تاریخ امروز :
تالار های تخصصی نیک صالحی - Powered by vBulletin
تبلیغات
تولبار جدید و آپدیت شده مخصوص نیک صالحی آماده دانلود است ، برای دانلود کلیک کنید.
صفحه 28 از 28 نخستنخست ... 182425262728
نمایش نتایج: از 541 به 555 از 555
  1. #541
    raya آواتار ها
    raya آفلاين است همکار قدیمی فروم نیک صالحی
    سلام دوستان
    تاریخ عضویت
    Feb 2007
    سن کاربر
    متولد 27 آبان 1362
    محل سکونت
    nokia N81
    نوشته ها
    0
    تشکر
    21,016
    تشکر شده 19,848 بار در 9,590 ارسال

    Exclamation اهمیت فراگیری اصطلاحات

    اهمیت فراگیری اصطلاحات
    اصطلاحات (idioms) کلمات و عبارات ثابتی هستند کـه یـا از لحاظ گرامری غیرعادی هستند (مثل «Long time, no see!» و یا از این جهت که دارای معنی‌ای هستند که نمی‌تواند از معانی کلمات تشکیل دهنده آن استخراج شود (مانند: It's raining cats and dogs!).
    هر زبانی دارای اصطلاحات خاص خودش می‌باشد و اغلب فراگیری آنها برای زبان‌آموزها دشوار می‌باشد.
    مثال:
    معنی تحت اللفظی (نه یک اصطلاح):
    - She broke the ice with a small hammer and dropped it into the blender.
    - او با کمک یک چکش کوچک یخ را شکست و آن را داخل دستگاه مخلوط کن انداخت.
    معنی اصطلاحی (یک اصطلاح):
    - Before the conference began, the speaker broke the ice with a joke.
    - قبل از آغاز کنفرانس، گوینده با یک لطیفه کارش را شروع کرد.
    همانطور که می‌بینید، این عبارت (to break the ice) دو معنی متفاوت دارد که معنی تحت‌اللفظی آن «شکستن یخ» و معنی اصطلاحی آن «کاری را آغاز کردن» می‌باشد.

    افعال چند قسمتی (Phrasal verbs) نـوع دیگری از اصطلاحات هستنـد که آنهـا را اغلب در انگلیسی محاوره ای می‌توان شنیـد. ساختـار افعـال چنـد قسمتی بـه صورت فعل + حرف اضافه (verb + preposition) می‌باشد و غالباً از 2 و گاهی 3 کلمه تشکیل می‌شوند. یک فعل چند قسمتی برای خود معنی خاصی دارد که با معنی کلمات تشکیل دهنده آن متفاوت است.
    چند مثال:
    back out جر زدن، خلف وعده کردن
    put off به تعویق انداختن
    show off خودنمایی کردن

    اصطلاحات و افعال چند قسمتی در انگلیسی محاوره‌ای نیز بسیار مورد استفاده قرار می‌گیرند و در بسیاری از آزمونهای زبان انگلیسی و از جمله در بخش شنیداری آزمون تافل نیز مهارت شما در شناخت و درک اصطلاحات انگلیسی مورد ارزیابی قرار می‌گیرد.
    اصطلاحات نقش بسیار مهمی را در زبان انگلیسی ایفا می‌کنند و در واقع کاربرد آنها چنان گسترده است که برای برقراری ارتباط مؤثر، چه در شنیدن و صحبت کردن و چه در خواندن و نوشتن، کاملاً ضروری به نظر می‌رسند.
    درک صحیح این اصطلاحات و یافتن این حس که آنها کی و چگونه مورد استفاده قرار بگیرند واقعاً می‌تواند توانایی شما را در خواندن متون انگلیسی و درک مکالمات روزمره افزایش دهد. اما چطور می‌توان این حجم زیاد اصطلاحاتی را که در نوشتارهای روزمره وجود دارد، فرا گرفت؟
    یک راه این است که لغات کلیدی خاصی را در زبان انگلیسی در نظر بگیرید و اصطلاحات مرتبط با آن را فرا بگیرید. بعنوان مثال لغت head، لغت کلیدی بسیاری از اصطلاحات است. یک «دیکشنری اصطلاحات» خوب حداقل 40 اصطلاح روزمره که دربرگیرنده این لغت می‌باشد را فهرست می‌کند. لغات کلیدی دیگری که با این هدف می‌توان جستجو کرد عبارتند از: رنگها، حیوانات معمولی، اعضای بدن (مثل چشم: eye) پدیده‌های طبیعی (مثل باد: wind، خورشید: sun و...).
    یک روش دیگر آن است که اصطلاحات انگلیسی را با اصطلاحات زبان مادری خودتان مقایسه کنید. این می‌تواند یک تمرین جالب و در عین حال وسیله‌ای برای بخاطر سپردن مؤثرتر اصطلاحات باشد. مثالهای زیر را در نظر بگیرید و به شباهتشان با معنی فارسی آنها دقت کنید:

    Close your eyes to something
    معادل فارسی: چشم پوشی کردن / معنی ظاهری: چشم خود را برروی چیزی بستن
    Button one's lips
    معادل فارسی: زیپ دهان خود را کشیدن / معنی ظاهری: دکمه‌های لب خود را بستن!
    Get something off one's chest
    معادل فارسی: دل خود را خالی کردن / معنی ظاهری: چیزی را از سینه خود خارج کردن
    Get up on the wrong side of the bed
    معادل فارسی: از دنده چپ برخاستن / معنی ظاهری: از سمت نادرست تخت برخاستن
    Give someone the cold shoulder
    معادل فارسی: با کسی سرد برخورد کردن / معنی ظاهری: به کسی شانه سرد دادن!
    Stand on one's own two feet
    معادل فارسی: روی پای خود ایستادن / معنی ظاهری: روی دو پای خود ایستادن
    Open a can of worms
    معادل فارسی: آتش در لانه زنبور کردن / معنی ظاهری: یک قوطی پر از کرم را باز کردن
    Scrape the bottom of the barrel
    معادل فارسی: کفگیر به ته دیگ رسیده / معنی ظاهری: ته بشکه را تمیز کردن
    Two heads are better than one
    معادل فارسی: یک دست صدا ندارد / معنی ظاهری: دو تا کله بهتر از یکی است
    Keep something under one's hat
    معادل فارسی: تو دل خود نگه داشتن / معنی ظاهری: چیزی را زیر کلاه خود نگه داشتن
    A bad vessel is seldom broken
    معادل فارسی: بادمجان بم آفت ندارد / معنی ظاهری: یک ظرف بد به ندرت می‌شکند
    White lie
    معادل فارسی: دروغ مصلحت آمیز / معنی ظاهری: دروغ سفید
    در ضمن بخاطر داشته باشید که با اصطلاحات همانند یک «تک واژه» برخورد کنید: یعنی همیشه کل عبارت را در دفتر لغتتان یادداشت کنید و از یادداشت یک یا چند کلمه از اصطلاح مورد نظر و یافتن معنی آنها خودداری نمایید، زیرا همانطور که گفته شد اصطلاحات برای خود معنی خاصی دارند و با معانی کلمات تشکیل دهنده خود تفاوت اساسی دارند.

    خدا حافظ همین حالا ....

  2. 3 کاربر مقابل از raya عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  3. #542
    Pneumatic-manutd آواتار ها
    Pneumatic-manutd آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Jul 2008
    سن کاربر
    14
    محل سکونت
    Nokia N85
    نوشته ها
    1,304
    تشکر
    1,100
    تشکر شده 1,482 بار در 865 ارسال

    پیش فرض

    ممنون جالب بود

    چند تا اصطلاح که گفتم بگم بد نیستن!

    to stay put: سر جای خودت ایستادن

    be under the weather: دمغ بودن!

    smell a rat: مشکوک شدن

    to call time: دست از کاری کشیدن

    in spite of everything: علی رغم همه چیز(هر مشکلی)example:in spite of everything I'll go on

    standing ovation: وقتی برای استقبال یا تشویق همه به احترام می ایستن و گاهی اوقات دست میزنن(دقیقا معنی خاصی توی فارسی نمیده!!! اگر کسی معنی دقیق تری رو میدونه لطفا بگه!)

    to say nothing of something: به علاوه example:our guests had two naughty children,to say nothing of their three dogs

    no see long: خیلی وقته ندیدمت!

    once upon a time: یکی بود یکی نبود! (برای اول قصه ها)

    what's up?: چه خبرا؟

    How is it going? : اوضاع و احوال چطوره؟

    play a trick/tricks on: شوخی کردن، دست انداختن، شیرین کاری کردن example:he played a trick on her

    play a hoax on: به کسی حقه زدن

    play at: به انجام کاری داشتن تظاهر کردن! example:the children were playing at cowboys

    all go: خیلی شلوغ

    be going on : نزدیک example:he must be going on eighty

    from the word go: از اول اول کار


    حالا همینا باشه تا بازم یادم بیاد!
    اگر میخواهید بهتر انگلیسی صحبت کنید
    و کلمات تازه تر یاد بگیرید،
    حتما یه سری به اینجا بزنید:


    Just Speak English


  4. 3 کاربر مقابل از Pneumatic-manutd عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  5. #543
    Pneumatic-manutd آواتار ها
    Pneumatic-manutd آفلاين است كاربر كارامد

    تاریخ عضویت
    Jul 2008
    سن کاربر
    14
    محل سکونت
    Nokia N85
    نوشته ها
    1,304
    تشکر
    1,100
    تشکر شده 1,482 بار در 865 ارسال

    پیش فرض

    چند تا دیگه:

    mouse-potato: معتاد به کامپیوتر

    coach-potato: معتاد به تلویزیون

    by fits and starts: دارای وقفه ها و شروع های مکرر! example:he did his work by fits and starts

    to see/think fit: صلاح دانستن example: Do it as you see fit

    to fit in: سازگار بودن

    to fit like a glove: دقیقا اندازه بودن

    fit out: مجهز کردن

    to give the go-by: بی محلی کردن- بی اعتنایی کردن example:we'll give all his stupid suggestions the go-by

    to make a go: موفق شدن در چیزی example: she has never owned a shop, but I think she'll make a go of it

    on the go: مشغول example: he's always on the go
    اگر میخواهید بهتر انگلیسی صحبت کنید
    و کلمات تازه تر یاد بگیرید،
    حتما یه سری به اینجا بزنید:


    Just Speak English


  6. 3 کاربر مقابل از Pneumatic-manutd عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  7. #544
    bexpect آفلاين است همکار قدیمی
    اگه نخوایم شعاربدیم کیو باید ببینیم؟
    تاریخ عضویت
    Jan 2009
    سن کاربر
    بالای 40
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    2,099
    تشکر
    2,995
    تشکر شده 4,697 بار در 2,142 ارسال

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط Pneumatic-manutd نمایش پست ها
    ممنون جالب بود

    چند تا اصطلاح که گفتم بگم بد نیستن!

    to stay put: سر جای خودت ایستادن

    be under the weather: دمغ بودن!

    smell a rat: مشکوک شدن

    to call time: دست از کاری کشیدن

    in spite of everything: علی رغم همه چیز(هر مشکلی)example:in spite of everything I'll go on

    standing ovation: وقتی برای استقبال یا تشویق همه به احترام می ایستن و گاهی اوقات دست میزنن(دقیقا معنی خاصی توی فارسی نمیده!!! اگر کسی معنی دقیق تری رو میدونه لطفا بگه!)

    to say nothing of something: به علاوه example:our guests had two naughty children,to say nothing of their three dogs

    no see long: خیلی وقته ندیدمت!

    once upon a time: یکی بود یکی نبود! (برای اول قصه ها)

    what's up?: چه خبرا؟

    How is it going? : اوضاع و احوال چطوره؟

    play a trick/tricks on: شوخی کردن، دست انداختن، شیرین کاری کردن example:he played a trick on her

    play a hoax on: به کسی حقه زدن

    play at: به انجام کاری داشتن تظاهر کردن! example:the children were playing at cowboys

    all go: خیلی شلوغ

    be going on : نزدیک example:he must be going on eighty

    from the word go: از اول اول کار

    حالا همینا باشه تا بازم یادم بیاد!
    اصطلاح what's up به اون معنی که فرمودین نیست.
    معادل واژه چه خبرا در احوالپرسی میشه: How's it going?

    وقتی شخصی ناراحت بنظر میرسه شخص دیگه ازش میپرسه چیه؟ یعنی چرا ناراحتی؟ اون موقع معادلش میشه What's up? و معادل تقریبیش میشه What's the matter?
    A new Language is A new Life




  8. 4 کاربر مقابل از bexpect عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  9. #545
    narkook آفلاين است تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Oct 2009
    سن کاربر
    32
    محل سکونت
    nokia n95
    نوشته ها
    1
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض

    what s up به معنی سلام میشه
    در زبا ن american slang

  10. #546
    bexpect آفلاين است همکار قدیمی
    اگه نخوایم شعاربدیم کیو باید ببینیم؟
    تاریخ عضویت
    Jan 2009
    سن کاربر
    بالای 40
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    2,099
    تشکر
    2,995
    تشکر شده 4,697 بار در 2,142 ارسال

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط narkook نمایش پست ها
    what s up به معنی سلام میشه
    در زبا ن american slang
    بنده حتی یک بار هم چنین چیزی نشنیدم. ولی خوب شنیدیم که گاها" برای احوالپرسی استفاده میشه.
    A new Language is A new Life




  11. #547
    raya آواتار ها
    raya آفلاين است همکار قدیمی فروم نیک صالحی
    سلام دوستان
    تاریخ عضویت
    Feb 2007
    سن کاربر
    متولد 27 آبان 1362
    محل سکونت
    nokia N81
    نوشته ها
    0
    تشکر
    21,016
    تشکر شده 19,848 بار در 9,590 ارسال

    پیش فرض

    White lie
    معادل فارسی: دروغ مصلحت آمیز / معنی ظاهری: دروغ سفید
    خدا حافظ همین حالا ....

  12. کاربر مقابل از raya عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  13. #548
    mehdi-p آواتار ها
    mehdi-p آفلاين است کاربر متوسط
    تا شقایق هست زندگی باید کرد
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    سن کاربر
    ............................
    محل سکونت
    ایلام،ایران
    نوشته ها
    210
    تشکر
    493
    تشکر شده 284 بار در 160 ارسال

    پیش فرض

    سلام دوستان اگه کسی میتونه این جمله رو تفسیر کنه واقعا ازش ممنون میشم six afraid of seven because 789

  14. #549
    7070 آفلاين است تازه وارد
    هرگز نگران فردا نباش چون خدا از همین حالا انجاست
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    سن کاربر
    23
    نوشته ها
    5
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض

    The bad things never dies.بادنجان بم افت ندارد. A wishfull thinking زهی خیال باطل

  15. #550
    7070 آفلاين است تازه وارد
    هرگز نگران فردا نباش چون خدا از همین حالا انجاست
    تاریخ عضویت
    Jul 2014
    سن کاربر
    23
    نوشته ها
    5
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض

    All roads lend to Rome به هر کجا که روی اسمان همین رنگی است. Let sleeping dogs lie گذشته هارا فراموش کن

  16. #551
    rad0701 آفلاين است تازه وارد
    rad0701
    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    نوشته ها
    3
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض

    به روي چشمم

    On my eyes.
    (your wish is my command)

    تكليف من را روشن كن.

    Light up my homework!
    (tell me what I'm supposed to do)


    خودت را به كوچه علي چپ نزن.

    Don't hit yourself into left Ali Street.

    (don't pretend you don't know anything about it)


    مرگ من؟
    To my death
    (really?)


    خوردم زمين پدرم در اومد.
    I ate the ground and my father came out!
    (I fell and it hurt a lot)





    آموزش زبان نصرت
    آموزش زبان ايتاليايي

    آموزش زبان آلماني

    آموزش زبان فرانسه

    آموزش عربی


    ویرایش توسط rad0701 : December 3rd, 2016 در ساعت 12:11 PM

  17. #552
    مغاک آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    11
    تشکر
    6
    تشکر شده 1 بار در 1 ارسال

    پیش فرض

    در پست اول نوشته شده "Prevention is better than cara" که بایستی باشه ‌"Prevention is better than cure".

  18. #553
    nahidmoradi آفلاين است تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    نوشته ها
    8
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض

    از اینکه به اشتراک گذاشتید ممنونم ولی مطمئن هستید، your wish is my command به معنای تكليف من را روشن كن. هست؟! از نظر من این به معنای تحت فرمان بودن هست.

  19. #554
    familyguard آفلاين است تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    نوشته ها
    6
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض

    زبان انگلیسی را می توان زبان دوم اکثر کشور های جهان دانست و به آن به عنوان یک زبان بین المللی نگاه کرد. همگان از اهمیت یادگیری زبان انگلیسی اگاه هستند و می دانند که یادگیری زبان انگلیسی، امروزه یکی از پیش نیاز های مهم بشر در امر آموزش می باشد. بسیاری از محققان و دانشمندان زبان شناسی و همچنین روانشناسی بر این باورند که بهترین زمان یادگیری زبان انگلیسی و یا بطور کلی، هر زبان دومی، سنین کودکی و نوجوانی می باشد. اما این امر نیاز به صرف وقت و استفاده از متد های آموزشی مختلفی می باشد. در این مطلب قصد داریم روش های آموزش زبان انگلیسی به کودکان را بازگو کنیم تا بتوانیم تعدادی از متدهای یادگیری را بشناسیم.
    آموزش زبان انگلیسی به کودکان

  20. #555
    GTar آفلاين است تازه وارد
    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    نوشته ها
    2
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 ارسال

    پیش فرض

    مثال هایی از صفت در زبان انگلیسی

    ابتدا جملات زیر را با توجه به کلماتی که در پرانتز داده شده با یک صفت مناسب کامل کنید و در نهایت در انتهای این نوشته پاسخ های خود را بررسی کنید.

    1. He is ………………… than his neighbors. (rich)
    2. The brides were much ……………… than the grooms. (young)
    3. He is too …………………… to be taught. (intelligent)
    4. He is ………………… than I thought him to be. (clever)
    5. When the old woman became ……………………, she began to move about. (strong)
    6. He is much ………………… now. (good)
    7. The offer was too ………………… to be true. (good)
    8. He fishes with …………………… success than I do. (great)
    9. Shakespeare is the …………………… playwright in English. (great)
    10. The pain was …………………… than he could bear. (much)
    11. The ………………… thing of all was that his son was rude to him. (bad)
    12. Jane was the ………………… player of the two. (good)

    پاسخ درست مثال های داده شده به شکل زیر است. پس از اینکه خودتان جملات بالا را پر کردید برای بررسی درستی جواب های خود پاسخنامه زیر را بررسی کنید.


    مثال هایی از صفت در زبان انگلیسی

    ابتدا جملات زیر را با توجه به کلماتی که در پرانتز داده شده با یک صفت مناسب کامل کنید و در نهایت در انتهای این نوشته پاسخ های خود را بررسی کنید.

    He is ………………… than his neighbors. (rich)
    The brides were much ……………… than the grooms. (young)
    He is too …………………… to be taught. (intelligent)
    He is ………………… than I thought him to be. (clever)
    When the old woman became ……………………, she began to move about. (strong)
    He is much ………………… now. (good)
    The offer was too ………………… to be true. (good)
    He fishes with …………………… success than I do. (great)
    Shakespeare is the …………………… playwright in English. (great)
    The pain was …………………… than he could bear. (much)
    The ………………… thing of all was that his son was rude to him. (bad)
    Jane was the ………………… player of the two. (good)

    پاسخ درست مثال های داده شده به شکل زیر است. پس از اینکه خودتان جملات بالا را پر کردید برای بررسی درستی جواب های خود پاسخنامه زیر را بررسی کنید.
    برای دریافت پاسخ درست مثال هایی از صفت در زبان انگلیسی کلیک کنید.
    ترجمه متن انگلیسی

صفحه 28 از 28 نخستنخست ... 182425262728

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 08:57 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به  شرکت فرهنگ سازان  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت پيگرد قانوني دارد
سئو و بهينه سازي : سئو
Powered by vBulletin® Version 4.2.2 Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved