تاریخ امروز :
تالار های تخصصی نیک صالحی - Powered by vBulletin
تبلیغات
تولبار جدید و آپدیت شده مخصوص نیک صالحی آماده دانلود است ، برای دانلود کلیک کنید.
صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456
نمایش نتایج: از 101 به 119 از 119
  1. #101
    عشق پرت آواتار ها
    عشق پرت آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    سن کاربر
    24
    محل سکونت
    دونستنش مهم نیست!!!
    نوشته ها
    30
    تشکر
    100
    تشکر شده 62 بار در 21 ارسال

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط tassoti نمایش پست ها
    سلام

    به نظر شما آیا طرح هدفمند کردن یارانه ها رو بازار ماهیان زینتی تاثیر گذار خواهد بود ؟ این تاثیر مثبت است یا منفی ؟

    با سلام
    به نظر من تو ايران يه سري اقلام وجود دارن كه نوسان قيمتشون رو كل بازار تاثير داره مخصوصا تو صنف هايي كه نظارت كمتري روشون انجام ميشه
    اين كالاها رو ميتونيم كالاهاي مادر نيز بناميم مثل بنزين و گندم
    هدفمند كردن يارانه ها بي شك رو قيمت ماهي تاثير داره چون اگه كسي كه ماهي پرورش ميده اگه بخواد آب بها رو بدونه يارانه بپردازه مابه تفاوتش رو مجبوره با ماهي حساب كنه
    هزينه حمل و نقل هم كه هميشه گل سرسبد گرونيه
    البته اين نظر شخصي خودمه و اگه از دوستان كسي هست كه اقتصاد خونده باشه بهتر ميتونه جواب بده
    منتظرشنيدن نظر دوستان هستم
    با تشكر

  2. 5 کاربر مقابل از عشق پرت عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  3. #102
    naserkhosro آواتار ها
    naserkhosro آفلاين است تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Nov 2008
    سن کاربر
    30
    نوشته ها
    2
    تشکر
    1
    تشکر شده 3 بار در 1 ارسال

    پیش فرض

    من 2 تا تانک دارم یکی 60 یکی 110 عیالم از دستشون ناراضیه میگه همش صدا میدن با اینکه هر دو درب چوبی دارن ولی بازم صدا بیرون میاد دلم نمیاد ولی شاید دیگه نتونم مقاومت کنم
    آکواریوم آماده
    http://tehranebuy.com/

  4. 3 کاربر مقابل از naserkhosro عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  5. #103
    swing آواتار ها
    swing آفلاين است همکار قدیمی بخش آبزیان آب شیرین
    تاریخ عضویت
    Sep 2008
    سن کاربر
    34
    محل سکونت
    samsung omnia
    نوشته ها
    762
    تشکر
    2,389
    تشکر شده 3,280 بار در 719 ارسال

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط naserkhosro نمایش پست ها
    من 2 تا تانک دارم یکی 60 یکی 110 عیالم از دستشون ناراضیه میگه همش صدا میدن با اینکه هر دو درب چوبی دارن ولی بازم صدا بیرون میاد دلم نمیاد ولی شاید دیگه نتونم مقاومت کنم
    درود
    یکی از دلایل اصلی ایجاد صدا در آکواریوم، پمپ هواست. برای کاهش صدای اون می تونید پمپ رو با نخ نایلونی از جایی آویزان کنید یا زیرش ابر بگذارید.
    فیلترتون هم اگه اینترناله، جریان هواش رو کم کنید.
    اما اگه همه اینها بهانه باشه و عیال مربوطه گیر داده باشن... کارت تمومه!
    با سپاس و احترام
    علی مظهر

  6. 2 کاربر مقابل از swing عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  7. #104
    movaffaq آواتار ها
    movaffaq آفلاين است مدیر بخش تغذیه وزنده زاها
    این نیز بگذرد
    تاریخ عضویت
    Sep 2009
    سن کاربر
    24
    محل سکونت
    ساری/همدان
    نوشته ها
    1,420
    تشکر
    4,760
    تشکر شده 5,687 بار در 1,316 ارسال

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط naserkhosro نمایش پست ها
    من 2 تا تانک دارم یکی 60 یکی 110 عیالم از دستشون ناراضیه میگه همش صدا میدن با اینکه هر دو درب چوبی دارن ولی بازم صدا بیرون میاد دلم نمیاد ولی شاید دیگه نتونم مقاومت کنم
    از چه پمپ هوایی استفاده می کنی
    از پمپ هوا با مارک هایلئا شماره 3 یا 4 استفاده کن اصلا صدا نداره تازه دیمر هم دارن و قدرت بالایی دارن

  8. 2 کاربر مقابل از movaffaq عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  9. #105
    naserkhosro آواتار ها
    naserkhosro آفلاين است تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Nov 2008
    سن کاربر
    30
    نوشته ها
    2
    تشکر
    1
    تشکر شده 3 بار در 1 ارسال

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط movaffaq نمایش پست ها
    از چه پمپ هوایی استفاده می کنی
    از پمپ هوا با مارک هایلئا شماره 3 یا 4 استفاده کن اصلا صدا نداره تازه دیمر هم دارن و قدرت بالایی دارن
    مارک هاشو نمیدونم 4 لول و 2 لول
    آکواریوم آماده
    http://tehranebuy.com/

  10. #106
    hormoz.farshi آواتار ها
    hormoz.farshi آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Jan 2010
    سن کاربر
    38
    نوشته ها
    48
    تشکر
    26
    تشکر شده 46 بار در 19 ارسال

    پیش فرض خاطره

    سلام به همه دوستان و اساتيد فن
    حفم اومد خاطره رو تعريف نکنم خاطره اي که تا آخر عمره هميشه در ذهنم ميمونه

    روز 5 شنبه مورخه 8 بهمن 1388 ساعت 1 بعد از ظهر تصميم گرفتم به توصيه يکي از اعضا به همراه پسر 5 ساله ام به ديدار آقاي بابک آژيده برم توي راه خيلي فکرم مشغول بود که اصلا آقاي آژيده منو ميپزيره يا نه
    به همين خاطر موبايلم رو برداشتم و يه زنگ به همراه آقاي آژيده زدم و در جواب شنيدم که گفت:"آقا بيا ... هستم "منم به سرعت ماشينم اضافه کردم و حدود ساعت 5/1 رسيدم .

    چند نفر داشتند ناهار ميخوردند .به خودم گفتم که آخه بابا جون الان وقت اومدن بود بعد با کمال پرويي از يکي از آقايان پرسيدم :" آقاي آژيده ؟"بعد چهره اي زيبا و مهربان اومد جلوم و گفت :"بله من هستم "بعد گفتم ناهارتون ميل کنين من منتظر ميمونم
    بعد از 15 دقيقه با مهربوني اومد پيش من و پسرم و شروع به توضيح در مورد ديسکسهاش کرد
    ماهيهاش انقدر زيبا بود که من مبهوتش شدم و تصميم گرفتم بعد از اينکه ماهيهام موردن و سيکل ازتم طي شد من رو بيارم به ماهي ديسکس

    نميدونم چه ساعتي از اونجا بيرون اومدم فقط ساعت 5 رسيدم خونه

    بچه ها ديدن ماهيهاي آقاي آژيده ( که از اين به بعد من بابک خان صداش ميکنم ) ضرر نداره

    آقاي آژيده هميشه موفق باشيد

  11. 4 کاربر مقابل از hormoz.farshi عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  12. #107
    payam5861 آواتار ها
    payam5861 آفلاين است تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Jun 2010
    نوشته ها
    9
    تشکر
    0
    تشکر شده 19 بار در 5 ارسال

    پیش فرض

    سفر به امريكاي جنوبي
    با يكي دوستان بين درختاي انبوه قدم ميزديم ، و از زيباي طبيعت لذت ميبرديم ، حس شاعرانه اي بهمون دست داده بود ، صداي پرنده ها ، و سكوت آرام بخش .... :o احترام به طبيعت و زيباي بيكرانش هردوي مارو تحت تاثير قرار داده بود ، راجع به اين صحبت ميكرديم كه چرا انسان با اينكه به سودمندي طبيعت واقفه باز هم در از بين بردن اون ابايي نداره ،در دل، انسان و يا هر موجود انسان نمايي رو سرزنش ميكردم و خودمون رو دلسوز طبيعت احساس ميكردم:(... به يك بركه زلال آب رسيديم ، زيبا و بي نظير بود، يك شيب تقريبا تند در بالا و ملايمتر در پايين ،علف هايي بلند و تر و تازه و درختاني سربه فلك كشيده در اطراف ، با سايه اي خنك بر گستره و انعكاسي رقصان بر سطح بركه ... تصميم گرفتيم لب بركه بريم و آبي به سرو صورت بزنيم ، با كمك هم خنكاي آب رو روي پوست صورتمون حس كرديم ، و از زلالي آب به وجد آمديم ... ناگهان در تاريك روشن بركه چشم من به تعدادي ديسكس زيبا با رنگهاي دلفريب در عمق آب افتاد، تمام تنم از اين كشف مور مور شد:eek: ، اونها رو به دوست طبيعت دوستم نشون دادم ، هيجان تمام وجودمون رو فرا گرفته بود ، ديسكس به اين زيباي تا به حال نديده بوديم ، اگر ميشد كه چند تا از اون ديسكس هاي رويايي رو با خودمون به شهر ببريم حتما تمام بچه ها از حسادت دق ميكردن ، اين افكار در اني از ذهن مون عبور كرد ، بايد دست بكار ميشديم ، اما هيچ ابزاري براي گرفتن اونها نداشتيم، خنكاي آب رو كه روي ساق پاهام حس كردم ،به خودم آمدم ، ديسكس ها هنوز اونجا بودن آرام و بي حركت ، به آهستگي به طرف اونها حركت كردم ، دوستم به اصرار من در حالي كه شلوارش رو تا زانو بالا زده بود كنار بركه اين پا و اون پا ميكرد و ديسكس هارو با دست نشون ميداد و و من رو تشويق ميكرد ، دستم رو توي آب فرو كردم و به آرامي يكي از اونها رو بيرون اوردم ، توي نور آفتاب در حالي كه اين موجود زيبا در دست من آرام بي حركت آبشش هاش رو باز و بسته ميكرد ،مبهوت زيبايش شده بودم ، زيبايي اون چشم هام رو خيره كرده بود ،سكوت لحظاتي همه جا رو فرا گرفت ، نگاهي به دوستم انداختم ، اون هم مثل من شگفت زده بود ، ناگهان در پس زمينه اون ، در بالاي شيب بركه ، آدم هاي زيادي رو ديدم كه به من و ماهي در دستم خيره شده بودن ، بله اون ها آدم هاي محلي بودن كه از سرو صداي ما به اونجا آمده بودن ، و با نگاه سرزنش بار شون من رو برانداز ميكردن:mad: ، با خودم گفتم حتما اينها از ارزش واقعي اين ماهي ها بي اطلاعن ، دوباره به ماهي نگاه كردم ، حضور اونها رو از ياد بردم ، و شروع به گرفتن ماهيهاي بيشتري كردم ، هركدوم زيبايي خاص خودشون رو داشتن ، بار سنگين نگاه مردم رو حس ميكردم
    خيلي از خواب ديشب پكرم ،زيباترين ديسكسم امروز سياه كرده ، بازم قرنطينه، دوست داشتم همين امروز تو رو آزاد كنم كه بري ، ...
    اما تو كجا امريكاي جنوبي كجا :(( اي اسير زيبايي
    ویرایش توسط payam5861 : July 5th, 2010 در ساعت 11:30 AM

  13. 3 کاربر مقابل از payam5861 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  14. #108
    payam5861 آواتار ها
    payam5861 آفلاين است تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Jun 2010
    نوشته ها
    9
    تشکر
    0
    تشکر شده 19 بار در 5 ارسال

    پیش فرض

    درود
    راستش من از اين كلمه ماهي باز خيلي بدم مياد ، ياد قمار باز و ... باز و غيره ميفتم
    حالا خاطره اي در همين مورد دارم كه براتون تعريف ميكنم :
    چند وقت پيش كه من بعد از مدتها دوباره تصميم گرفتم آكواريوم داري كنم ، به مهماني رفته بودم كه در اونجا يكي از اقوام همسرم كه دكتر هست و خيلي آدم قابل احترامي هست حضور داشت ، و من داشتم در جمع با اشتياق فراوان با يكي از اقوام هم سن و سال خودم در مورد ماهيها و خصوصا ديسكس ها صحبت ميكرديم كه ناگهان همون آقاي دكتر كه من فكر ميكردم داره از بحث ما لذت ميبره برگشت و گفت : ماهي بازي يعني كفتر بازي ديجيتال:eek:.:mad: من كه خيلي ناراحت شده بودم با تمام احترامي كه براي اون آقا قائل بودم گفتم: دست شما درد نكنه يعني ما كفتر بازيم ديگه:)). و ايشون جواب داد : عرض كردم ديجيتال . من بهتر ديدم زبان در كام بگيرم و خموشي پيشه كنم:mad:

  15. 4 کاربر مقابل از payam5861 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  16. #109
    قثظش123 آواتار ها
    قثظش123 آفلاين است کاربر معمولي
    تاریخ عضویت
    Jan 2010
    سن کاربر
    25
    نوشته ها
    92
    تشکر
    78
    تشکر شده 157 بار در 48 ارسال

    پیش فرض

    سلام یه خاطره تلخ و بزرگترین حماقتی که کردم یه تانک 40*40*ارتفاع 70با میز ام دی اف به همراه دو عدد فلاور ناز 10 -11 سانتی خوبو فروختم 50 تومان :((میگن بعضی وقتا ادم... میشه و اینو هیچ وقت یادم نمیره.

  17. #110
    m.power آواتار ها
    m.power آفلاين است کاربر متوسط
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    سن کاربر
    18
    محل سکونت
    تهران- آریا شهر
    نوشته ها
    279
    تشکر
    76
    تشکر شده 239 بار در 133 ارسال

    پیش فرض کباب شدن ماهی ها

    سلام خدمت شما استادید شاید لیاقت نداشته باشم با استادانی مثل شما هستید منم اظهار وجود کنم ولی این خاطره رو فراموش نمیکنم. یه روز نزدیکای عید سال 85 بود که من کلی ماهی گرفتم از جمله ( پرت . سورم . گرین تیلور . آروانا ) روز اول عید به خوبی گذشت ولی وقتی روز دوم از خواب پاشودم دیدم رنگ آب کدر شده و همه ماهی ها مردن نفسم بند اومده بود همشون سالم بودن نزدیک آکواریوم که شدم فهمیدم آب به 41 درجه رسیده بود ولی علتشو هیچوقت نفهمیدم که چرا بخاری من اون روز خاموش نکرده بود و تا صبح روشن موند اگه کسی علتشو میدونه ممنون میشم بهم بگه .

  18. #111
    m.power آواتار ها
    m.power آفلاين است کاربر متوسط
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    سن کاربر
    18
    محل سکونت
    تهران- آریا شهر
    نوشته ها
    279
    تشکر
    76
    تشکر شده 239 بار در 133 ارسال

    پیش فرض کباب شدن ماهی ها

    سلام خدمت شما استادید شاید لیاقت نداشته باشم با استادانی مثل شما هستید منم اظهار وجود کنم ولی این خاطره رو فراموش نمیکنم. یه روز نزدیکای عید سال 87 بود که من کلی ماهی گرفتم از جمله ( پرت . سورم . گرین تیلور . آروانا ) روز اول عید به خوبی گذشت ولی وقتی روز دوم از خواب پاشودم دیدم رنگ آب کدر شده و همه ماهی ها مردن نفسم بند اومده بود همشون سالم بودن نزدیک آکواریوم که شدم فهمیدم آب به 41 درجه رسیده بود ولی علتشو هیچوقت نفهمیدم که چرا بخاری من اون روز خاموش نکرده بود و تا صبح روشن موند اگه کسی علتشو میدونه ممنون میشم بهم بگه .

  19. 2 کاربر مقابل از m.power عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  20. #112
    pintorico آواتار ها
    pintorico آفلاين است کاربر معمولي
    تاریخ عضویت
    May 2011
    محل سکونت
    vivaz
    نوشته ها
    82
    تشکر
    142
    تشکر شده 195 بار در 49 ارسال

    پیش فرض

    بار اولي كه تصميم گرفتيم آكواريوم بزاريم من به بابام گفتم فردا ميرم فلان جا سفارش ميدم.گفت نه بابا نميخواد دوبله باهات حساب ميكنن من خودم بلدم درست كنم فقط اندازه شيشه هاشو بگير بديم ببره با هم درستش ميكنيم.خلاصه من ابعادو نوشتم 120*50*60!برديم داديم شيشه 6 ميل !بريدو بدون اينكه بين شيشه ها رو چسب بزنيم و پلي براش بزاريم به شيشه ها چسب نواري زديمو(فكر كنم فقط همين جاشو بلد بوديم!)بعد چسب آكواريومو با انگشت كشيديم(خيلي كثيف البته).خلاصه گذاشته بوديم خشك شه كه يه روز يكي از دوستام اومد خونه گفت به به مباركه چه آكواريومي.منم با كلي فخرفروشي گفتم اينه ديگه.كار خودمه.گفت خودت ساختيش؟؟!!!گفتم آره .بعد كه رفت جلو درست نگاش كرد زد زير خنده گفت يه وقت اينو آب نكني!100در100 ميتركه.بعد نشست روشنم كرد.خلاصه اون آكواريوم بزرگ تبديل شد به آكواريوم 50*30*50 كه اونم با كمك دوستم درست كرديم.الان دارم به اين فكر ميكنم اگه اونو پر ميكرديم چي ميشد؟

  21. 4 کاربر مقابل از pintorico عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  22. #113
    B.I.G.B.A.N.G آواتار ها
    B.I.G.B.A.N.G آفلاين است کاربر متوسط
    خواب دوست دارم و پول زیاد
    تاریخ عضویت
    Jul 2011
    سن کاربر
    23
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    246
    تشکر
    1,174
    تشکر شده 1,588 بار در 939 ارسال

    پیش فرض

    من اولین اکواریوم خودم رو وقتی 10 سالم بود را انداختم با چنتا از دوستان اشنایان مشورت کردم که چه ماهی بگیرم همه بهم گفته بودن که گوپی و مولی بگیر خیلی خوبه همش بچه میاره نگه داریش هم اسونه من هم خوشحال رفتم کلی گوپی گرفتم هر روز میشستم جلوشون منتظر بودم که بچه هاشون رو ببمینم دو سه روز بد دیدم یکی شون داره بچه میاره از خوشحالی داشتم بال در میاوردم از یک طرفم خون جلو چشمام رو گرفته بود چون داشتن بچه ها رو میخوردن اخر با یه ملاقه گوپی رو گرفتم انداختم توی یه لیوان هروقت بچه میریخت سری با قاشق بر میداشتمش مینداختم توی یه لیوان دیگه خلاصه دورانی داشتیم با ماهی بازی


  23. 4 کاربر مقابل از B.I.G.B.A.N.G عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  24. #114
    m.power آواتار ها
    m.power آفلاين است کاربر متوسط
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    سن کاربر
    18
    محل سکونت
    تهران- آریا شهر
    نوشته ها
    279
    تشکر
    76
    تشکر شده 239 بار در 133 ارسال

    پیش فرض رطوبت گیر

    با سلام .من چند سال پیش یه بسته میگو خشک خریدم که توش چند تا رطوبت گیر بود ( نمیدونستم رطوبت گیر چیه ) منم چقدر خوش حال شدم رطوبت گیر رو باز کردم و ریختم تو آب فکر کردم غذای مکمل و تقویتی . ماهی ها همه میومدن میخوردن تف میکردن منم فروشنده رو فوش میدادم که با این غذاش مرتیکه ...................

  25. 4 کاربر مقابل از m.power عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  26. #115
    just.for.you آفلاين است اخراج شده !
    اللهم عجل لولیک الفرج
    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    سن کاربر
    25
    محل سکونت
    کرج
    نوشته ها
    1,859
    تشکر
    22,443
    تشکر شده 10,323 بار در 2,022 ارسال

    پیش فرض

    سال89 تو تانکم 1 سیلور آروانا 45 سانتی . 3 تا گرین اسکات 12 سانتی . 2 تا گرین ترور 15 سانتی . 4 تا اسکار 12 سانتی . 1تا ردتیل 14 سانتی . 2 تا پروت 12 سانتی با 2 تا لجنخوار اسپرت 12 سانتی داشتم .ضرب العجلی واسم 1 مسافرت طولانی مدت پیش اومد و مجبور شدم ماهیامو رد کنم . ماهیارو ریختم تو 1 سطل بزرگ و بردم پیش آکواریوم فروشی که اکثرا از خودش خرید میکردم(کرج-رستاخیز-فرهاد) .خدا خیرش نده و از گلوش پایین نره انشاءالله.همشو رو هم 37 تومن برداشت. از شانس بدم تازه به ماهیم غذا داده بودم و و اصلا حواسم نبود که بعداز غذا -ماهی شدیدا به اکسیزن لازمه.دیگه نمیشد ماهیارو برگردونم خونه یا ببرم جای دیگه واسه فروش . خلاصه مجبورا دادم بهش . حرومش باشه . 9سال میشه آکواریوم دارم . ولی هیچوقت در این حد ضد حال نخورده بودم.حرومش باشه

  27. 2 کاربر مقابل از just.for.you عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  28. #116
    mo_og2012 آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    سن کاربر
    19
    محل سکونت
    مراغه
    نوشته ها
    30
    تشکر
    4
    تشکر شده 44 بار در 19 ارسال

    پیش فرض

    سلام
    ای خدا :((
    من یه تانک تازه درست کردم که اندازشم 1 متره ولی مشکل من اینه که من اینو برای اتاقم درست کرده بودم ولی پدر مادرم می گویند باید بزاری تو حال خودشم ما تو حال طبقه بالا (همون جا که میگن آکواریومتو بزار ) استفاده نمیکنیم و در اصل در طبقه پایین خونه میشینیم ولی این منم که تو طبقه بالا برای درسو کامپیوترو .... تو اتاقم میشینم در ضمن پایین هم نمیزارن ببرم به خدا دیوونه شدم :(( از طرفی حرف پدر مادرو نمیتونم زمین بندازم از طرفی هم اینطوری هیچ استفاده ایی از آکواریومم نمیبرم :((:((
    من چیکار کنم:((:((:((:((:((:((:((

  29. کاربر مقابل از mo_og2012 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  30. #117
    ahmad آواتار ها
    ahmad آفلاين است ناظر کل تالار ابزیان
    pressTV
    تاریخ عضویت
    Dec 2007
    سن کاربر
    33
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    2,408
    تشکر
    18,025
    تشکر شده 19,200 بار در 2,554 ارسال

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط mo_og2012 نمایش پست ها
    سلام
    ای خدا :((
    من یه تانک تازه درست کردم که اندازشم 1 متره ولی مشکل من اینه که من اینو برای اتاقم درست کرده بودم ولی پدر مادرم می گویند باید بزاری تو حال خودشم ما تو حال طبقه بالا (همون جا که میگن آکواریومتو بزار ) استفاده نمیکنیم و در اصل در طبقه پایین خونه میشینیم ولی این منم که تو طبقه بالا برای درسو کامپیوترو .... تو اتاقم میشینم در ضمن پایین هم نمیزارن ببرم به خدا دیوونه شدم :(( از طرفی حرف پدر مادرو نمیتونم زمین بندازم از طرفی هم اینطوری هیچ استفاده ایی از آکواریومم نمیبرم :((:((
    من چیکار کنم:((:((:((:((:((:((:((

    حرف بابا اینا رو گوش کن
    به نظرم اکواریوم اونم اکواریوم یه متری توی اتاق خواب زیاد جالب نیست، سر وصدای اکواریوم، رطوبت و کثافتکاری احتمالی موقع سیفون و تمیزکاری اکواریوم و.... برای اتاق خواب مناسب نیست

  31. 5 کاربر مقابل از ahmad عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  32. #118
    mo_og2012 آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    سن کاربر
    19
    محل سکونت
    مراغه
    نوشته ها
    30
    تشکر
    4
    تشکر شده 44 بار در 19 ارسال

    پیش فرض

    آکواریومو که برا ارواح نمیزارم برا خودم می خوام که نگاه کنم:( تو حالی که کسی توش زندگی نمی کنه کی می خواد از آکواریوم استفاده کنه؟؟؟؟؟:(

  33. 4 کاربر مقابل از mo_og2012 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  34. #119
    ArSene WenGer آواتار ها
    ArSene WenGer آفلاين است کاربر معمولي
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    نوشته ها
    110
    تشکر
    129
    تشکر شده 149 بار در 92 ارسال

    پیش فرض

    تا حالا هر چی ماهی خریدم بهجز گوپی و اوراتوس مرده :d

  35. کاربر مقابل از ArSene WenGer عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


صفحه 6 از 6 نخستنخست ... 23456

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 12:39 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به  شرکت فرهنگ سازان  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت پيگرد قانوني دارد
سئو و بهينه سازي : سئو
Powered by vBulletin® Version 4.2.2 Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved