز شد. هدف باستان‌شناسان از ايجاد 70 گمانه باستان‌شناسي در اطراف اين تپهباستاني، مشخص كردن محدوده اين تپه است.

    قدمت اين تپه تاريخي كه مهم‌ترين نيايشگاه مادها محسوب مي‌شود به دوره عصر آهن 3 و اوايل دوره مادها تعلق دارد.


    مهرداد ملكزاده، سرپرست هياتباستان‌شناسي تپه نوشيجان در اين خصوص گفت: هدف از اين برنامه پژوهشي، درگام نخست تعيين عرصه و حريم اين تپه تاريخي است و نظر به اهميت اين تپهباستاني، لازم است كه حريم قانوني آن مشخص شود تا از ورود صدمات و لطماتاحتمالي به آن جلوگيري گردد.


    وي افزود: تاكنون 50 گمانهباستان‌شناسي پيرامون تپه نوشيجان ايجاد شده كه محدوده اين تپه باستاني رامشخص كرده است، بر اين اساس و به منظور دقت بيشتر در تعيين حريم اين تپه،گمانه‌هاي باستان‌شناسي به 70 گمانه نيز مي‌رسد.

    ملكزاده با اشاره به اين‌كهآخرين مطالعات باستان‌شناسي در «تپه نوشيجان» به پيش از انقلاب و كاوش‌هاي «ديويد استروناخ» بازمي‌گردد، گفت: در پي آن آتشكده‌اي زيبا به همراهمعماري خشتي از دوره مادها كشف شد و از آن تاريخ تاكنون اين تپه تاريخيمورد مطالعه و پژوهش قرار نگرفته است.


    او اضافه كرد: هيات پژوهشي اينتپه قصد دارد پس از تعيين حريم تپه، به منظور تكميل مطالعات باستان‌شناسيدر اين محوطه باستاني، كاوش‌هاي باستان‌شناسي خود را با همكاري پژوهشگاهسازمان ميراث فرهنگي و سازمان ميراث فرهنگي استان همدان به انجام برساند.


    از آنجا كه «نوشيجان تپه» بناييتخريب شده نيست و احتمالا در دوره هخامنشيان از درون با سنگ پر و بخش‌هايبيروني آن نيز با خشت و سنگ استتار شده، اين بنا به طور كامل سالم به دستآمده است و به همين علت از آن به عنوان يكي از اتفاقات نادر باستان‌شناسيياد مي‌شود.

    در حال حاضر با نصب سوله‌اي رويبخش نيايشگاه مركزي و انبارها، اين بخش مورد محافظت قرار گرفته وبرنامه‌ريزي جدي براي حفاظت از تالار ستون‌دار و نيايشگاه غربي آن همضرورت دارد.

  40. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما pareparvaz51 برای ارسال این پست سودمند:


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 11:25 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به  شرکت فرهنگ سازان  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت پيگرد قانوني دارد
سئو و بهينه سازي : سئو
Powered by vBulletin® Version 4.2.2 Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved