تالار های نیک صالحی

برگشت   تالار های نیک صالحی > فرهنگ > شعر و ادبيات
پاسخ
 
ابزارهاي موضوع جستجو اين تالار نمايش رسم
  #1  
قديم 5th February 2007
آواتار s_mary
s_mary s_mary آفلاين است
كاربر خيلي فعال
 
تاريخ عضويت: Apr 2006
پست ها: 1,193
دریک: 24,992
سپاس ها: 4,256
از این کاربر 3,302 بار در 1,190 پست سپاسگزاري شده
محل اقامت: تهران
جنسیت شما: زن
Lightbulb جايگاه انسان در ادبيات مدرن

جايگاه انسان در ادبيات مدرن
عباس موذن

« آن چه كه مردم بيش از هر چيز از آن مي ترسند برداشتن گامي نو‏ يا گفتن كلامي تازه است . »
ا
ين سخن را داستايوسكي از زبان راسكولنيكف جوان بيان مي كند ؛ وهمانگونه كه نيچه معتقد است ، سفر به وادي هنر مدرن ، مخاطره هاي عميق مخصوص به خود را نيز دارد ، راسكولنيكف با جنايت خود، اين گام تازه را بر مي دارد! اين حركت ، يا به عبارت ديگر اولين گام ، نيازمند اضطراب و دلهره اي جدي ست تا بتواند انسان آسيب پذير و مضطرب اين عرصه را معرفي كرده و جهان فكري نويني را دوباره بنا كند .
در ساخت شخصيت ادبي كافكا دوعامل مهم نقش اساسي دارند ؛ ابتدا نگاه متفاوت او به داستان و ديگر استفاده ي گسترده و راهبردي وي از سبك و بازي هاي زباني در جهت به حاشيه كشيدن گره هاي داستان است . وجه تمايز نزديكي را مي توان درآثاربورخس و كافكا قائل شد . در ميان آثار بورخس به عنوان نويسنده اي پست مدرن، مي توان رد پاهايي ازادگارآلن پو را مشاهده كرد. آلن پو معتقد بود كه آدمي نبايد خود را دراختيار موقعيت هاي روزمره و صرف زندگي قرار دهد چرا كه روزمره گي خود به خود از تخيل تهي ست . البته پروست به عنوان نويسنده اي مدرن نيز چنين كاري مي كند. به اين معنا كه با ايجاد كردن چند گره ي كوچك ، از گره ي اصلي دور شده اما براي گشودن آن دوباره مجبور به طرح و گسترش موضوع داستان مي شود .
به نظر بورخس ، يك اثرادبي مي بايد از تجربه هاي شخصي فراتر رود . نويسنده بايد بتواند تجربه هاي شخصي و روزمره اي را كه هر روز در كنارمان جريان دارد را ابتدا ذخيره كرده و سپس از پتانسيل به دست آمده ،‌ آن ها را با رويدادهاي مهم و شگفتي كه مي توانند مستقل و تاثير گذارهم باشند ، در يكديگر تنيده و به چالش درآورد . شايد فقط دراين جا مي توان تفاوت و قابليت مهم رمان پست مدرن با رمان نو، سوررئاليسم يا اين كه رمان هايي به سبك رئاليسم جادويي را شناخت . رمان نو، هستي را به مرتبه اشياء و نمونه برداري ديكته وار از طبيعت تنزل مي دهد.

نويسندگان زيادي مثل آلبركامو و ساتر، كافكا را قوي ترين نويسنده ي پست مدرن جهان مي دانند . كافكا با استفاده از معما و راز ، امر نوشتن را از جبرگرايي يك جامعه شناختي يا روان شناختي كه مي كوشد نويسندگي را با منابع مادي و فيزيكي توضيح دهند رها مي سازد . درمكتب رئاليسم جادويي ، سحر و جادو به گونه اي با عناصر جادويي كنارهم قرار مي گيرند كه نياز و خاستگاه شخصيت و كاراكتر رمان را ارضاء كنند . به گفته ديگر، او عناصر دنيوي را آنگونه كه آدم هاي داستان در مخيلشان دوست داشته و تصور مي كنند دراختيارشان قرار مي دهد . به گونه اي كه واقعيت و جادو با هم مخلوط شده و با هم ، زمان و مكاني مطلوب را پي ريزي مي كنند. اما شخصيت هاي كافكا ، رها از نيازهاي روزمره ،‌ خود تبعيد شده هايي هستند كه مي توانند تمام مرزها، اعم ازاخلاقي، قانوني، فرهنگي و رواني را زير پا بگذارند .



براي انسان مدرن هيچ مدينه ي فاضله اي وجود ندارد. انسان در دنيا غريب است . آن هم غريبه اي كه مانند پرومته ، خود به خود توان و لياقت آن را دارد كه صاحب همه چيز باشد .
خدايي كه محكوم است در پست ترين درجات هستي عذاب بودن را تحمل كند .
از ميان نويسندگان معاصر آمريكايي نيز مي توان جي . دي . سلينجر را نام برد . درون مايه ي داستان هاي سلينجر تنهايي انسان هاست . البته جنس اين تنهايي ، خاص است . منظورم آدم هاي خاص نيست چرا كه آدم هاي سلينجر اصلن خاص نيستند . او با خلق اين گونه شخصيت ها فقط حس همدردي خواننده را تحريك مي كند . به همين ترتيب مي توان شخصيت آكاكي گوگول را در« شنل» مثال زد .
آكاكي ، كارمندي ست كه هيچ كدام از همكارانش او را نمي فهمند . مسخره اش مي كنند و مثل يك دلقك به او مي خندند . تا جايي كه آكاكي فرياد مي زند :
« من مثل شما هستم و فرقي با شما ندارم .» در شنل ، تنها شخصيتي كه خواننده مي تواند با او همزاد پنداري كند ، همان آكاكي ست . در شنل ، اين ترسو و مسخره بودن آكاكي نيست كه به داستان نمود مي دهد بلكه موقعيت شغلي و محيط كارمندي ست كه حقير و سياه جلوه مي كند . آكاكي التماس مي كند تا همكارانش او را اذيت نكنند اما شخصيت هاي كافكا آن قدر از نظر روحي قدرتمند هستند كه هيچ چيز نمي تواند در برابر سئوال هاي آن ها پاسخي در خور شاًن و مرتبتشان ارائه دهد ! البته انسان هاي كافكا ، اين قدرت و توان را دارند كه تمامي مرزها و هويت هاي مادي خود را به جريان هايي سيال تبديل كنند . همان گونه كه هنريك ايبسن ، نمايشنامه نويس مي گويد: زندگي كردن ، راه رفتن با اشباح است اما نوشتن يعني انديشيدن .
__________________
مکن از خوا ب بیدارم.........
پاسخ با نقل قول
7 کاربر روبرو سپاسگزاری کرده اند از s_mary بخاطر پست مفیدش :
م.رحمتی (19th January 2008), BANOO_HELEN (17th March 2007), IRAN PARAST (15th January 2009), يگانه (30th June 2008), mersede62 (1st July 2009), Rainyboy (14th February 2007), sara-l (3rd April 2007)
  #2  
قديم 30th June 2008
آواتار يگانه
يگانه يگانه آفلاين است
کاربر متوسط
 
تاريخ عضويت: May 2008
گوشي موبايل: 6630
پست ها: 331
دریک: 7,528
سپاس ها: 1,525
از این کاربر 2,056 بار در 1,210 پست سپاسگزاري شده
محل اقامت: ايران
سن شما: 30
جنسیت شما: زن
پيش گزيده

من فكر مي كنم انسان امروزي كاملا سر گشته س،و به دنبال معناهاي گم شده در زندگيش مي گرده.
انسان مدرن در اشيا و ابزار زندگي گم شده،و به دنبال كشف دوباره ي خودشه.
انسان مدرن دنبال معجزه س.با تمام وجودش
پاسخ با نقل قول
کاربران مقابل سپاسگزاری کرده اند از يگانه بخاطر پست مفیدش :
IRAN PARAST (15th January 2009)
  #3  
قديم 15th January 2009
آواتار IRAN PARAST
IRAN PARAST IRAN PARAST آفلاين است
كاربر عالي
 
تاريخ عضويت: Jan 2009
گوشي موبايل: N 73
پست ها: 703
دریک: 6,733
سپاس ها: 1,548
از این کاربر 1,685 بار در 864 پست سپاسگزاري شده
محل اقامت: اهواز
سن شما: 26
جنسیت شما: مرد
پيش گزيده

تلاش کن تا عظمت در نگاه تو باشد نه در آن چیزی که به آن نگاه میکنی


زیبایی‌شناسی ناب دوران مدرن
تمایز ویژگی ذاتی دوران مدرن است. ساختارهای تشکیل دهنده جهان به دلیل تخصصی شدن و انباشت درونی از یکدیگر متمایز شده‌اند. به این ترتیب جهان برای کنشگرانی نه یک کلیت منسجم که مفهومی چندپاره دارد و آن‌ها می‌بایست که بر اساس میزان سرمایه، تربیت اجتماعی و تجربیات شخصی جایگاه خود را در این میدانها تثبیت کنند و رابطه کنشگران با میدان بسیار انعطاف‌پذیر است. موفقیت در دوران مدرن در میزان تسلط بر سرمایه‌های یک میدان است، به این ترتیب نویسنده‌ای که تنها به نوشتن می‌پردازد و بر سرمایه‌های میدان ادبی سوار است جایگاه بالاتری در میدان دارد. بر خلاف دوران ماقبل مدرن که فرد موفق کسی بود که بر چندین حوزه مختلف تسلط داشت، در حقیقت تراکم دانش در هر حوزه‌ای امکان ظهور مجدد چنین افرادی را از بین برده‌است و کنشگرانی که در میدان‌های مختلف سرگردان هستند، نمی‌توانند جایگاه خود را ارتقا دهند.
در چنین جهان متمایز و چندپاره‌ای نمی‌توان هدف مشترکی برای کنشگران میدان‌های متفاوت سیاست، اقتصاد، هنر... در نظر گرفت. تنها هدف مشترک در این جا دستیابی به بالاترین موقعیت در هر میدان است. به این ترتیب باید پرسید که میدان‌های مختلف از جمله میدان هنری و ادبی چه توجیهی برای پدید آمدن خود می‌یابند.
"جهان غایتی ندارد تغییر خود تغییر را توجیه میکند" این جمله داروین عبارت مناسبی برای توضیح این مطلب است که میدان‌های مختلف چگونه به وجود خود معنا می‌دهند. در مدرنیته میدان‌های مختلف دیگر به موجودیتی فراتر از خود برای توجیه وجود و هستی خویش متوسل نمی‌شوند. بر این اساس زیبایی امری بی‌واسطه است، همان طور که در جهان مدرن سیاست ویژگی‌های ذاتی خود را دارد که آنرا جهت می‌دهد، میدان هنر و ادبیات نیز کاملا معطوف به خود عمل می‌کند در این جا است که بنا به نظریه بوردیو مفهوم زیبایی شناسی ناب شکل می‌گیرد زیبای برای زیبایی. اما این زیبایی از چه چیزی سرچشمه می‌گیرد؟

هنرمند/پیامبر دوران مدرن
زیبایی ناب مدرنیته از درون هنرمند به وجود می‌آید: هنرمندان پیامبرانی هستند که برای جاودانه شدن رنج می‌کشند. اگر در دوران سنت همه چیز قطعی بود و به دلیل همین قطعی بودن شخص هنرمند جایگاه خاصی را به دست نمی‌آورد. اما در دوران شک‌گرایی و نبودن هیچ هدف قطعی، هنرمندی که بتواند این عدم قطعیت را بازنمایی کند یا به عبارت دیگر رنج شناخت میزان و اشکال این سرگردانی را بپذیرد، صاحب موقعیت برجسته‌ای در میدان ادبی خواهد شد. تولد هنرمند امری کاملا معتبر است و اثر هنری اعتبار خود را نه از هدفی غایی بلکه از خالق خود می‌گیرد. می‌توان گفت که تولد هنرمند یا پیدا شدن نقش و جایگاهی برای چنین افرادی امری کاملا مدرن است جامعه در برابر رنجی که می‌کشند تعریف خاصی برای آن‌ها قایل است. در این میان اثر هنرمندی که بتواند کاملا بنا بر سرمایه‌های میدان ادبی عمل کند زیبا شناخته می‌شود یا زیبا است چون از درون شخصی جوشیده است کاملا با ویژگی‌های میدان هماهنگ است. به این ترتیب افرادی که کاملا با قواعد درونی میدان یا همان سرمایه‌ها هماهنگ هستند اجازه عبور از قواعد و خلق قوانینی جدید را دارند شاملو در ادبیات ایران نمونه‌ای از این افراد است زیرا به دلیل تسلط بر سرمایه‌های ادبی توانست سبک جدیدی را به وجود بیاورد.
رویکرد زیبایی شناسی، زیبا دانستن یک اثر هنری را این گونه توضیح می‌دهد که انتخاب یک اثر به عنوان اثر زیبا از میان انبوه آثار هنری تولید شده تنها به دلیل جوشش آن از درون هنرمند است و این گونه است که برای این زیبایی، صفت ناب را انتخاب می‌کنند و آن را در مقابل زیبایی شناسی عوامانه یا همان زیبایی معطوف به هدف قرار می‌دهند، دلیل اهمیت یافتن هنرمند نیز در همین جا است: در عصری که هدفی غایی وجود ندارد، شخص هنرمند می‌تواند راهنمای عمل ما باشد به صورتی که همذات پنداری با اشخاص داستان و شعر بسیار بالا است. پرسشی که بوردیو در این جا مطرح می‌کند درمورد منشا ناب بودن این زیبایی است و مهم‌تر این که چه کسانی می‌توانند به چنین بینشی دست یابند که زیبایی ناب را تشخیص دهند؟
در این جا است که باید به مفهوم منش در نظریه بوردیو بازگشت. بوردیو به دیالکتیک میان منش و میدان معتقد است و هنرمندان کسانی هستند که قدرت تاثیرگذاری منش آنها در قوی‌تر است، قدرت‌مند بودن منش در این افراد ممکن است برداشت اشتباهی را به وجود بیآورد که در نهایت نظریه ناب بودن زیبایی را تقویت کند.
اگر چه هنرمندان به ویژه آن گروهی که در مرکز میدان قرار دارند به دلیل انباشت سرمایه به ویژگی دست می‌یابند که می‌توان آن را جنون نوشتن نامید اما نمی‌توان این مسئله را به ویژگی شخصی و منحصر به فرد هنرمند یا روح درونی آنان ارتباط داد. منش در نظریه بوردیو اگر چه برای توضیح رفتار فرد به کار می‌رود اما هیچگاه نباد از یاد برد که منش امری اکتسابی است(دیالکتیک میان فرد و میدان) و در ذیل نهادهای مدرن پدید می‌آید. اعتقاد بوردیو به اکتسابی منش تا درجه ای است که او را متهم به ساختارگرایی می‌کنند اما این که چگونه تولیدکننده و مصرف‌کننده اثری را زیبا می دانند امری کاملا اکتسابی است که در جریان اجتماعی شدن آن را فرا می‌گیرند. در حقیقت اگر چه به نظر می‌رسد که در دوران مدرن هنر دیگر به اشراف جامعه تعلق ندارد اما باید توجه داشت که فرایند زیباسازی یک اثر کاملا درون میدان و بر اساس سرمایه‌ها صورت می‌گیرد و گروهی که به سرما‌یه‌های بیشتری دسترسی دارند می توانند زیبایی را شکل دهند.
__________________
مگر با کلمات می توان از علی سخن گفت ؟باید به سکوت گوش فرا داد تا از او چه ها می گوید ؟ او با علی آشناتر است
اگر دين جدم پيامبر (ص) جز با كشته شدن من استوار نميشود، پس ايشمشيرها مرا دريابيدامام حسین ع

پاسخ با نقل قول
کاربران مقابل سپاسگزاری کرده اند از IRAN PARAST بخاطر پست مفیدش :
mersede62 (1st July 2009)
پاسخ


کاربراني که اين گفتگو را مشاهده ميکنند: 1 (0 کاربران و 1 مهمان)
 
ابزارهاي موضوع جستجو اين تالار
جستجو اين تالار:

جستجو پيشرفته
نمايش رسم

قوانين ايجاد گفتگو در تالار
You may not post new threads
You may not post replies
You may not post attachments
You may not edit your posts

BB code is روشن
شکلک ها روشن هستند
کد [IMG] اکنون روشن ميباشد
HTML کد خاموش مي باشد
پرش




  جستجو در نيک صالحي جستجو در گوگل  


واحد زمان برحسب ساعت لندن +4.5. ساعت هم اکنون 06:13 PM.


Powered by: vBulletin Version 3.7.2
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises Ltd.
vBCredits v1.4 Copyright ©2007 - 2008, PixelFX Studios

کلیه حقوق این سایت متعلق به شرکت فرهنگ سازان می باشد هرگونه کپی برداری از مطالب این سایت پیگرد قانونی دارد
Copyright © 2003 - 2008 Danestani All rights reserved admin Forum Email Sx3D[at]niksalehi.com