تاریخ امروز :
تالار های تخصصی نیک صالحی - Powered by vBulletin
تبلیغات
تولبار جدید و آپدیت شده مخصوص نیک صالحی آماده دانلود است ، برای دانلود کلیک کنید.
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 40 از 53
  1. #21
    mehdi-p آواتار ها
    mehdi-p آفلاين است کاربر متوسط
    تا شقایق هست زندگی باید کرد
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    سن کاربر
    ............................
    محل سکونت
    ایلام،ایران
    نوشته ها
    210
    تشکر
    493
    تشکر شده 284 بار در 160 ارسال

    پیش فرض

    ببخشیدا ما چه کار کنیم همه همش تقصیر این فلاوره بود:eek: به من چه؟:))

  2. #22
    rezarst آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    سن کاربر
    22
    محل سکونت
    اراک
    نوشته ها
    18
    تشکر
    6
    تشکر شده 12 بار در 7 ارسال

    پیش فرض

    جنایات رضا

    2 یا 3 سال بود آک. داشتم زبرا ها خیلی کرم ریختن با توری کرفتم شون ریختمشون اسطل آشغال

    در سال 4 و 5 فامیل یه پنکوسی 30 40 سانتی برام آورد گفت
    آک. خراب شده شب اول زیادی زد به شیشه صبح با چاقو کشتمش ریختم سطل آشغال

    در سال قبل فلاور نر - سورم 2 عدد و چند تا ماهی دیگه ازشون خسته شدم انقدر بهشون غذا ندادم همدیگرو کشتن

  3. 3 کاربر مقابل از rezarst عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  4. #23
    rezarst آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    سن کاربر
    22
    محل سکونت
    اراک
    نوشته ها
    18
    تشکر
    6
    تشکر شده 12 بار در 7 ارسال

    پیش فرض

    یادم رفت بگم یک هفته پیش ماکرو زرد و 2 عدد ماکرو آبی به خاطر خرید آروانا ی بزرگ انداختم توی آک. تکثیر

    برق رفت بود امدم دیدم دهناشون باز شده بود مرده بودن

    3 روز پیش آروانا در یک حرکت کم نظیر یکی از مارو های ماده که کوچک بود رو در دهان گرفت بخت بد ازش عکس گرفتم ترسید ماکرو رو ول کرد داشتم کلی کیف میکردم که حالم گرفته شد عکس۰۱۸۴.jpg

  5. #24
    mehdi-p آواتار ها
    mehdi-p آفلاين است کاربر متوسط
    تا شقایق هست زندگی باید کرد
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    سن کاربر
    ............................
    محل سکونت
    ایلام،ایران
    نوشته ها
    210
    تشکر
    493
    تشکر شده 284 بار در 160 ارسال

    پیش فرض

    مرد حسابی این دیگه چه جنایاتی بود که انجام دادی قاتل اگه من این کارهایی که تو انجام دادی میدادم هیچوقت خودمو نمیبخشیدم
    اینقدر جنایت هات سهمگین بود که من یادم رفت اول سلام کنم بعد هم ورودت رو به نیک تبریک بگم

  6. 2 کاربر مقابل از mehdi-p عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  7. #25
    m.rahimi.m آواتار ها
    m.rahimi.m آفلاين است كاربر ویژه بخش بازارچه آبزیان
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    سن کاربر
    خیلی زیاد
    نوشته ها
    1,856
    تشکر
    8,929
    تشکر شده 8,348 بار در 2,065 ارسال

    پیش فرض

    دوست عزیز من نکن توروخدا این کارارو وقتی یکی از ماهیای من میمیره کلی غصه میخورم :(حالا شما کیف میکنید عزیزم :d

  8. کاربر مقابل از m.rahimi.m عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  9. #26
    rezarst آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    سن کاربر
    22
    محل سکونت
    اراک
    نوشته ها
    18
    تشکر
    6
    تشکر شده 12 بار در 7 ارسال

    پیش فرض

    تازه خیلی از کارام یادم رفته گهگاهی یادم میاد

    2سال پیش یه آروانا سیلور گرفتم بعد 6 ماه خیلی خوب بزرگ شده بود غذا خیلی خوب می خورد دست ومیبردی طرف آک. دستو می گرفت تو فکش

    یه شب افتاده بود بیرون از آک. ( تو قسمت آروانا سیلور نوشتمش ) پا رفت روش بعد که انداختمش توی آک. نصف پولکهاش کنده شده بود و یوری میرفت به خودم گفتم زنده میمونه نگو آقای لجن خوار بهش چسبیده بود ودخلش رو اورد

    از اون به بعد دیدگه به ماهی های دیگه توجهی نکردم

    این بدترین مرگ یکی از ماهی هام بود که براش ناراحت شدم چون آروانام برام خیلی عزیز بود وقتی می پرید و غدارو قاپ میزد دیدنی بود :((:((:((

  10. #27
    parham88 آواتار ها
    parham88 آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Jan 2012
    نوشته ها
    22
    تشکر
    10
    تشکر شده 45 بار در 31 ارسال

    پیش فرض

    سلام شاید اینی که میگم بدترین جنایتی باشه که تا حالا کسی انجام داده
    14 ساله بودم که اولین آکم راه انداختم یکبار که میخواستم آبشو عوض کنم ماهیارو انداختم تو قابلمه روحی گذاشتم رو بخاری سرد نشه آبشون ولی بعدش یادم رفتو.>:).......خدا منوببخشه بچه بودم نفهمیدم:((

  11. کاربر مقابل از parham88 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  12. #28
    ahmad57 آواتار ها
    ahmad57 آفلاين است كاربر عالي
    هرگز از رودی که خشک شده است به خاطر گذشته اش سپاسگذاری نمیکنند
    تاریخ عضویت
    Oct 2011
    سن کاربر
    34
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    768
    تشکر
    4,829
    تشکر شده 1,551 بار در 603 ارسال

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط rezarst نمایش پست ها
    جنایات رضا

    2 یا 3 سال بود آک. داشتم زبرا ها خیلی کرم ریختن با توری کرفتم شون ریختمشون اسطل آشغال

    در سال 4 و 5 فامیل یه پنکوسی 30 40 سانتی برام آورد گفت
    آک. خراب شده شب اول زیادی زد به شیشه صبح با چاقو کشتمش ریختم سطل آشغال

    در سال قبل فلاور نر - سورم 2 عدد و چند تا ماهی دیگه ازشون خسته شدم انقدر بهشون غذا ندادم همدیگرو کشتن

    باورم نمیشه
    حتما داری شوخی میکنی

  13. کاربر مقابل از ahmad57 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  14. #29
    بوئین آواتار ها
    بوئین آفلاين است کاربر معمولي
    تاریخ عضویت
    Sep 2011
    سن کاربر
    33
    نوشته ها
    83
    تشکر
    201
    تشکر شده 221 بار در 107 ارسال

    پیش فرض

    :eek:نمیدونم دوستمون rezarstدوستار ماهی هاست یا قاتل اونها
    خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بی کرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن
    کورش کبیر

  15. 2 کاربر مقابل از بوئین عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  16. #30
    mehdi-p آواتار ها
    mehdi-p آفلاين است کاربر متوسط
    تا شقایق هست زندگی باید کرد
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    سن کاربر
    ............................
    محل سکونت
    ایلام،ایران
    نوشته ها
    210
    تشکر
    493
    تشکر شده 284 بار در 160 ارسال

    پیش فرض

    سلام این دوستمون rezarst باید یه گوسفندی چیزی برا خودش قربونی کنه یا اینقدر استغفار کنه که خدا ببخشدش وگرنه فکر کنم این ماهیا سر پل سراط گیرش بیارن اونقدر نذارن رد شه که دیگه .....:(

  17. 3 کاربر مقابل از mehdi-p عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  18. #31
    mehdi-p آواتار ها
    mehdi-p آفلاين است کاربر متوسط
    تا شقایق هست زندگی باید کرد
    تاریخ عضویت
    Aug 2011
    سن کاربر
    ............................
    محل سکونت
    ایلام،ایران
    نوشته ها
    210
    تشکر
    493
    تشکر شده 284 بار در 160 ارسال

    پیش فرض

    دوباره سلام راستی یادم رفت بگم که جدیدترین جنایت هام به شرح زیر است :)):
    1. مربوط میشه به جنایت های فلاور بالا که یکی از فامیلامون یروز یه کتفیش یا لجن خوار برام آورده بود 10 12 سانت میشد کتفیشه اما فلاور ما 29 سانت بود که به بلوغ رسیده بود و وحشی شده بود همون بار اول که کتفیشه رو انداختم تو آکواریوم یه دو سه بار فلاوره اذیتش کرد اما گفتم به هم عادت میکنن>:) اما یروز صبح بیدار شدم دیدم به به ببین چه کرده جوری لت و پارش کرده بود که نگو ، کتفیش اصلا شکل کتفیش نداشت
    2.دوباره مال فلاوره که مریض بود چند بار که حموم نمکش دادم هیچ تغییری نکرد یروز صبح بیدار شدم دیدم که یه چیزی مثل زگیل رو سرشه( البته هد نبود چیز دیگه بود یوقت نگین نفهمیده :))) چند روز بعد این زگیل رو سرش سوراخ شده بود ازش یه چیز سفید در میومد من و داداشم تصمیم گرفتیم آکواریوم رو خالی کنیم فلاور رو بندازیم تو تشت ببینیم چی میشه بعد دو سه ساعت اومدم دوباره حموم نمکش بدم اومدم یه بسته نمکو تو آب حل کردم بعد ریختم تو تشت بعدا یادم رفته بود دوباره آبش رو عوض کنم همون تو وقت بود بمیره بدنش سفید شده بود داشت نفس نفس میزد که رفتم تو حموم و با آب دوباره نجاتش دادم البته فلاوره خودش چند روز بعد مرد:((

  19. کاربر مقابل از mehdi-p عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  20. #32
    m.rahimi.m آواتار ها
    m.rahimi.m آفلاين است كاربر ویژه بخش بازارچه آبزیان
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    سن کاربر
    خیلی زیاد
    نوشته ها
    1,856
    تشکر
    8,929
    تشکر شده 8,348 بار در 2,065 ارسال

    پیش فرض

    دوست عزیزم rezarst خدا سوسکتون میکنه ها :d ماهی ها هم یخده بخدا هم چین بگی نگی گناه دارنااااااااااااااا;);)

  21. کاربر مقابل از m.rahimi.m عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  22. #33
    rezarst آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Feb 2012
    سن کاربر
    22
    محل سکونت
    اراک
    نوشته ها
    18
    تشکر
    6
    تشکر شده 12 بار در 7 ارسال

    پیش فرض

    حقیقتا این ها فقط اتفاقات زندگی هستند . اتفاق ها یی که برامون پیش میاد چه خوب چه بد وقتی بهش فکر می کنبم ناراحت میشیم شاید هم خوشحال 'نمیدونم ' در واقع می تونیم با ناراحتی بهشون فکر کنیم یا با خوشحالی ازشون بگذریم
    هیچ وقت نگذارید چیزی ناراحتتون کنه این ها جنایت که هیچ ناراحتی هم نیست هر کسی قلب داره حتی بد ترین جنایت کارها ولی برای کاراشون دلیل دارن

    چشمات رو ببند و فکر کن

  23. کاربر مقابل از rezarst عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده است:


  24. #34
    m e h d i . gh آواتار ها
    m e h d i . gh آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Apr 2012
    سن کاربر
    1364/2/21
    محل سکونت
    مارلیک
    نوشته ها
    27
    تشکر
    17
    تشکر شده 43 بار در 21 ارسال

    پیش فرض

    خوب حالا نوبت منه اولیش رو میگم . اولا که آکواریوم داشتم یه اسکار گرفته بودم. اسکارم بزرگ شد یه 30 35 شده بود تماما یکدست زرد لیمویی پررنگ بود که همچین رنگی ، رو اسکار تا الان ندیدم خیلی خوشگل بود . عاشقانه دوسش داشتم . یه روز با داداشم با مگس کش قرمز افتاده بودیم به جون هم . این در گیری تا پای آکواریوم کشید و من اینور تانک و داداشم اونور تانک به هم که نمیزدیم ، هی میخورد رو و بغل تانک این اسکار هم هی اینور و اونور اینقدر این تکرار شد یه هو دیدیم تاپی صدا اومد :confused: به اسکار خیره شدیم دیدیم بی حرکته دو باره شروع کردیم و باز صدا اومد :confused: بی حرکت شدیم دیدم از ته تانک 130 با شدت اومد زد اینور تانک چرا؟ همونجایی زد که من مکس کش قرمز رو بی حرکت گذاشته بودم بغل تانک گفتم یا ابوالفضل :eek:رفتم رو اپن مگس کش بازم دستم بود گذاشتم رو تانک این شیرجه زد بالا اومد بیرون افتاد کف آشپز خونه به زحمت چند دقیقه ای گرفتیمش انداختیم تو تانک دیدیم لبش یه وریه :confused:
    این جارو آرام و با ناراحتی بحونین
    بعد از چند دقیقه تن خود رو به موجهای سطح تانک سپرد و به سوی او شتافت :((
    اول حسابی داداشم رو زدم بعد رفتم تو زیر زمین اینقدر گریه کردم:(( که . . .

  25. 7 کاربر مقابل از m e h d i . gh عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  26. #35
    faryspeed آفلاين است کاربر معمولي
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    سن کاربر
    21
    محل سکونت
    بوشهر - اصفهان
    نوشته ها
    176
    تشکر
    312
    تشکر شده 214 بار در 100 ارسال

    پیش فرض

    یکی از دوستای پدرم توی اصفهان ۷ سال پیش اومدن خونمون و و آکواریوم مولی های مارو دید
    یه دفعه در اومد و گفت که ما هم یه آکواریوم داریم ۳ متره - گفتم چی توش نگه میداری گفت مار
    به هر روشی بود با پدر یه روز رفتیم خونشون یه مار واقعا وحشتناک پیتون داشت خیلی بزرگ بود که هر ۱۰-۱۵ روز یه همستر بهش میداد

    آقا فرداش من ۱۰-۱۵ تا از مولی هارو انتداختم توی پلاستیک یواشکی رفتم خونشون به مرده گفتم غذا آوردم برای مارت :))

    اینم نامردی نکرد در تانک رو برداشت و من ماهی هارو دونه دونه با دست انداختم جلوش هر کدوم رو توی ۲ دقیقه میخورد و اینقدر حال میکردم مینداختم اون طرف تانک اینم میپرید اون ور میگرفتش

  27. 5 کاربر مقابل از faryspeed عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  28. #36
    SajjaD75 آواتار ها
    SajjaD75 آفلاين است كاربر ساده
    تاریخ عضویت
    Nov 2011
    سن کاربر
    16
    نوشته ها
    15
    تشکر
    8
    تشکر شده 19 بار در 9 ارسال

    پیش فرض

    سلام

    بذارید منم یه خاطره ی باحال تعریف کنم فکر کنم با خاطرات همتون فرق داشته باشه همه ماهی رو میسوزونن من منجمدش کردم>:)

    خونه ی قبلیمون که بودیم توی آشپزخونه 2 تا یخچال داشتیم:rolleyes:

    منظورم یکی فریز و یکی هم یخچال معمولیه

    دقیقا یادم نیست کار با آکواریوم رو کی شروع کردم ولی اون اوایل عشق گلدفیش بودم یه سال هم موقع عید 5-6 تا از این گلدفیش های سه دم عید که توی آب سرد هستن خریده بودم خیلی ناز بودن و تا اواخر تابستون نگهشون داشتم تا اینکه قرار بریم مسافرت منم همه ی ماهی ها رو ریختم توی تشت و خواستم تشت رو بذارم توی یخچال که دیدم پره واسه همین فریزر که از 2-3 روز قبل خالی و خاموش بود رو به برق زدم و ماهی هارو گذاشتم توش

    البته نه همین جوری ! درجش رو آوردم روی 1 ولی نمیدونم بعد از مسافرت که اومدیم دیدم همشون یک وری کف تشت یخ زدن :eek: :eek:

    خلاصه تا 2-3 روز توی شوک بودم بعد از اون هم چون دیگه ماهی عید نبود زدم تو کار ماهی های آکواریومی الآن هم 2 تا اسکار چاق و چله با یه کت فیش 17 سانتی دارم:x:

  29. 2 کاربر مقابل از SajjaD75 عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  30. #37
    homa adl آفلاين است کاربر معمولي
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    سن کاربر
    26
    نوشته ها
    113
    تشکر
    191
    تشکر شده 75 بار در 45 ارسال

    پیش فرض

    دوتا پافر (لب شور) گرفتم انداختم تو آکو گیاهی سه روزه مردن

  31. #38
    m.rahimi.m آواتار ها
    m.rahimi.m آفلاين است كاربر ویژه بخش بازارچه آبزیان
    تاریخ عضویت
    Jun 2011
    سن کاربر
    خیلی زیاد
    نوشته ها
    1,856
    تشکر
    8,929
    تشکر شده 8,348 بار در 2,065 ارسال

    پیش فرض

    نقل قول نوشته اصلی توسط homa adl نمایش پست ها
    دوتا پافر (لب شور) گرفتم انداختم تو آکو گیاهی سه روزه مردن
    کار شما جنایت نبوده بی احتیاطی بوده خودتونو سرزنش نکنید:-

  32. 3 کاربر مقابل از m.rahimi.m عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  33. #39
    homa adl آفلاين است کاربر معمولي
    تاریخ عضویت
    Apr 2011
    سن کاربر
    26
    نوشته ها
    113
    تشکر
    191
    تشکر شده 75 بار در 45 ارسال

    پیش فرض

    پسر عمه ام یه پولی چهار سانتی گرفته بود همین که انداخته بودش یکی از مولی هاش رو خورده بود برای همیت داده بودش به مامان بزرگم که اونم انداخته بودش تو یه تنگ سه چهار لیتری با دو ت ماهی قرمز و تا بیست روز به همشون نون میداد بخورن :confused:دلم براش سوخت آوردمش تو آکو خودم از دست غذا می خورد و عاشقانه دوسش داشتم :x:گذشت و حسابی بزرگ شده بود تا اینکه طی سه روز سه چهار بار از آکو پرید بیرون و هر بار فهمیدیم و برش گردوندیم ولی فک می کردم کسی در آکو رو باز گذاشته :confused:تا یه شب ساعت سه از خواب بیدار شدم (اصلا عادت ندارم بی دلیل بیدار بشم) و صدای در آکو رو شنیدم:( اصلا از جام بلند نشدم و چند دیقه ای گذشت و دوباره خوابیدم صبح مامانم صدام کرد جنازه خشک شده ش رو فرش بود :((:((:((و بد تر از اون اینکه پولک های زیر شکمش در اثر کشیده شدن به شیشه لبه آکو کنده شده و به خون اقتاده خودش رو به زور از آکو انداخته بود بیرون احتمالا دچار افسردگی حاد شده بود :(و به علت اینکه بسیار درونگرا بود من نفهمیده بودم شاید هم به دنبال اتوپیا می گشت در هر صورت کلی گریه کردم تا سه چهار روزم حسابی تو لک بودم که هی میومدن دلداریم می دادن
    :((:((:(( زیبای من یادت گرامی

  34. 4 کاربر مقابل از homa adl عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


  35. #40
    m.j.n آواتار ها
    m.j.n آفلاين است کاربر معمولي
    هدف،تلاش،کوشش
    تاریخ عضویت
    Mar 2012
    سن کاربر
    22
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    114
    تشکر
    151
    تشکر شده 463 بار در 154 ارسال

    Talking عملیات پزشکی !!!!

    دوران 15 16 سالگی
    یه گورامی دارف داشتم داشت می مرد به فکر شک الکتریکی افتادم شاید احیا شه !!! نترسین به برق اونم 220 وصل نکردم عقلم رسید (خیر سرم) از بابا پرسیدم آب سرد و گرم شک میده؟
    گفت آره دو تا لیوان یکی سرد یکی گرم ، از دم گرفتم کردمش تو لیوان سرد بعد تو گرم بعد سه بار تو دستم مثل چوب شد دیگه روم نشد تو آک بزارمش یه راست سطل آشغال

  36. 10 کاربر مقابل از m.j.n عزیز به خاطر این پست مفید تشکر کرده اند.


صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
قدرت گرفته از ویبولتین ،اکنون ساعت 11:10 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.
کليه حقوق اين سايت متعلق به  شرکت فرهنگ سازان  است.هر گونه استفاده از مطالب اين سايت پيگرد قانوني دارد
سئو و بهينه سازي : سئو
Powered by vBulletin® Version 4.2.2 Copyright © 2014 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved